پرش به محتوای اصلی

تأثیر فارسی بر زبان عربی (عربی ۲)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس چهارم عربی ۲: تأثیرِ زبانِ فارسی بر عربی

عنوانِ درس یعنی تَأْثيرُ اللُّغَةِ الْفارِسِيَّةِ عَلَی اللُّغَةِ الْعَرَبِيَّةِ\text{تَأْثيرُ اللُّغَةِ الْفارِسِيَّةِ عَلَی اللُّغَةِ الْعَرَبِيَّةِ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (تأثیرِ زبانِ فارسی بر زبانِ عربی)، موضوعِ متن را از همان ابتدا روشن می‌کند. متن توضیح می‌دهد که واژگانِ فارسی از دورانِ جاهلیت — به دلیلِ تجارت و ورودِ ایرانیان به عراق و یمن، و کالاهایی مانندِ مشک و دیباج که عرب‌ها نداشتند — وارد زبانِ عربی شدند. این نفوذ پس از اسلام و به‌ویژه در دورانِ عباسیان، با پیوستنِ ایران به دولتِ اسلامی و شرکتِ ایرانیانی مانندِ ابومسلمِ خراسانی و آلِ برمک در تحولاتِ آن دوره، شدت گرفت. ابن‌مقفع با ترجمهٔ کتاب‌هایِ فارسی به عربی (از جمله کلیله و دمنه) نقشِ بزرگی در این تأثیر داشت، و فیروزآبادی هم فرهنگِ لغتِ مشهورش «القاموس» را نوشت که واژگانِ بسیاری از عربی را در بر می‌گیرد. متن نمونه‌هایِ تغییرِ آوایی را هم نشان می‌دهد — چهار حرفِ فارسیِ گ، چ، پ، ژ که در عربی نیستند، هنگامِ ورود به عربی جایگزین می‌شوند (گ ← ج/ق، چ ← ش، پ ← ب/ف، ژ ← ز): پَردیس\text{پَردیس}ادامهٔ فرمول را افقی ببین ← فِرْدَوْس\text{فِرْدَوْس}ادامهٔ فرمول را افقی ببین، مِهْرِگان\text{مِهْرِگان}ادامهٔ فرمول را افقی ببین ← مِهْرَجان\text{مِهْرَجان}ادامهٔ فرمول را افقی ببین، چادُرشَب\text{چادُرشَب}ادامهٔ فرمول را افقی ببین ← شَشَف\text{شَشَف}ادامهٔ فرمول را افقی ببین. حتی فعلِ قرآنیِ يَكْنِزونَ\text{يَكْنِزونَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (گنج می‌کنند، از ریشهٔ كَنَزَ\text{كَنَزَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین) از واژهٔ فارسیِ «گَنْج» گرفته شده — و نمونه‌هایِ دیگر مانندِ كَنْز\text{كَنْز}ادامهٔ فرمول را افقی ببین از «گَنْج»، سِراج\text{سِراج}ادامهٔ فرمول را افقی ببین از «چِراغ»، جُلّاب\text{جُلّاب}ادامهٔ فرمول را افقی ببین از «گُلاب»، و سِرْوال\text{سِرْوال}ادامهٔ فرمول را افقی ببین از «شَلْوار» هم در متن آمده‌اند. دو منبعِ علمیِ معرفی‌شده در درس، «قاموسِ» فیروزآبادی و کتابِ دکتر التونجی با عنوانِ «معجمُ المعرَّباتِ الفارسیةِ فی اللغةِ العربیةِ» هستند که این وام‌واژه‌ها را مستند کرده‌اند.

درس دو قاعدهٔ دستوری را آموزش می‌دهد. اول، معرفه و نکره: اسمِ معرفه شناخته‌شده است (با نشانه‌هایِ «ال»، اسمِ علم، ضمیر، اسمِ اشاره، اسمِ موصول، یا مضاف به معرفه) و اسمِ نکره ناشناخته. نکتهٔ کاربردی: وقتی اسمی نکره بیاید و بعد با «ال» تکرار شود، «ال» را می‌توان «این/آن» ترجمه کرد — مثالِ رَأَيْتُ أَفْراساً. كانَتِ الْأَفْراسُ...\text{رَأَيْتُ أَفْراساً. كانَتِ الْأَفْراسُ...}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (اسب‌هایی دیدم. آن اسب‌ها...). اسمِ علم حتی با تنوین هم معرفه است، و خبرِ دارایِ تنوین لزوماً نکره ترجمه نمی‌شود (الْعِلْمُ كَنْزٌ\text{الْعِلْمُ كَنْزٌ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = دانش گنج است، نه گنجی).

دومین قاعده، ترجمهٔ فعلِ مضارعِ منصوب با حروفِ ناصبهٔ أَنْ، لِـ، كَيْ، لِكَيْ، حَتّٰی\text{أَنْ، لِـ، كَيْ، لِكَيْ، حَتّٰی}ادامهٔ فرمول را افقی ببین است که فعل را در فارسی به مضارعِ التزامی ترجمه می‌کنند — مانندِ لِكَيْ نَفْهَمَ\text{لِكَيْ نَفْهَمَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = تا بفهمیم. آیاتِ قرآنی این قاعده را نشان می‌دهند: فَاصْبِروا حَتّٰی يَحْكُمَ اللهُ بَيْنَنا\text{فَاصْبِروا حَتّٰی يَحْكُمَ اللهُ بَيْنَنا}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = صبر کنید تا خداوند میانِ ما داوری کند؛ يُريدونَ أَنْ يُبَدِّلوا كَلامَ اللهِ\text{يُريدونَ أَنْ يُبَدِّلوا كَلامَ اللهِ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = می‌خواهند سخنِ خدا را تبدیل کنند. حرفِ لَنْ\text{لَنْ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین هم آیندهٔ منفیِ قطعی می‌سازد: لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّٰی تُنْفِقوا مِمّا تُحِبّونَ\text{لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّٰی تُنْفِقوا مِمّا تُحِبّونَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = به نیکی دست نخواهید یافت مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید. دامِ رایجِ کنکوری، ترجمه‌کردنِ این فعل‌ها به‌صورتِ مضارعِ اخباری (مثلِ «می‌کند» به‌جایِ «بکند») است.

درس با جدولِ واژگانِ افعالِ رایج (مانندِ اِزْدادَ\text{اِزْدادَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = افزایش یافت، اِشْتَدَّ\text{اِشْتَدَّ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = شدت گرفت، اِنْضَمَّ\text{اِنْضَمَّ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = پیوست از بابِ انفعال، شارَكَ\text{شارَكَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین از بابِ مفاعله = شرکت کرد، بَيَّنَ\text{بَيَّنَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = آشکار کرد، أَلَّفَ\text{أَلَّفَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = تألیف کرد) و تست‌هایِ کنکوری دربارهٔ تشخیصِ اسمِ معرب و نکره، و ریشهٔ فارسیِ واژگانِ معرّب به پایان می‌رسد.

سؤال تستی

۱۰ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. ترجمه دقیق «تَأْثیرُ اللُّغَةِ الْفارِسیَّةِ عَلَی اللُّغَةِ الْعَرَبیَّةِ» کدام است؟

  • تأثیر زبان فارسی بر زبان عربی
  • تأثیر واژگان فارسی از زبان عربی
  • تأثیر زبان عربی بر زبان فارسی
  • تأثیر زبان فارسی در زبان عربی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

(الف) «تَأْثیرُ» یعنی «تأثیر» و مضاف است، «اللُّغَةِ الْفارِسیَّةِ» مضافٌ‌إلیه («زبانِ فارسی») و «عَلَی اللُّغَةِ الْعَرَبیَّةِ» یعنی «بر زبانِ عربی»؛ پس گزینه‌ی «تأثیر زبان فارسی بر زبان عربی» تنها ترجمه‌ی دقیق است. (ب) گزینه‌ی «تأثیر زبان عربی بر زبان فارسی» رد می‌شود، چون جهتِ تأثیر را برعکس کرده است. گزینه‌ی «تأثیر زبان فارسی در زبان عربی» رد می‌شود، چون حرفِ «عَلَی» (بر) را با «در» عوض کرده که دقتِ ترجمه را کم می‌کند. گزینه‌ی «تأثیر واژگان فارسی از زبان عربی» رد می‌شود، چون هم «اللُّغَةِ» (زبان) را با «واژگان» عوض کرده و هم حرفِ «عَلَی» را با «از» جابه‌جا کرده است. (ج) تلهٔ تستی: حرفِ «عَلَی» در این ترکیب معنای «بر» می‌دهد و جهتِ تأثیرگذار/تأثیرپذیر را مشخص می‌کند؛ نباید آن را با «فی» (در) یکسان گرفت.

2. در ترجمه «اَلْمُفْرَداتُ الْفارِسِیَّةُ دَخَلَتِ اللُّغَةَ الْعَرَبِیَّةَ مُنْذُ الْعَصْرِ الْجاهِلِیِّ» کدام گزینه درست است؟

  • واژگان فارسی در دوران اسلامی به عربی منتقل شدند
  • لغت‌های عربی در زمان جاهلیت از فارسی پدید آمدند
  • واژگان فارسی از دوران جاهلیت وارد زبان عربی شدند
  • واژگان عربی از عصر جاهلیت وارد زبان فارسی شدند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

(الف) «اَلْمُفْرَداتُ الْفارِسِیَّةُ» فاعل («واژگانِ فارسی»)، «دَخَلَتِ» فعل («وارد شدند») و «مُنْذُ الْعَصْرِ الْجاهِلِیِّ» یعنی «از دورانِ جاهلیت»؛ پس گزینه‌ی «واژگان فارسی از دوران جاهلیت وارد زبان عربی شدند» تنها ترجمه‌ی درست است. (ب) گزینه‌ی «واژگان عربی از عصر جاهلیت وارد زبان فارسی شدند» رد می‌شود، چون فاعل (واژگانِ فارسی) و مقصدِ ورود (زبانِ عربی) هر دو را برعکس کرده است. گزینه‌ی «واژگان فارسی در دوران اسلامی به عربی منتقل شدند» رد می‌شود، چون «مُنْذُ الْعَصْرِ الْجاهِلِیِّ» (از دورانِ جاهلیت) را با «دورانِ اسلامی» عوض کرده است. گزینه‌ی «لغت‌های عربی در زمان جاهلیت از فارسی پدید آمدند» رد می‌شود، چون فاعل و مبدأ/مقصدِ ورود را کاملاً جابه‌جا کرده است. (ج) تلهٔ تستی: طبقِ متنِ درس، ورودِ واژگانِ فارسی به عربی از همان عصرِ جاهلی آغاز شده بود، نه پس از اسلام؛ این دو مرحله‌ی تاریخی را نباید با هم خلط کرد.

3. ترجمه مناسب «وَ اشْتَدَّ النَّقْلُ مِنَ الْفارِسِیَّةِ إلَی الْعَرَبِیَّةِ» کدام است؟

  • انتقال از فارسی به عربی شدت گرفت
  • انتقال از فارسی به فارسی افزایش یافت
  • انتقال از عربی به فارسی شدت گرفت
  • ترجمه فارسی از عربی پایان یافت

پاسخنامه‌ی تحلیلی

(الف) «اِشْتَدَّ» یعنی «شدت گرفت»، «النَّقْلُ» فاعل («انتقال») و «مِنَ الْفارِسِیَّةِ إلَی الْعَرَبِیَّةِ» یعنی «از فارسی به عربی»؛ پس گزینه‌ی «انتقال از فارسی به عربی شدت گرفت» تنها ترجمه‌ی درست است. (ب) گزینه‌ی «انتقال از عربی به فارسی شدت گرفت» رد می‌شود، چون جهتِ انتقال («مِنَ...إلَی») را برعکس کرده است. گزینه‌ی «ترجمه فارسی از عربی پایان یافت» رد می‌شود، چون فعلِ «اِشْتَدَّ» (شدت گرفت) را با «پایان یافت» عوض کرده که معنایی متضاد دارد. گزینه‌ی «انتقال از فارسی به فارسی افزایش یافت» رد می‌شود، چون مقصدِ انتقال (عربی) به‌اشتباه «فارسی» آمده است. (ج) تلهٔ تستی: «مِنَ...إلَی» مبدأ و مقصدِ انتقال را مشخص می‌کند؛ این دو باید همیشه با ترتیبِ درستشان در ترجمه بیایند، نه معکوس.

4. ترجمه «وَ لِلْفیروزآبادی مُعْجَمٌ مَشْهورٌ بِاسْمِ الْقاموسِ» کدام است؟

  • فیروزآبادی در قاموس مشهور شد
  • برای فیروزآبادی کتابی به نام معجم بود
  • فیروزآبادی فرهنگ مشهوری به نام قاموس دارد
  • قاموس نام شخصی از شاگردان فیروزآبادی است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

(الف) «لِلْفیروزآبادی مُعْجَمٌ» ساختارِ مالکیت است («فیروزآبادی معجمی دارد») و «مَشْهورٌ بِاسْمِ الْقاموسِ» یعنی «مشهور به نامِ قاموس»؛ پس گزینه‌ی «فیروزآبادی فرهنگ مشهوری به نام قاموس دارد» تنها ترجمه‌ی درست است. (ب) گزینه‌ی «فیروزآبادی در قاموس مشهور شد» رد می‌شود، چون ساختارِ مالکیت («دارد») را با فعلِ «مشهور شدن» عوض کرده که فاعل و مفعول را جابه‌جا می‌کند. گزینه‌ی «برای فیروزآبادی کتابی به نام معجم بود» رد می‌شود، چون نامِ خاصِ «الْقاموسِ» را نادیده گرفته و به‌جای آن «معجم» را به‌عنوانِ نام آورده است. گزینه‌ی «قاموس نام شخصی از شاگردان فیروزآبادی است» رد می‌شود، چون «الْقاموسِ» را از نامِ کتاب به نامِ شخص تبدیل کرده که کاملاً بی‌ربط است. (ج) تلهٔ تستی: «بِاسْمِ» یعنی «به نامِ»؛ اسمی که پس از آن می‌آید (اینجا «الْقاموسِ») نامِ خودِ معجم است، نه نامِ شخصِ دیگری.

5. ترجمه «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ» چیست؟

  • به نیکی دست نمی‌یابید
  • به نیکی دست نخواهید یافت
  • به نیکی دست یافته‌اید
  • به نیکی باید دست یابید

پاسخنامه‌ی تحلیلی

(الف) «لَنْ تَنالُوا» با حرفِ «لَنْ» (نفیِ آینده) یعنی «دست نخواهید یافت» و «الْبِرَّ» یعنی «به نیکی»؛ پس گزینه‌ی «به نیکی دست نخواهید یافت» تنها ترجمه‌ی درست است. (ب) گزینه‌ی «به نیکی دست نمی‌یابید» رد می‌شود، چون «لَنْ» (نفیِ آینده) را با نفیِ مضارعِ اخباری (حال) عوض کرده است. گزینه‌ی «به نیکی دست یافته‌اید» رد می‌شود، چون فعلِ منفیِ آینده را به فعلِ مثبتِ ماضی تبدیل کرده است. گزینه‌ی «به نیکی باید دست یابید» رد می‌شود، چون معنای نفی را کاملاً حذف کرده و آن را به جمله‌ی امری/الزامی تبدیل کرده است. (ج) تلهٔ تستی: «لَنْ» همیشه با فعلِ مضارعِ منصوب می‌آید و معنای «هرگز نخواهد/نخواهید» (نفیِ قطعیِ آینده) می‌دهد؛ این را نباید با نفیِ زمانِ حال یا گذشته اشتباه گرفت.

6. در ترجمه «قَبْلَ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ» کدام گزینه درست‌تر است؟

  • چون روزی می‌آید
  • پس از آنکه روزی می‌آید
  • پیش از آنکه روزی بیاید
  • تا روزی آمده باشد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

(الف) «قَبْلَ أَنْ» یعنی «پیش از آنکه» و «یَأْتِیَ یَوْمٌ» با حرفِ ناصبه‌ی «أَنْ» به‌صورتِ مضارعِ التزامی («روزی بیاید») ترجمه می‌شود؛ پس گزینه‌ی «پیش از آنکه روزی بیاید» تنها ترجمه‌ی درست است. (ب) گزینه‌ی «پس از آنکه روزی می‌آید» رد می‌شود، چون هم «قَبْلَ» (پیش از) را با «پس از» عوض کرده و هم فعل را اخباری («می‌آید») به‌جای التزامی ترجمه کرده است. گزینه‌ی «تا روزی آمده باشد» رد می‌شود، چون معنای «قَبْلَ أَنْ» (پیش از آنکه) را با ساختارِ «تا» جایگزین کرده که رابطه‌ی زمانی را نادرست می‌سازد. گزینه‌ی «چون روزی می‌آید» رد می‌شود، چون رابطه‌ی زمانیِ «پیش از» را با رابطه‌ی علّیِ «چون» عوض کرده است. (ج) تلهٔ تستی: «قَبْلَ أَنْ + فعلِ مضارعِ منصوب» ساختارِ ثابتی برای «پیش از آنکه ... بکند» است؛ فعلِ پس از آن باید التزامی ترجمه شود، نه اخباری.

7. ترجمه درست «یَکْنِزونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ» کدام است؟

  • طلا و نقره را می‌شمارند
  • طلا و نقره را می‌فروشند
  • طلا و نقره را می‌آرایند
  • طلا و نقره را می‌اندوزند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

(الف) «یَکْنِزونَ» از ریشه‌ی «کَنَزَ» یعنی «می‌اندوزند/گنج می‌کنند» و «الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ» یعنی «طلا و نقره را»؛ پس گزینه‌ی «طلا و نقره را می‌اندوزند» تنها ترجمه‌ی درست است. (ب) گزینه‌ی «طلا و نقره را می‌شمارند» رد می‌شود، چون فعلِ «کَنَزَ» (اندوختن/احتکار کردن) را با «شمردن» اشتباه گرفته است. گزینه‌ی «طلا و نقره را می‌فروشند» رد می‌شود، چون آیه دقیقاً دربردارنده‌ی مفهومِ احتکار (نگه‌داشتن، نه فروختن) است. گزینه‌ی «طلا و نقره را می‌آرایند» رد می‌شود، چون معنایِ «کَنَزَ» هیچ ارتباطی با «آراستن» ندارد. (ج) تلهٔ تستی: «یَکْنِزونَ» با واژه‌ی فارسیِ «گَنْج» هم‌ریشه است (طبقِ متنِ درس)؛ معنای دقیقش «اندوختن/احتکار کردن» است، نه هر فعلِ دیگری که با مالِ گران‌بها مرتبط باشد.

8. در «لِیَفْعَلَ» معنای درست فعل مضارع چیست؟

  • می‌کند
  • چنین کرد
  • تا بکند
  • نخواهد کرد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

(الف) «لِـ» پیش از فعلِ مضارعِ منصوب («لِیَفْعَلَ») حرفِ ناصبه است و معنای هدف/غرض («تا») می‌دهد؛ پس فعلِ پس از آن باید مضارعِ التزامی ترجمه شود و گزینه‌ی «تا بکند» درست است. (ب) گزینه‌ی «می‌کند» رد می‌شود، چون فعل را مضارعِ اخباری (بدونِ توجه به «لِـ» ناصبه) ترجمه کرده است. گزینه‌ی «چنین کرد» رد می‌شود، چون فعلِ مضارع را به ماضی برگردانده، حال آنکه «لِیَفْعَلَ» مضارع است. گزینه‌ی «نخواهد کرد» رد می‌شود، چون معنای آینده‌ی منفی (که ویژه‌ی «لَنْ» است) را به‌اشتباه به «لِـ» نسبت داده است. (ج) تلهٔ تستی: حرفِ «لِـ» ناصبه (پیش از فعلِ مضارع) را نباید با «لَنْ» (نفیِ آینده) یا «لِـ» غیرِ ناصبه (مانندِ لامِ مالکیت در «لِلْفیروزآبادی») اشتباه گرفت؛ فقط زمانی که مستقیماً بر سرِ فعلِ مضارعِ منصوب بیاید، معنای «تا» می‌دهد.

9. در کدام گزینه، فعل مضارع باید به صورت «نخواهید یافت» ترجمه شود؟

  • کی تنالوا
  • حتی تنالوا
  • لن تنالوا
  • أن تنالوا

پاسخنامه‌ی تحلیلی

(الف) «لَنْ» حرفِ نصب و نفیِ آینده است و فعلِ پس از آن («لن تنالوا») باید «نخواهید یافت» ترجمه شود؛ پس گزینه‌ی «لن تنالوا» درست است. (ب) گزینه‌ی «أن تنالوا» رد می‌شود، چون «أَنْ» معنای هدف/مصدری («که...») می‌دهد و فعلِ پس از آن مضارعِ التزامی («بیابید») ترجمه می‌شود، نه آینده‌ی منفی. گزینه‌ی «کی تنالوا» رد می‌شود، چون «کَیْ» نیز معنای هدف («تا») می‌دهد، نه نفیِ آینده. گزینه‌ی «حتی تنالوا» رد می‌شود، چون «حَتّٰی» معنای «تا آنکه» (غایت) می‌دهد، نه آینده‌ی منفی. (ج) تلهٔ تستی: از میانِ حروفِ ناصبه، فقط «لَنْ» معنای «نخواهد/نخواهید کرد» (آینده‌ی منفی) می‌دهد؛ بقیه‌ی حروفِ ناصبه (أَنْ، لِـ، کَیْ، لِکَیْ، حَتّٰی) فعلِ پس از خود را مضارعِ التزامیِ مثبت می‌سازند.

10. ترجمه مناسب «لَنْ یَدْخُلَ» کدام است؟

  • وارد نخواهد شد
  • وارد می‌گردد
  • وارد نمی‌شود
  • او وارد نشد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

(الف) «لَنْ یَدْخُلَ» با حرفِ «لَنْ» (نفیِ آینده) یعنی «وارد نخواهد شد»؛ پس گزینه‌ی «وارد نخواهد شد» تنها ترجمه‌ی درست است. (ب) گزینه‌ی «وارد نمی‌شود» رد می‌شود، چون نفیِ آینده («لَنْ») را با نفیِ مضارعِ اخباری (حال) عوض کرده است. گزینه‌ی «او وارد نشد» رد می‌شود، چون فعلِ مضارعِ منفیِ آینده را به فعلِ ماضیِ منفی تبدیل کرده است. گزینه‌ی «وارد می‌گردد» رد می‌شود، چون معنای نفی را کاملاً حذف کرده و آن را به جمله‌ی مثبت تبدیل کرده است. (ج) تلهٔ تستی: «لَنْ» فقط با فعلِ مضارعِ منصوب می‌آید و همیشه معنای «هرگز نخواهد» (نفیِ قطعیِ آینده) می‌دهد؛ نباید آن را با «لا» (نفیِ حال) یا «لَمْ» (نفیِ گذشته) اشتباه گرفت.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. عنوانِ «تَأثيرُ اللُّغَةِ الفارِسِيَّةِ عَلَی اللُّغَةِ العَرَبِيَّةِ» و جملهٔ «المُفرَداتُ الفارِسِيَّةُ دَخَلَتِ اللُّغَةَ العَرَبِيَّةَ مُنذُ العَصرِ الجاهِلِيِّ بِسَبَبِ التِّجارَةِ» را در نظر بگیرید. الف) هر دو را ترجمه کنید. ب) عنوان را از نظر ساختارِ اضافی و جار و مجرور تحلیل کنید و «تَأثير» را از نظر باب بررسی کنید. ج) در جمله چرا «دَخَلَتِ» مؤنث است؟ «مُنذُ» و «بِسَبَبِ» چه نقشی دارند؟ سه دلیلِ ورودِ واژه‌هایِ فارسی را بنویسید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) تأثیر زبان فارسی بر زبان عربی؛ واژه‌هایِ فارسی از دورانِ جاهلیت به‌سببِ تجارت وارد زبانِ عربی شدند.
ب) «تَأثير» مصدر بابِ تفعیل و مضاف؛ «اللُّغَةِ الفارِسِيَّةِ» مضافٌ‌الیه و مجرور؛ «عَلَی اللُّغَةِ العَرَبِيَّةِ» جار و مجرور و متعلق به «تَأثير».
ج) «المُفرَداتُ» جمعِ مکسر غیرعاقل و در حکمِ مفردِ مؤنث است؛ پس «دَخَلَتِ» مؤنث آمده و فاعل «المُفرَداتُ» است. «مُنذُ»: حرف جر (از) و «العَصرِ» مجرور؛ «بِسَبَبِ»: جار و مجرور (به سبب). دلیل‌ها: تجارت، ورودِ ایرانیان به عراق و یمن، کالاهایی که عرب‌ها نداشتند (مشک و دیباج).
معیارِ پذیرش: دو ترجمه، تحلیلِ عنوان و باب، دلیلِ تأنیث و نقشِ منذ و بسبب، سه دلیل.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 2 — درس 4» — بخشِ «عنوان درس» و بخشِ «۱. ورود واژگان فارسی به عربی در دوران جاهلیت»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: جمعِ مکسرِ غیرعاقل در حکمِ مفردِ مؤنث است؛ «مُنذُ» با اسم مجرور از زمان آغاز را می‌رساند.

۲. جملهٔ «اِشتَدَّ النَّقلُ مِنَ الفارِسِيَّةِ إِلَی العَرَبِيَّةِ بَعدَ انضِمامِ إيرانَ إِلَی الدَّولَةِ الإسلامِيَّةِ.» الف) جمله را ترجمه کنید. ب) «اِشتَدَّ» و «انضِمام» را از نظر باب، نوع و ریشه بررسی کنید؛ چرا «اِشتَدَّ» مضاعف است و مضارعش چیست؟ ج) «بَعدَ انضِمامِ إيرانَ» را از نظر ترکیب اضافی تحلیل کنید؛ فاعل و جار و مجرورهایِ جمله را مشخص کنید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) انتقال از فارسی به عربی پس از پیوستنِ ایران به دولت اسلامی شدت گرفت.
ب) «اِشتَدَّ»: ماضی بابِ افتعال، ریشهٔ «ش د د» (مضاعف: دو حرف همانند در پایان در هم ادغام شده)؛ مضارع: يَشتَدُّ. «انضِمام»: مصدر بابِ انفعال از «اِنضَمَّ» (ريشهٔ ض م م).
ج) «بَعدَ»: ظرفِ مضاف؛ «انضِمامِ»: مضافٌ‌الیهِ بَعدَ و خودش مضاف؛ «إيرانَ»: مضافٌ‌الیه (ممنوع‌ازصرف، با فتحه جر). فاعل «اِشتَدَّ»: «النَّقلُ»؛ جار و مجرورها: «مِنَ الفارِسِيَّةِ»، «إِلَی العَرَبِيَّةِ»، «إِلَی الدَّولَةِ».
معیارِ پذیرش: ترجمه، دو باب با ریشه و مضاعف، تحلیلِ اضافی، فاعل و جار و مجرورها.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 2 — درس 4» — بخشِ «۲. افزایش تأثیر پس از اسلام»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: اِشتَدَّ افتعالِ مضاعف و اِنضَمَّ انفعالِ مضاعف است؛ در مضارع ادغام باقی می‌ماند (يَشتَدُّ).

۳. جمله‌ها: «كانَ لِابنِ المُقَفَّعِ دَورٌ عَظيمٌ في هٰذَا التَّأثيرِ» و «لِلفيروزآبادي مُعجَمٌ مَشهورٌ بِاسمِ القاموسِ يَضُمُّ مُفرَداتٍ كَثيرَةً». الف) هر دو را ترجمه کنید. ب) در جملهٔ اول خبرِ كانَ و اسمِ كانَ را با اعراب بنویسید و بگویید چرا خبر مقدم است. در جملهٔ دوم خبرِ مقدم و مبتدای مؤخر کدام‌اند؟ ج) «يَضُمُّ» چه نوع فعلی است (ریشه و نوع) و جملهٔ «يَضُمُّ مُفرَداتٍ كَثيرَةً» چه نقشی نسبت به «مُعجَمٌ» دارد؟ «هٰذَا التَّأثيرِ» چه ساختاری است؟

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) ابن‌مقفع نقش بزرگی در این تأثیر داشت؛ فیروزآبادی فرهنگ مشهوری به نام «القاموس» دارد که واژه‌هایِ بسیاری را در بر می‌گیرد.
ب) خبرِ كانَ: «لِابنِ المُقَفَّعِ» (شبه‌جمله، مقدم)؛ اسمِ كانَ: «دَورٌ» (مرفوع). چون اسم كان نکره است (دَورٌ) و نکره را نمی‌توان در آغاز آورد، خبر مقدم شده. جملهٔ دوم: خبر مقدم «لِلفيروزآبادي»، مبتدایِ مؤخر «مُعجَمٌ».
ج) «يَضُمُّ» از «ضَمَّ» (ریشهٔ ض م م)، فعل مضاعف؛ جملهٔ فعلیه و جملهٔ وصفیه برای «مُعجَمٌ». «هٰذَا التَّأثيرِ» ترکیب اشاری (اسم اشاره + «الـ» + اسم) و مجرور به حرف جر «في».
معیارِ پذیرش: دو ترجمه، اسم و خبر كان و علت تقدیم و خبرِ مقدم، فعل مضاعف و جمله وصفیه و ترکیب اشاری.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 2 — درس 4» — بخشِ «۳. نقش ابن‌مقفع» و بخشِ «۴. معجم فیروزآبادی»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: جار و مجرور می‌تواند خبرِ مقدمِ كان یا مبتدا باشد و نکره پس از آن می‌آید.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان