درس پنجم عربی ۱: شگفتیهایِ جهانِ حیوانات
درس با آیهای آغاز میشود که به تفکر در آفرینش دعوت میکند: — «بگو: در زمین بگردید و بنگرید که [خدا] چگونه آفرینش را آغاز کرده است». سپس متن، شش شگفتیِ زیستیِ حیوانات را روایت میکند:
ماهیهایِ نورانیِ اعماقِ اقیانوس: غواصانی که شب به اعماقِ دریا میروند، صدها چراغِ رنگیِ ناشی از نورِ باکتریهایِ زیرِ چشمِ این ماهیها را میبینند و میتوانند در همان نور عکس بگیرند — پدیدهای که دانشمندان کشف کردهاند و امیدوارند روزی برایِ روشنکردنِ شهرها از آن بهره ببرند. متن با ضربالمثلِ (هر که چیزی بخواهد و جدیت کند، به دست میآورد) این بخش را میبندد.
زبانِ گربه، سلاحِ درمانی: — زبانِ گربه سلاحِ پزشکیِ دائمی است، زیرا پر از غدههایی است که مایعِ ضدعفونیکننده ترشح میکنند؛ گربه زخمش را چندین بار میلیسد تا بهبود یابد.
حیوانات و گیاهانِ دارویی: برخی پرندگان و جانوران بهغریزه گیاهِ مناسب برایِ پیشگیری از بیماریها را میشناسند و همین رفتار، انسان را به کشفِ خواصِ درمانیِ بسیاری از گیاهانِ وحشی راهنمایی کرده است.
زبانِ مشترکِ حیوانات: بیشترِ حیوانات، جدا از زبانِ اختصاصیِ خود، زبانِ عمومیای هم دارند که با آن تفاهم میکنند؛ برایِ نمونه، صدایِ کلاغ بقیهٔ حیوانات را از خطر آگاه میکند تا سریعاً از منطقهٔ خطر دور شوند، و به همین دلیل متن او را «جاسوسی از جاسوسانِ جنگل» مینامد ().
اردک و غدهٔ روغنی: اردک غدهای نزدیکِ دُمش دارد که روغنِ مخصوصی را روی بدنش پخش میکند تا آب در پرهایش اثر نکند.
آفتابپرست، چشمهایِ مستقل: — آفتابپرست میتواند دو چشمش را مستقل و در دو جهتِ مختلف بچرخاند بدونِ آنکه سرش را حرکت دهد، و حتی میتواند همزمان در دو جهت ببیند.
بوم و گردنِ منعطف: چشمِ بوم برخلافِ آفتابپرست ثابت و بیحرکت است، اما این نقص را با حرکتدادنِ سرش در همهٔ جهتها جبران میکند و میتواند سرش را تا ۲۷۰ درجه بچرخاند بدونِ آنکه بدنش حرکت کند.
نکتهٔ دستوریِ پرتکرارِ متن، ساختارِ إنّ و اخواتها برایِ تأکید است (، ، : اسمِ إنّ منصوب و خبرش مرفوع)، و نیز جملاتِ خبرِ مقدم + مبتدایِ مؤخر با «لِ» ( = برایِ اردک غدهای هست، = برایِ کلاغ صدایی هست).
بخشِ واژگان، فعلهایِ بابِ افتعال ( = دور شد، = بهبود یافت، = برداشتن)، بابِ افعال ( = چرخاند، = ترشح کرد، = روشنکردن)، بابِ مفاعله (فعلِ ناقصِ = در بر دارد) و بابِ تفعّل ( = تأثیر پذیرفت، = حرکت کرد، ← = جبران میکند) را با ریشه و وزنِ صرفیشان مرور میکند. نمونههایِ دیگرِ واژگانِ کلیدی: (غده)، (دُم، جمع )، (آفتابپرست)، (جغد، ثابتٌ = بیحرکت)، (نور، جمع )، (تاریکی، جمع )، و (بال).