از زیستگاهای ایران حفاظت کنیم (هفتم)
این مبحث از یک پرسش شروع میشود: چرا ایران اینهمه گیاه و جانورِ متفاوت دارد؟ پاسخ در تنوعِ آبوهوایی است. بعد سراغِ این میرود که این ثروتِ طبیعی چطور تهدید میشود و چگونه باید از آن محافظت کرد.
زیستگاه و آبوهوا
زیستگاه: منطقهٔ بزرگی که در آن مجموعهای از گیاهان و جانورانِ خاص زندگی میکنند. ایران از جنگلهای انبوهِ شمال تا بیابانهای خشکِ مرکزی و سواحلِ گرمِ جنوب، زیستگاههای گوناگونی دارد و علتِ اصلیِ این گوناگونی، تنوعِ آبوهواییِ کشور است.
اول باید دو کلمه را از هم جدا کنیم:
| هوا | آبوهوا | |
|---|---|---|
| تعریف | وضعیتِ جوّ در یک لحظه یا روزِ خاص | میانگینِ وضعیتِ جوّ در یک مکان طیِ سالهای طولانی |
| تغییرپذیری | هر روز عوض میشود | پایدار و بلندمدت است |
| نمونه | «امروز در تهران برف میبارد» | «تهران زمستانِ سرد و تابستانِ گرم دارد» |
در ایستگاههای هواشناسی هر روز پنج عنصر ثبت میشود: دما، میزانِ بارش، رطوبت، جهتِ وزشِ باد و سرعتِ باد. از میانِ اینها دما و بارش مهمتریناند — با همین دو میشود آبوهوای یک مکان را شناخت. برای نمایششان هم دو نمودار به کار میرود: نمودارِ خطیِ قرمز برای دما (درجهٔ سانتیگراد) و نمودارِ ستونیِ آبی برای بارش (میلیمتر). میانگین هم یعنی جمعِ دمای روزهای یک ماه تقسیم بر تعدادِ روزها.
چهار ناحیهٔ آبوهواییِ ایران
۱. معتدل و مرطوبِ خزری (شمال). میانِ رشتهکوهِ البرز و دریای خزر — گیلان، مازندران، گلستان. مرطوبترین ناحیهٔ ایران است: بارندگی در تمامِ ماههای سال، تابستان و زمستانِ معتدل، جنگلهای انبوه. بارش از غرب به شرق کاهش مییابد (گیلان پربارشتر از گلستان). کشاورزی بیشتر دیم است، هرچند برنج به آبیاریِ مصنوعی نیاز دارد.
۲. معتدل و نیمهخشکِ کوهستانی. کوهستانهای مرتفع و کوهپایهها — زاگرس، البرز، کوههای آذربایجان و خراسان. زمستانهای سرد با برفِ زیاد و یخبندانِ شدید، تابستانهای معتدل، بارش در تقریباً ۹ ماه از سال و خشکی در تابستان. همین پخششدگیِ بارش باعث میشود زراعتِ دیم ممکن باشد. پوشش: جنگل و مرتعِ سرسبز در ارتفاعات.
۳. گرم و خشکِ داخلی (مرکز). دشتِ کویر، دشتِ لوت، یزد، سمنان، کرمان. تابستانهای بسیار گرم و خشک، زمستانهای سرد، و اختلافِ زیادِ دمای شب و روز. بارش فقط در چند ماه و بسیار کم؛ در بیابانِ لوت ممکن است سالها باران نباریده باشد. پوششِ گیاهی فقیر و فقط خشکیپسند: تاغ، گز و بوتههای خاردار. زراعتِ دیم اینجا ممکن نیست.
۴. گرم و شرجیِ سواحلِ جنوب. کنارههای خلیج فارس و دریای عمان، از جلگهٔ خوزستان تا بندرِ چابهار. تابستانهای بسیار گرم، زمستانهای ملایم، بارشِ بسیار کم. شرجی یعنی هوا هم گرم است هم مرطوب؛ بدن نمیتواند عرق را بهراحتی تبخیر کند و احساسِ خفگی پیدا میشود. زراعتِ دیم اینجا هم ممکن نیست.
چرا شمال پربارش است اما جنوب خشک؟
هر دو کنارِ دریا هستند، پس تفاوت از کجاست؟ در شمال، بخارِ آبِ خزر با باد به سمتِ ساحل میرود، رشتهکوهِ البرز جلویش را میگیرد، هوا بالا میرود، سرد میشود و میبارد؛ البرز مثلِ یک دیوار رطوبت را در شمال نگه میدارد. در جنوب، آبِ دریا تبخیر میشود اما هیچ کوهِ بلندی سرِ راهِ باد نیست که این رطوبت را به باران تبدیل کند؛ پس رطوبت در هوا معلق میماند و فقط حالتِ شرجی میسازد، بدونِ باران.
آبوهوا بر همهچیزِ زندگی اثر میگذارد: غذا (برنج در شمال، خرما در جنوب، گندم و جو در کوهستان)، مسکن (سقفِ شیبدار در شمال برای جاریشدنِ باران، حیاطِ مرکزی و دیوارِ ضخیم در مرکز، بادگیر در جنوب)، پوشاک و کشاورزی.
تنوعِ زیستیِ ایران
تنوعِ زیستی: وجودِ انواعِ گونههای گیاهی، جانوری و زیستگاهها در یک منطقه. گونه هم یعنی نوعی از موجوداتِ زنده که به هم شباهت دارند و با تولیدمثل موجوداتی شبیه به خود پدید میآورند.
ایران بهخاطرِ همان تنوعِ آبوهوایی یکی از کشورهای پرتنوعِ جهان است: حدودِ ۹۰۰۰ گونهٔ گیاهی و حدودِ ۶۰٬۰۰۰ گونهٔ حشره در آن شناسایی شده. بعضی گونهها بومیِ ایراناند و هیچجای دیگر یافت نمیشوند — مثلِ سوسنِ چلچراغ (گیلان)، سمندرِ لرستانی، و لالهٔ واژگون (چهارمحال و بختیاری).
چرا زیستگاهها تخریب میشوند؟
مهمترین عامل، فعالیتهای نادرستِ انسان است:
| عامل | پیامد |
|---|---|
| راهسازی و شهرسازیِ بیبرنامه | نابودیِ جنگل و مرتع، ازبینرفتنِ زیستگاهِ جانوران |
| قطعِ درختان برای سوخت یا چوب | نابودیِ زنجیرهٔ غذاییِ جنگل |
| شکار و صیدِ بیرویه | کاهشِ نسل یا انقراضِ گونه |
| زباله، گازهای سمی و آفتکشها | آسیب به گیاهان، جانوران و انسان |
تخریب اثرِ زنجیرهای دارد: وقتی درختانِ یک جنگل نابود میشوند، جانورانی که غذایشان را از آن جنگل میگرفتند هم از بین میروند و تعادلِ طبیعت به هم میخورد.
گونههای در خطرِ انقراضِ ایران: گاندو (تمساحِ ایرانی) در سواحلِ جنوب، چابهار و ایرانشهر — با وجودِ اندامِ تمساحگونه به انسان آسیب نمیرساند؛ گورخرِ ایرانی در نواحیِ داخلی و اطرافِ بیابانها؛ یوزپلنگِ ایرانی در شاهرود، طبس، بافق، زرند و نائین، با سرعتِ ۱۰۰ کیلومتر در ساعت برای مدتِ کوتاه؛ و هوبره، پرندهای مهاجر در مناطقِ خشک و دشتهای نیمهبیابانی.
گونههای منقرضشده: شیرِ ایرانی که آخرین بار حدودِ ۸۰ سال پیش در دزفول دیده شد، و ببرِ مازندران که نسلش حدودِ ۶۰ سال پیش منقرض شد.
پنج دلیلِ حفاظت
۱. سپاسگزاری از نعمتهای خداوند. قرآن کریم در سورهٔ قمر، آیهٔ ۴۹ میفرماید: «بهدرستی ما همهچیز را به اندازه (با نظم) آفریدیم.» رابطهٔ درست با طبیعت یکی از راههای شکرگزاری است.
۲. لذت و تفکر در آفرینش. انسان از مناظرِ طبیعی آرامش میگیرد و به عظمتِ خداوند پی میبرد؛ نابودیِ زیستگاهها یعنی محرومیت از این نعمت.
۳. حقِ حیاتِ سایرِ موجودات. انسان تنها موجودِ زندهٔ زمین نیست. او فقط در حدی که نیازش را برآورده کند میتواند از طبیعت بهرهبرداری کند، نه از سرِ زیادهروی یا سودجویی.
۴. وابستگیِ موجودات به یکدیگر. زنجیرهٔ غذایی یعنی وابستگیِ غذاییِ همهٔ موجودات به هم، مثلِ حلقههای زنجیر: گیاهانِ سبز (تولیدکنندگان) ← علفخواران (مصرفکنندگانِ اول) ← گوشتخواران (مصرفکنندگانِ دوم) ← باکتریها و مخمرها (تجزیهکنندگان). با ازبینرفتنِ یک حلقه، کلِ زنجیره آسیب میبیند.
۵. فوایدِ گیاهان و جانوران. غذا (گوشت، میوه، غلات، سبزیجات)، دارو (بخشی از داروهای داروخانه از عصارهٔ گیاهان است) و اقتصاد — ایران در گیاهانِ دارویی مثلِ زعفران، آویشن و گلِ گاوزبان یکی از کشورهای پرمحصولِ جهان است.
چگونه حفاظت میکنیم؟
سازمانِ حفاظتِ محیطزیست وظیفهٔ حفاظت از زیستگاهها، جلوگیری از تخریب و آلودگی، و اعلام و مدیریتِ مناطقِ حفاظتشده را دارد.
محیطبان مأموری است که اجرای قوانین و مقرراتِ محیطزیست را در یک منطقه برعهده دارد: بازدیدِ منظم، شناساییِ فعالیتهای مخرب (قطعِ درخت، بوتهکنی، شکارِ غیرقانونی، آتشافروزی، آلودگی) و گزارشِ آنها به سازمان. ۸ آبان روزِ محیطبان است و شماری از محیطبانان جانشان را در این راه از دست دادهاند.
منطقهٔ حفاظتشده ناحیهای (جنگل، مرتع، دشت یا کوهستان) است که سازمانِ محیطزیست برای حفظ و تکثیرِ نسلِ جانوران یا گیاهان تحتِ حفاظت قرار میدهد؛ در آن شکار، صید، قطعِ درخت و ازبینبردنِ گیاهان ممنوع است. نمونهها: جنگلهای حرا (مانگرو) در خلیج فارس، دشتِ ارژن در فارس، و اشترانکوه در لرستان.
اصلِ ۵۰ قانونِ اساسی: «در جمهوری اسلامی ایران، حفاظتِ محیطزیست که نسلِ امروز و نسلهای بعد باید در آن حیاتِ روبهرشدی داشته باشند، وظیفهٔ عمومی تلقی میگردد.» یعنی این کار فقط مسئولیتِ یک سازمان نیست؛ وظیفهٔ همهٔ افرادِ جامعه است.
خودِ ما هم میتوانیم کار کنیم: گلهای وحشی را نچینیم، درخت و گل بکاریم، در هوای سرد برای پرندگان غذا و آب بگذاریم، در مصرفِ کاغذ و دستمالِ کاغذی دقت کنیم (مصرفِ کاغذ یعنی بریدنِ درخت)، کاغذِ باطله را برای بازیافت جدا کنیم، وسایلِ تزیینی از پوستِ حیواناتِ وحشی نخریم، در جنگل آتش روشن نکنیم یا کاملاً خاموشش کنیم، و زباله را رها نکنیم.
تلههای رایج
۱. «کنارِ دریا بودن یعنی مرطوب و پربارش بودن» — نه؛ بدونِ کوهِ بلندِ مانع، رطوبت فقط شرجی میسازد و به بارانِ سنگین تبدیل نمیشود.
۲. «شرجی یعنی بارشِ زیاد» — نه؛ شرجی فقط یعنی رطوبتِ هوا بالاست. سواحلِ جنوب هم شرجیاند و هم از خشکترین نواحیِ کشور.
۳. «دیمکاری همهجای ایران ممکن است» — نه؛ فقط در دو ناحیهای که بارشِ کافی و پخششده دارند (خزری و کوهستانی).
۴. «تنوعِ زیستی یعنی فقط تعدادِ گونههای جانوری» — نه؛ گیاهان و خودِ زیستگاهها را هم در بر میگیرد.
۵. «در معرضِ خطر یعنی همان منقرضشده» — نه؛ گونهٔ در خطر (مثلِ یوزپلنگِ ایرانی) هنوز زنده است و فقط جمعیتش کم شده؛ گونهٔ منقرضشده (مثلِ ببرِ مازندران) دیگر هیچ نمونهٔ زندهای ندارد.
یک نمونه سؤال با پاسخ
سؤال: در یک جنگل، بر اثرِ قطعِ بیرویه، تمامِ درختانِ میوهدار (تولیدکننده) از بین میروند. طبقِ اصلِ «اثرِ زنجیرهای»، این اتفاق بهترتیب چه تأثیری بر جانورانِ علفخوار و گوشتخوارِ همان جنگل میگذارد؟
۱) فقط علفخواران آسیب میبینند؛ گوشتخواران چون غذایشان گیاه نیست، بیتأثیر میمانند.
۲) ابتدا علفخواران بهدلیلِ کمبودِ غذا کاهش مییابند، سپس گوشتخواران هم بهدنبالِ کاهشِ شکار دچارِ کمبودِ غذا میشوند.
۳) فقط گوشتخواران آسیب میبینند، چون مستقیماً از درختان تغذیه میکنند.
۴) هیچکدام آسیب نمیبینند، چون تجزیهکنندهها جای تولیدکننده را میگیرند.
پاسخ: گزینهٔ ۲. ازبینرفتنِ حلقهٔ تولیدکننده اول مصرفکنندهٔ اول (علفخوار) را که مستقیماً به آن وابسته است دچارِ کمبودِ غذا میکند، و بعد مصرفکنندهٔ دوم (گوشتخوار) که شکارش همان علفخوارهاست، بهطورِ غیرمستقیم آسیب میبیند. تجزیهکنندهها هم جای تولیدکننده را نمیگیرند.
فراتر از کتاب
یوزپلنگِ ایرانی؛ کمیابترین گربهسانِ جهان. یوزپلنگِ آسیایی که فقط در ایران باقی مانده، در سطحِ بینالمللی «در آستانهٔ انقراض» طبقهبندی میشود و تعدادش به کمتر از حدودِ ۱۵ تا ۲۰ قلاده رسیده است.
جنگلهای حرا؛ درختانی که در آب میایستند. این درختان در لبِ آبهای شورِ خلیج فارس رشد میکنند و ریشههایشان برای گرفتنِ اکسیژن از خاک بیرون میزند. زیستگاهِ ماهیان، پرندگان و خرچنگاند و مثلِ سپری طبیعی از ساحل در برابرِ طوفان محافظت میکنند.
کنوانسیونِ رامسر. در سالِ ۱۹۷۱ در شهرِ رامسر قراردادی بینالمللی برای حفاظت از تالابها امضا شد که امروز با همین نام در سراسرِ جهان شناخته میشود؛ ایران از امضاکنندگانِ اصلیِ آن است.
گرمترین نقطهٔ زمین در ایران. بیابانِ لوت در سالِ ۲۰۰۵ با دمای سطحِ زمینِ ۷۰٫۷ درجهٔ سانتیگراد گرمترین نقطهٔ کرهٔ زمین شناخته شد؛ رکوردی که ناسا از راهِ تصاویرِ ماهوارهای ثبت کرد.