پرش به محتوای اصلی

از غزنویان تا هجوم چنگیزخان (هشتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

از غزنویان تا هجوم چنگیزخان (هشتم)

چارچوب کلی

از اواخر قرن چهارم تا اوایل قرن هفتم هجری، سه سلسلهٔ ترک‌تبار یکی پس از دیگری بر ایران حکومت کردند:

غزنویان ← سلجوقیان ← خوارزمشاهیان

هر سه ترک‌تبار بودند، اما یک قوم واحد نبودند؛ هر کدام طایفه‌ای جداگانه با سیاست و فرهنگ خودش بود.

غزنویان

غزنویان دودمانی ترک‌تبار بودند که کارشان را از شهر غزنین (غزنه) در افغانستان امروزی آغاز کردند. وقتی سامانیان کاملاً ضعیف شدند، محمود غزنوی که حاکم غزنه بود خراسان را گرفت و خلیفهٔ عباسی هم حکومت او را به رسمیت شناخت. رابطهٔ غزنویان با خلافت عباسی دوستانه بود؛ سلطان محمود خود را مطیع خلیفه می‌دانست.

دستاوردهای سلطان محمود: گسترش قلمرو تا ری در مرکز ایران، چندین لشکرکشی به هندوستان و تصرف بخش‌هایی از هند و تخریب معبد سومنات.

نکتهٔ تاریخی مهم: این لشکرکشی‌ها رسماً به بهانهٔ «رواج اسلام» انجام می‌شد، اما انگیزهٔ اصلی طمع به ثروت فراوان هندوستان بود؛ بخشی از غنائم را هم به خلیفه پیشکش می‌کرد.

ضعف اصلی غزنویان: قدرتشان فقط بر نیروی نظامی استوار بود، نه بر محبوبیت مردمی. آن پایگاه اجتماعی‌ای را که سامانیان، صفاریان و آل بویه میان مردم داشتند، نداشتند. پس از محمود، پسرش سلطان مسعود — جسور اما بی‌تدبیر — از سلجوقیان شکست خورد و سرانجام به دست سپاهیان شورشی خودش کشته شد.

سلجوقیان

سلجوقیان طایفه‌ای از ترکان بودند که پس از پذیرش اسلام به ماوراءالنهر (سرزمین‌های شمال رود جیحون در آسیای مرکزی) مهاجرت کردند.

۱. طُغرل (نوهٔ سلجوق): پس از شکست‌دادن سلطان مسعود غزنوی در نبرد دندانقان، در نیشابور بر تخت نشست. سپس به بغداد رفت و دو کار بزرگ کرد: حکومت شیعه‌مذهب آل بویه را برانداخت و تهدید خلافت فاطمی مصر را از عباسیان دور کرد. خلیفه در عوض به او لقب «سلطان رکن‌الدین» داد.

۲. آلب ارسلان (برادرزادهٔ طغرل): با راهنمایی وزیرش خواجه نظام‌الملک رقیبان داخلی را سرکوب کرد، به ارمنستان و گرجستان لشکر کشید و در نبرد مالزگرد (۴۶۳ ق) رومیان را سخت شکست داد و امپراتور روم شرقی را اسیر کرد. نتیجه: بخش‌های وسیعی از آسیای صغیر (آناتولی، ترکیهٔ امروزی) به دست سلجوقیان افتاد.

۳. ملکشاه (پسر آلب ارسلان): اوج قدرت و وسعت. قلمرو از ماوراءالنهر در شرق تا دریای مدیترانه در غرب رسید — تقریباً برابر با قلمرو ساسانیان. پایتخت اصفهان بود و در همین دوره شهری بزرگ و آباد شد.

فروپاشی: پس از مرگ ملکشاه، شاهزادگان و فرماندهان بر سر تاج‌وتخت به جان هم افتادند. همین اختلافات داخلی — نه یک حملهٔ خارجی — سلجوقیان را از پا درآورد و راه را برای خوارزمشاهیان باز کرد.

اسماعیلیان و قلعهٔ الموت: در دوران سلجوقی مذهب اسماعیلیه در ایران رواج یافت. اسماعیلیان از فرقه‌های شیعه بودند که پس از امام جعفر صادق (ع) به امامت اسماعیل اعتقاد داشتند. رهبرشان حسن صباح بود و در قلعه‌های کوهستانی — مانند قلعهٔ الموت در البرز (استان قزوین امروزی) — با حکومت سلجوقی می‌جنگیدند. سلجوقیان هرگز نتوانستند همهٔ قلعه‌هایشان را بگیرند؛ الموت بعدها در زمان هلاکوخان مغول به آتش کشیده شد.

خوارزمشاهیان

خوارزم ناحیه‌ای حاصلخیز در جنوب دریاچهٔ آرال بود و از عصر باستان شاهانش را «خوارزمشاه» می‌نامیدند. خوارزمشاهیان نخست دست‌نشاندهٔ سلجوقیان بودند؛ وقتی سلجوقیان ضعیف شدند سرپیچی کردند و یکی از فرمانروایانشان آخرین سلطان سلجوقی را شکست داد.

دو ضعف بنیادین: ۱) خلیفهٔ عباسی فرمانروایی‌شان را به رسمیت نمی‌شناخت. ۲) بر فرمانروایان محلی تسلط واقعی نداشتند. در همین شرایط بود که چنگیزخان مغول به ایران هجوم آورد و این حکومت نتوانست مقاومت کند.

مقایسهٔ سه سلسله

غزنویان سلجوقیان خوارزمشاهیان
پایهٔ قدرت نظامی محض نظامی + سیاسی نظامی
رابطه با خلیفه دوستانه؛ مطیع دوستانه؛ حامی خصمانه
اوج قدرت محمود غزنوی ملکشاه محمود خوارزمشاه
علت سقوط شکست از سلجوقیان اختلافات داخلی حملهٔ مغول
پایتخت غزنه اصفهان گرگانج (خوارزم)

اروپا در همین دوران: قرون وسطا و جنگ‌های صلیبی

این دوره از تاریخ ایران با قرون وسطا در اروپا هم‌زمان بود (تقریباً قرن‌های ششم تا پانزدهم میلادی). ویژگی‌های آن: نظام فئودالی (زمین‌ها در دست فئودال‌ها یا زمینداران بزرگ بود و دهقانان بیشتر دسترنجشان را به ارباب می‌دادند)، قدرت فراوان کلیسا به رهبری پاپ، سرکوب علم (گالیله مجبور شد حرفش را پس بگیرد) و فقر و بیماری (قحطی، طاعون، جذام).

جنگ‌های صلیبی: پس از نبرد مالزگرد، اروپاییان از نزدیک‌شدن ترکان به قسطنطنیه ترسیدند. علت‌های واقعی این جنگ‌ها: ترس از پیشروی سلجوقیان، طمع فئودال‌ها به غارت ثروت سرزمین‌های دیگر، و حل بحران اقتصادی با فرستادن فقیران و بیکاران به جنگ. این جنگ‌ها حدود دویست سال طول کشید و با پیروزی مسلمانان پایان یافت. پیامد ناخواسته‌اش این بود که اروپاییان با دستاوردهای علمی مسلمانان آشنا شدند، آثارشان را به لاتین ترجمه کردند و همین یکی از محرک‌های رنسانس اروپا شد.

میراث فرهنگی عصر سلجوقی

ساختار قدرت: قدرت سیاسی و نظامی در دست سلطان بود و خلیفهٔ عباسی فقط نقش معنوی و دینی داشت. سلاطین خود را مطیع خلیفه نشان می‌دادند تا حکومتشان مشروعیت (قانونی و شرعی بودن) پیدا کند.

وزیران ایرانی: سلجوقیان اصالتاً گله‌دار و بیابان‌گرد بودند و از شهرنشینی و کشورداری بی‌خبر؛ برای ادارهٔ قلمرو پهناورشان ناچار از وزیران ایرانی کمک گرفتند. دو وزیر برجسته: عمیدالملک کُندری (وزیر طغرل) و خواجه نظام‌الملک (وزیر آلب ارسلان و ملکشاه) که کمتر کاری بدون مشورت او انجام می‌شد.

دیوان‌ها: کارهای اداری، مالی، فرهنگی و مذهبی در دیوان‌ها انجام می‌شد و همه زیر نظر وزیر بودند.

دیوان وظیفه معادل امروزی
استیفا محاسبه و دریافت مالیات سازمان امور مالیاتی
رسایل (طُغرا) ثبت و ارسال نامه‌ها و فرمان‌های حکومتی وزارت کشور
اشراف بازرسی و نظارت بر وزیران و کارکنان سازمان بازرسی کل کشور
عَرْض رسیدگی به وضع نظامیان و تدارکات سپاه وزارت دفاع

مدارس نظامیه: خواجه نظام‌الملک مدارسی بنیان گذاشت که همه «نظامیه» نام داشتند؛ مهم‌ترینشان در نیشابور، اصفهان و بغداد. اموال زیادی برایشان وقف شده بود، به مدرسان و کارکنان حقوق می‌دادند، مقررات خاص داشتند و استادان و شاگردان با دقت گزینش می‌شدند. امام محمد غزالی از استادان و سعدی از دانش‌آموختگان این مدارس بودند. در آستانهٔ هجوم مغول، خراسان بزرگ‌ترین مرکز علمی و ادبی ایران بود.

گسترش زبان فارسی: در آغاز دورهٔ سلجوقی، نامه‌ها و دفترهای دیوانی از عربی به فارسی تغییر کرد. لشکرکشی‌های محمود غزنوی فارسی را به هند برد و توسعهٔ قلمرو سلجوقیان آن را در آسیای صغیر رواج داد.

شهر، معماری و هنر: آرامش نسبی و رونق بازرگانی، شهرنشینی را گسترش داد (ری، نیشابور، اصفهان). نوآوری‌ها: مسجد چهار ایوانی (حیاط مرکزی با چهار ایوان، الگویی که تا امروز مانده)، گنبد و مناره، کاروانسرا و مدرسه، و اوج آجرکاری و کاشی‌کاری. در هنر: سفال زرین‌فام (لعاب طلایی‌رنگ، مراکزش کاشان و ری)، فلزکاری، خوشنویسی، تذهیب (نقش‌آرایی کتاب، از ریشهٔ «طلاکاری») و جلدسازی.

آثار برجستهٔ ادبی: در دورهٔ غزنوی شاهنامهٔ فردوسی و تاریخ بیهقی؛ در دورهٔ سلجوقی سیاست‌نامهٔ خواجه نظام‌الملک، کیمیای سعادت و احیاءالعلوم غزالی، رباعیات خیام، منطق‌الطیر عطار و آثار نظامی.

نمونه سؤال

سؤال: دو ضعف بنیادین حکومت خوارزمشاهیان را که باعث شد نتوانند در برابر حملهٔ مغول مقاومت کنند، توضیح دهید.

پاسخ: ۱) خلیفهٔ عباسی حکومت آن‌ها را هرگز به رسمیت نشناخت (برخلاف غزنویان و سلجوقیان که خلیفه از آن‌ها حمایت می‌کرد). ۲) خوارزمشاهیان تسلط واقعی بر فرمانروایان محلی نداشتند، یعنی حکومتشان یکپارچگی و پشتوانهٔ محکمی در سرزمین‌های زیر سلطه‌اش نداشت. همین دو ضعف مسیر سقوط سریع این سلسله را هموار کرد.

سؤال: یک دانش‌آموز می‌گوید: «چون خواجه نظام‌الملک ایرانی بود، پس دولت سلجوقی را نمی‌شد حکومتی واقعاً ترک‌تبار دانست.» این استدلال چه اشکالی دارد؟

۱) درست است؛ چون همهٔ تصمیم‌های مهم را نظام‌الملک می‌گرفت.
۲) نادرست است؛ چون حضور یک وزیر ایرانی توانمند، اصالت قومی و ساختار قدرتِ خودِ دودمان حاکم را که ترک‌تبار بود تغییر نمی‌دهد.
۳) نادرست است؛ چون اصلاً نظام‌الملک ایرانی نبود.
۴) درست است؛ چون خلیفه فقط با حکومت‌های ایرانی رابطهٔ دوستانه داشت.

پاسخ: گزینهٔ ۲. بهره‌گیری از وزیران و دانشمندان ایرانی الگویی رایج در هر سه سلسلهٔ این دوره بود، اما اصالت قومی سلاطین حاکم را عوض نمی‌کند. سلجوقیان — مثل غزنویان و خوارزمشاهیان — دودمانی ترک‌تبار ماندند، هرچند وزیرشان ایرانی و بسیار تأثیرگذار بود.

اشتباه‌های رایج

خیلی‌ها فکر می‌کنند نبرد دندانقان یعنی نابودی کامل غزنویان؛ ولی این نبرد فقط خراسان را از دستشان گرفت — خودِ سلسله در هند دوام آورد تا اینکه غوریان به آن پایان دادند.

خیلی‌ها فکر می‌کنند سلجوقیان با حملهٔ خارجی سقوط کردند؛ ولی علت اصلی، اختلافات داخلی بر سر جانشینی پس از ملکشاه بود.

خیلی‌ها فکر می‌کنند سعدی هم‌عصر خواجه نظام‌الملک بوده؛ ولی سعدی حدود یک قرن پس از افول سلجوقیان بزرگ به دنیا آمد و فقط از نهادِ نظامیه بهره برد.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام یک از ویژگی‌های زیر به‌درستی نشان‌دهندهٔ تفاوت بنیادین حکومت غزنویان با سامانیان و صفاریان است؟

  • قدرت غزنویان بر نیروی نظامی استوار بود و پایگاه اجتماعی ضعیفی داشت
  • غزنویان مانند سامانیان از پشتیبانی خلیفه عباسی برخوردار بودند
  • غزنویان برخلاف صفاریان، حکومتی مذهبی و مبتنی بر فتوحات هند داشتند
  • قدرت غزنویان بر محبوبیت مردمی و حمایت علما استوار بود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«قدرت غزنویان بر نیروی نظامی استوار بود و پایگاه اجتماعی ضعیفی داشت» درست است؛ قدرت غزنویان واقعاً بر نیروی نظامی استوار بود، نه بر محبوبیت مردمی. «قدرت غزنویان بر محبوبیت مردمی و حمایت علما استوار بود» رد می‌شود چون این ویژگی دقیقاً نقطهٔ مقابل وضعیت غزنویان است. «غزنویان مانند سامانیان از پشتیبانی خلیفه عباسی برخوردار بودند» رد می‌شود؛ اگرچه از نظر تاریخی درست است، اما تفاوت بنیادین مورد سؤال را بیان نمی‌کند. «غزنویان برخلاف صفاریان، حکومتی مذهبی و مبتنی بر فتوحات هند داشتند» رد می‌شود زیرا پایهٔ قدرت غزنویان نظامی بود نه فتوحات هند، و صفاریان نیز حکومتی کاملاً مذهبی نداشتند. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است لشکرکشی‌های محمود به هند را انگیزهٔ اصلی حکومت بداند و تفاوت بنیادین در پایهٔ قدرت (نظامی در مقابل مردمی) را نادیده بگیرد.

2. کدام یک از عوامل زیر، نقش اصلی را در فروپاشی حکومت غزنویان ایفا کرد؟

  • کشته شدن سلطان مسعود توسط سپاهیان شورشی
  • شکست از سلجوقیان در نبرد دندانقان
  • حمله مغول به رهبری چنگیزخان
  • شورش اسماعیلیان به رهبری حسن صباح

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«شکست از سلجوقیان در نبرد دندانقان» درست است؛ پس از سلطان محمود، پسرش سلطان مسعود از سلجوقیان شکست خورد و همین شکست زمینه‌ساز فروپاشی غزنویان شد. «حمله مغول به رهبری چنگیزخان» رد می‌شود چون حمله مغول عامل سقوط خوارزمشاهیان بود نه غزنویان. «شورش اسماعیلیان به رهبری حسن صباح» رد می‌شود زیرا اسماعیلیان در دوره سلجوقیان فعال بودند و با غزنویان درگیری مستقیم نداشتند. «کشته شدن سلطان مسعود توسط سپاهیان شورشی» رد می‌شود؛ این قتل پس از شکست از سلجوقیان رخ داد و خود معلول بود نه علت اصلی فروپاشی. تلهٔ تستی این سؤال آن است که دانش‌آموز قتل سلطان مسعود را علت سقوط بپندارد در حالی که آن رویداد نتیجهٔ شکست قبلی بود.

3. در دوره سلجوقیان، به کارگیری وزیران ایرانی چه نتیجه‌ای در پی داشت؟

  • تضعیف جایگاه خلیفه عباسی در نظام سیاسی
  • گسترش زبان ترکی به عنوان زبان رسمی دیوانی
  • کاهش رونق کشاورزی و بازرگانی به دلیل تمرکز بر جنگ
  • بهبود اوضاع اقتصادی و فرهنگی و رونق شهرنشینی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«بهبود اوضاع اقتصادی و فرهنگی و رونق شهرنشینی» درست است؛ نتیجهٔ مدیریت وزیران ایرانی، بهبود اوضاع اقتصادی و فرهنگی و رشد کشاورزی، بازرگانی، صنعت، هنر و معماری بود. «تضعیف جایگاه خلیفه عباسی در نظام سیاسی» رد می‌شود؛ وزیران رابطه سلطان و خلیفه را تنظیم می‌کردند و خلیفه همچنان مشروعیت‌بخش بود. «گسترش زبان ترکی به عنوان زبان رسمی دیوانی» رد می‌شود؛ در دوره سلجوقی دفترهای دیوانی از عربی به فارسی تغییر کرد نه ترکی. «کاهش رونق کشاورزی و بازرگانی به دلیل تمرکز بر جنگ» رد می‌شود؛ رونق اقتصادی این دوره درست خلاف این ادعاست. تلهٔ تستی این سؤال آن است که دانش‌آموز تصور کند وزیران ایرانی موجب کمرنگ شدن نقش خلیفه شدند در حالی که آنان به دنبال مشروعیت از سوی خلیفه بودند.

4. کدام یک از دیوان‌های چهارگانه دوره سلجوقی وظیفه رسیدگی به امور ارتش و تأمین تدارکات نظامیان را بر عهده داشت؟

  • دیوان رسایل
  • دیوان عرض
  • دیوان استیفا
  • دیوان اشراف

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«دیوان عرض» درست است زیرا در جدول دیوان‌ها آمده: «عرض: رسیدگی به وضع نظامیان، تهیه تدارکات و ثبت آمار سپاه». «دیوان استیفا» رد می‌شود؛ این دیوان مسئول محاسبه و دریافت مالیات و امور مالی بود. «دیوان اشراف» رد می‌شود؛ وظیفه آن بازرسی و نظارت بر وزیران، حاکمان و کارکنان بود. «دیوان رسایل» رد می‌شود؛ این دیوان به دریافت، ارسال و ثبت نامه‌ها و فرمان‌های حکومتی می‌پرداخت. تلهٔ تستی این سؤال آن است که دانش‌آموز ممکن است «دیوان استیفا» را با توجه به شباهت ظاهری به «تأمین تدارکات» (که نیاز به هزینه دارد) اشتباه بگیرد.

5. کدام یک از موارد زیر از ویژگی‌های جامعه اروپایی در قرون وسطا (هم‌زمان با دوره سلجوقیان) بود؟

  • توسعه شهرنشینی و افزایش جمعیت شهرها
  • رواج تجارت و شکوفایی صنعت در شهرها
  • حکومت‌های مردمی و پارلمانی
  • سلطه کامل کلیسا و پاپ بر فئودال‌ها و پادشاهان

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«سلطه کامل کلیسا و پاپ بر فئودال‌ها و پادشاهان» درست است؛ روحانیون مسیحی به رهبری پاپ قدرت بسیار زیادی داشتند و فئودال‌ها و پادشاهان تابع کلیسا بودند. «رواج تجارت و شکوفایی صنعت در شهرها» رد می‌شود؛ در قرون وسطا شهر و تجارت رونق نداشت. «حکومت‌های مردمی و پارلمانی» رد می‌شود؛ قرون وسطا با نظام فئودالی و قدرت مطلق اربابان مشخص می‌شود. «توسعه شهرنشینی و افزایش جمعیت شهرها» رد می‌شود؛ با توجه به فقر، بیماری و عدم رونق تجارت، شهرنشینی گسترش نیافت. تلهٔ تستی این سؤال آن است که دانش‌آموز ممکن است «توسعه شهرنشینی» را که معمولاً با پیشرفت همراه است به قرون وسطا نسبت دهد در حالی که این دوره با رکود شهری همراه بود.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان