ترانهاده: جابهجایی سطر و ستون، AT=[aji]n×m. خواص:
(AT)T=A,(A+B)T=AT+BT,(kA)T=kAT,(AB)T=BTAT
در ضرب ترانهاده، ترتیب عوامل معکوس میشود.
تساوی: هممرتبهاند و aij=bij برای همه i,j.
۲. عملیات روی ماتریسها
جمع/تفریق (هممرتبه بودن شرط است): A±B=[aij±bij]، با خواص جابهجایی، شرکتپذیری، عضو خنثی O.
ضرب عددی:kA=[kaij]؛ kA=O⇒k=0 یا A=O.
ضرب ماتریسها (شرط: ستونهای A = سطرهای B):
Am×p⋅Bp×n=Cm×n,cij=k=1∑paikbkj
مثال: [1324][5768]=[19432250]
شرکتپذیری و توزیعپذیری همیشه برقرارند، اما جابهجایی عموماً برقرار نیست (AB=BA). تلههای مهم: AB=O⇒A=O یا B=O؛ AB=AC,A=O⇒B=C.
توان ماتریس مربعی:A0=I, AmAn=Am+n, (Am)n=Amn؛ هشدار: (AB)n=AnBn مگر AB=BA.
ماتریس همپوش (A2=A) یعنی An=A؛ انعکاسی (A2=I) یعنی A−1=A؛ نیلپوتان (Ak=O) در (I+A)n=I+nA کاربرد دارد اگر k=2.
۳. دترمینان
فقط برای ماتریس مربعی تعریف میشود و یک عدد حقیقی است.
det[a]=a,acbd=ad−bc
قانون ساروس (فقط 3×3): با دو ستون اول گسترش میدهیم، ∣A∣=(aei+bfg+cdh)−(ceg+afh+bdi)؛ برای مرتبه ۴ به بالا اشتباه است.
خواص:∣AB∣=∣A∣∣B∣, ∣AT∣=∣A∣, ∣kA∣n×n=kn∣A∣, ∣A−1∣=∣A∣1. برای ماتریس مثلثی/قطری: ∣A∣=a11a22⋯ann. جابهجایی دو سطر، ∣A∣ را در −1 ضرب میکند؛ افزودن مضربی از یک سطر به سطر دیگر بدون تغییر؛ سطر صفر یا دو سطر یکسان یعنی ∣A∣=0.
بسط لاپلاس: کوفاکتور Cij=(−1)i+jMij (Mij مینور = دترمینان پس از حذف سطر i و ستون j)؛ ∣A∣=∑jaijCij؛ بسط را روی سطر/ستون پرصفر بزنید تا محاسبات کم شود.
۴. وارون ماتریس
B=A−1⟺AB=BA=I؛ A−1 وجود دارد ⟺∣A∣=0 (ناتکین؛ وگرنه تکین).
فرمول 2×2:
A−1=ad−bc1[d−c−ba]
قاعده حفظی: قطر اصلی را جابهجا کن، قطر فرعی را منفی کن، بر ∣A∣ تقسیم کن.
فرمول 3×3:A−1=∣A∣1adj(A) که adj(A)=[Cij]T (ترانهاده ماتریس کوفاکتورها).
مثال: برای A=1−1221−1031 با ∣A∣=18: A−1=18147−1−2156−33.
خواص:(A−1)−1=A, (AB)−1=B−1A−1, (AT)−1=(A−1)T, ∣A−1∣=∣A∣1. ترتیب در ضرب وارون معکوس میشود: (ABC)−1=C−1B−1A−1.
گاوس-جردن: ماتریس [A∣I] را با عملیات سطری به [I∣A−1] میبریم.
۵. دستگاه معادلات خطی
نمایش ماتریسی: AX=B. اگر ∣A∣=0: X=A−1B.
مثال: برای {3x−4y=1x−2y=1، ∣A∣=−2 و A−1=[121−2−23]، پس x=−1,y=−1.
قانون کرامر:xi=∣A∣∣Ai∣ (Ai = A با ستون i جایگزینشده با B)؛ برای {2x+y=5x−3y=−1، ∣A∣=−7 و x=2,y=1. حذف گاوس: ماتریس افزوده [A∣B] به فرم اکلون میرود.
اگر ∣A∣=0 جواب یکتاست؛ اگر ∣A∣=0 و دستگاه سازگار باشد بینهایت جواب، و اگر ناسازگار باشد بدون جواب. تفسیر هندسی (2×2): ∣A∣=0 یعنی دو خط متقاطع، معادلات وابسته یعنی منطبق (∞ جواب)، متناقض یعنی موازی (بیجواب). دستگاه همگنAX=O همیشه جواب بدیهی X=O دارد؛ اگر ∣A∣=0، جوابهای غیربدیهی هم وجود دارند.
۶. مفاهیم تکمیلی
اثر:tr(A)=∑aii؛ tr(AB)=tr(BA).
رتبه ماتریس: بزرگترین مرتبه زیرماتریس مربعی با دترمینان غیرصفر؛ با فرم اکلون، تعداد سطرهای غیرصفر برابر رتبه است.
مقادیر ویژه:λ مقدار ویژه A است اگر Av=λv,v=0؛ معادله مشخصه ∣A−λI∣=0، برای 2×2: λ2−tr(A)λ+∣A∣=0، با ∑λi=tr(A) و ∏λi=∣A∣. مثال: A=[4213]⇒λ1=5,λ2=2.
قضیه کیلی-همیلتون: هر ماتریس معادله مشخصه خودش را ارضا میکند (p(A)=O)؛ کاربرد در محاسبه سریع توانهای بالا. مثال: برای A=[1324]، A2=5A+2I.
تجزیه LU:A=LU (L مثلثی پایینی با قطر ۱، U مثلثی بالایی)؛ AX=B در دو گام: Ly=B سپس Ux=y.
۷. کاربردها
ماتریس دوران (پادساعتگرد به اندازه θ):
Rθ=[cosθsinθ−sinθcosθ],∣Rθ∣=1,Rθ−1=R−θ=RθT
ماتریس بازتاب نسبت به محور x: [100−1]؛ نسبت به y: [−1001]؛ نسبت به y=x: [0110].
مدل لئونتیف (اقتصاد):X=AX+D⇒X=(I−A)−1D. گراف و ماتریس مجاورت:(Ak)ij تعداد مسیرهای به طول k از رأس i به j. رمزنگاری هیل:C=AX(mod26)، X=A−1C(mod26) به شرط gcd(∣A∣,26)=1.
۸. تلههای رایج کنکوری
AB=BA عموماً غلط؛ AB=O نتیجه نمیدهد A=O یا B=O؛ (AB)−1=B−1A−1؛ (AB)T=BTAT؛ ∣kA∣=kn∣A∣ برای n×n.
روشهای محاسبه An در حالات خاص: اگر A=kI آنگاه An=knI؛ اگر A2=O آنگاه (I+A)n=I+nA؛ اگر A2=I آنگاه An=I برای n زوج و An=A برای n فرد.
نمونه تست
پاسخنامهی تحلیلی سهبخشی برای هر سؤال
۱چرا گزینهی درست، درست است
۲چرا هر گزینهی دیگر غلط است
۳تلهی تستیای که باید بشناسی
1. اگر A یک ماتریس مربعی از مرتبه n باشد به طوری که A2=A و tr(A)=2024، آنگاه مقدار tr(A+In) کدام است؟
2025
4048
2024 + n
2024
پاسخنامهی تحلیلی
چون tr همواره خطی است، tr(A+In)=tr(A)+tr(In)=2024+n؛ این رابطه مستقل از شرط A2=A برقرار است. رد گزینههای غلط: «2024» فقط tr(A) است و افزودنِ In را نادیده میگیرد؛ «2025» و «4048» با فرضِ نادرستِ n=1 یا n=2024 ساخته میشوند که هیچکدام در صورتِ سؤال نیامدهاند. تلهٔ تستی: دیدنِ A2=A باعث میشود دانشآموز بخواهد مقادیر ویژه را درگیر کند، در حالیکه این سؤال فقط با خطیبودنِ اثر حل میشود و n باید نمادین در پاسخ بماند.
2. ماتریس A از مرتبه 3×3 دارای مقادیر ویژه λ1=1، λ2=2 و λ3=3 است. مقدار det(A−1+A−2I3) کدام است؟
برابرِ 0
31
−61
61
پاسخنامهی تحلیلی
مقادیر ویژهٔ A−1+A−2I برابرند با f(λ)=λ1+λ−2 برایِ هر مقدار ویژهٔ λ؛ برایِ λ1=1: f(1)=1+1−2=0. چون یکی از مقادیر ویژهٔ ماتریسِ حاصل صفر است، دترمینان (حاصلضربِ مقادیر ویژه) برابرِ «0» میشود، بدونِ نیاز به محاسبهٔ f(2) و f(3). رد گزینههای غلط: 61، 31 و −61 از ضربکردنِ f(2)=21 و f(3)=34 بدونِ لحاظِ f(1)=0 ناشی میشوند. تلهٔ تستی: بهمحضِ رسیدن به یک مقدار ویژهٔ صفر برایِ ماتریسِ هدف، محاسبهٔ بقیه زائد است چون دترمینان بلافاصله صفر میشود.
3. ماتریس A از مرتبه 3×3 به گونهای است که A2=I و A=I. اگر B=(I+A)3 باشد، حاصل B کدام است؟
4I
8A
4A
4(I+A)
پاسخنامهی تحلیلی
چون A2=I، با بسطِ دوجملهای (که چون I با هر ماتریسی جابهجا میشود مجاز است): (I+A)3=I+3A+3A2+A3=I+3A+3I+A=4I+4A=4(I+A) (چون A3=A⋅A2=A⋅I=A). رد گزینههای غلط: «4I» و «4A» از حذفِ نابهجای یکی از دو جمله ناشی میشوند؛ «8A» با این فرضِ غلط ساخته میشود که I+A میتواند با 2A یکی گرفته شود. تلهٔ تستی: در بسطِ (I+A)3 باید A2 و A3 را با شرطِ A2=I ساده کرد، نه با محاسبهٔ مستقیمِ توان که بدونِ این سادهسازی امکانپذیر نیست.
4. اگر A=102230−114 و adj(A) نشاندهنده ماتریس الحاقی A باشد، حاصل det(adj(A)) کدام است؟
برابرِ ∣A∣1 خواهد بود.
دقیقاً برابرِ ∣A∣
برابرِ ∣A∣2 خواهد بود.
برابرِ ∣A∣3 خواهد بود.
پاسخنامهی تحلیلی
برایِ ماتریسِ n×n رابطهٔ کلیِ det(adj(A))=det(A)n−1 برقرار است؛ چون A از مرتبهٔ 3×3 است (n=3)، det(adj(A))=∣A∣3−1=∣A∣2. وارسیِ مستقل (بدونِ استفاده از خودِ فرمول): از اتحادِ A⋅adj(A)=det(A)I3 دترمینان میگیریم: det(A)⋅det(adj(A))=det(det(A)I3)=det(A)3؛ با تقسیم بر det(A)=0 همان det(adj(A))=det(A)2 بهدست میآید. (برایِ این ماتریسِ مشخص ∣A∣=1(12−0)−2(0−2)+(−1)(0−6)=12+4+6=22، پس مقدارِ عددی 484 است.) رد گزینههای غلط: ∣A∣ اصلاً توانی اعمال نمیکند؛ ∣A∣3 بهجایِ n−1 از خودِ n استفاده کرده است؛ ∣A∣1 از خلطِ ماتریسِ الحاقی با ماتریسِ وارون ناشی میشود (درست است که A−1=detA1adj(A)، اما دترمینانِ خودِ adj(A) ربطی به ∣A∣1 ندارد). تلهٔ تستی: توان در فرمولِ det(adj(A)) همیشه n−1 است نه n؛ برایِ 2×2 این توان 1 میشود و همین حالتِ خاص باعث میشود بسیاری فرمول را با ∣A∣ اشتباه بگیرند.
5. ماتریس A از مرتبه n×n به گونهای است که A2=2A. اگر ∣A∣=0 باشد، آنگاه ∣A−2I∣ کدام است؟
2n
برابرِ 0
(−2)n
(−2)n−1
پاسخنامهی تحلیلی
چون A2=2A، مقادیر ویژهٔ A فقط میتوانند 0 یا 2 باشند (ریشههای λ2=2λ)؛ اما ∣A∣=0 یعنی A وارونپذیر است، پس λ=0 مجاز نیست و همهٔ مقادیر ویژه برابرِ 2 میشوند. در نتیجه A−2I در هر راستایی مقدار ویژهٔ 2−2=0 دارد، یعنی ∣A−2I∣=0. رد گزینههای غلط: (−2)n، (−2)n−1 و 2n همگی نتیجهٔ این فرضِ نادرستاند که مقادیر ویژهٔ A میتوانند 0 باشند. تلهٔ تستی: شرطِ ∣A∣=0 دقیقاً برایِ حذفِ حالتِ λ=0 آمده؛ نادیدهگرفتنِ این قید رایجترین اشتباه در این نوع سؤال است.
6. ماتریس A3×3 را در نظر بگیرید که درایههای آن اعدادی حقیقی هستند و tr(A)=5 و ∣A∣=3 است. اگر یکی از مقادیر ویژه A برابر 1 باشد، آنگاه مجموع دو مقدار ویژه دیگر کدام است؟
4
1
3
2
پاسخنامهی تحلیلی
برایِ ماتریسِ 3×3، مجموعِ مقادیر ویژه برابرِ tr(A)=5 است؛ اگر یکی از مقادیر ویژه 1 باشد، مجموعِ دو مقدار ویژهٔ دیگر برابرِ 5−1=4 میشود — این رابطه مستقل از ∣A∣=3 برقرار است. رد گزینههای غلط: 1، 3 و 2 از خلطکردنِ tr(A) با ∣A∣ یا تقسیمِ نادرستِ 5 بینِ سه مقدار ناشی میشوند. تلهٔ تستی: دادهٔ ∣A∣=3 در این سؤال کاملاً اضافی و گمراهکننده است؛ برایِ «مجموعِ مقادیر ویژه» فقط tr(A) لازم است، نه det(A).
7. ماتریس A3×3 را در نظر بگیرید که rank(A)=1 و tr(A)=0 است. اگر B=A2−tr(A)A، آنگاه کدام گزینه در مورد B درست است؟
B یک ماتریس با رتبهٔ 2 است.
B معکوسپذیر خواهد بود.
B ماتریسِ صفر است.
B یک ماتریسِ اسکالرِ ناصفر است.
پاسخنامهی تحلیلی
چون rank(A)=1، A را میتوان بهصورتِ حاصلضربِ خارجیِ A=uvT نوشت که در آن vTu=tr(A)؛ در نتیجه A2=u(vTu)vT=tr(A)⋅A، یعنی A2=tr(A)A همیشه برایِ ماتریسِ رتبهیک برقرار است. پس B=A2−tr(A)A=tr(A)A−tr(A)A=O، یعنی «B ماتریس صفر است». رد گزینههای غلط: بقیهٔ گزینهها (اسکالرِ غیرصفر، رتبهٔ 2، وارونپذیر) همه با اینکه B دقیقاً صفر میشود ناسازگارند. تلهٔ تستی: اتحادِ A2=tr(A)A برایِ هر ماتریسِ رتبهیک (بدونِ توجه به ابعاد) برقرار است و پایهٔ حلِ سریعِ اینگونه سؤالات است.
8. فرض کنید A یک ماتریس 2×2 حقیقی و غیرصفر باشد. اگر A2=A و ∣A∣=0، آنگاه کدام گزینه درباره مقادیر ویژه A درست است؟
هر دو مقدار ویژه 1 هستند.
مقادیر ویژه ±1 هستند.
هر دو مقدار ویژه 0 هستند.
یکی مقدار ویژه 0 و دیگری 1.
پاسخنامهی تحلیلی
چون A2=A (همپوش) و ∣A∣=0 (وارونپذیر)، با ضربِ دو طرفِ A2=A در A−1 نتیجه میشود A=I؛ پس تنها مقدار ویژهٔ A برابرِ 1 است و «هر دو مقدار ویژه 1 هستند» درست است. رد گزینههای غلط: «هر دو صفر» و «یکی صفر یکی یک» با وارونپذیریِ A (که λ=0 را ممنوع میکند) ناسازگارند؛ «±1» با A2=A (نه A2=I) نمیخواند چون λ=−1 در λ2=λ صدق نمیکند. تلهٔ تستی: وارونپذیریِ یک ماتریسِ همپوش آن را مجبور میکند دقیقاً برابرِ I باشد؛ این نتیجهگیریِ سریع نیازِ به محاسبهٔ مستقیمِ مقادیر ویژه را از بین میبرد.
9. اگر A و B دو ماتریس 3×3 وارونپذیر باشند، کدام گزینه همواره درست است؟
(AB)−1=A−1B−1
(kA)−1=kA−1، هر k
(A+B)−1=A−1+B−1
(ATB)−1=B−1(A−1)T
پاسخنامهی تحلیلی
با اتحادِ (XY)−1=Y−1X−1 برایِ X=AT,Y=B: (ATB)−1=B−1(AT)−1؛ و چون (AT)−1=(A−1)T همواره برقرار است (برایِ هر ماتریسِ وارونپذیر، بدونِ نیاز به شرطِ اضافه)، نتیجه میشود (ATB)−1=B−1(A−1)T — دقیقاً همان گزینه. رد گزینههای غلط: «(A+B)−1=A−1+B−1» با A=B=I نقض میشود (21I=2I)؛ «(AB)−1=A−1B−1» ترتیبِ صحیح را برعکس میکند (باید B−1A−1 باشد)؛ «(kA)−1=kA−1» باید k1A−1 باشد. تلهٔ تستی: در وارونِ حاصلضرب (چه معمولی چه ترانهاده)، ترتیبِ عواملِ وارونشده همیشه معکوس میشود.
10. دستگاه معادلات خطی AX=B را در نظر بگیرید که A یک ماتریس n×n حقیقی و وارونپذیر است (لزوماً متقارن نیست). کدام گزینه در مورد جواب دستگاه درست است؟
جوابِ یکتا و X=(A−1)TB.
جوابِ یکتا و X=A−1B است.
دستگاه بینهایت جواب دارد.
دستگاه ناسازگار است و بیجواب.
پاسخنامهی تحلیلی
چون A وارونپذیر است، با ضربِ A−1 از سمتِ چپ در AX=B به X=A−1B میرسیم و این جواب یکتاست (اگر X1 و X2 هر دو جواب باشند، A(X1−X2)=O و با وارونپذیریِ A نتیجه X1=X2). وارسیِ مستقل با یک نمونهٔ عددی: A=[1011]، B=[10]؛ آنگاه A−1=[10−11] و A−1B=[10]، در حالیکه (A−1)T=[1−101] و (A−1)TB=[1−1] — دو نتیجهٔ متفاوت. رد گزینههای غلط: X=(A−1)TB نادرست است، چون (A−1)T=(AT)−1 است و این فقط وقتی با A−1 یکی میشود که A متقارن باشد (همان نمونهٔ بالا نقضش میکند)؛ «بینهایت جواب» و «ناسازگار» هر دو با وارونپذیریِ A در تناقضند، چون وارونپذیری دقیقاً یعنی det(A)=0 و جوابِ یکتا. تلهٔ تستی: ترانهاده و وارون با هم جابهجا میشوند ((AT)−1=(A−1)T)، اما هیچکدام برابرِ خودِ A−1 نیستند مگر در حالتِ متقارن؛ بیدقتی در همین نکته گزینهٔ «X=(A−1)TB» را فریبنده میکند.