پرش به محتوای اصلی

عصری تازه در تاریخ ایران (هشتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

عصری تازه در تاریخ ایران (هشتم)

ایران در آستانه ورود اسلام

هنگام ظهور اسلام در شبه‌جزیره عربستان، خسروپرویز بر ایران حکومت می‌کرد. پیامبر اسلام ﷺ نامه‌ای برای او فرستاد و او را به اسلام دعوت کرد، اما خسروپرویز از روی غرور نامه را پاره کرد. کمی بعد او به دست پسر خودش کشته شد و بحران جانشینی آغاز شد؛ در مدت چهار سال بیش از ده نفر بر تخت پادشاهی نشستند.

چرا ساسانیان شکست خوردند؟

دلایل فروپاشی ساسانیان چند لایه داشت و فقط ضعف نظامی نبود:

بحران سیاسی و نظامی: شورش فرماندهان و دخالتشان در رقابت‌های سیاسی، تضعیف روحیه سپاهیان و بی‌ثباتی شدید در رأس حکومت.

نارضایتی مردم: نظام طبقاتی سخت و بی‌عدالتی اجتماعی، مالیات‌های سنگین. مردم نه‌تنها از حکومت حمایت نمی‌کردند، بلکه پادشاه خود را هم کشتند.

بحران اقتصادی: طغیان رودهای دجله و فرات و شکستن سدها، نابودی زمین‌های حاصلخیز بین‌النهرین که منبع اصلی درآمد حکومت بود، و شیوع قحطی و طاعون و وبا. همه این عوامل با هم، ایران را در آسیب‌پذیرترین حالت ممکن قرار داده بود.

فتح ایران و نبردهای کلیدی

در خلافت ابوبکر حمله به مرزهای ایران آغاز و بخش‌هایی از بین‌النهرین تصرف شد. در خلافت عمر بخش اعظم ایران فتح شد.

نبرد قادسیه: سپاه مسلمانان با روحیه و انگیزه بالاتر، ارتش ساسانی را شکست داد. رستم فرخزاد، فرمانده ساسانی، در این نبرد کشته شد و کمی بعد تیسفون (پایتخت ساسانیان) به تصرف مسلمانان درآمد.

نبرد نهاوند: چند سال پس از قادسیه، در نزدیکی همدان رخ داد و ضربه نهایی به ارتش ساسانی بود. پس از آن یزدگرد سوم دیگر نتوانست سپاهی گرد آورد.

یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، سرانجام در سال ۳۱ هجری به دست آسیابانی در مرو کشته شد. امپراتوری ساسانی که بیش از چهارصد سال بر ایران فرمانروایی کرده بود، به پایان رسید.

دقت کنید ترتیب رویدادها این است: قتل خسروپرویز ← قادسیه ← نهاوند ← قتل یزدگرد سوم.

ایران در دوران امویان

امویان حکومت خود را بر خشونت و ظلم بنا نهادند و پای‌بندی چندانی به دستورات دینی نداشتند. مرکز خلافت آن‌ها شهر شام (دمشق امروزی) بود.

قوم‌گرایی، اصلی‌ترین مشخصه امویان: بنی‌امیه نژاد عرب را برتر از همه اقوام می‌دانستند، در حالی که قرآن ملاک برتری را تقوا و پرهیزگاری می‌داند، نه قوم و نسب. نتیجه این نگاه برای ایرانیان:

  • تحقیر و توهین مستمر به اقوام غیرعرب
  • ممنوعیت از تصدی مقام‌های مهم مانند حکومت ولایات و فرماندهی سپاه
  • حکومت اشراف و سران قبایل عرب بر بیشتر ولایات ایران

در دوران بنی‌امیه، علاوه بر امام حسن و امام حسین (ع)، امام سجاد و امام محمد باقر (ع) هم به شهادت رسیدند و شیعیان آزار فراوانی دیدند.

ایرانیان که از ظلم و قوم‌گرایی امویان به ستوه آمده بودند، از هر فرصتی برای مخالفت بهره می‌گرفتند؛ وقتی مختار ثقفی در کوفه به خونخواهی امام حسین (ع) قیام کرد، ایرانیان با شور و شوق به او پیوستند.

ایران در دوران عباسیان

عباسیان از مخالفان بنی‌امیه بودند. آن‌ها نمایندگانی به نقاط مختلف ایران، به‌ویژه خراسان، فرستادند و مردم را به قیام دعوت کردند؛ وعده می‌دادند «یکی از افراد خاندان پیامبر» را به خلافت می‌رسانند، اما نمی‌گفتند منظورشان کیست.

ابومسلم خراسانی — سردار ایرانی — در خراسان قیام کرد، امویان را شکست داد و سفاح از خاندان عباسی را به خلافت رساند. سپس منصور، خلیفه دوم عباسی، شهر بغداد را ساخت و آن را مرکز خلافت قرار داد.

تفاوت عباسیان با امویان: قوم‌گرایی عباسیان کمتر بود و ایرانیان می‌توانستند به وزارت، فرماندهی سپاه و حکومت شهرها برسند؛ در حالی که امویان آن‌ها را از این مناصب محروم می‌کردند.

شباهت آن‌ها: عباسیان در ظلم و ستم دست کمی از امویان نداشتند؛ خلفایی مانند منصور، هارون‌الرشید و متوکل امامان شیعه را زندانی کردند و به شهادت رساندند.

سرنوشت ایرانیان خدمتگزار عباسیان: ابومسلم خراسانی که عباسیان را به قدرت رساند، ناجوانمردانه به دست منصور عباسی کشته شد. برمکیان — خاندان ایرانی مشهوری که در زمان هارون‌الرشید وزارت و حکومت ولایات را در دست داشتند — ناگهان مورد خشم خلیفه قرار گرفتند و برکنار، زندانی و کشته شدند. این الگو یکی است: استفاده ابزاری از ایرانیان تا وقتی مفیدند، و حذف آن‌ها به محض احساس خطر از نفوذشان.

در قرن سوم هجری خلافت عباسی رو به ضعف نهاد و حکومت‌های مستقل ایرانی شکل گرفتند.

ایرانیان و پذیرش اسلام

سلمان فارسی به گفته بسیاری از مورخان نخستین ایرانی بود که در مدینه به حضور پیامبر رسید و مسلمان شد. او در جنگ احزاب (خندق) پیشنهاد کندن خندق را برای دفاع از مدینه داد. پیامبر درباره او فرمود: «سلمان از اهل‌بیت ماست». سلمان در کنار مقداد، ابوذر و عمار از یاران باوفای امام علی (ع) بود.

ایرانیان نه از روی اجبار، بلکه داوطلبانه اسلام را پذیرفتند. دلایل اصلی:

  • ریشه‌های فکری: مردم ایران در عصر باستان یکتاپرست بودند، پس پیام توحیدی اسلام برایشان آشنا بود.
  • پیام برابری: اسلام بر برابری و برادری انسان‌ها تأکید داشت و این برای مردمی که از نظام طبقاتی ساسانی ناراضی بودند بسیار جذاب بود.
  • اخلاق پیامبر و امامان: امام علی (ع) هیچ برتری‌ای برای عرب نسبت به غیرعرب قائل نبود و همین ایرانیان را به او و فرزندانش علاقه‌مند کرد.
  • حضور امامزادگان در ایران: حضور امام رضا (ع)، حضرت معصومه (س)، شاه‌چراغ و دیگر امامزادگان تأثیر عمیقی بر گرایش مردم داشت.

نکته: فتح سرزمین ایران کمتر از بیست سال طول کشید، اما مسلمان‌شدن واقعی مردم فرایندی تدریجی بود که دهه‌ها و حتی قرن‌ها ادامه یافت.

زمینه‌های عصر طلایی

پس از ورود اسلام، دو عامل دست به دست هم دادند تا تمدنی درخشان پدید آید:

از سوی اسلام: قرآن مسلمانان را به علم‌آموزی فرا می‌خواند. پیامبر اکرم ﷺ فرمودند: «اگر علم در ستاره ثریا و در آسمان‌ها باشد، مردانی از سرزمین پارس به آن دست پیدا خواهند کرد.»

از سوی ایران: ایرانیان پیش از اسلام هم سابقه‌ای طولانی در علم، هنر و کشورداری داشتند و این میراث با انگیزه دینی تازه درآمیخت.

سلسله‌های ایرانی

ضعف خلافت عباسی و ناتوانی بغداد از اداره قلمرو پهناور، فرصتی برای ایرانیان فراهم کرد. در فاصله قرن‌های سوم تا پنجم هجری پنج سلسله مهم شکل گرفتند:

سلسله مؤسس رابطه با عباسیان ویژگی برجسته
طاهریان طاهر ذوالیمینین دوستانه؛ با فرمان مأمون استقلال در اداره داخلی، ترویج سوادآموزی
صفاریان یعقوب لیث خصمانه؛ بدون اجازه برخاسته از میان مردم (عیاران)
علویان طبرستان حسن بن زید دشمنانه؛ شیعه بودند انتخاب توسط مردم، ترویج فرهنگ شیعه
سامانیان امیر اسماعیل دوستانه؛ با تأیید خلیفه احیای زبان فارسی، حمایت از دانشمندان
آل بویه پسران بویه تسلط کامل؛ بغداد را گرفتند شیعه‌مذهب، حمایت از ابن‌سینا

طاهریان و سامانیان با اجازه خلیفه به قدرت رسیدند و رابطه دوستانه داشتند، اما در اداره داخلی کاملاً مستقل بودند. صفاریان، علویان و آل بویه بدون اجازه خلیفه حکومت برپا کردند.

آل بویه تنها سلسله‌ای بود که بغداد را تصرف کرد و خلفای عباسی را تحت نفوذ خود گرفت. در دوران آن‌ها حرم امامان در نجف، کربلا و کاظمین بازسازی شد و مراسم عید غدیر و عزاداری امام حسین (ع) با شکوه برگزار می‌شد.

عیاران گروهی مردمی بودند که با شعار شجاعت، جوانمردی و کمک به فقیران فعالیت می‌کردند؛ بدون توجه به قوانین حکومت، کسانی را که ظالم می‌دانستند مجازات و اموالشان را میان مردم پخش می‌کردند. پشتیبانی آن‌ها یعقوب لیث را به قدرت رساند.

ایرانیان، پرچمداران علم

حدیث و فقه: بخاری (صحیح بخاری، از معتبرترین مجموعه‌های حدیثی اهل سنت)، کلینی (کافی، از معتبرترین مجموعه‌های حدیثی شیعه)، شیخ طوسی (تهذیب‌الاحکام).

تفسیر: طبری و شیخ طوسی. فقه — دانش استخراج احکام از قرآن، حدیث، عقل و اجماع — هم عمدتاً به دست عالمان ایرانی تدوین شد.

فلسفه: فارابی (لقب «معلم ثانی») و ابوعلی سینا (شفا، دانشنامه علایی).

تاریخ: دینوری (اخبارالطوال)، طبری (تاریخ طبری)، بلعمی (تاریخ بلعمی).

جغرافیا: ابن خردادبه، ابوریحان بیرونی (آثارالباقیه)، اصطخری. موسیقی: ابراهیم موصلی، اسحاق موصلی و فارابی.

نکته جالب: قواعد صرف و نحو (دستور زبان عربی) را ادیبان ایرانی تدوین کردند. عبدالله بن مقفع (روزبه ایرانی) کتاب‌های تاریخی و اندرزنامه‌های ایران باستان را از پهلوی به عربی ترجمه کرد و میراث ایران باستان را در جامعه اسلامی زنده نگه داشت.

احیای زبان فارسی

پس از فتح ایران، برای چند قرن عربی زبان رسمی بود و فرمان‌های اداری و کتاب‌های علمی به عربی نوشته می‌شد. مردم ایران عربی را به‌عنوان زبان قرآن گرامی می‌داشتند، اما در زندگی روزمره فارسی صحبت می‌کردند.

از قرن سوم هجری، با روی کار آمدن صفاریان و به‌ویژه سامانیان، رونق ادبیات فارسی آغاز شد. رودکی، پدر شعر فارسی، با حمایت سامانیان شعر سرود و فردوسی در اواخر دوران سامانیان سرودن شاهنامه را آغاز کرد.

معماری و نقش وزیران

معماری اسلامی در ایران ادامه و تکامل معماری عصر باستان بود؛ نخستین مساجد ایران بر پایه اصول معماری ساسانی ساخته شدند و مسجد جامع فهرج یزد از قدیمی‌ترین نمونه‌هاست. نمونه‌های برجسته دیگر: آرامگاه امیر اسماعیل سامانی در بخارا با آجرکاری ظریف، آرامگاه قابوس وشمگیر در گنبد کاووس، و بند امیر در فارس که به دستور عضدالدوله، مشهورترین فرمانروای آل بویه، ساخته شد.

وزیران این دوره اغلب فرهیخته و دانش‌دوست بودند؛ خاندان جیهانی و خاندان بلعمی، وزیران سامانیان، خود از عالمان نامدار بودند و از دانشمندان حمایت می‌کردند.

نمونه سؤال

سؤال: کدام گزینه سلسله‌های ایرانی را بر اساس نوع رابطه‌شان با خلافت عباسی به‌درستی دسته‌بندی می‌کند؟

۱) دوستانه و با اجازه خلیفه: طاهریان، سامانیان / خصمانه یا مستقل از خلیفه: صفاریان، علویان طبرستان، آل بویه
۲) دوستانه: صفاریان، آل بویه / خصمانه: طاهریان، سامانیان، علویان طبرستان
۳) دوستانه: علویان طبرستان، آل بویه / خصمانه: طاهریان، صفاریان، سامانیان
۴) هر پنج سلسله رابطه‌ای یکسان و کاملاً دوستانه با خلیفه داشتند

پاسخ: گزینه ۱. طاهریان با فرمان مأمون و سامانیان با تأیید خلیفه به قدرت رسیدند (رابطه دوستانه)؛ صفاریان بدون اجازه، علویان طبرستان به‌صورت دشمنانه و آل بویه با تسلط کامل بر بغداد، رابطه‌ای خصمانه یا مستقل از خلیفه داشتند.

سؤال: رویدادهای زیر را به ترتیب وقوع زمانی (از قدیم به جدید) مرتب کنید:
الف) نبرد نهاوند ب) قتل خسروپرویز به دست پسرش ج) نبرد قادسیه د) قتل یزدگرد سوم در مرو

۱) ب، ج، الف، د
۲) ج، ب، الف، د
۳) ب، الف، ج، د
۴) ج، الف، ب، د

پاسخ: گزینه ۱. نخست خسروپرویز به دست پسرش کشته شد و بحران جانشینی آغاز شد. سپس نبرد قادسیه رخ داد که به سقوط تیسفون انجامید. چند سال بعد نبرد نهاوند، ضربه نهایی به ارتش ساسانی، اتفاق افتاد. سرانجام یزدگرد سوم در سال ۳۱ هجری در مرو کشته شد.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام دو سلسله ایرانی در زمره حکومت‌هایی قرار می‌گیرند که با تأیید و فرمان خلیفه عباسی تأسیس شدند اما در امور داخلی استقلال کامل داشتند؟

  • طاهریان و سامانیان
  • علویان طبرستان و آل‌بویه
  • صفاریان و علویان طبرستان
  • آل‌بویه و صفاریان

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«طاهریان و سامانیان» درست است زیرا طاهریان با فرمان مأمون و سامانیان با تأیید خلیفه به قدرت رسیدند و روابطی دوستانه با خلافت داشتند، اما در ادارهٔ داخلی کاملاً مستقل بودند و اجازهٔ دخالت به نمایندگان خلیفه نمی‌دادند. «صفاریان و علویان طبرستان» رد می‌شود زیرا هر دو بدون اجازهٔ خلیفه به قدرت رسیدند و روابطی خصمانه داشتند. «آل‌بویه و صفاریان» رد می‌شود چون آل‌بویه بغداد را تصرف کرد و خلیفه را تحت نفوذ گرفت و صفاریان نیز خصمانه بودند. «علویان طبرستان و آل‌بویه» رد می‌شود چون هر دو بدون اجازهٔ خلیفه و با رویکردی دشمنانه یا مسلط عمل کردند. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز داشتن رابطهٔ دوستانه با خلیفه را به معنای تابعیت کامل و نبودِ استقلال تعبیر کند، در حالی که این دو سلسله در ادارهٔ داخلی خود کاملاً مستقل بودند.

2. پس از نبرد قادسیه، کدام یک از رویدادهای زیر بلافاصله رخ داد؟

  • کشته شدن یزدگرد سوم در مرو به دست آسیابانی
  • آغاز قیام ابومسلم خراسانی علیه امویان
  • کشته شدن رستم فرخزاد و سقوط تیسفون به تصرف مسلمانان
  • حمله اعراب به خراسان و شکست آخرین سپاه ساسانی در نبرد نهاوند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«کشته شدن رستم فرخزاد و سقوط تیسفون به تصرف مسلمانان» درست است زیرا پس از نبرد قادسیه، رستم فرخزاد کشته شد و به‌دنبال آن تیسفون سقوط کرد. «حمله اعراب به خراسان و شکست آخرین سپاه ساسانی در نبرد نهاوند» رد می‌شود زیرا نبرد نهاوند سال‌ها پس از قادسیه رخ داد و بلافاصله نبود. «کشته شدن یزدگرد سوم در مرو به دست آسیابانی» رد می‌شود چون یزدگرد سوم در سال ۳۱ هجری، یعنی پس از نبرد نهاوند، کشته شد. «آغاز قیام ابومسلم خراسانی علیه امویان» رد می‌شود زیرا این قیام مربوط به دوره عباسیان است و پس از فروپاشی امویان رخ داد. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز نبرد نهاوند را نبرد اصلی بعد از قادسیه می‌داند و تصور می‌کند بلافاصله رخ داده، در حالی که سقوط تیسفون بلافاصله پس از قادسیه اتفاق افتاد.

3. کدام ویژگی، آل‌بویه را از سایر سلسله‌های مستقل ایرانیِ قرون سوم تا پنجم هجری متمایز می‌کند؟

  • تسخیر بغداد و تحت‌نفوذ قرار دادن خلیفهٔ عباسی
  • احیای زبان فارسی و حمایت از شاعرانی چون رودکی
  • برقراری حکومت با اجازه و فرمان خلیفهٔ عباسی
  • به‌کارگیری وزیران ایرانی از خاندان‌هایی چون جیهانی و بلعمی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«تسخیر بغداد و تحت‌نفوذ قرار دادن خلیفهٔ عباسی» درست است زیرا آل‌بویه تنها سلسلهٔ ایرانی این دوره بود که بغداد را تصرف کرد و خلفای عباسی را عملاً تحت نفوذ خود گرفت. «برقراری حکومت با اجازه و فرمان خلیفهٔ عباسی» رد می‌شود چون آل‌بویه بدون اجازهٔ خلیفه به قدرت رسید؛ این ویژگی مربوط به طاهریان و سامانیان است. «به‌کارگیری وزیران ایرانی از خاندان‌هایی چون جیهانی و بلعمی» رد می‌شود چون این وزیران در دربار سامانیان خدمت می‌کردند، نه آل‌بویه. «احیای زبان فارسی و حمایت از شاعرانی چون رودکی» رد می‌شود چون این کار ویژهٔ صفاریان و به‌خصوص سامانیان بود؛ آل‌بویه بیشتر حامی فلسفه و علوم (مانند ابن‌سینا) و فرهنگ شیعه بودند. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز حمایت از علم و ادب را مختص آل‌بویه بداند، درحالی‌که وجه تمایز اصلی آن‌ها تسلط بر خلیفه بود.

4. کدام یک از موارد زیر، شباهت حکومت امویان و عباسیان در برخورد با ایرانیان را نشان می‌دهد؟

  • هر دو از قوم‌گرایی عربی شدید پیروی می‌کردند
  • هر دو از وزیران و دبیران ایرانی در مناصب عالی استفاده می‌کردند
  • هر دو امامان شیعه را تحت فشار قرار داده و به شهادت رساندند
  • هر دو پس از بهره‌گیری از ایرانیان، آنان را حذف فیزیکی کردند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«هر دو امامان شیعه را تحت فشار قرار داده و به شهادت رساندند» درست است زیرا در دوران امویان امام سجاد و امام محمد باقر به شهادت رسیدند و در دوران عباسیان نیز خلفایی مانند منصور، هارون‌الرشید و متوکل امامان شیعه را زندانی و شهید کردند. «هر دو از قوم‌گرایی عربی شدید پیروی می‌کردند» رد می‌شود زیرا قوم‌گرایی ویژگی شاخص امویان بود و عباسیان به مراتب کمتر به آن پایبند بودند. «هر دو از وزیران و دبیران ایرانی در مناصب عالی استفاده می‌کردند» رد می‌شود؛ امویان ایرانیان را از مناصب مهم محروم کرده بودند، درحالی‌که عباسیان از آنان استفاده می‌کردند. «هر دو پس از بهره‌گیری از ایرانیان، آنان را حذف فیزیکی کردند» رد می‌شود؛ این الگو تنها دربارهٔ عباسیان (ابومسلم، برمکیان) صادق است، نه امویان که اساساً به ایرانیان منصب نمی‌دادند تا از آنان بهره ببرند. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز گمان کند امویان و عباسیان در همهٔ رفتارها با ایرانیان یکسان بودند، درحالی‌که تفاوت‌های مهمی در واگذاری مناصب میان آن دو وجود داشت.

5. ابومسلم خراسانی و برمکیان هر دو به دست خلفای عباسی کشته یا نابود شدند. وجه مشترک سرنوشت آن‌ها چه بود؟

  • هر دو پس از آنکه عباسیان را به قدرت رساندند، قربانی سیاست استفاده ابزاری شدند
  • هر دو در دوران خلافت هارون‌الرشید به اتهام خیانت محاکمه و اعدام شدند
  • هر دو رهبری قیام‌های مردمی علیه عباسیان را بر عهده داشتند
  • هر دو از نوادگان خاندان ساسانی بودند و عباسیان از نفوذ آن‌ها می‌ترسیدند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«هر دو پس از آنکه عباسیان را به قدرت رساندند، قربانی سیاست استفاده ابزاری شدند» درست است زیرا ابومسلم خراسانی عباسیان را به قدرت رساند و سپس به دستور منصور کشته شد، و برمکیان خاندانی بودند که در زمان هارون‌الرشید سال‌ها وزارت و حکومت ولایات را در اختیار داشتند و ناگهان برکنار، زندانی و نابود شدند؛ الگوی مشترک هر دو، بهره‌گیری از توان ایشان تا زمان سودمندبودن و سپس حذف آنان به محض احساس خطر بود. «هر دو از نوادگان خاندان ساسانی بودند و عباسیان از نفوذ آن‌ها می‌ترسیدند» رد می‌شود چون هیچ سند تاریخی‌ای ابومسلم یا برمکیان را به خاندان ساسانی منتسب نمی‌کند. «هر دو در دوران خلافت هارون‌الرشید به اتهام خیانت محاکمه و اعدام شدند» رد می‌شود چون ابومسلم در زمان منصور کشته شد، نه هارون‌الرشید. «هر دو رهبری قیام‌های مردمی علیه عباسیان را بر عهده داشتند» رد می‌شود چون ابومسلم برای به‌قدرت‌رساندن عباسیان قیام کرد نه علیه آنان، و برمکیان هرگز رهبری قیامی نداشتند. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز تصور کند ابومسلم و برمکیان هر دو در یک دورهٔ خلافت کشته شدند یا هر دو از خاندان ساسانی بودند، در حالی که وجه مشترک واقعی آن‌ها الگوی «استفادهٔ ابزاری و سپس نابودی» است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان