پرش به محتوای اصلی

شگفتی‌های آفرینش و اسلوب شرط (عربی ۲)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس سوم عربی ۲: عَجائِبُ الْمَخْلوقات و اُسلوبُ الشَّرط

درس با حدیثِ پیامبر(ص) آغاز می‌شود: تَفَكَّروا فِي الْخَلْقِ وَ لا تَفَكَّروا فِي الْخالِقِ\text{تَفَكَّروا فِي الْخَلْقِ وَ لا تَفَكَّروا فِي الْخالِقِ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین — «در آفرینش بیندیشید و در [ذاتِ] آفریننده نیندیشید» — که دعوت به تأملِ عقلانی در شگفتی‌هایِ طبیعت است، نه در حقیقتی که فراتر از درکِ بشری است.

متن شش شگفتیِ جانوری را معرفی می‌کند: مرغِ مگس‌خوار (الطّائرُ الطّنّان)، کوچک‌ترین پرندهٔ زمین با طولِ پنج سانتی‌متر، که بال‌هایش ۸۰ بار در ثانیه می‌زند و به همین دلیل دیده نمی‌شود و صدایِ وزوز تولید می‌کند. تمساح که پس از خوردنِ غذا روی ساحل استراحت می‌کند و دهانش را باز می‌گذارد تا پرنده‌ای به نامِ زَقْزاق وارد دهانش شود و بقایایِ غذا را با نوک تمیز کند — نمونه‌ای از همزیستی (symbiosis). ماهیِ پرنده که با حرکتِ دمِ قوی‌اش از آب می‌پرد و تا ۴۵ ثانیه بالایِ سطحِ آب پرواز می‌کند تا از دشمنانش فرار کند. دارکوب که تنهٔ درخت را دستِ‌کم ده بار در ثانیه نوک می‌زند، و بافتی ضربه‌گیر و زبانی که دورِ جمجمه‌اش می‌چرخد مانندِ کمربندِ ایمنی از مغزش محافظت می‌کند. سنجابِ پرنده که پرده‌ای شبیهِ چتر دارد و با آن بیش از ۱۵۰ قدم در یک پرش می‌جهد. و مارِ صحرا که دمش را در ماسه پنهان می‌کند، مانندِ عصا می‌ایستد، و در گرمایِ نیمروز پرنده‌ای را که رویش می‌نشیند شکار می‌کند.

قاعدهٔ اصلیِ درس اُسلوبُ الشَّرط (جملهٔ شرطی) است، با ساختارِ اداةُ الشرط + فعلُ الشرط + جوابُ الشرط. ادواتِ اصلی: مَنْ\text{مَنْ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (هرکس، برایِ انسان)، ما\text{ما}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (هرچه، برایِ غیرِعاقل)، إنْ\text{إنْ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (اگر، شرطِ عمومی) و إذا\text{إذا}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (هرگاه، شرط با احتمالِ بیشتر). نمونه‌ها: مَنْ يُفَكِّرْ قَبْلَ الْكَلامِ، يَسْلَمْ مِنَ الْخَطَأِ غالِباً\text{مَنْ يُفَكِّرْ قَبْلَ الْكَلامِ، يَسْلَمْ مِنَ الْخَطَأِ غالِباً}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (هرکس پیش از سخن بیندیشد، غالباً از خطا در امان می‌ماند)؛ ما تَزْرَعْ فِي الدُّنْيا، تَحْصُدْ فِي الْآخِرَةِ\text{ما تَزْرَعْ فِي الدُّنْيا، تَحْصُدْ فِي الْآخِرَةِ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (هرچه در دنیا بکاری، در آخرت درو می‌کنی)؛ إنْ تَحْتَرِموا الْآخَرينَ، تَكْتَسِبوا حُبَّهُمْ\text{إنْ تَحْتَرِموا الْآخَرينَ، تَكْتَسِبوا حُبَّهُمْ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (اگر به دیگران احترام بگذارید، محبتشان را کسب می‌کنید)؛ و آیهٔ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ\text{وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (طلاق: ۳) که نشان می‌دهد جوابِ شرط گاهی جملهٔ اسمیه است و با «فَ» آغاز می‌شود.

نکتهٔ ترجمه‌ایِ مهم: وقتی هر دو فعل ماضی باشند، جمله را می‌توان هم با مضارعِ التزامی و هم با ماضیِ اخباری ترجمه کرد — مثلاً مَنْ فَكَّرَ قَبْلَ الْكَلامِ، قَلَّ خَطَؤُهُ\text{مَنْ فَكَّرَ قَبْلَ الْكَلامِ، قَلَّ خَطَؤُهُ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین را می‌توان «هرکس پیش از سخن بیندیشد، خطایش کم می‌شود» یا «هرکس اندیشید، خطایش کم شد» ترجمه کرد؛ اما وقتی فعلِ شرط مضارع باشد، فقط مضارعِ التزامی صحیح است.

بخشِ واژگان، افعالِ ناقص را برجسته می‌کند: طارَ/يَطيرُ\text{طارَ/يَطيرُ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (پرواز کرد، ناقصِ واوی)، دَری/يَدْري\text{دَری/يَدْري}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (دانست، ناقصِ یایی و معادلِ عَلِمَ\text{عَلِمَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین)، صادَ/يَصيدُ\text{صادَ/يَصيدُ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (شکار کرد)؛ و اسم‌هایِ کلیدی مانندِ جَناح\text{جَناح}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (بال، جمع أَجْنِحَة\text{أَجْنِحَة}ادامهٔ فرمول را افقی ببین)، مِنْقار\text{مِنْقار}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (نوک، جمع مَناقير\text{مَناقير}ادامهٔ فرمول را افقی ببین)، و حَيَّة\text{حَيَّة}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (مار، مترادفِ ثُعْبان\text{ثُعْبان}ادامهٔ فرمول را افقی ببین). درس با حدیثِ امام علی(ع) — مَنْ سَأَلَ في صِغَرِهِ، أَجابَ في كِبَرِهِ\text{مَنْ سَأَلَ في صِغَرِهِ، أَجابَ في كِبَرِهِ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (هرکس در خردسالی بپرسد، در بزرگسالی پاسخ می‌دهد؛ یادآورِ اهمیتِ یادگیری در کودکی) — و آیهٔ إنْ تَنْصُروا اللهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ\text{إنْ تَنْصُروا اللهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (محمد: ۷) به پایان می‌رسد.

سؤال تستی

۱۰ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. الطّائِرُ الطَّنّانُ أَصْغَرُ طائِرٍ عَلَی الْأَرْضِ، وَ هُوَ یَطیرُ فی کُلِّ الِاتِّجاهاتِ لِأَنَّ جَناحَیْهِ یَخْفِقانِ ثَمانینَ مَرَّةً فی الثّانِیَةِ.

  • مرغ مگس‌خوار کوچک‌ترین پرندهٔ روی زمین است و به همهٔ جهت‌ها پرواز می‌کند، زیرا دو بالش هشتاد بار در ثانیه می‌زنند.
  • مرغ مگس‌خوار کوچک‌ترین پرندهٔ روی زمین است، اما به همهٔ جهت‌ها پرواز نمی‌کند چون دو بالش هشتاد بار در روز می‌زنند.
  • مرغ مگس‌خوار بزرگ‌ترین پرندهٔ روی زمین است و به همهٔ جهت‌ها پرواز می‌کند زیرا دو بالش هشتاد بار در ثانیه می‌زنند.
  • مرغ مگس‌خوار کوچک‌ترین پرنده روی زمین است و به یک جهت پرواز می‌کند، هرچند دو بالش هشتاد بار در ثانیه می‌زنند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) ترجمهٔ درست باید هر دو بخش جمله را با رابطهٔ علّیِ «لأنّ» (زیرا) حفظ کند: «أصغر» (کوچک‌ترین) و «کلّ الاتّجاهات» (همهٔ جهت‌ها) و «ثمانین مرّةً فی الثانیة» (هشتاد بار در ثانیه). ب) «مرغ مگس‌خوار کوچک‌ترین... اما به همهٔ جهت‌ها پرواز نمی‌کند...» رد می‌شود چون «لِأَنَّ» رابطهٔ علّی مثبت است، نه تقابل، و همچنین واحدِ زمانی را از «ثانیه» به «روز» تغییر داده که با جملهٔ عربیِ بالا نمی‌خواند. «مرغ مگس‌خوار بزرگ‌ترین پرندهٔ روی زمین است...» رد می‌شود چون «أَصْغَر» اسم تفضیل از «صغیر» (کوچک) است نه «بزرگ». «... و به یک جهت پرواز می‌کند...» رد می‌شود چون همان جملهٔ عربی صریحاً «کُلِّ الاتّجاهات» (همهٔ جهت‌ها) را می‌گوید، نه یک جهت. ج) تلهٔ تستی: اسم تفضیلِ «أَصْغَر» را با ریشهٔ «صغیر» (کوچک) اشتباه نگیرید و آن را «بزرگ‌ترین» ترجمه نکنید؛ همچنین به رابطهٔ علّیِ «لأنّ» دقت کنید که با «اما»/«هرچند» جایگزین‌نشدنی است.

2. سُمِّیَ الطّائِرُ الطَّنّانُ بِهذَا الِاسْمِ لِأَنَّهُ یُحْدِثُ طَنیناً بِسَبَبِ سُرْعَةِ حَرَکَةِ جَناحَیْهِ، حَتّی إِنَّ أَجْنِحَتَهُ لا تُری.

  • مرغ مگس‌خوار به این نام نامیده شد زیرا هنگام خواندن صدای وزوز تولید می‌کند، هرچند بال‌هایش دیده می‌شود.
  • مرغ مگس‌خوار را به این نام خواندند چون به سبب سرعتِ حرکت دُمش صدای وزوز تولید می‌کند، تا جایی که بال‌هایش دیده نمی‌شود.
  • مرغ مگس‌خوار به این نام نامیده شد چون به سبب کندیِ حرکت بال‌هایش صدایی تولید نمی‌کند، تا جایی که بال‌هایش دیده می‌شود.
  • مرغ مگس‌خوار به این نام نامیده شد زیرا به سبب سرعتِ حرکت دو بالش، صدای وزوز تولید می‌کند، تا جایی که بال‌هایش دیده نمی‌شود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) ترجمهٔ درست باید علّتِ نام‌گذاری (سرعتِ حرکتِ دو بال ← صدای وزوز) و نتیجهٔ آن (دیده‌نشدنِ بال‌ها) را با هم بیاورد. ب) گزینهٔ «به سبب کندیِ حرکت... دیده می‌شود» رد می‌شود چون «سُرْعَة» یعنی سرعت نه کندی، و نتیجه هم برعکس شده. «هنگام خواندن... هرچند بال‌هایش دیده می‌شود» رد می‌شود چون منشأ صدا طبقِ همان جملهٔ عربی «سرعت حرکت جناحین» است نه خواندن، و نتیجه هم وارونه شده. «به سبب سرعت حرکت دُمش...» رد می‌شود چون «جَناحَیْهِ» یعنی «دو بالش» است نه دُمش. ج) تلهٔ تستی: «حَتّی إِنَّ» در اینجا نشانهٔ نتیجه‌گیری است (تا جایی که/به‌طوری‌که)، و باید با فعل منفیِ «لا تُری» (دیده نمی‌شود) درست ترکیب شود؛ دام رایج، مثبت‌کردنِ این فعل منفی است.

3. یَخْفِقُ جَناحا الطّائِرِ الطَّنّانِ ثَمانینَ مَرَّةً فی الثّانِیَةِ، وَ لِذلِکَ لا یَقْدِرُ أَحَدٌ عَلَی رُؤْیَةِ حَرَکَتِهِما بِوُضوحٍ.

  • یک بال مرغ مگس‌خوار هشتاد بار در ثانیه می‌زند، بنابراین هیچ‌کس نمی‌تواند حرکتش را به‌روشنی ببیند.
  • دو بال مرغ مگس‌خوار هشتاد بار در دقیقه می‌زنند، بنابراین هیچ‌کس نمی‌تواند حرکتشان را به‌روشنی ببیند.
  • دو بال مرغ مگس‌خوار هشتاد بار در ثانیه می‌زنند، اما هرکسی می‌تواند حرکتشان را به‌روشنی ببیند.
  • دو بال مرغ مگس‌خوار هشتاد بار در ثانیه می‌زنند، بنابراین هیچ‌کس نمی‌تواند حرکتشان را به‌روشنی ببیند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینهٔ درست باید «ثمانین مرّةً فی الثانیة» را دقیقاً «هشتاد بار در ثانیه» ترجمه کند و رابطهٔ نتیجه («لِذلِکَ» = بنابراین) را با نفیِ توانایی دیدن («لا یقدر أحدٌ») حفظ کند. ب) «... هشتاد بار در دقیقه...» رد می‌شود چون واحدِ زمانیِ همان جملهٔ عربی «الثّانِیَة» (ثانیه) است نه دقیقه. «... اما هرکسی می‌تواند... ببیند» رد می‌شود چون فعل «لا یَقْدِرُ» منفی است و با «لِذلِکَ» (نتیجه) می‌آید، نه تقابل. «یک بال...» رد می‌شود چون «جَناحا» تثنیه (دو بال) است، نه مفرد. ج) تلهٔ تستی: علامتِ تثنیهٔ «جَناحا» (الف مقصوره‌ی تثنیه) را با مفرد اشتباه نگیرید؛ همچنین «لِذلِکَ» رابطهٔ سببی-نتیجه‌ای می‌سازد که با جملهٔ منفی هماهنگ است.

4. لا یَطیرُ الطّائِرُ الطَّنّانُ فی اتِّجاهٍ واحِدٍ فَقَطْ، بَلْ یَسْتَطیعُ أَنْ یَطیرَ إِلَی الْأَعْلی وَ الْأَسْفَلِ وَ الْیَمینِ وَ الشِّمالِ.

  • مرغ مگس‌خوار فقط در یک جهت پرواز نمی‌کند، بلکه می‌تواند به بالا و پایین و راست و چپ پرواز کند.
  • مرغ مگس‌خوار فقط در یک جهت پرواز نمی‌کند، بلکه می‌تواند فقط به بالا و پایین پرواز کند.
  • مرغ مگس‌خوار فقط در یک جهت پرواز نمی‌کند، بلکه می‌تواند به پایین و چپ و راست بخزد.
  • مرغ مگس‌خوار فقط در یک جهت پرواز می‌کند، بلکه می‌تواند به بالا و پایین و راست و چپ پرواز کند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) ساختارِ «لا... فَقَطْ، بَلْ...» یعنی «فقط... نمی‌کند/نیست، بلکه...» و باید هر چهار جهتِ ذکرشده (أعلی/أسفل/یمین/شمال) عیناً بیایند. ب) «مرغ مگس‌خوار فقط در یک جهت پرواز می‌کند، بلکه می‌تواند به بالا و پایین و راست و چپ پرواز کند.» رد می‌شود چون «لا یَطیرُ... فَقَطْ» را مثبت (فقط پرواز می‌کند) ترجمه کرده، درحالی‌که نفی است. «مرغ مگس‌خوار فقط در یک جهت پرواز نمی‌کند، بلکه می‌تواند فقط به بالا و پایین پرواز کند.» رد می‌شود چون فقط دو جهت (بالا و پایین) را آورده و «یمین و شمال» را حذف کرده. «مرغ مگس‌خوار فقط در یک جهت پرواز نمی‌کند، بلکه می‌تواند به پایین و چپ و راست بخزد.» رد می‌شود چون فعل «یَطیرَ» (پرواز کردن) را به «بخزد» تغییر داده که معنای متفاوتی دارد. ج) تلهٔ تستی: ساختار «لا... فقط، بل» یک نفیِ محدودکننده است؛ حذفِ «فقط» یا مثبت‌کردنِ فعل اول، معنای جمله را کاملاً وارونه می‌کند.

5. طولُ الطّائِرِ الطَّنّانِ خَمْسَةُ سَنْتیمِتْراتٍ فَقَطْ، وَ مَعَ ذلِکَ یُعَدُّ مِنْ أَسْرَعِ الطُّیورِ حَرَکَةً.

  • وزن مرغ مگس‌خوار فقط پنج سانتی‌متر است و با این‌حال از سریع‌ترین پرندگان از نظر حرکت به‌شمار می‌رود.
  • طول مرغ مگس‌خوار فقط پنج سانتی‌متر است و با این‌حال از سریع‌ترین پرندگان از نظر حرکت به‌شمار می‌رود.
  • طول مرغ مگس‌خوار فقط پنج سانتی‌متر است و به همین دلیل از کندترین پرندگان از نظر حرکت است.
  • طول مرغ مگس‌خوار پنجاه سانتی‌متر است و با این‌حال از سریع‌ترین پرندگان از نظر حرکت به‌شمار می‌رود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «مَعَ ذلِکَ» یعنی «با این‌حال/با وجود این» و رابطهٔ تقابل بین کوچکیِ اندازه و سرعتِ بالا را می‌سازد؛ «أَسْرَع» اسم تفضیل از «سریع» است. ب) «طول مرغ مگس‌خوار فقط پنج سانتی‌متر است و به همین دلیل از کندترین پرندگان از نظر حرکت است.» رد می‌شود چون «مَعَ ذلِکَ» را به رابطهٔ سببی («به همین دلیل») تبدیل کرده و «أَسْرَع» (سریع‌ترین) را به «کندترین» برگردانده. «طول مرغ مگس‌خوار پنجاه سانتی‌متر است و با این‌حال از سریع‌ترین پرندگان از نظر حرکت به‌شمار می‌رود.» رد می‌شود چون عددِ «خَمْسَة» (پنج) را به «پنجاه» تغییر داده. «وزن مرغ مگس‌خوار فقط پنج سانتی‌متر است و با این‌حال از سریع‌ترین پرندگان از نظر حرکت به‌شمار می‌رود.» رد می‌شود چون «طول» را به «وزن» تغییر داده، درحالی‌که واحدِ سانتی‌متر با طول سازگار است نه وزن. ج) تلهٔ تستی: «مَعَ ذلِکَ» را با ادات سببی اشتباه نگیرید؛ همیشه رابطهٔ تقابل/استدراک را می‌سازد.

6. بَعْدَ أَنْ یَتَناوَلَ التِّمْساحُ طَعامَهُ، یَسْتَریحُ عَلَی الشّاطِئِ وَ یَفْتَحُ فَمَهُ لِیَدْخُلَ طائِرُ الزَّقْزاقِ فیهِ.

  • پیش از آنکه تمساح غذایش را بخورد، روی ساحل استراحت می‌کند و دهانش را می‌بندد تا پرندهٔ زقزاق وارد آن شود.
  • پس از آنکه تمساح غذایش را می‌خورد، در آب استراحت می‌کند و دهانش را باز می‌کند تا پرندهٔ زقزاق وارد آن شود.
  • پس از آنکه تمساح غذایش را می‌خورد، روی ساحل استراحت می‌کند و دهانش را باز می‌کند تا خودش وارد آب شود.
  • پس از آنکه تمساح غذایش را می‌خورد، روی ساحل استراحت می‌کند و دهانش را باز می‌کند تا پرندهٔ زقزاق وارد آن شود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «بَعْدَ أَنْ» یعنی «پس از آنکه»، «یَسْتَریحُ عَلَی الشّاطِئِ» یعنی «روی ساحل استراحت می‌کند»، و غایتِ «لِیَدْخُلَ طائِرُ الزَّقْزاقِ فیهِ» یعنی «تا پرندهٔ زقزاق وارد آن [دهان] شود». ب) «پیش از آنکه تمساح غذایش را بخورد، روی ساحل استراحت می‌کند و دهانش را می‌بندد تا پرندهٔ زقزاق وارد آن شود.» رد می‌شود چون «بَعْدَ أَنْ» (پس از آنکه) را به «پیش از آنکه» و فعل «یَفْتَحُ» (باز می‌کند) را به «می‌بندد» تغییر داده. «پس از آنکه تمساح غذایش را می‌خورد، در آب استراحت می‌کند و دهانش را باز می‌کند تا پرندهٔ زقزاق وارد آن شود.» رد می‌شود چون «عَلَی الشّاطِئِ» (روی ساحل) را به «در آب» تغییر داده که با محل استراحت تمساح نمی‌خواند. «پس از آنکه تمساح غذایش را می‌خورد، روی ساحل استراحت می‌کند و دهانش را باز می‌کند تا خودش وارد آب شود.» رد می‌شود چون فاعلِ ورود را از «طائِر الزَّقْزاق» به «خودش» (تمساح) تغییر داده. ج) تلهٔ تستی: حرف «بَعْدَ» (پس از) را با «قَبْلَ» (پیش از) اشتباه نگیرید؛ این دو نقطهٔ مقابل هم‌اند و در بسیاری از تست‌ها جابه‌جا می‌شوند.

7. یَدْخُلُ طائِرٌ صَغیرٌ اسْمُهُ الزَّقْزاقُ فَمَ التِّمْساحِ وَ یَنْقُرُ بَقایا الطَّعامِ العالِقَةَ بَیْنَ أَسْنانِهِ.

  • پرنده‌ای کوچک به نام زقزاق وارد دهان تمساح می‌شود و بقایای غذای چسبیده بین دندان‌هایش را نوک می‌زند.
  • پرنده‌ای کوچک به نام زقزاق وارد دهان تمساح می‌شود و خودِ دندان‌هایش را نوک می‌زند.
  • پرنده‌ای کوچک به نام زقزاق از دهان تمساح بیرون می‌آید و بقایای غذای چسبیده بین دندان‌هایش را نوک می‌زند.
  • پرنده‌ای بزرگ به نام زقزاق وارد دهان تمساح می‌شود و بقایای غذای چسبیده بین دندان‌هایش را نوک می‌زند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «طائِرٌ صَغیرٌ» یعنی «پرنده‌ای کوچک»، «یَدْخُلُ» یعنی «وارد می‌شود»، و مفعولِ «یَنْقُرُ» همان «بَقایا الطَّعامِ العالِقَةَ» (بقایای غذای چسبیده) است، نه خودِ دندان‌ها. ب) «پرنده‌ای بزرگ به نام زقزاق وارد دهان تمساح می‌شود و بقایای غذای چسبیده بین دندان‌هایش را نوک می‌زند.» رد می‌شود چون «صَغیرٌ» (کوچک) را به «بزرگ» برگردانده. «پرنده‌ای کوچک به نام زقزاق وارد دهان تمساح می‌شود و خودِ دندان‌هایش را نوک می‌زند.» رد می‌شود چون مفعولِ نوک‌زدن را از «بقایای غذا» به «خودِ دندان‌ها» تغییر داده. «پرنده‌ای کوچک به نام زقزاق از دهان تمساح بیرون می‌آید و بقایای غذای چسبیده بین دندان‌هایش را نوک می‌زند.» رد می‌شود چون فعل «یَدْخُلُ» (وارد می‌شود) را به «بیرون می‌آید» برگردانده. ج) تلهٔ تستی: مفعولِ «یَنْقُرُ» را با «أَسْنان» (دندان‌ها) که مضاف‌الیه است اشتباه نگیرید؛ آنچه نوک زده می‌شود «بَقایا الطَّعامِ» است، دندان‌ها فقط محلِ چسبیدنِ بقایاست.

8. لَوْلا طائِرُ الزَّقْزاقِ، لَبَقِیَتْ بَقایا الطَّعامِ عالِقَةً بَیْنَ أَسْنانِ التِّمْساحِ.

  • اگر پرندهٔ زقزاق بود، بقایای غذا بین دندان‌های تمساح باقی می‌ماند.
  • اگر تمساح نبود، بقایای غذا بین دندان‌های پرندهٔ زقزاق باقی می‌ماند.
  • اگر پرندهٔ زقزاق نبود، بقایای غذا بین دندان‌های تمساح باقی نمی‌ماند.
  • اگر پرندهٔ زقزاق نبود، بقایای غذا بین دندان‌های تمساح باقی می‌ماند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «لَوْلا» ادات امتناعیه به معنای «اگر ... نبود» است و جوابش («لَبَقِیَتْ») نتیجهٔ فرضیِ نبودِ آن چیز را نشان می‌دهد؛ پس معنا: چون زقزاق هست، بقایا باقی نمی‌ماند؛ اگر نبود، باقی می‌ماند. ب) «اگر پرندهٔ زقزاق نبود، بقایای غذا بین دندان‌های تمساح باقی نمی‌ماند.» رد می‌شود چون نتیجه را منفی کرده، درحالی‌که «لَبَقِیَتْ» مثبت است. «اگر پرندهٔ زقزاق بود، بقایای غذا بین دندان‌های تمساح باقی می‌ماند.» رد می‌شود چون «لَوْلا» (اگر نبود) را به شرطِ اثباتی (اگر بود) برگردانده. «اگر تمساح نبود، بقایای غذا بین دندان‌های پرندهٔ زقزاق باقی می‌ماند.» رد می‌شود چون فاعلِ نبودن را از «طائِر الزَّقْزاق» به «التِّمْساح» تغییر داده. ج) تلهٔ تستی: «لَوْلا + اسم مرفوع» همیشه به معنای «اگر ... نبود/نمی‌بود» است، نه «اگر ... بود»؛ این ادات با جملهٔ شرطیِ معمولی (إنْ/إذا) فرق دارد و در پاسخنامه باید دقیق شود.

9. یَقْفِزُ السَّمَکُ الطّائِرُ مِنَ الْماءِ بِحَرَکَةٍ قَوِیَّةٍ مِنْ ذَیْلِهِ، ثُمَّ یَسْتَخْدِمُ زَعانِفَهُ الْکَبیرَةَ کَالْأَجْنِحَةِ لِیَطیرَ فَوْقَ سَطْحِ الْماءِ.

  • ماهی پرنده با حرکتی قوی از دُمش از آب می‌پرد، سپس باله‌های بزرگش را مانند بال به کار می‌گیرد تا زیر سطح آب شنا کند.
  • ماهی پرنده با حرکتی قوی از باله‌هایش از آب می‌پرد، سپس دُمِ بزرگش را مانند بال به کار می‌گیرد تا بالای سطح آب پرواز کند.
  • ماهی پرنده با حرکتی قوی از دُمش از آب می‌پرد، سپس باله‌های بزرگش را مانند بال به کار می‌گیرد تا بالای سطح آب پرواز کند.
  • ماهی پرنده با حرکتی ضعیف از دُمش از آب می‌پرد، سپس باله‌های کوچکش را مانند بال به کار می‌گیرد تا بالای سطح آب پرواز کند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) ترتیبِ درست: پرش با «حَرَکَةٍ قَوِیَّةٍ مِنْ ذَیْلِهِ» (حرکت قویِ دُم) ← استفاده از «زَعانِفَهُ الْکَبیرَةَ» (باله‌های بزرگ) مانند بال ← پرواز «فَوْقَ سَطْحِ الْماءِ» (بالای سطح آب). ب) «ماهی پرنده با حرکتی ضعیف از دُمش از آب می‌پرد، سپس باله‌های کوچکش را مانند بال به کار می‌گیرد تا بالای سطح آب پرواز کند.» رد می‌شود چون «قَوِیَّةٍ» (قوی) و «الْکَبیرَةَ» (بزرگ) را به ضدشان برگردانده. «ماهی پرنده با حرکتی قوی از دُمش از آب می‌پرد، سپس باله‌های بزرگش را مانند بال به کار می‌گیرد تا زیر سطح آب شنا کند.» رد می‌شود چون «فَوْقَ سَطْحِ الْماءِ» (بالای سطح آب) را به «زیر سطح آب» تغییر داده. «ماهی پرنده با حرکتی قوی از باله‌هایش از آب می‌پرد، سپس دُمِ بزرگش را مانند بال به کار می‌گیرد تا بالای سطح آب پرواز کند.» رد می‌شود چون نقشِ «ذَیْل» (دُم) و «زَعانِف» (باله‌ها) را با هم عوض کرده. ج) تلهٔ تستی: در این جمله دو عضو با دو نقش متفاوت‌اند — دُم برای پرش، باله برای پرواز — و جابه‌جاییِ نقش این دو رایج‌ترین دام ترجمه است.

10. لَوْ لَمْ تَکُنْ لِلسَّمَکِ الطّائِرِ زَعانِفُ کَبیرَةٌ، لَما اسْتَطاعَ أَنْ یَطیرَ فَوْقَ سَطْحِ الْماءِ.

  • اگر ماهی پرنده باله‌های بزرگ نداشت، نمی‌توانست بالای سطح آب پرواز کند.
  • اگر ماهی پرنده باله‌های بزرگ داشت، نمی‌توانست بالای سطح آب پرواز کند.
  • اگر ماهی پرنده باله‌های بزرگ نداشت، می‌توانست بالای سطح آب پرواز کند.
  • اگر ماهی پرنده دُمِ بزرگ نداشت، نمی‌توانست بالای سطح آب پرواز کند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) ساختارِ «لَوْ لَمْ تَکُنْ... لَما اسْتَطاعَ...» یعنی «اگر ... نداشت/نبود، نمی‌توانست ...» و رابطهٔ شرطیِ امتناعیِ منفی-منفی را می‌سازد. ب) «اگر ماهی پرنده باله‌های بزرگ داشت، نمی‌توانست بالای سطح آب پرواز کند.» رد می‌شود چون شرط را از منفی (نداشتن) به مثبت (داشتن) تغییر داده. «اگر ماهی پرنده باله‌های بزرگ نداشت، می‌توانست بالای سطح آب پرواز کند.» رد می‌شود چون جواب شرط را از منفی (نمی‌توانست) به مثبت (می‌توانست) برگردانده. «اگر ماهی پرنده دُمِ بزرگ نداشت، نمی‌توانست بالای سطح آب پرواز کند.» رد می‌شود چون موضوعِ شرط را از «زَعانِف» (باله‌ها) به «دُم» تغییر داده. ج) تلهٔ تستی: در جملهٔ شرطیِ امتناعیِ «لَوْ لَمْ ... لَما ...»، هر دو طرف باید منفی بمانند؛ مثبت‌کردنِ فقط یکی از دو طرف، معنای جمله را کاملاً واژگون می‌کند.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. حدیثِ نبوی: «تَفَكَّروا في الخَلقِ وَ لا تَفَكَّروا في الخالِقِ.» الف) حدیث را ترجمه کنید. ب) «تَفَكَّروا» در دو جزء حدیث چه نوع فعلی است؟ چرا یکی امر و دیگری نهی است با آنکه ظاهرِ فعل یکسان است؟ باب و صیغه را بنویسید. ج) «الخَلق» و «الخالِق» از نظرِ نوع کلمه چه فرقی دارند و پیام حدیث را چگونه تحلیل می‌کنید؟

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) در آفرینش بیندیشید و در [ذات] آفریننده نیندیشید.
ب) هر دو بابِ تفعُّل و جمعِ مذکرِ مخاطب (صیغهٔ ۹)اند. در جزءِ اول بدونِ «لا» امر است و در جزءِ دوم «لا» ی ناهیه نهی می‌سازد؛ شکلِ ظاهرِ فعل یکسان است چون نهی = لا + مضارعِ مجزوم و «تَفَكَّروا» حذفِ نون شده است. تفاوت فقط در حرفِ «لا» است.
ج) «الخَلق» مصدر/اسم (آفرینش) و «الخالِق» اسم فاعل از «خَلَقَ» (آفریننده). پیام: به نظام آفرینش بیندیشید ولی از اندیشیدن در ذاتِ خدا که فراتر از درکِ بشر است بپرهیزید.
معیارِ پذیرش: ترجمه، تفاوتِ امر و نهی با باب و صیغه، تفاوتِ مصدر و اسم فاعل و پیام.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 2 — درس 3» — بخشِ «حدیث آغازین»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: امر و نهی در ظاهر یکی‌اند؛ «لا» نهی را می‌سازد.

۲. عبارت: «هُوَ أَصغَرُ طائِرٍ عَلَی الأَرضِ، طولُهُ خَمسَةُ سَنتيمِتراتٍ، وَ سُمِّيَ طَنّاناً لِأَنَّهُ يُحدِثُ طَنيناً بِسَبَبِ سُرعَةِ حَرَكَةِ جَناحَيهِ.» الف) عبارت را ترجمه کنید. ب) «أَصغَرُ طائِرٍ» را از نظر نوع و معنا تحلیل کنید و بگویید «خَمسَةُ» چرا با «ة» است. ج) «سُمِّيَ» را از نظر معلوم/مجهول و باب بررسی کنید؛ «طَنّان» چه وزنی و «يُحدِثُ» چه بابی است؟ «جَناحَيهِ» از نظر عدد و اعراب چیست؟

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) این کوچک‌ترین پرنده روی زمین است، طولش پنج سانتی‌متر است، و «طنّان» نامیده شد زیرا به‌سببِ سرعتِ حرکتِ دو بالش صدایی زنگ‌مانند تولید می‌کند.
ب) «أَصغَرُ» اسم تفضیل و مضاف است و «طائِرٍ» مضافٌ‌الیه؛ ترکیب «کوچک‌ترین پرنده». «خَمسَةُ» با «ة» است چون معدود (سَنتيمِتر) مذکر است و عددِ ۳ تا ۱۰ مخالف معدود می‌آید.
ج) «سُمِّيَ» ماضیِ مجهول از تفعیل (سَمّى: حرف اول مضموم و ماقبلِ آخر مکسور)؛ نائب فاعل ضمیر مستتر. «طَنّان» وزنِ فَعّال (مبالغه)، «يُحدِثُ» بابِ إفعال. «جَناحَيهِ» مثنایِ مجرور (جناحَين) به «سُرعَة...» مضاف، علامت جر «يَ» و نون حذف‌شده برای اضافه.
معیارِ پذیرش: ترجمه، تفضیلِ مضاف و دلیل «ة»، مجهول و وزن و باب و مثنی.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 2 — درس 3» — بخشِ «۱. الطّائِرُ الطَّنّانُ (مرغ مگس‌خوار)»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: اسم تفضیل مضاف ← «ترین»؛ مجهولِ ماضی: ضمه + کسره.

۳. جمله‌ها: «بَعدَ أَن يَتَناوَلَ طَعامَهُ، يَستَريحُ عَلَی الشّاطِئِ» و «يَقفِزُ السَّمَكُ مِنَ الماءِ بِحَرَكَةٍ مِن ذَيلِهِ القَوِيِّ وَ يَطيرُ فَوقَ سَطحِ الماءِ». الف) هر دو را ترجمه کنید. ب) «يَتَناوَلَ» و «يَستَريحُ» را از نظر باب و دلیلِ اعرابشان (منصوب یا مرفوع) بررسی کنید. ج) «يَطيرُ» از چه نوع فعلی است و ماضی/مصدرش چیست؟ «ذَيل» مترادفِ کدام کلمه است و «القَوِيِّ» چرا مجرور است؟

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) پس از آنکه غذایش را می‌خورد، روی ساحل استراحت می‌کند؛ ماهی با حرکتی از دم قوی‌اش از آب می‌پرد و بالای سطح آب پرواز می‌کند.
ب) «يَتَناوَلَ»: بابِ تفاعل (تَناوَلَ)، منصوب چون پس از «أَن» آمده؛ «يَستَريحُ»: بابِ استفعال (اِستَراحَ)، مرفوع چون فعل مضارعِ بدونِ ناصب و جازم است.
ج) «يَطيرُ» فعل اجوف یایی؛ ماضی: طارَ؛ مصدر: طَيَران. «ذَيل» مترادف «ذَنَب» (دم). «القَوِيِّ» صفتِ «ذَيلِهِ» است و چون موصوف مجرور (به حرف جر «مِن») است، صفت هم مجرور شده.
معیارِ پذیرش: دو ترجمه، دو باب با دلیل اعراب، نوع فعل و ماضی و ترادف و دلیل جر.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 2 — درس 3» — بخشِ «۲. التِّمْساحُ (تمساح)» و بخشِ «۳. السَّمَکُ الطّائِرُ (ماهی پرنده)»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: پس از «أَن» مضارع منصوب است؛ طار ← يَطيرُ اجوف یایی.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان