پرش به محتوای اصلی

03_درس سوم (عربی 3)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس سوم عربی ۳ انسانی: سه داستان اخلاقی و اُسلوبُ الاستثناء

این درس با سه داستانِ کوتاهِ اخلاقی آغاز می‌شود. در داستانِ اول، مردی نزدِ پیامبر(ص) پسرش را می‌بوسد اما دخترش را نه؛ پیامبر او را به‌خاطرِ این تبعیض ملامت می‌کند و مرد پشیمان می‌شود و دخترش را هم می‌بوسد — درسی دربارهٔ برابریِ فرزندان. داستانِ دوم دربارهٔ شیماء، خواهرِ رضاعیِ پیامبر(ص) است که در غزوهٔ حنین اسیر می‌شود، پیامبر او را می‌شناسد، گرامی می‌دارد و ردایِ خود را برایش پهن می‌کند، و به او اختیار می‌دهد که بماند یا نزدِ قومش بازگردد؛ شیماء قومش را انتخاب می‌کند، آزاد می‌شود و بعدها قومش را به اسلام دعوت می‌کند. داستانِ سوم دربارهٔ پیرمردِ نیکوکار است: انوشیروان کشاورزِ پیری را می‌بیند که نهالِ گردو می‌کارد با اینکه میوه‌دادنش ده سال طول می‌کشد؛ پاسخِ پیرمرد — «دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما می‌کاریم تا دیگران بخورند» — پادشاه را چنان تحتِ تأثیر قرار می‌دهد که دوبار به او پاداش می‌دهد.

قاعدهٔ اصلیِ درس اُسلوبُ الاستثناء (استثنا) است: بیرون‌آوردنِ چیزی از حکمِ چیزهایِ دیگر، با سه رکن — مستثنی‌منه (کلِ حکم)، أداةُ الاستثناء (معمولاً إلّا\text{إلّا})، و مستثنی (آنچه استثنا شده). سه حالتِ اصلیِ اعرابِ مستثنی:

۱. استثنایِ تامِ مثبت: مستثنی همیشه منصوب است — جاءَ الطُّلّابُ إلّا عَلِيّاً\text{جاءَ الطُّلّابُ إلّا عَلِيّاً} (دانش‌آموزان جز علی آمدند).
۲. استثنایِ تامِ منفی: مستثنی یا منصوب است یا بَدَل (جانشینِ مستثنی‌منه با همان اعراب) — ما جاءَ الطُّلّابُ إلّا عَلِيّاً/عَلِيٌّ\text{ما جاءَ الطُّلّابُ إلّا عَلِيّاً/عَلِيٌّ}.
۳. استثنایِ ناقصِ منفی (مُفَرَّغ): وقتی مستثنی‌منه ذکر نشود، مستثنی اعرابِ نقشِ جمله‌ای‌اش را می‌گیرد — ما جاءَ إلّا عَلِيٌّ\text{ما جاءَ إلّا عَلِيٌّ} (فاعل، مرفوع) در برابرِ ما رَأَيْتُ إلّا عَلِيّاً\text{ما رَأَيْتُ إلّا عَلِيّاً} (مفعول، منصوب).

نکتهٔ کنکوریِ مهم: در استثنایِ ناقصِ منفی می‌توان ترجمهٔ تأکیدی و مثبت هم زد — ما شاهَدْتُ فِي الْمَكْتَبَةِ إلّا كاظِماً\text{ما شاهَدْتُ فِي الْمَكْتَبَةِ إلّا كاظِماً} یعنی «در کتابخانه تنها کاظم را دیدم».

آیهٔ محوریِ درس از سورهٔ آل‌عمران (۱۵۹) است: فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُم وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ\text{فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُم وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ} — «به [برکتِ] رحمتی از سویِ خدا با آنان نرم‌خو شدی، و اگر تندخو و سنگدل بودی، از اطرافت پراکنده می‌شدند» — که نشان می‌دهد نرمی و مهربانی دل‌ها را جذب می‌کند و خشونت آن‌ها را پراکنده می‌سازد. تحلیلِ واژگانِ آیه هم نشان می‌دهد لِنْتَ\text{لِنْتَ} ماضی از لانَ يَلينُ\text{لانَ يَلينُ} است، فَظّاً\text{فَظّاً} صیغهٔ مبالغه (تندخو) است، و لَانْفَضُّوا\text{لَانْفَضُّوا} جوابِ شرط با باب انفعال است.

از تمرینِ ترجمهٔ کتاب: أَکْرَمَ الرَّسولُ الشَّیْماءَ وَ بَسَطَ لَها رِداءَهُ\text{أَکْرَمَ الرَّسولُ الشَّیْماءَ وَ بَسَطَ لَها رِداءَهُ} (پیامبر شیماء را گرامی داشت و ردایِ خود را برایِ او پهن کرد)، و حدیثِ ما مِنْ رَجُلٍ یَغْرِسُ غَرْساً إلّا کَتَبَ اللهُ لَهُ مِنَ الأَجْرِ\text{ما مِنْ رَجُلٍ یَغْرِسُ غَرْساً إلّا کَتَبَ اللهُ لَهُ مِنَ الأَجْرِ} (هیچ مردی نیست که نهالی بکارد مگر اینکه خدا برایش پاداش بنویسد) — که دقیقاً پیامِ داستانِ کشاورزِ پیر را با ساختارِ استثنایِ مُفَرَّغ تکرار می‌کند.

بخشِ واژگان، افعالِ باب‌هایِ مختلفِ متن را مرور می‌کند (مانندِ قَبَّلَ\text{قَبَّلَ} از تفعیل به معنایِ بوسید، أَجْلَسَ\text{أَجْلَسَ} از افعال به معنایِ نشاند، اِخْتارَ\text{اِخْتارَ} از افتعال به معنایِ برگزید، تَعَجَّبَ\text{تَعَجَّبَ} از تفعّل به معنایِ تعجب کرد)، همراه با اسمِ فاعل/مفعول و اسمِ مبالغه (مانندِ غَفّار\text{غَفّار} = بسیار آمرزنده، شَکور\text{شَکور} = بسیار سپاسگزار، رَحیم\text{رَحیم} = بسیار مهربان). غزوهٔ حنین که در داستانِ شیماء آمده، در سالِ هشتمِ هجری و پس از فتحِ مکه، میانِ مسلمانان و قبایلِ هوازن و ثقیف رخ داد و با پیروزیِ مسلمانان پایان یافت.

درس با نکاتِ کنکوریِ تشخیصِ حال از صفت (حال نکرهٔ منصوب با صاحبِ حالِ معرفه است، مانندِ جاءَ الطّالِبُ مُجْتَهِداً\text{جاءَ الطّالِبُ مُجْتَهِداً}؛ صفت هم‌اعراب با موصوف است)، تفاوتِ لَمْ\text{لَمْ} (+ مضارعِ مجزوم) و ما\text{ما} (+ ماضی) در نفیِ گذشته، و تمرین‌هایِ تعیینِ مستثنی و مستثنی‌منه از آیاتِ قرآنی (مانندِ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إلّا وَجْهَهُ\text{كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إلّا وَجْهَهُ} — هر چیز نابودشونده است جز ذاتِ او) به پایان می‌رسد.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در جمله «جاءَ الطُّلّابُ إلّا عَلِيّاً»، نوع استثنا و اعراب مستثنی کدام است؟

  • تام مثبت، منصوب
  • ناقص منفی، مرفوع
  • تام منفی، منصوب یا بدل
  • ناقص مثبت، مجرور

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) در این جمله فعل «جاءَ» مثبت است (هیچ ادات نفی‌ای نیامده) و مستثنی‌منه «الطُّلّابُ» نیز پیش از «إلّا» ذکر شده است؛ بنابراین استثنا از نوع تام مثبت است. طبق قاعده، در استثنای تام مثبت مستثنی همواره واجب‌النصب است، پس «علياً» منصوب می‌آید و گزینه «تام مثبت، منصوب» درست است. ب) رد گزینه‌های غلط: «ناقص منفی، مرفوع» نادرست است چون جمله اصلاً منفی نیست و مستثنی‌منه هم ذکر شده، در حالی که استثنای ناقص نیازمند حذف مستثنی‌منه است. «تام منفی، منصوب یا بدل» نادرست است چون جمله با «إلّا» به‌تنهایی و بدون هیچ ادات نفی مثل «ما» یا «لم» آمده، پس منفی نیست. «ناقص مثبت، مجرور» نادرست است چون اساساً استثنای ناقص مثبت در عربی معیار کاربردی ندارد و در هر صورت مستثنی هرگز مجرور نمی‌آید. ج) تله تستی: بسیاری از دانش‌آموزان صرفاً وجود «إلّا» را نشانه‌ی منفی‌بودن جمله می‌گیرند، در حالی که باید به وجود یا عدم وجود ادات نفی (ما، لا، لم، لیس) پیش از فعل توجه کرد؛ در این جمله چنین اداتی نیامده است.

2. کدام واژه از نظر باب فعلی با «اِنْزَعَجَ» هم‌باب است؟

  • اِخْتارَ
  • قَبَّلَ
  • أَجْلَسَ
  • اِنْفَضَّ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «انزعج» بر وزن «اِنْفَعَلَ» از باب انفعال است و معنای مطاوعه (پذیرفتنِ اثر) دارد. «انفَضَّ» نیز بر همین وزن «اِنْفَعَلَ» ساخته شده و در آیه‌ی درس («لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ») به‌معنای «پراکنده شدند» آمده است؛ پس هم‌باب با «انزعج» است. ب) رد سایر گزینه‌ها: «اِخْتارَ» بر وزن «اِفْتَعَلَ» از باب افتعال است. «قَبَّلَ» بر وزن «فَعَّلَ» از باب تفعیل است. «أَجْلَسَ» بر وزن «أَفْعَلَ» از باب افعال است. هیچ‌کدام باب انفعال ندارند. ج) تله تستی: باب انفعال همیشه با «اِنـ» آغاز می‌شود؛ نباید آن را با افعالی که تنها ظاهراً با «ا» شروع می‌شوند (مانند افتعال) اشتباه گرفت.

3. در جمله «ما جاءَ الطُّلّابُ إلّا عَلِيٌّ»، واژه «عليٌّ» چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟

  • مضاف‌الیه مجرور
  • حال منصوب
  • بدل مرفوع
  • مفعول‌به منصوب

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) این جمله استثنای تام منفی است؛ فعل با «ما» منفی شده و مستثنی‌منه «الطُّلّابُ» نیز پیش از «إلّا» ذکر شده است. در استثنای تام منفی، مستثنی می‌تواند به‌صورت بدل از مستثنی‌منه بیاید و در اعراب از آن پیروی کند؛ چون «الطُّلّابُ» مرفوع است، «علیٌّ» نیز به‌صورت بدل مرفوع می‌آید. ب) رد سایر گزینه‌ها: «حال منصوب» نادرست است چون «علیٌّ» در این خوانش با تنوین رفع (ـٌ) آمده، نه با نصب، و حال معمولاً نکره منصوب است نه اسم علم به این شکل. «مفعول‌به منصوب» نادرست است چون فعل «جاءَ» لازم است و اساساً مفعول‌به نمی‌گیرد. «مضاف‌الیه مجرور» نادرست است چون هیچ مضافی پیش از «علیٌّ» نیامده که آن را مجرور کند. ج) تله تستی: در استثنای تام منفی، دانش‌آموزان معمولاً فقط حالت منصوب (مستثنای معمول) را به‌خاطر می‌آورند و از وجه دوم (بدل مرفوع) غافل می‌شوند؛ رسم‌الخط با تنوین رفع («عليٌّ») دقیقاً نشانه‌ی همین وجه دوم است.

4. کدام گزینه تحلیل صرفیِ «يُلاعِبُهُ» درست است؟

  • ماضی باب تفعیل، صیغه مفرد مذکر غایب
  • مضارع باب افعال، صیغه جمع مذکر غایب
  • ماضی باب مجرد، صیغه مفرد مؤنث غایب
  • مضارع باب مفاعله، صیغه مفرد مذکر غایب

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) فعل «يُلاعِبُ» از ریشه «ل‌ع‌ب» بر وزن «يُفاعِلُ» است که نشانه‌ی باب مفاعله است؛ حرف مضارعه «يـ» در ابتدای فعل نشان می‌دهد مضارع است، و صیغه‌ی آن (بدون علامت جمع یا تأنیث) مفرد مذکر غایب است. ضمیر متصل «ه» نیز مفعول‌به است. ب) رد سایر گزینه‌ها: «ماضی باب تفعیل، صیغه مفرد مذکر غایب» نادرست است چون وجود «يـ» مضارعه نشانه‌ی فعل مضارع است نه ماضی، و وزن آن «يُفاعِلُ» است نه «فَعَّلَ». «مضارع باب افعال، صیغه جمع مذکر غایب» نادرست است چون وزن باب افعال «يُفْعِلُ» است نه «يُفاعِلُ»، و در فعل نشانه‌ی جمع (واو الجماعة) دیده نمی‌شود. «ماضی باب مجرد، صیغه مفرد مؤنث غایب» نادرست است چون فعل دارای حرف مضارعه است (نه ماضی) و باب آن مجرد نیست، بلکه مزید به یک حرف (ا) است. ج) تله تستی: وجود الف میان دو حرف اصلی («لاعَبَ») به‌آسانی با باب افعال یا ثلاثی مجرد اشتباه گرفته می‌شود؛ نشانه‌ی قطعی باب مفاعله، وزن «فاعَلَ / يُفاعِلُ» با الف پس از حرف اول است.

5. در کدام گزینه «إلّا» نقش حصر دارد، نه استثنا؟

  • جاءَ القومُ إلّا زيداً
  • حَضَرَ الطُّلّابُ إلّا خالداً
  • ما فازَ إلّا المُجتَهِدُ
  • سافَرَ الأصدقاءُ إلّا واحداً

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) حصر زمانی رخ می‌دهد که جمله منفی باشد و مستثنی‌منه نیز ذکر نشده باشد (استثنای ناقص منفی/مفرّغ). در «ما فازَ إلّا المُجتَهِدُ»، فعل با «ما» منفی شده و پیش از «إلّا» هیچ مستثنی‌منه‌ای نیامده؛ پس معنای جمله «فقط فرد کوشا پیروز شد» است و «إلّا» در اینجا نقش حصر دارد. ب) رد سایر گزینه‌ها: «جاءَ القومُ إلّا زيداً» مثبت است و مستثنی‌منه «القوم» ذکر شده؛ پس استثنای تام مثبت است، نه حصر. «حَضَرَ الطُّلّابُ إلّا خالداً» نیز مثبت و دارای مستثنی‌منه «الطلاب» است؛ استثنای تام مثبت است. «سافَرَ الأصدقاءُ إلّا واحداً» مثبت و دارای مستثنی‌منه «الأصدقاء» است؛ این هم استثنای تام مثبت است، نه حصر. ج) تله تستی: دانش‌آموز ممکن است صرفاً حضور کلمه «إلّا» را دلیل حصر بداند، در حالی که حصر فقط در ساخت منفیِ بدونِ مستثنی‌منه (نه در جملات مثبت) شکل می‌گیرد.

6. در عبارت «شاهَدْتُ الرَّجُلَ جالِساً»، درباره واژه «جالِساً» کدام گزینه درست‌تر است؟

  • حال و منصوب است
  • صفت و مرفوع است
  • مضاف‌الیه مجرور است
  • فاعل و مؤخر است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «جالِساً» نکره و منصوب است و هیئت و وضعیت صاحب حال («الرَّجُلَ») را هنگام دیدن بیان می‌کند؛ صاحب حال («الرَّجُلَ») نیز معرفه است. این دو ویژگی با هم نشان می‌دهند «جالِساً» حال منصوب است. ب) رد سایر گزینه‌ها: «صفت مرفوع است» نادرست است چون صفت باید در تعریف/تنکیر و اعراب با موصوف خود یکی باشد، درحالی‌که «الرَّجُلَ» معرفه و منصوب است، اما «جالساً» نکره است و موصوفِ معرفه معمولاً با صفت نکره نمی‌آید. «مضاف‌الیه مجرور است» نادرست است چون هیچ مضافی پیش از «جالساً» نیامده و خودِ آن هم مجرور نیست، بلکه منصوب است. «فاعل مؤخر است» نادرست است چون فعل «شاهَدْتُ» فاعلش ضمیر «تُ» (متکلم) است و «الرَّجُلَ» مفعول‌به است؛ فعل نمی‌تواند دو فاعل داشته باشد. ج) تله تستی: حال را نباید با صفت اشتباه گرفت؛ نشانه‌ی قطعیِ حال این است که خودش همیشه نکره و منصوب است، درحالی‌که صفت در تعریف/تنکیر از موصوفش پیروی می‌کند.

7. کدام ضبط برای جمله «جز علی کسی نیامد» صحیح است؟

  • ما جاءَ إلّا عَلِيٍّ
  • ما جاءَ إلّا عَلِيَّ
  • ما جاءَ إلّا عَلِيّاً
  • ما جاءَ إلّا عَلِيٌّ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) در ترجمه‌ی «جز علی کسی نیامد»، فعل منفی است و مستثنی‌منه‌ای (کسی معیّن) پیش از «إلّا» ذکر نشده؛ پس استثنا از نوع ناقص منفی است و «علي» بر پایه‌ی نقش اصلی خود (فاعل فعل «جاء») مرفوع می‌آید: «ما جاءَ إلّا عَلِيٌّ». ب) رد سایر گزینه‌ها: «ما جاءَ إلّا عَلِيّاً» با تنوین نصب نادرست است چون در ناقص منفی، مستثنی همیشه منصوب نمی‌آید؛ اینجا نقش فاعلی دارد و باید مرفوع باشد. «ما جاءَ إلّا عَلِيٍّ» با تنوین جر نادرست است چون هیچ حرف جر یا مضافی پیش از «علي» نیامده که آن را مجرور کند. «ما جاءَ إلّا عَلِيَّ» نادرست است چون «علي» اسمی سه‌حرفی و منصرف است و در حالت فاعلی باید تنوین رفع بگیرد، نه صورت بدون تنوین. ج) تله تستی: در استثنای ناقص منفی، بسیاری به‌طور خودکار مستثنی را منصوب می‌گیرند (طبق قاعده‌ی رایج‌تر استثنای تام)؛ اما در ناقص منفی، اعراب کاملاً به نقش نحوی واژه در جمله بستگی دارد.

8. در جمله «ما الحَياةُ الدُّنيا إلّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ»، نوع استثنا کدام است؟

  • استثنای تام مثبت
  • استثنای تام منفی
  • استثنای ناقص منفی
  • شبه‌جمله وصفی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) جمله با «ما» منفی شده و پیش از «إلّا» هیچ مستثنی‌منه‌ای ذکر نشده (نمی‌توان گفت «الحیاة الدنیا» مستثنی‌منه است، زیرا خودِ آن مبتداست، نه مجموعه‌ای که «لعبٌ ولهوٌ» از آن جدا شود)؛ پس این ساخت، استثنای ناقص منفی (مفرّغ) است و «لعبٌ ولهوٌ» بر پایه نقش اصلی خود (خبرِ مبتدا) مرفوع می‌آید. ب) رد سایر گزینه‌ها: «تام مثبت» نادرست است چون جمله با «ما» منفی شده، نه مثبت. «تام منفی» نادرست است چون در استثنای تام باید مستثنی‌منه‌ای مجزا از مستثنی ذکر شود، درحالی‌که در این جمله چنین رکنی وجود ندارد. «شبه‌جمله وصفی» اصلاً اصطلاح شناخته‌شده‌ای برای این ساخت نیست و نوعی استثنا را توصیف نمی‌کند. ج) تله تستی: در استثنای ناقص، تصور نادرست رایج این است که «الحیاة الدنیا» را مستثنی‌منه بدانیم؛ درحالی‌که ملاک استثنای ناقص، نبودِ یک مجموعه‌ی مجزا پیش از «إلّا» است که مستثنی از آن جدا شده باشد.

9. کدام گزینه درباره «أَجْلَسَهُ» درست است؟

  • فعل مجرد ثلاثی و لازم است
  • فعل مزید از باب تفعیل و لازم است
  • اسم فاعل از ریشه جلس است
  • فعل مزید از باب افعال و متعدی است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «أَجْلَسَ» بر وزن «أَفْعَلَ» از باب افعال است. این فعل به‌معنای «نشاندن» (کسی را نشاندن) است و با گرفتن ضمیر متصل «ه» به‌عنوان مفعول‌به، متعدی بودنش تأیید می‌شود. ب) رد سایر گزینه‌ها: «فعل مجرد ثلاثی و لازم است» نادرست است چون همزه‌ی اضافه‌شده در ابتدای فعل («أ») نشانه‌ی مزیدبودن به باب افعال است، نه ثلاثی مجرد؛ فعل ثلاثی مجرد آن «جَلَسَ» (نشست) و لازم است، اما «أَجْلَسَ» متعدی است. «فعل مزید از باب تفعیل و لازم است» نادرست است چون وزن باب تفعیل «فَعَّلَ» با تشدید عین‌الفعل است، درحالی‌که در «أَجْلَسَ» چنین تشدیدی وجود ندارد. «اسم فاعل از ریشه جلس است» نادرست است چون «أَجْلَسَ» فعل ماضی است، نه اسم مشتق؛ اسم فاعل آن «مُجْلِس» است. ج) تله تستی: افعال «جَلَسَ» (نشست - لازم) و «أَجْلَسَ» (نشاند - متعدی) از یک ریشه‌اند اما همزه‌ی باب افعال در دومی دقیقاً همان چیزی است که فعل لازم را به متعدی تبدیل می‌کند.

10. در کدام جمله «حال» به‌کار رفته است؟

  • رأيتُ طالباً مُجتَهِداً
  • جاءَ الطّالبُ مُجتَهِداً
  • هذا طالِبٌ مُجتَهِدٌ
  • جاءَ طالِبٌ مُجتَهِدٌ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) در «جاءَ الطّالبُ مُجتَهِداً»، «الطّالبُ» معرفه (دارای ال) و «مُجتَهِداً» نکره و منصوب است؛ این ترکیب دقیقاً شرایط حال (نکره‌ی منصوبِ توصیف‌کننده‌ی هیئتِ صاحبِ حالِ معرفه) را دارد. ب) رد سایر گزینه‌ها: «جاءَ طالِبٌ مُجتَهِدٌ» چون «طالِبٌ» نکره است و «مُجتَهِدٌ» نیز با آن در تعریف و اعراب (هر دو نکره و مرفوع) هماهنگ است، این ترکیب صفت و موصوف است، نه حال و صاحب‌حال. «رأيتُ طالباً مُجتَهِداً» نیز «طالباً» نکره و «مُجتَهِداً» هم‌شکل با آن (نکره و منصوب) است؛ پس اینجا هم صفت است، چون صاحبِ حال باید معرفه باشد، نه نکره. «هذا طالِبٌ مُجتَهِدٌ» جمله‌ی اسمیه‌ی ساده است و «مُجتَهِدٌ» صفت برای خبر «طالِبٌ» (هر دو نکره و مرفوع) است، نه حال. ج) تله تستی: تفاوت اصلیِ حال و صفت در تعریف/تنکیرِ صاحب‌حال یا موصوف است: اگر پیش از کلمه‌ی دوم (نکره‌ی منصوب) یک اسم معرفه بیاید، حال است؛ اگر پیش از آن اسم نکره بیاید، صفت است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان