پرش به محتوای اصلی

03_درس سوم (عربی 1)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

عربی ۱ — درس سوم: «مَطَرُ السَّمَك» و ثلاثی مزید

آیهٔ آغازین

﴿اللهُ الَّذي يُرسِلُ الرِّياحَ فَتُثيرُ سَحاباً فَيَبسُطُهُ في السَّماءِ﴾ (الروم: ۴۸) — خدا همان کسی است که بادها را می‌فرستد، بادها ابری را برمی‌انگیزند و خدا آن را در آسمان می‌گستراند. نکتهٔ گرامری: «فَتُثيرُ» و «فَيَبسُطُهُ» با «فاءِ سببیه» شروع می‌شوند، یعنی «در نتیجه».

متن درس — باران ماهی

آیا باور می‌کنید روزی ماهیانی را ببینید که از آسمان فرومی‌افتند؟ بارش باران و برف طبیعی است، اما «مَطَرُ السَّمَكِ» (باران ماهی) پدیده‌ای واقعی است که سالانه در جمهوری هندوراس در آمریکای مرکزی رخ می‌دهد: ابر سیاه بزرگی، رعد و برق، بادهای شدید و بارانی سخت به مدت دو ساعت یا بیشتر می‌بارد، سپس زمین با ماهیان پوشیده می‌شود و مردم آن‌ها را برای پختن جمع می‌کنند.

دانشمندان که سال‌ها این پدیده را حل‌نشده می‌دیدند، گروهی را برای بررسی فرستادند و دریافتند بیشتر ماهیان از یک نوع‌اند اما به آب‌های مجاور محل ربطی ندارند؛ ریشهٔ آن‌ها اقیانوس اطلس است که ۲۰۰ کیلومتر با محل سقوط فاصله دارد. توضیح علمی: طوفانی شدید (إعصار) ماهیان را با قدرت به آسمان می‌کشد و به مکانی دور می‌برد؛ وقتی سرعتش را از دست می‌دهد، ماهیان روی زمین می‌افتند. مردم هندوراس هرساله این روز را جشن می‌گیرند و «مِهرَجانَ مَطَرِ السَّمَكِ» می‌نامند.

واژگان کلیدی

واژه معنا نکته
أَثارَ / أَمطَرَ برانگیخت / باران بارید باب إفعال
تَساقَطَ پی‌درپی افتاد باب تفاعل
حَيَّرَ / سَمّی سرگردان کرد / نامید باب تفعیل
إعصار گردباد، طوفان جمع: أَعاصير
ظاهِرَة پدیده جمع: ظَواهِر
سَحَبَ / بَعُدَ کشید / دور شد ثلاثی مجرد
مِهرَجان / سِرّ جشنواره / راز

قواعد — فعل ثلاثی مجرد و مزید

ثلاثی مجرد: فعلی که ماضی آن فقط از سه حرف اصلی ساخته شده (نَزَلَ، سَحَبَ، وَجَدَ). ثلاثی مزید: فعلی که علاوه بر آن سه حرف، حروف زایدی دارد که معنا را تغییر می‌دهند و در «باب»های مشخصی جای می‌گیرند. کتاب درسی چهار باب اول را معرفی می‌کند:

۱. باب استفعال (اِستَفعَلَ / يَستَفعِلُ / اِستِفعال) — نشانه: ماضی با «اِستَ»، مضارع با «يَستَ» شروع می‌شود. معنا اغلب «درخواست/طلب کردن»: اِستَغفَرَ (آمرزش خواست)، اِستَخرَجَ (استخراج کرد).

۲. باب افتعال (اِفتَعَلَ / يَفتَعِلُ / اِفتِعال) — نشانه: بعد از همزهٔ وصل، حرف «ت» زاید می‌آید. مثال: اِشتَغَلَ (مشغول شد)، اِجتَمَعَ (جمع شد)، اِحتَفَلَ (جشن گرفت). نکته: «اِنتَبَهَ» با اینکه با «اِن» شروع می‌شود، از باب افتعال است نه انفعال، چون «ن» جزو ریشهٔ اصلی است.

۳. باب انفعال (اِنفَعَلَ / يَنفَعِلُ / اِنفِعال) — نشانه: «نون» زاید بعد از همزهٔ وصل. افعال این باب همیشه لازم‌اند و معمولاً معادل حالت مجهولِ فعل متعدی‌اند: فَتَحَ (باز کرد) ← اِنفَتَحَ (باز شد)، قَطَعَ ← اِنقَطَعَ (بریده شد).

۴. باب تفعُّل (تَفَعَّلَ / يَتَفَعَّلُ / تَفَعُّل) — نشانه: «تَ» در ابتدای ماضی + تشدید روی حرف دوم ریشه. معنا اغلب انجام تدریجی یا مطاوعهٔ تفعیل: عَلَّمَ (یاد داد) ← تَعَلَّمَ (یاد گرفت)، تَكَلَّمَ (سخن گفت).

نکتهٔ کنکوری: «تَساقَطَ» در متن درس از باب تفاعل است نه تفعُّل — هر دو با «تَ» شروع می‌شوند، اما تفاعل الف دارد و تفعُّل تشدید.

فعل لازم و متعدی

فعل لازم با فاعل معنایش کامل می‌شود و نیاز به مفعول ندارد (رَجَعَ جَوادٌ = جواد برگشت — «جواد چه چیزی را برگشت؟» بی‌معناست). فعل متعدی به مفعول نیاز دارد (يَقطَعُ النَّجّارُ الخَشَبَ = نجار چوب را می‌برد). قانون کلی: تمام افعال باب انفعال لازم‌اند؛ بیشتر افعال باب‌های إفعال و تفعیل متعدی‌اند. نکته: فعل لازم می‌تواند حرف جر + اسم بگیرد بدون اینکه آن اسم مفعول به باشد (ذَهَبَ إِلی المَدرَسَةِ = رفت به مدرسه).

گفتگو — در ادارهٔ گذرنامه

گفتگویی رسمی با عبارات کاربردی: «أَهلاً وَ سَهلاً بِكُم. مِن أَيِّ بَلَدٍ أَنتُم؟»، «ماشاءَالله! تَتَكَلَّمُ بِالعَرَبِيَّةِ جَيِّداً!»، «هَل عِندَكُم بِطاقاتُ الدُّخولِ؟» و «الرِّجالُ عَلَی اليَمينِ وَ النِّساءُ عَلَی اليَسارِ لِلتَّفتيشِ» (مردان سمت راست، زنان سمت چپ برای بازرسی)، با پاسخ مؤدبانهٔ «عَلٰی عَيني» (چشم، قبول می‌کنم).

نکات کنکوری این درس

۱. تشخیص باب فعل از چهار باب (استفعال، افتعال، انفعال، تفعُّل) مهم‌ترین مهارت این درس است — نشانه‌های ابتدای کلمه را حفظ کنید.
۲. افعال باب انفعال همیشه لازم‌اند؛ این قانون در تست‌ها زیاد تکرار می‌شود.
۳. فرق «حَتّٰی» به معنای غایت (+ فعل منصوب)، عطف، و حرف جر را از سیاق تشخیص دهید.
۴. «كَأَنَّ» = كَ (مثل) + أَنَّ، برای بیان شباهت («گویی که») و جملهٔ اسمیه می‌سازد.
۵. ترتیب معمول جملهٔ عربی: فعل + فاعل + مفعول؛ اگر فاعل ضمیر باشد، به فعل می‌چسبد.

جدول مرجع چهار باب

باب ماضی مضارع امر مصدر
استفعال اِستَفعَلَ يَستَفعِلُ اِستَفعِل اِستِفعال
افتعال اِفتَعَلَ يَفتَعِلُ اِفتَعِل اِفتِعال
انفعال اِنفَعَلَ يَنفَعِلُ اِنفَعِل اِنفِعال
تفعُّل تَفَعَّلَ يَتَفَعَّلُ تَفَعَّل تَفَعُّل

نمونهٔ کاربردی هر باب:

  • استفعال: اِستَخرَجَ/يَستَخرِجُ (استخراج کرد)، اِستَرجَعَ (پس گرفت)، اِستَعمَلَ (به کار برد).
  • افتعال: اِعتَذَرَ/يَعتَذِرُ (عذرخواهی کرد)، اِجتَمَعَ/يَجتَمِعُ (جمع شد).
  • انفعال: اِنقَطَعَ/يَنقَطِعُ (قطع شد)، اِنهَدَمَ (ویران شد)، اِنبَسَطَ (گسترده شد)، اِنفَجَرَ (منفجر شد).
  • تفعُّل: تَخَرَّجَ/يَتَخَرَّجُ (دانش‌آموخته شد)، تَعَلَّمَ/يَتَعَلَّمُ (یاد گرفت).

تمرین «صحیح یا غلط» با تحلیل

  • «يَحتَفِلُ أَهالي الهُندوراسِ بِهٰذَا اليَومِ شَهرِيّاً» ❌ — مردم هندوراس سالانه (سَنَوِيّاً) جشن می‌گیرند، نه ماهانه.
  • «عِندَما يَفقِدُ الإعصارُ سُرعَتَهُ، تَتَساقَطُ الأَسماكُ عَلَی الأَرضِ» ✅ — درست مطابق توضیح علمی متن.
  • «يَئِسَ العُلَماءُ مِن مَعرِفَةِ سِرِّ تِلكَ الظّاهِرَةِ» ❌ — دانشمندان تلاش کردند (حاوَلَ) و گروهی فرستادند، ناامید نشدند.
  • «تَحدُثُ هٰذِهِ الظّاهِرَةُ عَشرَ مَرّاتٍ في السَّنَةِ» ❌ — این پدیده گاهی دو بار (مَرَّتَينِ) در سال اتفاق می‌افتد.

نمونهٔ تشخیص باب (با پاسخ)

فعل‌ها (ماضی-مضارع-امر-مصدر) باب
اِستَغفَرَ ـ يَستَغفِرُ ـ اِستَغفِر ـ اِستِغفار استفعال
اِعتَذَرَ ـ يَعتَذِرُ ـ اِعتَذِر ـ اِعتِذار افتعال
اِنقَطَعَ ـ يَنقَطِعُ ـ اِنقَطِع ـ اِنقِطاع انفعال
تَكَلَّمَ ـ يَتَكَلَّمُ ـ تَكَلَّم ـ تَكَلُّم تفعُّل

این جدول‌ها روش استانداردِ کنکور برای پرسیدن باب فعل است: چهار صیغهٔ یک فعل را می‌دهند و باب را می‌پرسند؛ راه حل سریع، نگاه‌کردن به حرف/حروف ابتدای ماضی و مضارع است.

ترجمهٔ چند آیهٔ کاربردی درس

  • ﴿اِستَخرَجَها﴾ (یوسف) = آن را استخراج کرد — باب استفعال.
  • ﴿اِرجِعي إِلٰی رَبِّكِ﴾ (فجر) = به سوی پروردگارت بازگرد.
  • ﴿وَ لا تَيأَسوا﴾ (یوسف) = و ناامید نشوید.
  • ﴿اِغسِلوا وُجوهَكُم﴾ (مائده) = چهره‌هایتان را بشویید.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند صرفِ باب‌شناسی کافی نیست؛ باید در متن قرآنی هم فعل را تشخیص داد و درست ترجمه کرد — دقیقاً همان مهارتی که کنکور می‌سنجد.

واژگان گفتگوی گذرنامه

واژه معنا
جَواز (جمع: جَوازات) گذرنامه
مُرافِق همراه
بِطاقَة کارت، بلیت
تَفتيش بازرسی (مصدر باب تفعیل)
جاهِز آماده

این واژگان همراه با عبارت «رَجاءً؛ اِجعَلوا جَوازاتِكُم في أَيديكُم» (لطفاً گذرنامه‌هایتان را در دست بگیرید) فضای واقعی و کاربردی سفر را در قالب مکالمه تمرین می‌دهند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. عَيِّنِ الفِعلَ الّذي لَيسَ فی بابِ «الاِفتِعال»:

  • اِستَغفَرَ
  • اِعتَذَرَ
  • اِجتَمَعَ
  • اِحتَفَلَ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «اِستَغفَرَ» با «اِستَ» در ابتدا از باب استفعال است (اِستَ + غ + ف + ر، از ریشه‌ی «غفر»)، نه باب افتعال؛ باب افتعال نشانه‌اش یک «ت» زاید بلافاصله بعد از حرفِ اولِ ریشه است، نه سه‌حرفیِ «اِستَ». ب) «اِحتَفَلَ» (اِ+ح+ت+ف+ل، از ریشه‌ی حفل) افتعال است. «اِعتَذَرَ» (اِ+ع+ت+ذ+ر، از ریشه‌ی عذر) افتعال است. «اِجتَمَعَ» (اِ+ج+ت+م+ع، از ریشه‌ی جمع) افتعال است — هر سه دقیقاً الگویِ «اِ + حرفِ اولِ ریشه + ت + بقیه‌ی ریشه» را دارند. ج) تله‌ی تستی: هر دو باب افتعال و استفعال با همزه‌ی وصل شروع می‌شوند و هر دو یک «ت» در ساختارشان دارند؛ تمایزِ اصلی در جایگاهِ این «ت» است — در افتعال بلافاصله بعد از حرفِ اولِ ریشه، و در استفعال بعد از «اِستَ»یِ کامل که پیش از کلِ ریشه می‌آید.

2. ترجمه عبارت «حاوَلَ العُلَماءُ مَعرِفَةَ سِرِّ تِلكَ الظّاهِرَةِ» کدام است؟

  • دانشمندان تلاش کردند تا راز آن پدیده را بشناسند.
  • دانشمندان برای شناختن رازهای این پدیده تلاش کردند.
  • دانشمندان تلاش کردند که راز این پدیده را توصیف کنند.
  • دانشمندان برای شناختن راز آن پدیده تلاش می‌کنند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «حاوَلَ» ماضی است (تلاش کردند)، «مَعرِفَةَ» مصدر و مفعولٍ‌به (شناختن) و «سِرِّ تِلكَ الظّاهِرَةِ» یعنی «رازِ آن پدیده» (سِرّ مفرد)؛ گزینه‌ی «دانشمندان تلاش کردند تا راز آن پدیده را بشناسند.» این ساختار را دقیق رعایت کرده است. ب) «دانشمندان برای شناختن راز آن پدیده تلاش می‌کنند.» فعل را به مضارع تبدیل کرده (تلاش می‌کنند به‌جایِ تلاش کردند). «دانشمندان برای شناختن رازهای این پدیده تلاش کردند.» «سِرِّ» (راز، مفرد) را به «رازها» (جمع) تغییر داده. «دانشمندان تلاش کردند که راز این پدیده را توصیف کنند.» فعلِ «مَعرِفَةَ» (شناختن) را به «توصیف‌کردن» تغییر داده که معنایِ متفاوتی دارد. ج) تله‌ی تستی: «سِرّ» در عربی مفرد است، اما در فارسی گاهی به‌اشتباه جمع ترجمه می‌شود؛ باید همیشه شکلِ دستوریِ دقیقِ اسم (مفرد/جمع) در ترجمه حفظ شود.

3. عیّن الفعلَ الّذي هُوَ في بابِ «الاِستِفعال»:

  • اِستَبَقَ الفَريقانِ لِلوُصولِ إِلَی المَكانِ أَوَّلاً.
  • اِستَمَعَ النّاسُ إِلَی خَبَرِ الظّاهِرَةِ الغَريبَةِ بِدَهشَةٍ.
  • اِستَلَمَ الفَريقُ العِلمِيُّ تَقريراً عَنِ الإعصارِ.
  • اِستَغفَرَ العُلَماءُ رَبَّهُم بَعدَ مَعرِفَةِ الحَقيقَةِ.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «اِستَغفَرَ» از ریشه‌ی «غفر» است؛ چون این ریشه با «س» شروع نمی‌شود، پیشوندِ «اِستَ» یک واحدِ کاملِ سه‌حرفیِ زاید است — نشانه‌ی خالصِ باب استفعال، بدونِ هیچ ابهامی با افتعال. ب) «اِستَبَقَ» از ریشه‌ی «سبق» است: اِ + س (حرفِ اولِ ریشه) + ت + ب + ق؛ چون خودِ ریشه با «س» شروع می‌شود، این فعل در واقع افتعال است (نه استفعال)، هرچند ظاهرش شبیهِ استفعال به‌نظر می‌رسد. «اِستَمَعَ» (از ریشه‌ی سمع) و «اِستَلَمَ» (از ریشه‌ی سلم) هم به همین دلیل افتعال‌اند، نه استفعال. ج) تله‌ی تستی: وقتی ریشه‌ی فعل با «س» شروع شود (سبق، سمع، سلم)، فعلِ بابِ افتعالش هم با «اِستَ»ی ظاهراً مشابه شروع می‌شود و به‌آسانی با باب استفعال اشتباه گرفته می‌شود؛ تنها راهِ تشخیصِ قطعی، پیداکردنِ ریشه‌ی سه‌حرفیِ اصلیِ فعل است.

4. در آیه «﴿وَ لا تَيأَسوا مِن رَوحِ اللهِ﴾»، «لا تَيأَسوا» چه نوع فعلی است؟

  • فعل نهی
  • فعل نفی
  • فعل امر
  • فعل ماضی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «لا» در اینجا لایِ ناهیه (جازمه) است که بر سرِ فعلِ مضارع می‌آید و آن را مجزوم می‌کند؛ نشانه‌ی جزم در «تَيأَسوا» حذفِ نون (از «تَيأَسونَ» به «تَيأَسوا») است — این ساختار دقیقاً فعلِ نهی (نکنید/نشوید) را می‌سازد. ب) «فعل نفی» نادرست است، چون نفی با «لا»یِ غیرجازمه بر سرِ مضارع می‌آید و نون را حذف نمی‌کند (لا تَيأَسونَ)، در حالی‌که اینجا نون حذف شده. «فعل امر» نادرست است، چون امر بدونِ «لا» و با همزه‌ی وصل ساخته می‌شود (ماننِد اُترُك)، نه با لایِ جازمه. «فعل ماضٍ» نادرست است، چون شکلِ فعل («تَيأَسوا») از مضارعِ مجزوم گرفته شده، نه از ساختارِ ماضی. ج) تله‌ی تستی: نهی (لا + مضارعِ مجزوم) و نفی (لا + مضارعِ مرفوع) هر دو با «لا» و فعلِ مضارع ساخته می‌شوند و در نگاهِ اول یکسان به‌نظر می‌رسند؛ تمایزِ آن‌ها دقیقاً در وجود/عدمِ علامتِ جزم (حذفِ نون، سکون، یا حذفِ حرفِ عله) است.

5. کدام گزینه درباره «بَرق» و «رَعد» درست است؟

  • هر دو تنها به معنایِ ابرِ سیاهِ متراکم‌اند.
  • هر دو نمونه‌ای از جمعِ مکسرِ عربی به‌شمار می‌روند.
  • از نظرِ معنایی با یکدیگر کاملاً مترادف‌اند.
  • نام دو پدیده همراه با باران شدید هستند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) بر اساسِ توصیفِ پدیده در پاراگرافِ سوم، همراه با بادِ شدید و بارانِ سنگین، «رَعد» (غرشِ ابر) و «بَرق» (آذرخش) نیز مشاهده می‌شوند؛ پس هر دو نامِ دو پدیده‌ی همراه با باران شدید هستند. ب) «مترادف هستند» نادرست است، چون رعد (صدا) و برق (نور) دو پدیده‌ی متفاوتِ فیزیکی‌اند، نه دو نامِ یک چیز. «هر دو جمعِ مکسر هستند» نادرست است، چون «رَعد» و «بَرق» هر دو اسمِ مفردِ مذکرند، نه جمع. «به معنایِ ابرِ سیاه هستند» نادرست است، چون «ابرِ سیاه» معادلِ «غَيمَة سَوداء» است، نه رعد یا برق. ج) تله‌ی تستی: چون رعد و برق در متن پشتِ‌سرِ هم و در کنارِ ابرِ سیاه ذکر شده‌اند، ممکن است با یکدیگر یا با «ابرِ سیاه» خلط شوند؛ باید هر پدیده را با معنایِ مستقلِ خودش شناخت.

6. عیّن الفعلَ الّذي هُوَ فی بابِ «الاِنفِعال»:

  • اِنقَطَعَ الاِتِّصالُ بَينَ الفَريقِ وَ المَدينَةِ أَثناءَ العاصِفَةِ.
  • اِنتَقَدَ بَعضُ النّاسِ تَفسيرَ العُلَماءِ لِلظّاهِرَةِ في البِدايَةِ.
  • اِنتَبَهَ الفَريقُ العِلمِيُّ لِخُطورَةِ الإعصارِ القادِمِ.
  • اِنتَظَرَ النّاسُ نَتيجَةَ بَحثِ العُلَماءِ بِفارِغِ الصَّبرِ.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «اِنقَطَعَ» بعد از همزه‌ی وصل، حرفِ زایدِ «ن» دارد (اِن + قطع، از ریشه‌ی «قطع»)، دقیقاً نشانه‌ی باب انفعال، و مانندِ همه‌ی افعالِ این باب، لازم است. ب) در «اِنتَبَهَ» (ریشه‌ی ن-ب-ه)، «اِنتَظَرَ» (ریشه‌ی ن-ظ-ر) و «اِنتَقَدَ» (ریشه‌ی ن-ق-د)، حرفِ «ن» جزءِ اصلیِ ریشه است، نه زاید؛ این سه فعل در واقع از باب افتعال‌اند (اِ + ن(ریشه) + ت + بقیه‌ی ریشه)، نه انفعال. ج) تله‌ی تستی: هر چهار فعل با «اِنتَ» شروع می‌شوند و ظاهراً یکسان به‌نظر می‌رسند؛ اما فقط در «اِنقَطَعَ» حرفِ «ن» زاید است (باب انفعال، بدونِ «ت» زاید)، در حالی‌که در بقیه، «ن» جزءِ ریشه و «ت» زاید است (باب افتعال) — نشانه‌ی صرفیِ حیاتی برای تفکیکِ این دو باب از هم.

7. ترجمه صحیح «فَأَرسَلوا فَريقاً لِزِيارَةِ المَكانِ» کدام است؟

  • پس گروهی برای دیدن آن مکان فرستاده شدند.
  • پس گروهی را برای بازدید از مکان فرستادند.
  • گروهی را برای بازدید از مکان می‌فرستند.
  • گروهی برای دیدن مکان فرستاده شد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «أَرسَلوا» فعلِ ماضیِ معلوم (فرستادند) و «فَريقاً» مفعولٍ‌به‌یِ منصوب (گروهی) است؛ گزینه‌ی «پس گروهی را برای بازدید از مکان فرستادند.» فعلِ معلوم و ساختارِ درستِ «را» برایِ مفعول را رعایت کرده است. ب) «پس گروهی برای دیدن آن مکان فرستاده شدند.» و «گروهی برای دیدن مکان فرستاده شد.» فعلِ معلومِ «أَرسَلوا» را به مجهول («فرستاده شدند/فرستاده شد») ترجمه کرده‌اند، در حالی‌که فاعلِ صریحی (العلماء، در جمله‌ی اصلی) وجود دارد. «گروهی را برای بازدید از مکان می‌فرستند.» فعلِ ماضی را به مضارع تبدیل کرده (می‌فرستند به‌جایِ فرستادند). ج) تله‌ی تستی: تشخیصِ فعلِ معلوم از مجهول در ترجمه‌ی عربی‌به‌فارسی حیاتی است؛ فعلِ معلومِ جمع («أَرسَلوا» با واوِ فاعلی) هرگز نباید به‌صورتِ مجهول ترجمه شود.

8. عیّن الخطأ في الإعراب و التحلیل الصرفي («يُرسِلُ – فَتُثيرُ – سَحاباً – فَيَبسُطُهُ»):

  • يُرسِلُ: فعل مضارع مرفوع، فاعله ضمیر مستتر تقدیره «هو» یعود إلی «الله»، متعدٍّ (مفعوله: الرِّياحَ).
  • فَتُثيرُ: فعل مضارع معطوف بالفاء، فاعله ضمیر مستتر یعود إلی «الرِّياحَ»، من «أَثارَ» (باب إفعال).
  • سَحاباً: اسم، مفعولٌ به منصوب لفعل «تُثيرُ»، نکرة، مُفرَدُهُ نَفسُهُ.
  • فَيَبسُطُهُ: فعل مضارع، فاعله ضمیر مستتر یعود إلی «الله»، من باب الافتعال.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «فَيَبسُطُهُ» از فعل «بَسَطَ - يَبسُطُ» است که ثلاثی مجرد (وزن يَفعُلُ) است، نه باب افتعال؛ اگر از باب افتعال بود باید به‌صورت «يَبتَسِطُ» می‌آمد (زیرا افتعال بعد از حرف اول ریشه یک «ت» زاید می‌گیرد). ب) «يُرسِلُ: فعل مضارع مرفوع، فاعله ضمیر مستتر... متعدٍّ» درست است، زیرا فعل «أَرسَلَ» از باب إفعال متعدی است و مفعولش «الرِّياحَ» است. «فَتُثيرُ: فعل مضارع معطوف بالفاء... من باب إفعال» درست است، زیرا مضارعِ «أَثارَ» دقیقاً «يُثيرُ» است. «سَحاباً: اسم، مفعولٌ به منصوب... نکرة» درست است، زیرا تنوینِ نصب روی آن نشانه‌ی مفعول‌بودن و نکره‌بودنش است. ج) تله‌ی تستی: هر دو فعل «يَبسُطُ» و افعالِ باب افتعال با «ی» مضارعه شروع می‌شوند و ظاهراً شبیه‌اند؛ تشخیصِ باب باید از رویِ حروفِ زایدِ داخلِ کلمه انجام شود (در افتعال، یک «ت» بعد از حرف اول ریشه می‌آید)، نه صرفاً از رویِ حرفِ مضارعه.

9. عیّن الخطأ في الإعراب و التحلیل الصرفي («تَتَساقَطُ – حَيَّرَت – وَجَدوا – يَحدُثُ»):

  • حَيَّرَت: فعل ماضٍ للمفردة الغائبة، من باب تفعیل، متعدٍّ (مفعوله: النّاسَ).
  • يَحدُثُ: فعل مضارع، ثلاثي مجرد، من باب الانفعال، متعدٍّ.
  • تَتَساقَطُ: فعل مضارع، من باب «تفاعل» (لا تفعُّل)، لازم.
  • وَجَدوا: فعل ماضٍ لجمع الغائبین، مجرّد ثلاثي، متعدٍّ.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «يَحدُثُ» از فعلِ «حَدَثَ - يَحدُثُ» است که ثلاثی مجرد (وزن يَفعُلُ) و لازم است (فاعلی دارد ولی مفعول نمی‌گیرد)؛ نه باب انفعال است و نه متعدی. ب) «تَتَساقَطُ: ... من باب تفاعل، لازم» درست است — «تَساقَطَ» با وجودِ شروع با «تَ»، از باب تفاعل است نه تفعُّل، و لازم است. «حَيَّرَت: ... من باب تفعیل، متعدٍّ» درست است، زیرا مضارعِ «حَيَّرَ» یعنی «يُحَيِّرُ» و «النّاسَ» مفعولِ آن است. «وَجَدوا: ... مجرّد ثلاثي، متعدٍّ» درست است، فعلِ «وَجَدَ» ثلاثی مجرد و متعدی است (مفعولش «جَواباً» است). ج) تله‌ی تستی: چون «يَحدُثُ» با «ي» مضارعه شروع می‌شود و بعضی افعالِ باب انفعال هم مضارع‌شان با «ي» شروع می‌شود (مانندِ يَنفَتِحُ)، ممکن است اشتباهاً هم‌باب پنداشته شود؛ اما نشانه‌ی باب انفعال وجودِ «ن» زایدِ بعد از همزه‌ی وصل در ماضی است، که در «حَدَثَ» اصلاً وجود ندارد.

10. عیّن الخطأ في الإعراب و التحلیل الصرفي («أَرسَلوا – زِيارَةِ – المُنتَشِرَةِ – الأَطلَسِيِّ»):

  • زِيارَةِ: اسم، مصدر من الفعل «زارَ»، مجرورٌ بحرفِ الجرِّ «اللّام».
  • المُنتَشِرَةِ: اسم فاعل من باب الافتعال («اِنتَشَرَ»)، صفةٌ مجرورة لـ«الأسماك».
  • الأَطلَسِيِّ: صفةٌ نسبیّة، مجرورة بالتَّبَعِیَّةِ لِمَوصوفِها «المُحيط».
  • أَرسَلوا: فعل ماضٍ لجمع الغائبین، مجرّد ثلاثي، لازم.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «أَرسَلوا» از فعل «أَرسَلَ» است که باب إفعال و متعدی است (مفعولش «فَريقاً» است)؛ ثلاثی مجرد و لازم نیست. ب) «زِيارَةِ: اسم، مصدر... مجرورٌ بحرفِ الجرِّ «اللّام»» درست است، زیرا در «لِزِيارَةِ المَكانِ» این کلمه پس از لامِ جر مجرور شده و خودش مضافِ «المَكانِ» است. «المُنتَشِرَةِ: اسم فاعل از باب الافتعال... صفة» درست است، زیرا «اِنتَشَرَ - يَنتَشِرُ - مُنتَشِر» دقیقاً بر وزنِ اسمِ فاعلِ باب افتعال است. «الأَطلَسِيِّ: صفة نسبیّة... مجرورة بالتَّبَعِیَّة» درست است، زیرا یاءِ نسبت به آخرِ «الأَطلَس» چسبیده و صفتِ «المُحيط» شده است. ج) تله‌ی تستی: کاربر ممکن است چون «أَرسَلوا» فاعلش جمع است، آن را با افعالِ ثلاثی مجردِ رایج در متن (مانندِ «وَجَدوا») اشتباه بگیرد؛ باید دقت کرد که وزنِ ماضیِ «أَرسَلَ» (أَفعَلَ) با «وَجَدَ» (فَعَلَ) کاملاً متفاوت است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان