پرش به محتوای اصلی

قانون (هفتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

قانون (هفتم)

این مبحث دو درس را کنار هم می‌گذارد: اول اینکه چرا اصلاً به قانون نیاز داریم، و بعد اینکه قانون چگونه و توسطِ چه کسانی ساخته می‌شود.

آزادی مطلق وجود ندارد

هر انسانی از همان روزِ تولد در جامعه زندگی می‌کند و با دیگران رابطه دارد. همین رابطه‌ها باعث می‌شود هر کسی نسبت به دیگران حقوقی داشته باشد — اما این حقوق مطلق و بی‌قید نیستند. هر فرد تا جایی می‌تواند از حقِ خودش استفاده کند که:

  • به حقوقِ دیگران آسیب نزند
  • سببِ خسارت یا زیانِ دیگران نشود
  • مغایرِ قانون نباشد
  • با احکامِ الهی در تضاد نباشد

مثالِ ساده: حق داری موسیقی گوش بدهی، اما نه با صدای بلند در نیمه‌شب؛ چون حقِ استراحتِ همسایه را از بین می‌برد. این محدودیت‌ها برای کم‌کردنِ آزادی نیست، برای محافظت از آزادیِ همه است.

چرا قانون و مقررات لازم است؟

تصور کن با گروهی از دوستانت یک هفته در جنگل اردو زده‌ای. بعد از یک روز مشکل‌ها شروع می‌شوند: چادرِ به‌هم‌ریخته، رادیوی بلند در شب، کتریِ آب‌جوشِ رهاشده وسطِ چادر، آتشِ خاموش‌نشده. درسِ این مثال روشن است: هر وقت گروهی از آدم‌ها کنارِ هم زندگی یا کار می‌کنند، بدونِ مقررات بی‌نظمی، خطر و اختلاف حتمی است. پس مقررات از نیازِ واقعیِ زندگیِ مشترک به وجود می‌آید، نه از اجبارِ بیرونی.

درسنامه سه دلیلِ اصلی برای پیدایشِ قانون می‌آورد:

دلیل توضیح
حفظِ حقوقِ افراد مانع می‌شود حقِ کسی توسطِ دیگری پایمال شود
برقراریِ نظم و امنیت زندگیِ جمعی بدونِ نظم به هرج‌ومرج می‌رسد
رشدِ اخلاقیِ انسان‌ها قانون آدم را به رفتارِ درست عادت می‌دهد

این سه به هم وصل‌اند: نظم زمینه‌سازِ امنیت است، امنیت زمینه‌سازِ رشدِ اخلاقی، و رشدِ اخلاقی باعثِ احترام به حقوق می‌شود.

وقتی قانون رعایت نمی‌شود

نقضِ قانون هم‌زمان دو نوع آسیب می‌زند: آسیبِ اجتماعی (به‌هم‌خوردنِ نظم و امنیت، هرج‌ومرج، بی‌اعتمادی میانِ مردم) و آسیبِ فردی (پایمال‌شدنِ حقِ اشخاص، خطرِ جانی یا مالی). مثلاً نان‌گرفتن بدونِ صف، حقِ کسی را که زودتر آمده نادیده می‌گیرد؛ پرداخت‌نکردنِ شارژِ آپارتمان، حقِ مالیِ سایرِ ساکنان را؛ و موتورسواری روی پیاده‌رو، حقِ ایمنیِ عابران را.

هر مکانِ عمومی هم مقرراتِ خودش را دارد که همه یک هدف دارند: حفظِ حقِ همهٔ استفاده‌کنندگان — سکوت در کتابخانه، رعایتِ نوبت در ورزشگاه، انداختنِ زباله در سطلِ پارک، پوششِ مناسب در مسجد.

قانون به‌تنهایی کافی نیست

در کنارِ قانون سه چیزِ انسانی هم لازم است: مشورت (وقتی همه در تصمیم شریک باشند، بیشتر رعایت می‌کنند)، همدلی و گذشت (قانون نمی‌گوید «باید کمک کنی»، اما همدلی آدم را به کمک وامی‌دارد)، و کمک به یکدیگر برای انجامِ بهترِ وظایف. خلاصه: قانون حداقلِ لازم است، اخلاق ایده‌آلِ مطلوب.

تفاوتِ اخلاق و حقوق

ویژگی اخلاق حقوق (قانون)
منشأ وجدان، دین، فرهنگ مصوباتِ قانون‌گذار
الزام از درون از بیرون، با ضمانتِ اجرا
پوشش گسترده‌تر محدودتر
نمونه کمک به پیرزن برای عبور از خیابان توقف پشتِ چراغ قرمز

بعضی رفتارها هم اخلاقی‌اند هم قانونی (دزدی‌نکردن)؛ بعضی فقط اخلاقی‌اند (کمک به همسایه).

قانون چگونه ساخته می‌شود؟

در جامعه دو نوع مقررات وجود دارد. مقرراتِ توافقی از رسم و اخلاق می‌آید و ضمانتش وجدانِ اجتماعی است — اگر در صفِ نانوایی جای کسی را بگیری، مردم اعتراض می‌کنند اما جریمه نمی‌شوی. قانون را نهادِ دارایِ صلاحیت مثلِ مجلس تصویب می‌کند و ضمانتش جریمه و مجازات است — ردشدن از چراغ قرمز جریمه دارد.

اصلِ پایه‌ایِ هر نظامِ قانونی این است: همه در برابرِ قانون مساوی‌اند — فقیر و ثروتمند، مشهور و گمنام؛ هیچ‌کس به‌خاطرِ ثروت یا مقام از مجازات معاف نیست و هیچ‌کس هم به‌خاطرِ ضعف از حقوقش محروم نمی‌شود.

قانونِ اساسی — مادرِ همهٔ قانون‌ها

قانونِ اساسی بالاترین قانونِ هر کشور است و همهٔ قوانینِ دیگر باید در چارچوبِ آن نوشته شوند. در آن دو چیز مشخص می‌شود: حقوقِ ملت، و وظایف و روابطِ حکومت و مردم.

قانونِ اساسیِ جمهوری اسلامی ایران را مجلسِ خبرگان (افرادِ منتخبِ مردم که شایستگی و تخصص داشتند) نوشت و در ۱۱ و ۱۲ آذر ۱۳۵۸ به همه‌پرسی گذاشته شد؛ بیش از ۹۸ درصد مردم رأیِ مثبت دادند. این قانون ۱۷۷ اصل دارد. چند نمونه:

  • اصل ۱۹: مردم از هر قوم و قبیله حقوقِ مساوی دارند؛ رنگ، نژاد و زبان سببِ امتیاز نیست.
  • اصل ۲۰: زن و مرد یکسان در حمایتِ قانون‌اند.
  • اصل ۳۰: دولت موظف است آموزشِ رایگان تا پایانِ متوسطه را برای همه فراهم کند.
  • اصل ۴۰: هیچ‌کس نمی‌تواند حقِ خود را وسیلهٔ آسیب به دیگران یا تجاوز به منافعِ عمومی قرار دهد. (همان «آزادیِ مطلق وجود ندارد»، این‌بار در قالبِ حقوقی.)

قوهٔ مقننه

قوهٔ مقننه تهیه و تصویبِ قوانین را در چارچوبِ قانونِ اساسی برعهده دارد و سه بخش دارد:

۱. مجلسِ شورای اسلامی — نمایندگانِ منتخبِ مردم که هر ۴ سال یک‌بار انتخاب می‌شوند و قوانینِ عادی را تصویب می‌کنند. هر نماینده سوگند می‌خورد استقلالِ کشور، آزادیِ مردم و تأمینِ منافعِ آنان را مدنظر داشته باشد.

۲. شورای نگهبان۱۲ عضو: ۶ فقیه که رهبر منصوب می‌کند، و ۶ حقوقدان که قوهٔ قضاییه پیشنهاد می‌دهد و مجلس انتخاب می‌کند. دو وظیفه دارد: بررسیِ انطباقِ مصوباتِ مجلس با قانونِ اساسی و احکامِ دین، و نظارت بر انتخابات.

۳. مجمعِ تشخیصِ مصلحتِ نظام — فقط وقتی وارد می‌شود که مجلس و شورای نگهبان به توافق نرسند؛ آن‌وقت تصمیمِ نهایی با اوست.

مسیرِ ساختِ قانون: نیازِ جامعه ← تصویب در مجلس ← بررسی در شورای نگهبان ← تأیید (قانونِ لازم‌الاجرا) یا رد و بازگشت به مجلس ← در صورتِ اختلاف، مجمعِ تشخیصِ مصلحت.

کسی که قانون می‌نویسد باید شجاعت، دلسوزی، تخصص، دین‌داری و طرفداری از حقوقِ محرومان داشته باشد؛ قانون باید ابزارِ عدالت باشد، نه ابزارِ قدرتمندان.

همه‌پرسی

همه‌پرسی (رفراندوم) یعنی رأی‌گیریِ مستقیم از همهٔ مردمِ کشور برای رد یا قبولِ یک موضوعِ مهم. فرقش با انتخابات این است که در انتخابات مردم نماینده انتخاب می‌کنند (رأیِ غیرمستقیم)، ولی در همه‌پرسی مستقیم به خودِ یک موضوع رأی می‌دهند. دانش‌آموزان هم می‌توانند از راهِ شورای دانش‌آموزی و مجلسِ دانش‌آموزیِ جمهوری اسلامی ایران این مشارکت را تمرین کنند.

تله‌های رایج

۱. «آزادی یعنی هر کاری دلم بخواهد» — نه؛ آزادیِ هر کس تا جایی است که به حقوقِ دیگران آسیب نزند.

۲. «هدفِ قانون محدودکردن و مجازاتِ مردم است» — نه؛ هدفِ اصلی حفظِ حقوقِ خودِ همان مردم است. محدودیت ابزار است، نه هدف.

۳. «شورای نگهبان قانون می‌نویسد» — نه؛ نوشتن و تصویب کارِ مجلس است؛ شورای نگهبان فقط بررسی می‌کند.

۴. «هر ۱۲ عضوِ شورای نگهبان را رهبر منصوب می‌کند» — نه؛ فقط ۶ فقیه.

۵. «اگر شورای نگهبان مصوبه‌ای را رد کند، کار همان‌جا تمام است» — نه؛ مصوبه به مجلس برمی‌گردد و در صورتِ اختلاف، مجمعِ تشخیصِ مصلحت تصمیم می‌گیرد.

یک نمونه سؤال با پاسخ

سؤال: مراحلِ زیر را به ترتیبِ درستِ تصویبِ یک قانون — با فرضِ اینکه در میانهٔ راه یک بار اختلاف‌نظر پیش بیاید — مرتب کنید:

الف) بررسیِ انطباقِ مصوبه با قانونِ اساسی توسطِ شورای نگهبان
ب) تصمیمِ نهاییِ مجمعِ تشخیصِ مصلحتِ نظام
ج) تصویبِ اولیه در مجلسِ شورای اسلامی
د) اجراییِ‌شدنِ قانون

۱) ج، الف، ب، د ۲) الف، ج، ب، د ۳) ج، ب، الف، د ۴) د، ج، الف، ب

پاسخ: گزینهٔ ۱. اول مجلس قانون را تهیه و تصویب می‌کند (ج)، بعد شورای نگهبان انطباقش را با قانونِ اساسی و احکامِ دین بررسی می‌کند (الف)، اگر این دو به توافق نرسند مجمعِ تشخیصِ مصلحتِ نظام تصمیمِ نهایی را می‌گیرد (ب)، و در آخر قانونِ نهایی‌شده اجرایی می‌شود (د).

فراتر از کتاب

قراردادِ اجتماعی. فیلسوفانی مثلِ ژان‌ژاک روسو می‌گفتند آدم‌ها برای زندگیِ کنارِ هم به‌طورِ ضمنی یک «قراردادِ اجتماعی» می‌بندند: هر کس بخشی از آزادیِ مطلقش را می‌دهد تا در عوض از نظم، امنیت و حمایتِ جامعه بهره‌مند شود. این دقیقاً همان چیزی است که مثالِ اردو نشان می‌دهد.

قانونِ نانوشته. در هر جامعه‌ای کنارِ قوانینِ رسمی، «هنجارهای اجتماعی» هم هست — قواعدِ نانوشته‌ای که همه رعایت می‌کنند، مثلِ صف‌ایستادن یا سکوت در مراسم. این‌ها هم ضمانتِ اجرا دارند، اما ضمانتشان اعتراض و بی‌اعتمادیِ جمعی است، نه جریمهٔ رسمی.

جرم و تخلف یکی نیستند. «جرم» رفتاری است که قانون‌گذار برایش مجازاتِ کیفری (مثلِ حبس) پیش‌بینی کرده و رسیدگی‌اش با دادگاه است؛ «تخلف» معمولاً نقضِ یک مقرراتِ اداری یا انضباطی است (مثلِ بسیاری از تخلفاتِ رانندگی) که با جریمه یا برخوردِ سبک‌تر روبه‌رو می‌شود. همین تفاوت توضیح می‌دهد چرا با بعضی نقض‌ها سخت‌تر برخورد می‌شود.

آیا قانون همیشه عادلانه است؟ نه لزوماً؛ تاریخ قوانینِ ناعادلانه هم دیده است، مثلِ قوانینِ تبعیضِ نژادی. اینجاست که اخلاق وارد می‌شود: وجدانِ انسانی می‌تواند ابزارِ نقد و اصلاحِ قانون باشد. در ایران هم شورای نگهبان دقیقاً برای همین طراحی شده که مصوبات با ارزش‌های بنیادین مغایر نباشند؛ در بسیاری از کشورها این نقش را «دادگاهِ قانونِ اساسی» برعهده دارد.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در یک مجتمع مسکونی، یکی از ساکنان به دلیل اعتراض به قوانین ساختمان، از پرداخت شارژ ماهانه خودداری می‌کند و می‌گوید: «آزادی من است که پولم را خرج نکنم.» با توجه به مفهوم «آزادی مطلق» در فصل، کدام گزینه صحیح‌ترین نقد را به این ادعا وارد می‌کند؟

  • ادعا درست است، زیرا شارژ ساختمان یک قانون رسمی نیست و فقط یک توافق داخلی است؛ بنابراین ضمانت اجرایی ندارد.
  • ادعا درست است، زیرا هر کس در اموال شخصی خود مختار است و قانون نمی‌تواند او را مجبور به پرداخت هزینه‌های مشترک کند.
  • ادعا نادرست است، زیرا حق استفاده از فضای مشترک مثل آسانسور و راهرو مستلزم پذیرش هزینه‌های آن است و نپرداختن شارژ به معنای تحمیل هزینه به دیگران و نقض حق مالی آن‌هاست.
  • ادعا نادرست است، زیرا طبق اصل ۴۰ قانون اساسی، هیچ‌کس نمی‌تواند از حق خود برای آسیب به دیگران استفاده کند و اینجا آسیب مالی به دیگران وارد می‌شود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ادعا نادرست است، زیرا حق استفاده از فضای مشترک مثل آسانسور و راهرو مستلزم پذیرش هزینه‌های آن است و نپرداختن شارژ به معنای تحمیل هزینه به دیگران و نقض حق مالی آن‌هاست.» درست است چون درس سوم تصریح می‌کند که آزادی هر فرد تا جایی ادامه دارد که به حقوق دیگران آسیب نزند؛ عدم پرداخت شارژ موجب می‌شود سایر ساکنان مجبور به پرداخت سهم بیشتری شوند که مصداق نقض حق مالی دیگران است. «ادعا درست است، زیرا هر کس در اموال شخصی خود مختار است و قانون نمی‌تواند او را مجبور به پرداخت هزینه‌های مشترک کند.» رد می‌شود چون آزادی در اموال شخصی مطلق نیست و در زندگی مشترک، استفاده از امکانات مشترک با تعهد به پرداخت هزینه همراه است. «ادعا نادرست است، زیرا طبق اصل ۴۰ قانون اساسی، هیچ‌کس نمی‌تواند از حق خود برای آسیب به دیگران استفاده کند و اینجا آسیب مالی به دیگران وارد می‌شود.» رد می‌شود هرچند این گزینه هم تا حدودی درست می‌نماید اما اصل ۴۰ مستقیماً در این سناریو کاربردی‌تر از مفهوم «آزادی مطلق» نیست و در متن درس سوم مستقیماً حق مالی ساکنان در جدول نقض مقررات ذکر شده که دقیق‌تر است. «ادعا درست است، زیرا شارژ ساختمان یک قانون رسمی نیست و فقط یک توافق داخلی است؛ بنابراین ضمانت اجرایی ندارد.» رد می‌شود زیرا درس چهارم مقررات توافقی را معتبر می‌داند و نقض آن‌ها هرچند ضمانت اجرای رسمی ندارد اما از نظر اخلاقی و اجتماعی نادرست است و به حقوق دیگران آسیب می‌زند. تلهٔ تستی این سؤال آن است که دانش‌آموز تصور کند هر توافق غیررسمی فاقد الزام است و پرداخت نکردن شارژ تخلف محسوب نمی‌شود، در حالی که اصل «آزادی مطلق وجود ندارد» اینجا به وضوح نقض حق مالی دیگران را نشان می‌دهد.

2. کدام یک از موارد زیر، نمونه‌ای از «مقررات توافقی» است که ضمانت اجرای آن عمدتاً از طریق وجدان اجتماعی تأمین می‌شود و نه مجازات رسمی؟

  • ایستادن در صف نانوایی و رعایت نوبت
  • پرداخت مالیات بر درآمد سالانه
  • ندادن سهمیه بنزین به خودروهای پلاک شهرستان
  • عبور نکردن از چراغ قرمز در تقاطع خیابان

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ایستادن در صف نانوایی و رعایت نوبت» درست است زیرا درس چهارم مقررات توافقی را این‌گونه تعریف می‌کند: «مقررات توافقی ... ضمانت اجرا: وجدان اجتماعی» و مثال آن «ایستادن در صف نانوایی» است. «عبور نکردن از چراغ قرمز در تقاطع خیابان» رد می‌شود چون این رفتار دارای ضمانت اجرای رسمی (جریمه پلیس) است و در جدول درس چهارم به عنوان مثال قانون ذکر شده است. «پرداخت مالیات بر درآمد سالانه» رد می‌شود زیرا مالیات توسط قانون مصوب مجلس تعیین می‌شود و تخلف از آن مجازات رسمی دارد، بنابراین قانون است نه مقررات توافقی. «ندادن سهمیه بنزین به خودروهای پلاک شهرستان» رد می‌شود چون این یک مقررات دولتی و رسمی است و ضمانت اجرای اداری دارد، نه صرفاً وجدان اجتماعی. تلهٔ تستی این سؤال آن است که دانش‌آموز «عبور نکردن از چراغ قرمز» را نیز چون عموماً رعایت می‌شود، مقررات توافقی بپندارد، در حالی که قانون رسمی با ضمانت اجرای بیرونی (جریمه) است.

3. بر اساس تفاوت «اخلاق» و «حقوق» (قانون) که در درس مطرح شده است، کدام رفتار صرفاً در حوزه اخلاق قرار می‌گیرد و الزام قانونی ندارد؟

  • پرداخت هزینه اشتراک آپارتمان
  • رعایت سکوت در کتابخانه عمومی
  • کمک به یک پیرزن برای عبور از خیابان
  • توقف پشت چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«کمک به یک پیرزن برای عبور از خیابان» درست است زیرا درس سوم به صراحت می‌گوید: «بعضی رفتارها اخلاقی‌اند اما قانونی نیستند (مثل کمک به همسایه)» و در مثال جدول همین مورد ذکر شده است. «توقف پشت چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی» رد می‌شود زیرا هم قانونی و هم اخلاقی است، نه صرفاً اخلاقی. «پرداخت هزینه اشتراک آپارتمان» رد می‌شود زیرا در چارچوب مقررات توافقی (یا قانونی) قرار دارد و نقض آن پیامد حقوقی یا اجتماعی دارد. «رعایت سکوت در کتابخانه عمومی» رد می‌شود زیرا معمولاً در مقررات کتابخانه به عنوان قانون داخلی تعریف می‌شود و دارای ضمانت اجرای رسمی (اخراج یا تذکر) است. تلهٔ تستی این سؤال آن است که دانش‌آموز رعایت سکوت در کتابخانه را صرفاً اخلاقی بداند، در حالی که بسیاری از کتابخانه‌ها این را در مقررات رسمی خود دارند و گاهی جریمه نیز اعمال می‌شود.

4. در فرآیند قانون‌گذاری جمهوری اسلامی ایران، اگر شورای نگهبان مصوبه‌ای از مجلس را مغایر با قانون اساسی یا احکام دین تشخیص دهد، کدام گزینه روند صحیح بعدی را توصیف می‌کند؟

  • مصوبه برای اصلاح به مجلس بازگردانده می‌شود، و اگر باز هم اختلاف باقی بماند، مجمع تشخیص مصلحت نظام تصمیم نهایی را می‌گیرد.
  • قوه قضاییه به‌جای شورای نگهبان مصوبه را بررسی می‌کند و رأیِ نهایی و قطعیِ خودش را دربارهٔ آن صادر می‌کند.
  • مصوبه بلافاصله باطل می‌شود و قانون دیگری نمی‌تواند بدون طیِ دوبارهٔ کل فرآیندِ قانون‌گذاری جایگزین آن شود.
  • مجمع تشخیص مصلحت نظام بدون بازگشتِ مصوبه به مجلس، مستقیماً وارد عمل می‌شود و خودش مصوبه را اصلاح می‌کند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«مصوبه برای اصلاح به مجلس بازگردانده می‌شود، و اگر باز هم اختلاف باقی بماند، مجمع تشخیص مصلحت نظام تصمیم نهایی را می‌گیرد.» درست است زیرا درس چهارم فرآیند را به این صورت توضیح می‌دهد: شورای نگهبان در صورت رد مصوبه، آن را برای اصلاح به مجلس برمی‌گرداند و در صورت اختلاف، مجمع تشخیص مصلحت تصمیم می‌گیرد. «مصوبه بلافاصله باطل می‌شود و قانون دیگری نمی‌تواند جایگزین آن شود.» رد می‌شود زیرا درس تصریح می‌کند که مصوبه برای اصلاح برمی‌گردد، نه اینکه باطل شود. «مجمع تشخیص مصلحت نظام مستقیماً وارد عمل می‌شود و مصوبه را اصلاح می‌کند.» رد می‌شود زیرا مجمع تشخیص تنها زمانی وارد می‌شود که مجلس و شورای نگهبان به توافق نرسند و به طور مستقیم پیش از آن مداخله نمی‌کند. «قوه قضاییه مصوبه را بررسی می‌کند و رأی نهایی را صادر می‌کند.» رد می‌شود زیرا نقش قوه قضاییه در این مرحله در درس ذکر نشده است. تلهٔ تستی این سؤال آن است که دانش‌آموز تصور کند مجمع تشخیص مصلحت در هر اختلافی بلافاصله وارد می‌شود، در حالی که ابتدا باید مجلس اصلاح کند و پس از آن مجمع نوبت می‌رسد.

5. کدام یک از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به‌طور مستقیم و مشخص با مفهوم «آزادی مطلق وجود ندارد» مرتبط است؟

  • اصل ۲۸: هر کس حق دارد شغلی را که می‌خواهد و مخالف اسلام نیست آزادانه انتخاب کند.
  • اصل ۴۰: هیچ‌کس نمی‌تواند اعمال حق خود را وسیله‌ای برای آسیب به دیگران یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد.
  • اصل ۱۹: مردم از هر قوم و قبیله از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و نژاد سبب امتیاز نمی‌شود.
  • اصل ۲۰: همه افراد زن و مرد یکسان در حمایت قانون هستند و از حقوق برابر برخوردارند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اصل ۴۰: هیچ‌کس نمی‌تواند اعمال حق خود را وسیله‌ای برای آسیب به دیگران یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد.» درست است زیرا درس چهارم مستقیماً این اصل را با بحث «آزادی مطلق وجود ندارد» مرتبط دانسته است: «اصل ۴۰ در واقع همان اصلی است که در درس قبل بررسی کردیم: آزادی مطلق وجود ندارد». «اصل ۱۹: مردم از هر قوم و قبیله از حقوق مساوی برخوردارند.» رد می‌شود هرچند مهم است، اما به اصل برابری اشاره دارد، نه به محدودیت آزادی. «اصل ۲۰: همه افراد زن و مرد یکسان در حمایت قانون هستند.» رد می‌شود زیرا به حمایت قانونی برابر می‌پردازد. «اصل ۲۸: هر کس حق دارد شغلی را که می‌خواهد انتخاب کند.» رد می‌شود زیرا حق انتخاب شغل را مطرح می‌کند و ارتباط مستقیمی با محدودیت آزادی ندارد. تلهٔ تستی این سؤال آن است که دانش‌آموز اصل ۱۹ یا ۲۰ را که به برابری اشاره دارند با محدودیت آزادی اشتباه بگیرد، در حالی که اصل ۴۰ دقیقاً همان مفهوم را پوشش می‌دهد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان