ذخیرۀ دانشی
هر آنچه فرد از تجربه، مطالعه، آموزش و زندگی اجتماعی به دست میآورد، ذخیرۀ دانشی او را میسازد — راهنمای زندگی هر فرد، گروه، قوم و جامعه. این ذخیره دو بخش دارد: دانش عمومی، گستردهترین بخش ذخیرهٔ دانشی، که از طریق تعامل روزمره با دیگران به دست میآید و اغلب ناخودآگاه به کار میرود — درست مثل هوا برای تنفس: همیشه هست، اما وقتی مشکلی پیش میآید متوجهش میشویم. و دانش علمی، که با تأمل و اندیشه در دل دانش عمومی رشد میکند، عمیقتر و دقیقتر است، و میتواند آسیبهای دانش عمومی را شناسایی و اصلاح کند.
رابطهٔ این دو دوسویه است: دانش علمی از دانش عمومی تغذیه میکند و آن را نقد و اصلاح میکند؛ دانش عمومی هم زمینهساز رشد دانش علمی است و از آن بهره میبرد. گاهی میان این دو تعارض پیش میآید، که ریشهاش اغلب تعریفهای متفاوت از «دانش علمی» بر اساس هویت فرهنگی است.
دربارهٔ رابطهٔ این دو، سه دیدگاه وجود دارد: دیدگاه پوزیتیویستی که دانش علمی را فقط دانش تجربی میداند و برای دانش عمومی و علوم عقلانی-وحیانی ارزشی قائل نیست؛ دیدگاه نسبیگرا که معتقد است هیچ دانشی کاشف واقعیت نیست و مرز دانش علمی و عمومی از میان میرود؛ و دیدگاه سوم — که کتاب از آن دفاع میکند — که دانش علمی را به تجربی محدود نمیکند، برای دانش عمومی هم ارزش قائل است و رابطهٔ این دو را متقابل میداند. بر همین اساس، کتاب خواستار علوم اجتماعی بومی است: دانشی همسو با هویت فرهنگیِ ما، ناظر به حل مسائل جامعهٔ ما، در پیِ کشف واقعیت، و در عین حال به زبان جهانی سخنگو و سهیم در گسترش دانش بشری.