پرش به محتوای اصلی

ذخیرۀ دانشی

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

ذخیرۀ دانشی

هر آنچه فرد از تجربه، مطالعه، آموزش و زندگی اجتماعی به دست می‌آورد، ذخیرۀ دانشی او را می‌سازد — راهنمای زندگی هر فرد، گروه، قوم و جامعه. این ذخیره دو بخش دارد: دانش عمومی، گسترده‌ترین بخش ذخیرهٔ دانشی، که از طریق تعامل روزمره با دیگران به دست می‌آید و اغلب ناخودآگاه به کار می‌رود — درست مثل هوا برای تنفس: همیشه هست، اما وقتی مشکلی پیش می‌آید متوجهش می‌شویم. و دانش علمی، که با تأمل و اندیشه در دل دانش عمومی رشد می‌کند، عمیق‌تر و دقیق‌تر است، و می‌تواند آسیب‌های دانش عمومی را شناسایی و اصلاح کند.

رابطهٔ این دو دوسویه است: دانش علمی از دانش عمومی تغذیه می‌کند و آن را نقد و اصلاح می‌کند؛ دانش عمومی هم زمینه‌ساز رشد دانش علمی است و از آن بهره می‌برد. گاهی میان این دو تعارض پیش می‌آید، که ریشه‌اش اغلب تعریف‌های متفاوت از «دانش علمی» بر اساس هویت فرهنگی است.

دربارهٔ رابطهٔ این دو، سه دیدگاه وجود دارد: دیدگاه پوزیتیویستی که دانش علمی را فقط دانش تجربی می‌داند و برای دانش عمومی و علوم عقلانی-وحیانی ارزشی قائل نیست؛ دیدگاه نسبی‌گرا که معتقد است هیچ دانشی کاشف واقعیت نیست و مرز دانش علمی و عمومی از میان می‌رود؛ و دیدگاه سوم — که کتاب از آن دفاع می‌کند — که دانش علمی را به تجربی محدود نمی‌کند، برای دانش عمومی هم ارزش قائل است و رابطهٔ این دو را متقابل می‌داند. بر همین اساس، کتاب خواستار علوم اجتماعی بومی است: دانشی هم‌سو با هویت فرهنگیِ ما، ناظر به حل مسائل جامعهٔ ما، در پیِ کشف واقعیت، و در عین حال به زبان جهانی سخن‌گو و سهیم در گسترش دانش بشری.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام گزینه درباره «ذخیره دانشی» یک فرد یا جامعه به درستی بیان شده است؟

  • صرفاً از طریق آموزش‌های رسمی و آکادمیک به دست می‌آید.
  • تنها برای نخبگان و دانشمندان یک جامعه به عنوان راهنما عمل می‌کند.
  • مجموعه‌ای از آگاهی و دانش است که راهنمای زندگی هر فرد، گروه یا امت است.
  • مترادف با دانش علمی است و شامل تجربیات روزمره نمی‌شود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ صحیح («مجموعه‌ای از آگاهی و دانش است که راهنمای زندگی هر فرد، گروه یا امت است.») درست است؛ توضیح: ذخیرهٔ دانشی مجموعه‌ای از آگاهی و دانش است که فرد از تجربه، مطالعه، آموزش و زندگی اجتماعی به دست می‌آورد و راهنمای زندگی هر فرد، گروه، قوم، جامعه و امت است؛ گزینهٔ «مجموعه‌ای از آگاهی و دانش است که راهنمای زندگی هر فرد، گروه یا امت است» دقیقاً همین تعریف را بیان می‌کند. «صرفاً از طریق آموزش‌های رسمی و آکادمیک به دست می‌آید» نادرست است، چون بخش عمدهٔ ذخیرهٔ دانشی (دانش عمومی) از تجربهٔ زندگی روزمره به دست می‌آید نه فقط آموزش رسمی. «تنها برای نخبگان و دانشمندان یک جامعه به عنوان راهنما عمل می‌کند» نادرست است چون ذخیرهٔ دانشی راهنمای همهٔ افراد است، نه فقط نخبگان. «مترادف با دانش علمی است و شامل تجربیات روزمره نمی‌شود» نادرست است چون ذخیرهٔ دانشی هم دانش عمومی (برخاسته از تجربیات روزمره) و هم دانش علمی را در بر می‌گیرد. تلهٔ تستی: محدود کردن ذخیرهٔ دانشی به «آموزش رسمی» یا «نخبگان»، بخش گسترده‌تر و مهم‌تر آن یعنی دانش عمومیِ برخاسته از زندگی اجتماعی را نادیده می‌گیرد.

2. دلیل تشبیه «دانش عمومی» به «هوا برای انسان» در ادبیات جامعه‌شناختی چیست؟

  • زیرا ماهیتی متغیر دارد و همواره در حال جابه‌جایی میان طبقات اجتماعی است.
  • زیرا مانند هوا غیرقابل شناخت و ارزیابی است.
  • زیرا برای فراگیری آن نیاز به تنفس در فضای آکادمیک است.
  • زیرا همیشه حاضر و ناخودآگاه است، اما در زمان بروز مشکل اهمیت آن درک می‌شود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ صحیح («زیرا همیشه حاضر و ناخودآگاه است، اما در زمان بروز مشکل اهمیت آن درک می‌شود.») درست است؛ توضیح: دانش عمومی مانند هوا برای انسان است: همیشه حاضر و ناخودآگاه به کار می‌رود، اما وقتی مشکلی پیش می‌آید اهمیتش احساس می‌شود؛ گزینهٔ «زیرا همیشه حاضر و ناخودآگاه است، اما در زمان بروز مشکل اهمیت آن درک می‌شود» دقیقاً همین را بیان می‌کند. «زیرا برای فراگیری آن نیاز به تنفس در فضای آکادمیک است» نادرست است و اساساً بی‌معناست؛ دانش عمومی نیازی به فضای آکادمیک ندارد. «زیرا ماهیتی متغیر دارد و همواره در حال جابه‌جایی میان طبقات اجتماعی است» نادرست است، چون تشبیه به هوا ربطی به جابه‌جایی طبقاتی ندارد. «زیرا مانند هوا غیرقابل شناخت و ارزیابی است» نیز نادرست است، چون دانش عمومی قابل شناخت است، فقط معمولاً ناخودآگاه به کار می‌رود. تلهٔ تستی: تشبیه به هوا برای اشاره به دو ویژگیِ هم‌زمان است: «حضور همیشگی و ناخودآگاه» و «اهمیت‌یافتن هنگام بحران»؛ نباید آن را با ویژگی‌های نامرتبطی مثل تغییرپذیری طبقاتی اشتباه گرفت.

3. آلفرد شوتز، جامعه‌شناس پدیدارشناس، چه مفهومی را معادل «دانش عمومی» در نظر می‌گیرد و چه جایگاهی برای آن قائل است؟

  • دانش انتقادی - مانع اصلی تعاملات اجتماعی
  • دانش وحیانی - تنها راه شناخت واقعیت
  • دانش زمینه‌ای - پایۀ تمام تعاملات اجتماعی
  • دانش تجربی - پایۀ علوم پوزیتیویستی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

آلفرد شوتز، جامعه‌شناس پدیدارشناس، دانش عمومی را «دانش زمینه‌ای» (Background Knowledge) می‌نامد و آن را پایهٔ تمام تعاملات اجتماعی می‌داند؛ گزینهٔ «دانش زمینه‌ای - پایۀ تمام تعاملات اجتماعی» دقیقاً همین را بیان می‌کند. «دانش تجربی - پایۀ علوم پوزیتیویستی» نادرست است، چون این توصیف مربوط به دیدگاه پوزیتیویستی (دیدگاه اول) است، نه مفهوم شوتز. «دانش انتقادی - مانع اصلی تعاملات اجتماعی» نادرست است، چون شوتز دانش زمینه‌ای را مانع تعاملات نمی‌داند بلکه پایهٔ آن می‌شمارد. «دانش وحیانی - تنها راه شناخت واقعیت» نیز نادرست است و اساساً به بحث شوتز مربوط نیست. تلهٔ تستی: «دانش زمینه‌ای» شوتز معادل همان دانش عمومی کتاب است، نه دانش تجربی، انتقادی یا وحیانی که مفاهیم متفاوتی‌اند.

4. مهم‌ترین برتری «دانش علمی» نسبت به «دانش عمومی» در چیست؟

  • ناخودآگاه بودن و سهولتِ استفادهٔ آن در زندگیِ روزمره
  • استقلالِ کاملِ آن از هرگونه هویتِ فرهنگی و بومی
  • فراگیری و شمولیت بیشتر آن در بین توده‌های مردم
  • عمیق‌تر، دقیق‌تر بودن و قابلیت اعتباریابی آن

پاسخنامه‌ی تحلیلی

مهم‌ترین برتری دانش علمی نسبت به دانش عمومی این است که عمیق‌تر، دقیق‌تر و قابل اعتباریابی است؛ گزینهٔ «عمیق‌تر، دقیق‌تر بودن و قابلیت اعتباریابی آن» دقیقاً همین برتری را بیان می‌کند. «فراگیری و شمولیت بیشتر آن در بین توده‌های مردم» نادرست است، چون این ویژگیِ دانش عمومی است، نه برتریِ دانش علمی. «ناخودآگاه بودن و سهولتِ استفادهٔ آن در زندگیِ روزمره» نیز ویژگی دانش عمومی است، نه دانش علمی که با تأمل و آگاهانه شکل می‌گیرد. «استقلالِ کاملِ آن از هرگونه هویتِ فرهنگی و بومی» نادرست است؛ هویت فرهنگی در تعریف دانش علمی نقش دارد. تلهٔ تستی: نباید ویژگی‌های دانش عمومی (فراگیری، ناخودآگاه بودن) را به‌اشتباه برتریِ دانش علمی دانست؛ این‌ها دقیقاً ویژگی‌های دانشِ مقابل‌اند.

5. کدام مورد از مصادیق «دانش عمومی» به شمار نمی‌رود؟

  • آبیاری قطره‌چکان زیرسطحی
  • روش‌های سنتی خرید و فروش کالا
  • نحوه غذا خوردن در یک فرهنگ خاص
  • آداب احوالپرسی محلی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

آبیاری قطره‌چکان زیرسطحی نمونه‌ای از دانش علمی است (حاصل تأمل و پژوهش)، نه دانش عمومی؛ در مقابل، آبیاری کوزه‌ای نمونهٔ دانش عمومی است. پس گزینهٔ «آبیاری قطره‌چکان زیرسطحی» تنها موردی است که مصداق دانش عمومی نیست. «آداب احوالپرسی محلی»، «روش‌های سنتی خرید و فروش کالا» و «نحوه غذا خوردن در یک فرهنگ خاص» هر سه از مصداق‌های صریح و رایج دانش عمومی‌اند: رفتارهای عادت‌شده و ناخودآگاهی که در بستر زندگی اجتماعی آموخته می‌شوند. تلهٔ تستی: نباید «آبیاری» را به‌طور کلی و بدون توجه به نوعش (کوزه‌ای در برابر قطره‌چکانی) به یک دسته نسبت داد؛ کوزه‌ای مصداق دانش عمومی و قطره‌چکانی مصداق دانش علمی است.

6. کدام عبارت توصیف دقیقی از رابطۀ «دانش عمومی» و «دانش علمی» ارائه می‌دهد؟

  • رابطه‌ای یک‌طرفه است که تنها دانش علمی بر دانش عمومی تأثیر می‌گذارد.
  • رابطه‌ای متضاد دارند و رشد یکی به معنای نابودی قطعی دیگری است.
  • رابطه‌ای موازی دارند و هیچ‌گاه در جامعه با یکدیگر تلاقی پیدا نمی‌کنند.
  • رابطه‌ای دوسویه و متقابل دارند که در آن هر دو بر یکدیگر اثر می‌گذارند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ صحیح («رابطه‌ای دوسویه و متقابل دارند که در آن هر دو بر یکدیگر اثر می‌گذارند.») درست است؛ توضیح: رابطهٔ دانش عمومی و دانش علمی دوسویه و متقابل است: دانش علمی از دانش عمومی تغذیه می‌کند و آن را نقد و اصلاح می‌کند، و دانش عمومی نیز از دانش علمی بهره می‌برد؛ گزینهٔ «رابطه‌ای دوسویه و متقابل دارند که در آن هر دو بر یکدیگر اثر می‌گذارند» دقیقاً همین را بیان می‌کند. «رابطه‌ای یک‌طرفه است که تنها دانش علمی بر دانش عمومی تأثیر می‌گذارد» نادرست است، چون این رابطه یک‌طرفه نیست. «رابطه‌ای متضاد دارند و رشد یکی به معنای نابودی قطعی دیگری است» نادرست است، چون دانش علمی از دل دانش عمومی رشد می‌کند، نه اینکه آن را نابود کند. «رابطه‌ای موازی دارند و هیچ‌گاه در جامعه با یکدیگر تلاقی پیدا نمی‌کنند» نیز نادرست است. تلهٔ تستی: این رابطه «یک‌طرفه نیست، هر دو بر هم اثر می‌گذارند»؛ نباید آن را یک‌طرفه یا متضاد تصور کرد.

7. دانش علمی چگونه به ارتقای دانش عمومی کمک می‌کند؟

  • با شناسایی، نقد و اصلاح آسیب‌ها و اشکالات موجود در دانش عمومی
  • با تبدیل کردن تمام افراد جامعه به دانشمندان تجربی
  • با حذف کامل باورهای سنتی و جایگزینی آن‌ها با نظریات غربی
  • با پیچیده کردن مفاهیم روزمره برای توده‌های مردم

پاسخنامه‌ی تحلیلی

دانش علمی می‌تواند آسیب‌ها و اشکالات دانش عمومی را شناسایی و اصلاح کند؛ گزینهٔ «با شناسایی، نقد و اصلاح آسیب‌ها و اشکالات موجود در دانش عمومی» دقیقاً همین کارکرد را بیان می‌کند. «با حذف کامل باورهای سنتی و جایگزینی آن‌ها با نظریات غربی» نادرست و افراطی است؛ اصلاح به‌معنای حذفِ کامل و جایگزینیِ صرفاً غربی نیست. «با پیچیده کردن مفاهیم روزمره برای توده‌های مردم» نادرست است، چون هدف دانش علمی پیچیده‌کردنِ عامدانهٔ مفاهیم نیست. «با تبدیل کردن تمام افراد جامعه به دانشمندان تجربی» نیز نادرست و غیرواقعی است. تلهٔ تستی: کمکِ دانش علمی به دانش عمومی «نقد و اصلاحِ گزینشی» است، نه حذف کامل، پیچیده‌سازی، یا تبدیلِ همگانیِ افراد به متخصص.

8. در صورت بروز «تعارض» میان دانش عمومی و دانش علمی در یک جامعه، معمولاً چه راهکاری اتخاذ می‌شود؟

  • پذیرش بی‌چون و چرای دانش عمومی و طرد کامل نهادهای آکادمیک
  • ارتقای ناگهانی و بی‌دلیل دانش عمومی به سطح دانش وحیانی
  • تعطیلی کامل و همیشگی نهادهای علمی تا زمان رفع تعارض
  • رها کردن بخشی از ذخیره دانشی به نفع بخش دیگر یا طرح ایده‌های جدید

پاسخنامه‌ی تحلیلی

راهکارهای حل تعارض میان دانش عمومی و علمی عبارت‌اند از رها کردن بخشی از ذخیرهٔ دانشی به نفع بخش دیگر، یا طرح ایده‌های جدید؛ گزینهٔ «رها کردن بخشی از ذخیره دانشی به نفع بخش دیگر یا طرح ایده‌های جدید» دقیقاً همین را بیان می‌کند. «تعطیلی کامل و همیشگی نهادهای علمی تا زمان رفع تعارض» نادرست و افراطی است. «پذیرش بی‌چون و چرای دانش عمومی و طرد کامل نهادهای آکادمیک» نیز نادرست است، چون راهکار درست، رهاسازیِ گزینشی است نه پذیرشِ بی‌چون‌وچرا. «ارتقای ناگهانی و بی‌دلیل دانش عمومی به سطح دانش وحیانی» نیز نادرست و بی‌ربط است. تلهٔ تستی: راهکارهای واقعی «رهاسازیِ گزینشی» و «طرح ایدهٔ جدید»اند، نه حذفِ کاملِ یکی از دو طرف تعارض.

9. گذار از «آبیاری کوزه‌ای» به «آبیاری قطره‌چکان زیرسطحی» در یک جامعه کشاورزی، استعاره از کدام فرایند است؟

  • بازگشت از دانش علمی مدرن به دانش عمومی و سنتی
  • تخریب محیط زیست بر اثر استفادهٔ گسترده از تکنولوژی‌های وارداتی و ناسازگار با منطقه
  • رشد و ارتقای دانش عمومی به واسطه تأمل و خلق دانش علمی برای حل مسئله
  • غیراستاندارد و ناایمن شدنِ روش‌های نوینِ کشاورزی در مقیاسِ بزرگ و صنعتی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گذار از آبیاری کوزه‌ای (دانش عمومی) به آبیاری قطره‌چکان زیرسطحی (دانش علمی) استعاره‌ای از رشد و ارتقای دانش عمومی به واسطهٔ تأمل و خلق دانش علمی برای حل مسئله است؛ گزینهٔ «رشد و ارتقای دانش عمومی به واسطه تأمل و خلق دانش علمی برای حل مسئله» دقیقاً همین فرایند را بیان می‌کند. «غیراستاندارد و ناایمن شدنِ روش‌های نوینِ کشاورزی در مقیاسِ بزرگ و صنعتی» نادرست و بی‌ربط به مفهومِ رشد دانش است. «بازگشت از دانش علمی مدرن به دانش عمومی و سنتی» نادرست است و جهتِ گذار را برعکس نشان می‌دهد. «تخریب محیط زیست بر اثر استفادهٔ گسترده از تکنولوژی‌های وارداتی و ناسازگار با منطقه» نیز نادرست است؛ در این مثال، دانش علمی از دلِ دانش عمومیِ همان جامعه رشد کرده، نه وارداتی بوده. تلهٔ تستی: استعارهٔ آبیاری نشان‌دهندهٔ «رشدِ ارگانیکِ» دانش علمی از دلِ دانش عمومی است، نه بازگشت، وارداتی‌بودن، یا تخریب.

10. گزاره «زمینه‌ساز رشد دانش دیگر است» و «از دل دانش دیگر رشد می‌کند» به ترتیب مربوط به کدام نوع دانش است؟

  • علمی - عمومی
  • عمومی - علمی
  • علمی - علمی
  • عمومی - عمومی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

طبق جدول رابطهٔ متقابلِ دو دانش، «زمینه‌ساز رشد دانش دیگر است» ویژگیِ دانش عمومی است (چون دانش عمومی زمینه‌ساز رشد دانش علمی است) و «از دل دانش دیگر رشد می‌کند» ویژگیِ دانش علمی است (چون دانش علمی از دل دانش عمومی رشد می‌کند)؛ بنابراین گزینهٔ «عمومی - علمی» درست است. وارسیِ مستقل: مثالِ آبیاری همین ترتیب را تأیید می‌کند؛ آبیاری کوزه‌ای (دانش عمومی) زمینهٔ پیدایشِ آبیاری قطره‌چکان زیرسطحی (دانش علمی) شد، نه برعکس. «علمی - عمومی» نادرست است چون ترتیبِ دو نقش را برعکس کرده و دانش علمی را زمینه‌سازِ دانش عمومی گرفته است. «علمی - علمی» نادرست است چون هر دو عبارت را به یک نوع دانش نسبت می‌دهد، در حالی که این دو عبارت دقیقاً برای تفکیکِ دو دانش از هم آمده‌اند. «عمومی - عمومی» نیز به همین دلیل نادرست است. تلهٔ تستی: «زمینه‌ساز رشدِ دیگری بودن» ویژگیِ دانش عمومی است و «از دلِ دیگری رشد کردن» ویژگیِ دانش علمی است؛ نباید این دو نقش را جابه‌جا کرد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان