عصری تازه در تاریخ ایران (هشتم)
ایران در آستانه ورود اسلام
هنگام ظهور اسلام در شبهجزیره عربستان، خسروپرویز بر ایران حکومت میکرد. پیامبر اسلام ﷺ نامهای برای او فرستاد و او را به اسلام دعوت کرد، اما خسروپرویز از روی غرور نامه را پاره کرد. کمی بعد او به دست پسر خودش کشته شد و بحران جانشینی آغاز شد؛ در مدت چهار سال بیش از ده نفر بر تخت پادشاهی نشستند.
چرا ساسانیان شکست خوردند؟
دلایل فروپاشی ساسانیان چند لایه داشت و فقط ضعف نظامی نبود:
بحران سیاسی و نظامی: شورش فرماندهان و دخالتشان در رقابتهای سیاسی، تضعیف روحیه سپاهیان و بیثباتی شدید در رأس حکومت.
نارضایتی مردم: نظام طبقاتی سخت و بیعدالتی اجتماعی، مالیاتهای سنگین. مردم نهتنها از حکومت حمایت نمیکردند، بلکه پادشاه خود را هم کشتند.
بحران اقتصادی: طغیان رودهای دجله و فرات و شکستن سدها، نابودی زمینهای حاصلخیز بینالنهرین که منبع اصلی درآمد حکومت بود، و شیوع قحطی و طاعون و وبا. همه این عوامل با هم، ایران را در آسیبپذیرترین حالت ممکن قرار داده بود.
فتح ایران و نبردهای کلیدی
در خلافت ابوبکر حمله به مرزهای ایران آغاز و بخشهایی از بینالنهرین تصرف شد. در خلافت عمر بخش اعظم ایران فتح شد.
نبرد قادسیه: سپاه مسلمانان با روحیه و انگیزه بالاتر، ارتش ساسانی را شکست داد. رستم فرخزاد، فرمانده ساسانی، در این نبرد کشته شد و کمی بعد تیسفون (پایتخت ساسانیان) به تصرف مسلمانان درآمد.
نبرد نهاوند: چند سال پس از قادسیه، در نزدیکی همدان رخ داد و ضربه نهایی به ارتش ساسانی بود. پس از آن یزدگرد سوم دیگر نتوانست سپاهی گرد آورد.
یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، سرانجام در سال ۳۱ هجری به دست آسیابانی در مرو کشته شد. امپراتوری ساسانی که بیش از چهارصد سال بر ایران فرمانروایی کرده بود، به پایان رسید.
دقت کنید ترتیب رویدادها این است: قتل خسروپرویز ← قادسیه ← نهاوند ← قتل یزدگرد سوم.
ایران در دوران امویان
امویان حکومت خود را بر خشونت و ظلم بنا نهادند و پایبندی چندانی به دستورات دینی نداشتند. مرکز خلافت آنها شهر شام (دمشق امروزی) بود.
قومگرایی، اصلیترین مشخصه امویان: بنیامیه نژاد عرب را برتر از همه اقوام میدانستند، در حالی که قرآن ملاک برتری را تقوا و پرهیزگاری میداند، نه قوم و نسب. نتیجه این نگاه برای ایرانیان:
- تحقیر و توهین مستمر به اقوام غیرعرب
- ممنوعیت از تصدی مقامهای مهم مانند حکومت ولایات و فرماندهی سپاه
- حکومت اشراف و سران قبایل عرب بر بیشتر ولایات ایران
در دوران بنیامیه، علاوه بر امام حسن و امام حسین (ع)، امام سجاد و امام محمد باقر (ع) هم به شهادت رسیدند و شیعیان آزار فراوانی دیدند.
ایرانیان که از ظلم و قومگرایی امویان به ستوه آمده بودند، از هر فرصتی برای مخالفت بهره میگرفتند؛ وقتی مختار ثقفی در کوفه به خونخواهی امام حسین (ع) قیام کرد، ایرانیان با شور و شوق به او پیوستند.
ایران در دوران عباسیان
عباسیان از مخالفان بنیامیه بودند. آنها نمایندگانی به نقاط مختلف ایران، بهویژه خراسان، فرستادند و مردم را به قیام دعوت کردند؛ وعده میدادند «یکی از افراد خاندان پیامبر» را به خلافت میرسانند، اما نمیگفتند منظورشان کیست.
ابومسلم خراسانی — سردار ایرانی — در خراسان قیام کرد، امویان را شکست داد و سفاح از خاندان عباسی را به خلافت رساند. سپس منصور، خلیفه دوم عباسی، شهر بغداد را ساخت و آن را مرکز خلافت قرار داد.
تفاوت عباسیان با امویان: قومگرایی عباسیان کمتر بود و ایرانیان میتوانستند به وزارت، فرماندهی سپاه و حکومت شهرها برسند؛ در حالی که امویان آنها را از این مناصب محروم میکردند.
شباهت آنها: عباسیان در ظلم و ستم دست کمی از امویان نداشتند؛ خلفایی مانند منصور، هارونالرشید و متوکل امامان شیعه را زندانی کردند و به شهادت رساندند.
سرنوشت ایرانیان خدمتگزار عباسیان: ابومسلم خراسانی که عباسیان را به قدرت رساند، ناجوانمردانه به دست منصور عباسی کشته شد. برمکیان — خاندان ایرانی مشهوری که در زمان هارونالرشید وزارت و حکومت ولایات را در دست داشتند — ناگهان مورد خشم خلیفه قرار گرفتند و برکنار، زندانی و کشته شدند. این الگو یکی است: استفاده ابزاری از ایرانیان تا وقتی مفیدند، و حذف آنها به محض احساس خطر از نفوذشان.
در قرن سوم هجری خلافت عباسی رو به ضعف نهاد و حکومتهای مستقل ایرانی شکل گرفتند.
ایرانیان و پذیرش اسلام
سلمان فارسی به گفته بسیاری از مورخان نخستین ایرانی بود که در مدینه به حضور پیامبر رسید و مسلمان شد. او در جنگ احزاب (خندق) پیشنهاد کندن خندق را برای دفاع از مدینه داد. پیامبر درباره او فرمود: «سلمان از اهلبیت ماست». سلمان در کنار مقداد، ابوذر و عمار از یاران باوفای امام علی (ع) بود.
ایرانیان نه از روی اجبار، بلکه داوطلبانه اسلام را پذیرفتند. دلایل اصلی:
- ریشههای فکری: مردم ایران در عصر باستان یکتاپرست بودند، پس پیام توحیدی اسلام برایشان آشنا بود.
- پیام برابری: اسلام بر برابری و برادری انسانها تأکید داشت و این برای مردمی که از نظام طبقاتی ساسانی ناراضی بودند بسیار جذاب بود.
- اخلاق پیامبر و امامان: امام علی (ع) هیچ برتریای برای عرب نسبت به غیرعرب قائل نبود و همین ایرانیان را به او و فرزندانش علاقهمند کرد.
- حضور امامزادگان در ایران: حضور امام رضا (ع)، حضرت معصومه (س)، شاهچراغ و دیگر امامزادگان تأثیر عمیقی بر گرایش مردم داشت.
نکته: فتح سرزمین ایران کمتر از بیست سال طول کشید، اما مسلمانشدن واقعی مردم فرایندی تدریجی بود که دههها و حتی قرنها ادامه یافت.
زمینههای عصر طلایی
پس از ورود اسلام، دو عامل دست به دست هم دادند تا تمدنی درخشان پدید آید:
از سوی اسلام: قرآن مسلمانان را به علمآموزی فرا میخواند. پیامبر اکرم ﷺ فرمودند: «اگر علم در ستاره ثریا و در آسمانها باشد، مردانی از سرزمین پارس به آن دست پیدا خواهند کرد.»
از سوی ایران: ایرانیان پیش از اسلام هم سابقهای طولانی در علم، هنر و کشورداری داشتند و این میراث با انگیزه دینی تازه درآمیخت.
سلسلههای ایرانی
ضعف خلافت عباسی و ناتوانی بغداد از اداره قلمرو پهناور، فرصتی برای ایرانیان فراهم کرد. در فاصله قرنهای سوم تا پنجم هجری پنج سلسله مهم شکل گرفتند:
| سلسله | مؤسس | رابطه با عباسیان | ویژگی برجسته |
|---|---|---|---|
| طاهریان | طاهر ذوالیمینین | دوستانه؛ با فرمان مأمون | استقلال در اداره داخلی، ترویج سوادآموزی |
| صفاریان | یعقوب لیث | خصمانه؛ بدون اجازه | برخاسته از میان مردم (عیاران) |
| علویان طبرستان | حسن بن زید | دشمنانه؛ شیعه بودند | انتخاب توسط مردم، ترویج فرهنگ شیعه |
| سامانیان | امیر اسماعیل | دوستانه؛ با تأیید خلیفه | احیای زبان فارسی، حمایت از دانشمندان |
| آل بویه | پسران بویه | تسلط کامل؛ بغداد را گرفتند | شیعهمذهب، حمایت از ابنسینا |
طاهریان و سامانیان با اجازه خلیفه به قدرت رسیدند و رابطه دوستانه داشتند، اما در اداره داخلی کاملاً مستقل بودند. صفاریان، علویان و آل بویه بدون اجازه خلیفه حکومت برپا کردند.
آل بویه تنها سلسلهای بود که بغداد را تصرف کرد و خلفای عباسی را تحت نفوذ خود گرفت. در دوران آنها حرم امامان در نجف، کربلا و کاظمین بازسازی شد و مراسم عید غدیر و عزاداری امام حسین (ع) با شکوه برگزار میشد.
عیاران گروهی مردمی بودند که با شعار شجاعت، جوانمردی و کمک به فقیران فعالیت میکردند؛ بدون توجه به قوانین حکومت، کسانی را که ظالم میدانستند مجازات و اموالشان را میان مردم پخش میکردند. پشتیبانی آنها یعقوب لیث را به قدرت رساند.
ایرانیان، پرچمداران علم
حدیث و فقه: بخاری (صحیح بخاری، از معتبرترین مجموعههای حدیثی اهل سنت)، کلینی (کافی، از معتبرترین مجموعههای حدیثی شیعه)، شیخ طوسی (تهذیبالاحکام).
تفسیر: طبری و شیخ طوسی. فقه — دانش استخراج احکام از قرآن، حدیث، عقل و اجماع — هم عمدتاً به دست عالمان ایرانی تدوین شد.
فلسفه: فارابی (لقب «معلم ثانی») و ابوعلی سینا (شفا، دانشنامه علایی).
تاریخ: دینوری (اخبارالطوال)، طبری (تاریخ طبری)، بلعمی (تاریخ بلعمی).
جغرافیا: ابن خردادبه، ابوریحان بیرونی (آثارالباقیه)، اصطخری. موسیقی: ابراهیم موصلی، اسحاق موصلی و فارابی.
نکته جالب: قواعد صرف و نحو (دستور زبان عربی) را ادیبان ایرانی تدوین کردند. عبدالله بن مقفع (روزبه ایرانی) کتابهای تاریخی و اندرزنامههای ایران باستان را از پهلوی به عربی ترجمه کرد و میراث ایران باستان را در جامعه اسلامی زنده نگه داشت.
احیای زبان فارسی
پس از فتح ایران، برای چند قرن عربی زبان رسمی بود و فرمانهای اداری و کتابهای علمی به عربی نوشته میشد. مردم ایران عربی را بهعنوان زبان قرآن گرامی میداشتند، اما در زندگی روزمره فارسی صحبت میکردند.
از قرن سوم هجری، با روی کار آمدن صفاریان و بهویژه سامانیان، رونق ادبیات فارسی آغاز شد. رودکی، پدر شعر فارسی، با حمایت سامانیان شعر سرود و فردوسی در اواخر دوران سامانیان سرودن شاهنامه را آغاز کرد.
معماری و نقش وزیران
معماری اسلامی در ایران ادامه و تکامل معماری عصر باستان بود؛ نخستین مساجد ایران بر پایه اصول معماری ساسانی ساخته شدند و مسجد جامع فهرج یزد از قدیمیترین نمونههاست. نمونههای برجسته دیگر: آرامگاه امیر اسماعیل سامانی در بخارا با آجرکاری ظریف، آرامگاه قابوس وشمگیر در گنبد کاووس، و بند امیر در فارس که به دستور عضدالدوله، مشهورترین فرمانروای آل بویه، ساخته شد.
وزیران این دوره اغلب فرهیخته و دانشدوست بودند؛ خاندان جیهانی و خاندان بلعمی، وزیران سامانیان، خود از عالمان نامدار بودند و از دانشمندان حمایت میکردند.
نمونه سؤال
سؤال: کدام گزینه سلسلههای ایرانی را بر اساس نوع رابطهشان با خلافت عباسی بهدرستی دستهبندی میکند؟
۱) دوستانه و با اجازه خلیفه: طاهریان، سامانیان / خصمانه یا مستقل از خلیفه: صفاریان، علویان طبرستان، آل بویه
۲) دوستانه: صفاریان، آل بویه / خصمانه: طاهریان، سامانیان، علویان طبرستان
۳) دوستانه: علویان طبرستان، آل بویه / خصمانه: طاهریان، صفاریان، سامانیان
۴) هر پنج سلسله رابطهای یکسان و کاملاً دوستانه با خلیفه داشتند
پاسخ: گزینه ۱. طاهریان با فرمان مأمون و سامانیان با تأیید خلیفه به قدرت رسیدند (رابطه دوستانه)؛ صفاریان بدون اجازه، علویان طبرستان بهصورت دشمنانه و آل بویه با تسلط کامل بر بغداد، رابطهای خصمانه یا مستقل از خلیفه داشتند.
سؤال: رویدادهای زیر را به ترتیب وقوع زمانی (از قدیم به جدید) مرتب کنید:
الف) نبرد نهاوند ب) قتل خسروپرویز به دست پسرش ج) نبرد قادسیه د) قتل یزدگرد سوم در مرو
۱) ب، ج، الف، د
۲) ج، ب، الف، د
۳) ب، الف، ج، د
۴) ج، الف، ب، د
پاسخ: گزینه ۱. نخست خسروپرویز به دست پسرش کشته شد و بحران جانشینی آغاز شد. سپس نبرد قادسیه رخ داد که به سقوط تیسفون انجامید. چند سال بعد نبرد نهاوند، ضربه نهایی به ارتش ساسانی، اتفاق افتاد. سرانجام یزدگرد سوم در سال ۳۱ هجری در مرو کشته شد.