محیط زندگی خود را بشناسیم (هفتم)
این مبحث دو درس دارد: اول با خودِ دانشِ جغرافیا و ابزارهایش آشنا میشویم، و بعد همان ابزارها را روی کشورِ خودمان — ایران — به کار میبریم.
جغرافیا چیست؟
جغرافیا دانشی است که به ما کمک میکند ویژگیهای مکانهای مختلف را بشناسیم و رابطهٔ میانِ این ویژگیها را درک کنیم. جغرافیدانان کارشان را با پرسشهایی مثلِ کجا؟ چرا؟ چگونه؟ چه موقع؟ چه کسانی؟ شروع میکنند و بعد دنبالِ پاسخ میگردند.
هر مکان دو دسته ویژگی دارد
| ویژگیهای طبیعی | ویژگیهای انسانی |
|---|---|
| موقعیتِ جغرافیایی | تعدادِ جمعیت |
| نوعِ آبوهوا | فعالیتهای اقتصادی |
| ناهمواریها (کوه، دشت) | میزانِ سواد |
| رودها و منابعِ آب | زبان و فرهنگ |
| پوششِ گیاهی و زندگیِ جانوری | آثارِ تاریخی، راهها و زیرساختها |
نکتهٔ اصلی این است که این دو دسته از هم جدا نیستند؛ ویژگیهای طبیعی اغلب تعیین میکنند که انسانها در یک مکان چطور زندگی کنند. مقایسهٔ شهرِ سمنان با روستای سامان همین را نشان میدهد: سمنان در جنوبِ البرز و شمالِ کویر است، بارندگیاش کم است و رودِ دائمی ندارد، پس به سمتِ صنعت (سیمان، گچ، ماشینآلات) رفته و حدود ۱۲۶٬۰۰۰ نفر جمعیت و دانشگاه دارد؛ اما سامان در دامنهٔ جنوبیِ کوهِ خرقان آبشار و رودخانهٔ پرخروش دارد، پس کشاورزی و باغداری در آن رونق گرفته (غلات، انگور، زردآلو، گردو، بادام) و حدود ۷۰۰ نفر در آن زندگی میکنند.
این زنجیره را به یاد بسپار: وجودِ معدن ← کارخانهٔ سیمان و گچ ← رونقِ صنعتی و افزایشِ جمعیت ← نیاز به دانشگاه. یا: رودخانه و دشتِ حاصلخیز ← رونقِ کشاورزی ← محصولاتِ متنوع. یعنی جغرافیا فقط نمیگوید کجا، بلکه چراییِ زندگیِ مردم را هم توضیح میدهد.
ابزارهای شناختِ محیط
نقشه: تصویری افقی از سطحِ زمین که به نسبتِ معینی کوچک شده است. انواعِ آن: نقشهٔ ناهمواریها، نقشهٔ تقسیماتِ کشوری، نقشهٔ راهها و نقشهٔ گردشگری. اطلس هم مجموعهای از نقشهها در یک کتاب است.
مقیاس: چون نمیشود زمین را با اندازهٔ واقعی روی کاغذ کشید، نقشهها با مقیاس کوچک میشوند. مقیاسِ خطی خطی در پایینِ نقشه است که نشان میدهد هر سانتیمتر روی نقشه چند متر یا کیلومتر در واقعیت است.
فاصلهٔ واقعی = فاصلهٔ روی نقشه × عددِ مقیاس
مثلاً اگر فاصلهٔ دو نقطه روی نقشه ۳ سانتیمتر باشد و هر ۱ سانتیمتر برابرِ ۲۰۰ متر، فاصلهٔ واقعی ۶۰۰ متر است. حواست باشد هر نقشه مقیاسِ خودش را دارد.
عکسها: سه نوعاند. عکسِ معمولی با دوربینِ عادی گرفته میشود و جزئیاتِ نزدیک را نشان میدهد. عکسِ هوایی با دوربینِ نصبشده روی هواپیما تهیه میشود، تصویرِ کاملتری از منطقه میدهد و مبنای تهیهٔ نقشه است. تصویرِ ماهوارهای از ارتفاعِ بسیار بالا گرفته میشود و اطلاعاتِ دقیقی از مکانها، پوششِ گیاهی، آبوهوا و تغییراتِ محیطی به دست میدهد.
کرهٔ جغرافیایی: نمونهٔ کوچکی از کرهٔ زمین. مزیتش بر نقشه این است که شکلِ واقعیِ قارهها، اقیانوسها و کشورها را بدونِ تحریف نشان میدهد؛ چون زمین کروی است، هر نقشهٔ تخت ناچار بخشی از شکل، مساحت یا فاصلهها را کمی تغییر میدهد.
کتابها و فرهنگنامهها اطلاعاتِ تاریخی و فرهنگیِ عمیق میدهند، و رایانه و اینترنت همهٔ این انواع را با سرعت و بهروز در اختیار میگذارند.
ایران، خانهٔ ما
ایران یکی از کشورهای نسبتاً وسیعِ جهان است با وسعتِ ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومترِ مربع و جمعیتی نزدیک به ۸۰ میلیون نفر (۱۳۹۵)، دارای فرهنگ و تمدنی چندهزارساله، منابعِ طبیعیِ فراوان و نیرویِ انسانیِ توانمند. مردمِ ایران به سه شیوه زندگی میکنند: شهری (بیشترِ مردم)، روستایی، و عشایری — گروهی کم که با دامهایشان برای یافتنِ چراگاهِ مناسب کوچ میکنند.
تقسیماتِ کشوری و ادارهٔ شهر و روستا
برای ادارهٔ بهترِ کشور، ایران به بخشهایی تقسیم شده است: کشور ← استان (که استانداری ادارهاش میکند) ← شهرستان ← شهر یا روستا.
شهرها را دو نهاد اداره میکنند. شورای اسلامیِ شهر را مردمِ همان شهر با رأیگیری انتخاب میکنند و بر کارهای شهر نظارت دارد؛ شهرداری مؤسسهای است که خدماتِ گوناگون به شهروندان میدهد. وظایفِ شهرداری شاملِ ایجادِ فضای سبز و پارک و نظافت، صدورِ پروانهٔ ساختمان و نظارت بر ساختوساز، توسعهٔ حملونقلِ عمومی، احداث و تعمیرِ خیابانها و پلها، و ایجادِ خانههای سلامت و فرهنگسراهاست.
پروانهٔ ساختمان: مجوزی که هر کس برای ساختنِ خانه یا بنایی دیگر باید از شهرداری بگیرد تا بر اساسِ اصول و مقررات بسازد. ساختمانهای دارای این مجوز معمولاً در برابرِ زلزله مقاومترند.
درآمدِ شهرداری از دو منبع است: مردم (مثلاً عوارضِ نوسازی که هر شهرنشین سالانه میپردازد) و بودجهٔ عمومیِ کشور.
روستاها ساختارِ مشابهی دارند: شورای اسلامیِ روستا با رأیِ مردم انتخاب میشود و دهیار مجریِ تصمیماتِ آن است. وظایفِ شورا شاملِ جلبِ مشارکتِ مردمی برای آبادانی، شناساییِ نیازها (مدرسه، پل، مسجد، قنات) و تلاش برای رفعِ آنهاست. پس در شهر: شورا تصمیم میگیرد و شهرداری اجرا میکند؛ در روستا: شورا تصمیم میگیرد و دهیاری اجرا میکند.
ناهمواریهای ایران
ناهمواری یعنی پستی و بلندیهای سطحِ زمین. ایران از این نظر یکسان نیست.
نواحیِ مرتفع و کوهستانی:
- کوههای آذربایجان (شمالِ غربی) با قلههای آتشفشانیِ سبلان و سهند.
- رشتهکوهِ البرز (شمال) که مثلِ دیواری کشیده شده و دریای خزر را از مناطقِ داخلی جدا میکند؛ بلندترین قلهٔ ایران، دماوند با ارتفاعِ ۵٬۶۱۰ متر، در آن است.
- کوههای خراسان (شمالِ شرقی).
- رشتهکوهِ زاگرس (غرب) با جهتِ شمالِ غربی به جنوبِ شرقی؛ بلندترین قلهاش دنا با ۴٬۴۰۹ متر در کهگیلویه و بویراحمد.
- کوههای مرکزی و جنوبِ شرقی.
دو تفاوتِ مهم را حتماً بلد باش. دامنهٔ شمالیِ البرز رو به دریای خزر است: بخارِ آبِ دریا بالا میرود، در ارتفاع سرد میشود و میبارد، پس بارشِ فراوان و جنگلِ انبوه دارد؛ اما دامنهٔ جنوبی رو به داخلِ ایران است و چون رطوبت به آن نمیرسد، کمبارش و کمپوشش است. در زاگرس هم بخشِ شمالِ غربی بهخاطرِ نزدیکی به رطوبتِ مدیترانه و اروپا مرطوب است و هرچه به جنوب برویم خشکتر میشود.
نواحیِ پست و هموار:
- دشتها: زمینهای پهناور و هموار؛ برخی حاصلخیزند. مهمترین دشتهای ایران دشتِ کویر و دشتِ لوت هستند.
- جلگهها: زمینهای هموار و حاصلخیز که کنارِ رودخانهها تشکیل میشوند؛ رود رسوبات را میآورد و در پاییندست میگذارد. مناسبِ کشاورزی.
- کوهپایهها: زمینهای میانِ شیبِ تندِ کوه و دشت؛ علفزارهایشان چراگاه میشوند.
موقعیتِ جغرافیایی یعنی محلِ قرارگرفتنِ یک مکان. ایران در جنوبِ غربیِ قارهٔ آسیا واقع شده است.
تلههای رایج
۱. «نقشه و کرهٔ جغرافیایی یکیاند» — نه؛ هر نقشهٔ تخت ناچار کمی تحریف دارد، فقط کره بدونِ تحریف است.
۲. «عکسِ هوایی و تصویرِ ماهوارهای یکیاند» — نه؛ عکسِ هوایی از هواپیما و ارتفاعِ کمتر، و تصویرِ ماهوارهای از فضا با پوششِ گستردهتر است.
۳. «شهردار را مردم مستقیم انتخاب میکنند» — نه؛ مردم شورای شهر را انتخاب میکنند و شورا شهردار را برمیگزیند.
۴. «دشت و جلگه یکیاند چون هر دو هموارند» — نه؛ جلگه حتماً کنارِ رود و از رسوباتِ آن است و معمولاً حاصلخیز؛ دشت میتواند کاملاً خشک باشد، مثلِ کویر و لوت.
۵. «دامنهٔ شمالی و جنوبیِ البرز به یک اندازه پربارشاند» — نه؛ رطوبتِ خزر عمدتاً در دامنهٔ شمالی میبارد.
یک نمونه سؤال با پاسخ
سؤال: اگر دانشآموزی بخواهد «تغییراتِ پوششِ گیاهیِ یک جنگل در ۱۰ سالِ گذشته» را بررسی کند، بهترین ابزار کدام است؟
الف) کرهٔ جغرافیایی، چون شکلِ واقعیِ مناطق را نشان میدهد
ب) تصویرِ ماهوارهای، چون در بازههای زمانیِ مختلف از یک منطقه گرفته میشود و تغییراتِ محیطی را نشان میدهد
ج) نقشهٔ تقسیماتِ کشوری، چون مرزهای دقیقِ منطقه را نشان میدهد
د) عکسِ معمولی، چون جزئیاتِ نزدیک را بهتر نشان میدهد
پاسخ: گزینهٔ (ب). تصویرِ ماهوارهای اطلاعاتِ دقیقی از پوششِ گیاهی و تغییراتِ محیطی میدهد و چون ماهوارهها مکرراً از یک منطقه عکس میگیرند، امکانِ مقایسه در بازههای زمانیِ مختلف را فراهم میکنند. کره و نقشهٔ تقسیمات ثابتاند و عکسِ معمولی فقط یک لحظه و مقیاسِ کوچک را ثبت میکند.
فراتر از کتاب
پیشگامیِ مسلمانان در جغرافیا. دانشمندانِ مسلمان قرنها پیش از اروپاییان نقشههای دقیقی از جهان کشیدند؛ ابنحوقل، مقدسی، ادریسی و ابنبطوطه از بزرگانِ این حوزهاند. در نقشهٔ جهانیِ ادریسی (قرنِ ۱۲ میلادی) جالب آنکه جنوب در بالا قرار دارد، نه شمال.
چرا نقشههای تخت تحریف دارند؟ هر بار که سطحی کروی روی کاغذِ تخت کشیده شود، شکل یا مساحت یا فاصلهها کمی تغییر میکند. به همین دلیل در نقشههای معمولی گرینلند هماندازهٔ آفریقا به نظر میرسد، در حالی که آفریقا حدود ۱۴ برابر بزرگتر است.
جلگه و تمدن. جلگهٔ خوزستان یکی از قدیمیترین مناطقِ تمدنیِ جهان است؛ رودِ کارون، خاکِ حاصلخیز و آبوهوای مناسب باعث شد هزاران سال پیش تمدنِ ایلام آنجا شکل بگیرد — نمونهای عینی از همان رابطهٔ ویژگیِ طبیعی و انسانی.