فرهنگ و تمدن ایران باستان (هفتم)
این مبحث دو بخش دارد: باورها و سبک زندگی مردم ایران باستان، و دانش و هنری که در این سرزمین شکوفا شد.
دین و باورهای مذهبی
پیش از زرتشت، اقوام آریایی عناصر طبیعت — آب، آتش، خاک و باد — را مقدس میشمردند و برای هرکدام ایزدی (خدایی) قائل بودند. به این نوع باور طبیعتپرستی میگویند.
زرتشت پیامبر ایران باستان بود و پیش از سلسلهٔ ماد میزیست. رسالت او اصلاح عقاید ایرانیان بود: دعوت مردم از چندخدایی به پرستش اهورامزدا، خدای بزرگ و یکتا.
| مفهوم | معنا |
|---|---|
| اهورامزدا | منشأ خیر و خوبی؛ خدای بزرگ و یکتا |
| اهریمن | سرچشمهٔ شر و بدی که همواره با اهورامزدا در مبارزه است |
| اوستا | کتاب مقدس زرتشتیان؛ تعالیم زرتشت پس از مرگ او گردآوری شد |
سه اصل اخلاقی زرتشت پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک است. هدف این سه اصل یاریرساندن به اهورامزدا در برابر اهریمن بود؛ یعنی هر انسانی با رفتار خوب خود در این نبرد نقش دارد.
ایرانیان باستان آتش را مقدس میشمردند، چون نماد روشنایی و پاکی بود، و آن را آلوده نمیکردند. در دورهٔ ساسانیان آتشکدههای زیادی در سراسر ایران ساخته شد که بقایای برخی هنوز باقی است. در همین دوره دین زرتشتی دین رسمی کشور اعلام شد؛ پیروان مسیحی، یهودی، بودایی و مانوی هم در ایران زندگی میکردند، اما موبدان زرتشتی با رواج ادیان دیگر مخالف بودند و بر پیروان سایر ادیان سختگیری میکردند.
تغذیه، پوشاک و ورزش
چون بیشتر مردم کشاورز و دامدار بودند، غذایشان از همان محصولات تهیه میشد: نان و شیرینی از غلات (گندم و جو)، گوشت و شیر از دام اهلی، گوشت و تخم از پرندگان شکاری، و میوه و سبزیجات و شربت از باغ و مزرعه. برخی مواد هم وارد میشد: روغن زیتون از یونان و ادویه از هندوستان. ایرانیان برای آردکردن غلات آسیابهای آبی را ابداع کردند.
آداب سر سفره روشن بود: شستن دست پیش و پس از غذا، خواندن دعای نان در آغاز و پایان، و اینکه سخنگفتن هنگام غذا خوردن را گناه میدانستند. ظرفها سفالی، سنگی و فلزی بود.
آنچه از پوشاک آن دوره میدانیم از مجسمهها و نقاشیها، نقشهای روی سنگ و ظروف و سکه، و ابزار تولید پوشاک بهدست آمده است. نکتهٔ مهم اینکه مردان و زنان هر دو به پوشش بدن اهمیت میدادند و از برهنگی پرهیز میکردند. مردان شلوار، بالاپوش آستیندار و کلاه نمدی میپوشیدند و زنان شلوار، پیراهن بلند و سربند. ایرانیان از نخستین ملتهایی بودند که شلوار را طراحی کردند و پوشیدند، و لباسهای ایرانی چنان زیبا و خوشدوخت بود که بزرگان و درباریان روم و یونان از طرح آنها تقلید میکردند.
آیین پهلوانی ریشهای عمیق در فرهنگ ایران دارد؛ فردوسی در شاهنامه از دلاوری رستم، سهراب، سیاوش و گردآفرید یاد کرده است. مشهورترین ورزشها: کشتی، سوارکاری، تیراندازی، شکار، پرتاب سنگ و نیزه و زوبین، و چوگانبازی.
هرودوت، مورخ یونانی، نوشته است ایرانیان به فرزندان خود سه چیز میآموختند: سوارکاری، تیراندازی و راستگویی. قرارگرفتن یک فضیلت اخلاقی در کنار دو مهارت جسمی نشان میدهد پهلوان آرمانی در فرهنگ ایرانی فقط نیرومند نبود، باید راستگو هم میبود.
چوگان ورزشی است که بیشتر پژوهشگران آن را اختراع ایرانیان میدانند. در شاهنامه از آن یاد شده، در دورهٔ هخامنشیان و ساسانیان انجام میشد، از ایران به کشورهای دیگر راه یافت و امروز یکی از ورزشهای جهانی است. ابزارش چوب دستی (چوگان) و گوی است.
جشنها و نوروز
واژهٔ جشن از «یشت» و «یسنه» اوستایی گرفته شده که هر دو به معنای پرستیدن و نیایشاند. پس جشنهای ایران باستان دو ویژگی داشتند: ماهیت دینی (همراه با نیایش خداوند) و ارتباط با کشاورزی (پیوند با تغییر فصلها و آغاز یا پایان کار کشاورزی). مردم ایران شاد زیستن را موهبتی الهی میدانستند، نه چیزی دنیوی و جدا از دین.
مهمترین جشنها: نوروز در آغاز بهار (تغییر سال، رویش طبیعت، شروع کشاورزی)، مهرگان در پاییز (پایان فصل برداشت محصول) و سده در زمستان (مرتبط با آتش و گرما).
نوروز یکی از بزرگترین و باشکوهترین جشنهای ایران باستان بود. زمان دقیق پیدایش آن معلوم نیست؛ در شاهنامه به زمان تاجگذاری جمشید، پادشاه اسطورهای ایران، نسبت داده شده است. در دورهٔ هخامنشیان نوروز در تختجمشید برگزار میشد؛ هر روز از عید طبقهای از مردم به دیدار شاه میآمدند و نمایندگان ملتهای مختلف برای شاه هدیه میآوردند.
پس از اسلام تحول مهمی رخ داد: ایرانیان ظاهر و شکل نوروز را نگه داشتند اما محتوا و سنتها را تغییر دادند.
| جنبه | نوروز باستانی | نوروز امروزی |
|---|---|---|
| هدیه | مردم به شاه هدیه میدادند | مردم به یکدیگر هدیه میدهند |
| محور | پادشاه و درگاه او | خانواده و خداوند |
| دعا | نیایش به اهورامزدا | دعا به درگاه الله، قرآن روی سفره |
| مراسم | دیدار از شاه | دیدار از بزرگترهای فامیل |
این تحول نشان میدهد اسلام فرهنگ ایرانی را حذف نکرد، بلکه آن را با محتوای اسلامی بازتعریف کرد. نوروز امروز یک روز جهانی است و در بسیاری از کشورها جشن گرفته میشود.
زبان و خط
زبان فارسی از زمان استقرار اقوام آریایی زبان گفتاری و نوشتاری مردم این سرزمین بوده، اما در طول تاریخ تغییر کرده است: در دورهٔ هخامنشیان پارسی باستان، در دورهٔ اشکانیان و ساسانیان پارسی میانه یا پهلوی، و از دورهٔ اسلامی تا امروز فارسی دری. فارسی دری زبان و خط رسمی ایران است و قانون اساسی در کنار آن استفاده از زبانهای قومی و محلی را هم در رسانهها و مدارس مجاز دانسته است. فارسی فقط زبان ایران نیست؛ در افغانستان (دری) و تاجیکستان (تاجیکی) هم مردم به آن سخن میگویند.
پیش از ورود آریاییها، تمدنهایی مثل ایلام و جیرفت صاحب خط بودند. ایرانیان در دورهٔ هخامنشیان خط میخی را از اقوام بینالنهرین اقتباس کردند و تغییرات زیادی در آن دادند تا با زبان پارسی باستان بخواند. نمونههای باقیمانده: کتیبهٔ بیستون در کرمانشاه (به سه زبان پارسی باستان، ایلامی و بابلی) و کتیبههای تختجمشید. نام «خط میخی» از شکل ظاهری آن گرفته شده، چون هر نشانه شبیه یک میخ است. در دورهٔ اشکانیان و ساسانیان خط پهلوی رایج شد که با خط میخی کاملاً فرق داشت.
خط برای نیازهای عملی ابداع شد: ثبت معاملات تجاری و مالیات، نگهداری آمار و اطلاعات حکومتی، فرستادن پیام از راه دور، و ثبت قوانین و باورها و تاریخ برای نسلهای بعد. بدون خط، دانش هر نسل با مرگ آن نسل از میان میرفت؛ خط به انسان حافظهٔ تاریخی داد.
دانش
بناها و آثار باقیمانده ثابت میکند ایرانیان باستان با علوم گوناگون آشنا بودند: ریاضیات برای محاسبات ساخت بناها، هندسه برای طراحی کاخها و سدها و پلها، زمینشناسی برای شناسایی مصالح مناسب و انتخاب محل ساخت، و نجوم برای تعیین تقویم و زمانبندی فصلها.
تقویم خورشیدی یکی از دستاوردهای کمنظیر آنان است. ایرانیان برای کشاورزی به تقویم دقیق نیاز داشتند تا بدانند هر فصل کی آغاز میشود. ساختار این تقویم: ۱۲ ماه، هر ماه ۳۰ روز، بهاضافهٔ ۵ روز پایانی سال، جمعاً ۳۶۵ روز. این تقویم که از رصد خورشید به دست آمده، یکی از کمنظیرترین تقویمهای دنیاست و تقویم رسمی ایران امروز هم همین تقویم شمسی است.
در پزشکی هم پیشرفت قابل توجهی داشتند. در کتاب اوستا از سه نوع پزشک نام برده شده: جراح (درمان از راه عمل جسمی)، پزشک معمولی (درمان با دارو و گیاهان) و پزشک دعا (درمان روح و باطن از راه دعای مقدس). این تقسیمبندی نشان میدهد ایرانیان به هر دو بُعد جسم و روح توجه داشتند.
شاپور ساسانی در شهر جندیشاپور در خوزستان کنونی مدرسهٔ پزشکی و بیمارستانی تأسیس کرد که یکی از قدیمیترین مراکز آموزش پزشکی جهان به شمار میرود. استادان برجسته از کشورهای مختلف برای تدریس دعوت میشدند و در آن پزشکی، نجوم، ریاضیات، موسیقی و شیمی (کیمیاگری) آموزش داده میشد. جندیشاپور یک دانشگاه واقعاً بینالمللی بود، نه فقط یک مدرسهٔ داخلی.
هنر و معماری
هنرمندان و صنعتگران ایران باستان در رشتههای متنوعی مهارت داشتند: نقاشی، حجاری، سنگبری و قلمزنی؛ سفالگری، فلزکاری، زرگری و چرمسازی؛ پارچهبافی، قالیبافی و کاشیکاری؛ منبتکاری و موسیقی.
از دورهٔ هخامنشیان حجاریهای کاخ آپادانا در تختجمشید، دستهٔ گلدان بز طلایی و ریتون (تکوک) شیر غران — ظرفی به شکل جانور از جنس سفال یا فلز — باقی مانده است. از دورهٔ اشکانیان گوشوارهٔ طلا با تزیین لعل و فیروزه، و از دورهٔ ساسانیان جام خسرو (از در، طلا، لعل و شیشه)، گچبریهای ظریف و چراغ روغنسوز سرامیکی.
مانی در دورهٔ ساسانیان میزیست و با ترکیب جنبههایی از دینهای زرتشتی، مسیحی و یهودی آیین تازهای ابداع کرد. کتاب معروف او ارژنگ نام دارد که در آن نقاشی کشیده بود؛ خود مانی نقاش بود و به همین دلیل در تاریخ هنر نقاشی جایگاه ویژهای دارد. سرانجام مورد خشم موبدان زرتشتی قرار گرفت و در زمان بهرام اول کشته شد.
ایرانیان خانههایشان را متناسب با آبوهوا و مصالح هر منطقه میساختند: سنگ در مناطق کوهستانی، چوب در جنگلهای شمال و خشت در مناطق کمباران و گرم. با تشکیل امپراتوریها بناهای عظیمتری ساخته شد: کاخ برای حکومت و نمایش قدرت، آرامگاه برای بزرگداشت پادشاهان و آتشکده برای نیایش. مهمترین بناهای باقیمانده: تختجمشید و پاسارگاد (آرامگاه کوروش) از هخامنشیان، هگمتانه در همدان، و تخت سلیمان، طاق بستان و طاق کسری از ساسانیان. از خانههای مردم معمولی نمونهٔ کمی مانده، چون از خشت ساخته میشد؛ اما کاخها از سنگ محکم بنا شده بودند و در برابر زمان دوام آوردند.
اشتباههای رایج
- طبیعتپرستی آریاییها با دین زرتشتی یکی نیست؛ اولی چندخدایی و پیش از زرتشت بود و زرتشت مردم را به پرستش یک خدای یکتا فراخواند.
- زرتشتیان آتشپرست نیستند؛ آتش را نماد روشنایی و پاکی میدانند و رو به آن نیایش میکنند، درست مانند رو به قبله ایستادن مسلمانان.
- پارسی باستان، پهلوی و فارسی دری سه زبان بیربط نیستند؛ سه مرحله از تحول یک زبان واحدند.
- جندیشاپور دانشگاهی اسلامی نبود؛ پیش از اسلام و در دورهٔ ساسانی تأسیس شد و بعدها پلی برای انتقال علم به دورهٔ اسلامی گشت.
نمونه سؤال
سؤال ۱: طبق درس، هدف از «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک» در آیین زرتشت چه بود؟
الف) کسب ثروت و قدرت در دنیا
ب) یاریرساندن به اهورامزدا در نبرد با اهریمن
ج) جلب رضایت موبدان زرتشتی
د) تقویت قدرت نظامی ساسانیان
پاسخ: گزینهٔ (ب). این سه اصل برای یاری اهورامزدا در برابر اهریمن بود؛ یعنی هر انسان با رفتار نیک خود در این نبرد نقش داشت.
سؤال ۲: ترتیب درست تحول زبان فارسی از دورهٔ هخامنشیان تا امروز کدام است؟
الف) پهلوی ← پارسی باستان ← فارسی دری
ب) پارسی باستان ← پهلوی ← فارسی دری
ج) فارسی دری ← پهلوی ← پارسی باستان
د) پارسی باستان ← فارسی دری ← پهلوی
پاسخ: گزینهٔ (ب). در دورهٔ هخامنشیان پارسی باستان، در دورهٔ اشکانیان و ساسانیان پهلوی (پارسی میانه) و از دورهٔ اسلامی تا امروز فارسی دری رایج بوده است.