عربی ۱ — درس اول: «هو ذاك الله» و صیغههای فعل
شعر و آیهٔ آغازین
درس با این آیه از سورهٔ انعام آغاز میشود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النّورَ» — ستایش از آنِ خداوندی است که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکیها و روشنایی را قرار داد.
سپس شعر «هو ذاك الله» از معروف الرصافی (شاعر عراقی با تبار پدری کُرد و مادری ترک) میآید. شعر با یک الگوی تکرارشونده پیش میرود: نگاه کن به درختی که از یک دانه رشد کرده و شاخههای تر و تازه یافته؛ نگاه کن به خورشید که روشنایی و گرمایش پراکنده است؛ نگاه کن به شب که در آن ماه و ستارگانی مانند مروارید پدید آمده؛ نگاه کن به ابر که باران از آن فرومیبارد و زمین را پس از غبارآلودگی سرسبز میکند؛ و سرانجام نگاه کن به خودِ انسان و بپرس چه کسی چشمش را شکافت و او را به نیروی اندیشه مجهز کرد. پاسخ هر بار در بیت تکرارشونده میآید: «ذاكَ هُوَ اللّٰهُ الَّذي أَنْعُمُهُ مُنهَمِرَهْ» — آن است خداوندی که نعمتهایش ریزان است، دارای حکمتی کامل و قدرتی توانا.
واژگان کلیدی
| واژه | معنا | نکته |
|---|---|---|
| أَوْجَدَ / أَنْزَلَ | پدید آورد / فرو فرستاد | هر دو باب إفعال |
| صَيَّرَ / جَهَّزَ | گردانید / مجهز کرد | هر دو باب تفعیل |
| مُسْتَعِرَه / مُنتَشِرَه / مُنهَمِرَه | فروزان / پراکنده / ریزان | اسمهای فاعل از بابهای مختلف |
| الجَوّ | آسمان، هوا | — |
| الشَّرَرَه | اخگر، پاره آتش | — |
| الغُصون | شاخهها | جمع «غُصْن» |
| نَمَتْ / صارَتْ | رشد کرد / تبدیل شد | ماضی مؤنث غایب |
| ذو / ذاتِ | دارای (مذکر/مؤنث) | از اسماء ستّه |
| بالِغَة / مُقْتَدِرَه | کامل، رسیده / توانا | اسم فاعل |
| زانَ | زینت داد | ماضی ثلاثی مجرد |
| بَصَر | چشم، بینایی | — |
| مُفْتَكِرَه | اندیشمند | اسم فاعل باب افتعال |
قواعد — صیغههای فعل
«صیغه» یعنی ساختار فعل: شکلی که با توجه به شخص، عدد و جنس فاعل تغییر میکند. زبان عربی برای هر فعل ۱۴ صیغه دارد که در سه دسته جای میگیرند: غایب (سوم شخص، صیغههای ۱ تا ۶)، مخاطب (دوم شخص، صیغههای ۷ تا ۱۲) و متکلم (اول شخص، صیغههای ۱۳ و ۱۴).
جدول کامل صیغههای ماضی (فَعَلَ):
| # | صیغه | ماضی |
|---|---|---|
| ۱ | مفرد مذکر غایب | فَعَلَ |
| ۲ | مثنای مذکر غایب | فَعَلا |
| ۳ | جمع مذکر غایب | فَعَلوا |
| ۴ | مفرد مؤنث غایب | فَعَلَتْ |
| ۵ | مثنای مؤنث غایب | فَعَلَتا |
| ۶ | جمع مؤنث غایب | فَعَلْنَ |
| ۷ | مفرد مذکر مخاطب | فَعَلْتَ |
| ۸ | مثنای مذکر مخاطب | فَعَلْتُما |
| ۹ | جمع مذکر مخاطب | فَعَلْتُم |
| ۱۰ | مفرد مؤنث مخاطب | فَعَلْتِ |
| ۱۱ | مثنای مؤنث مخاطب | فَعَلْتُما |
| ۱۲ | جمع مؤنث مخاطب | فَعَلْتُنَّ |
| ۱۳ | متکلم وحده | فَعَلْتُ |
| ۱۴ | متکلم مع الغیر | فَعَلْنا |
جدول کامل صیغههای مضارع (يَفْعَلُ):
| # | صیغه | مضارع |
|---|---|---|
| ۱ | مفرد مذکر غایب | يَفْعَلُ |
| ۲ | مثنای مذکر غایب | يَفْعَلانِ |
| ۳ | جمع مذکر غایب | يَفْعَلونَ |
| ۴ | مفرد مؤنث غایب | تَفْعَلُ |
| ۵ | مثنای مؤنث غایب | تَفْعَلانِ |
| ۶ | جمع مؤنث غایب | يَفْعَلْنَ |
| ۷ | مفرد مذکر مخاطب | تَفْعَلُ |
| ۸ | مثنای مذکر مخاطب | تَفْعَلانِ |
| ۹ | جمع مذکر مخاطب | تَفْعَلونَ |
| ۱۰ | مفرد مؤنث مخاطب | تَفْعَلينَ |
| ۱۱ | مثنای مؤنث مخاطب | تَفْعَلانِ |
| ۱۲ | جمع مؤنث مخاطب | تَفْعَلْنَ |
| ۱۳ | متکلم وحده | أَفْعَلُ |
| ۱۴ | متکلم مع الغیر | نَفْعَلُ |
نکتهٔ کنکوری: صیغههای ۸ و ۱۱ ماضی ظاهراً یکساناند («فَعَلْتُما») اما مرجع ضمیرشان فرق دارد — یکی مثنای مذکر مخاطب، دیگری مثنای مؤنث مخاطب. در مضارع هم صیغهٔ ۷ (تَفْعَلُ، مفرد مذکر مخاطب) با صیغهٔ ۴ (تَفْعَلُ، مفرد مؤنث غایب) کاملاً یکسان نوشته میشوند و فقط از سیاق جمله قابل تشخیصاند.
فعل امر فقط برای مخاطب وجود دارد (صیغههای ۷ تا ۱۲: اِفْعَلْ، اِفْعَلا، اِفْعَلوا، اِفْعَلي، اِفْعَلا، اِفْعَلْنَ) و از حذف «ت» ابتدای مضارع مخاطب ساخته میشود؛ اگر حرف اول پس از حذف ساکن شود، همزه اضافه میشود (تَفْعَلُ ← اِفْعَلْ، تَكْتُبُ ← اُكْتُبْ — اینجا همزه ضمهدار میآید چون حرف سوم ریشه مضموم است). فعل نهی برابر است با «لا» + فعل مضارع مخاطب (لا تَفْعَلْ، لا تَفْعَلا، لا تَفْعَلوا...).
ضمایر
ضمیر منفصل (جدا): أَنَا، نَحْنُ، أَنْتَ، أَنْتِ، أَنْتُما، أَنْتُم، أَنْتُنَّ، هُوَ، هِيَ، هُما، هُم، هُنَّ.
ضمیر متصل (چسبیده به آخر کلمه) با مثال «کتاب»: ـي (کتابی)، ـكَ (کتابت — مرد)، ـكِ (کتابت — زن)، ـهُ (کتابش — مرد)، ـها (کتابش — زن)، ـنا (کتابمان)، ـكُم/ـكُنَّ (کتابتان)، ـهُم/ـهُنَّ (کتابشان)، ـكُما/ـهُما (کتابتان/کتابشان — دو نفر).
اسم اشاره
برای نزدیک («این»): هٰذَا (مفرد مذکر)، هٰذِهِ (مفرد مؤنث)، هٰذانِ/هٰذَيْنِ (مثنای مذکر)، هاتانِ/هاتَيْنِ (مثنای مؤنث)، هٰؤُلاءِ (جمع، هر دو جنس).
برای دور («آن»): ذٰلِكَ (مفرد مذکر)، تِلْكَ (مفرد مؤنث)، أُولٰئِكَ (جمع، هر دو جنس). نکتهٔ مهم: در کتابهای درسی برای مثنای دور صیغهٔ جداگانه نیامده و در کنکور از آن سؤال نمیشود.
قانون: اسم اشاره + «الـ» + اسم = ترکیب اشاری (هٰذَا الْكِتابُ = این کتاب). اگر بعد از اسم اشاره «الـ» نباشد، جمله اسمیه است (هٰذَا كِتابٌ = این کتابی است).
نکات گرامری تکمیلی
اسم موصول («که»): الَّذي (مفرد مذکر)، الَّتي (مفرد مؤنث)، الَّذينَ (جمع مذکر)، اللَّواتي/اللَّائي (جمع مؤنث)، اللَّذانِ (مثنای مذکر)، اللَّتانِ (مثنای مؤنث). ترکیب پرتکرار شعر «مَنْ ذَا الَّذي» (آن کیست که...) از همین «الَّذي» بهعلاوهٔ «مَنْ» (چه کسی) و «ذَا» (اسم اشاره) ساخته شده است.
اسماء ستّه (مانند «ذو») با حروف عله اعراب میگیرند: در حالت رفع با واو (ذو حِكْمَةٍ)، در نصب با الف (ذا حِكمةٍ)، در جر با یاء (ذي حِكمةٍ). در شعر درس «ذاتِ الغُصونِ» آمده که «ذات» مؤنث «ذو» و در حالت جر (مضاف) است.
گفتگو — آشنایی
بخش پایانی درس گفتگویی است میان یک زائر حرم امیرالمؤمنین (ع) و کارمند فرودگاه: «السّلامُ عَلَيْكُم»، «كَيْفَ حالُكَ؟» (حالت چطور است؟)، «مِنْ أَيْنَ أَنْتَ؟» (اهل کجایی؟)، «ما اسْمُكَ الْكَريمُ؟» (اسم شریفت چیست؟)، «هَلْ سافَرْتَ إِلَی إيرانَ حَتَّی الْآنَ؟» و پاسخِ «لا؛ مَعَ الْأَسَفِ. لٰكِنّي أُحِبُّ أَنْ أُسافِرَ» (نه، متأسفانه؛ اما دوست دارم سفر کنم). گفتگو با «إِنْ شاءَ اللّٰهُ» و عبارات خداحافظی «إِلَی اللِّقاءِ»، «مَعَ السَّلامَةِ» و «في أَمانِ اللّٰهِ» به پایان میرسد.
نکات کنکوری این درس
۱. جدول ۱۴ صیغهٔ ماضی، مضارع، امر و نهی باید کامل حفظ شود؛ کتاب تأکید دارد از عبارت «للغائب» استفاده نشود.
۲. صیغههای ظاهراً یکسان (مثل فَعَلْتُما یا تَفْعَلُ) را فقط از سیاق جمله میتوان تشخیص داد.
۳. تفاوت اسم اشارهٔ نزدیک/دور و مذکر/مؤنث/مفرد/جمع باید دقیق شناخته شود.
۴. ضمایر متصل و معنای هرکدام از سؤالات پرتکرار کنکور است.
۵. تفاوت «مَنْ» (برای عاقل) و «ما» (برای غیرعاقل) در استفهام، با استثنای «ما اسْمُكَ؟».
۶. الگوی رایج آزمون: تشخیص صیغهٔ فعل، ترجمهٔ صحیح جمله، انتخاب اسم اشارهٔ مناسب بر اساس جنس/عدد/فاصله، و معنای ضمیر متصل در یک کلمه.
نمونهٔ تحلیل یک عبارت قرآنی
در تمرینهای درس، آیهٔ ﴿يا أَيُّها الَّذينَ آمَنوا لِمَ تَقولونَ ما لا تَفْعَلونَ﴾ بررسی میشود: «لِمَ» یعنی «برای چه/چرا»، «تَقولونَ» صیغهٔ جمع مذکر مخاطب از «قالَ» و «تَفْعَلونَ» همان صیغه از «فَعَلَ» است — نمونهٔ خوبی برای تمرین تشخیص صیغه در متن واقعی، نه فقط در جدول.