پرش به محتوای اصلی

06_درس ششم (عربی 2)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

عربی ۲ — درس ششم: «اِرْحَمُوا ثَلاثَةً» و ترجمهٔ فعل مضارع (۲)

عنوان و حدیث افتتاحیه

عنوان درس «اِرْحَمُوا ثَلاثَةً» یعنی «بر سه گروه رحم کنید». حدیث نبوی محوری: «إِرْحَمُوا عَزِيزاً ذَلَّ، وَ غَنِيّاً اِفْتَقَرَ، وَ عَالِماً ضَاعَ بَيْنَ جُهَّالٍ» — دلسوزی کنید بر ارجمندی که خوار شده، دارایی که ندار شده، و دانایی که میان نادان‌ها تباه شده است. این سه گروه همه از موقعیتی بالا به پایین افتاده‌اند و نیازمند تسلی‌اند: مدیری که شغلش را از دست داده، تاجری که ورشکست شده، استادی که قدرش دانسته نمی‌شود.

داستان حاتم طائی و سفانه

در غزوهٔ طیّء، مسلمانان سفانه (دختر حاتم طائی، که در بخشندگی ضرب‌المثل بود) را اسیر کردند. سفانه نزد پیامبر (ص) رفت و پدرش را چنین توصیف کرد: اسیر را آزاد می‌کرد، همسایه را حفظ می‌کرد، اندوهگین را یاری می‌کرد، به بینوا خوراک می‌داد، صلح را گسترش می‌داد، و هیچ‌کس با نیازی نزد او نیامد که نومید بازگردد. پیامبر فرمود: «اینها واقعاً ویژگی‌های مؤمنان است؛ او را آزاد کنید، چون پدرش بزرگواری‌های اخلاقی را دوست داشت و خدا هم بزرگواری‌های اخلاقی را دوست دارد» — و سپس همان حدیث «اِرْحَمُوا عَزِيزاً ذَلَّ...» را بیان فرمود.

وقتی سفانه آزاد شد و نزد برادرش عدی (رئیس جدید قبیله) بازگشت، از رحم و بزرگواری پیامبر گفت و اینکه او بخشنده‌تر و گرامی‌تر از هرکسی بود که دیده بود. عدی که ابتدا از ترس قدرت پیامبر گریخته بود، با این توصیف متقاعد شد، نزد پیامبر رفت و مسلمان شد؛ به‌دنبال آن، سفانه هم مسلمان شد و سرانجام تمام قبیلهٔ طیّء اسلام آورد. درس اخلاقی این بخش روشن است: گاهی یک نمونهٔ اخلاقی واقعی، اثرگذارتر از هزاران سخنرانی است — و بزرگواری، حتی از کسی که هنوز مسلمان نیست، نزد خدا ارزشمند است.

واژگان کلیدی

واژه معنا باب
أَسَرَ ≠ أَطْلَقَ اسیر کرد ≠ رها کرد ثلاثی / إفعال
ذَلَّ ≠ عَزَّ خوار شد ≠ عزیز شد ثلاثی
اِفْتَقَرَ ≠ اِسْتَغْنَی فقیر شد ≠ بی‌نیاز شد افتعال / استفعال
فَكَّ ≠ قَيَّدَ باز کرد ≠ بست، مقید کرد ثلاثی مضاعف
أَطْعَمَ / أَعَانَ خوراک داد / کمک کرد إفعال
مَكَارِمُ الْأَخْلَاقِ بزرگواری‌های اخلاقی ترکیب کلیدی درس
رَئِيس / قَبِيلَة رئیس، سرور / قبیله

قاعدهٔ اصلی — ترجمهٔ فعل مضارع (۲)

چهار حرف پرکاربرد که معنای فعل مضارع را دگرگون می‌کنند:

الف) لَمْلَمْ + مضارع = ماضی منفی. لَمْلَمْ فعل را مجزوم می‌کند. مثال: يَسْمَعُيَسْمَعُلَمْيَسْمَعْلَمْ يَسْمَعْ (نشنید، نشنیده است).

ب) لِـلِـ امر + مضارع = «باید». فعل را به مضارع التزامی تبدیل می‌کند: يَعْلَمُونَيَعْلَمُونَلِيَعْلَمُوالِيَعْلَمُوا (باید بدانند).

ج) لَالَا نهی + مضارع مخاطب = نهی (فعل نکن): تَيْأَسُتَيْأَسُلَاتَيْأَسْلَا تَيْأَسْ (نومید نشو).

د) لَالَا نهی + مضارع غیرمخاطب = «نباید»: يُسَافِرُونَيُسَافِرُونَلَايُسَافِرُوالَا يُسَافِرُوا (نباید سفر کنند).

ه) لَنْلَنْ + مضارع = آیندهٔ منفی (هرگز نخواهد...): لَنْأَكْذِبَبَعْدَالْيَوْمِلَنْ أَكْذِبَ بَعْدَ الْيَوْمِ = پس از امروز هرگز دروغ نخواهم گفت.

نکتهٔ کنکوری کلیدی: لَمْلَمْ ماضی منفی می‌سازد، لَنْلَنْ آیندهٔ منفی — این دو را با هم اشتباه نگیرید. همچنین لَالَای نهی (برای مخاطب، مجزوم) با لَالَای نافیه (برای هر شخص، مرفوع) فرق دارد: لَاتَكْذِبْلَا تَكْذِبْ (دروغ نگو) در برابر لَايَكْذِبُلَا يَكْذِبُ (دروغ نمی‌گوید).

نکات دستوری تکمیلی حرف لِـلِـ

حرف لِـلِـ دو کاربرد اصلی دارد: بر سر اسم به معنای «مالِ/برای/داشتن» (لِمَنْ هٰذا؟ = این مالِ کیست؟)، و بر سر مضارع به معنای «باید» یا «تا» (لِنَتَوَكَّلَ عَلَی اللّٰهِ = باید توکل کنیم). وقتی لِـلِـ به ضمیر متصل می‌شود، به لَـلَـ تبدیل می‌شود (لَهُ، لَنَا، لَكَ...) — تنها استثنا لِيلِي است که تغییر نمی‌کند. بعد از حروف عطف وَوَ و فَـفَـ، حرف لِـلِـ معمولاً ساکن می‌شود: فَلْيَعْمَلْفَلْيَعْمَلْ (پس باید انجام دهد).

احادیث و اشعار همراه

  • امام کاظم (ع): «الْمُؤْمِنُ قَلِيلُ الْكَلَامِ كَثِيرُ الْعَمَلِ» (مؤمن کم‌گو و پرکار است).
  • رسول خدا (ص): «الْعَالِمُ بِلَا عَمَلٍ كَالشَّجَرِ بِلَا ثَمَرٍ» (دانشمند بدون عمل مانند درخت بی‌میوه است).
  • امام علی (ع): «الدَّهْرُ يَوْمَانِ؛ يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ» (روزگار دو روز است؛ روزی به سود تو و روزی به زیان تو).
  • رسول خدا (ص): «خَيْرُ الْأُمُورِ أَوْسَطُهَا» (بهترین کارها میانهٔ آن‌هاست) — با بیت معروف «اندازه نگه‌دار که اندازه نکوست».

چند نکتهٔ کنکوری پرتکرار

۱. لَمْلَمْ یک جازم است؛ در فعل صحیح علامت جزم سکون است (يَذْهَبْيَذْهَبْ)، در فعل معتل حذف حرف علت (يَرْمِييَرْمِيَرْمِي → يَرْمِ).
۲. لَنْلَنْ فعل را منصوب می‌کند، نه مجزوم — فرقش با لَمْلَمْ (که مجزوم می‌کند) از تله‌های رایج آزمون است.
۳. برای تشخیص نوع لِـلِـ در یک جمله: اگر بعدش اسم بیاید، حرف جر است (برای/مالِ)؛ اگر بعدش فعل بیاید و معنی «تا» بدهد تعلیل است، اگر معنی «باید» بدهد امر است.
۴. اشتباه رایج: ترجمهٔ لَمْيَسْمَعْلَمْ يَسْمَعْ به «نمی‌شنود» — درست آن «نشنید/نشنیده است» است، چون لَمْلَمْ فعل را به گذشته می‌برد نه حال.
۵. ارتباط این درس با درس پیش (الصدق): در آنجا راستگویی و پیامدش را دیدیم؛ اینجا نمونهٔ عملی آن را در راستگوییِ سفانه و پاداشش (آزادی و هدایت خانواده‌اش) می‌بینیم.

عبارات کلیدی داستان

عبارت عربی معنی فارسی
يُضْرَبُبِهِالْمَثَلُيُضْرَبُ بِهِ الْمَثَلُ ضرب‌المثل است
سَيِّدُقَوْمِهِسَيِّدُ قَوْمِهِ سرور قومش
يَفُكُّالْأَسِيرَيَفُكُّ الْأَسِيرَ اسیر را آزاد می‌کند
يَحْفَظُالْجَارَيَحْفَظُ الْجَارَ همسایه را حفظ می‌کند
يُفَرِّجُعَنِالْمَكْرُوبِيُفَرِّجُ عَنِ الْمَكْرُوبِ اندوه را می‌زداید
رَدَّهُخَائِباًرَدَّهُ خَائِباً او را نومید برگرداند

جدول کامل مثال‌های لَمْلَمْ، لِـلِـ، لَالَا و لَنْلَنْ

فعل مضارع با حرف ترجمه
تَذْهَبُونَتَذْهَبُونَ لَمْتَذْهَبُوالَمْ تَذْهَبُوا نرفتید
يَعْلَمُونَيَعْلَمُونَ لَمْيَعْلَمُوالَمْ يَعْلَمُوا ندانستند
نَرْجِعُنَرْجِعُ لِنَرْجِعْلِنَرْجِعْ باید برگردیم
تَدْرُسِينَتَدْرُسِينَ لِتَدْرُسِيلِتَدْرُسِي باید درس بخوانی
تُرْسِلُونَتُرْسِلُونَ لَاتُرْسِلُوالَا تُرْسِلُوا نفرستید
تَكْذِبِينَتَكْذِبِينَ لَاتَكْذِبِيلَا تَكْذِبِي دروغ نگو
نَنْسَینَنْسَی لَانَنْسَیلَا نَنْسَی نباید فراموش کنیم

تست‌های نمونهٔ کنکوری

  • ترجمهٔ ﴿لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ﴾ (سورهٔ اخلاص): «نزاده و زاده نشده است» — نه زمان حال، بلکه ماضی منفی.
  • در ﴿فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَيْتِ﴾ (سورهٔ قریش)، فعل به معنای «باید بپرستند» ترجمه می‌شود، چون لِـلِـ امر بر سر فعل آمده و بعد از فَـفَـ ساکن شده است.
  • کدام گزینه «ماضی بعید» است؟ پاسخ درست قَدْكَتَبَقَدْ كَتَبَ است، نه لَمْيَكْتُبْلَمْ يَكْتُبْ (که ماضی منفی ساده است).

حاتم طائی در فرهنگ عرب

حاتم طائی یکی از مشهورترین بخشندگان دورهٔ جاهلیت است؛ در ادبیات عرب برای توصیف فرد بخشنده می‌گویند «هُوَأَجْوَدُمِنْحَاتِمٍهُوَ أَجْوَدُ مِنْ حَاتِمٍ» (او بخشنده‌تر از حاتم است). اسم‌های تفضیل مرتبط با این درس: أَجْوَدأَجْوَد (بخشنده‌تر)، أَکْرَمأَکْرَم (گرامی‌تر) — که در وصف پدر سفانه به کار رفته‌اند و در کنکور به‌عنوان ساختار «اسم تفضیل + منصوب» بررسی می‌شوند: «مَارَأَيْتُأَجْوَدَوَلَاأَكْرَمَمِنْهُمَا رَأَيْتُ أَجْوَدَ وَ لَا أَكْرَمَ مِنْهُ» (بخشنده‌تر و گرامی‌تر از او ندیدم).

چرا پیامبر سفانه را آزاد کرد؟

این تصمیم چند هدف داشت: تکریمِ اخلاقِ پدرش حتی با آنکه مسلمان نبود؛ نشان‌دادن رحمت اسلام به دشمنان؛ و در عمل، جذب یک قبیلهٔ کامل به اسلام از راه اخلاق نه فشار. این نکته با پیام کلی درس (رحم بر کسی که از موقعیت بالا افتاده) و با موضوع درس پیش (راستگویی) در یک راستا قرار می‌گیرد: راستگوییِ سفانه در توصیف پدرش، به احترام پیامبر و در نهایت آزادی و هدایت خانواده‌اش انجامید.

تفاوت‌های ظریف لَالَای نهی و لَالَای نافیه

ویژگی لَالَا نهی لَالَا نافیه
بعد از آن مضارع مجزوم مضارع مرفوع
معنی نکن / نباید نمی‌کند

این جدول کوچک یکی از پرتکرارترین سؤالات این درس در آزمون‌هاست و باید همراه با جدول لَمْلَمْ/لَنْلَنْ/لِـلِـ امر مرور شود تا چهار حرفِ اثرگذار بر فعل مضارع، در ذهن به‌طور کامل از هم تفکیک شوند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. ترجمه دقیق «إِرْحَمُوا عَزِيزاً ذَلَّ، وَ غَنِيّاً افْتَقَرَ، وَ عَالِماً ضَاعَ بَيْنَ جُهَّالٍ» کدام است؟

  • ارجمند و توانگر و دانا را همیشه از میان نادانان و ناتوانانِ جامعه بیرون کنید
  • ارجمندان و توانگران و دانایانِ گمنام‌مانده را همواره و بدون هیچ قید و شرطی گرامی بدارید
  • بر ارجمندی که خوار شد افتخار کنید، و توانگری که فقیر شد فراموش کنید
  • بر ارجمندی که خوار شده، و توانگری که فقیر شده، و دانایی که میان نادانان تباه شده رحم کنید

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اِرْحَمُوا» فعل امر جمع به معنای «رحم کنید» است و مفعول آن سه گروه‌اند: «عَزِيزاً ذَلَّ» (ارجمندی که خوار شده)، «غَنِيّاً افْتَقَرَ» (توانگری که فقیر شده) و «عَالِماً ضَاعَ بَيْنَ جُهَّالٍ» (دانایی که میان نادانان تباه شده)؛ بنابراین ترجمه دقیق «بر ارجمندی که خوار شده، و توانگری که فقیر شده، و دانایی که میان نادانان تباه شده رحم کنید» است. رد گزینه‌های دیگر: «ارجمندان و توانگران و دانایان را همیشه گرامی بدارید» فعل «اِرْحَمُوا» (رحم کنید) را به‌اشتباه «گرامی بدارید» ترجمه کرده و حالِ سه‌گانه (ذَلَّ/افْتَقَرَ/ضَاعَ) را نادیده گرفته است؛ «بر ارجمندی که خوار شد افتخار کنید، و توانگری که فقیر شد فراموش کنید» معنای «اِرْحَمُوا» را کاملاً وارونه کرده است؛ «ارجمند و توانگر و دانا را همیشه از میان نادانان و ناتوانانِ جامعه بیرون کنید» فعل امر را به فعلی بی‌ربط تبدیل کرده و رابطه «بَيْنَ جُهَّالٍ» با «عَالِماً ضَاعَ» را نادیده گرفته است. تلهٔ تستی: «اِرْحَمُوا» را نباید با افعال شبیه از نظر ظاهری مثل «اکرموا» (گرامی بدارید) اشتباه گرفت؛ ریشه «ر ح م» همیشه معنای دلسوزی و رحم را می‌دهد.

2. ترجمه صحیح «هَٰذِهِ صِفَاتُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً؛ اُتْرُكُوهَا» کدام است؟

  • این صفت‌ها مخصوص مؤمنان نیست؛ او را آزاد نکنید
  • این‌ها واقعاً ویژگی‌های مؤمنان است؛ او را رها کنید
  • این‌ها ادعاهای مؤمنان بودند؛ آن‌ها را باور نکنید
  • این‌ها واقعاً ویژگی‌های مؤمنان خواهد بود؛ او را نگه دارید

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«هَٰذِهِ صِفَاتُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً» جمله اسمیه‌ای با تأکید «حَقّاً» است و معنای «این‌ها واقعاً ویژگی‌های مؤمنان است» می‌دهد؛ «اُتْرُكُوهَا» فعل امر جمع از «تَرَكَ» به معنای «رها کنید» است. رد گزینه‌های دیگر: «این‌ها ادعاهای مؤمنان بودند؛ آن‌ها را باور نکنید» هم فعل ماضی نادرستی برای جمله اسمیه ساخته و هم «اُتْرُكُوهَا» را وارونه معنا کرده است؛ «این‌ها واقعاً ویژگی‌های مؤمنان خواهد بود؛ او را نگه دارید» فعل را به آینده برده درحالی‌که جمله اسمیه زمان حال دارد، و «اُتْرُكُوهَا» را به‌اشتباه «نگه دارید» ترجمه کرده است؛ «این صفت‌ها مخصوص مؤمنان نیست؛ او را آزاد نکنید» اساساً معنای «حَقّاً» و «اُتْرُكُوهَا» را نقض کرده است. تلهٔ تستی: «اُتْرُكُوهَا» با ریشه «ت ر ک» به معنای رها کردن است، نباید آن را با «حَفِظَ» (نگه داشتن) که معنای متضاد دارد اشتباه گرفت.

3. کدام گزینه ترجمه درست «فَإِنَّ أَبَاهَا كَانَ يُحِبُّ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ وَ اللّٰهُ يُحِبُّ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ» است؟

  • زیرا پدرش بزرگواری‌های اخلاقی را دوست داشت و خداوند بزرگواری‌های اخلاقی را دوست دارد
  • زیرا پدرش بزرگواری‌های اخلاقی را دوست خواهد داشت و خداوند نیز آن را دوست خواهد داشت
  • اگر پدرش بزرگواری‌های اخلاقی را دوست داشته باشد، خداوند نیز دوستش خواهد داشت
  • پدرش هرگز بزرگواری‌های اخلاقی را دوست نداشت ولی خداوند آن را دوست دارد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«فَإِنَّ» یعنی «زیرا»، «أَبَاهَا» اسم «إنّ» و منصوب، «كَانَ يُحِبُّ» فعل ناقص با خبر فعلیه به معنای «دوست داشت» (ماضی استمراری) و «وَ اللّٰهُ يُحِبُّ» فعل مضارع اخباری به معنای «دوست دارد»؛ پس ترجمه درست «زیرا پدرش بزرگواری‌های اخلاقی را دوست داشت و خداوند بزرگواری‌های اخلاقی را دوست دارد» است. رد گزینه‌های دیگر: «زیرا پدرش بزرگواری‌های اخلاقی را دوست خواهد داشت و خداوند نیز آن را دوست خواهد داشت» هر دو فعل را نادرست به آینده برده، درحالی‌که نه «كَانَ يُحِبُّ» و نه «يُحِبُّ» ساختار آینده ندارند؛ «اگر پدرش بزرگواری‌های اخلاقی را دوست داشته باشد، خداوند نیز دوستش خواهد داشت» جمله را به یک ساختار شرطی نادرست تبدیل کرده درحالی‌که «فَإِنَّ» حرف شرط نیست؛ «پدرش هرگز بزرگواری‌های اخلاقی را دوست نداشت ولی خداوند آن را دوست دارد» معنای «كَانَ يُحِبُّ» را کاملاً وارونه کرده است. تلهٔ تستی: «كَانَ + مضارع» ساختار ماضی استمراری می‌سازد (دوست داشت)، نه آینده؛ نباید آن را با «كَانَ سَيُحِبُّ» اشتباه گرفت.

4. ترجمه دقیق «لَمْ يَكُنْ حَاتِمٌ مُسْلِماً وَ لٰكِنَّهُ كَانَ يُحِبُّ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ» کدام است؟

  • حاتم مسلمان نبود ولی بزرگواری‌های اخلاقی را دوست داشت
  • حاتم مسلمان نیست ولی بزرگواری‌های اخلاقی را دوست دارد
  • حاتم مسلمان نخواهد بود ولی بزرگواری‌های اخلاقی را دوست خواهد داشت
  • حاتم مسلمان بود و بزرگواری‌های اخلاقی را نیز دوست داشت

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«لَمْ يَكُنْ» یعنی «لَمْ» بر سر مضارع «يَكُنْ» آمده و آن را به ماضی منفی «نبود» تبدیل کرده، و «كَانَ يُحِبُّ» یعنی «دوست داشت»؛ پس ترجمه دقیق «حاتم مسلمان نبود ولی بزرگواری‌های اخلاقی را دوست داشت» است. رد گزینه‌های دیگر: «حاتم مسلمان نیست ولی بزرگواری‌های اخلاقی را دوست دارد» فعل «لَمْ يَكُنْ» را به‌اشتباه به زمان حال برده، درحالی‌که «لَمْ» همیشه معنای ماضی منفی می‌دهد نه مضارع منفی؛ «حاتم مسلمان نخواهد بود ولی بزرگواری‌های اخلاقی را دوست خواهد داشت» هر دو فعل را به آینده برده که با معنای «لَمْ» و «كَانَ» ناسازگار است؛ «حاتم مسلمان بود و بزرگواری‌های اخلاقی را نیز دوست داشت» حرف نفی «لَمْ» را کاملاً حذف کرده و معنا را وارونه ساخته است. تلهٔ تستی: دام رایج، ترجمه «لَمْ + مضارع» به مضارع منفی («نیست») است؛ درحالی‌که ترجمه درست همیشه ماضی منفی («نبود») است.

5. ترجمه درست «لِنَصْبِرْ عَلَی الشَّدَائِدِ وَ لْنَشْكُرِ اللّٰهَ» کدام است؟

  • باید بر سختی‌ها صبر کنیم و خدا را شکر کنیم
  • بر سختی‌ها صبر می‌کنیم و خدا را شکر می‌کنیم
  • نباید بر سختی‌ها صبر کنیم و نباید خدا را شکر کنیم
  • بر سختی‌ها صبر کردیم و خدا را شکر کردیم

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«لِنَصْبِرْ» و «لْنَشْكُرِ» هر دو با «لِـ» امر بر سر فعل مضارع متکلم‌مع‌الغیر آمده‌اند و معنای «باید» می‌دهند؛ پس ترجمه درست «باید بر سختی‌ها صبر کنیم و خدا را شکر کنیم» است. رد گزینه‌های دیگر: «بر سختی‌ها صبر می‌کنیم و خدا را شکر می‌کنیم» فعل مضارع اخباری ساخته درحالی‌که «لِـ» امر معنای «باید» را اضافه می‌کند، نه اِخبار ساده؛ «نباید بر سختی‌ها صبر کنیم و نباید خدا را شکر کنیم» ساختار را با «لَا نهی» اشتباه گرفته و معنا را وارونه کرده است؛ «بر سختی‌ها صبر کردیم و خدا را شکر کردیم» فعل را به ماضی برده درحالی‌که «لِـ + مضارع مجزوم» هرگز معنای ماضی نمی‌دهد. تلهٔ تستی: «لِـ امر» را نباید با «لَا نهی» یکی دانست؛ اولی مثبت (باید) و دومی منفی (نباید/نکن) است.

6. ترجمه صحیح «إِرْحَمُوا الْفَقِيرَ وَ لَا تَرُدُّوهُ خَائِباً» کدام است؟

  • بر فقیر رحم کردید و او را ناامید بازنگرداندید
  • باید بر فقیر رحم کنید و نباید او را ناامید بازگردانید
  • بر فقیر رحم کنید و او را ناامید برنگردانید
  • فقیر را دوست بدارید و او را خوشحال بازگردانید

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اِرْحَمُوا الْفَقِيرَ» یعنی «بر فقیر رحم کنید» و «لَا تَرُدُّوهُ خَائِباً» یعنی «او را ناامید برنگردانید» («خَائِباً» حالِ منصوب به معنای ناامید است)؛ پس ترجمه صحیح «بر فقیر رحم کنید و او را ناامید برنگردانید» است. رد گزینه‌های دیگر: «فقیر را دوست بدارید و او را خوشحال بازگردانید» هم فعل «اِرْحَمُوا» را نادرست به «دوست بدارید» ترجمه کرده و هم معنای «خَائِباً» (ناامید) را به ضد آن (خوشحال) برگردانده است؛ «بر فقیر رحم کردید و او را ناامید بازنگرداندید» هر دو فعل امر را به ماضی برده که نادرست است؛ «باید بر فقیر رحم کنید و نباید او را ناامید بازگردانید» فعل امر ساده «اِرْحَمُوا» را به «لِـ امر» تبدیل کرده که در متن اصلی وجود ندارد. تلهٔ تستی: «اِرْحَمُوا» فعل امر مستقیم است (رحم کنید)، نه «لِـ امر» (باید رحم کنید)؛ این دو ساختار گرچه معنای نزدیک دارند، از نظر صرفی متفاوت‌اند.

7. ترجمه دقیق ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾ (سوره توبه) کدام است؟

  • ای کسانی که ایمان نیاورده‌اید، از خدا پروا کنید و از راستگویان دوری کنید
  • ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید
  • ای کسانی که ایمان می‌آورید، از خدا می‌ترسید و با راستگویان بودید
  • ای کسانی که ایمان آوردید، باید از خدا پروا کنید و باید با راستگویان باشید

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ندای «ای کسانی که ایمان آورده‌اید» است؛ «اتَّقُوا اللّٰهَ» فعل امر «از خدا پروا کنید» و «كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» فعل امرِ «كَانَ» به معنای «با راستگویان باشید» است؛ پس ترجمه دقیق «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید» است. رد گزینه‌های دیگر: «ای کسانی که ایمان می‌آورید، از خدا می‌ترسید و با راستگویان بودید» فعل ماضی «آمَنُوا» را نادرست مضارع کرده و افعال امر را به اخباری/ماضی برگردانده است؛ «ای کسانی که ایمان آوردید، باید از خدا پروا کنید و باید با راستگویان باشید» با افزودن «باید»، فعل امر مستقیم را به «لِـ امر» تبدیل کرده که در آیه نیامده؛ «ای کسانی که ایمان نیاورده‌اید...» حرف نفی نادرستی به «آمَنُوا» اضافه کرده و معنا را وارونه ساخته است. تلهٔ تستی: «كُونُوا» فعل امرِ فعل ناقص «كَانَ» است و معنای «باشید» می‌دهد؛ نباید آن را با فعل تام به معنای «بودن مستمر» اشتباه گرفت.

8. ترجمه صحیح «الْمُؤْمِنُ قَلِيلُ الْكَلَامِ كَثِيرُ الْعَمَلِ» کدام است؟

  • مؤمن باید کم‌گوی و پُرکار باشد
  • مؤمن هرگز کم‌گوی و پُرکار نخواهد بود
  • مؤمن پرگوی و کم‌کار است
  • مؤمن کم‌گوی و پُرکار است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

این جمله اسمیه است: «الْمُؤْمِنُ» مبتدا و «قَلِيلُ الْكَلَامِ» و «كَثِيرُ الْعَمَلِ» دو خبرِ توصیفی‌اند؛ پس ترجمه صحیح «مؤمن کم‌گوی و پُرکار است» می‌باشد. رد گزینه‌های دیگر: «مؤمن باید کم‌گوی و پُرکار باشد» فعلی از جنس الزام («باید») به جمله اسمیه بدون فعل اضافه کرده که در متن نیست؛ «مؤمن هرگز کم‌گوی و پُرکار نخواهد بود» حرف نفی و آینده نادرستی به جمله وارد کرده که کاملاً برخلاف معناست؛ «مؤمن پرگوی و کم‌کار است» معنای «قَلِيلُ» (کم) و «كَثِيرُ» (پُر) را با هم جابه‌جا کرده و مفهوم را وارونه ساخته است. تلهٔ تستی: باید دقت کرد کدام صفت («قَلِيلُ» یا «كَثِيرُ») به کدام مضاف‌إلیه («الْكَلَامِ» یا «الْعَمَلِ») می‌چسبد؛ جابه‌جایی آن‌ها معنای حدیث را کاملاً برعکس می‌کند.

9. ترجمه دقیق «الْعَالِمُ بِلَا عَمَلٍ كَالشَّجَرِ بِلَا ثَمَرٍ» کدام است؟

  • دانشمند باید مانند درخت پرمیوه عمل کند
  • دانشمند بدون عمل همچون درخت بی‌میوه است
  • دانشمند با عمل همچون درخت پرمیوه است
  • دانشمند بدون عمل بهتر از درخت بی‌میوه است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«الْعَالِمُ» مبتدا، «بِلَا عَمَلٍ» یعنی «بدون عمل»، و «كَالشَّجَرِ بِلَا ثَمَرٍ» یعنی «همچون درخت بی‌میوه»؛ پس ترجمه دقیق «دانشمند بدون عمل همچون درخت بی‌میوه است» است. رد گزینه‌های دیگر: «دانشمند با عمل همچون درخت پرمیوه است» حرف نفی «بِلَا» (بدون) را در هر دو بخش جمله حذف کرده و به ضد معنای اصلی رسیده است؛ «دانشمند بدون عمل بهتر از درخت بی‌میوه است» رابطه تشبیهِ «کـ» (مانندِ) را به رابطه برتری (بهتر از) تغییر داده که نادرست است؛ «دانشمند باید مانند درخت پرمیوه عمل کند» جمله اسمیه توصیفی را به جمله‌ای امری و متفاوت تبدیل کرده است. تلهٔ تستی: «بِلَا» به معنای «بدون» است و باید در هر دو نیمه جمله (دانشمند و درخت) لحاظ شود؛ حذف آن در یکی از دو طرف، تشبیه را بی‌معنا می‌کند.

10. ترجمه درست «عَدَاوَةُ الْعَاقِلِ خَيْرٌ مِنْ صَدَاقَةِ الْجَاهِلِ» کدام است؟

  • دشمنی عاقل بدتر از دوستی نادان است
  • دشمنی و دوستی عاقل هر دو از نادان بهتر است
  • دشمنی عاقل بهتر از دوستی نادان است
  • دوستی عاقل بهتر از دشمنی نادان است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«عَدَاوَةُ الْعَاقِلِ» یعنی «دشمنی عاقل»، «خَيْرٌ مِنْ» یعنی «بهتر از»، و «صَدَاقَةِ الْجَاهِلِ» یعنی «دوستی نادان»؛ پس ترجمه درست «دشمنی عاقل بهتر از دوستی نادان است» است. رد گزینه‌های دیگر: «دوستی عاقل بهتر از دشمنی نادان است» واژه‌های «عَدَاوَة» (دشمنی) و «صَدَاقَة» (دوستی) را با هم جابه‌جا کرده است؛ «دشمنی عاقل بدتر از دوستی نادان است» معنای «خَيْرٌ» (بهتر) را به ضد آن (بدتر) تبدیل کرده است؛ «دشمنی و دوستی عاقل هر دو از نادان بهتر است» ساختار مقایسه دوتایی حدیث را به مقایسه‌ای نادرست و نامتقارن تغییر داده است. تلهٔ تستی: باید دقت کرد «عَدَاوَة» (دشمنی) به «العاقل» و «صَدَاقَة» (دوستی) به «الجاهل» می‌چسبد؛ برعکس‌کردن این نسبت‌ها، مفهوم حدیث را کاملاً واژگون می‌کند.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان