پرش به محتوای اصلی

از مادها تا ساسانیان (هفتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

شکل گیری امپراتوری های بزرگ در ایران باستان (هفتم)

این مبحث دو بخش دارد: اول اینکه آریایی‌ها چه کسانی بودند و چه سلسله‌هایی در ایران باستان یکی پس از دیگری روی کار آمدند، و دوم اینکه این حکومت‌ها کشور را چگونه اداره می‌کردند.

آریایی‌ها و سه قوم بزرگ

حدود چهار هزار سال پیش، مردمانی کوچ‌نشین که خود را «آریایی» می‌نامیدند از مناطق شمال دریای خزر کم‌کم به سمت جنوب کوچ کردند و در فلات ایران ساکن شدند. سه قوم بزرگ آریایی در ایران: مادها در شمال غرب و غرب، پارت‌ها در شمال شرق و پارس‌ها در جنوب (منطقهٔ فارس).

سلسله: زنجیره‌ای از پادشاهان که از یک خاندان‌اند و یکی پس از دیگری حکومت می‌کنند.

مادها؛ نخستین حکومت آریایی ایران

قبایل ماد پراکنده بودند، قدرت نظامی کافی نداشتند و همسایگان قدرتمندی مثل آشوریان پیوسته به آن‌ها حمله می‌کردند و اموالشان را غارت می‌بردند. در یکی از این قبایل، مردی به نام دیاکو به‌خاطر خوش‌رفتاری و عدالت‌خواهی میان همهٔ قبایل محبوب بود و سران قبایل او را به فرمانروایی برگزیدند. دیاکو بر فراز تپه‌ای در هگمتانه (همدان امروزی) قلعه‌ای ساخت، آنجا را پایتخت کرد، قبایل پراکندهٔ ماد را متحد کرد و دولت نیرومند ماد را پایه گذاشت. درس این ماجرا ساده است: پراکندگی یعنی ضعف و اتحاد یعنی قدرت.

هخامنشیان؛ نخستین امپراتوری جهانی

رئیس یکی از قبایل مهم پارس هخامنش نام داشت و کوروش از نوادگان او بنیان‌گذار سلسلهٔ هخامنشیان است. کوروش آخرین پادشاه ماد را شکست داد و حکومت ماد را سرنگون کرد، بابل (عراق امروزی) و لیدی (ترکیهٔ امروزی) را گرفت و قلمرو ایران را از خلیج فارس تا دریای مدیترانه گسترش داد.

کوروش سندی به نام منشور کوروش صادر کرد؛ در آن به آزادی مردم سرزمین‌های فتح‌شده احترام گذاشته شد و کسی مجبور به ترک دین و آداب خود نشد. این سند اکنون در موزهٔ لندن نگهداری می‌شود و برخی پژوهشگران آن را نخستین اعلامیهٔ حقوق بشر در تاریخ می‌دانند.

معروف‌ترین پادشاه پس از کوروش داریوش بزرگ است. پس از مرگ کوروش در بسیاری از نقاط قلمرو شورش و نابسامانی پیش آمده بود؛ داریوش با عزم و اراده همهٔ شورش‌ها را سرکوب کرد و حکومت را دوباره نیرومند ساخت. او دستور داد نقش برجسته‌ای در دامنهٔ کوه بیستون نزدیک کرمانشاه حجاری کنند تا پیروزی‌هایش ثبت شود؛ در این کتیبه از ۲۳ ایالت زیر فرمانش نام برده شده است، از جمله پارس، خوزستان، بابل، مصر، عربستان و ارمنستان. چون قلمرو هخامنشیان بیشتر کشورهای مهم آن روزگار را دربر می‌گرفت، آنان را نخستین امپراتوری جهانی می‌دانند.

سلوکیان؛ حکومتی بیگانه

در دورهٔ هخامنشیان جنگ‌های متعددی میان ایران و یونان رخ داد و در یکی از آن‌ها سپاه هخامنشی مدتی آتن را تصرف کرد. وقتی حکومت هخامنشی رو به ضعف رفت، اسکندر مقدونی یونانیان را به انتقام‌جویی از ایران فراخواند، در چند جنگ سپاه هخامنشی را شکست داد، ایران را گرفت و تخت‌جمشید و بسیاری از شهرها را به آتش کشید؛ او مصر و بخش‌هایی از هندوستان را هم تصرف کرد و در جوانی بر اثر بیماری درگذشت.

پس از مرگ اسکندر، قلمرو پهناورش میان سردارانش تقسیم شد و ایران به سلوکوس رسید که سلسلهٔ سلوکیان را بنیان گذاشت. ایرانیان این حکومت را نپذیرفتند، چون سلوکیان یونانی و بیگانه بودند، آداب و زبان و دینشان با ایرانیان تفاوت داشت و ایرانیان به استقلال و هویت خود پایبند بودند.

اشکانیان؛ بیرون راندن بیگانگان

پارت‌ها به رهبری فردی ملقب به اشک (ارشک) پارتیان و دیگر اقوام ایرانی را متحد کردند، از اختلاف‌های داخلی سلوکیان بهره بردند و بخش‌هایی از ایران را آزاد کردند. چون لقب شاهان این سلسله «اشک» بود، به اشکانیان مشهور شدند. جانشینان اشک مبارزه را ادامه دادند تا در زمان مهرداد دوم حکومت اشکانی به امپراتوری قدرتمندی تبدیل شد. مهم‌ترین دستاورد اشکانیان این بود که چند قرن در برابر امپراتوری روم ایستادند و نگذاشتند بار دیگر بیگانگان بر ایران مسلط شوند.

ساسانیان؛ آخرین حکومت ایران باستان

اردشیر بابکان از خاندان ساسان علیه اشکانیان قیام کرد و سلسلهٔ ساسانی را بنیان گذاشت. یکی از مهم‌ترین پادشاهان این سلسله شاپور اول است؛ در دورهٔ او وسعت قلمرو ایران بسیار زیاد شد و والریانوس امپراتور روم را در جنگ شکست داد و به اسارت گرفت — این رویداد در نقش رستم در استان فارس روی سنگ حجاری شده است. سرانجام با حملهٔ مسلمانان و شکست‌های پی‌درپی سپاه ساسانی، آخرین پادشاه یعنی یزدگرد سوم به دست آسیابانی ایرانی کشته شد و این سلسله در سال ۶۵۱ میلادی پایان یافت.

ترتیب سلسله‌ها را به‌خاطر بسپار: ماد ← هخامنشی ← سلوکی ← اشکانی ← ساسانی ← دورهٔ اسلامی.

تقویم: «م» یعنی میلادی (پس از تولد حضرت عیسی)، «ق.م» یعنی قبل از میلاد که به‌صورت معکوس شمرده می‌شود، و تقویم هجری از هجرت پیامبر اکرم (ص) از مکه به مدینه آغاز می‌شود. مثال: ۸۰۰ ق.م یعنی هشتصد سال پیش از تولد حضرت مسیح.

حکومت چگونه اداره می‌شد؟

در جهان باستان رایج‌ترین شکل حکومت پادشاهی بود و ایران هم از این قاعده جدا نبود. شاه بر همهٔ امور اداری، نظامی و مذهبی فرمان می‌راند، حکومت معمولاً از پدر به پسر می‌رسید، شاه در حضور بزرگان تاج می‌گذاشت، دستورش قانون بود و روی نامه‌ها و فرمان‌های مهم مُهر سلطنتی زده می‌شد. مردم هیچ حق دخالتی در امور کشور نداشتند.

شاهان خود را برگزیدهٔ آسمان و نمایندهٔ اهورامزدا می‌دانستند؛ در کتیبهٔ بیستون آمده است: «داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا من شاه هستم. اهورامزدا شاهی را به من عطا فرمود.» اما این قدرت کاملاً بی‌حدومرز نبود: اگر شاه از مسیر قانون و عدالت منحرف می‌شد، بزرگان و موبدان (روحانیون زرتشتی) می‌توانستند او را عزل کنند. اهورامزدا خدای یگانه در دین زرتشتی است؛ «اهورا» یعنی آفریننده و «مزدا» یعنی دانا و آگاه.

مقام‌های حکومتی: وزیر بزرگ مهم‌ترین مقام پس از شاه و مسئول کارهای اداری کشور بود؛ رئیس دربار کاخ شاهی، مراسم، انبار و توزیع جیرهٔ کارکنان را اداره می‌کرد؛ منشیان و دبیران کارهای اداری و مالی و نوشتن نامه‌ها را انجام می‌دادند و چون قلمرو ایران مردمانی با زبان‌های گوناگون داشت، اغلب چند زبان می‌دانستند (مُهر سلطنتی داریوش نام او را به سه خط ایلامی، پارسی و بابلی دارد). مأموران مخفی که «چشم و گوش شاه» نامیده می‌شدند، برای نخستین بار در دورهٔ داریوش به کار گرفته شدند و خبر شورش‌ها، فساد مقامات و وضع ایالت‌ها را به شاه می‌رساندند.

تقسیمات کشوری: ایرانیان از نخستین ملت‌هایی بودند که سرزمین را به بخش‌های اداری تقسیم کردند. داریوش کشور را به ۲۳ ایالت تقسیم کرد و فرماندار هر ایالت شهربان نام داشت که معمولاً از مقام‌های حکومتی یا خانوادهٔ شاه بود و مستقیم از پایتخت دستور می‌گرفت.

پایتخت‌ها: مادها هگمتانه (همدان)؛ هخامنشیان شوش (زمستانی)، همدان (تابستانی)، تخت‌جمشید و بابل؛ اشکانیان تیسفون و صددروازه (دامغان)؛ ساسانیان گور (فیروزآباد) و تیسفون.

ویژگی خاص اشکانیان: خاندان‌های محلی نفوذ و قدرت زیادی داشتند و شاهان ناچار بودند با آن‌ها مشورت کنند. سه مجلس وجود داشت: مجلس شاهی، مجلس بزرگان و مجلس مهستان. این ساختار مشورتی‌تر بود، اما دموکراسی نبود، چون مردم عادی در آن نقشی نداشتند.

سپاه و ابتکارهای نظامی

موقعیت جغرافیایی ایران آن را همیشه در معرض تهدید قرار می‌داد: از غرب یونان و روم و از شرق اقوام بیابانگرد. سپاه از پیاده‌نظام و سواره‌نظام تشکیل می‌شد. در دورهٔ ساسانیان سوارهٔ زره‌پوش بخش اصلی سپاه بود و اشکانیان به مهارت فوق‌العاده در سوارکاری و تیراندازی شهرت داشتند.

  • سپاه جاویدان (ابتکار داریوش): دقیقاً ۱۰٬۰۰۰ نفر که به گروه‌های ۱۰ نفره تقسیم می‌شدند. «جاویدان» نامیده شد چون به‌محض کشته‌شدن هر سرباز، یک نفر ذخیره جایش را می‌گرفت و تعداد هرگز کم نمی‌شد.
  • ارابهٔ داس‌دار: ارابه‌ای با تیغه‌های داس‌مانند در دو طرف که هنگام حرکت هر چیزی را سر راه خود می‌درید.
  • برج‌های متحرک چوبی (ابتکار کوروش): برج‌های بلند چرخ‌دار که کمانداران درونشان می‌نشستند و از ارتفاع به دشمن تیر می‌زدند.
  • نیروی دریایی: کشتی‌های ایرانی از خلیج فارس تا دریای مدیترانه در رفت‌وآمد بودند.

زندگی شاهان بسیار پرخرج بود؛ گاهی صدها خدمه در کاخ کار می‌کردند و هزینه‌ها از مالیات مردم تأمین می‌شد. بیشتر شاهان به ثروت‌اندوزی مشغول بودند نه رفاه مردم، به سخن پیامبران الهی توجه نمی‌کردند و مستبدانه حکومت می‌کردند؛ به‌ندرت شاهی پیدا می‌شد که با عدالت رفتار کند.

اشتباه‌های رایج

  • نخستین حکومت آریایی ایران هخامنشیان نبود؛ مادها زودتر به قدرت رسیدند.
  • اسکندر خودش سال‌ها بر ایران حکومت نکرد؛ او جوان درگذشت و قلمرویش میان سردارانش تقسیم شد.
  • از میان سلسله‌های پس از هخامنشیان، فقط سلوکیان بیگانه بودند؛ اشکانیان و ساسانیان ایرانی بودند.
  • در تاریخ‌های «ق.م» هرچه عدد بزرگ‌تر باشد، رویداد قدیمی‌تر است — برعکس تاریخ میلادی.

نمونه سؤال

سؤال ۱: بنیان‌گذار سلسلهٔ ماد چه کسی بود و پایتخت این سلسله کجا قرار داشت؟

پاسخ: بنیان‌گذار سلسلهٔ ماد دیاکو بود. او با اتحاد قبایل پراکندهٔ ماد دولت ماد را تشکیل داد و پایتخت آن را هگمتانه (همدان امروزی) قرار داد.

سؤال ۲: اگر بپذیریم هخامنشیان در سال ۵۵۰ ق.م به دست کوروش تأسیس شدند و در سال ۳۳۰ ق.م با حملهٔ اسکندر سرنگون شدند، این امپراتوری چند سال دوام آورد؟

پاسخ: در تاریخ‌های ق.م، برخلاف میلادی، عدد بزرگ‌تر یعنی رویداد قدیمی‌تر. پس برای به‌دست‌آوردن طول دوره، عدد بزرگ‌تر را از عدد کوچک‌تر کم می‌کنیم: ۵۵۰ − ۳۳۰ = ۲۲۰. امپراتوری هخامنشی حدود ۲۲۰ سال دوام آورد.

سؤال تستی

۵ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام ویژگی منحصراً به سپاه جاویدان هخامنشیان تعلق دارد؟

  • از برج‌های متحرک چوبی استفاده می‌کرد
  • تعداد آن هرگز کاهش نمی‌یافت
  • سواره‌نظام زره‌پوش بود
  • مجهز به ارابه‌های داس‌دار بود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«تعداد آن هرگز کاهش نمی‌یافت» درست است زیرا سپاه جاویدان متشکل از ۱۰,۰۰۰ نفر بود و به محض کشته شدن هر سرباز بلافاصله یک نفر ذخیره جای او را می‌گرفت، بنابراین تعداد ثابت می‌ماند. «سواره‌نظام زره‌پوش بود» رد می‌شود زیرا این ویژگی مربوط به دورهٔ ساسانیان است، نه سپاه جاویدان هخامنشی. «مجهز به ارابه‌های داس‌دار بود» رد می‌شود چون ارابه داس‌دار یک ابتکار نظامی جداگانه بود و مختص سپاه جاویدان نبود. «از برج‌های متحرک چوبی استفاده می‌کرد» رد می‌شود زیرا برج متحرک چوبی ابتکار کوروش بود و مربوط به کل سپاه هخامنشی، نه فقط سپاه جاویدان. تلهٔ تستی این سؤال آن است که دانش‌آموز تمام ابتکارات نظامی ایران باستان را با هم اشتباه بگیرد و ویژگی خاص سپاه جاویدان (جایگزینی فوری و ثبات تعداد) را نشناسد.

2. ترتیب درست توالی سلسله‌های ایران باستان از قدیم به جدید کدام است؟

  • ماد ← هخامنشی ← سلوکی ← اشکانی ← ساسانی
  • ماد ← سلوکی ← هخامنشی ← اشکانی ← ساسانی
  • ماد ← هخامنشی ← اشکانی ← سلوکی ← ساسانی
  • هخامنشی ← ماد ← سلوکی ← اشکانی ← ساسانی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ماد ← هخامنشی ← سلوکی ← اشکانی ← ساسانی» درست است زیرا مادها نخستین حکومت آریایی بودند، سپس هخامنشیان، پس از آن سلوکیان (بیگانه)، بعد اشکانیان و در نهایت ساسانیان آخرین سلسلهٔ ایران باستان است. «ماد ← سلوکی ← هخامنشی ← اشکانی ← ساسانی» رد می‌شود چون سلوکیان پس از هخامنشیان به قدرت رسیدند، نه پیش از آن. «ماد ← هخامنشی ← اشکانی ← سلوکی ← ساسانی» رد می‌شود چون اشکانیان پس از سلوکیان آمدند و جای آن دو جابه‌جا شده است. «هخامنشی ← ماد ← سلوکی ← اشکانی ← ساسانی» رد می‌شود چون مادها پیش از هخامنشیان بودند. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است تصور کند اشکانیان بلافاصله پس از هخامنشیان و پیش از سلوکیان ظهور کردند، در حالی که سلوکیان فاصلهٔ بین هخامنشی و اشکانی را پر می‌کنند.

3. کدام عبارت دربارهٔ ساختار قدرت در ایران باستان درست است؟

  • شاهان ایران باستان در عمل تنها ابزاری در دست موبدان بودند و هیچ‌گونه قدرت مستقل واقعی نداشتند.
  • شاهان خود را نمایندهٔ اهورامزدا می‌دانستند، اما اگر از عدالت منحرف می‌شدند، موبدان و بزرگان می‌توانستند آنها را عزل کنند.
  • شاهان قدرت مطلق و بی‌حد و مرزی داشتند و هیچ نهاد یا گروهی، حتی موبدان و بزرگان، حق عزل آنان را نداشت.
  • قدرت شاه فقط در امور نظامی مطلق بود؛ در امور اداری و مذهبی کاملاً تابع نظر موبدان و بزرگان بود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«شاهان خود را نمایندهٔ اهورامزدا می‌دانستند، اما اگر از عدالت منحرف می‌شدند، موبدان و بزرگان می‌توانستند آنها را عزل کنند.» درست است زیرا مشروعیت الهی شاهان محدودیت داشت و نوعی کنترل اجتماعی از سوی موبدان و بزرگان بر آنان وجود داشت. «شاهان قدرت مطلق و بی‌حد و مرزی داشتند و هیچ نهاد یا گروهی، حتی موبدان و بزرگان، حق عزل آنان را نداشت.» رد می‌شود چون این تصور نادرست از قدرت شاهان است. «قدرت شاه فقط در امور نظامی مطلق بود؛ در امور اداری و مذهبی کاملاً تابع نظر موبدان و بزرگان بود.» رد می‌شود چون شاه بر همهٔ امور اداری، نظامی و مذهبی فرمانروایی می‌کرد، نه فقط امور نظامی. «شاهان ایران باستان در عمل تنها ابزاری در دست موبدان بودند و هیچ‌گونه قدرت مستقل واقعی نداشتند.» رد می‌شود چون موبدان فقط در موارد استثنایی (انحراف شاه از عدالت) می‌توانستند اقدام کنند و شاه در حالت عادی قدرت مستقل داشت. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز فکر کند قدرت شاه کاملاً مطلق و بدون هیچ کنترلی بوده، در حالی که موبدان و بزرگان نوعی اهرم نظارتی استثنایی داشتند.

4. مجالس سه‌گانهٔ اشکانیان (شاهی، بزرگان، مهستان) چه تفاوت بنیادینی با نظام دموکراتیک داشت؟

  • در مجالس اشکانی، فقط نخبگان و خاندان‌های محلی حضور داشتند و عموم مردم نقشی در تصمیم‌گیری نداشتند.
  • مجالس اشکانی دقیقاً مشابه نظام دموکراتیک آتن عمل می‌کردند اما به دلیل نبود قانون مکتوب تفاوت داشتند.
  • در مجالس اشکانی، شاه هیچ قدرتی نداشت و تمام تصمیمات توسط مجالس گرفته می‌شد.
  • در مجالس اشکانی، همهٔ مردم از جمله زنان و بردگان حق رأی و مشارکت داشتند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«در مجالس اشکانی، فقط نخبگان و خاندان‌های محلی حضور داشتند و عموم مردم نقشی در تصمیم‌گیری نداشتند.» درست است زیرا سه مجلس اشکانی نوعی تقسیم قدرت میان شاه و نخبگان بود اما دموکراسی محسوب نمی‌شد. «در مجالس اشکانی، شاه هیچ قدرتی نداشت و تمام تصمیمات توسط مجالس گرفته می‌شد.» رد می‌شود چون شاه همچنان قدرت اصلی را داشت و مجالس مشورتی بودند. «در مجالس اشکانی، همهٔ مردم از جمله زنان و بردگان حق رأی و مشارکت داشتند.» رد می‌شود زیرا هرگز چنین گستره‌ای وجود نداشت. «مجالس اشکانی دقیقاً مشابه نظام دموکراتیک آتن عمل می‌کردند اما به دلیل نبود قانون مکتوب تفاوت داشتند.» رد می‌شود چون ساختار و مشارکت با آتن تفاوت اساسی داشت. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز با شنیدن واژهٔ «سه مجلس» تصور می‌کند این نظام مشابه دموکراسی امروزی یا آتن بوده، در حالی که صرفاً یک تقسیم قدرت اشرافی بود.

5. بر اساس وسعت قلمرو و گسترهٔ جغرافیایی، چرا هخامنشیان را نخستین امپراتوری جهانی می‌نامند؟

  • زیرا منشور کوروش نخستین اعلامیهٔ حقوق بشر در تاریخ جهان محسوب می‌شود و اهمیت جهانی دارد.
  • زیرا کوروش برای اولین بار در تاریخ، اقوام گوناگون را زیر یک پرچم واحد متحد ساخت.
  • زیرا داریوش بزرگ کتیبهٔ بیستون را با ذکر نام ۲۳ ایالت تحت فرمانش حجاری کرد.
  • زیرا قلمرو آنان از خلیج فارس تا دریای مدیترانه گسترده بود و بیشتر کشورهای مهم را دربر می‌گرفت.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«زیرا قلمرو آنان از خلیج فارس تا دریای مدیترانه گسترده بود و بیشتر کشورهای مهم را دربر می‌گرفت.» درست است زیرا وجه «جهانی» بودن این امپراتوری به وسعت و تنوع سرزمین‌های تحت کنترل آن برمی‌گردد. «زیرا منشور کوروش نخستین اعلامیهٔ حقوق بشر در تاریخ جهان محسوب می‌شود و اهمیت جهانی دارد.» رد می‌شود چون این یک ارزیابی امروزی دربارهٔ یک سند است، نه دلیل «جهانی» نامیده شدن خودِ امپراتوری. «زیرا کوروش برای اولین بار در تاریخ، اقوام گوناگون را زیر یک پرچم واحد متحد ساخت.» رد می‌شود زیرا اتحاد اقوام مختلف زیر یک حکومت پیش از کوروش نیز رخ داده بود. «زیرا داریوش بزرگ کتیبهٔ بیستون را با ذکر نام ۲۳ ایالت تحت فرمانش حجاری کرد.» رد می‌شود چون کتیبهٔ بیستون ثبت پیروزی‌های داریوش است، نه دلیل اصلی وسعت و جهانی‌بودن امپراتوری. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز دلیل «جهانی» بودن امپراتوری را با منشور کوروش یا کتیبهٔ بیستون اشتباه بگیرد، در حالی که عامل اصلی، گسترهٔ جغرافیایی واقعی قلمرو است.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. الف) در موضوع «۱. آریایی‌ها کی بودند؟» مفهوم یا مسئلهٔ اصلی را با زبان خود توضیح دهید. ب) دو جزئیات مشخص آن را بیان کنید و توضیح دهید چگونه به فهم موضوع کمک می‌کنند.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: الف) مفهوم یا مسئلهٔ اصلیِ «۱. آریایی‌ها کی بودند؟» این است: حدود چهار هزار سال پیش، مردمانی کوچ‌نشین که خود را «آریایی» می‌نامیدند از مناطق شمال دریای خزر به تدریج به سمت جنوب مهاجرت کردند و در فلات ایران ساکن شدند. سه قوم بزرگ آریایی در ایران: قوم محل سکونت در ایران --- مادها شمال غرب و غرب ایران پارت‌ها (پارتیان) شمال شرق ایران پارس‌ها جنوب ایران (منطقه فارس) سلسله: زنجیره‌ای از پادشاهان که از یک خاندان هستند و یکی پس از دیگری حکومت می‌کنند. ب) این جزئیات نشان می‌دهند که موضوع را باید در ارتباط با علت‌ها، ویژگی‌ها یا پیامدهایش فهمید. برای پاسخ کامل، دو شاهد بالا را به مفهوم اصلی پیوند می‌دهیم: هر شاهد بخشی از سازوکار را روشن می‌کند و در کنار هم توضیح می‌دهند چرا تصمیم یا رفتار مرتبط نتیجهٔ مورد انتظار را ایجاد می‌کند. پس پاسخ مستدل باید هم اطلاعات دقیق این بخش را بیان کند و هم رابطهٔ میان آنها را توضیح دهد، نه اینکه صرفاً عنوان را تکرار کند.
کجا بخوانم: در درسنامه، بخش «۱. آریایی‌ها کی بودند؟» را بخوانید؛ عنوان همین بخش محتوای لازم برای پاسخ را مشخص می‌کند.
نکته مهم: این پرسش دربارهٔ «۱. آریایی‌ها کی بودند؟» است و فهم رابطهٔ جزئیات با مفهوم اصلی را می‌سنجد؛ در پاسخ، دلیل و پیامد را از هم جدا کنید.

۲. الف) دو عامل یا ویژگی مهم در «۳. هخامنشیان — نخستین امپراتوری جهانی» را شرح دهید. ب) رابطهٔ میان آنها را تحلیل کنید و بگویید نادیده گرفتن این رابطه چه پیامدی دارد.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: الف) مفهوم یا مسئلهٔ اصلیِ «۳. هخامنشیان — نخستین امپراتوری جهانی» این است: ### ۳-۱. بنیان‌گذاری پارس‌ها گروه دیگری از آریایی‌ها بودند. رئیس یکی از قبایل مهم پارس، هخامنش بود. کوروش از نوادگان هخامنش، بنیان‌گذار سلسله هخامنشیان است. کوروش: آخرین پادشاه ماد را در جنگ شکست داد حکومت ماد را سرنگون کرد بابل (عراق امروزی) و لیدی (ترکیه امروزی) را تصرف کرد قلمرو ایران را از خلیج فارس تا دریای مدیترانه گسترش داد ### ۳-۲. منشور کوروش کوروش سندی به نام منشور کوروش صادر کرد که در آن: به آزادی مردم سرزمین‌های فتح‌شده احترام گذاشته شد مردم را مجبور به ترک دین و آداب خود نمی‌کرد این سند اکنون در موزه لندن نگهداری می‌شود برخی پژوهشگران منشور کوروش را نخستین اعلامیه حقوق بشر در تاریخ می‌دانند. ### ۳-۳. ب) این جزئیات نشان می‌دهند که موضوع را باید در ارتباط با علت‌ها، ویژگی‌ها یا پیامدهایش فهمید. برای پاسخ کامل، دو شاهد بالا را به مفهوم اصلی پیوند می‌دهیم: هر شاهد بخشی از سازوکار را روشن می‌کند و در کنار هم توضیح می‌دهند چرا تصمیم یا رفتار مرتبط نتیجهٔ مورد انتظار را ایجاد می‌کند. پس پاسخ مستدل باید هم اطلاعات دقیق این بخش را بیان کند و هم رابطهٔ میان آنها را توضیح دهد، نه اینکه صرفاً عنوان را تکرار کند.
کجا بخوانم: در درسنامه، بخش «۳. هخامنشیان — نخستین امپراتوری جهانی» را بخوانید؛ عنوان همین بخش محتوای لازم برای پاسخ را مشخص می‌کند.
نکته مهم: این پرسش دربارهٔ «۳. هخامنشیان — نخستین امپراتوری جهانی» است و فهم رابطهٔ جزئیات با مفهوم اصلی را می‌سنجد؛ در پاسخ، دلیل و پیامد را از هم جدا کنید.

۳. الف) در یک نمونهٔ واقعی از «۳-۴. گستره امپراتوری هخامنشی»، چه نکته‌ای باید بررسی شود؟ ب) یک نتیجه یا راهکار مناسب پیشنهاد دهید و دلیل انتخاب خود را توضیح دهید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: الف) مفهوم یا مسئلهٔ اصلیِ «۳-۴. گستره امپراتوری هخامنشی» این است: در زمان کوروش و داریوش، قلمرو هخامنشیان بیشتر کشورهای مهم آن روز را دربر می‌گرفت. به همین دلیل: هخامنشیان را می‌توان نخستین امپراتوری جهانی دانست. ب) این جزئیات نشان می‌دهند که موضوع را باید در ارتباط با علت‌ها، ویژگی‌ها یا پیامدهایش فهمید. برای پاسخ کامل، دو شاهد بالا را به مفهوم اصلی پیوند می‌دهیم: هر شاهد بخشی از سازوکار را روشن می‌کند و در کنار هم توضیح می‌دهند چرا تصمیم یا رفتار مرتبط نتیجهٔ مورد انتظار را ایجاد می‌کند. پس پاسخ مستدل باید هم اطلاعات دقیق این بخش را بیان کند و هم رابطهٔ میان آنها را توضیح دهد، نه اینکه صرفاً عنوان را تکرار کند.
کجا بخوانم: در درسنامه، بخش «۳-۴. گستره امپراتوری هخامنشی» را بخوانید؛ عنوان همین بخش محتوای لازم برای پاسخ را مشخص می‌کند.
نکته مهم: این پرسش دربارهٔ «۳-۴. گستره امپراتوری هخامنشی» است و فهم رابطهٔ جزئیات با مفهوم اصلی را می‌سنجد؛ در پاسخ، دلیل و پیامد را از هم جدا کنید.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان