پرش به محتوای اصلی

صیغه‌های فعل و ضمایر (عربی ۱)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

عربی ۱ — درس اول: «هو ذاك الله» و صیغه‌های فعل

شعر و آیهٔ آغازین

درس با این آیه از سورهٔ انعام آغاز می‌شود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النّورَ» — ستایش از آنِ خداوندی است که آسمان‌ها و زمین را آفرید و تاریکی‌ها و روشنایی را قرار داد.

سپس شعر «هو ذاك الله» از معروف الرصافی (شاعر عراقی با تبار پدری کُرد و مادری ترک) می‌آید. شعر با یک الگوی تکرارشونده پیش می‌رود: نگاه کن به درختی که از یک دانه رشد کرده و شاخه‌های تر و تازه یافته؛ نگاه کن به خورشید که روشنایی و گرمایش پراکنده است؛ نگاه کن به شب که در آن ماه و ستارگانی مانند مروارید پدید آمده؛ نگاه کن به ابر که باران از آن فرومی‌بارد و زمین را پس از غبارآلودگی سرسبز می‌کند؛ و سرانجام نگاه کن به خودِ انسان و بپرس چه کسی چشمش را شکافت و او را به نیروی اندیشه مجهز کرد. پاسخ هر بار در بیت تکرارشونده می‌آید: «ذاكَ هُوَ اللّٰهُ الَّذي أَنْعُمُهُ مُنهَمِرَهْ» — آن است خداوندی که نعمت‌هایش ریزان است، دارای حکمتی کامل و قدرتی توانا.

واژگان کلیدی

واژه معنا نکته
أَوْجَدَ / أَنْزَلَ پدید آورد / فرو فرستاد هر دو باب إفعال
صَيَّرَ / جَهَّزَ گردانید / مجهز کرد هر دو باب تفعیل
مُسْتَعِرَه / مُنتَشِرَه / مُنهَمِرَه فروزان / پراکنده / ریزان اسم‌های فاعل از باب‌های مختلف
الجَوّ آسمان، هوا —
الشَّرَرَه اخگر، پاره آتش —
الغُصون شاخه‌ها جمع «غُصْن»
نَمَتْ / صارَتْ رشد کرد / تبدیل شد ماضی مؤنث غایب
ذو / ذاتِ دارای (مذکر/مؤنث) از اسماء ستّه
بالِغَة / مُقْتَدِرَه کامل، رسیده / توانا اسم فاعل
زانَ زینت داد ماضی ثلاثی مجرد
بَصَر چشم، بینایی —
مُفْتَكِرَه اندیشمند اسم فاعل باب افتعال

قواعد — صیغه‌های فعل

«صیغه» یعنی ساختار فعل: شکلی که با توجه به شخص، عدد و جنس فاعل تغییر می‌کند. زبان عربی برای هر فعل ۱۴ صیغه دارد که در سه دسته جای می‌گیرند: غایب (سوم شخص، صیغه‌های ۱ تا ۶)، مخاطب (دوم شخص، صیغه‌های ۷ تا ۱۲) و متکلم (اول شخص، صیغه‌های ۱۳ و ۱۴).

جدول کامل صیغه‌های ماضی (فَعَلَ):

# صیغه ماضی
۱ مفرد مذکر غایب فَعَلَ
۲ مثنای مذکر غایب فَعَلا
۳ جمع مذکر غایب فَعَلوا
۴ مفرد مؤنث غایب فَعَلَتْ
۵ مثنای مؤنث غایب فَعَلَتا
۶ جمع مؤنث غایب فَعَلْنَ
۷ مفرد مذکر مخاطب فَعَلْتَ
۸ مثنای مذکر مخاطب فَعَلْتُما
۹ جمع مذکر مخاطب فَعَلْتُم
۱۰ مفرد مؤنث مخاطب فَعَلْتِ
۱۱ مثنای مؤنث مخاطب فَعَلْتُما
۱۲ جمع مؤنث مخاطب فَعَلْتُنَّ
۱۳ متکلم وحده فَعَلْتُ
۱۴ متکلم مع الغیر فَعَلْنا

جدول کامل صیغه‌های مضارع (يَفْعَلُ):

# صیغه مضارع
۱ مفرد مذکر غایب يَفْعَلُ
۲ مثنای مذکر غایب يَفْعَلانِ
۳ جمع مذکر غایب يَفْعَلونَ
۴ مفرد مؤنث غایب تَفْعَلُ
۵ مثنای مؤنث غایب تَفْعَلانِ
۶ جمع مؤنث غایب يَفْعَلْنَ
۷ مفرد مذکر مخاطب تَفْعَلُ
۸ مثنای مذکر مخاطب تَفْعَلانِ
۹ جمع مذکر مخاطب تَفْعَلونَ
۱۰ مفرد مؤنث مخاطب تَفْعَلينَ
۱۱ مثنای مؤنث مخاطب تَفْعَلانِ
۱۲ جمع مؤنث مخاطب تَفْعَلْنَ
۱۳ متکلم وحده أَفْعَلُ
۱۴ متکلم مع الغیر نَفْعَلُ

نکتهٔ کنکوری: صیغه‌های ۸ و ۱۱ ماضی ظاهراً یکسان‌اند («فَعَلْتُما») اما مرجع ضمیرشان فرق دارد — یکی مثنای مذکر مخاطب، دیگری مثنای مؤنث مخاطب. در مضارع هم صیغهٔ ۷ (تَفْعَلُ، مفرد مذکر مخاطب) با صیغهٔ ۴ (تَفْعَلُ، مفرد مؤنث غایب) کاملاً یکسان نوشته می‌شوند و فقط از سیاق جمله قابل تشخیص‌اند.

فعل امر فقط برای مخاطب وجود دارد (صیغه‌های ۷ تا ۱۲: اِفْعَلْ، اِفْعَلا، اِفْعَلوا، اِفْعَلي، اِفْعَلا، اِفْعَلْنَ) و از حذف «ت» ابتدای مضارع مخاطب ساخته می‌شود؛ اگر حرف اول پس از حذف ساکن شود، همزه اضافه می‌شود (تَفْعَلُ ← اِفْعَلْ، تَكْتُبُ ← اُكْتُبْ — اینجا همزه ضمه‌دار می‌آید چون حرف سوم ریشه مضموم است). فعل نهی برابر است با «لا» + فعل مضارع مخاطب (لا تَفْعَلْ، لا تَفْعَلا، لا تَفْعَلوا...).

ضمایر

ضمیر منفصل (جدا): أَنَا، نَحْنُ، أَنْتَ، أَنْتِ، أَنْتُما، أَنْتُم، أَنْتُنَّ، هُوَ، هِيَ، هُما، هُم، هُنَّ.

ضمیر متصل (چسبیده به آخر کلمه) با مثال «کتاب»: ـي (کتابی)، ـكَ (کتابت — مرد)، ـكِ (کتابت — زن)، ـهُ (کتابش — مرد)، ـها (کتابش — زن)، ـنا (کتابمان)، ـكُم/ـكُنَّ (کتابتان)، ـهُم/ـهُنَّ (کتابشان)، ـكُما/ـهُما (کتابتان/کتابشان — دو نفر).

اسم اشاره

برای نزدیک («این»): هٰذَا (مفرد مذکر)، هٰذِهِ (مفرد مؤنث)، هٰذانِ/هٰذَيْنِ (مثنای مذکر)، هاتانِ/هاتَيْنِ (مثنای مؤنث)، هٰؤُلاءِ (جمع، هر دو جنس).

برای دور («آن»): ذٰلِكَ (مفرد مذکر)، تِلْكَ (مفرد مؤنث)، أُولٰئِكَ (جمع، هر دو جنس). نکتهٔ مهم: در کتاب‌های درسی برای مثنای دور صیغهٔ جداگانه نیامده و در کنکور از آن سؤال نمی‌شود.

قانون: اسم اشاره + «الـ» + اسم = ترکیب اشاری (هٰذَا الْكِتابُ = این کتاب). اگر بعد از اسم اشاره «الـ» نباشد، جمله اسمیه است (هٰذَا كِتابٌ = این کتابی است).

نکات گرامری تکمیلی

اسم موصول («که»): الَّذي (مفرد مذکر)، الَّتي (مفرد مؤنث)، الَّذينَ (جمع مذکر)، اللَّواتي/اللَّائي (جمع مؤنث)، اللَّذانِ (مثنای مذکر)، اللَّتانِ (مثنای مؤنث). ترکیب پرتکرار شعر «مَنْ ذَا الَّذي» (آن کیست که...) از همین «الَّذي» به‌علاوهٔ «مَنْ» (چه کسی) و «ذَا» (اسم اشاره) ساخته شده است.

اسماء ستّه (مانند «ذو») با حروف عله اعراب می‌گیرند: در حالت رفع با واو (ذو حِكْمَةٍ)، در نصب با الف (ذا حِكمةٍ)، در جر با یاء (ذي حِكمةٍ). در شعر درس «ذاتِ الغُصونِ» آمده که «ذات» مؤنث «ذو» و در حالت جر (مضاف) است.

گفتگو — آشنایی

بخش پایانی درس گفتگویی است میان یک زائر حرم امیرالمؤمنین (ع) و کارمند فرودگاه: «السّلامُ عَلَيْكُم»، «كَيْفَ حالُكَ؟» (حالت چطور است؟)، «مِنْ أَيْنَ أَنْتَ؟» (اهل کجایی؟)، «ما اسْمُكَ الْكَريمُ؟» (اسم شریفت چیست؟)، «هَلْ سافَرْتَ إِلَی إيرانَ حَتَّی الْآنَ؟» و پاسخِ «لا؛ مَعَ الْأَسَفِ. لٰكِنّي أُحِبُّ أَنْ أُسافِرَ» (نه، متأسفانه؛ اما دوست دارم سفر کنم). گفتگو با «إِنْ شاءَ اللّٰهُ» و عبارات خداحافظی «إِلَی اللِّقاءِ»، «مَعَ السَّلامَةِ» و «في أَمانِ اللّٰهِ» به پایان می‌رسد.

نکات کنکوری این درس

۱. جدول ۱۴ صیغهٔ ماضی، مضارع، امر و نهی باید کامل حفظ شود؛ کتاب تأکید دارد از عبارت «للغائب» استفاده نشود.
۲. صیغه‌های ظاهراً یکسان (مثل فَعَلْتُما یا تَفْعَلُ) را فقط از سیاق جمله می‌توان تشخیص داد.
۳. تفاوت اسم اشارهٔ نزدیک/دور و مذکر/مؤنث/مفرد/جمع باید دقیق شناخته شود.
۴. ضمایر متصل و معنای هرکدام از سؤالات پرتکرار کنکور است.
۵. تفاوت «مَنْ» (برای عاقل) و «ما» (برای غیرعاقل) در استفهام، با استثنای «ما اسْمُكَ؟».
۶. الگوی رایج آزمون: تشخیص صیغهٔ فعل، ترجمهٔ صحیح جمله، انتخاب اسم اشارهٔ مناسب بر اساس جنس/عدد/فاصله، و معنای ضمیر متصل در یک کلمه.

نمونهٔ تحلیل یک عبارت قرآنی

در تمرین‌های درس، آیهٔ ﴿يا أَيُّها الَّذينَ آمَنوا لِمَ تَقولونَ ما لا تَفْعَلونَ﴾ بررسی می‌شود: «لِمَ» یعنی «برای چه/چرا»، «تَقولونَ» صیغهٔ جمع مذکر مخاطب از «قالَ» و «تَفْعَلونَ» همان صیغه از «فَعَلَ» است — نمونهٔ خوبی برای تمرین تشخیص صیغه در متن واقعی، نه فقط در جدول.

سؤال تستی

۱۰ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام گزینه درباره «الشَّمس» و «الشَّجَرَة» درست است؟

  • هر دو اسم، جمع مؤنث سالم محسوب می‌شوند
  • هر دو اسم، مذکر لفظی به‌شمار می‌آیند
  • الشمس مؤنث سماعی و الشجرة مؤنث لفظی است
  • الشمس جمع مکسر و الشجرة مفرد است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«الشَّمس» گرچه نشانهٔ ظاهری تأنیث ندارد، مؤنث سماعی است؛ «الشَّجَرَة» با تاء مربوطه مؤنث لفظی به‌شمار می‌آید. پس گزینهٔ «الشمس مؤنث سماعی و الشجرة مؤنث لفظی است» درست است. رد سایر گزینه‌ها: «هر دو اسم، مذکر لفظی به‌شمار می‌آیند» نادرست است چون هر دو کلمه مؤنث‌اند، نه مذکر. «الشمس جمع مکسر و الشجرة مفرد است» نادرست است چون هر دو کلمه اساساً مفردند، نه جمع. «هر دو اسم، جمع مؤنث سالم محسوب می‌شوند» نادرست است چون هیچ‌کدام جمع نیستند. تلهٔ تستی: تأنیث در عربی همیشه نشانهٔ ظاهری (تاء) ندارد؛ کلماتی مانند «الشَّمس» با آنکه بدون تاء تأنیث‌اند، از نظر قاعده مؤنث سماعی محسوب می‌شوند.

2. کدام گزینه اسم فاعل باب افتعال است؟

  • مُنتَشِرَة
  • صَيَّرَ
  • حَبَّة
  • أَنْزَلَ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«مُنتَشِرَة» اسم فاعل از فعل «اِنْتَشَرَ» در باب افتعال است؛ پس این گزینه پاسخ سؤال است. رد سایر گزینه‌ها: «أَنْزَلَ» فعل ماضی باب إفعال است، نه اسم فاعل. «صَيَّرَ» فعل ماضی باب تفعیل است، نه اسم فاعل. «حَبَّة» اسمی جامد (نه مشتق) است و اصلاً اسم فاعل نیست. تلهٔ تستی: باید تفاوتِ فعلِ ماضی، اسم جامد، و اسم مشتق (اسم فاعل) را از هم تشخیص داد؛ فقط کلمه‌ای که بر وزن مشتقات باب افتعال (مُفْتَعِل) باشد اسم فاعلِ همین باب است.

3. در عبارت «مَنْ شَقَّ فيهِ بَصَرَهُ»، ضمیر «ـهُ» در «بَصَرَهُ» به چه چیزی برمی‌گردد؟

  • الله
  • المرء
  • القمر
  • الغيم

پاسخنامه‌ی تحلیلی

پیش از این عبارت آمده است «وَ انْظُرْ إِلَى الْمَرْءِ»؛ پس ضمیر «ـهُ» در «بَصَرَهُ» به «المرء» (انسان) برمی‌گردد و معنای عبارت «چشم/بینایی او» است. رد سایر گزینه‌ها: «الله» فاعل فعل «شَقَّ» است، نه مرجع ضمیر مفعولی. «القمر» و «الغيم» در ابیات دیگری از شعر آمده‌اند و اصلاً در همین جمله ذکر نشده‌اند تا مرجع ضمیر باشند. تلهٔ تستی: مرجع ضمیر متصل باید نزدیک‌ترین اسمِ هم‌جنس و پیش‌ذکرشده در همان جمله یا جملهٔ درست پیش از آن باشد؛ فاعل فعل (مانند «الله» در اینجا) خودش نمی‌تواند مرجع ضمیر مفعولیِ همان فعل باشد.

4. کدام گزینه برای تعریب «به آن خورشید بنگر که روشنایی و گرما دارد» مناسب‌تر است؟

  • اُنْظُرْ إِلَى هٰذَا الشَّمسِ الَّتي فيهِ ضِياءٌ وَ بِهِ حَرارَةٌ
  • اُنْظُرْ إِلَى تِلْكَ الشَّمسِ الَّتي فيها ضِياءٌ وَ بِها حَرارَةٌ
  • اُنْظُرْ إِلَى أُولٰئِكَ الشَّمسِ الَّذينَ فيها ضِياءٌ وَ بِها حَرارَةٌ
  • اُنْظُرْ إِلَى ذٰلِكَ الشَّمسِ الَّذي فيها ضِياءٌ وَ بِها حَرارَةٌ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«الشَّمس» اسمی مؤنث است؛ پس اسم اشارهٔ دورِ مناسب آن «تِلْكَ» و اسم موصول مناسب آن «الَّتي» است، و ضمیرهای متصل «فيها» و «بِها» نیز باید مؤنث باشند. رد سایر گزینه‌ها: «اُنْظُرْ إِلَى ذٰلِكَ الشَّمسِ الَّذي فيها ضِياءٌ وَ بِها حَرارَةٌ» نادرست است چون «ذٰلِكَ» و «الَّذي» مذکرند، درحالی‌که «الشمس» مؤنث است. «اُنْظُرْ إِلَى هٰذَا الشَّمسِ الَّتي فيهِ ضِياءٌ وَ بِهِ حَرارَةٌ» نادرست است چون «هٰذَا» اشارهٔ نزدیک است (باید دور باشد) و ضمیرهای «فيهِ»/«بِهِ» مذکرند. «اُنْظُرْ إِلَى أُولٰئِكَ الشَّمسِ الَّذينَ فيها ضِياءٌ وَ بِها حَرارَةٌ» نادرست است چون «أُولٰئِكَ» و «الَّذينَ» برای جمع‌اند، درحالی‌که «الشمس» مفرد است. تلهٔ تستی: در تعریب باید همزمان جنس (مؤنث)، فاصله (دور) و عدد (مفرد) اسم را در انتخاب اسم اشاره، اسم موصول و ضمایر متصل رعایت کرد؛ خطا در هرکدام کل جمله را نادرست می‌کند. در نتیجه، گزینهٔ «اُنْظُرْ إِلَى تِلْكَ الشَّمسِ الَّتي فيها ضِياءٌ وَ بِها حَرارَةٌ» پاسخ این سؤال است.

5. کدام گزینه کاربرد «مَنْ» و «ما» را درست نشان می‌دهد؟

  • مَنْ برای عاقل و ما غالباً برای غیرعاقل است
  • مَنْ فقط برای زمان و ما فقط برای مکان است
  • هر دو فقط اسم موصول به‌شمار می‌آیند
  • ما برای عاقل و مَنْ برای غیرعاقل است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در عربی «مَنْ» عموماً برای انسان و موجود عاقل، و «ما» غالباً برای غیرعاقل یا پرسش از چیستی به‌کار می‌رود؛ پس «مَنْ برای عاقل و ما غالباً برای غیرعاقل است» درست است. رد سایر گزینه‌ها: «مَنْ فقط برای زمان و ما فقط برای مکان است» نادرست است چون این دو کلمه اصلاً برای زمان/مکان نیستند، بلکه بر پایهٔ عاقل/غیرعاقل تمایز می‌یابند. «هر دو فقط اسم موصول به‌شمار می‌آیند» نادرست است چون «مَنْ» و «ما» می‌توانند استفهامی، شرطی یا موصول باشند، نه فقط موصول. «ما برای عاقل و مَنْ برای غیرعاقل است» دقیقاً وارونهٔ قاعدهٔ درست است. تلهٔ تستی: استثنای «ما اسْمُكَ؟» (که با وجود پرسش از نام، «ما» به‌کار رفته) نباید قاعدهٔ کلیِ عاقل/غیرعاقل را زیر سؤال ببرد؛ این یک استثنای شناخته‌شده است.

6. در ترکیب «مَنْ ذَا الَّذي»، تحلیل درست کدام است؟

  • مَنْ موصول، ذا خبر، الذي صفت است
  • مَنْ ضمیر، ذا مفعول، الذي فعل ماضی است
  • مَنْ حرف جر، ذا فعل، الذي ضمیر است
  • مَنْ استفهامی، ذا اسم اشاره، الَّذي اسم موصول است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در ترکیب «مَنْ ذَا الَّذي»، «مَنْ» استفهامی (چه کسی)، «ذَا» اسم اشاره، و «الَّذي» اسم موصول مفرد مذکر است؛ مجموع آن در فارسی «آن کیست که» ترجمه می‌شود. رد سایر گزینه‌ها: «مَنْ حرف جر، ذا فعل، الذي ضمیر است» نادرست است چون «مَنْ» اسم استفهام است نه حرف جر، و «ذا» اسم اشاره است نه فعل. «مَنْ موصول، ذا خبر، الذي صفت است» نادرست است چون «مَنْ» در این ترکیب استفهامی است، نه موصول. «مَنْ ضمیر، ذا مفعول، الذي فعل ماضی است» نادرست است چون «الذي» اسم موصول است، نه فعل. تلهٔ تستی: «ذا» در این ترکیب را نباید با «ذو»/«ذات» (از اسماء ستّه، به‌معنای دارای) اشتباه گرفت؛ اینجا «ذا» صرفاً اسم اشاره است. در نتیجه، گزینهٔ «مَنْ استفهامی، ذا اسم اشاره، الَّذي اسم موصول است» پاسخ این سؤال است.

7. تفاوت «هٰذَا كِتابٌ» و «هٰذَا الْكِتابُ» کدام است؟

  • اولی جمله اسمیه و دومی ترکیب اشاری است
  • اولی ترکیب اشاری و دومی جمله اسمیه است
  • هر دو فقط برای اشاره دور‌اند
  • هر دو، فعل و فاعل کامل دارند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

اگر پس از اسم اشاره، اسم نکره بیاید مانند «هٰذَا كِتابٌ»، جملهٔ اسمیه (مبتدا+خبر) ساخته می‌شود؛ اگر اسم معرفه با «الـ» بیاید مانند «هٰذَا الْكِتابُ»، ترکیب اشاری پدید می‌آید. رد سایر گزینه‌ها: «اولی ترکیب اشاری و دومی جمله اسمیه است» دقیقاً وارونهٔ قاعده است. «هر دو فقط برای اشاره دور‌اند» نادرست است چون «هٰذَا» اشارهٔ نزدیک است، نه دور. «هر دو، فعل و فاعل کامل دارند» نادرست است چون هیچ‌کدام از این دو جمله فعل ندارند؛ هر دو از نوع اسمیه یا ترکیب اسمی‌اند. تلهٔ تستی: تنها نشانهٔ تشخیص، وجود یا نبودِ «الـ» بلافاصله بعد از اسم اشاره است؛ نبودِ «الـ» یعنی جملهٔ اسمیه، وجودِ «الـ» یعنی ترکیب اشاری. در نتیجه، گزینهٔ «اولی جمله اسمیه و دومی ترکیب اشاری است» پاسخ این سؤال است.

8. در آیه «لِمَ تَقولونَ ما لا تَفْعَلونَ»، «تَقولونَ» و «تَفْعَلونَ» چه صیغه‌ای دارند؟

  • جمع مذکر مخاطب مضارع
  • ماضی جمع مذکر مخاطب
  • مثنای مذکر مخاطب مضارع
  • جمع مؤنث مخاطب مضارع

پاسخنامه‌ی تحلیلی

هر دو فعل «تَقولونَ» و «تَفْعَلونَ» با حرف مضارعتِ «ت» (نشانهٔ مخاطب) آغاز و با «ونَ» (نشانهٔ جمع مذکر) پایان یافته‌اند؛ پس مضارع جمع مذکر مخاطب‌اند و معنای آن‌ها «می‌گویید» و «انجام می‌دهید» است. رد سایر گزینه‌ها: «جمع مؤنث مخاطب مضارع» نادرست است چون صیغهٔ مؤنث با «ن» پایان می‌یابد (تَقُلْنَ)، نه «ونَ». «ماضی جمع مذکر مخاطب» نادرست است چون این افعال دارای حرف مضارعت‌اند، پس مضارع‌اند نه ماضی. «مثنای مذکر مخاطب مضارع» نادرست است چون صیغهٔ مثنی با «انِ» می‌آید (تَقولانِ)، نه «ونَ». تلهٔ تستی: پسوند «ونَ» نشانهٔ قطعیِ جمع مذکر (غایب یا مخاطب) است؛ باید آن را از پسوند مثنای «انِ» و نشانهٔ جمع مؤنثِ «ن» تفکیک کرد. در نتیجه، گزینهٔ «جمع مذکر مخاطب مضارع» پاسخ این سؤال است.

9. ساخت فعل نهی بر اساس قاعده کدام است؟

  • لن + فعل مضارع مخاطب
  • لا + فعل مضارع مخاطب
  • لم + فعل امر مخاطب
  • لا + فعل ماضی مخاطب

پاسخنامه‌ی تحلیلی

طبق قاعدهٔ درس، فعل نهی از «لا» به‌همراه فعل مضارع مخاطب ساخته می‌شود؛ مانند «لا تَفْعَلْ». پس «لا + فعل مضارع مخاطب» درست است. رد سایر گزینه‌ها: «لا + فعل ماضی مخاطب» نادرست است چون نهی همیشه با فعل مضارع ساخته می‌شود، نه ماضی. «لن + فعل مضارع مخاطب» نادرست است چون «لن» نفیِ آینده می‌سازد (فعل را منصوب می‌کند)، نه نهی. «لم + فعل امر مخاطب» نادرست است چون «لم» با فعل مضارع (نه امر) می‌آید و معنای نفیِ گذشته می‌دهد. تلهٔ تستی: نباید «لا»ی ناهیه را با «لن» (نفیِ آینده) یا «لم» (نفیِ ماضی) اشتباه گرفت؛ هرکدام از این ادوات با نوع فعل و زمان متفاوتی همراه می‌شوند.

10. کدام گزینه درباره فعل امر درست است؟

  • فعل امر فقط برای صیغه‌های مخاطب وجود دارد
  • فعل امر همیشه با یاء شروع می‌شود
  • فعل امر همان مضارع غایب است
  • فعل امر برای غایب و متکلم هم ساخته می‌شود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در جدول صیغه‌ها، فعل امر فقط برای صیغه‌های مخاطب (۷ تا ۱۲) ساخته می‌شود؛ برای متکلم و غایب فعل امرِ مستقیم وجود ندارد. پس «فعل امر فقط برای صیغه‌های مخاطب وجود دارد» درست است. رد سایر گزینه‌ها: «فعل امر برای غایب و متکلم هم ساخته می‌شود» نادرست است چون طبق جدول درس، امر مختص مخاطب است. «فعل امر همیشه با یاء شروع می‌شود» نادرست است چون امر با همزهٔ وصل یا حذف حرف مضارعت ساخته می‌شود (مانند اُنْظُرْ، اِقْرَأْ)، نه با «ی». «فعل امر همان مضارع غایب است» نادرست است چون امر و مضارع غایب هم از نظر ساخت و هم از نظر کاربرد کاملاً متفاوت‌اند. تلهٔ تستی: محدودبودنِ امر به صیغه‌های مخاطب (۷ تا ۱۲) نکته‌ای است که در جدول درس صریحاً تصریح شده و باید حفظ شود.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. عبارتِ زیر را در نظر بگیرید: «اُنْظُرْ لِتِلْكَ الشَّجَرَةِ ذاتِ الْغُصونِ النَّضِرَةِ؛ فَابْحَثْ وَ قُلْ مَنْ ذَا الَّذي يُخْرِجُ مِنْها الثَّمَرَةَ؟» الف) عبارت را به فارسی روان ترجمه کنید. ب) «تِلْكَ» چه نوع اسم اشاره‌ای است و چرا مؤنث آمده است؟ «ذاتِ» مؤنثِ کدام اسم است و چرا پس از «الشَّجَرَةِ» آمده است؟ ج) فعلِ «اُنْظُرْ» و «قُلْ» از نظرِ نوع و صیغه چه‌اند؟ دلیلِ خود را بنویسید و صیغهٔ مضارعِ مخاطبی را که این امر از آن ساخته شده است بنویسید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) به آن درختِ دارای شاخه‌هایِ تر و تازه بنگر؛ پس جست‌وجو کن و بگو آن کیست که میوه را از آن بیرون می‌آورد؟
ب) «تِلْكَ» اسم اشارهٔ دورِ مفرد مؤنث است (این‌جا برایِ «الشَّجَرَةِ» که مؤنث است، به قرینهٔ تایِ تأنیث). «ذاتِ» مؤنثِ «ذو» و به معنی «دارایِ» است؛ پس از «الشَّجَرَةِ» آمده و مجرور است و «الْغُصونِ» مضافٌ‌الیه آن است.
ج) هر دو فعلِ امرند و مفردِ مذکرِ مخاطب (صیغهٔ ۷) اند؛ دلیل: دستور دادن به «تو» است و ساختارشان از مضارعِ «تَنْظُرُ» و «تَقولُ» با حذفِ تا آمده است: اُنْظُرْ (همزه با ضمه چون حرفِ سومِ ریشه در مضارع مضموم است) و «قُلْ» (از «تَقولُ»، که واو در التقایِ ساکنین حذف شده است).
معیارِ پذیرش: ترجمهٔ درست، نوعِ «تلك» و «ذات» با دلیل، تشخیصِ امر/صیغه با دلیل.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 1 — درس 1» — بخشِ «شعر «هو ذاك الله» با ترجمه کلمه‌به‌کلمه» و بخشِ «قانون ساخت فعل امر از مضارع»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: امر فقط برایِ مخاطب است و از مضارعِ مخاطب با حذفِ «ت» ساخته می‌شود؛ اگر حرفِ اول ساکن شد، همزه می‌آید.

۲. سه جمله داده شده است: ۱) «الطّالِبَتانِ تَكْتُبانِ الدَّرْسَ.» ۲) «يا أُخْتي، أَنْتِ تَسْمَعينَ الصَّوْتَ.» ۳) «الْمُعَلِّماتُ كَتَبْنَ الْوَاجِبَ.» الف) صیغهٔ هر فعلِ مشخص‌شده (تَكْتُبانِ، تَسْمَعينَ، كَتَبْنَ) را با نامِ کاملِ عربی/فارسی بنویسید. ب) فعلِ «تَكْتُبانِ» می‌تواند چند صیغه باشد؟ در این جمله چرا فقط یک صیغه درست است؟ استدلال کنید. ج) هر جمله را ترجمه کنید و بگویید اگر در جملهٔ اول فاعل «أَنْتُما» بود، ترجمه چه تغییری می‌کرد.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) تَكْتُبانِ: مثنای مؤنث غایب (صیغهٔ ۵). تَسْمَعينَ: مفردِ مؤنثِ مخاطب (صیغهٔ ۱۰). كَتَبْنَ: جمعِ مؤنثِ غایب (صیغهٔ ۶، ماضی).
ب) «تَفْعَلانِ» در مضارع برایِ مثنای مؤنث غایب، مثنای مذکر مخاطب و مثنای مؤنث مخاطب مشترک است. در جملهٔ ۱ فاعل «الطّالِبَتانِ» است که دو دختر و غایب‌اند؛ پس فقط مثنای مؤنث غایب درست است.
ج) ۱) آن دو دانش‌آموزِ دختر درس را می‌نویسند. ۲) ای خواهرم، تو (مؤنث) صدا را می‌شنوی. ۳) معلمانِ زن تکلیف را نوشتند. اگر فاعل «أَنْتُما» بود ترجمه می‌شد: شما دو نفر درس را می‌نویسید (مثنای مخاطب).
معیارِ پذیرش: سه صیغه با نام، استدلالِ مشترک‌بودنِ تَكْتُبانِ و تعیینِ مرجع، سه ترجمهٔ درست و تغییرِ ترجمه.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 1 — درس 1» — بخشِ «جدول کامل ۱۴ صیغه با ترجمه» و بخشِ «فعل مضارع»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: در صیغه‌هایِ مشترکِ ظاهر (مانندِ تَفْعَلانِ و فَعَلْتُما) مرجعِ فاعل و سیاقِ جمله، صیغه را تعیین می‌کند.

۳. از فعل‌هایِ مضارعِ مخاطبِ زیر امر و نهی بسازید: «تَكْتُبُ»، «تَجْلِسُ»، «تَذْهَبينَ»، «تَسْمَعونَ». الف) برای هر فعل صیغهٔ امر و نهی را بنویسید. ب) حرکتِ همزهٔ امر در «اُكْتُبْ» و «اِجْلِسْ» را چگونه تعیین کردید؟ قاعده را با دلیل بنویسید. ج) تفاوتِ ساختاریِ «لا تَذْهَبْ» (نهی) و «لا تَذْهَبُ» (نفیِ مضارع) را بنویسید و جمله‌ای فارسی برای هر کدام بیاورید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) تَكْتُبُ: اُكْتُبْ / لا تَكْتُبْ. تَجْلِسُ: اِجْلِسْ / لا تَجْلِسْ. تَذْهَبينَ: اِذْهَبي / لا تَذْهَبي. تَسْمَعونَ: اِسْمَعوا / لا تَسْمَعوا.
ب) پس از حذفِ «ت»، حرفِ اولِ فعل ساکن می‌شود و همزه لازم است؛ حرکتِ همزه از حرفِ سومِ ریشه تعیین می‌شود: در «تَكْتُبُ» حرفِ سوم (ب) مضموم است ← «اُ»؛ در «تَجْلِسُ» حرفِ سوم (س) مکسور است ← «اِ».
ج) «لا تَذْهَبْ» نهی است: لا + مضارعِ مجزوم (ساکنِ آخر) = «نرو»؛ «لا تَذْهَبُ» نفیِ مضارع است و آخرش مرفوع (ضمه) = «نمی‌روی». یکی فرمان و دیگری خبر است.
معیارِ پذیرش: هشت صورتِ درست، قاعدهٔ همزه با دلیل، تمایزِ نهی و نفی با ترجمه.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 1 — درس 1» — بخشِ «قانون ساخت فعل امر از مضارع» و بخشِ «فعل نهی»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: نهی = لا + مضارعِ مخاطب با آخرِ ساکن؛ نفی = لا + مضارعِ مرفوع.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان