پرش به محتوای اصلی

ردِّ پای گازها در زندگی (علوم تجربی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

ردِّ پای گازها در زندگی

اگر ضخامت هواکره را با شعاع زمین مقایسه کنیم، این لایهٔ گازی حتی از پوست یک سیب هم نازک‌تر به نظر می‌رسد؛ با این حال همین لایهٔ نازک، تفاوت زمین با یک سیارهٔ بی‌جان را رقم می‌زند. هواکره حدود 3.5×10153.5\times10^{15} تن جرم دارد، هرچند این عدد در برابر جرم کل زمین ناچیز است (0.000001\approx 0.000001).

لایه‌های هواکره

از سطح زمین تا فضا پنج لایه قابل تشخیص است: تروپوسفر (۰ تا ۱۲ کیلومتر، محل رخ‌دادن آب‌وهوا و ۷۵٪ جرم هواکره)، استراتوسفر (۱۲ تا ۵۰ کیلومتر، خانهٔ لایهٔ اوزون)، مزوسفر، ترموسفر و اگزوسفر. نکتهٔ کلیدی این است که روند دما در هر لایه متفاوت است: در تروپوسفر با افزایش ارتفاع دما کم می‌شود (T=T06 C/km×hT = T_0 - 6\ ^\circ\text{C/km}\times h)، اما در استراتوسفر به دلیل جذب پرتوهای فرابنفش توسط اوزون، روند برعکس می‌شود و دما بالا می‌رود — همین تغییرِ جهت، دلیل لایه‌ای‌بودن هواکره است.

از نظر ترکیب، هوا عمدتاً از نیتروژن (N2\text{N}_2، 78.09%78.09\%) و اکسیژن (O2\text{O}_2، 20.95%20.95\%) ساخته شده و آرگون، دی‌اکسیدکربن و بخار آب سهم کوچک‌تری دارند.

از هوای مایع تا گازهای خالص

برای جداسازی گازهای هوا، ابتدا هوا تصفیه و رطوبتش گرفته می‌شود، سپس با فشرده‌سازی تا 200C-200^\circ\text{C} مایع می‌شود. با گرم‌کردن تدریجی این مایع، هر گاز در نقطهٔ جوش خودش جدا می‌شود: نخست نیتروژن (196C-196^\circ\text{C})، سپس آرگون (186C-186^\circ\text{C}) و در پایان اکسیژن (183C-183^\circ\text{C}). چون نقطهٔ جوش آرگون و اکسیژن بسیار به هم نزدیک است، تهیهٔ اکسیژن ۱۰۰٪ خالص کار دشواری است.

اکسیژن، اکسیدها و یک گاز خطرناک

اکسیژن با اغلب فلزها و نافلزها واکنش می‌دهد و اکسید تشکیل می‌دهد؛ برخی فلزها (مثل آهن) بسته به شرایط بیش از یک نوع کاتیون و در نتیجه بیش از یک اکسید می‌سازند که با عدد رومی در پرانتز از هم متمایز می‌شوند — اکسید آهن(II) در برابر اکسید آهن(III). برای اکسیدهای نافلزی، پیشوندهای یونانی (دی، تری، تترا...) تعداد اتم‌ها را نشان می‌دهند؛ فقط پیشوند «مونو» برای عنصر اول نوشته نمی‌شود، مثل CO\text{CO} که کربن مونواکسید خوانده می‌شود نه مونوکربن مونواکسید.

در میان محصولات سوختن ناقص، مونواکسیدکربن (CO\text{CO}) خطرناک‌ترین است: گازی بی‌رنگ، بی‌بو، بی‌مزه و کاملاً غیرقابل تشخیص با حواس که تمایلش به ترکیب با هموگلوبین ۲۰۰ برابر بیشتر از اکسیژن است و رساندن اکسیژن به بافت‌ها را مختل می‌کند. منابع خانگی آن وسایل گرمایشی بدون تهویه و موتور خودرو در پارکینگ بسته‌اند. مسمومیت با CO\text{CO} با اکسیژن‌درمانی پرفشار درمان می‌شود، چون فشار بالای اکسیژن می‌تواند این گاز را از هموگلوبین جدا کند.

ساختار لوویس مولکول‌های پیشرفته

برای رسم ساختار لوویس یک مولکول، ابتدا شمار الکترون‌های ظرفیت محاسبه می‌شود، سپس کم‌الکترونگاتیوترین اتم (هرگز هیدروژن) به‌عنوان اتم مرکزی انتخاب می‌شود و در پایان، اگر اتم مرکزی هنوز به هشت‌تایی نرسیده باشد، پیوند دوگانه یا سه‌گانه اضافه می‌شود. برای نمونه در CO\text{CO} بین کربن و اکسیژن پیوند سه‌گانه (:CO::\text{C}\equiv\text{O}:) تشکیل می‌شود و در SO2\text{SO}_2، اتم مرکزی گوگرد یک پیوند دوگانه و یک پیوند یگانه دارد که هندسهٔ خمیدهٔ مولکول را رقم می‌زند. البته قانون هشت‌تایی همیشه رعایت نمی‌شود: مولکول‌هایی مانند BF3\text{BF}_3 کمتر از هشت الکترون و ترکیباتی مانند PCl5\text{PCl}_5 یا SF6\text{SF}_6 بیشتر از هشت الکترون دور اتم مرکزی دارند؛ طبق اعلام سازمان سنجش، این استثناها از محدودهٔ ارزشیابی پایانی خارج‌اند و طرح پرسش از آن‌ها ممنوع است.

معادله، موازنه و استوکیومتری

طبق قانون پایستگی جرم، جرم واکنش‌دهنده‌ها با جرم فراورده‌ها برابر است، چون شمار اتم‌های هر عنصر در یک واکنش شیمیایی ثابت می‌ماند و فقط نحوهٔ اتصال آن‌ها تغییر می‌کند. هنگام موازنهٔ معادله فقط ضریب‌ها تغییر می‌کنند، نه زیروندها. استوکیومتری، شاخه‌ای از شیمی است که همین ضریب‌ها را به نسبت مولی واقعی بین مواد وصل می‌کند؛ مسیر استاندارد حل مسئله از جرم به مول و از مول به مول یا حجم می‌رود: mA÷MAnA×nB/nAnB×MB یا ×22.4mB یا VBm_A \xrightarrow{\div M_A} n_A \xrightarrow{\times n_B/n_A} n_B \xrightarrow{\times M_B\ \text{یا}\ \times 22.4} m_B\ \text{یا}\ V_B. برای نمونه، تولید هر 88 مول SO3\text{SO}_3 از واکنش 2SO2+O22SO32\text{SO}_2 + \text{O}_2 \rightarrow 2\text{SO}_3 به دقیقاً 44 مول O2\text{O}_2 نیاز دارد — نسبتی که مستقیماً از ضرایب معادلهٔ موازنه‌شده خوانده می‌شود. در شرایط استاندارد (STP: 0C0^\circ\text{C} و 1 atm1\ \text{atm})، طبق قانون آووگادرو هر مول از هر گاز حجمی برابر با 22.422.4 لیتر دارد — رابطه‌ای که فقط برای گازها صادق است، نه مایعات و جامدات. برای نمونه، هر فرد بالغ روزانه حدود 86408640 لیتر هوا تنفس می‌کند که از آن نزدیک به 18101810 لیتر اکسیژن است — معادل تقریباً 8181 مول O2\text{O}_2 در شبانه‌روز؛ همین محاسبهٔ ساده نشان می‌دهد چرا سهم اکسیژن هوا برای بدن انسان اهمیت حیاتی دارد. جالب اینکه با وجود جرم مولی متفاوت گازها، حجم یک مول از هر کدام در STP برابر است:

گاز جرم مولی (g/mol\text{g/mol}) حجم یک مول در STP
H2\text{H}_2 22 22.4 L22.4\ \text{L}
O2\text{O}_2 3232 22.4 L22.4\ \text{L}
CO2\text{CO}_2 4444 22.4 L22.4\ \text{L}

نیتروژن، آمونیاک و فرایند هابر

نیتروژن فراوان‌ترین گاز هواکره است اما به دلیل پیوند سه‌گانهٔ بسیار محکم (NN\text{N}\equiv\text{N})، واکنش‌پذیری بسیار کمی دارد. برای شکستن این پایداری و تولید آمونیاک، فرایند هابر-بوش در دمای بالا، فشار بالا و با کاتالیزگر آهن انجام می‌شود. پیش از این فرایند، کود نیتروژن‌دار از گوانو (فضولات پرندگان) تهیه می‌شد؛ امروزه تخمین زده می‌شود نیمی از نیتروژنِ پروتئینِ بدن انسان‌ها از همین فرایند صنعتی می‌آید.

اوزون: هم محافظ، هم آلاینده

اوزون (O3\text{O}_3) بسته به جایی که قرار دارد، دو چهرهٔ کاملاً متفاوت دارد. در استراتوسفر، چرخهٔ پیوستهٔ تجزیه و بازتولید اوزون پرتوهای فرابنفش مضر را جذب می‌کند و از سطح زمین محافظت می‌کند؛ ترکیبات CFC\text{CFC} که از یخچال‌ها و اسپری‌ها وارد جو می‌شوند این لایه را تخریب می‌کنند و یک اتم کلر می‌تواند هزاران مولکول اوزون را از بین ببرد. اما همان مولکول در تروپوسفر شهرهای آلوده از واکنش نور با NO2\text{NO}_2 تولید می‌شود و آلایندهٔ مضر برای ریه شناخته می‌شود — نمونهٔ روشنی از اینکه ساختار یک ماده، رفتار آن را تعیین می‌کند.

اثر گلخانه‌ای و باران اسیدی

اثر گلخانه‌ای ذاتاً پدیدهٔ مفیدی است؛ بدون آن، دمای متوسط زمین به 18C-18^\circ\text{C} می‌رسید. مشکل اصلی، تشدید این اثر توسط CO2\text{CO}_2، متان و سایر گازهای گلخانه‌ای ناشی از فعالیت انسان است — و اگرچه متان پتانسیل گرمایشی بیشتری نسبت به CO2\text{CO}_2 دارد، حجم بسیار زیاد انتشار CO2\text{CO}_2 آن را به عامل اصلی گرمایش زمین تبدیل کرده است. به‌طور مشابه، آلاینده‌های گوگردی و نیتروژنی که از دودکش کارخانه‌ها بالا می‌روند سرانجام به شکل باران اسیدی (pH<5.6\text{pH} < 5.6) به زمین برمی‌گردند و به جنگل، دریاچه و سازه‌های فلزی آسیب می‌زنند؛ افزودن اکسید کلسیم به دریاچه‌های اسیدی یکی از راه‌حل‌های جبرانی است. طبق اصل «آنچه به بالا می‌رود، سرانجام باید پایین بیاید»، آلاینده‌هایی که از دودکش صنایع وارد هواکره می‌شوند دیر یا زود به شکل بارش اسیدی به زمین بازمی‌گردند.

گاز گلخانه‌ای منبع اصلی پتانسیل گرمایش نسبت به CO2\text{CO}_2
CO2\text{CO}_2 سوخت‌های فسیلی ۱
CH4\text{CH}_4 دام‌داری، گاز طبیعی ۲۵
N2O\text{N}_2\text{O} کشاورزی، کودها ۲۹۸
CFC\text{CFC} یخچال، اسپری هزاران برابر

شیمی سبز و گازهای نجیب

شیمی سبز با اصولی مثل پیشگیری از پسماند و افزایش اقتصاد اتمی، به دنبال کاهش آسیب فرایندهای شیمیایی به محیط زیست است. اقتصاد اتمی یعنی نسبت جرم مولی فراوردهٔ مطلوب به جرم مولی همهٔ فراورده‌های واکنش، ضرب‌در صد؛ نمونهٔ معروف آن سنتز ایبوبروفن است: روش قدیمی در ۶ مرحله و با بازدهی کمتر از ۴۰٪ پسماند زیادی تولید می‌کرد، اما روش سبز تنها در ۳ مرحله و با بازدهی ۹۹٪ انجام می‌شود و تقریباً تمام پسماندها بازیافت می‌شوند. سوخت زیستی و ذخیرهٔ CO2\text{CO}_2 به شکل کربنات‌های جامد نیز از نمونه‌های دیگر شیمی سبزند.

در کنار این گازهای واکنش‌پذیر، گازهای نجیب به دلیل بی‌اثری شیمیایی‌شان کاربردهای خاص خود را دارند و آرگون با سهم 0.93%0.93\% فراوان‌ترین گاز نجیب هواکره است:

عنصر کاربرد مهم
هلیم اشیاء شناور، دستگاه MRI، سرمایش
نئون تابلوهای نورانی
آرگون جوشکاری، لامپ
زنون بیهوشی، لامپ فلاش

آرگون در جوشکاری محیطی بی‌اثر ایجاد می‌کند که مانع اکسایش فلز جوش‌شده و ورود نیتروژن و اکسیژن هوا به ناحیهٔ جوش می‌شود. سرانجام، با افزایش ارتفاع از سطح زمین، فشار هوا و فشار جزئی اکسیژن به‌طور نمایی کاهش می‌یابد؛ به همین دلیل کوهنوردان در ارتفاعات از کپسول اکسیژن استفاده می‌کنند و کابین هواپیماها فشارگذاری می‌شود.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام گزاره درباره تغییر دما در لایه‌های هواکره درست‌تر است؟

  • در تروپوسفر و استراتوسفر دما با ارتفاع کاهش می‌یابد.
  • در تروپوسفر دما کاهش و در استراتوسفر افزایش می‌یابد.
  • در ترموسفر دما به علت چگالی زیاد گاز افزایش می‌یابد.
  • در مزوسفر دما به دلیل جذب فرابنفش اوزون افزایش می‌یابد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«در تروپوسفر دما کاهش و در استراتوسفر افزایش می‌یابد» درست است: این دقیقاً روندِ متفاوتِ دو لایه‌ی نخستِ هواکره است؛ در استراتوسفر، برخلافِ تروپوسفر، جذبِ پرتوهای فرابنفش توسطِ لایه‌ی اوزون باعثِ افزایشِ دما با ارتفاع می‌شود. «در تروپوسفر و استراتوسفر دما با ارتفاع کاهش می‌یابد» نادرست است: این گزینه روندِ استراتوسفر را نادیده می‌گیرد؛ در استراتوسفر دما با ارتفاع افزایش می‌یابد، نه کاهش. «در ترموسفر دما به علت چگالی زیاد گاز افزایش می‌یابد» نادرست است: چگالیِ گاز در ترموسفر بسیار کم است، نه زیاد؛ افزایشِ دما در این لایه به دلیلِ جذبِ پرتوهای ایکس و گاما توسطِ اتم‌ها و یون‌هاست. «در مزوسفر دما به دلیل جذب فرابنفش اوزون افزایش می‌یابد» نادرست است: در مزوسفر دما با افزایشِ ارتفاع کاهش می‌یابد، نه افزایش؛ جذبِ فرابنفش توسطِ اوزون مربوط به استراتوسفر است. تلهٔ تستی: روندِ دما در چهار لایه با هم فرق دارد (تروپوسفر↓، استراتوسفر↑، مزوسفر↓، ترموسفر↑)؛ نسبت‌دادنِ دلیلِ یک لایه (مثلاً جذبِ اوزون) به لایه‌ی دیگر، رایج‌ترین اشتباه در این مبحث است.

2. کدام گزینه ترتیب درست لایه‌های هواکره از سطح زمین به بالا را نشان می‌دهد؟

  • استراتوسفر، تروپوسفر، مزوسفر، ترموسفر، اگزوسفر
  • تروپوسفر، مزوسفر، استراتوسفر، ترموسفر، اگزوسفر
  • تروپوسفر، استراتوسفر، ترموسفر، مزوسفر، اگزوسفر
  • تروپوسفر، استراتوسفر، مزوسفر، ترموسفر، اگزوسفر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«تروپوسفر، استراتوسفر، مزوسفر، ترموسفر، اگزوسفر» درست است: این دقیقاً ترتیبِ صحیحِ لایه‌های هواکره از سطحِ زمین به بالاست. «استراتوسفر، تروپوسفر، مزوسفر، ترموسفر، اگزوسفر» نادرست است: این گزینه جایگاهِ تروپوسفر و استراتوسفر را جابه‌جا کرده، در حالی‌که تروپوسفر (نزدیک‌ترین لایه به سطحِ زمین) باید اول بیاید. «تروپوسفر، مزوسفر، استراتوسفر، ترموسفر، اگزوسفر» نادرست است: این گزینه جایگاهِ مزوسفر و استراتوسفر را جابه‌جا کرده؛ استراتوسفر باید بلافاصله پس از تروپوسفر و پیش از مزوسفر بیاید. «تروپوسفر، استراتوسفر، ترموسفر، مزوسفر، اگزوسفر» نادرست است: این گزینه جایگاهِ ترموسفر و مزوسفر را جابه‌جا کرده؛ مزوسفر باید پیش از ترموسفر قرار گیرد. تلهٔ تستی: ترتیبِ درستِ لایه‌ها را می‌توان با به‌خاطرسپردنِ روندِ دما (کاهش-افزایش-کاهش-افزایش) هم بازسازی کرد؛ هر جابه‌جاییِ دو لایه‌ی مجاور، این روندِ متناوب را به‌هم می‌ریزد.

3. با تقریب درصد حجمی هوا، در 200 L200\ \text{L} هوای خشک چند لیتر O2\text{O}_2 وجود دارد؟

  • 41.9 L41.9\ \text{L}
  • 39.5 L39.5\ \text{L}
  • 20.95 L20.95\ \text{L}
  • 78.09 L78.09\ \text{L}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«41.9 L41.9\ \text{L}» درست است: اکسیژن حدود 20.95%20.95\% حجمِ هوا را می‌سازد؛ بنابراین VO2=200×0.209541.9 LV_{\text{O}_2}=200\times0.2095\approx41.9\ \text{L}. «39.5 L39.5\ \text{L}» نادرست است: این عدد از یک خطای گردکردنِ نادرست یا استفاده از درصدی غیرِ واقعی برای اکسیژن به دست آمده و با محاسبه‌ی دقیقِ 200×0.2095200\times0.2095 هم‌خوانی ندارد. «20.95 L20.95\ \text{L}» نادرست است: این عدد در واقع خودِ درصدِ حجمیِ اکسیژن (20.9520.95) است که بدونِ ضرب در حجمِ کلِ هوا (200 L200\ \text{L}) به‌عنوانِ پاسخ آورده شده. «78.09 L78.09\ \text{L}» نادرست است: این عدد درصدِ حجمیِ نیتروژن است، نه اکسیژن، و به‌اشتباه به‌جایِ درصدِ اکسیژن به کار رفته است. تلهٔ تستی: باید درصدِ حجمیِ گازِ موردنظر را همیشه در حجمِ کلِ نمونه ضرب کرد، نه اینکه خودِ عددِ درصد یا درصدِ گازِ دیگری را مستقیماً به‌عنوانِ حجم گزارش کرد.

4. در مولکول SO2\text{SO}_2، چرا ساختار هندسی خطی نیست؟

  • چون اکسیژن‌ها دو جفت الکترون آزاد دارند.
  • چون روی اتم مرکزی گوگرد جفت الکترون آزاد وجود دارد.
  • چون گوگرد و اکسیژن هر دو نافلز هستند.
  • چون شمار کل الکترون‌های ظرفیت زوج است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«چون روی اتم مرکزی گوگرد جفت الکترون آزاد وجود دارد» درست است: در SO2\text{SO}_2، اتمِ مرکزیِ گوگرد یک جفت الکترونِ ناپیوندی دارد که دافعه‌ی آن با جفت‌های پیوندی، هندسه را خمیده (نه خطی) می‌کند. «چون اکسیژن‌ها دو جفت الکترون آزاد دارند» نادرست است: وجودِ جفت‌الکترونِ آزاد رویِ اتم‌های کناری (اکسیژن) تعیین‌کننده‌ی هندسه نیست؛ این جفت‌الکترونِ آزادِ رویِ اتمِ مرکزی است که هندسه را تعیین می‌کند. «چون گوگرد و اکسیژن هر دو نافلز هستند» نادرست است: نافلز‌بودنِ اتم‌ها هیچ ارتباطی با خمیده یا خطی‌بودنِ هندسه‌ی مولکول ندارد. «چون شمار کل الکترون‌های ظرفیت زوج است» نادرست است: زوج‌بودنِ شمارِ کلِ الکترون‌های ظرفیت شرطِ لازم برایِ رسمِ یک ساختارِ لوویسِ معتبر است، اما به‌تنهایی هندسه‌ی مولکول را تعیین نمی‌کند. تلهٔ تستی: هندسه‌ی مولکول را همیشه باید از رویِ آرایشِ الکترون‌ها (پیوندی و ناپیوندی) رویِ اتمِ مرکزی تعیین کرد، نه از رویِ ویژگیِ اتم‌های کناری یا شمارشِ کلِ الکترون‌ها.

5. تعداد کل الکترون‌های ظرفیت در PCl3\text{PCl}_3 کدام است؟

  • 2424
  • 2828
  • 2626
  • 3232

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«2626» درست است: فسفر 55 الکترونِ ظرفیت و هر کلر 77 الکترونِ ظرفیت دارد؛ بنابراین مجموع 5+3(7)=5+21=265+3(7)=5+21=26 الکترونِ ظرفیت است. «2424» نادرست است: این عدد از فرضِ نادرستِ ظرفیتِ کمتر برای کلر یا فسفر به دست می‌آید و با محاسبه‌ی دقیقِ 5+3(7)5+3(7) هم‌خوانی ندارد. «2828» نادرست است: این عدد بیشتر از مقدارِ واقعی است، گویی یکی از اتم‌های کلر با ظرفیتِ اشتباه (مثلاً 88 به‌جایِ 77) محاسبه شده. «3232» نادرست است: این عدد با فرضِ چهار اتمِ کلر (به‌جایِ سه اتم) در مولکول سازگار است، در حالی‌که PCl3\text{PCl}_3 فقط سه اتمِ کلر دارد. تلهٔ تستی: تعدادِ الکترون‌های ظرفیت باید دقیقاً از جمعِ ظرفیتِ هر اتم (با توجه به تعدادِ واقعیِ آن اتم در فرمول) محاسبه شود؛ اشتباه در شمارشِ تعدادِ اتم‌ها یا ظرفیتِ هرکدام، خطای رایجی است.

6. در سوختن کامل اتانول، ضریب O2\text{O}_2 در معادله C2H5OH+O2CO2+H2O\text{C}_2\text{H}_5\text{OH}+\text{O}_2\rightarrow\text{CO}_2+\text{H}_2\text{O} کدام است؟

  • 2
  • 4
  • 3
  • 5

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«3» درست است: معادله‌ی موازنه‌شده‌ی سوختنِ کاملِ اتانول C2H5OH+3O22CO2+3H2O\text{C}_2\text{H}_5\text{OH}+3\text{O}_2\rightarrow2\text{CO}_2+3\text{H}_2\text{O} است؛ بنابراین ضریبِ اکسیژن 33 است. «2» نادرست است: این عدد کوچک‌تر از مقدارِ لازم برایِ موازنه‌ی کاملِ اکسیژن (با احتسابِ اکسیژنِ درونِ اتانول) است. «4» نادرست است: این عدد بیشتر از ضریبِ واقعیِ اکسیژن است و با موازنه‌ی نادرستِ اتم‌های اکسیژن (بدونِ کسرِ اکسیژنِ موجود در اتانول) سازگار است. «5» نادرست است: این عدد با فرمولِ سوختنِ یک هیدروکربنِ بدونِ اکسیژن (مانندِ پروپان) اشتباه گرفته شده، در حالی‌که اتانول خودش یک اتمِ اکسیژن دارد که باید در موازنه لحاظ شود. تلهٔ تستی: چون اتانول خودش حاویِ یک اتمِ اکسیژن است، ضریبِ O2\text{O}_2 لازم برایِ سوختنِ آن کمتر از هیدروکربنِ هم‌کربنِ بدونِ اکسیژن است؛ فراموش‌کردنِ این اکسیژنِ داخلی، خطای رایجی است.

7. از سوختن کامل 0.25 mol0.25\ \text{mol} گلوکز، در STP چند لیتر CO2\text{CO}_2 تولید می‌شود؟

  • 22.4 L22.4\ \text{L}
  • 44.8 L44.8\ \text{L}
  • 33.6 L33.6\ \text{L}
  • 67.2 L67.2\ \text{L}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«33.6 L33.6\ \text{L}» درست است: در اکسایشِ کاملِ گلوکز (C6H12O6+6O26CO2+6H2O\text{C}_6\text{H}_{12}\text{O}_6+6\text{O}_2\rightarrow6\text{CO}_2+6\text{H}_2\text{O})، از هر مولِ گلوکز 66 مولِ CO2\text{CO}_2 تولید می‌شود؛ بنابراین از 0.25 mol0.25\ \text{mol} گلوکز، 0.25×6=1.5 mol0.25\times6=1.5\ \text{mol} CO2\text{CO}_2 و حجمِ آن در STP برابرِ 1.5×22.4=33.6 L1.5\times22.4=33.6\ \text{L} است. «22.4 L22.4\ \text{L}» نادرست است: این عدد حجمِ یک مولِ گاز در STP است و نسبتِ 66-برابریِ CO2\text{CO}_2 به گلوکز را لحاظ نکرده. «44.8 L44.8\ \text{L}» نادرست است: این عدد با فرضِ نادرستِ 2 mol2\ \text{mol} CO2\text{CO}_2 (به‌جایِ 1.5 mol1.5\ \text{mol}ی درست) به دست آمده. «67.2 L67.2\ \text{L}» نادرست است: این عدد با فرضِ 1 mol1\ \text{mol} گلوکز (نه 0.25 mol0.25\ \text{mol}) به دست می‌آید که با داده‌ی سؤال هم‌خوانی ندارد. تلهٔ تستی: نسبتِ 66-برابریِ CO2\text{CO}_2 به گلوکز در واکنشِ اکسایش باید حتماً در محاسبه لحاظ شود؛ فراموش‌کردنِ این ضریب یا اشتباه در مقدارِ اولیه‌ی گلوکز، منشأِ اصلیِ خطا در این نوع مسائل است.

8. در STP، چگالی تقریبی CO2\text{CO}_2 بر حسب g/L\text{g/L} کدام است؟

  • 1.961.96
  • 1.431.43
  • 1.251.25
  • 0.0890.089

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«1.961.96» درست است: چگالیِ گاز در STP از رابطه‌ی ρ=M22.4\rho=\frac{M}{22.4} به دست می‌آید؛ برایِ CO2\text{CO}_2 (با M=44M=44ρ=4422.41.96 g/L\rho=\frac{44}{22.4}\approx1.96\ \text{g/L}. «1.431.43» نادرست است: این عدد در واقع چگالیِ گازِ O2\text{O}_2 (M=32M=32) در STP است (3222.41.43\frac{32}{22.4}\approx1.43)، نه CO2\text{CO}_2. «1.251.25» نادرست است: این عدد نزدیک به چگالیِ گازِ N2\text{N}_2 (M=28M=28) در STP است (2822.4=1.25\frac{28}{22.4}=1.25)، نه CO2\text{CO}_2. «0.0890.089» نادرست است: این عدد نزدیک به چگالیِ گازِ H2\text{H}_2 (M=2M=2) در STP است، که با جرمِ مولیِ بسیار بیشترِ CO2\text{CO}_2 سازگار نیست. تلهٔ تستی: باید دقت کرد جرمِ مولیِ درستِ گازِ موردنظر (CO2=44\text{CO}_2=44) در فرمولِ چگالی استفاده شود؛ خلط‌کردنِ جرمِ مولیِ گازهای مختلف، منشأِ اصلیِ گزینه‌های مشابه در این نوع سؤال است.

9. اگر فردی در شبانه‌روز 8640 L8640\ \text{L} هوا تنفس کند، حجم تقریبی نیتروژن ورودی چند لیتر است؟

  • 6750 L6750\ \text{L}
  • 1810 L1810\ \text{L}
  • 8040 L8040\ \text{L}
  • 6200 L6200\ \text{L}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«6750 L6750\ \text{L}» درست است: نیتروژن حدود 78.09%78.09\% حجمِ هوا را می‌سازد؛ بنابراین 8640×0.78096747 L8640\times0.7809\approx6747\ \text{L} که تقریباً برابرِ 6750 L6750\ \text{L} است. «1810 L1810\ \text{L}» نادرست است: این عدد حجمِ اکسیژنِ ورودی است (با درصدِ 20.95%20.95\%)، نه نیتروژن. «8040 L8040\ \text{L}» نادرست است: این عدد بیش‌ازحد به حجمِ کلِ هوایِ تنفسی (8640 L8640\ \text{L}) نزدیک است و نشان می‌دهد درصدِ نیتروژن به‌درستی اعمال نشده. «6200 L6200\ \text{L}» نادرست است: این عدد از یک درصدِ نادرست (کمتر از 78.09%78.09\% واقعی) برایِ نیتروژن به دست آمده است. تلهٔ تستی: باید دقت کرد کدام درصدِ حجمی (اکسیژن یا نیتروژن) در محاسبه استفاده می‌شود؛ خلط‌کردنِ این دو درصد، رایج‌ترین خطا در مسائلِ ترکیبِ هوایِ تنفسی است.

10. کدام گزاره درباره قانون آووگادرو درست است؟

  • در دما و فشار یکسان، حجم‌های برابر گازها تعداد مولکول برابر دارند.
  • در جرم برابر، همه گازها تعداد مولکول برابر دارند.
  • در حجم برابر، همه مواد جامد و گاز مول برابر دارند.
  • در STP، یک مول هر ماده‌ای حجم 22.4 L22.4\ \text{L} دارد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«در دما و فشار یکسان، حجم‌های برابر گازها تعداد مولکول برابر دارند» درست است: این دقیقاً بیانِ قانونِ آووگادرو است. «در جرم برابر، همه گازها تعداد مولکول برابر دارند» نادرست است: تعدادِ مولکول‌ها در جرمِ برابر به جرمِ مولیِ هر گاز بستگی دارد؛ گازهای سبک‌تر در جرمِ برابر، مولکولِ بیشتری دارند. «در حجم برابر، همه مواد جامد و گاز مول برابر دارند» نادرست است: قانونِ آووگادرو فقط برایِ گازها معتبر است، نه برایِ جامدات و مایعات که چگالیِ بسته‌بندیِ متفاوتی دارند. «در STP، یک مول هر ماده‌ای حجم 22.4 L22.4\ \text{L} دارد» نادرست است: حجمِ مولیِ 22.4 L22.4\ \text{L} فقط برایِ گازها در STP صادق است، نه برایِ جامدات و مایعات. تلهٔ تستی: قانونِ آووگادرو و حجمِ مولیِ 22.4 L22.4\ \text{L} هر دو منحصراً به حالتِ گازی مربوط‌اند؛ تعمیمِ این قوانین به جامدات یا مایعات، رایج‌ترین دام در این مبحث است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان