پرش به محتوای اصلی

02_درس دوم (عربی 2)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس دوم عربی ۲ انسانی، دانش‌آموز را با پدیدهٔ ادبی تلمیع آشنا می‌کند — و در کنارش، سه قاعدهٔ صرفی مهم را می‌آموزد: اسم فاعل، اسم مفعول و اسم مبالغه.

تلمیع چیست؟

تلمیع (تَلْمیع\text{تَلْمیع}) در لغت به معنای «درخشان کردن» است و در ادبیات، به شعری گفته می‌شود که بخشی از آن فارسی و بخشی عربی سروده شده باشد؛ چنین شعری را مُلَمَّع می‌نامند. زبان عربی، زبان قرآن و احادیث و دعاهاست و بسیاری از شاعران بزرگ ایرانی — از جمله حافظ شیرازی، مولوی (جلال‌الدین بلخی) و سعدی شیرازی — ملمعاتی سروده‌اند.

ملمع حافظ شیرازی

ملمع حافظ، ترکیبی از مصراع فارسی و ترجمهٔ عربیِ هم‌وزنش است. برای نمونه:

فارسی عربی
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه إِنِّی رَأَیْتُ دَهْراً مِنْ هَجْرِکَ الْقِیامَه\text{إِنِّی رَأَیْتُ دَهْراً مِنْ هَجْرِکَ الْقِیامَه}
هرچند کازمودم از وی نبود سودم مَنْ جَرَّبَ الْمُجَرَّبَ حَلَّتْ بِهِ النَّدامَه\text{مَنْ جَرَّبَ الْمُجَرَّبَ حَلَّتْ بِهِ النَّدامَه}

مصراع دوم، یک ضرب‌المثل معروف عربی است: «هرکس آزموده را بیازماید، پشیمانی بر او فرود می‌آید». نمونه‌ای دیگر:

فارسی عربی
گفتم ملامت آید گر گِرد دوست گردم وَاللّه ما رَأَیْنا حُبّاً بِلا الْمَلامَه\text{وَاللّه ما رَأَیْنا حُبّاً بِلا الْمَلامَه}

ترجمه مصراع دوم: به خدا ما عشقی را بدون ملامت ندیده‌ایم. حافظ در بیت پایانی می‌گوید تا از جام کرامت الهی بچشد:

حَتّیٰ یَذُوقَ مِنْهُ کَأْساً مِنَ الْکَرامَه\text{حَتّیٰ یَذُوقَ مِنْهُ کَأْساً مِنَ الْکَرامَه}

ملمع سعدی شیرازی

سعدی هم غزلی طولانی با همین سبک دارد؛ نمونه‌ای از پیوند فارسی و عربی:

فارسی عربی
تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی سَلِ الْمَصانِعَ رَکْباً تَهیمُ فی الْفَلَواتِ\text{سَلِ الْمَصانِعَ رَکْباً تَهیمُ فی الْفَلَواتِ}
اگرچه دیر بماندم امید برنگرفتم مَضَی الزَّمانُ وَقَلْبی یَقُولُ إِنَّکَ آتٍ\text{مَضَی الزَّمانُ وَقَلْبی یَقُولُ إِنَّکَ آتٍ}

نکتهٔ کنکوری دربارهٔ آتٍ\text{آتٍ}: اسم فاعلی ناقص یایی است (از أَتیٰ، یَأْتی\text{أَتیٰ، یَأْتی})؛ در حالت رفع و جر به همین شکل منوّن می‌آید، و در حالت نصب آتِیاً\text{آتِیاً} می‌شود.

در بخش تمرینات کتاب درسی، ابیات دیگری از شعر عربی کلاسیک هم برای ترجمه آمده، از جمله مطلع معلقهٔ معروف أَلا یا صَبا نَجْدٍ مَتیٰ هِجْتَ مِنْ نَجْدِ\text{أَلا یا صَبا نَجْدٍ مَتیٰ هِجْتَ مِنْ نَجْدِ} (آگاه باش ای بادِ صبای نجد، چه‌وقت از نجد وزیدی؟).


قاعدهٔ اول: اسم فاعل

اسم فاعل، انجام‌دهنده یا دارندهٔ حالت را نشان می‌دهد.

از ثلاثی مجرد — وزن فاعِل\text{فاعِل}: کَتَبَکاتِب\text{کَتَبَ} \to \text{کاتِب} (نویسنده)، خَلَقَخالِق\text{خَلَقَ} \to \text{خالِق} (آفریننده).

از ثلاثی مزید — قاعده: در فعل مضارع، یـ\text{یـ} را با مُـ\text{مُـ} عوض کن و حرف پیش از آخر را کسره بده: یُشاهِدُمُشاهِد\text{یُشاهِدُ} \to \text{مُشاهِد} (بیننده)، یَتَعَلَّمُمُتَعَلِّم\text{یَتَعَلَّمُ} \to \text{مُتَعَلِّم} (یادگیرنده).

قاعدهٔ دوم: اسم مفعول

اسم مفعول، انجام‌شده را نشان می‌دهد.

از ثلاثی مجرد — وزن مَفْعول\text{مَفْعول}: کَتَبَمَکْتوب\text{کَتَبَ} \to \text{مَکْتوب} (نوشته‌شده)، خَلَقَمَخْلوق\text{خَلَقَ} \to \text{مَخْلوق} (آفریده‌شده).

از ثلاثی مزید — همان قاعدهٔ اسم فاعل، با این تفاوت که حرف پیش از آخر فتحه می‌گیرد: یُشاهِدُمُشاهَد\text{یُشاهِدُ} \to \text{مُشاهَد} (دیده‌شده)، یَتَعَلَّمُمُتَعَلَّم\text{یَتَعَلَّمُ} \to \text{مُتَعَلَّم} (یادگرفته‌شده).

فرمول سریع تشخیص: مُـ\text{مُـ} + کسرهٔ ماقبل آخر = اسم فاعل؛ مُـ\text{مُـ} + فتحهٔ ماقبل آخر = اسم مفعول. نمونهٔ متداول دام کنکوری: مُقَرِّب\text{مُقَرِّب} (نزدیک‌کننده) در برابر مُقَرَّب\text{مُقَرَّب} (نزدیک‌شده).

قاعدهٔ سوم: اسم مبالغه

اسم مبالغه بر بسیاری صفت یا کثرت انجام کار دلالت دارد و دو وزن اصلی دارد: فَعّال\text{فَعّال} (مثل غَفّار\text{غَفّار} = بسیار آمرزنده، کَذّاب\text{کَذّاب} = بسیار دروغگو) و فَعّالَة\text{فَعّالَة} (مثل عَلّامَة\text{عَلّامَة} = بسیار دانا). گاهی همین وزن‌ها بر شغل یا ابزار هم دلالت می‌کنند — مثل خَبّاز\text{خَبّاز} (نانوا)، نَجّار\text{نَجّار} (نجار)، سَیّارَة\text{سَیّارَة} (خودرو) و ثَلّاجَة\text{ثَلّاجَة} (یخچال).


واژگان کلیدی درس

عربی فارسی
الدَّاء\text{الدَّاء} درد، بیماری (متضاد: الشِّفَاء\text{الشِّفَاء})
الدَّوَاء\text{الدَّوَاء} درمان، دارو
النَّدامَة\text{النَّدامَة} پشیمانی
الرَّکْب\text{الرَّکْب} کاروان
الْفَلَوات\text{الْفَلَوات} بیابان‌ها (جمع فَلاة\text{فَلاة})
الْوُدّ\text{الْوُدّ} عشق، دوستی (متضاد: عَداوَة\text{عَداوَة})
الْمَلیح\text{الْمَلیح} زیبا، باملاحت

جدول کامل ۱۷ بیت ملمع حافظ و سعدی با ترجمهٔ بیت‌به‌بیت و تحلیل واژگانی، جدول کامل وزن‌های اسم فاعل و مفعول از تمام ابواب مزید، و ده‌ها تست تشخیص اسم مبالغه از اسم فاعل، بخشی از محتوای کامل این درسنامه در QuizCenter است.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. ترجمه دقیق عبارت «إِنَّ اللُّغَةَ الْعَرَبِيَّةَ لُغَةُ الْقُرآنِ وَالْأَحاديثِ وَالْأَدْعِيَةِ» کدام است؟

  • زبان عربی تنها زبان شاعران و نویسندگان است.
  • زبان قرآن و دعاها از عربی بهره برده است.
  • همانا زبان عربی زبان قرآن و احادیث و دعاهاست.
  • همانا قرآن و احادیث از زبان عربی جدا هستند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«إنّ» برای تأکید است و «اللغة العربية» اسم آن؛ «لغة القرآن والأحاديث والأدعية» خبر جمله است؛ پس ترجمهٔ درست «همانا زبان عربی زبان قرآن و احادیث و دعاهاست.» است. «همانا قرآن و احادیث از زبان عربی جدا هستند.» رابطهٔ اضافی میان زبان عربی و قرآن/احادیث را به رابطهٔ جدایی تبدیل کرده است. «زبان عربی تنها زبان شاعران و نویسندگان است.» موضوعِ جمله (قرآن/احادیث/دعاها) را به‌کلی عوض کرده و انحصار نادرستی افزوده است. «زبان قرآن و دعاها از عربی بهره برده است.» فاعل و مضاف‌الیه را جابه‌جا کرده است. تلهٔ تستی: در جملهٔ اسمیهٔ منسوخ به «إنّ»، نباید اسم و خبر را با یکدیگر یا با رابطهٔ اضافه اشتباه گرفت.

2. تعریب درست «شاعران ایرانی از زبان عربی بهره بردند» کدام است؟

  • اِسْتَفادَتِ اللُّغَةُ العَرَبِيَّةُ مِنَ الشُّعَراءِ
  • سَمّى الشُّعَراءُ الإِيرانيّونَ اللُّغَةَ مُلَمَّعاً
  • أَنْشَدَ الشُّعَراءُ الإِيرانيّونَ بِاللُّغَةِ العَرَبِيَّةِ
  • اِسْتَفادَ الشُّعَراءُ الإِيرانيّونَ مِنَ اللُّغَةِ العَرَبِيَّةِ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

فعل «بهره بردند» با «استفاد من» ساخته می‌شود و فاعلِ جمله «الشعراء الإيرانيون» است؛ پس تعریبِ درست «اِسْتَفادَ الشُّعَراءُ الإِيرانيّونَ مِنَ اللُّغَةِ العَرَبِيَّةِ» است. «أَنْشَدَ الشُّعَراءُ الإِيرانيّونَ بِاللُّغَةِ العَرَبِيَّةِ» فعلِ «سرودن» را به‌جای فعلِ «بهره‌بردن» به کار برده که معنایی متفاوت دارد. «اِسْتَفادَتِ اللُّغَةُ العَرَبِيَّةُ مِنَ الشُّعَراءِ» فاعل و متمم را کاملاً جابه‌جا کرده است. «سَمّى الشُّعَراءُ الإِيرانيّونَ اللُّغَةَ مُلَمَّعاً» فعلِ «نامیدن» را به‌اشتباه به‌جای «بهره‌بردن» آورده است. تلهٔ تستی: فعلِ «اِسْتَفادَ مِنْ» همیشه با حرفِ جرِّ «مِنْ» می‌آید؛ نبودِ این حرفِ جر یا تغییرِ فاعل، نشانهٔ گزینهٔ نادرست است.

3. ترجمه دقیق «أَنْشَدَ بَعْضُهُم أَبْياتاً مَمْزوجَةً بِالْعَرَبِيَّةِ» کدام است؟

  • برخی از آنان دعاهایی به زبان فارسی خواندند.
  • برخی از آنان ابیاتی آمیخته به عربی سرودند.
  • گروهی از آنان زبان عربی را شعر نامیدند.
  • همه آنان شعرهایی کاملاً عربی سرودند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«أنشد» یعنی سرود، «بعضهم» یعنی برخی از آنان و «أبياتاً ممزوجة بالعربية» یعنی ابیاتی آمیخته با عربی؛ پس ترجمهٔ درست «برخی از آنان ابیاتی آمیخته به عربی سرودند.» است. «همه آنان شعرهایی کاملاً عربی سرودند.» هم «بعضهم» (برخی) را به «همه» و هم «ممزوجة» (آمیخته) را به «کاملاً عربی» تغییر داده است. «برخی از آنان دعاهایی به زبان فارسی خواندند.» هم فعل و هم زبانِ آمیخته‌شده را عوض کرده است. «گروهی از آنان زبان عربی را شعر نامیدند.» فعلِ «سرودن» را به «نامیدن» تبدیل کرده که در این جمله نیامده است. تلهٔ تستی: کمّیت‌نمای «بَعْضُهُم» (برخی از آنان) نباید با «کُلّ» (همه) خلط شود؛ این رایج‌ترین دامِ این‌گونه سؤالات است.

4. معنی دقیق «سَمَّوها بِالْمُلَمَّعِ» کدام است؟

  • آن‌ها را با شعر فارسی آمیختند.
  • از آن‌ها در زبان عربی بهره بردند.
  • آن‌ها را به شاعران ایرانی نسبت دادند.
  • آن ابیاتِ آمیخته را ملمّع نامیدند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«سمّوا» فعل ماضی جمع مذکر غایب از باب تفعیل به معنای «نامیدند» است و ضمیر «ها» به ابیاتِ آمیخته با عربی برمی‌گردد؛ پس معنای درست «آن ابیاتِ آمیخته را ملمّع نامیدند.» است. «آن‌ها را با شعر فارسی آمیختند.» فعلِ «نامیدن» را به «آمیختن» تبدیل کرده است. «از آن‌ها در زبان عربی بهره بردند.» فعلِ جملهٔ قبل (استفاد) را به‌اشتباه به این جمله منتقل کرده است. «آن‌ها را به شاعران ایرانی نسبت دادند.» فعلِ «سَمّى» (نامیدن) را به «نسبت‌دادن» تغییر داده است. تلهٔ تستی: باید مرجعِ ضمیرِ «ها» (ابیاتِ ممزوجه) و فعلِ اصلیِ جمله (نامیدن، نه آمیختن یا بهره‌بردن) را از جملات مجاور تفکیک کرد.

5. ترجمه «إِنّي رَأَيْتُ دَهْراً مِنْ هَجْرِكَ الْقِيامَةَ» کدام است؟

  • تو قیامت را از هجران من دیدی.
  • همانا روزگاری دراز از دوری تو را قیامت دیدم.
  • همانا قیامت را از روزگار و دوری جدا دیدم.
  • من روزگار را از قیامت دورتر یافتم.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«إني» یعنی همانا من، «رأيت» یعنی دیدم یا یافتم، «دهراً من هجرك» یعنی روزگاری دراز از دوری تو و «القيامة» کنایه از سختی و طولانی‌بودن است؛ پس ترجمهٔ درست «همانا روزگاری دراز از دوری تو را قیامت دیدم.» است. «همانا قیامت را از روزگار و دوری جدا دیدم.» رابطهٔ کنایی میان «دهر» و «قیامت» را به رابطهٔ جدایی تبدیل کرده است. «من روزگار را از قیامت دورتر یافتم.» معنایی کاملاً بی‌ربط با تشبیهِ اصلیِ بیت ساخته است. «تو قیامت را از هجران من دیدی.» فاعل جمله را از «من» به «تو» تغییر داده است. تلهٔ تستی: ضمیرِ «تُ» در «رَأَیْتُ» فاعل را قطعاً متکلم‌وحده (من) مشخص می‌کند؛ نباید آن را با فاعلِ فرضیِ دیگر جابه‌جا کرد.

6. تعریب درست «آیا این اشک‌های چشم من برای ما نشانه نیست؟» کدام است؟

  • لَيْسَ دَمْعُ عَيْني هؤُلاءِ لَهُم عَلامَةً؟
  • ما رَأَيْنا دُموعَ عَيْني لَنا عَلامَةً؟
  • لَيْسَتْ عَلامَةُ عَيْني هذِهِ لَنا دُموعاً؟
  • لَيْسَتْ دُموعُ عَيْني هذِهِ لَنا الْعَلامَةَ؟

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در متن، جمله با «ليست» و ساختِ استفهامِ انکاری آمده و «دموع عيني» اسمِ «ليست» است؛ پس تعریبِ درست «لَيْسَتْ دُموعُ عَيْني هذِهِ لَنا الْعَلامَةَ؟» است. «لَيْسَتْ عَلامَةُ عَيْني هذِهِ لَنا دُموعاً؟» جایگاهِ اسمِ «ليست» (دموع) و خبرِ آن (العلامة) را جابه‌جا کرده است. «لَيْسَ دَمْعُ عَيْني هؤُلاءِ لَهُم عَلامَةً؟» هم اسمِ اشارهٔ «هؤُلاءِ» (ویژهٔ جمعِ عاقل) را برایِ «دَمْع» (مفردِ غیرِعاقل) آورده و هم «لَهُم» (برایِ آنان) را جایگزینِ «لَنا» (برایِ ما) کرده که با متنِ فارسیِ سؤال نمی‌خواند. «ما رَأَيْنا دُموعَ عَيْني لَنا عَلامَةً؟» ساختِ نفیِ «ليس» را با نفیِ «ما» جایگزین کرده که ساختارِ استفهامِ انکاریِ متن را از بین می‌برد. تلهٔ تستی: فعلِ ناقصِ «ليس» باید با جنسیتِ اسمِ خود (دموع، جمعِ مکسر که مؤنث تلقی می‌شود) هماهنگ شود؛ به همین دلیل «لَيْسَتْ» درست و «لَيْسَ» نادرست است.

7. ترجمه درست «مَنْ جَرَّبَ الْمُجَرَّبَ حَلَّتْ بِهِ النَّدامَةُ» کدام است؟

  • هرکس تجربه کند، از پشیمانی دور می‌شود.
  • هرکس آزموده را بیازماید، پشیمانی بر او فرود می‌آید.
  • هرکس پشیمان شود، آزموده را می‌شناسد.
  • هرکس آزموده را بیازماید، سود فراوان می‌برد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«من» در اینجا معنای «هرکس» دارد، «جرّب» یعنی آزمود و «المجرّب» یعنی آزموده‌شده؛ «حلّت به الندامة» نیز یعنی پشیمانی بر او فرود آمد؛ پس ترجمهٔ درست «هرکس آزموده را بیازماید، پشیمانی بر او فرود می‌آید.» است. «هرکس آزموده را بیازماید، سود فراوان می‌برد.» نتیجهٔ منفیِ «الندامة» (پشیمانی) را به نتیجهٔ مثبت (سود) تبدیل کرده است. «هرکس تجربه کند، از پشیمانی دور می‌شود.» رابطهٔ علّیِ بیت را کاملاً معکوس کرده است. «هرکس پشیمان شود، آزموده را می‌شناسد.» ترتیبِ علت و معلول را جابه‌جا کرده است. تلهٔ تستی: این مصراع ضرب‌المثلِ عربیِ معروفی است که همیشه با پیامدِ منفیِ «پشیمانی»، نه سود، به کار می‌رود.

8. تعریب درست «به خدا ما عشقی را بدون ملامت ندیده‌ایم» کدام است؟

  • وَاللّهِ ما رَأَيْنا حُبّاً بِلا الْمَلامَةِ
  • وَاللّهِ ما رَأَيْنا مَلامَةً بِلا حُبٍّ
  • وَاللّهِ رَأَيْنا حُبّاً بِلا الْمَلامَةِ
  • وَاللّهِ لا نَرى حُبّاً وَلا مَلامَةً

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ما رأينا» نفیِ فعلِ ماضی است و «حباً» مفعول‌به منصوبِ آن؛ «بلا الملامة» یعنی بدونِ ملامت؛ پس «وَاللّهِ ما رَأَيْنا حُبّاً بِلا الْمَلامَةِ» درست است. «وَاللّهِ ما رَأَيْنا مَلامَةً بِلا حُبٍّ» جای «حُبّاً» و «الْمَلامَةِ» را با هم عوض کرده و معنا را معکوس کرده است. «وَاللّهِ رَأَيْنا حُبّاً بِلا الْمَلامَةِ» حرفِ نفیِ «ما» را حذف کرده و جمله را از منفی به مثبت تبدیل کرده است. «وَاللّهِ لا نَرى حُبّاً وَلا مَلامَةً» به‌جای نفیِ «عشقِ بدون ملامت»، هر دو مفهوم را هم‌زمان نفی کرده است. تلهٔ تستی: در ترجمهٔ جملاتِ منفی با «ما»، باید دقت کرد که نفی دقیقاً به کدام واژه (اینجا: دیدنِ عشقِ بدونِ ملامت) تعلق دارد، نه به کلِ جمله یا واژهٔ دیگر.

9. ترجمه «حَتّى يَذوقَ مِنْهُ كَأْساً مِنَ الْكَرَامَةِ» کدام است؟

  • تا کرامت از جام او دور شود.
  • چون از جام کرامت نوشیده بود.
  • تا جامی را بی‌کرامت واگذارد.
  • تا از آن، جامی از کرامت بچشد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«حتى» غایت را می‌رساند، «يذوق» یعنی بچشد، «منه» یعنی از آن و «كأساً من الكرامة» یعنی جامی از کرامت؛ پس ترجمهٔ درست «تا از آن، جامی از کرامت بچشد.» است. «تا کرامت از جام او دور شود.» فعلِ «يذوق» (بچشد) را با رابطهٔ دورشدن جایگزین کرده است. «چون از جام کرامت نوشیده بود.» هم زمانِ فعل را از مضارعِ منصوب به ماضی تغییر داده و هم حرفِ غایتِ «حتى» را نادیده گرفته است. «تا جامی را بی‌کرامت واگذارد.» فعلِ «چشیدن» را به «واگذاشتن» و رابطهٔ «مِنَ الْكَرَامَةِ» را به نفیِ کرامت تبدیل کرده است. تلهٔ تستی: «حَتّى» پیش از فعلِ مضارع، آن را منصوب می‌کند و معنای «تا اینکه/به‌قصدِ اینکه» می‌دهد؛ نباید آن را با فعلِ ماضی یا حرفِ سببیت اشتباه گرفت.

10. تعریب درست «از انبارهای آب درباره کاروانی بپرس که در بیابان‌ها سرگردان است» کدام است؟

  • سَلِ الرَّكْبَ مَصانِعاً تَهيمُ في الْماءِ
  • سَلْ رَكْباً عَنِ الْمَصانِعِ يَهيمُ في الفَلَواتِ
  • سَلِ الْمَصانِعَ رَكْباً تَهيمُ في الْفَلَواتِ
  • اِسْأَلِ الفَلَواتِ عَنْ مَصانِعَ رَكْبٍ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در متنِ سعدی «سل المصانع ركبا تهيم في الفلوات» آمده است؛ «سل» امر از «سأل»، «المصانع» انبارهای آب و «الفلوات» بیابان‌هاست؛ پس تعریبِ درست «سَلِ الْمَصانِعَ رَكْباً تَهيمُ في الْفَلَواتِ» است. «سَلْ رَكْباً عَنِ الْمَصانِعِ يَهيمُ في الفَلَواتِ» مفعول‌به (المصانع) و متممِ «عَنْ» (رَكْباً) را جابه‌جا کرده است. «اِسْأَلِ الفَلَواتِ عَنْ مَصانِعَ رَكْبٍ» فعلِ امرِ متن («سَلِ» با حذفِ همزه) را به شکلِ کاملِ «اِسْأَلِ» تغییر داده و مفعول را عوض کرده است. «سَلِ الرَّكْبَ مَصانِعاً تَهيمُ في الْماءِ» هم مفعول‌به را جابه‌جا کرده و هم «الفَلَواتِ» (بیابان‌ها) را به «الْماءِ» (آب) تبدیل کرده که با معنای متن ناسازگار است. تلهٔ تستی: در فعلِ «سَأَلَ عَنْ»، مفعول‌بهِ مستقیم (کسی که از او می‌پرسیم) با متممِ «عَنْ» (چیزی که دربارهٔ آن می‌پرسیم) نباید جابه‌جا شود.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان