پرش به محتوای اصلی

صداقت و جملهٔ پس از نکره (عربی ۲)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس پنجم عربی ۲: اَلصِّدق و الجملهٔ بعد از نکره

درس با این آیه آغاز می‌شود: يا أَيُّها الَّذينَ آمَنوا اتَّقوا اللهَ وَ كونوا مَعَ الصّادِقينَ\text{يا أَيُّها الَّذينَ آمَنوا اتَّقوا اللهَ وَ كونوا مَعَ الصّادِقينَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (توبه: ۱۱۹) — «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا کنید و همراهِ راستگویان باشید» — که موضوعِ محوریِ درس، یعنی صداقت، را معرفی می‌کند.

متن دو داستان روایت می‌کند. در داستانِ اول، مردی گناهکار و پر از عیب می‌خواهد اصلاح شود اما نمی‌تواند؛ نزدِ مردی فاضل می‌رود و او فقط از او می‌خواهد به راستگویی پایبند بماند. هر بار که آن مرد می‌خواهد گناهی کند، به‌خاطرِ وفاداری به این عهد، دروغ نمی‌گوید و به‌مرور از همهٔ گناهانش رها می‌شود — پیامِ داستان این است که راستگویی نردبانِ رهایی از گناه است. داستانِ دوم دربارهٔ جوانی دروغگوست که در دریا شنا می‌کند و برایِ شوخی وانمود می‌کند در حالِ غرق‌شدن است؛ دوستانش هر بار به کمکش می‌شتابند و او می‌خندد. این کار را سه بار تکرار می‌کند، اما بارِ چهارم واقعاً موجی بلند او را نزدیکِ غرق‌شدن می‌برد و دوستانش، چون فکر می‌کنند باز هم دروغ می‌گوید، به دادش نمی‌رسند؛ رهگذری او را نجات می‌دهد و جوان با خود عهد می‌بندد دیگر هرگز دروغ نگوید.

درس با احادیثی این پیام را تقویت می‌کند: ما أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلّا ظَهَرَ في فَلَتاتِ لِسانِهِ وَ صَفَحاتِ وَجْهِهِ\text{ما أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلّا ظَهَرَ في فَلَتاتِ لِسانِهِ وَ صَفَحاتِ وَجْهِهِ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (هیچ‌کس چیزی را پنهان نکرد مگر اینکه در لغزشِ زبان و چهره‌اش آشکار شد) — یعنی دروغ قابلِ پنهان‌کردن نیست؛ و حدیثی که معیارِ ارزیابیِ افراد را نه کثرتِ نماز و روزه، بلکه راستگویی در سخن و ادایِ امانت می‌داند.

قاعدهٔ دستوریِ درس، الجملة بعد النکره است: وقتی بعد از اسمِ نکره فعلی توضیح‌دهنده بیاید، در ترجمهٔ فارسی حرفِ ربطِ «که» میانشان می‌آید و زمانِ فعل بر اساسِ زمانِ فعلِ اصلی تعیین می‌شود. سه الگو: ماضی + نکره + مضارع ← مضارع به ماضیِ استمراری ترجمه می‌شود (رَأَيْتُ وَلَداً يَمْشي بِسُرْعَةٍ\text{رَأَيْتُ وَلَداً يَمْشي بِسُرْعَةٍ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = پسری را دیدم که به‌سرعت راه می‌رفت)؛ مضارع + نکره + مضارع ← مضارعِ التزامی یا اخباری (أُفَتِّشُ عَنْ مُعْجَمٍ يُساعِدُني\text{أُفَتِّشُ عَنْ مُعْجَمٍ يُساعِدُني}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = دنبالِ فرهنگی می‌گردم که کمکم کند)؛ و ماضی + نکره + ماضی ← ماضیِ بعید یا ساده (اِشْتَرَيْتُ كِتاباً قَدْ رَأَيْتُهُ مِنْ قَبْلُ\text{اِشْتَرَيْتُ كِتاباً قَدْ رَأَيْتُهُ مِنْ قَبْلُ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = کتابی خریدم که قبلاً دیده بودم).

درس همچنین اسمِ مبالغه (برایِ تأکید بر زیادیِ انجامِ عمل، مانندِ كَذّاب\text{كَذّاب}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = بسیار دروغگو، بر وزنِ فَعّال، و عَلّامَة\text{عَلّامَة}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = بسیار دانا)، تفاوتِ فعلِ متعدی (مانندِ رَأَيْتُ\text{رَأَيْتُ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = دیدم) و لازم (مانندِ جَلَسْنا\text{جَلَسْنا}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = نشستیم)، و اسمِ فاعل در برابرِ اسمِ مفعول را مرور می‌کند. جدولِ واژگانِ درس شاملِ افعالِ کلیدی‌ای مانندِ اِلْتَزَمَ\text{اِلْتَزَمَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (پایبند شد، بابِ افتعال)، اِرْتَكَبَ\text{اِرْتَكَبَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (مرتکب شد)، اِمْتَنَعَ\text{اِمْتَنَعَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (خودداری کرد)، تَخَلَّصَ\text{تَخَلَّصَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (رها شد، بابِ تفعّل)، تَظاهَرَ\text{تَظاهَرَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (وانمود کرد)، و اسم‌هایی مانندِ عَهْد\text{عَهْد}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (پیمان)، وَفاء\text{وَفاء}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (وفاداری)، و ذَنْب\text{ذَنْب}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (گناه، مترادفِ إِثْم\text{إِثْم}ادامهٔ فرمول را افقی ببین) هم می‌شود.

نکتهٔ کنکوریِ تکمیلی، تفاوتِ كادَ\text{كادَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (نزدیک بود، اما انجام نشد) با أَرادَ\text{أَرادَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (قصد داشت) است — مانندِ كادَ يَغْرَقُ\text{كادَ يَغْرَقُ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = نزدیک بود غرق شود، که دقیقاً وضعیتِ جوانِ دروغگو در بارِ چهارم را توصیف می‌کند. درس با پیام‌هایِ اخلاقیِ درس به پایان می‌رسد: راستگویی نجات از گناه است، دروغ اعتماد را از بین می‌برد و می‌تواند جانِ انسان را به خطر بیندازد، ظاهر لزوماً باطن نیست، و معیارِ اصلیِ ارزشِ انسان، صدق و امانت است نه کثرتِ عبادت‌هایِ ظاهری.

سؤال تستی

۱۰ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در جمله «کَبُرَتْ خِیانَةً أَنْ تُحَدِّثَ أَخاکَ...» نقش «خِیانَةً» چیست؟

  • مفعول‌به منصوب
  • خبر «کانَ» منصوب
  • حال منصوب
  • تمییز منصوب

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «تمییز منصوب» درست است؛ «خِیانَةً» ابهامِ نسبتِ «کَبُرَتْ» (فاعلش چه چیزی بزرگ بود؟) را برطرف می‌کند و طبق نصِّ درس نیز تمییز منصوب معرفی شده است. رد گزینه‌های غلط: «حال منصوب» نادرست است زیرا حال باید وضعیتِ فاعل یا مفعولی را در زمانِ وقوعِ فعل نشان دهد، نه ابهامِ نسبت را برطرف کند. «مفعول‌به منصوب» نادرست است زیرا فعل «کَبُرَتْ» لازم است و اصلاً مفعول‌به نمی‌گیرد. «خبر «کانَ» منصوب» نادرست است زیرا در این جمله هیچ فعل ناقصِ «کانَ»ای وجود ندارد. تلهٔ تستی: تمییز اغلب پس از فعل‌های تعجب یا افعالی مانند «کَبُرَ/طابَ/حَسُنَ» می‌آید که نسبتِ فاعلی‌شان مبهم است؛ این نکته با «حال» که وابسته به شخص/شیء دیگری در جمله است خلط می‌شود.

2. در همان حدیث، «أَنْ تُحَدِّثَ أَخاکَ» از نظر نحوی چه نقشی دارد؟

  • مفعول‌به
  • الفاعل
  • الحال
  • الخبر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «الفاعل» درست است؛ «أَنْ تُحَدِّثَ أَخاکَ» مصدرِ مؤول است و در این جمله فاعلِ فعلِ «کَبُرَتْ» محسوب می‌شود (یعنی «سخن‌گفتنِ دروغین با برادر» چیزی است که «بزرگ» است). رد گزینه‌های غلط: «مفعول‌به» نادرست است زیرا فعل «کَبُرَتْ» لازم است و مفعول‌به نمی‌گیرد. «الحال» نادرست است زیرا مصدر مؤول در این جایگاه توصیفِ وضعیتِ هم‌زمان نیست، بلکه خودِ فاعلِ جمله است. «الخبر» نادرست است زیرا در این جمله مبتدایی وجود ندارد که به مصدر مؤول نیاز به خبر داشته باشد. تلهٔ تستی: مصدر مؤول (أَنْ + فعل مضارع) در جایگاه فاعل، شبیه به مفعول‌به به‌نظر می‌رسد چون معمولاً پس از فعل می‌آید؛ باید همیشه بررسی شود آیا فعلِ جمله متعدی است یا لازم.

3. در عبارت «ما عادَ إِلَى الْکِذْبِ» نقش «إِلَى الْکِذْبِ» چیست؟

  • جار و مجرور
  • حال منصوب
  • تمییز منصوب
  • مفعول‌به دوم

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «جار و مجرور» درست است؛ فعل «عادَ» لازم است و با حرف جرّ «إِلَی» متعلَّقش را می‌گیرد؛ «إِلَی الْکِذْبِ» جار و مجرورِ متعلق به فعل است و جهتِ بازگشت را نشان می‌دهد. رد گزینه‌های غلط: «مفعول‌به دوم» نادرست است زیرا فعلِ لازمِ «عادَ» اساساً مفعول‌به نمی‌گیرد، چه برسد به دو مفعول. «حال منصوب» نادرست است زیرا «إِلَی الْکِذْبِ» مجرور است، نه منصوب، و حال باید منصوب باشد. «تمییز منصوب» نادرست است به همین دلیل: تمییز نیز باید منصوب باشد، نه مجرور. تلهٔ تستی: افعال لازم مانندِ «عادَ» همیشه از طریق یک حرف جرّ خاص (اینجا «إِلَی») به مفعولِ معناییِ خود می‌رسند؛ این ساختار را نباید با مفعول‌به مستقیمِ افعال متعدی اشتباه گرفت.

4. در جمله «رَأَیْتُ طالِباً یَقْرَأُ کِتاباً»، فعل «یَقْرَأُ» از نظر ترجمه کنکوری چگونه برگردانده می‌شود؟

  • خواهد خواند
  • می‌خواند
  • بخواند
  • خوانده بود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «می‌خواند» درست است؛ طبق قاعدهٔ «ماضی + نکره + مضارع» درس، فعل مضارعِ پس از اسم نکره باید به ماضی استمراری ترجمه شود، مانندِ «رَأَیْتُ وَلَداً یَمْشی» = «پسری را دیدم که راه می‌رفت». رد گزینه‌های غلط: «خواهد خواند» (فعل آینده) نادرست است زیرا زمان آینده هیچ ارتباطی با این قاعده ندارد. «بخواند» (مضارع التزامی) نادرست است زیرا این ترجمه مخصوصِ ساختارِ «مضارع + نکره + مضارع» است (مانندِ «أُفَتِّشُ عَنْ مُعْجَمٍ یُساعِدُنی»)، نه «ماضی + نکره + مضارع». «خوانده بود» (ماضی بعید) نادرست است زیرا ماضی بعید مخصوصِ زمانی است که فعل دوم نیز ماضی باشد و همراه با «قَدْ» بیاید (مانندِ «اِشْتَرَیْتُ کِتاباً قَدْ رَأَیْتُهُ»). تلهٔ تستی: باید دقت شود زمانِ فعلِ اول (ماضی یا مضارع) کدام فرمول را فعال می‌کند؛ در اینجا فعل اول «رَأَیْتُ» ماضی است و فعل دوم «یَقْرَأُ» مضارع، پس دقیقاً فرمولِ «ماضی + نکره + مضارع → ماضی استمراری» صادق است.

5. کدام گزینه، تحلیل درست «أُشاهِدُ طالِباً یَکْتُبُ» است؟

  • وجود اسم نکره هیچ تأثیری در ترجمهٔ فعل ندارد
  • فعل دوم حتماً حال ساده منفی ترجمه می‌شود
  • مضارع بعد از نکره باید ماضی بعید ترجمه شود
  • فعل بعد از نکره می‌تواند «می‌نویسد» یا «بنویسد» ترجمه شود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «فعل بعد از نکره می‌تواند «می‌نویسد» یا «بنویسد» ترجمه شود» درست است؛ طبق قاعدهٔ «مضارع + نکره + مضارع» درس، فعل دوم به مضارع اخباری یا التزامی ترجمه می‌شود. رد گزینه‌های غلط: «مضارع بعد از نکره باید ماضی بعید ترجمه شود» نادرست است زیرا ماضی بعید مخصوصِ ساختارِ «ماضی + نکره + ماضیِ همراه با قَدْ» است، نه این جمله که فعل اولش («أُشاهِدُ») مضارع است. «وجود اسم نکره هیچ تأثیری در ترجمهٔ فعل ندارد» نادرست است زیرا اساسِ قاعدهٔ درس دقیقاً همین است که نکره بر نوعِ ترجمهٔ فعلِ بعدی اثر می‌گذارد. «فعل دوم حتماً حال ساده منفی ترجمه می‌شود» نادرست است زیرا نه فعل منفی است و نه ترجمه‌اش منحصر به حالِ ساده است. تلهٔ تستی: تشخیصِ زمانِ فعلِ اول («أُشاهِدُ»، مضارع) پیش‌شرطِ انتخابِ فرمولِ درست است؛ اگر فعل اول را به‌اشتباه ماضی فرض کنیم، فرمولِ غلط انتخاب می‌شود.

6. در جمله «اِرْضاءُ النّاسِ غایَةٌ لا تُدْرَکُ»، «لا تُدْرَکُ» چه نوع نقشی دارد؟

  • خبر دوم برای مبتدا
  • جملهٔ صفت برای نکره
  • جملهٔ حالیه
  • مفعول‌به مباشر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «جملهٔ صفت برای نکره» درست است؛ «غایَةٌ» اسمِ نکره (خبرِ مبتدای «إِرْضاءُ») است و «لا تُدْرَکُ» آن را توصیف می‌کند. رد گزینه‌های غلط: «خبر دوم برای مبتدا» نادرست است زیرا خبرِ مبتدای «إِرْضاءُ» همان «غایَةٌ» است و جمله‌ای دیگر به‌عنوان خبرِ دوم وجود ندارد. «جملهٔ حالیه» نادرست است زیرا حالیه باید وضعیتِ هم‌زمانِ یک اسمِ معرفه را نشان دهد، در حالی‌که «غایَةٌ» نکره است. «مفعول‌به مباشر» نادرست است زیرا در این جمله فعلِ متعدی‌ای که به مفعول نیاز داشته باشد وجود ندارد؛ «إِرْضاءُ» مبتداست نه فعل. تلهٔ تستی: جملهٔ وصفی برای نکره را نباید با جملهٔ حالیه (که مخصوصِ معرفه است) خلط کرد؛ معیارِ تشخیص، نکره یا معرفه‌بودنِ اسمِ پیش از جمله است.

7. اگر در جمله‌ای پس از اسم نکره، فعل ماضی بیاید، مناسب‌ترین ترجمه آن در فارسی کدام است؟

  • امر التزامی
  • ماضی بعید/ساده
  • حال التزامی
  • آینده نقلی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «ماضی بعید/ساده» درست است؛ طبق قاعدهٔ «ماضی + نکره + ماضی» درس، فعل دوم (به‌ویژه همراه با «قَدْ») به ماضی بعید ترجمه می‌شود، مانندِ «اِشْتَرَیْتُ کِتاباً قَدْ رَأَیْتُهُ مِنْ قَبْلُ» = «کتابی خریدم که قبلاً دیده بودم». رد گزینه‌های غلط: «امر التزامی» و «حال التزامی» نادرستند زیرا این‌ها زمان‌های فعلِ مضارع فارسی‌اند، در حالی‌که پرسش دربارهٔ فعل ماضیِ عربی است. «آینده نقلی» نادرست است زیرا آینده هیچ ارتباطی با فعل ماضی همراه با «قَدْ» ندارد؛ «قَدْ» پیش از فعل ماضی افادهٔ تقدمِ زمانی (گذشته از گذشته) می‌کند. تلهٔ تستی: وجودِ «قَدْ» پیش از فعل ماضیِ دوم، نشانهٔ قطعیِ ترجمهٔ آن به ماضی بعید است؛ بدونِ «قَدْ»، ماضی ساده نیز پذیرفتنی است.

8. در عبارت «لا تَنْظُروا... وَلٰکِنِ انْظُروا...»، کدام نکته بلاغی و معنایی برجسته‌تر است؟

  • تقابل دو معیار متفاوت
  • توصیف حالت گذشته
  • بیان شرط و جزا
  • تکرار بی‌فایدهٔ فعل

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «تقابل دو معیار متفاوت» درست است؛ حدیث ابتدا با «لا تَنْظُروا» از تکیه‌کردن بر ظاهرِ عبادت نهی می‌کند و سپس با «وَ لٰکِنِ انْظُروا» معیارِ درست (صدق و امانت) را جایگزین می‌سازد. رد گزینه‌های غلط: «تکرار بی‌فایدهٔ فعل» نادرست است زیرا دو فعلِ «تَنْظُروا» و «انْظُروا» یک‌بار در حالتِ نهی و یک‌بار در حالتِ امر آمده‌اند و این تکرار کاملاً کارکردِ بلاغی (تأکید بر تقابل) دارد، نه بی‌فایده. «توصیف حالت گذشته» نادرست است زیرا هر دو فعل مضارع (نهی و امر) هستند، نه ماضی. «بیان شرط و جزا» نادرست است زیرا نه ادات شرط در جمله آمده و نه ساختارِ جزا. تلهٔ تستی: حرف «لٰکِنْ» (اما/بلکه) میان دو جمله، نشانهٔ آشکارِ تقابل و اصلاحِ معیار است؛ نباید آن را با ادات شرط یا صرفاً یک رابطِ عطفِ ساده اشتباه گرفت.

9. کدام گزینه، ارتباط دو حدیث «کبرت خیانةً...» و «لا تنظروا...» را بهتر نشان می‌دهد؟

  • اولی دربارهٔ عبادت است و دومی دربارهٔ زبان
  • هر دو بر ارزش اعتماد و اخلاق در روابط انسانی تأکید دارند
  • اولی فقط نکتهٔ صرفی دارد و دومی فقط معنای لغوی
  • هیچ پیوند مفهومی میان آن دو وجود ندارد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «هر دو بر ارزش اعتماد و اخلاق در روابط انسانی تأکید دارند» درست است؛ حدیثِ «کَبُرَتْ خِیانَةً...» خیانت به اعتمادِ برادر را نکوهش می‌کند و حدیثِ «لا تَنْظُروا...» صدق و امانت را معیارِ ارزیابیِ انسان می‌داند؛ هر دو محورِ اعتماد و صداقت را برجسته می‌سازند. رد گزینه‌های غلط: «اولی دربارهٔ عبادت است و دومی دربارهٔ زبان» نادرست است زیرا این توصیف برعکسِ محتوای واقعیِ دو حدیث است (حدیثِ دوم دربارهٔ عبادت و صدق است، نه اولی). «اولی فقط نکتهٔ صرفی دارد و دومی فقط معنای لغوی» نادرست است زیرا هر دو حدیث پیش از هر چیز پیامِ اخلاقی دارند و نکاتِ صرفی/لغوی صرفاً جنبهٔ فرعیِ آموزشیِ آن‌هاست. «هیچ پیوند مفهومی میان آن دو وجود ندارد» نادرست است زیرا هر دو حدیث در فصلِ «الصِّدْق» و حولِ محورِ راستی و اعتماد گرد آمده‌اند. تلهٔ تستی: دو حدیثی که در یک درس با موضوعِ واحد (راستگویی) آمده‌اند، معمولاً از زوایای مختلف همان پیام را تکمیل می‌کنند؛ نباید آن‌ها را کاملاً مستقل یا بی‌ارتباط فرض کرد.

10. کدام گزینه، نقش تربیتی «أَخَذَ مِنْهُ عَهْداً» را بهتر بیان می‌کند؟

  • ایجاد اجبار بیرونی بدون اصلاح درونی
  • تبدیل یک پند کلی به تعهدی بازدارنده و عملی
  • حذف نیاز به توبه و پشیمانی
  • جانشین‌کردن ترس به‌جای اختیار

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «تبدیل یک پند کلی به تعهدی بازدارنده و عملی» درست است؛ در داستان درس، پس از گرفتنِ عهد، مرد هر بار که می‌خواست گناهی کند، به‌خاطرِ وفاداری به همان عهد از آن خودداری می‌کرد و سرانجام به‌طور کامل از گناهانش رها شد؛ یعنی عهد صرفاً یک مانعِ بیرونیِ سطحی نماند، بلکه به اصلاحِ واقعی انجامید. رد گزینه‌های غلط: «ایجاد اجبار بیرونی بدون اصلاح درونی» نادرست است زیرا نتیجهٔ نهاییِ داستان (رهاشدنِ کاملِ مرد از گناهانش) نشان می‌دهد التزام به این عهد به تغییرِ واقعی و درونی انجامید، نه صرفاً یک بازدارندگیِ سطحی. «حذف نیاز به توبه و پشیمانی» نادرست است زیرا خودِ داستان با پشیمانیِ مرد آغاز می‌شود و عهد مکملِ آن پشیمانی است، نه جایگزینِ آن. «جانشین‌کردن ترس به‌جای اختیار» نادرست است زیرا در متن هیچ اشاره‌ای به ترس نشده و انگیزهٔ او وفاداری به عهد بوده، نه ترس. تلهٔ تستی: نباید صرفِ «گرفتنِ عهد» را با «اجبارِ بیرونیِ صرف» یکی گرفت؛ باید به نتیجهٔ نهاییِ داستان (رهایی کامل) توجه کرد که نشان می‌دهد این التزام واقعاً درونی شده است.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. آیهٔ شریفه: ﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ كونوا مَعَ الصّادِقينَ﴾ الف) آیه را ترجمه کنید. ب) «اتَّقوا» و «كونوا» را از نظر نوع، صیغه و باب تحلیل کنید و بگویید چرا هر دو بدونِ نون پایانی‌اند. ج) «الصّادِقينَ» از چه کلمه‌ای و چه نوع اسمی است و چرا به شکلِ «ـينَ» آمده؟ «مَعَ» چه نوع کلمه‌ای است؟

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا کنید و همراهِ راستگویان باشید.
ب) هر دو امرِ جمعِ مذکرِ مخاطب (صیغهٔ ۹)اند. «اتَّقوا» از بابِ افتعال (اِتَّقى) و «كونوا» امرِ فعلِ ناقصِ كانَ. امر مبنی بر حذفِ نون است؛ از مضارع «تَتَّقونَ/تَكونونَ» نون حذف شده.
ج) «الصّادِقينَ» جمعِ مذکرِ سالمِ اسم فاعل «صادِق» (از صَدَقَ) و مجرور به «مَعَ» (مضاف‌الیه)؛ علامتِ جر «ـينَ». «مَعَ» اسمِ ظرف (ظرف مکان) است و مضافِ «الصّادِقينَ».
معیارِ پذیرش: ترجمه، دو امر با باب و دلیل حذف نون، اسم فاعل و جمع سالم، نوع مع.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 2 — درس 5» — بخشِ «آیه افتتاحیه»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: امرِ جمع مبنی بر حذفِ نون است؛ جمعِ مذکرِ سالم در جر با «ـينَ» می‌آید.

۲. جمله‌ها: «رَأَيتُ وَلَداً يَمشي بِسُرعَةٍ»، «شاهَدنا سِنجاباً يَقفِزُ» و «أُشاهِدُ طالِباً يَكتُبُ». الف) هر جمله را ترجمه کنید. ب) در هر جمله فعلِ اصلی و فعلِ بعد از اسمِ نکره را مشخص کنید و بگویید جملهٔ بعد از نکره چه نقشی دارد. ج) چرا «يَمشي» و «يَقفِزُ» در دو جملهٔ نخست به صورتِ «ماضی استمراری» ترجمه می‌شوند اما «يَكتُبُ» در جملهٔ سوم «می‌نویسد»؟ قاعده را با استدلال بنویسید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) پسری را دیدم که به سرعت راه می‌رفت؛ سنجابی را دیدیم که می‌پرید؛ دانش‌آموزی را می‌بینم که می‌نویسد.
ب) فعلِ اصلی: رَأَيتُ، شاهَدنا، أُشاهِدُ؛ فعل بعد از نکره: يَمشي، يَقفِزُ، يَكتُبُ. جملهٔ بعد از نکره وصفیه است و اسمِ نکره (وَلَداً، سِنجاباً، طالِباً) را توضیح می‌دهد؛ در فارسی با «که» می‌آید.
ج) زمانِ فعلِ وصفی به زمانِ فعل اصلی وابسته است: ماضی + نکره + مضارع ← ماضی استمراری (چون در گذشته در حالِ انجام بوده)؛ مضارع + نکره + مضارع ← مضارع (التزامی یا اخباری) چون فعل اصلی هم حال است.
معیارِ پذیرش: سه ترجمه، فعل اصلی/وصفی و جملهٔ وصفیه، قاعدهٔ زمان با استدلال.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 2 — درس 5» — بخشِ «فرمول‌های طلایی» و بخشِ «مثال‌های بیشتر»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: جمله بعد از نکره = وصف، با «که» ترجمه می‌شود؛ ماضی + نکره + مضارع ← ماضی استمراری.

۳. جمله‌ها: «أُفَتِّشُ عَن مُعجَمٍ يُساعِدُني في فَهمِ النُّصوصِ»، «اِشتَرَيتُ اليَومَ كِتاباً قَد رَأَيتُهُ مِن قَبلُ»، «قَرَأتُ كِتاباً يُفيدُ الطُّلّابَ» و «سَأَقرَأُ كِتاباً يُعجِبُني». الف) هر جمله را ترجمه کنید. ب) برایِ هر جمله الگو (ماضی/مضارع + نکره + ماضی/مضارع) را بنویسید و زمانِ ترجمهٔ فعلِ وصفی را مشخص کنید. ج) چرا در جملهٔ دوم «قَد رَأَيتُهُ» به صورتِ «دیده بودم» ترجمه می‌شود؟ و فعل‌هایِ «يُساعِدُ» و «يُفيدُ» از چه بابی‌اند؟

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) به دنبالِ فرهنگی می‌گردم که مرا در فهمِ متون یاری کند؛ امروز کتابی خریدم که پیشتر آن را دیده بودم؛ کتابی خواندم که به دانش‌آموزان سود می‌رساند؛ کتابی خواهم خواند که مرا خوش آید.
ب) ۱) مضارع + نکره + مضارع ← مضارع (التزامی یا اخباری)؛ ۲) ماضی + نکره + ماضی ← ماضی بعید (دیده بودم)؛ ۳) ماضی + نکره + مضارع ← ماضی استمراری یا مضارع اخباری؛ در اینجا ویژگی همیشگیِ کتاب را بیان می‌کند (سود می‌رساند)؛ ۴) آینده + نکره + مضارع ← مضارع التزامی/اخباری.
ج) فعلِ وصفی (رَأَيتُهُ) پیش از فعلِ اصلی (اِشتَرَيتُ) رخ داده، پس ماضی بعید می‌شود. «يُساعِدُ» از مفاعله و «يُفيدُ» از إفعال.
معیارِ پذیرش: چهار ترجمه، چهار الگو با زمان، دلیل ماضی بعید و باب دو فعل.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 2 — درس 5» — بخشِ «فرمول‌های طلایی» و بخشِ «۲) مضارع + نکره + مضارع»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: ماضی + نکره + ماضی ← ماضی بعید یا ساده (به قرینهٔ پیش‌بودنِ فعل وصفی).

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان