پرش به محتوای اصلی

03_درس سوم (عربی 2)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس سوم عربی ۲: عَجائِبُ الْمَخْلوقات و اُسلوبُ الشَّرط

درس با حدیثِ پیامبر(ص) آغاز می‌شود: تَفَكَّروا فِي الْخَلْقِ وَ لا تَفَكَّروا فِي الْخالِقِ\text{تَفَكَّروا فِي الْخَلْقِ وَ لا تَفَكَّروا فِي الْخالِقِ} — «در آفرینش بیندیشید و در [ذاتِ] آفریننده نیندیشید» — که دعوت به تأملِ عقلانی در شگفتی‌هایِ طبیعت است، نه در حقیقتی که فراتر از درکِ بشری است.

متن شش شگفتیِ جانوری را معرفی می‌کند: مرغِ مگس‌خوار (الطّائرُ الطّنّان)، کوچک‌ترین پرندهٔ زمین با طولِ پنج سانتی‌متر، که بال‌هایش ۸۰ بار در ثانیه می‌زند و به همین دلیل دیده نمی‌شود و صدایِ وزوز تولید می‌کند. تمساح که پس از خوردنِ غذا روی ساحل استراحت می‌کند و دهانش را باز می‌گذارد تا پرنده‌ای به نامِ زَقْزاق وارد دهانش شود و بقایایِ غذا را با نوک تمیز کند — نمونه‌ای از همزیستی (symbiosis). ماهیِ پرنده که با حرکتِ دمِ قوی‌اش از آب می‌پرد و تا ۴۵ ثانیه بالایِ سطحِ آب پرواز می‌کند تا از دشمنانش فرار کند. دارکوب که تنهٔ درخت را دستِ‌کم ده بار در ثانیه نوک می‌زند، و بافتی ضربه‌گیر و زبانی که دورِ جمجمه‌اش می‌چرخد مانندِ کمربندِ ایمنی از مغزش محافظت می‌کند. سنجابِ پرنده که پرده‌ای شبیهِ چتر دارد و با آن بیش از ۱۵۰ قدم در یک پرش می‌جهد. و مارِ صحرا که دمش را در ماسه پنهان می‌کند، مانندِ عصا می‌ایستد، و در گرمایِ نیمروز پرنده‌ای را که رویش می‌نشیند شکار می‌کند.

قاعدهٔ اصلیِ درس اُسلوبُ الشَّرط (جملهٔ شرطی) است، با ساختارِ اداةُ الشرط + فعلُ الشرط + جوابُ الشرط. ادواتِ اصلی: مَنْ\text{مَنْ} (هرکس، برایِ انسان)، ما\text{ما} (هرچه، برایِ غیرِعاقل)، إنْ\text{إنْ} (اگر، شرطِ عمومی) و إذا\text{إذا} (هرگاه، شرط با احتمالِ بیشتر). نمونه‌ها: مَنْ يُفَكِّرْ قَبْلَ الْكَلامِ، يَسْلَمْ مِنَ الْخَطَأِ غالِباً\text{مَنْ يُفَكِّرْ قَبْلَ الْكَلامِ، يَسْلَمْ مِنَ الْخَطَأِ غالِباً} (هرکس پیش از سخن بیندیشد، غالباً از خطا در امان می‌ماند)؛ ما تَزْرَعْ فِي الدُّنْيا، تَحْصُدْ فِي الْآخِرَةِ\text{ما تَزْرَعْ فِي الدُّنْيا، تَحْصُدْ فِي الْآخِرَةِ} (هرچه در دنیا بکاری، در آخرت درو می‌کنی)؛ إنْ تَحْتَرِموا الْآخَرينَ، تَكْتَسِبوا حُبَّهُمْ\text{إنْ تَحْتَرِموا الْآخَرينَ، تَكْتَسِبوا حُبَّهُمْ} (اگر به دیگران احترام بگذارید، محبتشان را کسب می‌کنید)؛ و آیهٔ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ\text{وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ} (طلاق: ۳) که نشان می‌دهد جوابِ شرط گاهی جملهٔ اسمیه است و با «فَ» آغاز می‌شود.

نکتهٔ ترجمه‌ایِ مهم: وقتی هر دو فعل ماضی باشند، جمله را می‌توان هم با مضارعِ التزامی و هم با ماضیِ اخباری ترجمه کرد — مثلاً مَنْ فَكَّرَ قَبْلَ الْكَلامِ، قَلَّ خَطَؤُهُ\text{مَنْ فَكَّرَ قَبْلَ الْكَلامِ، قَلَّ خَطَؤُهُ} را می‌توان «هرکس پیش از سخن بیندیشد، خطایش کم می‌شود» یا «هرکس اندیشید، خطایش کم شد» ترجمه کرد؛ اما وقتی فعلِ شرط مضارع باشد، فقط مضارعِ التزامی صحیح است.

بخشِ واژگان، افعالِ ناقص را برجسته می‌کند: طارَ/يَطيرُ\text{طارَ/يَطيرُ} (پرواز کرد، ناقصِ واوی)، دَری/يَدْري\text{دَری/يَدْري} (دانست، ناقصِ یایی و معادلِ عَلِمَ\text{عَلِمَ}صادَ/يَصيدُ\text{صادَ/يَصيدُ} (شکار کرد)؛ و اسم‌هایِ کلیدی مانندِ جَناح\text{جَناح} (بال، جمع أَجْنِحَة\text{أَجْنِحَة}مِنْقار\text{مِنْقار} (نوک، جمع مَناقير\text{مَناقير})، و حَيَّة\text{حَيَّة} (مار، مترادفِ ثُعْبان\text{ثُعْبان}). درس با حدیثِ امام علی(ع) — مَنْ سَأَلَ في صِغَرِهِ، أَجابَ في كِبَرِهِ\text{مَنْ سَأَلَ في صِغَرِهِ، أَجابَ في كِبَرِهِ} (هرکس در خردسالی بپرسد، در بزرگسالی پاسخ می‌دهد؛ یادآورِ اهمیتِ یادگیری در کودکی) — و آیهٔ إنْ تَنْصُروا اللهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ\text{إنْ تَنْصُروا اللهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ} (محمد: ۷) به پایان می‌رسد.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. الطّائِرُ الطَّنّانُ أَصْغَرُ طائِرٍ عَلَی الْأَرْضِ، وَ هُوَ یَطیرُ فی کُلِّ الِاتِّجاهاتِ لِأَنَّ جَناحَیْهِ یَخْفِقانِ ثَمانینَ مَرَّةً فی الثّانِیَةِ.

  • مرغ مگس‌خوار کوچک‌ترین پرندهٔ روی زمین است و به همهٔ جهت‌ها پرواز می‌کند، زیرا دو بالش هشتاد بار در ثانیه می‌زنند.
  • مرغ مگس‌خوار کوچک‌ترین پرندهٔ روی زمین است، اما به همهٔ جهت‌ها پرواز نمی‌کند چون دو بالش هشتاد بار در روز می‌زنند.
  • مرغ مگس‌خوار بزرگ‌ترین پرندهٔ روی زمین است و به همهٔ جهت‌ها پرواز می‌کند زیرا دو بالش هشتاد بار در ثانیه می‌زنند.
  • مرغ مگس‌خوار کوچک‌ترین پرنده روی زمین است و به یک جهت پرواز می‌کند، هرچند دو بالش هشتاد بار در ثانیه می‌زنند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) ترجمهٔ درست باید هر دو بخش جمله را با رابطهٔ علّیِ «لأنّ» (زیرا) حفظ کند: «أصغر» (کوچک‌ترین) و «کلّ الاتّجاهات» (همهٔ جهت‌ها) و «ثمانین مرّةً فی الثانیة» (هشتاد بار در ثانیه). ب) «مرغ مگس‌خوار کوچک‌ترین... اما به همهٔ جهت‌ها پرواز نمی‌کند...» رد می‌شود چون «لِأَنَّ» رابطهٔ علّی مثبت است، نه تقابل، و همچنین واحدِ زمانی را از «ثانیه» به «روز» تغییر داده که با جملهٔ عربیِ بالا نمی‌خواند. «مرغ مگس‌خوار بزرگ‌ترین پرندهٔ روی زمین است...» رد می‌شود چون «أَصْغَر» اسم تفضیل از «صغیر» (کوچک) است نه «بزرگ». «... و به یک جهت پرواز می‌کند...» رد می‌شود چون همان جملهٔ عربی صریحاً «کُلِّ الاتّجاهات» (همهٔ جهت‌ها) را می‌گوید، نه یک جهت. ج) تلهٔ تستی: اسم تفضیلِ «أَصْغَر» را با ریشهٔ «صغیر» (کوچک) اشتباه نگیرید و آن را «بزرگ‌ترین» ترجمه نکنید؛ همچنین به رابطهٔ علّیِ «لأنّ» دقت کنید که با «اما»/«هرچند» جایگزین‌نشدنی است.

2. سُمِّیَ الطّائِرُ الطَّنّانُ بِهذَا الِاسْمِ لِأَنَّهُ یُحْدِثُ طَنیناً بِسَبَبِ سُرْعَةِ حَرَکَةِ جَناحَیْهِ، حَتّی إِنَّ أَجْنِحَتَهُ لا تُری.

  • مرغ مگس‌خوار به این نام نامیده شد زیرا هنگام خواندن صدای وزوز تولید می‌کند، هرچند بال‌هایش دیده می‌شود.
  • مرغ مگس‌خوار را به این نام خواندند چون به سبب سرعتِ حرکت دُمش صدای وزوز تولید می‌کند، تا جایی که بال‌هایش دیده نمی‌شود.
  • مرغ مگس‌خوار به این نام نامیده شد چون به سبب کندیِ حرکت بال‌هایش صدایی تولید نمی‌کند، تا جایی که بال‌هایش دیده می‌شود.
  • مرغ مگس‌خوار به این نام نامیده شد زیرا به سبب سرعتِ حرکت دو بالش، صدای وزوز تولید می‌کند، تا جایی که بال‌هایش دیده نمی‌شود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) ترجمهٔ درست باید علّتِ نام‌گذاری (سرعتِ حرکتِ دو بال ← صدای وزوز) و نتیجهٔ آن (دیده‌نشدنِ بال‌ها) را با هم بیاورد. ب) گزینهٔ «به سبب کندیِ حرکت... دیده می‌شود» رد می‌شود چون «سُرْعَة» یعنی سرعت نه کندی، و نتیجه هم برعکس شده. «هنگام خواندن... هرچند بال‌هایش دیده می‌شود» رد می‌شود چون منشأ صدا طبقِ همان جملهٔ عربی «سرعت حرکت جناحین» است نه خواندن، و نتیجه هم وارونه شده. «به سبب سرعت حرکت دُمش...» رد می‌شود چون «جَناحَیْهِ» یعنی «دو بالش» است نه دُمش. ج) تلهٔ تستی: «حَتّی إِنَّ» در اینجا نشانهٔ نتیجه‌گیری است (تا جایی که/به‌طوری‌که)، و باید با فعل منفیِ «لا تُری» (دیده نمی‌شود) درست ترکیب شود؛ دام رایج، مثبت‌کردنِ این فعل منفی است.

3. یَخْفِقُ جَناحا الطّائِرِ الطَّنّانِ ثَمانینَ مَرَّةً فی الثّانِیَةِ، وَ لِذلِکَ لا یَقْدِرُ أَحَدٌ عَلَی رُؤْیَةِ حَرَکَتِهِما بِوُضوحٍ.

  • یک بال مرغ مگس‌خوار هشتاد بار در ثانیه می‌زند، بنابراین هیچ‌کس نمی‌تواند حرکتش را به‌روشنی ببیند.
  • دو بال مرغ مگس‌خوار هشتاد بار در دقیقه می‌زنند، بنابراین هیچ‌کس نمی‌تواند حرکتشان را به‌روشنی ببیند.
  • دو بال مرغ مگس‌خوار هشتاد بار در ثانیه می‌زنند، اما هرکسی می‌تواند حرکتشان را به‌روشنی ببیند.
  • دو بال مرغ مگس‌خوار هشتاد بار در ثانیه می‌زنند، بنابراین هیچ‌کس نمی‌تواند حرکتشان را به‌روشنی ببیند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینهٔ درست باید «ثمانین مرّةً فی الثانیة» را دقیقاً «هشتاد بار در ثانیه» ترجمه کند و رابطهٔ نتیجه («لِذلِکَ» = بنابراین) را با نفیِ توانایی دیدن («لا یقدر أحدٌ») حفظ کند. ب) «... هشتاد بار در دقیقه...» رد می‌شود چون واحدِ زمانیِ همان جملهٔ عربی «الثّانِیَة» (ثانیه) است نه دقیقه. «... اما هرکسی می‌تواند... ببیند» رد می‌شود چون فعل «لا یَقْدِرُ» منفی است و با «لِذلِکَ» (نتیجه) می‌آید، نه تقابل. «یک بال...» رد می‌شود چون «جَناحا» تثنیه (دو بال) است، نه مفرد. ج) تلهٔ تستی: علامتِ تثنیهٔ «جَناحا» (الف مقصوره‌ی تثنیه) را با مفرد اشتباه نگیرید؛ همچنین «لِذلِکَ» رابطهٔ سببی-نتیجه‌ای می‌سازد که با جملهٔ منفی هماهنگ است.

4. لا یَطیرُ الطّائِرُ الطَّنّانُ فی اتِّجاهٍ واحِدٍ فَقَطْ، بَلْ یَسْتَطیعُ أَنْ یَطیرَ إِلَی الْأَعْلی وَ الْأَسْفَلِ وَ الْیَمینِ وَ الشِّمالِ.

  • مرغ مگس‌خوار فقط در یک جهت پرواز نمی‌کند، بلکه می‌تواند به بالا و پایین و راست و چپ پرواز کند.
  • مرغ مگس‌خوار فقط در یک جهت پرواز نمی‌کند، بلکه می‌تواند فقط به بالا و پایین پرواز کند.
  • مرغ مگس‌خوار فقط در یک جهت پرواز نمی‌کند، بلکه می‌تواند به پایین و چپ و راست بخزد.
  • مرغ مگس‌خوار فقط در یک جهت پرواز می‌کند، بلکه می‌تواند به بالا و پایین و راست و چپ پرواز کند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) ساختارِ «لا... فَقَطْ، بَلْ...» یعنی «فقط... نمی‌کند/نیست، بلکه...» و باید هر چهار جهتِ ذکرشده (أعلی/أسفل/یمین/شمال) عیناً بیایند. ب) «مرغ مگس‌خوار فقط در یک جهت پرواز می‌کند، بلکه می‌تواند به بالا و پایین و راست و چپ پرواز کند.» رد می‌شود چون «لا یَطیرُ... فَقَطْ» را مثبت (فقط پرواز می‌کند) ترجمه کرده، درحالی‌که نفی است. «مرغ مگس‌خوار فقط در یک جهت پرواز نمی‌کند، بلکه می‌تواند فقط به بالا و پایین پرواز کند.» رد می‌شود چون فقط دو جهت (بالا و پایین) را آورده و «یمین و شمال» را حذف کرده. «مرغ مگس‌خوار فقط در یک جهت پرواز نمی‌کند، بلکه می‌تواند به پایین و چپ و راست بخزد.» رد می‌شود چون فعل «یَطیرَ» (پرواز کردن) را به «بخزد» تغییر داده که معنای متفاوتی دارد. ج) تلهٔ تستی: ساختار «لا... فقط، بل» یک نفیِ محدودکننده است؛ حذفِ «فقط» یا مثبت‌کردنِ فعل اول، معنای جمله را کاملاً وارونه می‌کند.

5. طولُ الطّائِرِ الطَّنّانِ خَمْسَةُ سَنْتیمِتْراتٍ فَقَطْ، وَ مَعَ ذلِکَ یُعَدُّ مِنْ أَسْرَعِ الطُّیورِ حَرَکَةً.

  • وزن مرغ مگس‌خوار فقط پنج سانتی‌متر است و با این‌حال از سریع‌ترین پرندگان از نظر حرکت به‌شمار می‌رود.
  • طول مرغ مگس‌خوار فقط پنج سانتی‌متر است و با این‌حال از سریع‌ترین پرندگان از نظر حرکت به‌شمار می‌رود.
  • طول مرغ مگس‌خوار فقط پنج سانتی‌متر است و به همین دلیل از کندترین پرندگان از نظر حرکت است.
  • طول مرغ مگس‌خوار پنجاه سانتی‌متر است و با این‌حال از سریع‌ترین پرندگان از نظر حرکت به‌شمار می‌رود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «مَعَ ذلِکَ» یعنی «با این‌حال/با وجود این» و رابطهٔ تقابل بین کوچکیِ اندازه و سرعتِ بالا را می‌سازد؛ «أَسْرَع» اسم تفضیل از «سریع» است. ب) «طول مرغ مگس‌خوار فقط پنج سانتی‌متر است و به همین دلیل از کندترین پرندگان از نظر حرکت است.» رد می‌شود چون «مَعَ ذلِکَ» را به رابطهٔ سببی («به همین دلیل») تبدیل کرده و «أَسْرَع» (سریع‌ترین) را به «کندترین» برگردانده. «طول مرغ مگس‌خوار پنجاه سانتی‌متر است و با این‌حال از سریع‌ترین پرندگان از نظر حرکت به‌شمار می‌رود.» رد می‌شود چون عددِ «خَمْسَة» (پنج) را به «پنجاه» تغییر داده. «وزن مرغ مگس‌خوار فقط پنج سانتی‌متر است و با این‌حال از سریع‌ترین پرندگان از نظر حرکت به‌شمار می‌رود.» رد می‌شود چون «طول» را به «وزن» تغییر داده، درحالی‌که واحدِ سانتی‌متر با طول سازگار است نه وزن. ج) تلهٔ تستی: «مَعَ ذلِکَ» را با ادات سببی اشتباه نگیرید؛ همیشه رابطهٔ تقابل/استدراک را می‌سازد.

6. بَعْدَ أَنْ یَتَناوَلَ التِّمْساحُ طَعامَهُ، یَسْتَریحُ عَلَی الشّاطِئِ وَ یَفْتَحُ فَمَهُ لِیَدْخُلَ طائِرُ الزَّقْزاقِ فیهِ.

  • پیش از آنکه تمساح غذایش را بخورد، روی ساحل استراحت می‌کند و دهانش را می‌بندد تا پرندهٔ زقزاق وارد آن شود.
  • پس از آنکه تمساح غذایش را می‌خورد، در آب استراحت می‌کند و دهانش را باز می‌کند تا پرندهٔ زقزاق وارد آن شود.
  • پس از آنکه تمساح غذایش را می‌خورد، روی ساحل استراحت می‌کند و دهانش را باز می‌کند تا خودش وارد آب شود.
  • پس از آنکه تمساح غذایش را می‌خورد، روی ساحل استراحت می‌کند و دهانش را باز می‌کند تا پرندهٔ زقزاق وارد آن شود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «بَعْدَ أَنْ» یعنی «پس از آنکه»، «یَسْتَریحُ عَلَی الشّاطِئِ» یعنی «روی ساحل استراحت می‌کند»، و غایتِ «لِیَدْخُلَ طائِرُ الزَّقْزاقِ فیهِ» یعنی «تا پرندهٔ زقزاق وارد آن [دهان] شود». ب) «پیش از آنکه تمساح غذایش را بخورد، روی ساحل استراحت می‌کند و دهانش را می‌بندد تا پرندهٔ زقزاق وارد آن شود.» رد می‌شود چون «بَعْدَ أَنْ» (پس از آنکه) را به «پیش از آنکه» و فعل «یَفْتَحُ» (باز می‌کند) را به «می‌بندد» تغییر داده. «پس از آنکه تمساح غذایش را می‌خورد، در آب استراحت می‌کند و دهانش را باز می‌کند تا پرندهٔ زقزاق وارد آن شود.» رد می‌شود چون «عَلَی الشّاطِئِ» (روی ساحل) را به «در آب» تغییر داده که با محل استراحت تمساح نمی‌خواند. «پس از آنکه تمساح غذایش را می‌خورد، روی ساحل استراحت می‌کند و دهانش را باز می‌کند تا خودش وارد آب شود.» رد می‌شود چون فاعلِ ورود را از «طائِر الزَّقْزاق» به «خودش» (تمساح) تغییر داده. ج) تلهٔ تستی: حرف «بَعْدَ» (پس از) را با «قَبْلَ» (پیش از) اشتباه نگیرید؛ این دو نقطهٔ مقابل هم‌اند و در بسیاری از تست‌ها جابه‌جا می‌شوند.

7. یَدْخُلُ طائِرٌ صَغیرٌ اسْمُهُ الزَّقْزاقُ فَمَ التِّمْساحِ وَ یَنْقُرُ بَقایا الطَّعامِ العالِقَةَ بَیْنَ أَسْنانِهِ.

  • پرنده‌ای کوچک به نام زقزاق وارد دهان تمساح می‌شود و بقایای غذای چسبیده بین دندان‌هایش را نوک می‌زند.
  • پرنده‌ای کوچک به نام زقزاق وارد دهان تمساح می‌شود و خودِ دندان‌هایش را نوک می‌زند.
  • پرنده‌ای کوچک به نام زقزاق از دهان تمساح بیرون می‌آید و بقایای غذای چسبیده بین دندان‌هایش را نوک می‌زند.
  • پرنده‌ای بزرگ به نام زقزاق وارد دهان تمساح می‌شود و بقایای غذای چسبیده بین دندان‌هایش را نوک می‌زند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «طائِرٌ صَغیرٌ» یعنی «پرنده‌ای کوچک»، «یَدْخُلُ» یعنی «وارد می‌شود»، و مفعولِ «یَنْقُرُ» همان «بَقایا الطَّعامِ العالِقَةَ» (بقایای غذای چسبیده) است، نه خودِ دندان‌ها. ب) «پرنده‌ای بزرگ به نام زقزاق وارد دهان تمساح می‌شود و بقایای غذای چسبیده بین دندان‌هایش را نوک می‌زند.» رد می‌شود چون «صَغیرٌ» (کوچک) را به «بزرگ» برگردانده. «پرنده‌ای کوچک به نام زقزاق وارد دهان تمساح می‌شود و خودِ دندان‌هایش را نوک می‌زند.» رد می‌شود چون مفعولِ نوک‌زدن را از «بقایای غذا» به «خودِ دندان‌ها» تغییر داده. «پرنده‌ای کوچک به نام زقزاق از دهان تمساح بیرون می‌آید و بقایای غذای چسبیده بین دندان‌هایش را نوک می‌زند.» رد می‌شود چون فعل «یَدْخُلُ» (وارد می‌شود) را به «بیرون می‌آید» برگردانده. ج) تلهٔ تستی: مفعولِ «یَنْقُرُ» را با «أَسْنان» (دندان‌ها) که مضاف‌الیه است اشتباه نگیرید؛ آنچه نوک زده می‌شود «بَقایا الطَّعامِ» است، دندان‌ها فقط محلِ چسبیدنِ بقایاست.

8. تَعیشُ عَلاقَةٌ خاصَّةٌ بَیْنَ التِّمْساحِ وَ طائِرِ الزَّقْزاقِ، حَیْثُ یَسْتَفیدُ کِلاهُما مِنْ هذِهِ الْعَلاقَةِ.

  • رابطهٔ ویژه‌ای بین تمساح و پرندهٔ زقزاق برقرار است، به‌طوری‌که تنها تمساح از این رابطه سود می‌برد.
  • رابطهٔ ویژه‌ای بین تمساح و پرندهٔ زقزاق برقرار بود، به‌طوری‌که هر دوی آنها از این رابطه سود می‌برند.
  • رابطهٔ ویژه‌ای بین تمساح و پرندگان دریایی برقرار است، به‌طوری‌که هر دوی آنها از این رابطه سود می‌برند.
  • رابطهٔ ویژه‌ای بین تمساح و پرندهٔ زقزاق برقرار است، به‌طوری‌که هر دوی آنها از این رابطه سود می‌برند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «کِلاهُما» یعنی «هر دوی آنها» و باید بر بردنِ سود توسط هر دو طرف دلالت کند؛ «تَعیشُ» فعل مضارع است، یعنی رابطه اکنون هم برقرار است. ب) «رابطهٔ ویژه‌ای بین تمساح و پرندهٔ زقزاق برقرار است، به‌طوری‌که تنها تمساح از این رابطه سود می‌برد.» رد می‌شود چون «کِلاهُما» (هر دو) را به «تنها تمساح» محدود کرده. «رابطهٔ ویژه‌ای بین تمساح و پرندهٔ زقزاق برقرار بود، به‌طوری‌که هر دوی آنها از این رابطه سود می‌برند.» رد می‌شود چون فعل مضارعِ «تَعیشُ» را به زمان گذشته («برقرار بود») ترجمه کرده. «رابطهٔ ویژه‌ای بین تمساح و پرندگان دریایی برقرار است، به‌طوری‌که هر دوی آنها از این رابطه سود می‌برند.» رد می‌شود چون «طائِر الزَّقْزاق» (پرندهٔ زقزاقِ مشخص) را به «پرندگان دریایی» (عمومی) تغییر داده. ج) تلهٔ تستی: «کِلا/کِلْتا» به معنای «هر دو» است و منکرِ سودِ یک‌طرفه است؛ در متونِ زیستی دربارهٔ همزیستی، این کلمه معمولاً کلیدِ پاسخ درست است.

9. لَوْلا طائِرُ الزَّقْزاقِ، لَبَقِیَتْ بَقایا الطَّعامِ عالِقَةً بَیْنَ أَسْنانِ التِّمْساحِ.

  • اگر تمساح نبود، بقایای غذا بین دندان‌های پرندهٔ زقزاق باقی می‌ماند.
  • اگر پرندهٔ زقزاق نبود، بقایای غذا بین دندان‌های تمساح باقی نمی‌ماند.
  • اگر پرندهٔ زقزاق نبود، بقایای غذا بین دندان‌های تمساح باقی می‌ماند.
  • اگر پرندهٔ زقزاق بود، بقایای غذا بین دندان‌های تمساح باقی می‌ماند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «لَوْلا» ادات امتناعیه به معنای «اگر ... نبود» است و جوابش («لَبَقِیَتْ») نتیجهٔ فرضیِ نبودِ آن چیز را نشان می‌دهد؛ پس معنا: چون زقزاق هست، بقایا باقی نمی‌ماند؛ اگر نبود، باقی می‌ماند. ب) «اگر پرندهٔ زقزاق نبود، بقایای غذا بین دندان‌های تمساح باقی نمی‌ماند.» رد می‌شود چون نتیجه را منفی کرده، درحالی‌که «لَبَقِیَتْ» مثبت است. «اگر پرندهٔ زقزاق بود، بقایای غذا بین دندان‌های تمساح باقی می‌ماند.» رد می‌شود چون «لَوْلا» (اگر نبود) را به شرطِ اثباتی (اگر بود) برگردانده. «اگر تمساح نبود، بقایای غذا بین دندان‌های پرندهٔ زقزاق باقی می‌ماند.» رد می‌شود چون فاعلِ نبودن را از «طائِر الزَّقْزاق» به «التِّمْساح» تغییر داده. ج) تلهٔ تستی: «لَوْلا + اسم مرفوع» همیشه به معنای «اگر ... نبود/نمی‌بود» است، نه «اگر ... بود»؛ این ادات با جملهٔ شرطیِ معمولی (إنْ/إذا) فرق دارد و در پاسخنامه باید دقیق شود.

10. تُعَدُّ الْعَلاقَةُ بَیْنَ التِّمْساحِ وَ طائِرِ الزَّقْزاقِ مِثالاً واضِحاً عَلَی التَّعایُشِ بَیْنَ الْکائِناتِ الْحَیَّةِ.

  • رابطهٔ بین تمساح و پرندهٔ زقزاق نمونه‌ای روشن از همزیستی میان موجودات زنده به‌شمار می‌رود.
  • رابطهٔ بین تمساح و انسان نمونه‌ای روشن از همزیستی میان موجودات زنده به‌شمار می‌رود.
  • رابطهٔ بین تمساح و پرندهٔ زقزاق نمونه‌ای روشن از رقابت میان موجودات زنده به‌شمار می‌رود.
  • رابطهٔ بین تمساح و پرندهٔ زقزاق نمونه‌ای مبهم از همزیستی میان موجودات زنده به‌شمار می‌رود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «مِثالاً واضِحاً» یعنی «نمونه‌ای روشن» و «التَّعایُش» یعنی «همزیستی»؛ هر دو باید دقیقاً همین‌گونه بازگردانده شوند. ب) «رابطهٔ بین تمساح و پرندهٔ زقزاق نمونه‌ای روشن از رقابت میان موجودات زنده به‌شمار می‌رود.» رد می‌شود چون «التَّعایُش» (همزیستی) را به «رقابت» تغییر داده که معنایی متضاد دارد. «رابطهٔ بین تمساح و پرندهٔ زقزاق نمونه‌ای مبهم از همزیستی میان موجودات زنده به‌شمار می‌رود.» رد می‌شود چون «واضِحاً» (روشن) را به «مبهم» برگردانده. «رابطهٔ بین تمساح و انسان نمونه‌ای روشن از همزیستی میان موجودات زنده به‌شمار می‌رود.» رد می‌شود چون یکی از دو طرفِ رابطه را از «طائِر الزَّقْزاق» به «انسان» تغییر داده. ج) تلهٔ تستی: «تَعایُش» (همزیستی) و «تَنافُس» (رقابت) از نظر معنایی متضادند و در پاسخنامه‌های ترجمه معمولاً یکی جایگزین دیگری می‌شود تا کاربر را دچار اشتباه کند.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان