پرش به محتوای اصلی

آفرینش کیهان و تکوین زمین (علوم تجربی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

کهکشان راه شیری و نظریه‌های مرکز عالم

کهکشان مجموعه‌ای از ستاره‌ها و گاز و غبار است که با نیروی گرانش کنار هم نگه داشته شده‌اند؛ کیهان صدها میلیارد کهکشان دارد و منظومه شمسی نه در مرکز، بلکه در لبه یکی از بازوهای کهکشان مارپیچی راه شیری قرار دارد. طبق نظریه زمین‌مرکزی بطلمیوس، زمین در مرکز عالم بود و اجرام در مدارهای دایره‌ای می‌گشتند؛ دانشمندان ایرانی مانند ابوسعید سجزی و خواجه نصیرالدین طوسی به آن ایراد گرفتند. کوپرنیک نظریه خورشیدمرکزی را مطرح کرد و کپلر با سه قانون آن را اصلاح کرد: مدار سیارات بیضوی است با خورشید در یکی از کانون‌ها، سیاره در نزدیکی خورشید (حضیض) سریع‌تر و در دورترین نقطه (اوج) کندتر حرکت می‌کند، و مربع زمان گردش با مکعب فاصله از خورشید متناسب است.

حرکات زمین و پیدایش فصل‌ها

زمین با حرکت وضعی (چرخش حدود ۲۴ساعته به دور محور) شب و روز و با حرکت انتقالی (گردش بیضوی به دور خورشید) فصل‌ها را می‌سازد. محور زمین ۲۳.۵ درجه نسبت به عمود بر مدارش انحراف دارد؛ همین انحراف، نه تفاوت فاصله از خورشید، عامل اصلی فصل‌هاست — در تیرماه که گرم‌ترین ماه نیمکره شمالی است، زمین در واقع از خورشید دورتر است. فاصله میانگین زمین تا خورشید ۱۵۰ میلیون کیلومتر (یک واحد نجومی) است.

تکوین زمین و مقیاس زمانی

زمین حدود ۴.۶ میلیارد سال پیش به‌صورت کره‌ای مذاب شکل گرفت؛ با سرد شدن، کره سنگ پدید آمد، فوران آتشفشان‌ها گازهای کره هوا را ساخت، تراکم بخار آب کره آب را شکل داد و سرانجام در دریاهای کم‌عمق کره زیست و نخستین جانداران پدیدار شدند — ترتیب: سنگ، هوا، آب، زیست. سن‌سنجی نسبی فقط تقدم و تأخر وقایع را نشان می‌دهد، اما سن‌سنجی مطلق با عناصر پرتوزا و نیم‌عمرشان سن دقیق را می‌دهد؛ کربن ۱۴ (نیم‌عمر ۵۷۳۰ سال) برای موجودات زنده و اورانیم یا پتاسیم برای سنگ‌های قدیمی به کار می‌رود. مقیاس زمانی زمین‌شناسی از ائون به دوران، دوره و عهد تقسیم می‌شود؛ دایناسورها در مزوزوئیک ظاهر شدند و حدود ۶۵ میلیون سال پیش، در آغاز سنوزوئیک، منقرض شدند.

چرخه ویلسون و پیدایش اقیانوس‌ها

توزو ویلسون نظریه ورقه‌های سازنده کره سنگ را مطرح کرد. ورقه‌های قاره‌ای قدیمی‌تر، ضخیم‌تر اما سبک‌ترند و ورقه‌های اقیانوسی چگال‌ترند. در چرخه ویلسون، ابتدا شکافتگی پوسته قاره‌ای رخ می‌دهد (مثل شرق آفریقا)، سپس ماگما به بستر اقیانوس رسیده و پشته میان‌اقیانوسی می‌سازد (مثل اقیانوس اطلس)، آنگاه ورقه اقیانوسی به زیر ورقه قاره‌ای فرومی‌رود و اقیانوس بسته می‌شود (مثل تتیس)، و سرانجام برخورد دو ورقه قاره‌ای کوه‌زایی می‌سازد (مثل هیمالیا و زاگرس). وسعت زمین ثابت می‌ماند چون گسترش بستر اقیانوس همزمان با فرورانش جبران می‌شود؛ فرورانش اقیانوسی-اقیانوسی جزایر قوسی و گودال اقیانوسی و فرورانش اقیانوسی-قاره‌ای کوه‌های آتشفشانی می‌سازد.

دیرینه‌شناسی و سنجش از دور

دیرینه‌شناسی با بررسی فسیل‌ها در لایه‌های رسوبی سن نسبی و محیط زیست گذشته را بازسازی می‌کند. سنجش از دور با ثبت امواج الکترومغناطیس بازتابی از سطح زمین (از ماهواره یا هواپیما، با خورشید به‌عنوان منبع اصلی انرژی) بدون تماس فیزیکی اطلاعات جمع‌آوری می‌کند و در اکتشاف معدنی، پایش سیل و ریزگرد و ردیابی تغییرات سطح زمین کاربرد دارد.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در نظریه زمین‌مرکزی بطلمیوس، حرکت اجرام آسمانی چگونه توصیف می‌شد؟

  • حرکت بیضوی سیارات به دور خورشید و خورشید به دور زمین
  • حرکت دایره‌ای ماه، خورشید و سیارات به دور زمین ثابت در مرکز
  • حرکت مارپیچی خورشید به دور زمین و سیارات به دور خورشید
  • حرکت خطی مستقیم سیارات در امتداد بازوهای راه شیری

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«حرکت دایره‌ای ماه، خورشید و سیارات به دور زمین ثابت در مرکز» درست است؛ در نظریهٔ زمین‌مرکزیِ بطلمیوس، ماه، خورشید و سیارات در مدارهایی دایره‌ای به دور زمینِ ثابت در مرکز عالم می‌گردند. گزینهٔ «حرکت بیضوی سیارات به دور خورشید و خورشید به دور زمین» نادرست است؛ بطلمیوس مدارها را دایره‌ای می‌پنداشت، نه بیضوی، و اصلاً خورشید را در مدار به دور زمین نمی‌دانست بلکه اجرام را به دور زمین. گزینهٔ «حرکت مارپیچی خورشید به دور زمین» نادرست و کاملاً بی‌ربط به توصیفِ اصلیِ نظریهٔ بطلمیوس است. گزینهٔ «حرکت خطی مستقیم سیارات در امتداد بازوهای راه شیری» نادرست و بی‌معناست؛ نظریهٔ بطلمیوس اصلاً به ساختار کهکشانی اشاره‌ای ندارد. تلهٔ تستی: باید سه ویژگیِ هم‌زمانِ نظریهٔ بطلمیوس (زمینِ ثابت، در مرکز، مدارهای دایره‌ای) را با دقت به‌خاطر سپرد؛ هر گزینه‌ای که یکی از این سه را نقض کند نادرست است.

2. در قانون دوم کپلر، مفهوم «مساحت‌های مساوی در زمان‌های مساوی» به کدام نتیجه منجر می‌شود؟

  • سرعت سیاره در تمام طول مدار ثابت می‌ماند.
  • سیاره در نزدیکیِ خورشید کندتر حرکت می‌کند
  • سیاره در حضیض سریع‌تر و در اوج کندتر حرکت می‌کند.
  • مدار سیاره همواره دایره‌ای است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«سیاره در حضیض سریع‌تر و در اوج کندتر حرکت می‌کند.» درست است؛ طبق قانون دوم کپلر، چون مساحت‌های جاروب‌شده در زمان‌های مساوی برابرند، سیاره باید در حضیض (فاصلهٔ کم، برای جاروبِ همان مساحت در همان زمان) سریع‌تر و در اوج (فاصلهٔ زیاد) کندتر حرکت کند. گزینهٔ «سرعت سیاره در تمام طول مدار ثابت می‌ماند» نادرست است؛ دقیقاً برعکسِ نتیجهٔ قانون دوم کپلر است که سرعت را متغیر می‌داند. گزینهٔ «در نزدیکی خورشید کندتر و در دوری سریع‌تر» نادرست است و جهتِ رابطه را کاملاً معکوس بیان می‌کند. گزینهٔ «مدار سیاره همواره دایره‌ای است» نادرست و بی‌ربط به مفهومِ «مساحت‌های مساوی» است؛ این ادعا با قانون اول کپلر (بیضوی‌بودنِ مدار) نیز در تضاد است. تلهٔ تستی: باید به‌خاطر سپرد نزدیکی به خورشید (حضیض) همواره با سرعتِ بیشتر همراه است، نه کمتر؛ این رابطه معکوسِ تصورِ اولیهٔ برخی دانش‌آموزان است.

3. در کاربرد قانون سوم کپلر، واحدهای مناسب برای pp و dd کدام‌اند؟

  • pp بر حسب روز، dd بر حسب کیلومتر
  • pp بر حسب ساعت، dd بر حسب متر
  • pp بر حسب سال، dd بر حسب واحد نجومی
  • pp بر حسب ماه، dd بر حسب درجه قوسی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«pp بر حسب سال، dd بر حسب واحد نجومی» درست است؛ در کاربردِ سادهٔ قانون سوم کپلر (برای رسیدن به رابطهٔ p2=d3p^2=d^3 بدون ثابتِ تناسبِ اضافی)، باید pp بر حسب سال و dd بر حسب واحد نجومی بیان شود. گزینهٔ «pp بر حسب روز، dd بر حسب کیلومتر» نادرست است؛ با این واحدها، ثابتِ تناسب دیگر برابرِ یک نخواهد بود. گزینهٔ «pp بر حسب ساعت، dd بر حسب متر» نادرست است و به همان دلیل، رابطهٔ سادهٔ p2=d3p^2=d^3 را برهم می‌زند. گزینهٔ «pp بر حسب ماه، dd بر حسب درجهٔ قوسی» نادرست است؛ ضمناً «درجهٔ قوسی» اصلاً واحدِ فاصله نیست، بلکه واحدِ زاویه است. تلهٔ تستی: فقط با انتخابِ «سال» و «واحد نجومی» (که برای زمین هر دو برابر ۱ می‌شوند)، رابطهٔ کپلر به ساده‌ترین شکلِ خود (p2=d3p^2=d^3) درمی‌آید.

4. جهت حرکت وضعی و انتقالی زمین نسبت به عقربه‌های ساعت چگونه است؟

  • هر دو هم‌جهت با عقربه‌های ساعت از شرق به غرب
  • هر دو خلاف جهت عقربه‌های ساعت از غرب به شرق
  • حرکت وضعی خلاف جهت عقربه‌های ساعت و حرکت انتقالی هم‌جهت
  • حرکت وضعی هم‌جهت و حرکت انتقالی خلاف جهت عقربه‌های ساعت

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«هر دو خلاف جهت عقربه‌های ساعت از غرب به شرق» درست است؛ هر دو حرکتِ وضعی و انتقالیِ زمین، خلافِ جهتِ عقربه‌های ساعت (از غرب به شرق) انجام می‌شوند. گزینهٔ «هر دو هم‌جهت با عقربه‌های ساعت از شرق به غرب» نادرست است و جهتِ هر دو حرکت را کاملاً معکوس بیان می‌کند. گزینهٔ «حرکتِ وضعی خلاف و حرکتِ انتقالی هم‌جهت» نادرست است؛ حرکتِ انتقالی نیز، مانندِ وضعی، خلافِ عقربه‌هاست. گزینهٔ «حرکتِ وضعی هم‌جهت و حرکتِ انتقالی خلاف» نادرست است؛ این دقیقاً برعکسِ واقعیت دربارهٔ حرکتِ وضعی را بیان می‌کند. تلهٔ تستی: هر دو حرکت (وضعی و انتقالی) دقیقاً هم‌جهت‌اند (هر دو خلافِ عقربه‌های ساعت)؛ نباید تصور کرد چون یکی «حولِ محورِ خود» و دیگری «حولِ خورشید» است، پس جهتشان هم باید متفاوت باشد.

5. در اول دی‌ماه، زمین در کدام موقعیت مداری نسبت به خورشید قرار دارد؟

  • اوج، با فاصله حدود 152152 میلیون کیلومتر
  • حضیض، با فاصله حدود 147147 میلیون کیلومتر
  • نقطه میانی مدار، با فاصله 150150 میلیون کیلومتر
  • نزدیک‌ترین فاصله به مرکز راه شیری

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«حضیض، با فاصله حدود 147147 میلیون کیلومتر» درست است؛ در اول دی‌ماه، زمین در حضیض (نزدیک‌ترین فاصله به خورشید) قرار دارد، با فاصلهٔ حدود ۱۴۷ میلیون کیلومتر. گزینهٔ «اوج، با فاصلهٔ حدود ۱۵۲ میلیون کیلومتر» نادرست است؛ این توصیف مربوط به اول تیرماه است، نه اول دی. گزینهٔ «نقطهٔ میانی مدار، با فاصلهٔ ۱۵۰ میلیون کیلومتر» نادرست است؛ ۱۵۰ میلیون کیلومتر میانگینِ کلِ فاصله در طولِ سال است، نه فاصلهٔ اول دی‌ماه. گزینهٔ «نزدیک‌ترین فاصله به مرکز راه شیری» نادرست و کاملاً بی‌ربط به موقعیتِ مداریِ زمین به دور خورشید است. تلهٔ تستی: اول دی‌ماه (حضیض، نزدیک‌تر) و اول تیرماه (اوج، دورتر) باید دقیقاً بر عکسِ تصورِ شهودیِ «دورترین=سردترین» به‌خاطر سپرده شوند؛ در دی‌ماه که سردترین ماه نیمکرهٔ شمالی است، زمین در واقع به خورشید نزدیک‌تر است.

6. اگر از یک عنصر پرتوزا پس از مدتی 18\frac{1}{8} مقدار اولیه باقی مانده باشد، چند نیم‌عمر سپری شده است؟

  • ۱ نیم‌عمر
  • ۲ نیم‌عمر
  • ۳ نیم‌عمر
  • ۴ نیم‌عمر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«۳ نیم‌عمر» درست است؛ کسرِ باقی‌مانده 18=(12)3\frac{1}{8}=\left(\frac{1}{2}\right)^3 است، یعنی ۳ نیم‌عمر سپری شده است. گزینهٔ «۱ نیم‌عمر» نادرست است؛ این معادلِ باقی‌ماندنِ 12\frac{1}{2} است، نه 18\frac{1}{8}. گزینهٔ «۲ نیم‌عمر» نادرست است؛ این معادلِ 14\frac{1}{4} باقی‌مانده است. گزینهٔ «۴ نیم‌عمر» نادرست است؛ این معادلِ 116\frac{1}{16} باقی‌مانده است، نه 18\frac{1}{8}. تلهٔ تستی: باید توانِ دقیقِ 22 که کسرِ 18\frac{1}{8} را می‌سازد (23=82^3=8) به‌درستی شمرده شود؛ خلطِ توان‌های نزدیک به هم (۲، ۳، ۴) رایج‌ترین اشتباه است.

7. در ائون آرکئن، کدام ویژگی مهم زیستی رخ داده است؟

  • تشکیل زمین مذاب و بدون جو
  • ظهور نخستین سلول‌های هسته‌دار
  • انقراض کامل دایناسورها
  • پیدایش پرندگان پیشرفته

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ظهور نخستین سلول‌های هسته‌دار» درست است؛ در ائون آرکئن، مهم‌ترین رویداد زیستی ظهور نخستین سلول‌های هسته‌دار بود. گزینهٔ «تشکیل زمین مذاب» نادرست است؛ این رویداد به ائون هادئن (پیش از آرکئن) تعلق دارد. گزینهٔ «انقراض دایناسورها» نادرست است؛ این رویداد در پایان دوران مزوزوئیک (میلیاردها سال پس از آرکئن) رخ داد. گزینهٔ «پیدایش پرندگان پیشرفته» نادرست است؛ پرندگان در دوران مزوزوئیک، هم‌زمان با دایناسورها، ظاهر شدند. تلهٔ تستی: آرکئن قدیمی‌ترین ائونی است که در آن حیات (به شکل سلول‌های هسته‌دار) ظاهر شد؛ این را با رویدادهای بسیار متأخرترِ فانروزوئیک (دایناسور، پرنده) اشتباه نگیرید.

8. در چرخه ویلسون، اولین مرحله اصلی چه نام دارد و چه رخ می‌دهد؟

  • بسته شدن، اقیانوس‌ها کامل ناپدید می‌شوند.
  • برخورد، دو ورقه قاره‌ای به هم برخورد می‌کنند.
  • بازشدگی، پوسته قاره‌ای شکافته و ماگما صعود می‌کند.
  • فرورانش، ورقه اقیانوسی به زیر قاره‌ای فرو می‌رود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«بازشدگی، پوسته قاره‌ای شکافته و ماگما صعود می‌کند.» درست است؛ نخستین مرحلهٔ اصلیِ چرخهٔ ویلسون «بازشدگی» نام دارد که در آن پوستهٔ قاره‌ای شکافته و ماگما به سمتِ سطح صعود می‌کند. گزینهٔ «بسته شدن، اقیانوس‌ها کامل ناپدید می‌شوند» نادرست است؛ این توصیفِ مرحلهٔ سوم (نه اول) چرخهٔ ویلسون است. گزینهٔ «برخورد، دو ورقهٔ قاره‌ای به هم برخورد می‌کنند» نادرست است؛ این توصیفِ مرحلهٔ چهارم و پایانی است، نه اول. گزینهٔ «فرورانش، ورقهٔ اقیانوسی به زیر قاره‌ای فرو می‌رود» نادرست است؛ این نیز بخشی از مرحلهٔ بسته‌شدن (سوم) است، نه اولین مرحله. تلهٔ تستی: ترتیبِ چهار مرحلهٔ چرخهٔ ویلسون (بازشدگی، گسترش، بسته‌شدن، برخورد) باید دقیق به‌خاطر سپرده شود؛ خلطِ مرحلهٔ اول با مراحلِ بعدی رایج‌ترین اشتباه است.

9. در مرحله بسته شدن چرخه ویلسون، کدام فرایند رخ می‌دهد؟

  • گسترش بستر اقیانوس و دور شدن تدریجی قاره‌ها از هم
  • فرورانش ورقه اقیانوسی زیر ورقه قاره‌ای و کوچک شدن اقیانوس
  • شکافته شدن پوستهٔ قاره‌ای و تشکیل درهٔ ریفتی جدید
  • برخورد دو ورقهٔ قاره‌ای و آغاز کوه‌زایی فشاری

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«فرورانش ورقه اقیانوسی زیر ورقه قاره‌ای و کوچک شدن اقیانوس» درست است؛ در مرحلهٔ بسته‌شدنِ چرخهٔ ویلسون، ورقهٔ اقیانوسی به زیرِ ورقهٔ قاره‌ای فرو می‌رود (فرورانش) و اقیانوس به‌تدریج کوچک می‌شود. گزینهٔ «گسترشِ بستر اقیانوس و دور شدنِ قاره‌ها» نادرست است؛ این توصیفِ مرحلهٔ دوم (گسترش)، نه سوم (بسته‌شدن)، است. گزینهٔ «شکافته‌شدنِ پوستهٔ قاره‌ای و تشکیلِ دره‌ها» نادرست است؛ این توصیفِ مرحلهٔ اول (بازشدگی) است. گزینهٔ «برخوردِ دو ورقهٔ قاره‌ای و کوه‌زایی» نادرست است؛ این توصیفِ مرحلهٔ چهارم و پایانی (برخورد) است، نه بسته‌شدن. تلهٔ تستی: باید چهار مرحله را با دقت از هم تفکیک کرد؛ «بسته‌شدن» یعنی فرورانش و کوچک‌شدنِ اقیانوس، نه برخوردِ نهاییِ دو قاره (که مرحلهٔ بعدی است).

10. در برخورد دو ورقه قاره‌ای در چرخه ویلسون، نتیجه غالب چیست؟

  • گسترش اقیانوس و تشکیل پشته جدید
  • تشکیل جزایر قوسی و گودال دراز
  • فشرده شدن رسوبات و کوه‌زایی
  • فرورانش کامل قاره‌ها به زیر اقیانوس

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«فشرده شدن رسوبات و کوه‌زایی» درست است؛ در برخوردِ دو ورقهٔ قاره‌ای، چون هیچ‌کدام فرورانش نمی‌کنند، نتیجهٔ غالب فشرده‌شدنِ رسوباتِ میانی و کوه‌زایی است (مانندِ هیمالیا). گزینهٔ «گسترشِ اقیانوس و تشکیلِ پشتهٔ جدید» نادرست است؛ این نتیجهٔ مرحلهٔ گسترش است، نه برخورد. گزینهٔ «تشکیلِ جزایرِ قوسی و گودالِ دراز» نادرست است؛ این نتیجهٔ فرورانشِ اقیانوسی-اقیانوسی است، نه برخوردِ قاره‌ای-قاره‌ای. گزینهٔ «فرورانشِ کاملِ قاره‌ها به زیر اقیانوس» نادرست است؛ ورقه‌های قاره‌ای به‌دلیلِ چگالیِ پایین، فرورانش نمی‌کنند. تلهٔ تستی: تفاوتِ کلیدی این است که در برخوردِ قاره‌ای-قاره‌ای، به‌جایِ فرورانش، رسوبات فشرده شده و کوه‌زایی رخ می‌دهد؛ نباید این را با نتایجِ فرورانشِ اقیانوسی (جزایر قوسی) خلط کرد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان