پرش به محتوای اصلی

نظم اجتماعی

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

نظم اجتماعی

در زندگی روزمره بیشتر بی‌نظمی را می‌بینیم تا نظم، چون به نظم عادت کرده‌ایم. مثلاً در یک ورزشگاه، ترافیک و ازدحام به چشم می‌آیند، اما بلیت اینترنتی، حضور پلیس و شروع سر ساعتِ بازی — که همه نشانهٔ نظم‌اند — نادیده می‌مانند. نظم اجتماعی یعنی قرار گرفتن هر پدیده در جایی که قواعد اجتماعی تعیین می‌کنند؛ محصول قواعدی است که انسان‌ها برای با هم زیستن پذیرفته‌اند.

برای شناخت این نظم‌های پنهان، جامعه‌شناسان از تکنیک آشنایی‌زدایی استفاده می‌کنند: نگاه کردن به امور آشنا از دید یک فرد غریبه. مثلاً گردشگری که برای نخستین بار صدای اذان می‌شنود، چیزی را می‌بیند که برای ساکنان محلی کاملاً عادی است.

قواعد اجتماعی رفتار دیگران را قابل پیش‌بینی می‌کنند، همکاری را ممکن می‌سازند و انتظارات ما از یکدیگر را روشن می‌کنند؛ نقض گاه‌به‌گاهِ یک قاعده، وجود آن قاعده را نفی نمی‌کند. این قواعد دو نوع‌اند: رسمی (قوانین مکتوب، ضمانت اجرای قانونی؛ مثل قانون راهنمایی) و غیررسمی (هنجارها و عرف، ضمانت اجرای اجتماعی؛ مثل رعایت نوبت).

ساختار در برابر نظام اجتماعی

ساختار اجتماعی یعنی چگونگی پیوند میان پدیده‌های اجتماعی مختلف — مثل خودرویی پارک‌شده: اجزا کنار هم‌اند اما در حرکت نیستند. نظام اجتماعی همان ساختار است اما پویا: اجزایش بر هم اثر می‌گذارند، تغییر می‌کنند و با محیط تعامل دارند، و مثل موجود زنده تلاش می‌کند نیازهایش را تأمین و خود را حفظ کند — با این تفاوت مهم که جامعه فقط شبیه موجود زنده است، نه خودِ یک موجود زنده.

جامعه‌شناسی تبیینی و نقد آن

اگوست کنت، بنیان‌گذار جامعه‌شناسی، معتقد بود پدیده‌های اجتماعی همانند پدیده‌های طبیعی‌اند و باید با روش تجربی مطالعه شوند — رویکردی که پوزیتیویسم نام دارد. در این نگاه، تبیین یعنی بیان چرایی یک پدیده یا علتِ پیدایش و زوال آن، و هدف نهایی، پیش‌بینی و کنترل جامعه است، درست مثل شناخت نظمِ یک ماشین.

کتاب این رویکرد را نقد می‌کند: برخلاف طبیعت که مستقل از انسان است و قوانینش ثابت و تغییرناپذیرند، جامعه محصول کنش‌های انسانی است و قوانینش را می‌توان تغییر داد؛ یکسان‌انگاری جامعه و طبیعت، انسان را به پیچ‌ومهرهٔ صرف تبدیل می‌کند و او را به‌جای مسلط‌کردن بر جامعه، مغلوب آن می‌سازد. در این دیدگاه، نظم اجتماعی بر قرارداد، ترس و اجبار استوار می‌شود و در جلب مشارکت داوطلبانه ناکام می‌ماند؛ افزون بر این، همهٔ جوامع را در یک مسیر خطی از ساده به پیچیده می‌بیند، در حالی که جوامع تاریخ‌ها و تنوع‌های گوناگون دارند. در برابر روش صرفاً تجربیِ رویکرد تبیینی، مطالعهٔ جامعه به روش‌های تفسیری و انتقادی هم نیاز دارد تا هدفِ شناخت، نه فقط پیش‌بینی، بلکه فهم و نقد و تغییر باشد.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در زندگیِ روزمره، دلیلِ اصلیِ اینکه ما بیشتر متوجهِ بی‌نظمی‌ها می‌شویم تا نظمِ اجتماعی چیست، و نظمِ اجتماعی خود نتیجهٔ مستقیمِ چه چیزی است؟

  • عادت به نظمِ موجود - قواعدِ اجتماعیِ پذیرفته‌شده
  • نقضِ قواعد توسطِ افرادِ ناآگاه - نبودِ نظمِ اجتماعی
  • تضادِ منافعِ طبقاتی - عدمِ وجودِ قواعد
  • پیچیدگیِ ساختارهای اجتماعی - نقضِ مداومِ قواعد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

ما به دلیلِ عادت‌کردن به نظم و قواعدِ اجتماعی، معمولاً آن‌ها را نادیده گرفته و بیشتر بی‌نظمی‌ها را درک می‌کنیم؛ و خودِ نظمِ اجتماعی نیز نتیجهٔ مستقیمِ همین قواعدِ اجتماعیِ پذیرفته‌شده است. بنابراین گزینهٔ «عادت به نظمِ موجود - قواعدِ اجتماعیِ پذیرفته‌شده» درست است. گزینهٔ «تضادِ منافعِ طبقاتی - عدمِ وجودِ قواعد» نادرست است، زیرا نه تضادِ طبقاتی دلیلِ ندیدنِ نظم است و نه نظمِ اجتماعی از «نبودِ قواعد» ناشی می‌شود؛ برعکس، نظم از وجودِ قواعد می‌آید. گزینهٔ «پیچیدگیِ ساختارهای اجتماعی - نقضِ مداومِ قواعد» نادرست است، زیرا پیچیدگیِ ساختاری دلیلِ اصلیِ مذکور در متن نیست، و نقضِ مداومِ قواعد هم منشأِ نظم نیست بلکه برعکسِ آن است. گزینهٔ «نقضِ قواعد توسطِ افرادِ ناآگاه - نبودِ نظمِ اجتماعی» نادرست است، زیرا این گزینه هر دو رابطه را وارونه بیان می‌کند. تلهٔ تستی: دانش‌آموز باید دقت کند دلیلِ ندیدنِ نظم «عادت» است، نه هیچ‌کدام از عواملِ منفیِ اجتماعی (تضاد طبقاتی، پیچیدگی، نقض قاعده) که ظاهراً به بی‌نظمی مرتبط به‌نظر می‌رسند اما در متنِ درس به‌عنوانِ علتِ اصلی ذکر نشده‌اند.

2. پیامدِ اصلیِ «قواعدِ اجتماعی» چیست، و این پیامد دقیقاً به چه چیزی می‌انجامد؟

  • ایجادِ یکنواختیِ مطلق - نفیِ تفاوت‌ها
  • تضمینِ قطعیِ عدمِ وقوعِ جرم - حذفِ ضمانتِ اجرا
  • قرار گرفتنِ هر پدیده در جایِ خود - شکل‌گیریِ نظم
  • حذفِ کاملِ ضمانتِ اجرا - آزادیِ مطلق

پاسخنامه‌ی تحلیلی

نظمِ اجتماعی محصولِ قواعدِ اجتماعی است که انسان‌ها پذیرفته‌اند و باعث می‌شود هر پدیده در جایِ خود قرار گیرد؛ همین «قرارگرفتنِ هر پدیده در جایِ خود» دقیقاً به شکل‌گیریِ نظمِ اجتماعی می‌انجامد. بنابراین گزینهٔ «قرار گرفتنِ هر پدیده در جایِ خود - شکل‌گیریِ نظم» درست است. گزینهٔ «تضمینِ قطعیِ عدمِ وقوعِ جرم - حذفِ ضمانتِ اجرا» نادرست است، زیرا قواعد هرگز تضمینِ قطعیِ عدمِ جرم نمی‌دهند (نقضِ قاعده ممکن است رخ دهد) و قطعاً ضمانتِ اجرا را حذف نمی‌کنند. گزینهٔ «ایجادِ یکنواختیِ مطلق - نفیِ تفاوت‌ها» نادرست است، زیرا قواعد به‌دنبالِ ایجادِ نظمِ قابلِ‌پیش‌بینی‌اند، نه یکنواختیِ مطلق و نفیِ همهٔ تفاوت‌های فردی. گزینهٔ «حذفِ کاملِ ضمانتِ اجرا - آزادیِ مطلق» نادرست است، زیرا قواعد بدونِ ضمانتِ اجرا (رسمی یا غیررسمی) اساساً نمی‌توانند مؤثر باشند. تلهٔ تستی: دانش‌آموز نباید «نظمِ اجتماعی» را با «کنترلِ کاملِ رفتار» یا «حذفِ هرگونه خطا» اشتباه بگیرد؛ قواعد صرفاً چارچوبی برایِ قرارگرفتنِ پدیده‌ها در جایِ خود فراهم می‌کنند، نه تضمینی مطلق برایِ رفتارِ بی‌نقص.

3. هدف اصلی جامعه‌شناسان از به‌کارگیری تکنیک «آشنایی‌زدایی» چیست؟

  • نگاه به امورِ آشنا از دیدِ غریبه برایِ کشفِ نظم
  • تغییر هنجارهایِ سنتیِ جامعه به‌طورِ کامل
  • تثبیتِ قواعدِ رسمی به‌جایِ قواعدِ غیررسمی
  • ایجادِ بی‌نظمی برایِ شناختِ واکنش‌ها

پاسخنامه‌ی تحلیلی

آشنایی‌زدایی یعنی نگاه‌کردن به امورِ روزمره از دیدِ یک فردِ غریبه تا نظم‌هایِ پنهانی که به آن‌ها عادت کرده‌ایم آشکار شوند؛ بنابراین گزینهٔ «نگاه به امورِ آشنا از دیدِ غریبه برایِ کشفِ نظم» درست است. گزینهٔ «تغییر هنجارهایِ سنتیِ جامعه به‌طورِ کامل» نادرست است، زیرا هدفِ آشنایی‌زدایی «کشفِ» نظم‌هایِ پنهان است، نه تغییرِ هنجارها. گزینهٔ «تثبیتِ قواعدِ رسمی به‌جایِ قواعدِ غیررسمی» نادرست است، زیرا آشنایی‌زدایی هیچ ارتباطی به جایگزینیِ یک نوع قاعده با نوعِ دیگر ندارد. گزینهٔ «ایجادِ بی‌نظمی برایِ شناختِ واکنش‌ها» نادرست است، زیرا آشنایی‌زدایی صرفاً یک شیوهٔ نگاهِ ذهنی است، نه ایجادِ بی‌نظمیِ واقعی در جامعه. تلهٔ تستی: دانش‌آموز نباید آشنایی‌زدایی را با «تغییرِ واقعیِ جامعه» اشتباه بگیرد؛ این تکنیک صرفاً یک ابزارِ شناختی-تحلیلی برایِ محقق است، نه مداخله‌ای عملی در جامعه.

4. مفهوم «آشنایی‌زدایی» پیش از جامعه‌شناسی، نخستین‌بار در کدام حوزه و توسط چه اندیشمندی برجسته شد؟

  • اقتصاد سیاسی - کارل مارکس
  • ادبیات - ویکتور شکلوفسکی
  • روان‌شناسی - آلفرد شوتز
  • فلسفه - اگوست کنت

پاسخنامه‌ی تحلیلی

این مفهوم ابتدا در ادبیات توسطِ فرمالیست‌هایِ روسی، به‌ویژه ویکتور شکلوفسکی، مطرح گردید؛ بنابراین گزینهٔ «ادبیات - ویکتور شکلوفسکی» درست است. گزینهٔ «روان‌شناسی - آلفرد شوتز» نادرست است، زیرا شوتز جامعه‌شناسِ پدیدارشناختی بود که این مفهوم را بعداً در جامعه‌شناسی به‌کار برد، نه بنیان‌گذارِ آن در روان‌شناسی. گزینهٔ «فلسفه - اگوست کنت» نادرست است، زیرا کنت بنیان‌گذارِ جامعه‌شناسیِ پوزیتیویستی بود و ارتباطی به آشنایی‌زدایی نداشت. گزینهٔ «اقتصاد سیاسی - کارل مارکس» نادرست است، زیرا مارکس در حوزهٔ اقتصادِ سیاسی و نظریهٔ طبقاتی فعالیت می‌کرد، نه در طرحِ مفهومِ آشنایی‌زدایی. تلهٔ تستی: دانش‌آموز ممکن است چون شوتز نامِ آشناتری در بحثِ «غریبه» است، او را به‌اشتباه مبدعِ اصلیِ آشنایی‌زدایی بداند؛ در حالی‌که خاستگاهِ نخستینِ این مفهوم ادبیات و شکلوفسکی است، و شوتز تنها آن را به جامعه‌شناسی وارد کرد.

5. در دیدگاه پدیدارشناختی «آلفرد شوتز»، چرا فرد «غریبه» نظم‌های پنهان جامعه را بهتر درک می‌کند؟

  • زیرا هنوز به قواعد و نظم‌های آن جامعه عادت نکرده است
  • زیرا از بیرون جامعه آمده و تحت تأثیر پیش‌داوری‌ها نیست
  • زیرا به ساختارِ قدرت و نهادهایِ سیاسی وابسته نیست
  • زیرا دانش تئوریک بالاتری نسبت به ساکنان محلی دارد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

غریبه به دلیلِ اینکه هنوز به نظم و قواعدِ آن جامعه عادت نکرده، امورِ بدیهی و پنهان برایِ افرادِ بومی را به‌خوبی مشاهده می‌کند؛ بنابراین گزینهٔ «زیرا هنوز به قواعد و نظم‌های آن جامعه عادت نکرده است» درست است. گزینهٔ «زیرا از بیرون جامعه آمده و تحت تأثیر پیش‌داوری‌ها نیست» نادرست است، زیرا غریبه می‌تواند پیش‌داوری‌هایِ خودش را هم داشته باشد؛ عاملِ کلیدی، نبودِ عادت است، نه فقدانِ پیش‌داوری. گزینهٔ «زیرا به ساختارِ قدرت و نهادهایِ سیاسی وابسته نیست» نادرست است، زیرا این ادعا هیچ ارتباطی با استدلالِ شوتز دربارهٔ غریبه ندارد. گزینهٔ «زیرا دانش تئوریک بالاتری نسبت به ساکنان محلی دارد» نادرست است، زیرا برتریِ غریبه در «نداشتنِ عادت» است، نه در سطحِ دانشِ نظری‌اش. تلهٔ تستی: دانش‌آموز ممکن است تصور کند غریبه به دلیلِ «دانشِ علمیِ بیشتر» یا «بی‌طرفیِ کامل» نظم‌هایِ پنهان را می‌بیند؛ اما دلیلِ دقیقِ شوتز صرفاً «عادت‌نکردن» است، نه برتریِ معرفتی یا سیاسی.

6. مثال تعجب یک گردشگر غربی از شنیدن صدای اذان در یک کشور مسلمان، کاربرد کدام مفهوم جامعه‌شناختی را نشان می‌دهد؟

  • تبیین پوزیتیویستی
  • یکپارچگی نظام اجتماعی
  • جامعه‌پذیری مجدد
  • آشنایی‌زدایی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

این مثال دقیقاً نشان‌دهندهٔ تکنیکِ آشنایی‌زدایی و نگاهِ غریبه به امورِ بدیهی و روزمره است؛ بنابراین گزینهٔ «آشنایی‌زدایی» درست است. گزینهٔ «جامعه‌پذیری مجدد» نادرست است، زیرا این مفهوم به بازآموزیِ هنجارهایِ جدید توسطِ فردی که هنجارهای قبلی را از دست داده مربوط است، نه به تعجبِ یک ناظرِ بیرونی. گزینهٔ «تبیین پوزیتیویستی» نادرست است، زیرا تبیین به دنبالِ رابطهٔ علّی است، نه توصیفِ تعجبِ یک گردشگر. گزینهٔ «یکپارچگی نظام اجتماعی» نادرست است، زیرا این مفهوم به هماهنگیِ اجزایِ نظام مربوط است، نه به شگفتیِ ناشی از عادت‌نداشتن. تلهٔ تستی: دانش‌آموز نباید صرفِ «غریبه‌بودنِ گردشگر» را با مفاهیمِ دیگرِ مرتبط با غریبگی (مثلِ جامعه‌پذیریِ مجدد) اشتباه بگیرد؛ نکتهٔ کلیدی این است که این مثال دقیقاً دربارهٔ دیدنِ چیزی «عادی» با نگاهِ تازه است، که همان آشنایی‌زدایی است.

7. کدام‌یک از موارد زیر، جزو کارکردهای اساسی قواعد اجتماعی محسوب نمی‌شود؟

  • قابل پیش‌بینی کردن رفتار دیگران
  • تأمین نیازهای بیولوژیک انسان به‌صورت غریزی
  • مشخص کردن انتظارات متقابل افراد
  • امکان‌پذیر ساختن همکاری میان انسان‌ها

پاسخنامه‌ی تحلیلی

قواعدِ اجتماعی رفتارها را پیش‌بینی‌پذیر کرده، انتظارات را مشخص و همکاری را ممکن می‌سازند؛ اما تأمینِ نیازهایِ بیولوژیک به‌صورتِ غریزی، کارکردِ مستقیمِ آن‌ها نیست. بنابراین گزینهٔ «تأمین نیازهای بیولوژیک انسان به‌صورت غریزی» درست است (چون سؤال به‌دنبالِ موردی است که «جزوِ کارکردها نیست»). گزینهٔ «قابل پیش‌بینی کردن رفتار دیگران» ردِ پاسخ نیست، زیرا این خود یکی از کارکردهایِ اصلیِ قواعد است، پس نمی‌تواند پاسخِ این سؤال (که به‌دنبالِ کارکردِ نادرست است) باشد. گزینهٔ «مشخص کردن انتظارات متقابل افراد» نیز یکی از کارکردهایِ ذکرشدهٔ قواعد است، پس پاسخِ این سؤال نیست. گزینهٔ «امکان‌پذیر ساختن همکاری میان انسان‌ها» هم دقیقاً یکی از کارکردهایِ صریحِ قواعدِ اجتماعی است، پس پاسخِ این سؤال نیست. تلهٔ تستی: این سؤال به‌دنبالِ گزینهٔ «نادرست» است، نه «درست»؛ دانش‌آموزِ بی‌دقت ممکن است بدونِ توجه به قیدِ «محسوب نمی‌شود» در صورتِ سؤال، یکی از کارکردهایِ واقعیِ قواعد را انتخاب کند. تنها گزینه‌ای که کارکردِ واقعیِ قواعدِ اجتماعی نیست، تأمینِ غریزیِ نیازهایِ بیولوژیک است.

8. تفاوت کلیدی «قواعد رسمی» و «قواعد غیررسمی» در چیست؟

  • قواعد رسمی مکتوب و دارای ضمانت اجرای قانونی‌اند اما غیررسمی‌ها متکی بر عرف و ضمانت اجتماعی‌اند
  • قواعد رسمی تغییرپذیرند اما قواعد غیررسمی کاملاً ثابت و غیرقابل تغییرند
  • قواعد رسمی ریشه در عرف دارند اما قواعد غیررسمی توسط دولت‌ها وضع می‌شوند
  • قواعد رسمی ضمانت اجرای اجتماعی دارند اما قواعد غیررسمی فاقد ضمانت هستند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

قوانینِ رسمی مکتوب و دارایِ پشتوانهٔ قانونی (مثلِ قانونِ راهنمایی) هستند، اما غیررسمی‌ها آداب و سننی با ضمانتِ اجرایِ اجتماعی‌اند؛ بنابراین گزینهٔ «قواعد رسمی مکتوب و دارای ضمانت اجرای قانونی‌اند اما غیررسمی‌ها متکی بر عرف و ضمانت اجتماعی‌اند» درست است. گزینهٔ «قواعد رسمی ریشه در عرف دارند اما قواعد غیررسمی توسط دولت‌ها وضع می‌شوند» نادرست است، زیرا این توصیف کاملاً معکوس است. گزینهٔ «قواعد رسمی ضمانت اجرای اجتماعی دارند اما قواعد غیررسمی فاقد ضمانت هستند» نادرست است، زیرا رسمی‌ها ضمانتِ قانونی دارند نه اجتماعی، و غیررسمی‌ها هم ضمانتِ اجتماعی دارند، نه فاقدِ ضمانت‌اند. گزینهٔ «قواعد رسمی تغییرپذیرند اما قواعد غیررسمی کاملاً ثابت و غیرقابل تغییرند» نادرست است، زیرا هر دو نوع قاعده می‌توانند در طولِ زمان تغییر کنند؛ ثابت‌بودنِ مطلقِ غیررسمی‌ها ادعایی نادرست است. تلهٔ تستی: دانش‌آموز ممکن است نوعِ ضمانتِ اجرا را جابه‌جا کند (اجتماعی را به رسمی و قانونی را به غیررسمی نسبت دهد)؛ باید به‌خاطر بسپارد: رسمی = مکتوب + قانونی، غیررسمی = عرف + اجتماعی.

9. چگونگیِ رابطه و پیوند میانِ پدیده‌های اجتماعیِ مختلف چه نام دارد، و این مفهوم معمولاً به کدام پدیدهٔ ایستا تشبیه می‌شود؟

  • آشنایی‌زدایی - تشبیه به خودروی پارک‌شده
  • تبیین علّی - تشبیه به خودروی در حرکت
  • نظم اجتماعی - تشبیه به خودروی در حرکت
  • ساختار اجتماعی - تشبیه به خودروی پارک‌شده

پاسخنامه‌ی تحلیلی

ساختار اجتماعی دقیقاً به چگونگیِ رابطه، هماهنگی و پیوند میانِ پدیده‌ها و قواعدِ مختلفِ اجتماعی اشاره دارد، و این مفهوم مثلِ «خودرویی که پارک شده» است — اجزا در کنارِ هم قرار دارند اما در حرکت نیستند. بنابراین گزینهٔ «ساختار اجتماعی - تشبیه به خودروی پارک‌شده» درست است. گزینهٔ «تبیین علّی - تشبیه به خودروی در حرکت» نادرست است، زیرا تبیینِ علّی روشی برایِ کشفِ رابطهٔ علت و معلول است، نه مفهومِ پیوندِ پدیده‌ها، و اصلاً به خودرو تشبیه نمی‌شود. گزینهٔ «نظم اجتماعی - تشبیه به خودروی در حرکت» نادرست است، زیرا نظم اجتماعی محصولِ قواعد است نه پیوندِ میانِ پدیده‌ها، و تشبیهِ خودروی در حرکت مربوط به نظامِ اجتماعی است نه نظم. گزینهٔ «آشنایی‌زدایی - تشبیه به خودروی پارک‌شده» نادرست است، زیرا آشنایی‌زدایی یک تکنیکِ شناختی است، نه مفهومِ پیوندِ پدیده‌ها. تلهٔ تستی: دانش‌آموز نباید «خودروی پارک‌شده» (ساختار) را با «خودروی در حرکت» (نظام) اشتباه بگیرد؛ تمایزِ کلیدی دقیقاً در وجهِ ایستا (پارک‌شده) در برابرِ وجهِ پویا (در حرکت) نهفته است.

10. تشبیهِ ساختار اجتماعی به «خودرویی که پارک شده است»، بر کدام ویژگیِ آن تأکید دارد، و نظامِ اجتماعی در مقابل، به چه تشبیه می‌شود؟

  • ساختار: ایستا - نظام: پویا (خودروی در حرکت)
  • ساختار: ارگانیک - نظام: مکانیکیِ صرف
  • ساختار: زوال‌پذیر - نظام: جاودان و ثابت
  • ساختار: پویا - نظام: ایستا (خودروی پارک‌شده)

پاسخنامه‌ی تحلیلی

این تشبیه نشان می‌دهد که ساختار اجتماعی وجهِ ایستا را بررسی می‌کند؛ جایی که اجزا کنارِ هم هستند اما کنشِ متقابلِ در حالِ حرکت دیده نمی‌شود، در حالی‌که نظامِ اجتماعی به «خودرویِ در حرکت» تشبیه می‌شود که در آن اجزا با هم در تعامل‌اند. بنابراین گزینهٔ «ساختار: ایستا - نظام: پویا (خودروی در حرکت)» درست است. گزینهٔ «ساختار: پویا - نظام: ایستا (خودروی پارک‌شده)» نادرست است، زیرا این نسبت‌دهی کاملاً معکوس است. گزینهٔ «ساختار: ارگانیک - نظام: مکانیکیِ صرف» نادرست است، زیرا هیچ‌کدام از این دو مفهوم در درس با صفت‌هایِ «ارگانیک» یا «مکانیکیِ صرف» توصیف نشده‌اند؛ استعارهٔ ارگانیسم مربوط به بحثِ دیگری (تشبیهِ جامعه به موجودِ زنده) است. گزینهٔ «ساختار: زوال‌پذیر - نظام: جاودان و ثابت» نادرست است، زیرا نه ساختار به‌طورِ خاص «زوال‌پذیر» توصیف شده و نه نظام «جاودان و ثابت» است؛ برعکس، نظام دقیقاً به دلیلِ پویاییِ خود ممکن است تغییر و حتی زوال یابد. تلهٔ تستی: دانش‌آموز نباید صفت‌هایِ نامرتبط (ارگانیک/مکانیکی، زوال‌پذیر/جاودان) را که در بحث‌هایِ دیگرِ همین فصل (تشبیهِ جامعه به موجودِ زنده) به‌کار رفته‌اند، با تمایزِ اصلیِ ایستا/پویایِ ساختار و نظام قاطی کند.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان