پرش به محتوای اصلی

جبر و معادله (هشتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

جبر و معادله (هشتم)

جبر یعنی حساب‌کردن با حرف به‌جای عدد. این فصل چهار مهارت به تو می‌دهد: ساده‌کردن عبارت‌های جبری، جایگذاری عدد در آن‌ها، تجزیه، و در پایان حل معادله. جالب است بدانی خودِ واژهٔ «جبر» از کتاب «الجبر و المقابله»ی خوارزمی گرفته شده، و واژهٔ «الگوریتم» هم از تلفظ اروپاییِ نام او درآمده است.

عبارت جبری و جمله‌های متشابه

عبارت جبری ترکیبی از عددها، حرف‌ها (متغیرها) و عملگرهاست. متغیر حرفی است که جای یک عدد ناشناخته می‌نشیند. جمله هر بخشی از عبارت است که با ++ یا - از بقیه جدا می‌شود؛ مثلاً 3x25x+23x^2 - 5x + 2 سه جمله دارد.

دو جمله متشابهاند اگر قسمت حرفی‌شان کاملاً یکسان باشد — هم همان حرف‌ها، هم همان توان‌ها. پس 3x3x و 7x-7x متشابه‌اند، و 2xy2xy و 5yx5yx هم متشابه‌اند (چون ترتیب در ضرب مهم نیست). ولی 3x23x^2 و 5x5x متشابه نیستند، چون توان‌ها فرق دارند.

فقط جمله‌های متشابه را می‌توان با هم جمع یا کم کرد، و کار ساده است: ضریب‌ها را جمع کن و قسمت حرفی را دست‌نخورده بگذار.

3x+5x=8x7a22a2+a2=6a23x + 5x = 8x \qquad 7a^2 - 2a^2 + a^2 = 6a^2

منطقش دقیقاً مثل شمردن است: ۳ تا xx به‌علاوهٔ ۵ تا xx می‌شود ۸ تا xx. یک نکتهٔ ریز: وقتی می‌نویسی xx، ضریبش 11 است — این 11 نامرئی را در جمع‌ها فراموش نکن.

یادآوری قانون‌های توان

a1=aa0=1 (a0)1n=1am×an=am+nan×bn=(ab)na^1 = a \qquad a^0 = 1 \ (a \neq 0) \qquad 1^n = 1 \qquad a^m \times a^n = a^{m+n} \qquad a^n \times b^n = (ab)^n

در ضرب توان‌های هم‌پایه، توان‌ها جمع می‌شوند، نه ضرب. یعنی a2×a3=a5a^2 \times a^3 = a^5، نه a6a^6.

چرا a0=1a^0 = 1؟ چون از همان قانون بالا: a2×a0=a2+0=a2a^2 \times a^0 = a^{2+0} = a^2، پس a0=a2a2=1a^0 = \frac{a^2}{a^2} = 1. یعنی این یک قرارداد دلخواه نیست، نتیجهٔ منطقی است.

توزیع‌پذیری — باز کردن پرانتز

a(b+c)=ab+aca(b + c) = ab + ac

منطق هندسی‌اش ساده است: مستطیلی به عرض aa و طول (b+c)(b+c) را به دو قطعه تقسیم کن؛ مساحت کل برابر ab+acab + ac می‌شود.

3(2x1)=6x32(y1)=2y+22x(3ab)=6ax2bx3(2x - 1) = 6x - 3 \qquad -2(y - 1) = -2y + 2 \qquad 2x(3a - b) = 6ax - 2bx

اگر عدد بیرون پرانتز منفی باشد، علامت همهٔ جمله‌های داخل عوض می‌شود. و منهای تنها پشت پرانتز، در واقع ضرب در (1)(-1) است:

(ab+1)=a+b1-(a - b + 1) = -a + b - 1

این پرتکرارترین نقطهٔ اشتباه کل فصل است. (ab)-(a-b) برابر a+b-a+b است، نه ab-a-b.

ضرب دو پرانتز

(a+b)(c+d)=ac+ad+bc+bd(a+b)(c+d) = ac + ad + bc + bd

هر جملهٔ پرانتز اول را در تک‌تک جمله‌های پرانتز دوم ضرب کن. اینجا هم تفسیر هندسی داریم: مستطیلی با ضلع‌های (a+b)(a+b) و (c+d)(c+d) به چهار قطعه تقسیم می‌شود.

(x+2)(x+1)=x2+x+2x+2=x2+3x+2(x+2)(x+1) = x^2 + x + 2x + 2 = x^2 + 3x + 2
(3x2)(2x3)=6x29x4x+6=6x213x+6(3x-2)(2x-3) = 6x^2 - 9x - 4x + 6 = 6x^2 - 13x + 6

یک ترفند برای اطمینان از اینکه چیزی جا نمانده: تعداد جمله‌های حاصل قبل از ساده‌سازی، برابر حاصل‌ضرب تعداد جمله‌های دو پرانتز است. پس (a+b+c)(d+e)(a+b+c)(d+e) باید 3×2=63 \times 2 = 6 جمله بدهد.

روش کلی ساده‌کردن هر عبارت هم چهار گام دارد: اول پرانتزها را باز کن، بعد جمله‌های متشابه را کنار هم بگذار، ضریب‌هایشان را جمع بزن، و نتیجه را از بالاترین توان به پایین مرتب بنویس.

3(2x1)+2(x+3)=6x3+2x+6=8x+33(2x-1) + 2(x+3) = 6x - 3 + 2x + 6 = 8x + 3
(ab+1)+2(2a+b3)=a+b1+4a+2b6=3a+3b7-(a-b+1) + 2(2a+b-3) = -a+b-1+4a+2b-6 = 3a + 3b - 7

سه اتحاد پرکاربرد

از همان فرمول ضرب دو پرانتز، سه هویت مهم بیرون می‌آید که باید بازشناسی‌شان کنی:

(a+b)(ab)=a2b2(a+b)2=a2+2ab+b2(ab)2=a22ab+b2(a+b)(a-b) = a^2 - b^2 \qquad (a+b)^2 = a^2 + 2ab + b^2 \qquad (a-b)^2 = a^2 - 2ab + b^2

اثبات اولی: a2ab+abb2a^2 - ab + ab - b^2 که جمله‌های میانی حذف می‌شوند. اثبات دومی: (a+b)(a+b)=a2+ab+ab+b2(a+b)(a+b) = a^2 + ab + ab + b^2.

مهم‌ترین هشدار این فصل: (a+b)2(a+b)^2 برابر a2+b2a^2 + b^2 نیست. مثلاً (3+4)2=49(3+4)^2 = 49 است، نه 9+16=259 + 16 = 25. جملهٔ میانی 2ab2ab حتماً باید باشد.

تفسیر هندسی همین را نشان می‌دهد: مربعی با ضلع (a+b)(a+b) به چهار قطعه تقسیم می‌شود — یک مربع a2a^2، یک مربع b2b^2، و دو مستطیل به مساحت abab. آن دو مستطیل همان 2ab2ab هستند.

این اتحادها محاسبهٔ ذهنی را هم خیلی سریع می‌کنند:

99×101=(1001)(100+1)=100001=999999 \times 101 = (100-1)(100+1) = 10000 - 1 = 9999
32×28=(30+2)(302)=9004=89632 \times 28 = (30+2)(30-2) = 900 - 4 = 896
1012=(100+1)2=10000+200+1=10201101^2 = (100+1)^2 = 10000 + 200 + 1 = 10201

ایده‌اش این است: هر دو عدد را نسبت به میانگینشان (که معمولاً عددی گرد است) بنویس؛ یکی ++ فاصله و دیگری - همان فاصله.

الگوهای عددی و نمایش جبری عددها

عبارت جبری می‌تواند قاعدهٔ یک الگو را نشان دهد. مثلاً الگوی 1,3,5,7,1, 3, 5, 7, \ldots قاعده‌اش 2n12n - 1 است.

نکتهٔ جالب اینکه چند عبارت جبریِ متفاوت می‌توانند یک الگوی واحد را توصیف کنند؛ مثلاً 3n+13n+1 و 4+(n1)×34 + (n-1)\times3 و 1+n+n+n1+n+n+n همه یکی هستند و با ساده‌کردن به هم می‌رسند. هر کدام فقط یک روش دیدن مسئله است.

برای پیدا کردن قاعده از روی چند جملهٔ اول، اختلاف جمله‌های متوالی را نگاه کن: اگر اختلاف‌ها ثابت بود، الگو خطی است؛ اگر اختلاف اختلاف‌ها ثابت شد، الگو درجه دوم است. مثلاً در 1,4,9,16,251, 4, 9, 16, 25 اختلاف‌ها 3,5,7,93, 5, 7, 9 و اختلاف دوم همیشه 22 است، پس an=n2a_n = n^2.

نمایش جبری عددها هم خیلی به کار می‌آید:

ab=10a+babc=100a+10b+c\overline{ab} = 10a + b \qquad \overline{abc} = 100a + 10b + c

با همین می‌شود چیزهای قشنگی ثابت کرد. مثلاً مجموع یک عدد دورقمی با عددی که رقم‌هایش جابه‌جا شده، همیشه مضرب 1111 است:

(10a+b)+(10b+a)=11a+11b=11(a+b)(10a+b) + (10b+a) = 11a + 11b = 11(a+b)

پیدا کردن مقدار یک عبارت جبری

حالا عبارت جبری را مثل یک قاعده یا دستورالعمل به کار می‌بریم: مقدار متغیر را می‌دانیم و مقدار کل عبارت را حساب می‌کنیم.

تصویر ذهنی خوبی که کتاب می‌دهد ماشین عددساز است: عددی وارد می‌شود (ورودی)، ماشین کاری روی آن انجام می‌دهد (عملیات)، و عددی بیرون می‌آید (خروجی). اگر خروجی یک ماشین را به ورودی ماشین بعدی وصل کنی، ماشین ترکیبی می‌سازی:

x×77x+47x+4=yx \xrightarrow{\times 7} 7x \xrightarrow{+4} 7x + 4 = y

در رابطهٔ y=2x3y = 2x - 3، متغیر xx مستقل است (ما انتخابش می‌کنیم) و yy وابسته است (مقدارش به xx بستگی دارد). برای هر xx دقیقاً یک yy درمی‌آید. جدول مقادیر همین رابطه را مرتب نشان می‌دهد، و هر سطرش مثل (2,5)(2, 5) در واقع یک نقطه روی نمودار است — رابطه‌های y=ax+by = ax+b خط مستقیم می‌دهند و y=ax2y = ax^2 سهمی.

روش جایگذاری هم سه گام دارد: متغیر را پیدا کن، عدد را داخل پرانتز جایش بگذار، و با رعایت ترتیب عملیات (اول توان، بعد ضرب و تقسیم، بعد جمع و تفریق) حساب کن.

3x1 برای x=2:3(2)1=73x - 1 \text{ برای } x = -2: \quad 3(-2) - 1 = -7
A=3x22x+5 برای x=1:3(1)+2+5=10A = 3x^2 - 2x + 5 \text{ برای } x = -1: \quad 3(1) + 2 + 5 = 10

تلهٔ پرانتز — خیلی مهم:

(2)2=4ولی22=4(-2)^2 = 4 \qquad \text{ولی} \qquad -2^2 = -4

در اولی کل 2-2 به توان می‌رسد؛ در دومی فقط 22 به توان می‌رسد و بعد نتیجه منفی می‌شود. به همین دلیل عددهای منفی را همیشه داخل پرانتز جایگذاری کن.

معکوس‌کردن ماشین: اگر خروجی را بدانی و ورودی را بخواهی، عملیات‌ها را به ترتیب معکوس و با عمل معکوس انجام بده. برای ماشینِ بالا اگر خروجی 3939 باشد: اول 394=3539 - 4 = 35 و بعد 35÷7=535 \div 7 = 5، پس x=5x = 5.

اثبات جبری — چرا مثال زدن کافی نیست

یکی از زیباترین کاربردهای جبر، اثبات ویژگی‌های همهٔ عددهاست، بدون بررسی تک‌تک حالت‌ها.

عدد زوج را 2n2n و عدد فرد را 2n12n-1 (یا 2n+12n+1) می‌نویسیم. حالا:

2m×2n=4mn=2(2mn)زوج × زوج = زوج2m \times 2n = 4mn = 2(2mn) \quad \Rightarrow \quad \text{زوج × زوج = زوج}
2n(2m1)=2[n(2m1)]زوج × فرد = زوج2n(2m-1) = 2\big[n(2m-1)\big] \quad \Rightarrow \quad \text{زوج × فرد = زوج}
(2m1)+(2n1)=2(m+n1)فرد + فرد = زوج(2m-1)+(2n-1) = 2(m+n-1) \quad \Rightarrow \quad \text{فرد + فرد = زوج}
2m+(2n1)=2(m+n)1زوج + فرد = فرد2m + (2n-1) = 2(m+n) - 1 \quad \Rightarrow \quad \text{زوج + فرد = فرد}

منطق همه‌شان یکی است: اگر نتیجه به شکل 2×(عدد صحیح)2 \times (\text{عدد صحیح}) درآمد زوج است، و اگر به شکل 2×(عدد)±12\times(\text{عدد}) \pm 1 درآمد فرد.

چند مثال زدن اثبات نیست. اینکه 2×4=82 \times 4 = 8 و 6×8=486 \times 8 = 48 زوج شدند فقط نشان می‌دهد در همان چند مورد درست بوده. اثبات جبری نشان می‌دهد همیشه درست است.

نمونهٔ دیگر با همین روش: مجموع سه عدد صحیح متوالی همیشه بر 33 بخش‌پذیر است. عدد وسط را nn بگیر:

(n1)+n+(n+1)=3n(n-1) + n + (n+1) = 3n

پس مثلاً 37+38+39=3×38=11437+38+39 = 3 \times 38 = 114، بدون جمع مستقیم.

گاهی هم لازم است حالت‌بندی کنی: اگر ادعا به زوج یا فرد بودن nn بستگی دارد، یک بار n=2kn = 2k و یک بار n=2k+1n = 2k+1 بگذار؛ اگر در هر دو حالت درست بود، اثبات کامل است.

تجزیه — معکوسِ باز کردن پرانتز

تجزیه یعنی یک جمع یا تفریق را به شکل ضرب بنویسی. دقیقاً عکس توزیع‌پذیری:

a(b+c)باز کردنab+acتجزیه\underbrace{a(b+c)}_{\text{باز کردن}} \longleftrightarrow \underbrace{ab + ac}_{\text{تجزیه}}

عامل مشترک چیزی است که در همهٔ جمله‌ها وجود دارد و می‌تواند بیرون پرانتز برود. برای پیدا کردنش:

۱) ب.م.م ضریب‌های عددی را بگیر. ۲) برای هر حرف، کمترین توانی که در همهٔ جمله‌ها هست را بردار. ۳) این دو را در هم ضرب کن. ۴) در پایان جواب را دوباره پخش کن تا مطمئن شوی به عبارت اول می‌رسی.

6x+9y=3(2x+3y)4x2y+6xy2=2xy(2x+3y)6x + 9y = 3(2x + 3y) \qquad 4x^2y + 6xy^2 = 2xy(2x + 3y)
8x2y34xy2=4xy2(2xy1)12x3y218x2y3=6x2y2(2x3y)8x^2y^3 - 4xy^2 = 4xy^2(2xy - 1) \qquad 12x^3y^2 - 18x^2y^3 = 6x^2y^2(2x - 3y)

چرا کمترین توان؟ چون عامل مشترک باید در هر جمله موجود باشد. اگر یکی a2a^2 دارد و دیگری a3a^3، هر دو حداقل a2a^2 دارند، پس a2a^2 بیرون می‌رود.

تجزیه با گروه‌بندی

وقتی عبارتی چهار جمله دارد و عامل مشترک ساده‌ای بین همه‌شان نیست، جمله‌ها را دوتا-دوتا گروه‌بندی کن، از هر گروه عامل مشترکش را بیرون ببر، و ببین آیا یک پرانتز مشترک ظاهر می‌شود:

ax+2a+3x+6=a(x+2)+3(x+2)=(a+3)(x+2)ax + 2a + 3x + 6 = a(x+2) + 3(x+2) = (a+3)(x+2)
x3+3x2+2x+6=x2(x+3)+2(x+3)=(x2+2)(x+3)x^3 + 3x^2 + 2x + 6 = x^2(x+3) + 2(x+3) = (x^2+2)(x+3)

ساده‌کردن کسرهای جبری

دقیقاً مثل کسرهای عددی: اول صورت و مخرج را تجزیه کن، بعد عامل‌های مشترک را حذف کن.

a2aabb=a(a1)b(a1)=ab(a1, b0)\frac{a^2 - a}{ab - b} = \frac{a(a-1)}{b(a-1)} = \frac{a}{b} \qquad (a \neq 1,\ b \neq 0)
a2bab2a3b2a2b3=ab(ab)a2b2(ab)=1ab\frac{a^2b - ab^2}{a^3b^2 - a^2b^3} = \frac{ab(a-b)}{a^2b^2(a-b)} = \frac{1}{ab}

تلهٔ بزرگ: فقط عامل‌ها (چیزهایی که در ضرب‌اند) حذف می‌شوند، نه جمله‌ها. نوشتن a+ba+c=bc\frac{a+b}{a+c} = \frac{b}{c} کاملاً غلط است. اول تجزیه، بعد حذف.

همچنین از اتحاد اختلاف دو مربع می‌شود برای تجزیه استفاده کرد: x24=(x+2)(x2)x^2 - 4 = (x+2)(x-2). و در سؤال‌های ترکیبی گاهی باید هر دو ابزار را کنار هم بگذاری. مثلاً برای تجزیهٔ x26x+9y2x^2 - 6x + 9 - y^2: سه جملهٔ اول یک مربع کامل‌اند، پس عبارت می‌شود (x3)2y2(x-3)^2 - y^2 که خودش اختلاف دو مربع است و به (x3+y)(x3y)(x-3+y)(x-3-y) تجزیه می‌شود.

معادله

معادله تساوی‌ای است که مجهول دارد و ما دنبال مقداری هستیم که آن تساوی را درست کند. مثلاً در 5x+10=655x + 10 = 65 جواب x=11x = 11 است، چون 55+10=6555 + 10 = 65.

اصل حل معادله: معادله مثل یک ترازوی متعادل است. هر عملی که روی یک کفه انجام دهی، باید روی کفهٔ دیگر هم انجام دهی تا تعادل حفظ شود.

5x+10=65  10  5x=55  ÷5  x=115x + 10 = 65 \ \xrightarrow{\ -10\ }\ 5x = 55 \ \xrightarrow{\ \div 5\ }\ x = 11

نتیجهٔ عملی همین اصل: وقتی جمله‌ای از یک طرف به طرف دیگر می‌رود، علامتش عوض می‌شود.

2x+3=x+72xx=73x=42x + 3 = x + 7 \Rightarrow 2x - x = 7 - 3 \Rightarrow x = 4

الگوریتم کلی حل: ۱) پرانتزها را باز کن. ۲) اگر کسر دارد، هر دو طرف را در ک.م.م مخرج‌ها ضرب کن. ۳) مجهول‌ها را یک طرف و عددهای ثابت را طرف دیگر ببر (با تغییر علامت). ۴) جمله‌های متشابه را جمع کن. ۵) بر ضریب مجهول تقسیم کن. ۶) جواب را جایگذاری و بررسی کن.

2(x1)=3(x+4)2x2=3x+12x=14x=142(x-1) = 3(x+4) \Rightarrow 2x - 2 = 3x + 12 \Rightarrow -x = 14 \Rightarrow x = -14

برای معادله‌های کسری دو راه داری. راه اول جابه‌جا کردن کسرها، و راه دوم ضرب در ک.م.م:

x213=56 ×6 3x2=5x=73\frac{x}{2} - \frac{1}{3} = \frac{5}{6} \ \xrightarrow{\times 6}\ 3x - 2 = 5 \Rightarrow x = \frac{7}{3}

هر دو روش درست‌اند. فقط حواست باشد که ک.م.م باید در همهٔ جمله‌های هر دو طرف ضرب شود، نه فقط در جمله‌های کسری. و اگر معادله دقیقاً دو کسر داشته باشد، ضرب ضربدری سریع‌ترین راه است:

x+12=x+233(x+1)=2(x+2)x=1\frac{x+1}{2} = \frac{x+2}{3} \Rightarrow 3(x+1) = 2(x+2) \Rightarrow x = 1

انتخاب هوشمندانهٔ مجهول

گاهی انتخاب درست مجهول، معادله را چند برابر ساده‌تر می‌کند. مثال کلاسیک: «مجموع پنج عدد متوالی 6565 است؛ عدد وسط چند است؟»

اگر عدد اول را xx بگیری: x+(x+1)++(x+4)=5x+10=65x + (x+1) + \cdots + (x+4) = 5x + 10 = 65، پس x=11x = 11 و عدد وسط 1313 می‌شود.

اما اگر عدد وسط را xx بگیری، جمله‌های منفی و مثبت همدیگر را حذف می‌کنند:

(x2)+(x1)+x+(x+1)+(x+2)=5x=65x=13(x-2) + (x-1) + x + (x+1) + (x+2) = 5x = 65 \Rightarrow x = 13

هر دو درست‌اند، ولی دومی یک گام کوتاه‌تر است.

در مسئله‌های کلامی همیشه اول مجهول را دقیق تعریف کن، بعد معادله بنویس. مثلاً در مسئله‌های سن، حواست باشد همه با گذشت زمان پیر می‌شوند: اگر پدر 4545 ساله و فرزندان 99 و 1414 ساله‌اند و می‌پرسند چند سال بعد سن پدر برابر مجموع سن فرزندان می‌شود:

45+t=(9+t)+(14+t)45+t=23+2tt=2245 + t = (9+t) + (14+t) \Rightarrow 45 + t = 23 + 2t \Rightarrow t = 22

وقتی معادله جواب ندارد یا بی‌نهایت جواب دارد

گاهی در حل معادله مجهول کاملاً حذف می‌شود. دو حالت پیش می‌آید:

2x+3=2x+73=7(تناقض ← بدون جواب)2x + 3 = 2x + 7 \Rightarrow 3 = 7 \quad \text{(تناقض ← بدون جواب)}
2x+4=2(x+2)0=0(همیشه درست ← بی‌نهایت جواب)2x + 4 = 2(x+2) \Rightarrow 0 = 0 \quad \text{(همیشه درست ← بی‌نهایت جواب)}

هر معادلهٔ خطی در نهایت به فرم ax=bax = b می‌رسد. اگر a0a \neq 0 باشد جواب یکتاست (x=bax = \frac{b}{a})؛ اگر a=0a = 0 و b0b \neq 0 باشد جواب ندارد؛ و اگر هر دو صفر باشند بی‌نهایت جواب دارد.

پس اگر به 3=73 = 7 رسیدی، لزوماً اشتباه نکرده‌ای — شاید معادله واقعاً جواب ندارد.

و یک نکتهٔ دیگر: معادلهٔ x2=kx^2 = k برای k>0k > 0 همیشه دو جواب دارد. مثلاً x2=9x^2 = 9 هم x=3x = 3 را قبول می‌کند هم x=3x = -3.

تله‌های رایج این فصل

  • 3x3x و 3x23x^2 متشابه نیستند؛ توان‌ها هم باید یکی باشند.
  • منهای پشت پرانتز روی همهٔ جمله‌ها اثر می‌گذارد، نه فقط اولی.
  • در ضرب هم‌پایه توان‌ها جمع می‌شوند: a2×a3=a5a^2 \times a^3 = a^5.
  • 3a×2a=6a23a \times 2a = 6a^2، نه 6a6a.
  • در ضرب دو پرانتز هیچ ضربی را جا نینداز.
  • (a+b)2a2+b2(a+b)^2 \neq a^2 + b^2 — جملهٔ 2ab2ab را فراموش نکن.
  • در تجزیه کمترین توان مشترک بیرون می‌رود، نه بیشترین.
  • در کسر جبری فقط عامل‌ها حذف می‌شوند، نه جمله‌ها.
  • عددهای منفی را هنگام جایگذاری داخل پرانتز بگذار.
  • در انتقال جمله به طرف دیگر معادله، علامت عوض می‌شود.
  • ک.م.م را در همهٔ جمله‌های هر دو طرف ضرب کن.
  • تقسیم باید روی همهٔ جمله‌های صورت انجام شود: 5x+105=x+2\frac{5x+10}{5} = x+2.
  • جواب را همیشه جایگذاری کن؛ چند ثانیه وقت می‌گیرد و از خطا جلوگیری می‌کند.

دو نمونهٔ کوتاه

۱) حاصل (2x3)(x+4)(x1)(2x+5)(2x-3)(x+4) - (x-1)(2x+5) را ساده کن.

هر ضرب را جدا باز می‌کنیم:

(2x3)(x+4)=2x2+5x12(x1)(2x+5)=2x2+3x5(2x-3)(x+4) = 2x^2 + 5x - 12 \qquad (x-1)(2x+5) = 2x^2 + 3x - 5

حالا تفریق می‌کنیم (دقت کن علامت همهٔ جمله‌های دومی عوض می‌شود):

2x2+5x122x23x+5=2x72x^2 + 5x - 12 - 2x^2 - 3x + 5 = 2x - 7

جمله‌های x2x^2 کاملاً حذف شدند.

۲) مجموع سن رضا و برادرش امروز 2424 سال است. 66 سال دیگر سن رضا دو برابر سن برادرش می‌شود. سن هرکدام امروز چقدر است؟

سن امروز رضا را xx می‌گیریم، پس سن برادر 24x24-x است. شش سال بعد سنشان x+6x+6 و 30x30-x می‌شود:

x+6=2(30x)x+6=602x3x=54x=18x + 6 = 2(30 - x) \Rightarrow x + 6 = 60 - 2x \Rightarrow 3x = 54 \Rightarrow x = 18

پس رضا 1818 و برادرش 66 سال دارد. بررسی: شش سال بعد 24=2×1224 = 2 \times 12. درست است.

جبر در فرمول‌های علمی و هندسی

خیلی از فرمول‌هایی که در علوم و هندسه می‌بینی، در واقع عبارت‌های جبری‌اند که چند کمیت را به هم وصل می‌کنند. کار با آن‌ها دقیقاً همان جایگذاری است.

کمیت فرمول
مساحت مستطیل S=l×wS = l \times w
مساحت ذوزنقه S=(a+b)×h2S = \dfrac{(a+b) \times h}{2}
حجم منشور V=Sقاعده×hV = S_{\text{قاعده}} \times h
مساحت کل مکعب‌مستطیل S=2(ab+bc+ac)S = 2(ab + bc + ac)
انرژی پتانسیل U=m×g×hU = m \times g \times h

مثلاً برای مکعب‌مستطیلی با a=2a=2، b=6b=6 و c=3c=3:

S=2(2×6+6×3+2×3)=2×36=72S = 2(2\times6 + 6\times3 + 2\times3) = 2 \times 36 = 72

یا زمین ورزشی‌ای که عرضش xx و طولش 2x2x باشد، مساحتش 2x22x^2 است؛ برای x=9x = 9 می‌شود 162162 متر مربع.

نکتهٔ کوچکی که کار را آسان می‌کند: حرف‌های به‌کاررفته در فرمول‌های علمی معمولاً حرف اول واژهٔ انگلیسی‌اند — mm از mass، hh از height، dd از distance.

و همین معادله‌ها در حل مسئله هم به کار می‌آیند. در فرمول کار W=FdW = F \cdot d، اگر W=12W = 12 و F=4F = 4 باشد، از 12=4d12 = 4d نتیجه می‌گیریم d=3d = 3. یا در هندسه، اگر دو زاویه مکمل باشند:

(3y70°)+(2y10°)=180°5y=260°y=52°(3y - 70°) + (2y - 10°) = 180° \Rightarrow 5y = 260° \Rightarrow y = 52°

چند نکتهٔ تکمیلی

اثبات بخش‌پذیری بر ۳ با جبر. با نمایش abc=100a+10b+c\overline{abc} = 100a + 10b + c می‌توان نوشت:

100a+10b+c=99a+9b+(a+b+c)=9(11a+b)+(a+b+c)100a + 10b + c = 99a + 9b + (a+b+c) = 9(11a+b) + (a+b+c)

قسمت اول همیشه بر 33 بخش‌پذیر است، پس بخش‌پذیری کل عدد فقط به (a+b+c)(a+b+c) بستگی دارد. همان قاعده‌ای که از قبل می‌دانستی، حالا اثبات شد.

توان سوم دوجمله‌ای. برای کنجکاوی، از ضرب (a+b)(a+b) در (a+b)2(a+b)^2 به این می‌رسیم:

(a+b)3=a3+3a2b+3ab2+b3(a+b)^3 = a^3 + 3a^2b + 3ab^2 + b^3

فعلاً لازم نیست حفظش کنی؛ کافی است بدانی از کجا می‌آید.

تفاوت x2x^2 و 2x2x. این دو کاملاً فرق دارند: x2x^2 یعنی xx در خودش، ولی 2x2x یعنی xx در عدد ثابت 22. برای x=3x=3 اولی 99 می‌شود و دومی 66.

و یک بار دیگر دربارهٔ پرانتز: (x)2=x2(-x)^2 = x^2 ولی x2-x^2 منفی می‌ماند. پس (a+b)2-(a+b)^2 یعنی اول (a+b)2(a+b)^2 را حساب کن و بعد کل نتیجه را منفی کن:

(a+b)2=a22abb2-(a+b)^2 = -a^2 - 2ab - b^2

جمع‌بندی

این فصل چهار مهارت به هم پیوسته دارد. ساده‌کردن: پرانتزها را با توزیع‌پذیری باز کن و جمله‌های متشابه را جمع بزن. جایگذاری: عدد را داخل پرانتز بگذار و ترتیب عملیات را رعایت کن — و یادت باشد جبر ابزار اثبات است، نه فقط محاسبه. تجزیه: عکس توزیع‌پذیری؛ ب.م.م ضریب‌ها و کمترین توان هر حرف را بیرون ببر، و اتحادهای (a±b)2(a\pm b)^2 و a2b2a^2 - b^2 را بشناس. معادله: ترازو را متعادل نگه دار، جمله‌ها را با تغییر علامت جابه‌جا کن، و آخرش جواب را بررسی کن. اگر این چهار مهارت را با هم داشته باشی، هم مسئله‌های کلامی و هم سؤال‌های ترکیبی این فصل برایت شدنی می‌شوند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. اگر x2y2=12x^2 - y^2 = 12 و xy=3x - y = 3 باشد، مقدار x+yx + y کدام است؟

  • 44
  • 66
  • 99
  • 33

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«44» درست است. با تجزیهٔ تفاضلِ مربعات، x2y2=(xy)(x+y)x^2-y^2=(x-y)(x+y)؛ چون xy=3x-y=3، داریم 3(x+y)=123(x+y)=12 پس x+y=4x+y=4. گزینهٔ نادرستِ «66» از دوبرابر کردنِ نادرستِ xyx-y (یعنی 2×3=62\times3=6، با خلطِ ضریبِ 22 از اتحادهایِ دیگر مانندِ (ab)2(a-b)^2) ناشی می‌شود؛ «99» از تفریق به‌جایِ تقسیم پدید می‌آید: 123=912-3=9؛ و «33» از تکرارِ سادهٔ مقدارِ xyx-y به‌عنوانِ پاسخ (بدونِ انجامِ محاسبه، فرضِ نادرستِ x+y=xyx+y=x-y) ناشی می‌شود. تلهٔ تستی: x2y2x^2-y^2 همیشه با فرمولِ تفاضلِ مربعات (xy)(x+y)(x-y)(x+y) تجزیه می‌شود؛ کافی است xyx-y را در معادله جای‌گذاری و برایِ x+yx+y حل کرد، بدونِ نیاز به یافتنِ مقادیرِ جداگانهٔ xx و yy.

2. حاصل ساده‌سازی a2bab2a2b2\frac{a^2b - ab^2}{a^2b^2} به ازای ab0ab \neq 0 کدام است؟

  • 1ab\frac{1}{ab}
  • abab\frac{a-b}{ab}
  • aba-b
  • 1a1b\frac{1}{a} - \frac{1}{b}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«abab\frac{a-b}{ab}» درست است. با تجزیهٔ صورت و مخرج و حذف عاملِ مشترک به پاسخ درست می‌رسیم. گزینه‌های نادرست «1ab\frac{1}{ab}»، «aba-b» و «1a1b\frac{1}{a} - \frac{1}{b}» از حذف جمله‌ها به جای عوامل، تجزیهٔ ناقص، یا نادیده‌گرفتن علامت ناشی می‌شوند. تلهٔ تستی: در کسر جبری فقط عوامل مشترک (که ضرب شده‌اند) حذف می‌شوند نه جمله‌ها؛ برای همین باید اول صورت و مخرج را تجزیه کرد.

3. معادله x+12x13=x6\frac{x+1}{2} - \frac{x-1}{3} = \frac{x}{6} چند جواب دارد؟

  • یک جواب
  • دو جواب
  • بی‌نهایت جواب
  • هیچ جوابی ندارد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«هیچ جوابی ندارد» درست است. با ساده‌کردن معادله و بررسی اینکه مجهول باقی می‌ماند یا حذف می‌شود به پاسخ درست می‌رسیم. گزینه‌های نادرست «یک جواب»، «دو جواب» و «بی‌نهایت جواب» حالت نادرستِ تعداد جواب (یک/بی‌نهایت/بدون) را بیان می‌کنند. تلهٔ تستی: اگر پس از ساده‌سازی مجهول حذف شود و تساوی نادرست بماند معادله بی‌جواب است، و اگر تساوی همیشه‌درست شود بی‌نهایت جواب دارد؛ خلط این دو حالت خطای رایج است.

4. کدام عبارت با 4a3b22a2b44a^3b^2 - 2a^2b^4 برابر است؟

  • 2a2b(2ab2)2a^2b(2a - b^2)
  • 2a2b2(2ab2)2a^2b^2(2a - b^2)
  • 2a2b2(2ab3)2a^2b^2(2a - b^3)
  • 2a2b2(2abb2)2a^2b^2(2ab - b^2)

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«2a2b2(2ab2)2a^2b^2(2a - b^2)» درست است. با بسط کاملِ عبارت داده‌شده به پاسخ درست می‌رسیم. گزینه‌های نادرست «2a2b2(2abb2)2a^2b^2(2ab - b^2)»، «2a2b(2ab2)2a^2b(2a - b^2)» و «2a2b2(2ab3)2a^2b^2(2a - b^3)» پس از بسط، نتیجه‌ای متفاوت با عبارت اصلی می‌دهند. تلهٔ تستی: برای تشخیص عبارتِ برابر، آن را کامل بسط بده و با عبارت اصلی مقایسه کن؛ در (ab)2(a-b)^2 علامت جملهٔ میانی منفی است.

5. مقدار 2a2b3ab2+52a^2b - 3ab^2 + 5 به ازای a=1a=-1 و b=2b=2 کدام است؟

  • 3-3
  • 99
  • 7-7
  • 2121

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«2121» درست است. با جای‌گذاری مقادیر داده‌شده داخل پرانتز و رعایت ترتیب عملیات (اول توان، سپس ضرب، سپس جمع) به پاسخ درست می‌رسیم. گزینه‌های نادرست «7-7»، «3-3» و «99» از اشتباه در علامتِ توانِ عدد منفی یا ترتیب عملیات ناشی می‌شوند. تلهٔ تستی: عدد منفی را هنگام جای‌گذاری داخل پرانتز بگذار؛ (x)2(-x)^2 مثبت است اما x2-x^2 منفی، و این تمایز پرتکرارترین خطای این نوع سؤال است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان