پرش به محتوای اصلی

موفقیت و افعال ناقصه (عربی ۲)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

عربی ۲ — درس هفتم: «النَّجاح» و افعال ناقصه (۱)

عنوان و پیام محوری

عنوان درس النَّجاحالنَّجاحادامهٔ فرمول را افقی ببین (موفقیت، کامیابی) با آیهٔ ﴿لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾ آغاز می‌شود — انسان چیزی جز آنچه تلاش کرده ندارد. حدیث افتتاحیه: «مَنْ طَلَبَ شَيْئاً وَ جَدَّ وَجَدَ» (هر کس چیزی را بخواهد و جدیت کند، می‌یابد). پیام محوری درس در یک جمله: «لَامُشْكِلَةَقَادِرَةٌعَلَىٰهَزِيمَةِالشَّخْصِالَّذِييَتَوَكَّلُعَلَىاللهِلَا مُشْكِلَةَ قَادِرَةٌ عَلَىٰ هَزِيمَةِ الشَّخْصِ الَّذِي يَتَوَكَّلُ عَلَى اللهِادامهٔ فرمول را افقی ببین» — هیچ مشکلی نمی‌تواند کسی را که بر خدا توکل دارد و به توانایی‌های خود اعتماد کرده، شکست دهد.

چهار الگوی موفقیت با وجود دشواری

درس چهار شخصیت واقعی را معرفی می‌کند که با وجود موانع بزرگ به موفقیت رسیدند:

مهدی آذریزدی — مشهورترین نویسندهٔ داستان‌های کودکان ایران؛ در بیست‌سالگی کارگری ساده بود، بعد کتاب‌فروش شد، هرگز به مدرسه نرفت، اما با تلاش شخصی به موفقیت رسید.

هلن کلر — در نوزده‌ماهگی دچار تبی شد که او را کور، کر و لال کرد (عَمْيَاءعَمْيَاءادامهٔ فرمول را افقی ببین، صَمَّاءصَمَّاءادامهٔ فرمول را افقی ببین، بَكْمَاءبَكْمَاءادامهٔ فرمول را افقی ببین). حروف الفبا را از راه لامسه و بویایی یاد گرفت، در بیست‌سالگی شهرتی جهانی یافت، مدارک دانشگاهی متعدد گرفت، به کشورهای مختلف سفر کرد، سخنرانی‌ها ایراد کرد و هجده کتاب نوشت که به پنجاه زبان ترجمه شد.

مهتاب نبوی — دختری که بدون دو دست به دنیا آمد؛ با این حال می‌نویسد، نقاشی می‌کشد، شنا می‌کند، کمربند سیاه تکواندو دارد و دو کتاب نوشته است.

کریستی براون — در خانواده‌ای فقیر و با فلج مغزی متولد شد و قادر به راه‌رفتن و سخن‌گفتن نبود؛ روزی با پای چپش (تنها عضو متحرکش) تکه‌گچی برداشت و روی دیوار نقاشی کشید. سرانجام نقاش و شاعر شد، کتاب «قَدَمِيَالْيُسْرَىٰقَدَمِيَ الْيُسْرَىٰادامهٔ فرمول را افقی ببین» (پای چپ من) را نوشت که به فیلمی سینمایی با جایزهٔ اسکار تبدیل شد.

واژگان کلیدی

واژه معنا نکته
سَعَىٰ / اِجْتَهَدَ تلاش کرد / کوشید ثلاثی ناقص / افتعال
أُصِيبَ بِـ دچار شد به فعل مجهول
رَغْمَ هٰذَا = مَعَ أَنَّ با وجود این، با اینکه —
مُعَوَّق معلول، جانباز اسم مفعول باب تفعیل
أَعْمَىٰ/عَمْيَاء، أَصَمّ/صَمَّاء، أَبْكَم/بَكْمَاء کور، کر، لال مذکر/مؤنث
الشَّلَل الدِّمَاغِيّ فلج مغزی —
حَصَلَ عَلَىٰ دریافت کرد، به دست آورد —

قواعد — افعال ناقصه (بخش ۱)

افعال ناقصه بر سر جملهٔ اسمیه می‌آیند، مبتدا را به‌عنوان «اسم» خود می‌گیرند (مرفوع باقی می‌ماند) و «خبر» را منصوب می‌کنند. مهم‌ترین افعال این خانواده: كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین (بود/است)، صَارَصَارَادامهٔ فرمول را افقی ببین و أَصْبَحَأَصْبَحَادامهٔ فرمول را افقی ببین (شد)، لَيْسَلَيْسَادامهٔ فرمول را افقی ببین (نیست).

پنج معنای كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین:

۱. ماضی ساده («بود»): كَانَالْبَابُمُغْلَقاًكَانَ الْبَابُ مُغْلَقاًادامهٔ فرمول را افقی ببین = در بسته بود.
۲. حال («است»)، معمولاً در آیات قرآن: ﴿إِنَّ اللهَ كَانَ غَفُوراً رَحِيماً﴾ = خدا آمرزنده و مهربان است، نه بود — نشانگر ازلی‌بودن صفات الهی.
۳. ماضی استمراری: كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین + مضارع = «می‌ + فعل ماضی»؛ مثال: كَانُوايَسْمَعُونَكَانُوا يَسْمَعُونَادامهٔ فرمول را افقی ببین = می‌شنیدند، كُنْتُأَدْرُسُكُنْتُ أَدْرُسُادامهٔ فرمول را افقی ببین = درس می‌خواندم.
۴. ماضی بعید: كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین + (قَدْ) + ماضی؛ مثال: كَانَالطَّالِبُقَدْسَمِعَكَانَ الطَّالِبُ قَدْ سَمِعَادامهٔ فرمول را افقی ببین = دانش‌آموز شنیده بود.
۵. به معنای «داشت»: وقتی كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین با لِـلِـادامهٔ فرمول را افقی ببین یا عِنْدَعِنْدَادامهٔ فرمول را افقی ببین بیاید؛ مثال: كَانَلَهُبَيْتٌكَانَ لَهُ بَيْتٌادامهٔ فرمول را افقی ببین = خانه داشت، كَانَعِنْدِيسَرِيرٌكَانَ عِنْدِي سَرِيرٌادامهٔ فرمول را افقی ببین = تخت داشتم.

مضارع كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین، يَكُونُيَكُونُادامهٔ فرمول را افقی ببین است و امر آن كُنْكُنْادامهٔ فرمول را افقی ببین (مثال: كُنْصَادِقاًكُنْ صَادِقاًادامهٔ فرمول را افقی ببین = راستگو باش).

صَارَصَارَادامهٔ فرمول را افقی ببین و أَصْبَحَأَصْبَحَادامهٔ فرمول را افقی ببین هر دو به معنای «شد» هستند و در کنکور مترادف در نظر گرفته می‌شوند (مضارع: يَصِيرُيَصِيرُادامهٔ فرمول را افقی ببین و يُصْبِحُيُصْبِحُادامهٔ فرمول را افقی ببین). لَيْسَلَيْسَادامهٔ فرمول را افقی ببین (نیست) تنها فعل ناقصه‌ای است که فقط ماضی دارد و مضارع/امر ندارد؛ برای نفیِ مضارع باید از لَالَاادامهٔ فرمول را افقی ببین یا لَنْلَنْادامهٔ فرمول را افقی ببین استفاده کرد، نه از لَيْسَلَيْسَادامهٔ فرمول را افقی ببین.

الگوی کلی: [مبتدای مرفوع] + [خبر مرفوع] در جملهٔ اسمیه ساده، اما با ورود فعل ناقص: [فعل ناقص] + [اسم مرفوع] + [خبر منصوب]. مثال: صَارَالْبُسْتَانُجَمِيلاًصَارَ الْبُسْتَانُ جَمِيلاًادامهٔ فرمول را افقی ببین (باغ زیبا شد) — الْبُسْتَانُالْبُسْتَانُادامهٔ فرمول را افقی ببین اسمِ فعل ناقص (مرفوع)، جَمِيلاًجَمِيلاًادامهٔ فرمول را افقی ببین خبر آن (منصوب).

نکات کنکوری این درس

۱. در قرآن، كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین معمولاً معنای حال دارد نه گذشته — این تله‌ای رایج در ترجمهٔ آیات است.
۲. كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین + مضارع را هرگز «ماضی نقلی» ترجمه نکنید؛ همیشه معادل «می‌ + ماضی» (استمراری) است: كَانَيَكْتُبُكَانَ يَكْتُبُادامهٔ فرمول را افقی ببین = می‌نوشت، نه «نوشته بود».
۳. لَيْسَلَيْسَادامهٔ فرمول را افقی ببین فقط ماضی دارد — فرم‌های مضارع/امر برای آن ساخته نمی‌شود؛ این تله در تست‌ها زیاد تکرار می‌شود.
۴. خبر فعل ناقص همیشه منصوب است، بدون استثنا؛ سؤالاتی که خبر مرفوع نشان می‌دهند همیشه غلط‌اند.
۵. تفاوت صَارَصَارَادامهٔ فرمول را افقی ببین و أَصْبَحَأَصْبَحَادامهٔ فرمول را افقی ببین فقط در ریشه است (از «ص ی ر» و «ص ب ح»)؛ از نظر کاربرد کنکوری تفاوتی ندارند.

پیام پایانی درس

مقایسهٔ درس ۶ (الصدق و رحم) و درس ۷ (النجاح) نشان می‌دهد ساختار درسی کتاب به‌گونه‌ای پیش می‌رود که یک فضیلت اخلاقی (اینجا: توکل و تلاش) را با یک قاعدهٔ دستوری تازه (اینجا: افعال ناقصه) در هم می‌تند. چهار الگوی موفقیتِ این درس، پیامی یکسان دارند: نداشتن تحصیلات رسمی، نابینایی-ناشنوایی-لالی، نداشتنِ دست، یا فلج مغزی — هیچ‌کدام مانع واقعی پیشرفت نیست وقتی جدیت و توکل همراه باشند؛ همان‌طور که آیهٔ پایانی درس یادآوری می‌کند: ﴿وَ لَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللهِ﴾ — از رحمت خدا نومید نشوید.

صرف مختصر كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین، صَارَصَارَادامهٔ فرمول را افقی ببین، أَصْبَحَأَصْبَحَادامهٔ فرمول را افقی ببین

ضمیر كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین (ماضی) صَارَصَارَادامهٔ فرمول را افقی ببین (ماضی) أَصْبَحَأَصْبَحَادامهٔ فرمول را افقی ببین (ماضی)
هُوَهُوَادامهٔ فرمول را افقی ببین كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین صَارَصَارَادامهٔ فرمول را افقی ببین أَصْبَحَأَصْبَحَادامهٔ فرمول را افقی ببین
هِيَهِيَادامهٔ فرمول را افقی ببین كَانَتْكَانَتْادامهٔ فرمول را افقی ببین صَارَتْصَارَتْادامهٔ فرمول را افقی ببین أَصْبَحَتْأَصْبَحَتْادامهٔ فرمول را افقی ببین
هُمْهُمْادامهٔ فرمول را افقی ببین كَانُواكَانُواادامهٔ فرمول را افقی ببین صَارُواصَارُواادامهٔ فرمول را افقی ببین أَصْبَحُواأَصْبَحُواادامهٔ فرمول را افقی ببین
أَنْتَأَنْتَادامهٔ فرمول را افقی ببین كُنْتَكُنْتَادامهٔ فرمول را افقی ببین صِرْتَصِرْتَادامهٔ فرمول را افقی ببین أَصْبَحْتَأَصْبَحْتَادامهٔ فرمول را افقی ببین
أَنَاأَنَاادامهٔ فرمول را افقی ببین كُنْتُكُنْتُادامهٔ فرمول را افقی ببین صِرْتُصِرْتُادامهٔ فرمول را افقی ببین —
نَحْنُنَحْنُادامهٔ فرمول را افقی ببین كُنَّاكُنَّاادامهٔ فرمول را افقی ببین — —

نکته: صَارَصَارَادامهٔ فرمول را افقی ببین فعل ناقص یائی است (حرف ييادامهٔ فرمول را افقی ببین آخرش در برخی صیغه‌ها حذف می‌شود).

نمونه تمرین تشخیص اسم و خبر

مثال از متن: كَانَرَسُولُاللهِأُسْوَةًحَسَنَةًلِلْعَالَمِينَكَانَ رَسُولُ اللهِ أُسْوَةً حَسَنَةً لِلْعَالَمِينَادامهٔ فرمول را افقی ببین (رسول خدا سرمشق نیکویی برای جهانیان بود) — اسم: رَسُولُرَسُولُادامهٔ فرمول را افقی ببین (مرفوع)، خبر: أُسْوَةًأُسْوَةًادامهٔ فرمول را افقی ببین (منصوب). نمونهٔ دیگر: صَارَكُلُّمَكَانٍمَمْلُوءاًبِالْأَزْهَارِصَارَ كُلُّ مَكَانٍ مَمْلُوءاً بِالْأَزْهَارِادامهٔ فرمول را افقی ببین — اسم: كُلُّكُلُّادامهٔ فرمول را افقی ببین، خبر: مَمْلُوءاًمَمْلُوءاًادامهٔ فرمول را افقی ببین؛ لَيْسَالْكَاذِبُمُحْتَرَماًعِنْدَالنَّاسِلَيْسَ الْكَاذِبُ مُحْتَرَماً عِنْدَ النَّاسِادامهٔ فرمول را افقی ببین — اسم: الْكَاذِبُالْكَاذِبُادامهٔ فرمول را افقی ببین، خبر: مُحْتَرَماًمُحْتَرَماًادامهٔ فرمول را افقی ببین.

ترجمهٔ چند آیه با كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین

  • ﴿وَ كَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ﴾ = و خانواده‌اش را به نماز و زکات فرمان می‌داد (ماضی استمراری).
  • ﴿إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولاً﴾ = بی‌گمان از عهد و پیمان پرسش می‌شود (كان با معنای حال).
  • ﴿لَقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِلسَّائِلِينَ﴾ = قطعاً در داستان یوسف و برادرانش نشانه‌هایی برای پرسندگان است.

تست‌های نمونهٔ کنکوری

  • «كَانَالطَّالِبُيَكْتُبُكَانَ الطَّالِبُ يَكْتُبُادامهٔ فرمول را افقی ببین» چگونه ترجمه می‌شود؟ پاسخ درست: «دانش‌آموز می‌نوشت» (نه «نوشته بود»).
  • کدام فعل ناقص فقط ماضی دارد؟ پاسخ: لَيْسَلَيْسَادامهٔ فرمول را افقی ببین.
  • معنی كَانَلَهُبَيْتٌكَانَ لَهُ بَيْتٌادامهٔ فرمول را افقی ببین چیست؟ پاسخ: «خانه داشت»، نه «خانه بود».
  • در جملهٔ لَيْسَالْعِلْمُصَعْباًلَيْسَ الْعِلْمُ صَعْباًادامهٔ فرمول را افقی ببین، کدام واژه منصوب است؟ پاسخ: صَعْباًصَعْباًادامهٔ فرمول را افقی ببین (خبرِ لَيْسَلَيْسَادامهٔ فرمول را افقی ببین).
  • در آیهٔ ﴿إِنَّ اللهَ كَانَ غَفُوراً﴾، كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین چه معنایی دارد؟ پاسخ: «است»، نه «بود».

پرسش‌های متداول

آیا صَارَصَارَادامهٔ فرمول را افقی ببین و أَصْبَحَأَصْبَحَادامهٔ فرمول را افقی ببین فرق معنایی دارند؟ خیر، هر دو «شد» معنا می‌دهند و در کنکور مترادف در نظر گرفته می‌شوند؛ فقط ریشهٔ لغوی‌شان متفاوت است.

چرا خبر فعل ناقص همیشه منصوب است؟ چون افعال ناقصه بر خلاف افعال تام، به‌جای فاعل، بر «اسم» و «خبر» عمل می‌کنند و خبر را منصوب می‌سازند — این قاعدهٔ ثابت زبان عربی است و استثنا ندارد.

آیا كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌تواند به معنای «شد» باشد؟ خیر؛ برای بیان «شد» تنها از صَارَصَارَادامهٔ فرمول را افقی ببین یا أَصْبَحَأَصْبَحَادامهٔ فرمول را افقی ببین استفاده می‌شود، نه از كَانَكَانَادامهٔ فرمول را افقی ببین.

مرور واژگان تکمیلی

عربی فارسی
تَوَكَّلَعَلَىٰتَوَكَّلَ عَلَىٰادامهٔ فرمول را افقی ببین توکل کرد بر
اِعْتَمَدَعَلَىٰاِعْتَمَدَ عَلَىٰادامهٔ فرمول را افقی ببین اعتماد کرد به
رَسَّامرَسَّامادامهٔ فرمول را افقی ببین نقاش
طَرِيقاللَّمْسِطَرِيق اللَّمْسِادامهٔ فرمول را افقی ببین راه لامسه
حُرُوفالْهِجَاءحُرُوف الْهِجَاءادامهٔ فرمول را افقی ببین حروف الفبا

سؤال تستی

۱۰ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام گزینه، ترجمه‌ی عربیِ درستِ جمله‌ی زیر است؟ «هیچ مشکلی قادر نیست شخصی را که بر خدا توکل می‌کند، شکست دهد.»

  • لَا مُشْكِلَةَ قَادِرَةٌ عَلَى هَزِيمَةِ شَخْصٍ يَتَوَكَّلُ عَلَى اللهِ.
  • لَا مُشْكِلَةَ قَادِرَةٌ عَلَى هَزِيمَةِ الشَّخْصِ الَّذِي يَتَوَكَّلُ عَلَى اللهِ.
  • لَا مُشْكِلَةٌ قَادِرَةٌ عَلَى هَزِيمَةِ الشَّخْصِ الَّذِي يَتَوَكَّلُ عَلَى اللهِ.
  • لَا مُشْكِلَةَ قَادِرٌ عَلَى هَزِيمَةِ الشَّخْصِ الَّذِي يَتَوَكَّلُ عَلَى اللهِ.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«مشکلة» در نقش اسمِ «لا»ی نافیه‌للجنس (نکره‌ی مفرد، بدون تنوین) باید مبنی بر فتح و منصوب باشد و «قادرة» به‌عنوان خبرِ آن باید مؤنث و مرفوع (با تنوین) بیاید تا با اسمِ مؤنثِ خود مطابقت داشته باشد؛ عبارتِ «الشخص الذي يتوكل» هم باید معرفه (با «ال») بماند تا دقیقاً معادلِ «شخصی را که» با اشاره‌ی معرفه در متنِ درس باشد. بنابراین «لَا مُشْكِلَةَ قَادِرَةٌ عَلَى هَزِيمَةِ الشَّخْصِ الَّذِي يَتَوَكَّلُ عَلَى اللهِ» تنها گزینه‌ی کاملاً درست است. گزینه‌ی «لَا مُشْكِلَةٌ قَادِرَةٌ عَلَى هَزِيمَةِ الشَّخْصِ الَّذِي يَتَوَكَّلُ عَلَى اللهِ» نادرست است، چون اسمِ لای نافیه‌للجنس با تنوینِ رفع (مشكلةٌ) آمده، درحالی‌که باید مبنی بر فتح (مشكلةَ) باشد. گزینه‌ی «لَا مُشْكِلَةَ قَادِرٌ عَلَى هَزِيمَةِ الشَّخْصِ الَّذِي يَتَوَكَّلُ عَلَى اللهِ» نادرست است، چون خبرِ «قادر» بدون تاءِ تأنیث آمده و با اسمِ مؤنثِ «مشكلة» مطابقت جنسیتی ندارد. گزینه‌ی «لَا مُشْكِلَةَ قَادِرَةٌ عَلَى هَزِيمَةِ شَخْصٍ يَتَوَكَّلُ عَلَى اللهِ» نادرست است، چون «شخص» را نکره کرده و «الذي» را حذف کرده، درحالی‌که متنِ اصلی به شخصِ معرفه با موصولِ «الذي» اشاره دارد. تلهٔ تستی: در ساختارِ «لای نافیه‌للجنس»، دانش‌آموزان معمولاً فراموش می‌کنند که اسمِ آن (نکره‌ی مفرد) منصوب و مبنی بر فتح است، نه مرفوع؛ این دقیقاً نقطه‌ی افتراقِ گزینه‌های این سؤال است.

2. کدام گزینه، ترجمه‌ی عربیِ درستِ جمله‌ی زیر است؟ «استاد مهدی آذریزدی، مشهورترین نویسنده‌ی داستان‌های کودکان در ایران است.»

  • الْأُسْتَاذُ مَهْدِي آذَرِيزْدِي مَشْهُورٌ كَاتِبٍ لِقِصَصِ الْأَطْفَالِ فِي إِيرَانَ.
  • الْأُسْتَاذُ مَهْدِي آذَرِيزْدِي أَشْهَرُ كَاتِبٍ لِقِصَّةِ الْأَطْفَالِ فِي إِيرَانَ.
  • الْأُسْتَاذُ مَهْدِي آذَرِيزْدِي أَشْهَرُ كَاتِبٍ لِقِصَصِ الْأَطْفَالِ فِي إِيرَانَ.
  • الْأُسْتَاذُ مَهْدِي آذَرِيزْدِي أَشْهَرُ كَاتِبٌ لِقِصَصِ الْأَطْفَالِ فِي إِيرَانَ.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«أَشْهَرُ» اسمِ تفضیل است و به‌عنوانِ مضاف، مرفوع می‌آید و مضاف‌إلیهِ آن («كَاتِبٍ») باید مجرور (بدونِ تنوینِ رفع) باشد؛ «لِقِصَصِ الْأَطْفَالِ» هم باید با جمعِ «قِصَص» (نه مفردِ «قِصَّة») بیاید تا معادلِ «داستان‌ها»ی جمع در فارسی باشد. تنها «الْأُسْتَاذُ مَهْدِي آذَرِيزْدِي أَشْهَرُ كَاتِبٍ لِقِصَصِ الْأَطْفَالِ فِي إِيرَانَ» هر دو نکته را رعایت می‌کند. گزینه‌ی «... أَشْهَرُ كَاتِبٌ ...» نادرست است، چون مضاف‌إلیهِ اسمِ تفضیل («كاتب») با تنوینِ رفع آمده، درحالی‌که باید مجرور باشد. گزینه‌ی «... مَشْهُورٌ كَاتِبٍ ...» نادرست است، چون به‌جایِ اسمِ تفضیلِ «أَشْهَرُ» از صفتِ ساده‌ی «مَشْهُورٌ» استفاده شده که معنایِ «مشهورترین» (برترین) را نمی‌رساند، فقط «مشهور» را می‌رساند. گزینه‌ی «... لِقِصَّةِ الْأَطْفَالِ ...» نادرست است، چون «قِصَّة» مفرد آمده و معادلِ «داستانِ کودکان» (مفرد) است، نه «داستان‌های کودکان» (جمع). تلهٔ تستی: در ترکیبِ اضافیِ اسمِ تفضیل، مضاف‌إلیه همیشه باید مجرور باشد؛ آوردنِ تنوینِ رفع رویِ آن یکی از رایج‌ترین خطاهایِ تعریب است.

3. کدام گزینه، ترجمه‌ی عربیِ درستِ جمله‌ی زیر است؟ «او هرگز به مدرسه نرفت، اما با تلاش‌های شخصی خود به موفقیت رسید.»

  • لَمْ يَذْهَبْ إِلَى الْمَدْرَسَةِ أَبَداً، وَلٰكِنَّهُ بِجُهُودِهِ الشَّخْصِيِّ وَصَلَ إِلَى النَّجَاحِ.
  • لَمْ يَذْهَبْ إِلَى الْمَدْرَسَةِ أَبَداً، وَلٰكِنَّهُ بِجُهُودِهِ الشَّخْصِيَّةِ وَصَلَ إِلَى النَّجَاحِ.
  • لَمْ يَذْهَبُ إِلَى الْمَدْرَسَةِ أَبَداً، وَلٰكِنَّهُ بِجُهُودِهِ الشَّخْصِيَّةِ وَصَلَ إِلَى النَّجَاحِ.
  • لَا يَذْهَبُ إِلَى الْمَدْرَسَةِ أَبَداً، وَلٰكِنَّهُ بِجُهُودِهِ الشَّخْصِيَّةِ وَصَلَ إِلَى النَّجَاحِ.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«لَمْ» فعلِ مضارع را مجزوم می‌کند، پس «يَذْهَبْ» باید بدونِ حرکتِ آخر (مجزوم به سکون) بیاید؛ «جُهُود» (تلاش‌ها) جمعِ مؤنثِ سالم‌گونه است و صفتِ آن «الشَّخْصِيَّة» هم باید مؤنث بیاید تا با آن مطابقت کند. فقط «لَمْ يَذْهَبْ إِلَى الْمَدْرَسَةِ أَبَداً، وَلٰكِنَّهُ بِجُهُودِهِ الشَّخْصِيَّةِ وَصَلَ إِلَى النَّجَاحِ» هر دو نکته را دارد. گزینه‌ی «لَمْ يَذْهَبُ ...» نادرست است، چون فعلِ مضارعِ پس از «لَمْ» با حرکتِ رفع (يَذْهَبُ) آمده، درحالی‌که باید مجزوم (يَذْهَبْ) باشد. گزینه‌ی «لَا يَذْهَبُ ...» نادرست است، چون «لا»ی نافیه برایِ نفیِ زمانِ حال/آینده است، نه نفیِ قطعیِ گذشته («هرگز نرفت»)؛ برایِ این معنا باید از «لَمْ + مجزوم» استفاده شود. گزینه‌ی «... بِجُهُودِهِ الشَّخْصِيِّ ...» نادرست است، چون صفتِ «الشَّخْصِيِّ» مذکر آمده درحالی‌که موصوفِ آن «جُهُود» باید با صفتِ مؤنثِ «الشَّخْصِيَّة» همراه شود. تلهٔ تستی: «لَمْ» همیشه فعلِ مضارع را مجزوم می‌کند (نه مرفوع، نه منصوب)؛ خیلی از دانش‌آموزان به‌اشتباه حرکتِ رفع را رویِ فعلِ پس از «لَمْ» نگه می‌دارند.

4. کدام گزینه، ترجمه‌ی عربیِ درستِ جمله‌ی زیر است؟ «هلن کلر وقتی به سن نوزده‌ماهگی رسید، دچار تبی شد که او را کور، کر و لال کرد.»

  • هِيلِين كِيلِر عِنْدَمَا بَلَغَتْ مِنَ الْعُمْرِ تِسْعَةَ عَشَرَ شَهْراً أُصِيبَتْ بِحُمَّى صَيَّرَتْهَا أَعْمَى وَأَصَمَّ وَأَبْكَمَ.
  • هِيلِين كِيلِر عِنْدَمَا بَلَغَتْ مِنَ الْعُمْرِ تِسْعَ عَشْرَةَ شَهْراً أُصِيبَتْ بِحُمَّى صَيَّرَتْهَا عَمْيَاءَ وَصَمَّاءَ وَبَكْمَاءَ.
  • هِيلِين كِيلِر عِنْدَمَا بَلَغَتْ مِنَ الْعُمْرِ تِسْعَةَ عَشَرَ شَهْراً أُصِيبَتْ بِحُمَّى صَيَّرَتْهَا عَمْيَاءَ وَصَمَّاءَ وَبَكْمَاءَ.
  • هِيلِين كِيلِر عِنْدَمَا بَلَغَ مِنَ الْعُمْرِ تِسْعَةَ عَشَرَ شَهْراً أُصِيبَتْ بِحُمَّى صَيَّرَتْهَا عَمْيَاءَ وَصَمَّاءَ وَبَكْمَاءَ.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

فاعلِ «بَلَغَتْ» ضمیرِ مستترِ مؤنث (هلن کلر) است، پس فعل باید با تاءِ تأنیثِ ساکن بیاید («بَلَغَتْ» نه «بَلَغَ»)؛ صفاتِ حاصل از تب («کور، کر، لال») هم باید مؤنث (عَمْيَاء، صَمَّاء، بَكْمَاء) باشند چون به هلن کلر برمی‌گردند، نه مذکر (أَعْمَى، أَصَمّ، أَبْكَم)؛ و عددِ «۱۹» با معدودِ مذکرِ «شَهْر» باید به‌صورتِ «تِسْعَةَ عَشَرَ» (با تاء در جزءِ یکان) بیاید. فقط «هِيلِين كِيلِر عِنْدَمَا بَلَغَتْ مِنَ الْعُمْرِ تِسْعَةَ عَشَرَ شَهْراً أُصِيبَتْ بِحُمَّى صَيَّرَتْهَا عَمْيَاءَ وَصَمَّاءَ وَبَكْمَاءَ» هر سه نکته را درست دارد. «هِيلِين كِيلِر عِنْدَمَا بَلَغَ مِنَ الْعُمْرِ تِسْعَةَ عَشَرَ شَهْراً أُصِيبَتْ بِحُمَّى صَيَّرَتْهَا عَمْيَاءَ وَصَمَّاءَ وَبَكْمَاءَ» نادرست است، چون فعلِ «بَلَغَ» بدونِ تاءِ تأنیث آمده و با فاعلِ مؤنثِ خود مطابقت ندارد. «هِيلِين كِيلِر عِنْدَمَا بَلَغَتْ مِنَ الْعُمْرِ تِسْعَةَ عَشَرَ شَهْراً أُصِيبَتْ بِحُمَّى صَيَّرَتْهَا أَعْمَى وَأَصَمَّ وَأَبْكَمَ» نادرست است، چون صفت‌های «أَعْمَى، أَصَمّ، أَبْكَم» مذکرند، درحالی‌که باید برای هلن کلر (مؤنث) به‌صورتِ «عَمْيَاء، صَمَّاء، بَكْمَاء» بیایند. «هِيلِين كِيلِر عِنْدَمَا بَلَغَتْ مِنَ الْعُمْرِ تِسْعَ عَشْرَةَ شَهْراً أُصِيبَتْ بِحُمَّى صَيَّرَتْهَا عَمْيَاءَ وَصَمَّاءَ وَبَكْمَاءَ» نادرست است، چون عددِ ۱۹ با معدودِ مذکرِ «شَهْر» باید به‌صورتِ «تِسْعَةَ عَشَرَ» بیاید (تاء در جزءِ یکان برایِ معدودِ مذکر)، نه «تِسْعَ عَشْرَةَ». تلهٔ تستی: در قاعده‌ی عددِ مرکب (۱۱ تا ۱۹)، تاءِ تأنیث فقط رویِ جزءِ یکان (تِسْعَةَ/تِسْعَ) می‌نشیند و برخلافِ قاعده‌ی معمولِ عدد، با جنسِ معدود عکس می‌شود: معدودِ مذکر ← یکانِ مؤنث (تِسْعَةَ عَشَرَ شَهْراً).

5. کدام گزینه، ترجمه‌ی عربیِ درستِ جمله‌ی زیر است؟ «مدارک تحصیلی متعددی کسب کرد و به کشورهای مختلف سفر کرد.»

  • حَصَلَتْ عَلَى شَهَادَاتٍ دِرَاسِيَّةٍ مُتَعَدِّدَةٍ وَسَافَرَتْ إِلَى الْبُلْدَانِ الْمُخْتَلِفَةِ.
  • حَصَلَ عَلَى شَهَادَاتٍ دِرَاسِيَّةٍ مُتَعَدِّدَةٍ وَسَافَرَتْ إِلَى بُلْدَانٍ مُخْتَلِفَةٍ.
  • حَصَلَتْ عَلَى شَهَادَةٍ دِرَاسِيَّةٍ مُتَعَدِّدَةٍ وَسَافَرَتْ إِلَى بُلْدَانٍ مُخْتَلِفَةٍ.
  • حَصَلَتْ عَلَى شَهَادَاتٍ دِرَاسِيَّةٍ مُتَعَدِّدَةٍ وَسَافَرَتْ إِلَى بُلْدَانٍ مُخْتَلِفَةٍ.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«بُلْدَانٍ مُخْتَلِفَةٍ» باید نکره بیاید، درست مثلِ «کشورهایِ مختلف» (بدونِ اشاره به کشورهایِ معیّن/معرفه)؛ فاعلِ هر دو فعل هم به هلن کلر (مؤنث) برمی‌گردد، پس هر دو فعل باید با تاءِ تأنیث بیایند. فقط «حَصَلَتْ عَلَى شَهَادَاتٍ دِرَاسِيَّةٍ مُتَعَدِّدَةٍ وَسَافَرَتْ إِلَى بُلْدَانٍ مُخْتَلِفَةٍ» این دو نکته را رعایت کرده است. گزینه‌ی «... إِلَى الْبُلْدَانِ الْمُخْتَلِفَةِ» نادرست است، چون «البلدان» را معرفه کرده (با «ال»)، درحالی‌که در متنِ اصلی «کشورهایِ مختلف» نکره و عام است، نه اشاره به کشورهایِ خاصی. گزینه‌ی «حَصَلَ عَلَى ...» نادرست است، چون فعلِ اول («حَصَلَ») بدونِ تاءِ تأنیث آمده و با فاعلِ مؤنثِ خود (که در فعلِ دومِ همان جمله، «سَافَرَتْ»، درست آمده) ناهماهنگ است. گزینه‌ی «حَصَلَتْ عَلَى شَهَادَةٍ ...» نادرست است، چون «شَهَادَةٍ» مفرد آمده، درحالی‌که «مدارکِ متعدد» باید با جمعِ «شَهَادَاتٍ» ترجمه شود. تلهٔ تستی: نکره‌بودنِ اسمِ جمعِ عامی مانندِ «کشورهایِ مختلف» باید در عربی هم با حذفِ «ال» حفظ شود؛ افزودنِ «ال» آن را به معنایِ «همان کشورهایِ معیّن» تغییر می‌دهد.

6. کدام گزینه، ترجمه‌ی عربیِ درستِ جمله‌ی زیر است؟ «هجده کتاب نوشت که به پنجاه زبان ترجمه شد.»

  • أَلَّفَتْ ثَمَانِي عَشْرَةَ كِتَاباً تُرْجِمَتْ إِلَى خَمْسِينَ لُغَةً.
  • أَلَّفَتْ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ كِتَابٍ تُرْجِمَتْ إِلَى خَمْسِينَ لُغَةً.
  • أَلَّفَتْ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ كِتَاباً تُرْجِمَتْ إِلَى خَمْسِينَ لُغَةً.
  • أَلَّفَتْ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ كِتَاباً تَرْجَمَتْ إِلَى خَمْسِينَ لُغَةً.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ترجمه شد» فعلِ مجهول است، پس باید «تُرْجِمَتْ» (مجهول) بیاید، نه «تَرْجَمَتْ» (معلوم، یعنی «او ترجمه کرد»)؛ عددِ ۱۸ با معدودِ مذکرِ «كِتَاب» باید به‌صورتِ «ثَمَانِيَةَ عَشَرَ» (یکان مؤنث برایِ معدودِ مذکر) و خودِ معدود هم تمییزِ منصوب (كِتَاباً) بیاید. فقط «أَلَّفَتْ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ كِتَاباً تُرْجِمَتْ إِلَى خَمْسِينَ لُغَةً» هر سه نکته را دارد. «أَلَّفَتْ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ كِتَاباً تَرْجَمَتْ إِلَى خَمْسِينَ لُغَةً» نادرست است، چون «تَرْجَمَتْ» فعلِ معلوم است (یعنی «کتاب‌ها ترجمه کردند»)، درحالی‌که باید مجهول («ترجمه شدند») باشد. «أَلَّفَتْ ثَمَانِي عَشْرَةَ كِتَاباً تُرْجِمَتْ إِلَى خَمْسِينَ لُغَةً» نادرست است، چون در عددِ مرکبِ ۱۸ با معدودِ مذکر، یکان باید مؤنث («ثَمَانِيَةَ») بیاید، نه مذکر («ثَمَانِي»)؛ این شکل برایِ معدودِ مؤنث به‌کار می‌رود. «أَلَّفَتْ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ كِتَابٍ تُرْجِمَتْ إِلَى خَمْسِينَ لُغَةً» نادرست است، چون معدودِ پس از عددِ مرکب (تمییز) باید منصوب باشد (كِتَاباً)، نه مجرور (كِتَابٍ). تلهٔ تستی: تمییزِ اعدادِ مرکب (۱۱ تا ۱۹) همیشه مفرد و منصوب است؛ آوردنِ آن به‌صورتِ مجرور یکی از خطاهایِ رایج است که با قاعده‌ی اعدادِ ۳ تا ۱۰ (که تمییزشان جمع و مجرور است) قاطی می‌شود.

7. کدام گزینه، ترجمه‌ی عربیِ درستِ جمله‌ی زیر است؟ «مهتاب نبوی دختری است که بدون دو دست متولد شد.»

  • مَهْتَاب نَبَوِي بِنْتٌ وُلِدَتْ بِدُونِ أَيْدٍ.
  • مَهْتَاب نَبَوِي بِنْتٌ وُلِدَتْ بِدُونِ يَدَيْنِ.
  • مَهْتَاب نَبَوِي بِنْتٌ وُلِدَتْ بِدُونِ يَدَانِ.
  • مَهْتَاب نَبَوِي بِنْتٌ وَلَدَتْ بِدُونِ يَدَيْنِ.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«يَد» (دست) مثنی است و پس از حرفِ جرِّ «بِدُونِ»، مثنی باید مجرور باشد؛ نشانه‌ی جرِّ مثنی «ياء» است، پس «يَدَيْنِ» درست است، نه «يَدَانِ» (که علامتِ رفع دارد). فقط «مَهْتَاب نَبَوِي بِنْتٌ وُلِدَتْ بِدُونِ يَدَيْنِ» این نکته و فعلِ مجهولِ «وُلِدَتْ» را با هم درست دارد. گزینه‌ی «... بِدُونِ يَدَانِ» نادرست است، چون «يَدَانِ» با «ا» علامتِ رفعِ مثنی است، درحالی‌که پس از حرفِ جر باید مجرور (يَدَيْنِ، با «ي») بیاید. گزینه‌ی «... وَلَدَتْ بِدُونِ يَدَيْنِ» نادرست است، چون «وَلَدَتْ» فعلِ معلوم است (یعنی «او زایید»)، درحالی‌که معنایِ «متولد شد» نیازمندِ فعلِ مجهولِ «وُلِدَتْ» است. گزینه‌ی «... بِدُونِ أَيْدٍ» نادرست است، چون «أَيْدٍ» جمعِ «يَد» است (به‌معنایِ «دست‌ها»ی نامشخص)، درحالی‌که متن دقیقاً به «دو دست» (مثنی) اشاره دارد. تلهٔ تستی: مثنی در حالتِ نصب و جر با «ياء» و در حالتِ رفع با «الف» نشانه‌گذاری می‌شود؛ خیلی از دانش‌آموزان این دو علامت را پس از حروفِ جر با هم اشتباه می‌گیرند.

8. کدام گزینه، ترجمه‌ی عربیِ درستِ جمله‌ی زیر است؟ «با وجود این می‌نویسد، نقاشی می‌کشد و شنا می‌کند.»

  • رَغْمَ هٰذَا يَكْتُبُ وَيَرْسُمُ وَيَسْبَحُ.
  • بِسَبَبِ هٰذَا تَكْتُبُ وَتَرْسُمُ وَتَسْبَحُ.
  • رَغْمَ هٰذَا تَكْتُبُ وَتَرْسُمُ وَتَسْبَحُ.
  • رَغْمَ هٰذَا كَتَبَتْ وَرَسَمَتْ وَسَبَحَتْ.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

افعالِ «می‌نویسد، می‌کشد، می‌کند» زمانِ حال (مضارع) دارند، پس باید با مضارع (تَكْتُبُ...) ترجمه شوند، نه ماضی؛ فاعلِ هر سه فعل هم مهتاب (مؤنث) است، پس باید با «ت» ی مضارعِ مؤنث (تَكْتُبُ، نه يَكْتُبُ) بیایند؛ و «رَغْمَ» (با وجودِ اینکه) با «بِسَبَبِ» (به‌خاطرِ) از نظرِ معنا کاملاً متفاوت است. فقط «رَغْمَ هٰذَا تَكْتُبُ وَتَرْسُمُ وَتَسْبَحُ» همه‌ی این نکات را رعایت کرده است. گزینه‌ی «... كَتَبَتْ وَرَسَمَتْ وَسَبَحَتْ» نادرست است، چون افعال به‌صورتِ ماضی آمده‌اند، درحالی‌که جمله‌ی فارسی زمانِ حال (می‌نویسد...) را می‌رساند. گزینه‌ی «... يَكْتُبُ وَيَرْسُمُ وَيَسْبَحُ» نادرست است، چون افعال با «ی» ی مضارعِ مذکر آمده‌اند، درحالی‌که فاعل (مهتاب) مؤنث است و باید با «ت» بیایند. گزینه‌ی «بِسَبَبِ هٰذَا ...» نادرست است، چون «بِسَبَبِ» یعنی «به‌خاطرِ/به‌دلیلِ» (رابطه‌ی علّی)، درحالی‌که «رَغْمَ» یعنی «با وجودِ اینکه» (رابطه‌ی تقابلی/امتیازی) است؛ معنایِ جمله را کاملاً برعکس می‌کند. تلهٔ تستی: «رَغْمَ» و «بِسَبَبِ» هر دو حرفِ جرِّ رایج در متونِ عربی‌اند اما معنایِ متضادی می‌سازند؛ خلطِ این دو یکی از رایج‌ترین تله‌های ترجمه‌ی متونِ فارسی به عربی است.

9. کدام گزینه، ترجمه‌ی عربیِ درستِ جمله‌ی زیر است؟ «کریستی براون در خانواده‌ای فقیر متولد شد، مبتلا به فلج مغزی.»

  • كْرِيسْتِي بْرَاوْن وُلِدَ فِي عَائِلَةٍ فَقِيرٍ، مُصَاباً بِالشَّلَلِ الدِّمَاغِيِّ.
  • كْرِيسْتِي بْرَاوْن وُلِدَ فِي عَائِلَةٍ فَقِيرَةٍ، مُصَاباً بِالشَّلَلِ الدِّمَاغِيِّ.
  • كْرِيسْتِي بْرَاوْن وُلِدَ فِي عَائِلَةٍ فَقِيرَةٍ، مُصَاباً بِالشَّلَلِ الدِّمَاغِيَّ.
  • كْرِيسْتِي بْرَاوْن وَلَدَ فِي عَائِلَةٍ فَقِيرَةٍ، مُصَاباً بِالشَّلَلِ الدِّمَاغِيِّ.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«مُصَاباً» در نقشِ حال، منصوب است و مضاف‌إلیهِ آن («الدِّمَاغِيّ» به‌عنوانِ صفتِ «الشَّلَل») باید مجرور (تابعِ موصوفِ مجرورِ خود پس از باء) بیاید؛ «عَائِلَة» مؤنث است و صفتِ آن «فَقِيرَة» هم باید مؤنث بیاید. فقط «كْرِيسْتِي بْرَاوْن وُلِدَ فِي عَائِلَةٍ فَقِيرَةٍ، مُصَاباً بِالشَّلَلِ الدِّمَاغِيِّ» هر دو نکته را رعایت کرده است. «كْرِيسْتِي بْرَاوْن وُلِدَ فِي عَائِلَةٍ فَقِيرَةٍ، مُصَاباً بِالشَّلَلِ الدِّمَاغِيَّ» نادرست است، چون صفتِ «الدِّمَاغِيّ» باید تابعِ موصوفِ مجرورِ خود («الشَّلَل») باشد و مجرور بیاید، نه منصوب. گزینه‌ی «... وَلَدَ فِي عَائِلَةٍ ...» نادرست است، چون «وَلَدَ» فعلِ معلوم است (یعنی «او زایید»)، درحالی‌که معنایِ «متولد شد» نیازمندِ فعلِ مجهولِ «وُلِدَ» است. گزینه‌ی «... فِي عَائِلَةٍ فَقِيرٍ ...» نادرست است، چون صفتِ «فَقِيرٍ» مذکر آمده، درحالی‌که موصوفِ آن «عَائِلَة» مؤنث است و باید صفتِ مؤنثِ «فَقِيرَة» بگیرد. تلهٔ تستی: صفت باید در جنس، عدد، و اعراب دقیقاً از موصوفِ خود پیروی کند؛ ناهماهنگیِ اعرابِ صفت با موصوفِ مجرور (مانندِ «الدِّمَاغِيَّ» به‌جایِ «الدِّمَاغِيِّ») تله‌ی رایجی است.

10. کدام گزینه، ترجمه‌ی عربیِ درستِ جمله‌ی زیر است؟ «روزی تکه‌گچی را با پای چپش برداشت و چیزی روی دیوار کشید.»

  • ذَاتَ يَوْمٍ أَخَذَتْ قِطْعَةَ طَبَاشِيرَ بِقَدَمِهِ الْيُسْرَى وَرَسَمَ شَيْئاً عَلَى الْحَائِطِ.
  • ذَاتَ يَوْمٍ أَخَذَ قِطْعَةَ طَبَاشِيرَ بِقَدَمِهِ الْيُسْرَى وَرَسَمَ شَيْءٌ عَلَى الْحَائِطِ.
  • ذَاتَ يَوْمٍ أَخَذَ قِطْعَةَ طَبَاشِيرَ بِقَدَمِهِ الْيُسْرَى وَرَسَمَ شَيْئاً عَلَى الْحَائِطِ.
  • ذَاتَ يَوْمٍ أَخَذَ قِطْعَةَ طَبَاشِيرَ بِقَدَمِهِ الْيُمْنَى وَرَسَمَ شَيْئاً عَلَى الْحَائِطِ.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«پایِ چپ» باید دقیقاً «الْقَدَم الْيُسْرَى» (چپ) ترجمه شود، نه «الْيُمْنَى» (راست، که معنا را برعکس می‌کند)؛ فاعلِ افعال به کریستی براون (مذکر) برمی‌گردد، پس فعل نباید تاءِ تأنیث بگیرد؛ و مفعولِ «رَسَمَ» («شَيْئاً») باید منصوب باشد. فقط «ذَاتَ يَوْمٍ أَخَذَ قِطْعَةَ طَبَاشِيرَ بِقَدَمِهِ الْيُسْرَى وَرَسَمَ شَيْئاً عَلَى الْحَائِطِ» هر سه نکته را دارد. «ذَاتَ يَوْمٍ أَخَذَ قِطْعَةَ طَبَاشِيرَ بِقَدَمِهِ الْيُمْنَى وَرَسَمَ شَيْئاً عَلَى الْحَائِطِ» نادرست است، چون «الْيُمْنَى» به‌معنایِ «راست» است، درحالی‌که متن به «پایِ چپ» (الْيُسْرَى) اشاره دارد. گزینه‌ی «أَخَذَتْ قِطْعَةَ ...» نادرست است، چون فعل با تاءِ تأنیث آمده، درحالی‌که فاعل (کریستی براون) مذکر است. گزینه‌ی «... وَرَسَمَ شَيْءٌ ...» نادرست است، چون «شَيْءٌ» مفعولِ «رَسَمَ» است و باید منصوب (شَيْئاً) باشد، نه مرفوع. تلهٔ تستی: «الْيُسْرَى» (چپ) و «الْيُمْنَى» (راست) در نگاهِ اول ظاهرِ نزدیکی دارند و به‌راحتی جابه‌جا می‌شوند؛ دقت به همین دو واژه در متنِ اصلیِ درس یکی از نکاتِ کنکوری همین بخش است.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. آیهٔ ﴿لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾ را در نظر بگیرید. الف) آیه را ترجمه کنید. ب) اسم و خبرِ «لَيْسَ» را مشخص کنید و توضیح دهید چرا خبر بر اسم مقدم شده است. ج) نقشِ «إِلَّا» را بنویسید؛ «سَعَىٰ» را از نظر ریشه، نوع (معتل) و ترجمه تحلیل کنید و بگویید اگر «إِلَّا» حذف شود معنا چه تغییری می‌کند و چرا.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) برای انسان جز آنچه تلاش کرده است نیست (انسان چیزی جز حاصلِ تلاشِ خود ندارد).
ب) خبرِ «لَيْسَ» شبه‌جملهٔ «لِلْإِنْسَانِ» (جار و مجرور، محلاً منصوب) و اسم آن «مَا» (موصول، مؤخر، محلاً مرفوع) است. خبر مقدم شده چون شبه‌جمله است و اسمِ لیس معرفه‌ای است که با جمله‌ای موصولی کامل می‌شود؛ پس آوردن آن در پایان طبیعی است.
ج) «إِلَّا» ابزار حصر (استثنایِ مفرغ) است و دایرهٔ مالکیت را فقط به حاصل تلاش محدود می‌کند. «سَعَىٰ» از ریشهٔ «س ع ي»، فعل ماضی ناقص (معتل اللام)، یعنی تلاش کرد. اگر «إِلَّا» حذف شود، جمله به «ما سعی» تبدیل می‌شود و تنها نفی ساده می‌ماند و مفهوم حصر از بین می‌رود.
معیارِ پذیرش: ترجمه، اسم و خبر با دلیل تقدم، نقش إلا، تحلیل سعی و اثر حذف إلا.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 2 — درس 7» — بخشِ «عنوان و آیه آغازین»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: خبرِ شبه‌جمله می‌تواند بر اسمِ لیس مقدم شود؛ «ما ... إِلَّا» حصر می‌سازد.

۲. حدیثِ «مَنْ طَلَبَ شَيْئاً وَ جَدَّ وَجَدَ» را بررسی کنید. الف) حدیث را ترجمه کنید. ب) «مَنْ» چه نوع است؟ فعلِ شرط و جواب شرط را مشخص کنید و بگویید چرا ماضی‌ها در ترجمه مضارع التزامی می‌شوند. ج) «جَدَّ» و «وَجَدَ» را از نظر نوع فعل (صحیح یا معتل، مضاعف، مثال) تحلیل کنید و مضارع و مصدرِ «وَجَدَ» را بنویسید؛ سپس بگویید دلیل حذفِ واو در مضارع چیست.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) هرکس چیزی را بخواهد و بکوشد، آن را می‌یابد.
ب) «مَنْ» اسم شرط (جازم دو فعل) است. «طَلَبَ» و «جَدَّ» فعل شرط و «وَجَدَ» جواب شرط است. فعل شرط و جواب شرط در عربی ماضی است اما چون معنای شرطی و آینده دارد، در فارسی مضارع التزامی/ساده ترجمه می‌شود.
ج) «جَدَّ» ثلاثی مجرد مضاعف (جَدَدَ). «وَجَدَ» ثلاثی مجرد مثال (فاءالفعل واو). مضارع: «يَجِدُ»، مصدر: «وُجود/وِجدان». در مثالِ واوی، واو میان یاءِ مضارع و کسرهٔ عین الفعل می‌افتد (يَوجِدُ ← يَجِدُ).
معیارِ پذیرش: ترجمه، من شرطیه با فعل شرط و جواب، نوع جد و وجد، مضارع و مصدر و دلیل حذف واو.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 2 — درس 7» — بخشِ «بخش دوم: حدیث افتتاحیه»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: در مثالِ واوی، واوِ مضارع حذف می‌شود (وَجَدَ ← يَجِدُ).

۳. جمله‌ها: «كَانَ الْبَابُ مُغْلَقاً»، «كَانُوا يَلْعَبُونَ»، «كَانَ الطَّالِبُ قَدْ سَمِعَ»، «كَانَ لِي خَاتَمُ فِضَّةٍ» و «كُنْتُ أَدْرُسُ». الف) هر مورد را ترجمه کنید. ب) ساختارِ هر «كان» را نام ببرید (ساده، استمراری، بعید، داشتن) و فرمول آن را بنویسید. ج) در جملهٔ چهارم اسم و خبرِ «كان» را مشخص کنید و توضیح دهید چرا نمی‌توان آن را «انگشتر نقره بود» ترجمه کرد.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) در بسته بود؛ بازی می‌کردند؛ دانش‌آموز شنیده بود؛ انگشتر نقره داشتم (انگشتری از نقره داشتم)؛ درس می‌خواندم.
ب) ۱) كان + خبر منصوب = ماضی ساده. ۲) كان + مضارع = ماضی استمراری. ۳) كان + (قد) + ماضی = ماضی بعید. ۴) كان + لِـ/عند + اسم = داشت. ۵) كُنتُ + مضارع = ماضی استمراری.
ج) «لِي» جار و مجرور و خبرِ مقدمِ «كان» (محلاً منصوب) و «خَاتَمُ» اسمِ كان مؤخر و مرفوع است. وقتی «كان» با «لِـ» می‌آید، معنای مالکیت دارد و «داشت» ترجمه می‌شود؛ ترجمهٔ «بود» جمله را بی‌معنا می‌کند چون در عربی «لِي» به معنی «مرا/دارم» است.
معیارِ پذیرش: پنج ترجمه، نام و فرمول ساختارها، اسم و خبر جملهٔ چهارم با دلیل.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 2 — درس 7» — بخشِ «۱. به معنای «بود» (ماضی ساده)»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: كان + لِـ/عِند = داشت؛ اسم كان در این ساختار مؤخر و مرفوع است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان