پرش به محتوای اصلی

07_درس هفتم (عربی 1)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس هفتم عربی ۱: نفت در ایران و الْفِعْلُ الْمَبْنِیُّ لِلْمَجْهُول

درس با آیه‌ای از سورهٔ هود (۶۱) آغاز می‌شود: هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فيها\text{هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فيها} — «او شما را از زمین پدید آورد و از شما خواستارِ آبادکردنِ آن شد» — که به دو مفهومِ خلقتِ انسان از خاک و مأموریتِ او برایِ آبادانیِ زمین اشاره دارد. نکتهٔ کنکوریِ آیه: اِسْتَعْمَرَ\text{اِسْتَعْمَرَ} از بابِ استفعال است که معنایِ طلب می‌دهد (عَمَرَ\text{عَمَرَ} = آباد کرد ← اِسْتَعْمَرَ\text{اِسْتَعْمَرَ} = خواستارِ آبادکردن شد).

متنِ اصلیِ درس دربارهٔ ثروت‌هایِ نفتیِ ایران است: چگونگیِ استخراجِ نفت از باطنِ زمین با حفاری در لایه‌هایِ سنگی، غنی‌بودنِ ایران به نفت و گاز و صادراتِ آن به کشورهایِ صنعتی، پیشینهٔ چندهزارساله‌ای که انسان نفت را از سطحِ زمین جمع می‌کرد و برایِ سوخت و درمانِ بیماری‌هایِ پوستی به کار می‌برد، و فرآیندِ امروزیِ حفرِ چاه و انتقالِ نفت با لوله. متن تأکید می‌کند که انتقالِ نفت از طریقِ لوله کم‌خطرتر و کم‌هزینه‌تر از انتقال با نفتکش‌هاست — نکتهٔ دستوریِ همراه آن، ساختارِ اسمِ تفضیل + تمییز: أَقَلُّ خَطَراً وَ نَفَقَةً\text{أَقَلُّ خَطَراً وَ نَفَقَةً}.

قاعدهٔ اصلیِ درس فعلِ مجهول است: فعلی که فاعلش حذف یا ناشناخته است. در فعلِ معلوم فاعل مشخص است (فَتَحَ عَلِيٌّ الْبابَ\text{فَتَحَ عَلِيٌّ الْبابَ} = علی در را باز کرد)، اما در مجهول فاعل کنار می‌رود و مفعول به‌جایِ او نایبِ فاعل و مرفوع می‌شود (فُتِحَ الْبابُ\text{فُتِحَ الْبابُ} = در باز شد). درس همین مقایسه را با كَتَبَ أَحَدٌ الْكِتابَ\text{كَتَبَ أَحَدٌ الْكِتابَ} (کسی کتاب را نوشت) در برابرِ كُتِبَ الْكِتابُ\text{كُتِبَ الْكِتابُ} (کتاب نوشته شد) تکرار می‌کند تا الگویِ ساختِ مجهول از معلوم جا بیفتد.

نمونه‌هایِ مجهول در متنِ نفت: تُسْتَخْدَمُ آلاتٌ\text{تُسْتَخْدَمُ آلاتٌ} (دستگاه‌هایی به کار گرفته می‌شود)، تُوجَدُ أَعْمِدَةُ اتِّصالاتٍ\text{تُوجَدُ أَعْمِدَةُ اتِّصالاتٍ} (ستون‌هایِ مخابراتی وجود دارد، از يَجِدُ\text{يَجِدُ} معلوم به يُوجَدُ\text{يُوجَدُ} مجهول)، و يُصْنَعُ مِنْهُ الْمَطّاطُ وَ الْعُطُورُ وَ الْأَدْوِيَةُ\text{يُصْنَعُ مِنْهُ الْمَطّاطُ وَ الْعُطُورُ وَ الْأَدْوِيَةُ} (از آن لاستیک، عطر و دارو ساخته می‌شود) — در هر سه، فعلِ معلوم به مجهول تبدیل شده و اسمِ بعد از آن نایبِ فاعل و مرفوع است.

بخشِ واژگان با ریشه‌شناسی، خانوادهٔ باب استفعال را برجسته می‌کند: اِسْتَخْرَجَ\text{اِسْتَخْرَجَ} (استخراج کرد)، اِسْتَغْرَقَ\text{اِسْتَغْرَقَ} (وقت گرفت)، اِسْتَفادَ\text{اِسْتَفادَ} (استفاده کرد)، اِسْتَخْدَمَ\text{اِسْتَخْدَمَ} (به کار گرفت) — همه با پیشوندِ اِسْتَ\text{اِسْتَ} که نشانهٔ سریعِ تشخیصِ این باب است. جمعِ تکسیرهایِ کلیدی هم مرور می‌شود: بِئْر\text{بِئْر}آبار\text{آبار} (چاه)، أُنْبوب\text{أُنْبوب}أَنابيب\text{أَنابيب} (لوله)، مَصْفٰی\text{مَصْفٰی}مَصافٍ\text{مَصافٍ} (پالایشگاه، ممنوع من الصرف)، دَوْلَة\text{دَوْلَة}دُوَل\text{دُوَل} (کشور)، بَلَد\text{بَلَد}بُلْدان\text{بُلْدان} (کشور). و صفتِ نسبی با افزودنِ «یّ» ساخته می‌شود: صِناعَة\text{صِناعَة}صِناعِيّ\text{صِناعِيّ} (صنعتی)، جِلْد\text{جِلْد}جِلْدِيّ\text{جِلْدِيّ} (پوستی)، كيمْيا\text{كيمْيا}كيمْياوِيّ\text{كيمْياوِيّ} (شیمیایی).

نکتهٔ دیگرِ متن این است که ایران یکی از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین کشورهایِ صادرکنندهٔ نفت معرفی می‌شود (مِنْ أَكْبَرِ الدُّوَلِ الْمُصَدِّرَةِ لِلنِّفْطِ\text{مِنْ أَكْبَرِ الدُّوَلِ الْمُصَدِّرَةِ لِلنِّفْطِ})، با تجربهٔ طولانی در کشیدن و نگهداریِ خطوطِ لولهٔ نفت از محل‌هایِ تولید تا محل‌هایِ مصرف — نمونه‌ای از اسمِ تفضیل (أَكْبَر\text{أَكْبَر}، أَنْجَح\text{أَنْجَح}) و اسمِ فاعلِ بابِ تفعیل (الْمُصَدِّرَة\text{الْمُصَدِّرَة} = صادرکننده).

درس در بخشِ پایانیِ خود، با تابلوهایِ هشدارِ زردرنگی که شهروندان را از حفرِ زمین نزدیکِ لوله‌ها برحذر می‌دارد، و یادآوریِ اینکه نگهداریِ این لوله‌ها بر عهدهٔ همهٔ شهروندان است، به پایان می‌رسد — نمونه‌ای دیگر از ساختارِ يَجِبُ عَلٰی + مرفوع\text{يَجِبُ عَلٰی + مرفوع} برایِ بیانِ وظیفهٔ همگانی.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. تعریب درست «انتقال نفت از طریق لوله‌ها کم‌هزینه‌تر است» کدام است؟

  • يُنْقَلُالنِّفْطَبِالْأَنَابِيبِأَقَلُّنَفَقَةٍيُنْقَلُ النِّفْطَ بِالْأَنَابِيبِ أَقَلُّ نَفَقَةٍ
  • نَقَلَالنِّفْطُعَبْرَالْأَنَابِيبِأَقَلَّنَفَقَةًنَقَلَ النِّفْطُ عَبْرَ الْأَنَابِيبِ أَقَلَّ نَفَقَةً
  • نَقْلُالنِّفْطِفِيالْأَنَابِيبِقَلِيلٌمِنَالنَّفَقَاتِنَقْلُ النِّفْطِ فِي الْأَنَابِيبِ قَلِيلٌ مِنَ النَّفَقَاتِ
  • نَقْلُالنِّفْطِعَبْرَالْأَنَابِيبِأَقَلُّنَفَقَةًنَقْلُ النِّفْطِ عَبْرَ الْأَنَابِيبِ أَقَلُّ نَفَقَةً

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «نَقْلُالنِّفْطِعَبْرَالْأَنَابِيبِأَقَلُّنَفَقَةًنَقْلُ النِّفْطِ عَبْرَ الْأَنَابِيبِ أَقَلُّ نَفَقَةً» دقیقاً معادل «انتقال نفت از طریق لوله‌ها کم‌هزینه‌تر است» است: نقلُنقلُ مبتدای مرفوع، عبرالأنابيبعبر الأنابيب قید مکان به معنای «از طریق لوله‌ها»، و أقلُّنفقةًأقلُّ نفقةً ساخت اسم تفضیل با تمییز منصوب به معنای «کم‌هزینه‌تر» است. ب) «نَقَلَالنِّفْطُعَبْرَالْأَنَابِيبِأَقَلَّنَفَقَةًنَقَلَ النِّفْطُ عَبْرَ الْأَنَابِيبِ أَقَلَّ نَفَقَةً» را نمی‌توان درست دانست، چون نَقَلَنَقَلَ فعل ماضی به معنای «منتقل کرد» است نه مصدرِ «انتقال»، و أَقَلَّأَقَلَّ نیز نادرست منصوب شده در حالی‌که باید خبرِ مرفوع باشد. «نَقْلُالنِّفْطِفِيالْأَنَابِيبِقَلِيلٌمِنَالنَّفَقَاتِنَقْلُ النِّفْطِ فِي الْأَنَابِيبِ قَلِيلٌ مِنَ النَّفَقَاتِ» درست نیست، چون فيالأنابيبفي الأنابيب معنای «از طریق» را نمی‌رساند و قليلٌمنالنفقاتقليلٌ من النفقات ساخت اسم تفضیل نیست. «يُنْقَلُالنِّفْطَبِالْأَنَابِيبِأَقَلُّنَفَقَةٍيُنْقَلُ النِّفْطَ بِالْأَنَابِيبِ أَقَلُّ نَفَقَةٍ» نادرست است، چون فعل مجهول يُنقليُنقل باید نائب فاعل مرفوع داشته باشد نه النفطَالنفطَ منصوب. ج) تلهٔ تستی: تفاوتِ نَقَلَنَقَلَ (فعل ماضی) با نَقْلُنَقْلُ (مصدر/مبتدا)، و حرکهٔ درستِ أَقَلُّأَقَلُّ (مرفوع، خبر) در برابرِ أَقَلَّأَقَلَّ/أَقَلِّأَقَلِّ (نادرست) رایج‌ترین دام این نوع سؤال است.

2. کدام گزینه مفهوم اصلی آیهٔ وَاسْتَعْمَرَكُمْفِيهَاوَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا را بهتر می‌رساند؟

  • انسان مسئول آبادانی و بهره‌برداری درست از زمین است
  • انسان فقط برای بهره‌برداری بی‌حد از زمین آفریده شده است
  • زمین بی‌نیاز از تلاش و مسئولیت انسان باقی می‌ماند
  • انسان از خاک جداست و مأموریتی نسبت به زمین ندارد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «انسان مسئول آبادانی و بهره‌برداری درست از زمین است» درست است؛ وَاسْتَعْمَرَكُمْفِيهَاوَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا یعنی «و شما را خواستارِ آبادکردنِ آن کرد»، یعنی خداوند به انسان مأموریتِ آبادانی و بهره‌برداریِ درست از زمین داده است. ب) «انسان فقط برای بهره‌برداری بی‌حد از زمین آفریده شده است» رد می‌شود چون اسْتَعْمَرَاسْتَعْمَرَ (باب استفعال از عَمَرَعَمَرَ=آباد کرد) معنای «طلبِ آبادکردن» می‌دهد، نه بهره‌برداریِ بی‌حد؛ «زمین بی‌نیاز از تلاش و مسئولیت انسان باقی می‌ماند» رد می‌شود چون دقیقاً برعکسِ پیامِ آیه است؛ «انسان از خاک جداست و مأموریتی نسبت به زمین ندارد» رد می‌شود چون آیه با أَنْشَأَكُمْمِنَالْأَرْضِأَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ خلقتِ انسان از خاک و پیوندش با زمین را بیان می‌کند. ج) تلهٔ تستی: باب استفعالِ اسْتَعْمَرَاسْتَعْمَرَ معنای «طلبِ آباد کردن» می‌دهد و نباید با معنای سادهٔ بی‌مسئولیتِ «بهره‌برداری» یکسان گرفته شود.

3. کدام گزینه جمع درست أُنْبُوبأُنْبُوب را نشان می‌دهد؟

  • أَبَانِيبأَبَانِيب
  • أَنَابِيبأَنَابِيب
  • أُنْبُوبَاتأُنْبُوبَات
  • نَوَابِيبنَوَابِيب

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) جمعِ تکسیرِ درستِ أُنْبُوبأُنْبُوب (لوله) «أَنَابِيبأَنَابِيب» است. ب) «أُنْبُوبَاتأُنْبُوبَات» جمعِ مؤنثِ سالم را روی واژه‌ای که جمعِ تکسیر دارد اعمال می‌کند، نادرست است؛ «نَوَابِيبنَوَابِيب» و «أَبَانِيبأَبَانِيب» ترتیبِ حروفِ ریشه را به‌هم می‌زنند و صورت‌های ساختگی‌اند. ج) تلهٔ تستی: جمعِ تکسیرِ أُنْبُوبأُنْبُوب باید دقیقاً «أَنَابِيبأَنَابِيب» حفظ شود، نه شکل‌های مشابه با جابه‌جاییِ حروف.

4. کدام گزینه تعریب درست «نفت از چاه به پالایشگاه منتقل می‌شود» است؟

  • يُنْقَلُالنِّفْطُمِنَالْبِئْرِإِلَىالْمَصْفَىيُنْقَلُ النِّفْطُ مِنَ الْبِئْرِ إِلَى الْمَصْفَى
  • يَسْتَخْرِجُالْبِئْرُالنِّفْطَإِلَىالْمَصْفَىيَسْتَخْرِجُ الْبِئْرُ النِّفْطَ إِلَى الْمَصْفَى
  • يَنْقُلُالنِّفْطُمِنَالْبِئْرِإِلَىالْمَصْفَىيَنْقُلُ النِّفْطُ مِنَ الْبِئْرِ إِلَى الْمَصْفَى
  • نَقَلَتِالْمَصَافِيالنِّفْطَمِنَالْبِئْرِنَقَلَتِ الْمَصَافِي النِّفْطَ مِنَ الْبِئْرِ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «يُنْقَلُالنِّفْطُمِنَالْبِئْرِإِلَىالْمَصْفَىيُنْقَلُ النِّفْطُ مِنَ الْبِئْرِ إِلَى الْمَصْفَى» دقیقاً معادل «نفت از چاه به پالایشگاه منتقل می‌شود» است؛ فعل مجهول يُنقليُنقل با نائب فاعل مرفوع النفطُالنفطُ می‌آید و من...إلىمن...إلى مسیر را بیان می‌کند. ب) «يَنْقُلُالنِّفْطُمِنَالْبِئْرِإِلَىالْمَصْفَىيَنْقُلُ النِّفْطُ مِنَ الْبِئْرِ إِلَى الْمَصْفَى» رد می‌شود چون فعل معلومِ يَنقُلُيَنقُلُ یعنی «نفت منتقل می‌کند» (فاعلِ فعال)، نه «منتقل می‌شود». «نَقَلَتِالْمَصَافِيالنِّفْطَمِنَالْبِئْرِنَقَلَتِ الْمَصَافِي النِّفْطَ مِنَ الْبِئْرِ» رد می‌شود چون فعل ماضیِ معلوم است و فاعلش پالایشگاه‌ها می‌شود، نه اینکه نفت منتقل شود. «يَسْتَخْرِجُالْبِئْرُالنِّفْطَإِلَىالْمَصْفَىيَسْتَخْرِجُ الْبِئْرُ النِّفْطَ إِلَى الْمَصْفَى» رد می‌شود چون يستخرجيستخرج یعنی «استخراج می‌کند»، نه «منتقل می‌شود». ج) تلهٔ تستی: تشخیصِ فعل مجهولِ يُنقليُنقل (منتقل می‌شود) از فعل معلومِ يَنقُلُيَنقُلُ (منتقل می‌کند) فقط با یک حرکه (ضمه به‌جای فتحه بر حرفِ مضارعه) ممکن است.

5. کدام گزینه مفهوم صِيَانَةُهٰذِهِالْأَنَابِيبِصِيَانَةُ هٰذِهِ الْأَنَابِيبِ را درست بیان می‌کند؟

  • کاهش کامل نیاز کشور به نفت و گاز
  • نگهداری و محافظت از این لوله‌ها
  • ساختن پالایشگاه‌های جدید برای مصرف نفت
  • صادر کردن فرآورده‌ها به کشورهای صنعتی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «نگهداری و محافظت از این لوله‌ها» درست است؛ صِيَانَةُهٰذِهِالْأَنَابِيبِصِيَانَةُ هٰذِهِ الْأَنَابِيبِ یعنی «نگهداریِ این لوله‌ها»، و مصدرِ صِيَانَةصِيَانَة در سراسرِ متن به معنای محافظت و نگهداری به کار رفته است. ب) «ساختن پالایشگاه‌های جدید برای مصرف نفت» رد می‌شود چون ربطی به صيانةصيانة ندارد؛ «صادر کردن فرآورده‌ها به کشورهای صنعتی» رد می‌شود چون این مفهوم متعلق به فعلِ تُصَدِّرُتُصَدِّرُ در بخشِ دیگرِ متن است؛ «کاهش کامل نیاز کشور به نفت و گاز» رد می‌شود چون چنین ادعایی اصلاً در متن نیامده است. ج) تلهٔ تستی: صِيَانَةصِيَانَة (نگهداری) را نباید با مفاهیمِ نزدیکِ دیگرِ درس مثلِ تصديرتصدير (صادرات) یا استهلاكاستهلاك (مصرف) خلط کرد.

6. کدام گزینه از نظر واژگانی نادرست است؟

  • ضَغْطضَغْط یعنی مصرف
  • نَفَقَةنَفَقَة یعنی هزینه
  • مِينَاءمِينَاء یعنی بندر
  • مَصْفًىمَصْفًى یعنی پالایشگاه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «ضَغْطضَغْط یعنی مصرف» نادرست است چون ضَغْطضَغْط در واقع یعنی «فشار» (معادلِ مصرف، اِسْتِهْلَاكاِسْتِهْلَاك است)؛ پس همین گزینهٔ نادرست، پاسخِ درستِ این سؤال است. ب) «مِينَاءمِينَاء یعنی بندر»، «مَصْفًىمَصْفًى یعنی پالایشگاه» و «نَفَقَةنَفَقَة یعنی هزینه» هر سه صحیح‌اند و نمی‌توان آن‌ها را «نادرست» دانست. ج) تلهٔ تستی: ضَغْطضَغْط (فشار) و اِسْتِهْلَاكاِسْتِهْلَاك (مصرف) از نظرِ ظاهری شباهتی ندارند، اما در ترجمه‌های شتاب‌زده گاهی جابه‌جا می‌شوند.

7. کدام گزینه معادل عربی «کاهش فشار» است؟

  • صِيَانَةُالضَّغْطِصِيَانَةُ الضَّغْطِ
  • تَقْلِيلُالضَّغْطِتَقْلِيلُ الضَّغْطِ
  • اِسْتِهْلَاكُالضَّغْطِاِسْتِهْلَاكُ الضَّغْطِ
  • تَسْهِيلُالضَّغْطِتَسْهِيلُ الضَّغْطِ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «تَقْلِيلُالضَّغْطِتَقْلِيلُ الضَّغْطِ» دقیقاً به معنای «کاهشِ فشار» است؛ تقليلتقليل مصدرِ باب تفعیل از قَلَّقَلَّ به معنای کم‌کردن است. ب) «تَسْهِيلُالضَّغْطِتَسْهِيلُ الضَّغْطِ» یعنی «آسان‌سازیِ فشار»؛ «صِيَانَةُالضَّغْطِصِيَانَةُ الضَّغْطِ» یعنی «نگهداریِ فشار»؛ «اِسْتِهْلَاكُالضَّغْطِاِسْتِهْلَاكُ الضَّغْطِ» یعنی «مصرفِ فشار»؛ هیچ‌کدام معادلِ «کاهش» نیستند. ج) تلهٔ تستی: چهار مصدرِ تسهيلتسهيل، صيانةصيانة، استهلاكاستهلاك و تقليلتقليل معناهایِ نزدیک اما کاملاً متمایزی دارند و باید دقیق تفکیک شوند.

8. در عبارت مِنْأَمَاكِنِالْإِنْتَاجِإِلَىأَمَاكِنِالِاسْتِهْلَاكِمِنْ أَمَاكِنِ الْإِنْتَاجِ إِلَى أَمَاكِنِ الِاسْتِهْلَاكِ کدام دو مفهوم مقابل هم آمده‌اند؟

  • استخراج و حفاری
  • تولید و مصرف
  • صادرات و واردات
  • هزینه و خطر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «مِنْأَمَاكِنِالْإِنْتَاجِإِلَىأَمَاكِنِالِاسْتِهْلَاكِمِنْ أَمَاكِنِ الْإِنْتَاجِ إِلَى أَمَاكِنِ الِاسْتِهْلَاكِ» یعنی «از محل‌های تولید به محل‌های مصرف»؛ پس دو مفهومِ متقابلِ «تولید و مصرف» در برابر هم آمده‌اند. ب) «استخراج و حفاری» در این عبارتِ خاص به کار نرفته‌اند؛ «صادرات و واردات» اشتباه است چون واژهٔ استيراداستيراد (واردات) اصلاً در این عبارت نیست؛ «هزینه و خطر» هم به بخشِ دیگری از متن مربوط است. ج) تلهٔ تستی: الْإِنْتَاجالْإِنْتَاج (تولید) و الِاسْتِهْلَاكالِاسْتِهْلَاك (مصرف) را نباید با واژه‌های مشابهِ موضوعیِ دیگرِ همین درس اشتباه گرفت.

9. کدام گزینه جمع مِينَاءمِينَاء را درست نشان می‌دهد؟

  • مُنَاءُونمُنَاءُون
  • مَوَانِئمَوَانِئ
  • مِينَاءَاتمِينَاءَات
  • أَمْنِيَةأَمْنِيَة

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) جمعِ تکسیرِ درستِ مِينَاءمِينَاء (بندر) «مَوَانِئمَوَانِئ» است. ب) «مِينَاءَاتمِينَاءَات» جمعِ مؤنثِ سالم را برایِ واژه‌ای که جمعِ تکسیرِ نامنظم دارد به کار می‌برد، نادرست است؛ «أَمْنِيَةأَمْنِيَة» صورتی کاملاً متفاوت و بی‌ربط (شبیهِ جمعِ أُمْنِيَّةأُمْنِيَّة/آرزو) است؛ «مُنَاءُونمُنَاءُون» جمعِ مذکرِ سالم را روی واژه‌ای غیرانسانی اعمال می‌کند که غیرمجاز است. ج) تلهٔ تستی: مِينَاءمِينَاء باید با جمعِ تکسیرِ نامنظمِ «مَوَانِئمَوَانِئ» یاد گرفته شود، نه با قیاسِ جمعِ سالم.

10. در عبارت لِمُعَالَجَةِالْأَمْرَاضِلِمُعَالَجَةِ الْأَمْرَاضِ واژهٔ مُعَالَجَةمُعَالَجَة از کدام باب است؟

  • باب مفاعله
  • باب تفعیل
  • باب إفعال
  • باب استفعال

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «مُعَالَجَةمُعَالَجَة» مصدرِ باب مفاعله (وزنِ مُفَاعَلَةمُفَاعَلَة، از فعلِ عَالَجَعَالَجَ-يُعَالِجُيُعَالِجُ) به معنای «درمان کردن» است. ب) «باب استفعال» رد می‌شود چون الگوی آن اِسْتِفْعَالاِسْتِفْعَال (مثلِ اِسْتِخْرَاجاِسْتِخْرَاج) است نه مُفَاعَلَةمُفَاعَلَة؛ «باب تفعیل» رد می‌شود چون مصدرش تَفْعِيلتَفْعِيل (مثلِ تَسْهِيلتَسْهِيل) با تشدیدِ عین‌الفعل و بدونِ الف است؛ «باب إفعال» هم رد می‌شود چون مصدر آن إِفْعَالإِفْعَال (مثلِ إِنْتَاجإِنْتَاج) بدونِ الفِ میانِ فاء و عین‌الفعل است. ج) تلهٔ تستی: تشخیصِ باب مفاعله از رویِ الفِ میانِ حرفِ اول و دومِ ریشه (عَالَجَعَالَجَ) است؛ این الف نباید با تشدیدِ باب تفعیل اشتباه گرفته شود.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان