پرش به محتوای اصلی

06_درس ششم (عربی 1)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس ششم عربی ۱: گردشگریِ ایران و مبحثِ اعراب

آیهٔ آغازینِ درس (سورهٔ روم، ۴۲) دعوت به سفر و عبرت‌گیری از تاریخ است: قُلْ سيروا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلُ\text{قُلْ سيروا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلُ} — «بگو: در زمین بگردید و بنگرید سرانجامِ پیشینیان چگونه بوده است»؛ کتاب این آیه را تشویقی به سفر و گردشگریِ آموزشی می‌داند.

متنِ اصلیِ درس، ایران را به‌عنوانِ مقصدِ گردشگری معرفی می‌کند: کشوری زیبا و مشهور به مناطقِ دلربا و آثارِ تاریخی و فرهنگی، با صنایعِ دستی‌ای که گردشگرانِ سراسرِ جهان را جذب می‌کند. متن اشاره می‌کند ایران در سال‌هایِ اخیر رشدِ قابلِ‌توجهی در گردشگری داشته و می‌تواند از این راه، بعد از نفت، به ثروتِ بزرگی دست یابد؛ برخی گردشگران ایران را کشوری عالی برایِ گذراندنِ تعطیلات می‌دانند. یونسکو هم شهرها و مناطقِ فرهنگی و تاریخیِ ایرانی را در فهرستِ میراثِ جهانی ثبت کرده است. در ادامه، فهرستی از جاذبه‌هایِ ایران به‌ترتیبِ سه دسته معرفی می‌شود: آثارِ مذهبی و فرهنگی (آرامگاهِ امام رضا(ع) در مشهد، آرامگاهِ فردوسی در طوس، آرامگاهِ حضرتِ معصومه در قم)، آثارِ باستانی (تختِ جمشید، آرامگاه‌هایِ حافظ و سعدی به‌صورتِ مثنی، طاقِ بستان، کتیبهٔ بیستون)، و قلعه‌ها و طبیعت (قلعهٔ فلک‌الافلاک، جنگل‌هایِ بلوط، غارِ علی‌صدر). این فهرست، تصویرِ گسترده‌ای از تنوعِ گردشگریِ ایران — از میراثِ دینی تا طبیعتِ بکر — به دانش‌آموز می‌دهد.

قاعدهٔ اصلیِ درس، اعراب است: تغییرِ حرکتِ آخرِ کلمه بر اساسِ نقشِ دستوری‌اش در جمله. کلمات به دو دسته تقسیم می‌شوند — معرب (اکثرِ اسم‌ها، که حرکتِ آخرشان تغییر می‌کند) و مبنی (ضمایر، اسم‌هایِ اشاره، اسم‌هایِ پرسشی مانندِ مَنْ، ما، أَيْنَ، مَتٰی، كَيْفَ\text{مَنْ، ما، أَيْنَ، مَتٰی، كَيْفَ}، و تقریباً همهٔ افعال، که همیشه یک شکل ثابت دارند). سه حالتِ اصلیِ اعرابِ اسم: رفع با ضمه (فاعل، مبتدا، خبر، اسمِ کان)، نصب با فتحه (مفعول‌به، خبرِ إنّ، حال)، و جر با کسره (مضاف‌الیه، بعد از حرفِ جر). قاعدهٔ طلاییِ صفت هم این است که صفت در همه چیز — اعراب، تعریف/تنکیر، عدد و جنس — از موصوفش پیروی می‌کند، و مضاف‌الیه همیشه مجرور است، مانندِ مَرْقَدُ الْإِمامِ\text{مَرْقَدُ الْإِمامِ} (الإمام مضاف‌الیهِ مجرور) و قائِمَةِ التُّراثِ\text{قائِمَةِ التُّراثِ} در همین متن.

از تمرین‌هایِ کتاب: در جملهٔ شَهِدَتْ إيرانُ نُمُوًّا مَلْحوظاً في السِّياحَةِ\text{شَهِدَتْ إيرانُ نُمُوًّا مَلْحوظاً في السِّياحَةِ}، «إيران» فاعل و مرفوع است و «نُمُوًّا» مفعول‌به و منصوب؛ در تَجْذُبُ السّائِحينَ\text{تَجْذُبُ السّائِحينَ}، «السّائحین» مفعول‌بهِ منصوب به «ی» است چون جمعِ مذکرِ سالم است. و در مُديرُ الْمَدْرَسَةِ واقِفٌ أَمامَ الِاصْطِفافِ الصَّباحِيِّ\text{مُديرُ الْمَدْرَسَةِ واقِفٌ أَمامَ الِاصْطِفافِ الصَّباحِيِّ}، «مدیرُ» مبتدایِ مرفوع و «المدرسةِ» مضاف‌الیهِ مجرور است.

نکاتِ کنکوریِ درس شاملِ الگوریتمِ تشخیصِ نقش (بعد از فعل → فاعل یا مفعول؛ اولِ جمله → مبتدا؛ بعد از حرفِ جر یا مضاف → مجرور؛ بعد از موصوف → صفت)، و علامتِ رفع/نصب/جر در مثنی و جمعِ مذکرِ سالم است — نکتهٔ مهم اینکه در این دو، نصب و جر یکسان‌اند (الطّالِبَيْنِ\text{الطّالِبَيْنِ} برایِ هر دو، در برابرِ رفعِ الطّالِبانِ\text{الطّالِبانِ}). درس همچنین تأکید می‌کند اسمِ علم (نامِ خاص) حتی با تنوین هم معرب باقی می‌ماند و مبنی نمی‌شود — مثلاً عَبّاسٌ\text{عَبّاسٌ}.

واژگانِ کلیدیِ درس هم شاملِ خَلّاب\text{خَلّاب} (دلربا، صفتِ مشبهه)، سِياحَة\text{سِياحَة} (گردشگری) و سائِح\text{سائِح} (گردشگر، جمع سُيّاح\text{سُيّاح}تُراث\text{تُراث} (میراث)، أَثَرِيّ\text{أَثَرِيّ} (تاریخی، صفتِ نسبی)، مَلْحوظ\text{مَلْحوظ} (قابلِ‌ملاحظه، اسمِ مفعول از بابِ مفاعله)، كَهْف\text{كَهْف} (غار، جمع كُهوف\text{كُهوف})، و بُحَيْرَة\text{بُحَيْرَة} (دریاچه، که در اصل تصغیرِ بَحْر\text{بَحْر} است — یعنی «دریایِ کوچک») می‌شود.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. عيّن الخطأ في الإعراب و التحليل الصرفي («إيرانَ – الدُّوَلِ – الجميلةِ – العالَمِ») در جملهٔ: إِنَّإِيرَانَمِنَالدُّوَلِالْجَمِيلَةِفِيالْعَالَمِإِنَّ إِيرَانَ مِنَ الدُّوَلِ الْجَمِيلَةِ فِي الْعَالَمِ

  • الجمیلةِ: اسم – مشتق (صفت مشبهه) – مفرد – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / صفت و مجرور به تبعیت از موصوفش «الدول»
  • العالَمِ: اسم – جامد – مفرد – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / مجرور به حرف جر «فی» و علامت جر کسره
  • إيرانَ: اسم – علم (اسم خاص) – مفرد – مؤنث سماعی – معرفه – معرب / اسم «إنّ» و منصوب به فتحه
  • الدُّوَلِ: اسم – جمع تکسیر (مفرد: دولة) – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / مجرور به حرف جر «مِن» و علامت جر تنوین کسر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ دارای خطا (پاسخِ این سؤال) «الدُّوَلِ: اسم – جمع تکسیر (مفرد: دولة) – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / مجرور به حرف جر «مِن» و علامت جر تنوین کسر» است. «الدُّوَلِ» با «أل» معرفه شده و اسمِ معرفه به «أل»، حتی وقتی مجرور باشد، علامت جرش صرفاً کسره است نه تنوین کسر؛ تنوین فقط برای اسم نکره است. پس تحلیلِ «الدُّوَلِ: ... مجرور به حرف جر «مِن» و علامت جر تنوین کسر» نادرست است و باید «علامت جر کسره» باشد. «إيرانَ: اسم – علم (اسم خاص) – مفرد – مؤنث سماعی – معرفه – معرب / اسم «إنّ» و منصوب به فتحه» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «الجمیلةِ: اسم – مشتق (صفت مشبهه) – مفرد – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / صفت و مجرور به تبعیت از موصوفش «الدول»» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «العالَمِ: اسم – جامد – مفرد – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / مجرور به حرف جر «فی» و علامت جر کسره» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. تلهٔ تستی: نباید معرفه‌بودن اسم به «أل» را با نکره‌بودن آن اشتباه گرفت؛ تنوین فقط ویژهٔ اسم نکرهٔ منصرف است.

2. عيّن الخطأ في الإعراب و التحليل الصرفي («شَهِدَتْ – إيرانُ – نُمُوًّا – السِّياحةِ») در جملهٔ: شَهِدَتْإِيرَانُنُمُوًّامَلْحُوظًافِيالسِّيَاحَةِشَهِدَتْ إِيرَانُ نُمُوًّا مَلْحُوظًا فِي السِّيَاحَةِ

  • نُمُوًّا: اسم – مصدر (از فعل نما یَنمو) – مفرد – مذکر – نکره – معرب / مفعول‌به و منصوب به تنوین فتح
  • السِّياحةِ: اسم – مصدر – مفرد – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / فاعل و مجرور به کسره
  • شَهِدَتْ: فعل ماضٍ – برای مفرد غائب مؤنث – مجرد ثلاثی – متعدٍّ – معلوم / فعل و مع فاعلها جملةٌ فعلیة
  • إيرانُ: اسم – علم – مفرد – مؤنث سماعی – معرفه – معرب / فاعل و مرفوع به ضمه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ دارای خطا (پاسخِ این سؤال) «السِّياحةِ: اسم – مصدر – مفرد – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / فاعل و مجرور به کسره» است. «السِّياحةِ» پس از حرف جر «فی» آمده، بنابراین نقشش مجرور به حرف جر است، نه فاعل؛ چون فعل جمله («شَهِدَتْ») فاعلِ خودش را دارد («إيرانُ») و یک فعل نمی‌تواند دو فاعل بگیرد. پس تحلیلِ «السِّياحةِ: ... فاعل و مجرور به کسره» نادرست است؛ نقش درست آن «مجرور به حرف جر «فی»» است. «شَهِدَتْ: فعل ماضٍ – برای مفرد غائب مؤنث – مجرد ثلاثی – متعدٍّ – معلوم / فعل و مع فاعلها جملةٌ فعلیة» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «إيرانُ: اسم – علم – مفرد – مؤنث سماعی – معرفه – معرب / فاعل و مرفوع به ضمه» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «نُمُوًّا: اسم – مصدر (از فعل نما یَنمو) – مفرد – مذکر – نکره – معرب / مفعول‌به و منصوب به تنوین فتح» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. تلهٔ تستی: هر اسم مجرور، لزوماً فاعل نیست؛ باید منشأ جرّش (حرف جر، مضاف، یا تبعیت) بررسی شود، نه اینکه صرفاً مؤنث و مرتبط با فعل بودنش موجب گمان «فاعل» شود.

3. عيّن الخطأ في الإعراب و التحليل الصرفي («تَسْتَطِيعُ – ثَرْوَةٍ – عَظِيمَةٍ – النِّفْطِ») در جملهٔ: فَهِيَتَسْتَطِيعُأَنْتَحْصُلَعَلَىثَرْوَةٍعَظِيمَةٍبَعْدَالنِّفْطِفَهِيَ تَسْتَطِيعُ أَنْ تَحْصُلَ عَلَى ثَرْوَةٍ عَظِيمَةٍ بَعْدَ النِّفْطِ

  • تَسْتَطِيعُ: فعل مضارع – غائب مؤنث مفرد – مزید (باب استفعال) – متعدٍّ – معلوم / فعل و فاعلها (ضمیر مستتر «هي») جملةٌ فعلیة
  • ثَرْوَةٍ: اسم – جامد – مفرد – مؤنث – نکره – معرب / مجرور به حرف جر «علی» و علامت جر تنوین کسر
  • عَظِيمَةٍ: اسم – مشتق (صفت مشبهه) – مفرد – مؤنث – نکره – معرب / صفت و منصوب به تبعیت از موصوفش «ثروة»
  • النِّفْطِ: اسم – جامد – مفرد – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / مجرور به تبعیت پس از ظرف «بعدَ» و علامت جر کسره

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ دارای خطا (پاسخِ این سؤال) «عَظِيمَةٍ: اسم – مشتق (صفت مشبهه) – مفرد – مؤنث – نکره – معرب / صفت و منصوب به تبعیت از موصوفش «ثروة»» است. «عَظِيمَةٍ» صفتِ «ثروةٍ» است و صفت باید در همهٔ چیز (اعراب، تعریف/تنکیر، عدد، جنس) تابع موصوف باشد؛ چون «ثروةٍ» مجرور است (پس از حرف جر «علی»)، صفتش «عَظِيمَةٍ» هم باید مجرور باشد، نه منصوب. پس تحلیلِ «عَظِيمَةٍ: ... منصوب به تبعیت از موصوفش» نادرست است؛ درست آن «مجرور به تبعیت از موصوفش و علامت جر تنوین کسر» است. «تَسْتَطِيعُ: فعل مضارع – غائب مؤنث مفرد – مزید (باب استفعال) – متعدٍّ – معلوم / فعل و فاعلها (ضمیر مستتر «هي») جملةٌ فعلیة» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «ثَرْوَةٍ: اسم – جامد – مفرد – مؤنث – نکره – معرب / مجرور به حرف جر «علی» و علامت جر تنوین کسر» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «النِّفْطِ: اسم – جامد – مفرد – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / مجرور به تبعیت پس از ظرف «بعدَ» و علامت جر کسره» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. تلهٔ تستی: تبعیتِ صفت از موصوف باید در اعرابِ واقعیِ موصوف بررسی شود، نه در نقشِ ظاهریِ جمله (اینجا با اینکه عبارت شبیه مفعول به‌نظر می‌رسد، «ثروةٍ» در واقع مجرور به حرف جر است).

4. عيّن الخطأ في الإعراب و التحليل الصرفي («قامَتْ – مُنَظَّمَةُ – بِتَسْجِيلِ – مُدُنٍ») در جملهٔ: قَامَتْمُنَظَّمَةُالْيُونِسْكُوبِتَسْجِيلِمُدُنٍوَمَنَاطِقَثَقَافِيَّةٍقَامَتْ مُنَظَّمَةُ الْيُونِسْكُو بِتَسْجِيلِ مُدُنٍ وَمَنَاطِقَ ثَقَافِيَّةٍ

  • بِتَسْجِيلِ: اسم – مصدر (از باب تفعیل) – مفرد – مذکر – نکره – معرب / مجرور به حرف جر «باء» و علامت جر کسره
  • مُدُنٍ: اسم – جمع تکسیر (مفرد: مدینة) – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / مضاف‌الیه و مجرور به تنوین کسر
  • قامَتْ: فعل ماضٍ – برای مفرد غائب مؤنث – مجرد ثلاثی – لازم – معلوم / فعل و مع فاعلها جملةٌ فعلیة
  • مُنَظَّمَةُ: اسم – مشتق (اسم مفعول از باب تفعیل) – مفرد – مؤنث – معرفه به اضافه – معرب / فاعل و مرفوع به ضمه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ دارای خطا (پاسخِ این سؤال) «مُدُنٍ: اسم – جمع تکسیر (مفرد: مدینة) – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / مضاف‌الیه و مجرور به تنوین کسر» است. «مُدُنٍ» با تنوین آمده که نشانهٔ نکره‌بودن است، در حالی که «أل» ندارد؛ پس نمی‌تواند «معرفه به أل» باشد، بلکه نکره است. پس تحلیلِ «مُدُنٍ: ... معرفه به «أل» ... مضاف‌الیه و مجرور به تنوین کسر» در بخشِ «معرفه به أل» نادرست است؛ درست آن «نکره» است (نقش و اعرابش یعنی مضاف‌الیه مجرور به تنوین کسر، درست بود). «قامَتْ: فعل ماضٍ – برای مفرد غائب مؤنث – مجرد ثلاثی – لازم – معلوم / فعل و مع فاعلها جملةٌ فعلیة» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «مُنَظَّمَةُ: اسم – مشتق (اسم مفعول از باب تفعیل) – مفرد – مؤنث – معرفه به اضافه – معرب / فاعل و مرفوع به ضمه» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «بِتَسْجِيلِ: اسم – مصدر (از باب تفعیل) – مفرد – مذکر – نکره – معرب / مجرور به حرف جر «باء» و علامت جر کسره» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. تلهٔ تستی: وجود تنوین روی یک کلمه، خودش دلیل قطعی بر نکره‌بودن آن است؛ اسمِ معرفه به «أل» هرگز تنوین نمی‌گیرد.

5. عيّن الخطأ في الإعراب و التحليل الصرفي («يَرَى – السّائحينَ – إيرانَ – بَلَدًا») در جملهٔ: يَرَىبَعْضُالسَّائِحِينَإِيرَانَبَلَدًامُمْتَازًايَرَى بَعْضُ السَّائِحِينَ إِيرَانَ بَلَدًا مُمْتَازًا

  • إيرانَ: اسم – علم – مفرد – مؤنث سماعی – معرفه – معرب / مفعول‌به اول و منصوب به ضمه
  • بَلَدًا: اسم – جامد – مفرد – مذکر – نکره – معرب / مفعول‌به دوم و منصوب به تنوین فتح
  • يَرَى: فعل مضارع – برای مفرد غائب مذکر – مجرد ثلاثی (از رأی) – متعدٍّ به دو مفعول – معلوم / فعل و مع فاعله («بعضُ») جملةٌ فعلیة
  • السّائحینَ: اسم – جمع مذکر سالم (مفرد: سائح) – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / مضاف‌الیه و مجرور به یاء

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ دارای خطا (پاسخِ این سؤال) «إيرانَ: اسم – علم – مفرد – مؤنث سماعی – معرفه – معرب / مفعول‌به اول و منصوب به ضمه» است. «إيرانَ» اسم علمِ ممنوع‌الصرف (اسم مؤنث سماعی) است و علامت نصبش به‌جای تنوین/فتحهٔ عادی، همچنان فتحه است، اما در تحلیل بالا اشتباهاً «منصوب به ضمه» ذکر شده؛ اسمِ منصوب هرگز با ضمه منصوب نمی‌شود، نشانهٔ نصب همیشه فتحه (یا معادل‌های فرعی آن) است. پس تحلیلِ «إيرانَ: ... مفعول‌به اول و منصوب به ضمه» نادرست است؛ درست آن «منصوب به فتحه» است. «يَرَى: فعل مضارع – برای مفرد غائب مذکر – مجرد ثلاثی (از رأی) – متعدٍّ به دو مفعول – معلوم / فعل و مع فاعله («بعضُ») جملةٌ فعلیة» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «السّائحینَ: اسم – جمع مذکر سالم (مفرد: سائح) – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / مضاف‌الیه و مجرور به یاء» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «بَلَدًا: اسم – جامد – مفرد – مذکر – نکره – معرب / مفعول‌به دوم و منصوب به تنوین فتح» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. تلهٔ تستی: نشانهٔ اصلیِ نصب همیشه فتحه است؛ ضمه هرگز نشانهٔ نصب نیست، حتی برای اسم‌های ممنوع‌الصرف (که فقط تنوین را از دست می‌دهند، نه خودِ فتحه را).

6. عيّن الخطأ في الإعراب و التحليل الصرفي («مَرْقَدُ – الإمامِ – مَشْهَدَ – الفردوسیِّ») در جملهٔ: مَرْقَدُالْإِمَامِالرِّضَافِيمَشْهَدَوَمَرْقَدُالْفِرْدَوْسِيِّفِيطُوسَمَرْقَدُ الْإِمَامِ الرِّضَا فِي مَشْهَدَ وَمَرْقَدُ الْفِرْدَوْسِيِّ فِي طُوسَ

  • مَشْهَدَ: اسم – علم (اسم شهر) – مفرد – مذکر – معرفه – ممنوع‌الصرف (معرب) / مجرور به حرف جر «فی» و علامت جر کسره
  • الفردوسیِّ: اسم – علم – مفرد – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / مضاف‌الیه و مجرور به کسره
  • مَرْقَدُ: اسم – جامد (اسم مکان) – مفرد – مذکر – معرفه به اضافه – معرب / مبتدا و مرفوع به ضمه
  • الإمامِ: اسم – جامد – مفرد – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / مضاف‌الیه و مجرور به کسره

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ دارای خطا (پاسخِ این سؤال) «مَشْهَدَ: اسم – علم (اسم شهر) – مفرد – مذکر – معرفه – ممنوع‌الصرف (معرب) / مجرور به حرف جر «فی» و علامت جر کسره» است. «مَشْهَدَ» اسم علمِ ممنوع‌الصرف است و اسمِ ممنوع‌الصرف در حالت جر، به‌جای کسره با فتحه علامت‌گذاری می‌شود (چون تنوین و کسرهٔ جر ندارد)؛ پس علامت جرِ درستِ آن فتحه است، نه کسره. تحلیلِ «مَشْهَدَ: ... علامت جر کسره» نادرست است. «مَرْقَدُ: اسم – جامد (اسم مکان) – مفرد – مذکر – معرفه به اضافه – معرب / مبتدا و مرفوع به ضمه» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «الإمامِ: اسم – جامد – مفرد – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / مضاف‌الیه و مجرور به کسره» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «الفردوسیِّ: اسم – علم – مفرد – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / مضاف‌الیه و مجرور به کسره» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. تلهٔ تستی: اسمِ ممنوع‌الصرف در حالت جر با فتحه علامت‌گذاری می‌شود، نه کسره؛ این یکی از رایج‌ترین نکات کنکوری دربارهٔ اسم‌های علمِ غیرعربی/مؤنث است.

7. عيّن الخطأ في الإعراب و التحليل الصرفي («قائمةِ – التُّراثِ – العالمیِّ – الیونسکو») در جملهٔ: قَامَتْمُنَظَّمَةُالْيُونِسْكُوبِتَسْجِيلِمُدُنٍفِيقَائِمَةِالتُّرَاثِالْعَالَمِيِّقَامَتْ مُنَظَّمَةُ الْيُونِسْكُو بِتَسْجِيلِ مُدُنٍ فِي قَائِمَةِ التُّرَاثِ الْعَالَمِيِّ

  • العالمیِّ: اسم – مشتق (صفت نسبی از عالَم) – مفرد – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / صفت و مجرور به تبعیت از موصوفش «التراث»
  • الیونسکو: اسم – علم (معرب دخیل) – مفرد – مذکر – معرفه به «أل» – مبنی بر سکون / مضاف‌الیه و محلاً مجرور
  • قائمةِ: اسم – جامد – مفرد – مؤنث – معرفه به اضافه – معرب / مجرور به حرف جر «فی» و علامت جر کسره
  • التُّراثِ: اسم – مصدر – مفرد – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / مضاف‌الیه و مجرور به کسره

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ دارای خطا (پاسخِ این سؤال) «الیونسکو: اسم – علم (معرب دخیل) – مفرد – مذکر – معرفه به «أل» – مبنی بر سکون / مضاف‌الیه و محلاً مجرور» است. «الیونسکو» با اینکه یک نامِ اختصاریِ بیگانه (دخیل) است، در عربی مانند سایر اسم‌های معرب رفتار می‌کند و مُعرَب است، نه مبنی؛ اسم‌های مبنی محدود به ضمایر، اسم‌های اشاره، اسم‌های موصول، اسم‌های استفهام و شمار اندکی از قوالب ثابت‌اند، و صرفِ بیگانه‌بودنِ یک اسمِ علم آن را مبنی نمی‌کند. پس تحلیلِ «الیونسکو: ... مبنی بر سکون / ... محلاً مجرور» نادرست است؛ درست آن «معرب / مضاف‌الیه و مجرور به کسره» است. «قائمةِ: اسم – جامد – مفرد – مؤنث – معرفه به اضافه – معرب / مجرور به حرف جر «فی» و علامت جر کسره» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «التُّراثِ: اسم – مصدر – مفرد – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / مضاف‌الیه و مجرور به کسره» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «العالمیِّ: اسم – مشتق (صفت نسبی از عالَم) – مفرد – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / صفت و مجرور به تبعیت از موصوفش «التراث»» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. تلهٔ تستی: بیگانه‌بودنِ یک اسم (دخیل) آن را مبنی نمی‌کند؛ فقط دستهٔ مشخصی از اسم‌ها (ضمیر، اشاره، موصول، استفهام، شرط، عدد مرکب) مبنی‌اند.

8. عيّن الخطأ في الإعراب و التحليل الصرفي («رأیتُ – هذهِ – الحیواناتِ – الذکیّةَ») در جملهٔ: رَأَيْتُهَذِهِالْحَيَوَانَاتِالذَّكِيَّةَرَأَيْتُ هَذِهِ الْحَيَوَانَاتِ الذَّكِيَّةَ

  • الذکیّةَ: اسم – مشتق (صفت مشبهه) – مفرد – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / صفت و منصوب به تبعیت از موصوفش «الحیوانات» و علامت نصب فتحه
  • رأیتُ: فعل ماضٍ – برای متکلمِ وحده – مجرد ثلاثی – متعدٍّ – معلوم / فعل و فاعله (تاء الفاعل) جملةٌ فعلیة
  • هذهِ: اسم اشاره – برای مفرد مؤنث – مبنی بر سکون / مفعولٌ‌به و محلاً منصوب
  • الحیواناتِ: اسم – جمع مؤنث سالم (مفرد: حیوان) – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / بدل و منصوب به فتحه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ دارای خطا (پاسخِ این سؤال) «الحیواناتِ: اسم – جمع مؤنث سالم (مفرد: حیوان) – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / بدل و منصوب به فتحه» است. «الحیواناتِ» جمع مؤنث سالم است و جمع مؤنث سالم در حالتِ نصب، به‌جای فتحه با کسره (نیابتاً) نشانه‌گذاری می‌شود؛ پس علامت نصبِ درستِ آن کسره است، نه فتحه. تحلیلِ «الحیواناتِ: ... منصوب به فتحه» نادرست است؛ درست آن «منصوب به کسره» است. «رأیتُ: فعل ماضٍ – برای متکلمِ وحده – مجرد ثلاثی – متعدٍّ – معلوم / فعل و فاعله (تاء الفاعل) جملةٌ فعلیة» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «هذهِ: اسم اشاره – برای مفرد مؤنث – مبنی بر سکون / مفعولٌ‌به و محلاً منصوب» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «الذکیّةَ: اسم – مشتق (صفت مشبهه) – مفرد – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / صفت و منصوب به تبعیت از موصوفش «الحیوانات» و علامت نصب کسره» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. تلهٔ تستی: جمع مؤنث سالم در نصب و جر هر دو با کسره علامت‌گذاری می‌شود؛ فقط در رفع است که ضمه می‌گیرد. فتحه هرگز علامت نصبِ جمع مؤنث سالم نیست.

9. عيّن الخطأ في الإعراب و التحليل الصرفي («تَجْذِبُ – الصِّناعاتُ – الیَدَویّةُ – السّائحینَ») در جملهٔ: الصِّنَاعَاتُالْيَدَوِيَّةُتَجْذِبُالسَّائِحِينَالصِّنَاعَاتُ الْيَدَوِيَّةُ تَجْذِبُ السَّائِحِينَ

  • تَجْذِبُ: فعل مضارع – برای غائب مؤنث مفرد – مجرد ثلاثی – متعدٍّ – معلوم / فعل و فاعلش (ضمیر مستتر «هي») و مفعولش جملةٌ فعلیة و خبر برای «الصناعات»
  • الصِّناعاتُ: اسم – جمع مؤنث سالم (مفرد: صناعة) – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / مبتدا و مرفوع به ضمه
  • الیَدَویّةُ: اسم – مشتق (صفت نسبی) – مفرد – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / صفت و مرفوع به تبعیت از موصوفش «الصناعات»
  • السّائحینَ: اسم – جمع مذکر سالم (مفرد: سائح) – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / فاعل و منصوب به یاء

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ دارای خطا (پاسخِ این سؤال) «السّائحینَ: اسم – جمع مذکر سالم (مفرد: سائح) – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / فاعل و منصوب به یاء» است. «السّائحینَ» پس از فعل متعدیِ «تَجْذِبُ» آمده و فاعلِ آن فعل، ضمیرِ مستترِ «هي» (بازگشت به «الصناعات») است؛ پس «السّائحینَ» مفعولٌ‌به است نه فاعل، و منصوب به یاء (نیابت از فتحه در جمع مذکر سالم) است. تحلیلِ «السّائحینَ: ... فاعل و منصوب به یاء» از نظرِ نقش (فاعل) نادرست است؛ نقشِ درست «مفعولٌ‌به» است. «تَجْذِبُ: فعل مضارع – برای غائب مؤنث مفرد – مجرد ثلاثی – متعدٍّ – معلوم / فعل و فاعلش (ضمیر مستتر «هي») و مفعولش جملةٌ فعلیة و خبر برای «الصناعات»» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «الصِّناعاتُ: اسم – جمع مؤنث سالم (مفرد: صناعة) – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / مبتدا و مرفوع به ضمه» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «الیَدَویّةُ: اسم – مشتق (صفت نسبی) – مفرد – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / صفت و مرفوع به تبعیت از موصوفش «الصناعات»» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. تلهٔ تستی: منصوب‌بودنِ یک اسم به‌تنهایی نقشِ آن را «فاعل» نمی‌کند؛ فاعل همیشه مرفوع است، حتی اگر در ترجمهٔ فارسی به‌نظر برسد که «گردشگران» عاملِ جمله‌اند.

10. عيّن الخطأ في الإعراب و التحليل الصرفي («لا – تَكْتُبُوا – الجُدرانِ – القدیمةِ») در جملهٔ: لَاتَكْتُبُواعَلَىالْجُدْرَانِالْقَدِيمَةِلَا تَكْتُبُوا عَلَى الْجُدْرَانِ الْقَدِيمَةِ

  • القدیمةِ: اسم – مشتق (صفت مشبهه) – مفرد – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / صفت و مجرور به تبعیت از موصوفش «الجدران»
  • لا: حرف نهی – مبنی – جازمهٔ فعل مضارعِ مخاطب / حرف است و هیچ محلی از اعراب ندارد، فقط بر فعل تأثیر می‌گذارد
  • تَكْتُبُوا: فعل مضارع – برای جمع مخاطب مذکر – مجرد ثلاثی – متعدٍّ – معلوم / مجزوم به حذف نون (فعل از افعال خمسه) و فعل و فاعله جملةٌ فعلیة
  • الجُدرانِ: اسم – جمع تکسیر (مفرد: جدار) – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / مضاف‌الیه و مجرور به کسره

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ دارای خطا (پاسخِ این سؤال) «الجُدرانِ: اسم – جمع تکسیر (مفرد: جدار) – مذکر – معرفه به «أل» – معرب / مضاف‌الیه و مجرور به کسره» است. «الجُدرانِ» پس از حرف جر «علی» آمده، نه پس از یک مضاف؛ پس نقشِ آن «مجرور به حرف جر» است، نه «مضاف‌الیه». تحلیلِ «الجُدرانِ: ... مضاف‌الیه و مجرور به کسره» در بخشِ نقش نادرست است؛ اعرابش (مجرور به کسره) درست بود، ولی نقشش «مجرور به حرف جر «علی»» است. «لا: حرف نهی – مبنی – جازمهٔ فعل مضارعِ مخاطب / حرف است و هیچ محلی از اعراب ندارد، فقط بر فعل تأثیر می‌گذارد» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «تَكْتُبُوا: فعل مضارع – برای جمع مخاطب مذکر – مجرد ثلاثی – متعدٍّ – معلوم / مجزوم به حذف نون (فعل از افعال خمسه) و فعل و فاعله جملةٌ فعلیة» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. «القدیمةِ: اسم – مشتق (صفت مشبهه) – مفرد – مؤنث – معرفه به «أل» – معرب / صفت و مجرور به تبعیت از موصوفش «الجدران»» تحلیلی درست و بی‌خطاست، پس پاسخِ این سؤال نیست. تلهٔ تستی: صرفِ مجرور‌بودنِ اسم، آن را مضاف‌الیه نمی‌کند؛ باید بررسی شود جر از کجا آمده — حرف جر، مضاف، یا تبعیتِ صفت.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان