پرش به محتوای اصلی

نفت ایران و فعل مجهول (عربی ۱)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس هفتم عربی ۱: نفت در ایران و الْفِعْلُ الْمَبْنِیُّ لِلْمَجْهُول

درس با آیه‌ای از سورهٔ هود (۶۱) آغاز می‌شود: هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فيها\text{هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فيها}ادامهٔ فرمول را افقی ببین — «او شما را از زمین پدید آورد و از شما خواستارِ آبادکردنِ آن شد» — که به دو مفهومِ خلقتِ انسان از خاک و مأموریتِ او برایِ آبادانیِ زمین اشاره دارد. نکتهٔ کنکوریِ آیه: اِسْتَعْمَرَ\text{اِسْتَعْمَرَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین از بابِ استفعال است که معنایِ طلب می‌دهد (عَمَرَ\text{عَمَرَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = آباد کرد ← اِسْتَعْمَرَ\text{اِسْتَعْمَرَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = خواستارِ آبادکردن شد).

متنِ اصلیِ درس دربارهٔ ثروت‌هایِ نفتیِ ایران است: چگونگیِ استخراجِ نفت از باطنِ زمین با حفاری در لایه‌هایِ سنگی، غنی‌بودنِ ایران به نفت و گاز و صادراتِ آن به کشورهایِ صنعتی، پیشینهٔ چندهزارساله‌ای که انسان نفت را از سطحِ زمین جمع می‌کرد و برایِ سوخت و درمانِ بیماری‌هایِ پوستی به کار می‌برد، و فرآیندِ امروزیِ حفرِ چاه و انتقالِ نفت با لوله. متن تأکید می‌کند که انتقالِ نفت از طریقِ لوله کم‌خطرتر و کم‌هزینه‌تر از انتقال با نفتکش‌هاست — نکتهٔ دستوریِ همراه آن، ساختارِ اسمِ تفضیل + تمییز: أَقَلُّ خَطَراً وَ نَفَقَةً\text{أَقَلُّ خَطَراً وَ نَفَقَةً}ادامهٔ فرمول را افقی ببین.

قاعدهٔ اصلیِ درس فعلِ مجهول است: فعلی که فاعلش حذف یا ناشناخته است. در فعلِ معلوم فاعل مشخص است (فَتَحَ عَلِيٌّ الْبابَ\text{فَتَحَ عَلِيٌّ الْبابَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = علی در را باز کرد)، اما در مجهول فاعل کنار می‌رود و مفعول به‌جایِ او نایبِ فاعل و مرفوع می‌شود (فُتِحَ الْبابُ\text{فُتِحَ الْبابُ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = در باز شد). درس همین مقایسه را با كَتَبَ أَحَدٌ الْكِتابَ\text{كَتَبَ أَحَدٌ الْكِتابَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (کسی کتاب را نوشت) در برابرِ كُتِبَ الْكِتابُ\text{كُتِبَ الْكِتابُ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (کتاب نوشته شد) تکرار می‌کند تا الگویِ ساختِ مجهول از معلوم جا بیفتد.

نمونه‌هایِ مجهول در متنِ نفت: تُسْتَخْدَمُ آلاتٌ\text{تُسْتَخْدَمُ آلاتٌ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (دستگاه‌هایی به کار گرفته می‌شود)، تُوجَدُ أَعْمِدَةُ اتِّصالاتٍ\text{تُوجَدُ أَعْمِدَةُ اتِّصالاتٍ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (ستون‌هایِ مخابراتی وجود دارد، از يَجِدُ\text{يَجِدُ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین معلوم به يُوجَدُ\text{يُوجَدُ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین مجهول)، و يُصْنَعُ مِنْهُ الْمَطّاطُ وَ الْعُطُورُ وَ الْأَدْوِيَةُ\text{يُصْنَعُ مِنْهُ الْمَطّاطُ وَ الْعُطُورُ وَ الْأَدْوِيَةُ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (از آن لاستیک، عطر و دارو ساخته می‌شود) — در هر سه، فعلِ معلوم به مجهول تبدیل شده و اسمِ بعد از آن نایبِ فاعل و مرفوع است.

بخشِ واژگان با ریشه‌شناسی، خانوادهٔ باب استفعال را برجسته می‌کند: اِسْتَخْرَجَ\text{اِسْتَخْرَجَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (استخراج کرد)، اِسْتَغْرَقَ\text{اِسْتَغْرَقَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (وقت گرفت)، اِسْتَفادَ\text{اِسْتَفادَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (استفاده کرد)، اِسْتَخْدَمَ\text{اِسْتَخْدَمَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (به کار گرفت) — همه با پیشوندِ اِسْتَ\text{اِسْتَ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین که نشانهٔ سریعِ تشخیصِ این باب است. جمعِ تکسیرهایِ کلیدی هم مرور می‌شود: بِئْر\text{بِئْر}ادامهٔ فرمول را افقی ببین ← آبار\text{آبار}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (چاه)، أُنْبوب\text{أُنْبوب}ادامهٔ فرمول را افقی ببین ← أَنابيب\text{أَنابيب}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (لوله)، مَصْفٰی\text{مَصْفٰی}ادامهٔ فرمول را افقی ببین ← مَصافٍ\text{مَصافٍ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (پالایشگاه، ممنوع من الصرف)، دَوْلَة\text{دَوْلَة}ادامهٔ فرمول را افقی ببین ← دُوَل\text{دُوَل}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (کشور)، بَلَد\text{بَلَد}ادامهٔ فرمول را افقی ببین ← بُلْدان\text{بُلْدان}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (کشور). و صفتِ نسبی با افزودنِ «یّ» ساخته می‌شود: صِناعَة\text{صِناعَة}ادامهٔ فرمول را افقی ببین ← صِناعِيّ\text{صِناعِيّ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (صنعتی)، جِلْد\text{جِلْد}ادامهٔ فرمول را افقی ببین ← جِلْدِيّ\text{جِلْدِيّ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (پوستی)، كيمْيا\text{كيمْيا}ادامهٔ فرمول را افقی ببین ← كيمْياوِيّ\text{كيمْياوِيّ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (شیمیایی).

نکتهٔ دیگرِ متن این است که ایران یکی از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین کشورهایِ صادرکنندهٔ نفت معرفی می‌شود (مِنْ أَكْبَرِ الدُّوَلِ الْمُصَدِّرَةِ لِلنِّفْطِ\text{مِنْ أَكْبَرِ الدُّوَلِ الْمُصَدِّرَةِ لِلنِّفْطِ}ادامهٔ فرمول را افقی ببین)، با تجربهٔ طولانی در کشیدن و نگهداریِ خطوطِ لولهٔ نفت از محل‌هایِ تولید تا محل‌هایِ مصرف — نمونه‌ای از اسمِ تفضیل (أَكْبَر\text{أَكْبَر}ادامهٔ فرمول را افقی ببین، أَنْجَح\text{أَنْجَح}ادامهٔ فرمول را افقی ببین) و اسمِ فاعلِ بابِ تفعیل (الْمُصَدِّرَة\text{الْمُصَدِّرَة}ادامهٔ فرمول را افقی ببین = صادرکننده).

درس در بخشِ پایانیِ خود، با تابلوهایِ هشدارِ زردرنگی که شهروندان را از حفرِ زمین نزدیکِ لوله‌ها برحذر می‌دارد، و یادآوریِ اینکه نگهداریِ این لوله‌ها بر عهدهٔ همهٔ شهروندان است، به پایان می‌رسد — نمونه‌ای دیگر از ساختارِ يَجِبُ عَلٰی + مرفوع\text{يَجِبُ عَلٰی + مرفوع}ادامهٔ فرمول را افقی ببین برایِ بیانِ وظیفهٔ همگانی.

سؤال تستی

۱۰ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. تعریب درست «انتقال نفت از طریق لوله‌ها کم‌هزینه‌تر است» کدام است؟

  • نَقْلُالنِّفْطِفِيالْأَنَابِيبِقَلِيلٌمِنَالنَّفَقَاتِنَقْلُ النِّفْطِ فِي الْأَنَابِيبِ قَلِيلٌ مِنَ النَّفَقَاتِادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • نَقْلُالنِّفْطِعَبْرَالْأَنَابِيبِأَقَلُّنَفَقَةًنَقْلُ النِّفْطِ عَبْرَ الْأَنَابِيبِ أَقَلُّ نَفَقَةًادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • يُنْقَلُالنِّفْطَبِالْأَنَابِيبِأَقَلُّنَفَقَةٍيُنْقَلُ النِّفْطَ بِالْأَنَابِيبِ أَقَلُّ نَفَقَةٍادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • نَقَلَالنِّفْطُعَبْرَالْأَنَابِيبِأَقَلَّنَفَقَةًنَقَلَ النِّفْطُ عَبْرَ الْأَنَابِيبِ أَقَلَّ نَفَقَةًادامهٔ فرمول را افقی ببین

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «نَقْلُالنِّفْطِعَبْرَالْأَنَابِيبِأَقَلُّنَفَقَةًنَقْلُ النِّفْطِ عَبْرَ الْأَنَابِيبِ أَقَلُّ نَفَقَةًادامهٔ فرمول را افقی ببین» دقیقاً معادل «انتقال نفت از طریق لوله‌ها کم‌هزینه‌تر است» است: نقلُنقلُادامهٔ فرمول را افقی ببین مبتدای مرفوع، عبرالأنابيبعبر الأنابيبادامهٔ فرمول را افقی ببین قید مکان به معنای «از طریق لوله‌ها»، و أقلُّنفقةًأقلُّ نفقةًادامهٔ فرمول را افقی ببین ساخت اسم تفضیل با تمییز منصوب به معنای «کم‌هزینه‌تر» است. ب) «نَقَلَالنِّفْطُعَبْرَالْأَنَابِيبِأَقَلَّنَفَقَةًنَقَلَ النِّفْطُ عَبْرَ الْأَنَابِيبِ أَقَلَّ نَفَقَةًادامهٔ فرمول را افقی ببین» را نمی‌توان درست دانست، چون نَقَلَنَقَلَادامهٔ فرمول را افقی ببین فعل ماضی به معنای «منتقل کرد» است نه مصدرِ «انتقال»، و أَقَلَّأَقَلَّادامهٔ فرمول را افقی ببین نیز نادرست منصوب شده در حالی‌که باید خبرِ مرفوع باشد. «نَقْلُالنِّفْطِفِيالْأَنَابِيبِقَلِيلٌمِنَالنَّفَقَاتِنَقْلُ النِّفْطِ فِي الْأَنَابِيبِ قَلِيلٌ مِنَ النَّفَقَاتِادامهٔ فرمول را افقی ببین» درست نیست، چون فيالأنابيبفي الأنابيبادامهٔ فرمول را افقی ببین معنای «از طریق» را نمی‌رساند و قليلٌمنالنفقاتقليلٌ من النفقاتادامهٔ فرمول را افقی ببین ساخت اسم تفضیل نیست. «يُنْقَلُالنِّفْطَبِالْأَنَابِيبِأَقَلُّنَفَقَةٍيُنْقَلُ النِّفْطَ بِالْأَنَابِيبِ أَقَلُّ نَفَقَةٍادامهٔ فرمول را افقی ببین» نادرست است، چون فعل مجهول يُنقليُنقلادامهٔ فرمول را افقی ببین باید نائب فاعل مرفوع داشته باشد نه النفطَالنفطَادامهٔ فرمول را افقی ببین منصوب. ج) تلهٔ تستی: تفاوتِ نَقَلَنَقَلَادامهٔ فرمول را افقی ببین (فعل ماضی) با نَقْلُنَقْلُادامهٔ فرمول را افقی ببین (مصدر/مبتدا)، و حرکهٔ درستِ أَقَلُّأَقَلُّادامهٔ فرمول را افقی ببین (مرفوع، خبر) در برابرِ أَقَلَّأَقَلَّادامهٔ فرمول را افقی ببین/أَقَلِّأَقَلِّادامهٔ فرمول را افقی ببین (نادرست) رایج‌ترین دام این نوع سؤال است.

2. کدام گزینه مفهوم اصلی آیهٔ وَاسْتَعْمَرَكُمْفِيهَاوَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَاادامهٔ فرمول را افقی ببین را بهتر می‌رساند؟

  • انسان فقط برای بهره‌برداری بی‌حد از زمین آفریده شده است
  • زمین بی‌نیاز از تلاش و مسئولیت انسان باقی می‌ماند
  • انسان از خاک جداست و مأموریتی نسبت به زمین ندارد
  • انسان مسئول آبادانی و بهره‌برداری درست از زمین است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «انسان مسئول آبادانی و بهره‌برداری درست از زمین است» درست است؛ وَاسْتَعْمَرَكُمْفِيهَاوَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَاادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی «و شما را خواستارِ آبادکردنِ آن کرد»، یعنی خداوند به انسان مأموریتِ آبادانی و بهره‌برداریِ درست از زمین داده است. ب) «انسان فقط برای بهره‌برداری بی‌حد از زمین آفریده شده است» رد می‌شود چون اسْتَعْمَرَاسْتَعْمَرَادامهٔ فرمول را افقی ببین (باب استفعال از عَمَرَعَمَرَادامهٔ فرمول را افقی ببین=آباد کرد) معنای «طلبِ آبادکردن» می‌دهد، نه بهره‌برداریِ بی‌حد؛ «زمین بی‌نیاز از تلاش و مسئولیت انسان باقی می‌ماند» رد می‌شود چون دقیقاً برعکسِ پیامِ آیه است؛ «انسان از خاک جداست و مأموریتی نسبت به زمین ندارد» رد می‌شود چون آیه با أَنْشَأَكُمْمِنَالْأَرْضِأَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِادامهٔ فرمول را افقی ببین خلقتِ انسان از خاک و پیوندش با زمین را بیان می‌کند. ج) تلهٔ تستی: باب استفعالِ اسْتَعْمَرَاسْتَعْمَرَادامهٔ فرمول را افقی ببین معنای «طلبِ آباد کردن» می‌دهد و نباید با معنای سادهٔ بی‌مسئولیتِ «بهره‌برداری» یکسان گرفته شود.

3. کدام گزینه جمع درست أُنْبُوبأُنْبُوبادامهٔ فرمول را افقی ببین را نشان می‌دهد؟

  • أَبَانِيبأَبَانِيبادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • أَنَابِيبأَنَابِيبادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • أُنْبُوبَاتأُنْبُوبَاتادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • نَوَابِيبنَوَابِيبادامهٔ فرمول را افقی ببین

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) جمعِ تکسیرِ درستِ أُنْبُوبأُنْبُوبادامهٔ فرمول را افقی ببین (لوله) «أَنَابِيبأَنَابِيبادامهٔ فرمول را افقی ببین» است. ب) «أُنْبُوبَاتأُنْبُوبَاتادامهٔ فرمول را افقی ببین» جمعِ مؤنثِ سالم را روی واژه‌ای که جمعِ تکسیر دارد اعمال می‌کند، نادرست است؛ «نَوَابِيبنَوَابِيبادامهٔ فرمول را افقی ببین» و «أَبَانِيبأَبَانِيبادامهٔ فرمول را افقی ببین» ترتیبِ حروفِ ریشه را به‌هم می‌زنند و صورت‌های ساختگی‌اند. ج) تلهٔ تستی: جمعِ تکسیرِ أُنْبُوبأُنْبُوبادامهٔ فرمول را افقی ببین باید دقیقاً «أَنَابِيبأَنَابِيبادامهٔ فرمول را افقی ببین» حفظ شود، نه شکل‌های مشابه با جابه‌جاییِ حروف.

4. کدام گزینه تعریب درست «نفت از چاه به پالایشگاه منتقل می‌شود» است؟

  • يَسْتَخْرِجُالْبِئْرُالنِّفْطَإِلَىالْمَصْفَىيَسْتَخْرِجُ الْبِئْرُ النِّفْطَ إِلَى الْمَصْفَىادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • يَنْقُلُالنِّفْطُمِنَالْبِئْرِإِلَىالْمَصْفَىيَنْقُلُ النِّفْطُ مِنَ الْبِئْرِ إِلَى الْمَصْفَىادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • نَقَلَتِالْمَصَافِيالنِّفْطَمِنَالْبِئْرِنَقَلَتِ الْمَصَافِي النِّفْطَ مِنَ الْبِئْرِادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • يُنْقَلُالنِّفْطُمِنَالْبِئْرِإِلَىالْمَصْفَىيُنْقَلُ النِّفْطُ مِنَ الْبِئْرِ إِلَى الْمَصْفَىادامهٔ فرمول را افقی ببین

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «يُنْقَلُالنِّفْطُمِنَالْبِئْرِإِلَىالْمَصْفَىيُنْقَلُ النِّفْطُ مِنَ الْبِئْرِ إِلَى الْمَصْفَىادامهٔ فرمول را افقی ببین» دقیقاً معادل «نفت از چاه به پالایشگاه منتقل می‌شود» است؛ فعل مجهول يُنقليُنقلادامهٔ فرمول را افقی ببین با نائب فاعل مرفوع النفطُالنفطُادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌آید و من...إلىمن...إلىادامهٔ فرمول را افقی ببین مسیر را بیان می‌کند. ب) «يَنْقُلُالنِّفْطُمِنَالْبِئْرِإِلَىالْمَصْفَىيَنْقُلُ النِّفْطُ مِنَ الْبِئْرِ إِلَى الْمَصْفَىادامهٔ فرمول را افقی ببین» رد می‌شود چون فعل معلومِ يَنقُلُيَنقُلُادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی «نفت منتقل می‌کند» (فاعلِ فعال)، نه «منتقل می‌شود». «نَقَلَتِالْمَصَافِيالنِّفْطَمِنَالْبِئْرِنَقَلَتِ الْمَصَافِي النِّفْطَ مِنَ الْبِئْرِادامهٔ فرمول را افقی ببین» رد می‌شود چون فعل ماضیِ معلوم است و فاعلش پالایشگاه‌ها می‌شود، نه اینکه نفت منتقل شود. «يَسْتَخْرِجُالْبِئْرُالنِّفْطَإِلَىالْمَصْفَىيَسْتَخْرِجُ الْبِئْرُ النِّفْطَ إِلَى الْمَصْفَىادامهٔ فرمول را افقی ببین» رد می‌شود چون يستخرجيستخرجادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی «استخراج می‌کند»، نه «منتقل می‌شود». ج) تلهٔ تستی: تشخیصِ فعل مجهولِ يُنقليُنقلادامهٔ فرمول را افقی ببین (منتقل می‌شود) از فعل معلومِ يَنقُلُيَنقُلُادامهٔ فرمول را افقی ببین (منتقل می‌کند) فقط با یک حرکه (ضمه به‌جای فتحه بر حرفِ مضارعه) ممکن است.

5. کدام گزینه از نظر واژگانی نادرست است؟

  • ضَغْطضَغْطادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی مصرف
  • نَفَقَةنَفَقَةادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی هزینه
  • مِينَاءمِينَاءادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی بندر
  • مَصْفًىمَصْفًىادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی پالایشگاه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «ضَغْطضَغْطادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی مصرف» نادرست است چون ضَغْطضَغْطادامهٔ فرمول را افقی ببین در واقع یعنی «فشار» (معادلِ مصرف، اِسْتِهْلَاكاِسْتِهْلَاكادامهٔ فرمول را افقی ببین است)؛ پس همین گزینهٔ نادرست، پاسخِ درستِ این سؤال است. ب) «مِينَاءمِينَاءادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی بندر»، «مَصْفًىمَصْفًىادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی پالایشگاه» و «نَفَقَةنَفَقَةادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی هزینه» هر سه صحیح‌اند و نمی‌توان آن‌ها را «نادرست» دانست. ج) تلهٔ تستی: ضَغْطضَغْطادامهٔ فرمول را افقی ببین (فشار) و اِسْتِهْلَاكاِسْتِهْلَاكادامهٔ فرمول را افقی ببین (مصرف) از نظرِ ظاهری شباهتی ندارند، اما در ترجمه‌های شتاب‌زده گاهی جابه‌جا می‌شوند.

6. کدام گزینه جمع مِينَاءمِينَاءادامهٔ فرمول را افقی ببین را درست نشان می‌دهد؟

  • مُنَاءُونمُنَاءُونادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • مَوَانِئمَوَانِئادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • مِينَاءَاتمِينَاءَاتادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • أَمْنِيَةأَمْنِيَةادامهٔ فرمول را افقی ببین

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) جمعِ تکسیرِ درستِ مِينَاءمِينَاءادامهٔ فرمول را افقی ببین (بندر) «مَوَانِئمَوَانِئادامهٔ فرمول را افقی ببین» است. ب) «مِينَاءَاتمِينَاءَاتادامهٔ فرمول را افقی ببین» جمعِ مؤنثِ سالم را برایِ واژه‌ای که جمعِ تکسیرِ نامنظم دارد به کار می‌برد، نادرست است؛ «أَمْنِيَةأَمْنِيَةادامهٔ فرمول را افقی ببین» صورتی کاملاً متفاوت و بی‌ربط (شبیهِ جمعِ أُمْنِيَّةأُمْنِيَّةادامهٔ فرمول را افقی ببین/آرزو) است؛ «مُنَاءُونمُنَاءُونادامهٔ فرمول را افقی ببین» جمعِ مذکرِ سالم را روی واژه‌ای غیرانسانی اعمال می‌کند که غیرمجاز است. ج) تلهٔ تستی: مِينَاءمِينَاءادامهٔ فرمول را افقی ببین باید با جمعِ تکسیرِ نامنظمِ «مَوَانِئمَوَانِئادامهٔ فرمول را افقی ببین» یاد گرفته شود، نه با قیاسِ جمعِ سالم.

7. در عبارت لِمُعَالَجَةِالْأَمْرَاضِلِمُعَالَجَةِ الْأَمْرَاضِادامهٔ فرمول را افقی ببین واژهٔ مُعَالَجَةمُعَالَجَةادامهٔ فرمول را افقی ببین از کدام باب است؟

  • باب تفعیل
  • باب إفعال
  • باب استفعال
  • باب مفاعله

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «مُعَالَجَةمُعَالَجَةادامهٔ فرمول را افقی ببین» مصدرِ باب مفاعله (وزنِ مُفَاعَلَةمُفَاعَلَةادامهٔ فرمول را افقی ببین، از فعلِ عَالَجَعَالَجَادامهٔ فرمول را افقی ببین-يُعَالِجُيُعَالِجُادامهٔ فرمول را افقی ببین) به معنای «درمان کردن» است. ب) «باب استفعال» رد می‌شود چون الگوی آن اِسْتِفْعَالاِسْتِفْعَالادامهٔ فرمول را افقی ببین (مثلِ اِسْتِخْرَاجاِسْتِخْرَاجادامهٔ فرمول را افقی ببین) است نه مُفَاعَلَةمُفَاعَلَةادامهٔ فرمول را افقی ببین؛ «باب تفعیل» رد می‌شود چون مصدرش تَفْعِيلتَفْعِيلادامهٔ فرمول را افقی ببین (مثلِ تَسْهِيلتَسْهِيلادامهٔ فرمول را افقی ببین) با تشدیدِ عین‌الفعل و بدونِ الف است؛ «باب إفعال» هم رد می‌شود چون مصدر آن إِفْعَالإِفْعَالادامهٔ فرمول را افقی ببین (مثلِ إِنْتَاجإِنْتَاجادامهٔ فرمول را افقی ببین) بدونِ الفِ میانِ فاء و عین‌الفعل است. ج) تلهٔ تستی: تشخیصِ باب مفاعله از رویِ الفِ میانِ حرفِ اول و دومِ ریشه (عَالَجَعَالَجَادامهٔ فرمول را افقی ببین) است؛ این الف نباید با تشدیدِ باب تفعیل اشتباه گرفته شود.

8. کدام گزینه تعریب درست «نفت به وسیلهٔ لوله بالا می‌آید» است؟

  • يُصْنَعُالْأُنْبُوبُمِنَالنِّفْطِيُصْنَعُ الْأُنْبُوبُ مِنَ النِّفْطِادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • يُصَدِّرُالنِّفْطُبِوَاسِطَةِالْأُنْبُوبِيُصَدِّرُ النِّفْطُ بِوَاسِطَةِ الْأُنْبُوبِادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • يَضَعُالنِّفْطُالْأُنْبُوبَفِيالْبِئْرِيَضَعُ النِّفْطُ الْأُنْبُوبَ فِي الْبِئْرِادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • يَصْعَدُالنِّفْطُبِوَاسِطَةِالْأُنْبُوبِيَصْعَدُ النِّفْطُ بِوَاسِطَةِ الْأُنْبُوبِادامهٔ فرمول را افقی ببین

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «يَصْعَدُالنِّفْطُبِوَاسِطَةِالْأُنْبُوبِيَصْعَدُ النِّفْطُ بِوَاسِطَةِ الْأُنْبُوبِادامهٔ فرمول را افقی ببین» دقیقاً معادل «نفت به وسیلهٔ لوله بالا می‌آید» است؛ يصعديصعدادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی «بالا می‌آید» و بواسطةالأنبوببواسطة الأنبوبادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی «به وسیلهٔ لوله». ب) «يُصَدِّرُالنِّفْطُبِوَاسِطَةِالْأُنْبُوبِيُصَدِّرُ النِّفْطُ بِوَاسِطَةِ الْأُنْبُوبِادامهٔ فرمول را افقی ببین» رد می‌شود چون يصدّريصدّرادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی «صادر می‌کند»، نه «بالا می‌آید». «يَضَعُالنِّفْطُالْأُنْبُوبَفِيالْبِئْرِيَضَعُ النِّفْطُ الْأُنْبُوبَ فِي الْبِئْرِادامهٔ فرمول را افقی ببین» رد می‌شود چون معنایش «نفت لوله را در چاه قرار می‌دهد» است که هم فاعل و هم فعل با جملهٔ اصلی نامرتبط‌اند. «يُصْنَعُالْأُنْبُوبُمِنَالنِّفْطِيُصْنَعُ الْأُنْبُوبُ مِنَ النِّفْطِادامهٔ فرمول را افقی ببین» رد می‌شود چون معنایش «لوله از نفت ساخته می‌شود» است، کاملاً بی‌ربط به بالا آمدنِ نفت. ج) تلهٔ تستی: فعل يَصْعَدُيَصْعَدُادامهٔ فرمول را افقی ببین (بالا می‌آید) را نباید با فعل‌های مشابه‌الصورتِ دیگرِ همین درس مثل يَضَعُيَضَعُادامهٔ فرمول را افقی ببین (قرار می‌دهد) یا يُصْنَعُيُصْنَعُادامهٔ فرمول را افقی ببین (ساخته می‌شود) خلط کرد.

9. کدام گزینه تعریب درست «کاهش فشار برای سلامت لوله‌ها لازم است» است؟

  • صِيَانَةُالضَّغْطِلَازِمَةٌلِاسْتِهْلَاكِالنِّفْطِصِيَانَةُ الضَّغْطِ لَازِمَةٌ لِاسْتِهْلَاكِ النِّفْطِادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • تَسْهِيلُالضَّغْطِلَازِمٌلِنَقْلِالْمَوَانِئِتَسْهِيلُ الضَّغْطِ لَازِمٌ لِنَقْلِ الْمَوَانِئِادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • اِسْتِخْرَاجُالضَّغْطِلَازِمٌلِلْمَصَافِياِسْتِخْرَاجُ الضَّغْطِ لَازِمٌ لِلْمَصَافِيادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • تَقْلِيلُالضَّغْطِلَازِمٌلِسَلَامَةِالْأَنَابِيبِتَقْلِيلُ الضَّغْطِ لَازِمٌ لِسَلَامَةِ الْأَنَابِيبِادامهٔ فرمول را افقی ببین

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «تَقْلِيلُالضَّغْطِلَازِمٌلِسَلَامَةِالْأَنَابِيبِتَقْلِيلُ الضَّغْطِ لَازِمٌ لِسَلَامَةِ الْأَنَابِيبِادامهٔ فرمول را افقی ببین» دقیقاً معادل «کاهش فشار برای سلامت لوله‌ها لازم است» است؛ تقليلالضغطتقليل الضغطادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی «کاهشِ فشار» و لسلامةالأنابيبلسلامة الأنابيبادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی «برای سلامتِ لوله‌ها». ب) «تَسْهِيلُالضَّغْطِلَازِمٌلِنَقْلِالْمَوَانِئِتَسْهِيلُ الضَّغْطِ لَازِمٌ لِنَقْلِ الْمَوَانِئِادامهٔ فرمول را افقی ببین» رد می‌شود چون تسهيلتسهيلادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی «آسان‌سازی» نه «کاهش»، و لنقلالموانئلنقل الموانئادامهٔ فرمول را افقی ببین («برای انتقالِ بنادر») بی‌معناست. «صِيَانَةُالضَّغْطِلَازِمَةٌلِاسْتِهْلَاكِالنِّفْطِصِيَانَةُ الضَّغْطِ لَازِمَةٌ لِاسْتِهْلَاكِ النِّفْطِادامهٔ فرمول را افقی ببین» رد می‌شود چون صيانةصيانةادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی «نگهداری» نه «کاهش»، و لاستهلاكالنفطلاستهلاك النفطادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی «برای مصرفِ نفت» نه «سلامتِ لوله‌ها». «اِسْتِخْرَاجُالضَّغْطِلَازِمٌلِلْمَصَافِياِسْتِخْرَاجُ الضَّغْطِ لَازِمٌ لِلْمَصَافِيادامهٔ فرمول را افقی ببین» رد می‌شود چون استخراجالضغطاستخراج الضغطادامهٔ فرمول را افقی ببین بی‌معناست و للمصافيللمصافيادامهٔ فرمول را افقی ببین به‌جای «سلامتِ لوله‌ها» پالایشگاه را می‌آورد. ج) تلهٔ تستی: مصدرهای تقليلتقليلادامهٔ فرمول را افقی ببین (کاهش)، تسهيلتسهيلادامهٔ فرمول را افقی ببین (آسان‌سازی)، صيانةصيانةادامهٔ فرمول را افقی ببین (نگهداری) و استخراجاستخراجادامهٔ فرمول را افقی ببین (استخراج) در متن این درس معناهای نزدیک اما متمایزی دارند و باید دقیق تفکیک شوند.

10. کدام گزینه تعریب درست «فرآورده‌های نفتی به جایگاه‌های سوخت منتقل می‌شوند» است؟

  • تُسْتَخْرَجُمُشْتَقَّاتُالنِّفْطِمِنْمَحَطَّاتِالْوَقُودِتُسْتَخْرَجُ مُشْتَقَّاتُ النِّفْطِ مِنْ مَحَطَّاتِ الْوَقُودِادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • تُنْقَلُمُشْتَقَّاتُالنِّفْطِإِلَىمَحَطَّاتِالْوَقُودِتُنْقَلُ مُشْتَقَّاتُ النِّفْطِ إِلَى مَحَطَّاتِ الْوَقُودِادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • تَصْنَعُمَحَطَّاتُالْوَقُودِمُشْتَقَّاتِالنِّفْطِتَصْنَعُ مَحَطَّاتُ الْوَقُودِ مُشْتَقَّاتِ النِّفْطِادامهٔ فرمول را افقی ببین
  • تَنْقُلُمُشْتَقَّاتُالنِّفْطِمَحَطَّاتِالْوَقُودِتَنْقُلُ مُشْتَقَّاتُ النِّفْطِ مَحَطَّاتِ الْوَقُودِادامهٔ فرمول را افقی ببین

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) «تُنْقَلُمُشْتَقَّاتُالنِّفْطِإِلَىمَحَطَّاتِالْوَقُودِتُنْقَلُ مُشْتَقَّاتُ النِّفْطِ إِلَى مَحَطَّاتِ الْوَقُودِادامهٔ فرمول را افقی ببین» دقیقاً معادل «فرآورده‌های نفتی به جایگاه‌های سوخت منتقل می‌شوند» است؛ فعل مجهول تُنقلتُنقلادامهٔ فرمول را افقی ببین با نائب فاعل مرفوع مشتقاتُالنفطمشتقاتُ النفطادامهٔ فرمول را افقی ببین و إلىإلىادامهٔ فرمول را افقی ببین برای مقصد می‌آید. ب) «تَنْقُلُمُشْتَقَّاتُالنِّفْطِمَحَطَّاتِالْوَقُودِتَنْقُلُ مُشْتَقَّاتُ النِّفْطِ مَحَطَّاتِ الْوَقُودِادامهٔ فرمول را افقی ببین» رد می‌شود چون فعل معلومِ تَنقُلُتَنقُلُادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی «فرآورده‌ها منتقل می‌کنند»، نه «منتقل می‌شوند»، و بدونِ إلىإلىادامهٔ فرمول را افقی ببین نیز مفعول دوم نادرست می‌شود. «تُسْتَخْرَجُمُشْتَقَّاتُالنِّفْطِمِنْمَحَطَّاتِالْوَقُودِتُسْتَخْرَجُ مُشْتَقَّاتُ النِّفْطِ مِنْ مَحَطَّاتِ الْوَقُودِادامهٔ فرمول را افقی ببین» رد می‌شود چون تُستخرجتُستخرجادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی «استخراج می‌شوند»، و مِنمِنادامهٔ فرمول را افقی ببین جهتِ حرکت را برعکس می‌کند. «تَصْنَعُمَحَطَّاتُالْوَقُودِمُشْتَقَّاتِالنِّفْطِتَصْنَعُ مَحَطَّاتُ الْوَقُودِ مُشْتَقَّاتِ النِّفْطِادامهٔ فرمول را افقی ببین» رد می‌شود چون فعل معلوم است و فاعل را «جایگاه‌های سوخت» می‌کند که با متنِ اصلی نمی‌خواند. ج) تلهٔ تستی: فرقِ فعل مجهولِ تُنقلتُنقلادامهٔ فرمول را افقی ببین (منتقل می‌شود) با معلومِ تَنقُلُتَنقُلُادامهٔ فرمول را افقی ببین (منتقل می‌کند)، و فرقِ حرفِ جرِّ إلىإلىادامهٔ فرمول را افقی ببین (به‌سمتِ) با مِنمِنادامهٔ فرمول را افقی ببین (از) در این نوع تعریب حیاتی است.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. آیهٔ شریفه: ﴿هُوَ أَنشَأَكُم مِنَ الأَرضِ وَ استَعمَرَكُم فيها﴾ الف) آیه را ترجمه کنید. ب) دو جار و مجرورِ آیه را مشخص کنید و بگویید هر کدام به چه چیزی متعلق است؛ «فيها» از چه چیزی ساخته شده و مرجع ضمیرش چیست؟ ج) «اِستَعمَرَ» از کدام باب است؟ با مقایسهٔ «عَمَرَ» دلیل بیاورید که معنایِ آن چرا «خواستارِ آبادکردن شد» است.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) او شما را از زمین پدید آورد و از شما خواست که آن را آباد کنید.
ب) «مِنَ الأَرضِ»: جار و مجرور، متعلق به فعلِ «أَنشَأَ». «فيها»: جار و مجرور، متعلق به «اِستَعمَرَ»؛ از حرفِ جر «فِي» و ضمیرِ متصلِ «ها» ساخته شده و مرجعش «الأَرض» است.
ج) استفعال؛ «عَمَرَ» (آباد کرد) در بابِ استفعال معنایِ «طلب» می‌گیرد: «اِستَعمَرَ» یعنی طلبِ آبادکردن (از انسان خواست زمین را آباد کند).
معیارِ پذیرش: ترجمه، دو جار و مجرور با تعلق و مرجع ضمیر، باب و دلیلِ معنا.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 1 — درس 7» — بخشِ «آیه آغازین»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: باب استفعال معنایِ طلب می‌دهد (عَمَرَ ← اِستَعمَرَ)؛ جار و مجرور همیشه متعلق به چیزی است.

۲. جملهٔ «يَستَخرِجُ الإنسانُ النِّفطَ مِن باطِنِ الأَرضِ» را در نظر بگیرید. الف) جمله را ترجمه کنید و فاعل و مفعول را بنویسید. ب) جار و مجرور کدام است و به چه متعلق است؟ «الأَرضِ» چه نقشی دارد؟ ج) چرا «الأَرضِ» مجرور به حرفِ جر نیست بلکه مضافٌ‌الیه است؟ این تفاوت را با «باطِنِ» توضیح دهید و «يَستَخرِجُ» را از نظر باب و ریشه تحلیل کنید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) انسان نفت را از درونِ زمین استخراج می‌کند. فاعل: «الإنسانُ»؛ مفعول: «النِّفطَ».
ب) جار و مجرور: «مِن باطِنِ» (حرف جر + مجرور) و متعلق به فعل «يَستَخرِجُ» (قیدِ مکان). «الأَرضِ» مضافٌ‌الیهِ «باطِنِ» است.
ج) چون «الأَرضِ» بعد از اسمِ دیگر (باطِن) آمده و آن را مضاف‌الیه می‌کند؛ حرفِ جر «مِن» فقط «باطِن» را مجرور کرده است. «يَستَخرِجُ»: استفعال از ریشهٔ «خ ر ج» (ماضی: اِستَخرَجَ، مصدر: اِستِخراج).
معیارِ پذیرش: ترجمه با فاعل/مفعول، جار و مجرور و تعلق، تفاوتِ مضاف‌الیه با مجرور به حرف، باب و ریشه.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 1 — درس 7» — بخشِ «بخش اول: چگونگی استخراج نفت» و بخشِ «تلهٔ رایج: تفاوتِ جار و مجرور با مضاف‌إلیه»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: مجرور به حرفِ جر فقط اسمِ بلافصل است؛ اسم پس از آن مضافٌ‌الیه است.

۳. عبارت: «هٰذَا الِاستِخراجُ في بَعضِ الأَوقاتِ يَستَغرِقُ وَقتاً طَويلاً، لِأَنَّ الحَفرَ يَكونُ في طَبَقاتِ الصُّخورِ.» الف) عبارت را ترجمه کنید. ب) «لِأَنَّ» از چه اجزایی ساخته شده و اسم و خبرِ آن کدام‌اند؟ «يَكونُ» چه نوع فعلی است و خبرش چیست؟ ج) جار و مجرورهایِ عبارت را بنویسید و بگویید هر یک به چه متعلق است و چرا «طَويلاً» منصوب است.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) این استخراج گاهی زمانی طولانی می‌گیرد؛ زیرا حفاری در لایه‌هایِ سنگ است.
ب) «لِأَنَّ» = لامِ تعلیل + «أَنَّ»؛ اسم: «الحَفرَ» (منصوب)، خبر: جملهٔ «يَكونُ في طَبَقاتِ ...». «يَكونُ» فعل ناقص (مضارعِ كان) و خبرش شبه‌جمله «في طَبَقاتِ».
ج) «في بَعضِ الأَوقاتِ»: متعلق به «يَستَغرِقُ» (قیدِ زمان)؛ «في طَبَقاتِ»: خبرِ يَكونُ (شبه‌جمله)؛ «الصُّخورِ» مضافٌ‌الیه. «طَويلاً» صفتِ «وَقتاً» (منصوب) است و چون موصوف منصوب (مفعول به) است، صفت هم منصوب می‌شود.
معیارِ پذیرش: ترجمه، اجزایِ لأنّ و اسم/خبر، تعلق جار و مجرورها و دلیل نصب.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «درسنامه عربی 1 — درس 7» — بخشِ «بخش اول: چگونگی استخراج نفت»

نکته مهم:
نکتهٔ مهم: جار و مجرور می‌تواند خبرِ فعلِ ناقص (كان/يَكونُ) باشد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان