پرش به محتوای اصلی

دنیای زنده (علوم تجربی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

دنیای زنده

زیست‌شناسی چیست؟

زیست‌شناسی شاخه‌ای از علوم تجربی است و به بررسی علمی جانداران و فرایندهای زیستی می‌پردازد؛ پایه‌اش مشاهده و جست‌وجوی علت پدیده‌هاست. علوم تجربی فقط به پدیده‌های قابل مشاهده و آزمایش می‌پردازند؛ زیبایی، هنر و ارزش‌های اخلاقی در حوزۀ آن نیستند. جانداران سامانهاند: اجزایشان با هم در ارتباط‌اند و کل از مجموع اجزا بیشتر است، پس شناخت آن‌ها نیازمند بررسی هم اجزا و هم ارتباط بین اجزاست. زیست‌شناسان امروزی از آمار، شیمی، مهندسی و هوش مصنوعی هم بهره می‌گیرند.

فناوری‌های نوین مثل فناوری اطلاعات، مهندسی ژنتیک (انتقال ژن برای ایجاد صفات خاص) و زیست‌شناسی مصنوعی، مسائل اخلاقی تازه‌ای مثل محرمانگی اطلاعات ژنتیکی و حقوق جانوران را پیش کشیده‌اند. زیست‌شناسی در خدمت انسان است: در تأمین غذای سالم، حفاظت از بوم‌سازگان‌ها (مثال کنکوری: خشک شدن دریاچۀ ارومیه بر اثر خشکسالی و کشاورزی بی‌رویه)، تأمین انرژی‌های تجدیدپذیر (سوخت زیستی از جانداران امروزی، برخلاف سوخت فسیلی) و سلامت و درمان (پزشکی شخصی، شبکیۀ مصنوعی).

دانشمند مسلمان ابن‌هیثم (قرن چهارم هجری) بر تجربه، آزمایش، مشاهده، استدلال عقلی و پرهیز از داوری شتاب‌زده تأکید داشت — همان اصولی که امروز پایۀ روش علمی‌اند.

گسترۀ حیات

جانداران هفت ویژگی مشترک دارند: نظم و ترتیب، هم‌ایستایی (هومئوستازی، یعنی حفظ محیط درونی در محدودۀ ثابت)، رشد و نمو، جذب و مصرف انرژی، پاسخ به محیط، تولیدمثل و سازش با محیط. رشد افزایش کمّی اندازه یا تعداد یاخته است و نمو گذر کیفی از مرحله‌ای به مرحلۀ دیگر — این دو مفهوم با هم فرق دارند.

حیات ده سطح سازمان‌یابی دارد: یاخته ← بافت ← اندام ← دستگاه ← فرد ← جمعیت ← اجتماع ← بوم‌سازگان ← زیست‌بوم ← کره‌زیست. گونه گروهی از جانداران مشابه است که می‌توانند با هم تولیدمثل کنند و نتاج بارور بدهند؛ جمعیت افراد یک گونه در زمان و مکان خاص است؛ بوم‌سازگان از عوامل زنده و غیرزنده و تأثیر متقابلشان تشکیل می‌شود.

یاخته و بافت در بدن انسان

مولکول‌های زیستی چهار دسته‌اند: کربوهیدرات‌ها (C، H، O) که از مونوساکارید (گلوکز) تا پلی‌ساکارید (نشاسته در گیاهان، گلیکوژن در جانوران و قارچ‌ها، سلولز در گیاهان) متغیرند؛ لیپیدها (C، H، O با نسبت متفاوت) شامل تری‌گلیسرید برای ذخیرۀ انرژی (هر گرمش دو برابر کربوهیدرات انرژی دارد) و فسفولیپید که سازندۀ اصلی غشای یاخته است؛ پروتئین‌ها (دارای نیتروژن) از اسیدهای آمینه ساخته می‌شوند و در انقباض ماهیچه، انتقال مواد و کار آنزیمی نقش دارند؛ و اسیدهای نوکلئیک (دارای نیتروژن و فسفر) که DNA اطلاعات وراثتی را در آن‌ها نگه می‌دارد.

یاختۀ جانوری از هسته (حاوی DNA، کنترل فعالیت‌ها)، سیتوپلاسم با اندامک‌هایی مثل ریبوزوم، شبکه‌های آندوپلاسمی، دستگاه گلژی، میتوکندری و لیزوزوم، و غشای نیمه‌تراوا تشکیل شده است. مواد از چهار راه بدون انرژی (انتشار ساده، انتشار تسهیل‌شده، اسمز) یا با مصرف ATP (انتقال فعال، آندوسیتوز، اگزوسیتوز) وارد و خارج یاخته می‌شوند؛ در اسمز، آب از فشار اسمزی کمتر به بیشتر حرکت می‌کند.

بدن انسان چهار نوع بافت دارد: پوششی (پوشش سطوح و مجاری، با یاخته‌های فرشی‌سنگی، مکعبی، استوانه‌ای یا چندلایه بسته به محل)، پیوندی (یاخته و مادۀ زمینه‌ای و رشته‌های کلاژن، مثل بافت سست، متراکم و چربی)، ماهیچه‌ای (مخطط ارادی، صاف و قلبی غیرارادی) و عصبی (نورون‌ها با جسم یاخته‌ای، دندریت و آکسون که یاخته‌های ماهیچه را برای انقباض تحریک می‌کنند).

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در تمایز رشد و نمو، کدام مثال درست‌تر است؟

  • تشکیل گل در گیاه نمونه‌ای از رشد است نه نمو
  • افزایش تعداد یاخته‌ها بدون تغییر مرحله زندگی، نمونه‌ای از رشد است
  • کاهش وزن بدن در اثر بیماری، نمونه‌ای از نمو
  • افزایش طول ساقه بدون تغییر در شکل برگ‌ها، نمونه‌ای از نمو است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

رشد به افزایش کمّی مانند افزایش اندازه یا تعداد یاخته‌ها گفته می‌شود، در حالی که نمو به عبور از یک مرحله به مرحلهٔ دیگر و تغییر کیفی اشاره دارد؛ افزایش تعداد یاخته‌ها بدون تغییر مرحلهٔ زندگی، دقیقاً نمونه‌ای از رشد است. بنابراین گزینهٔ «افزایش تعداد یاخته‌ها بدون تغییر مرحله زندگی، نمونه‌ای از رشد است» درست است. گزینهٔ «افزایش طول ساقه بدون تغییر در شکل برگ‌ها، نمونه‌ای از نمو است» رد می‌شود، چون افزایش طول بدون تغییر کیفی یا مرحله‌ای، رشد است نه نمو. گزینهٔ «تشکیل گل در گیاه نمونه‌ای از رشد است نه نمو» رد می‌شود، چون تشکیل گل عبور از یک مرحله به مرحلهٔ دیگر (تغییر کیفی) است و دقیقاً نمونه‌ای از نمو محسوب می‌شود، نه رشد. گزینهٔ «کاهش وزن بدن در اثر بیماری، نمونه‌ای از نمو» رد می‌شود، چون کاهش وزن نه افزایش کمّی است و نه عبور از یک مرحلهٔ زندگی به مرحلهٔ دیگر، بلکه پیامدی از یک اختلال است و در تعریف رشد یا نمو نمی‌گنجد. تلهٔ تستی: دانش‌آموز ممکن است رشد و نمو را صرفاً بر اساس اندازهٔ تغییر (زیاد یا کم) از هم تشخیص دهد، در حالی که معیار اصلی، کمّی‌بودن (رشد) در برابر تغییر مرحله‌ای و کیفی‌بودن (نمو) است.

2. کدام سطح سازمان‌یابی حیات، علاوه بر اجتماع، عوامل غیرزنده محیط را نیز در بر می‌گیرد؟

  • جمعیت
  • زیست‌بوم
  • کره‌زیست
  • بوم‌سازگان

پاسخنامه‌ی تحلیلی

بوم‌سازگان شامل اجتماع (جمعیت‌های گوناگون) به همراه عوامل غیرزندهٔ محیط مانند آب، خاک، هوا و نور و تأثیرات متقابل آن‌هاست؛ این ترکیب اجتماع و عوامل غیرزنده، ویژگی مشخص‌کنندهٔ سطح بوم‌سازگان است. بنابراین گزینهٔ «بوم‌سازگان» درست است. گزینهٔ «جمعیت» رد می‌شود، چون جمعیت فقط شامل افراد یک گونه است و نه اجتماع و نه عوامل غیرزنده را دربرنمی‌گیرد. گزینهٔ «زیست‌بوم» رد می‌شود، چون زیست‌بوم سطحی گسترده‌تر و شامل چند بوم‌سازگانِ مشابه از نظر اقلیم در نقاط گوناگون زمین است، نه صرفاً یک اجتماع به همراه عوامل غیرزندهٔ محلی. گزینهٔ «کره‌زیست» رد می‌شود، چون کره‌زیست به مجموعهٔ کل مناطقی از زمین که حیات در آن‌ها یافت می‌شود اشاره دارد و سطحی حتی گسترده‌تر از زیست‌بوم است. تلهٔ تستی: دانش‌آموز ممکن است سطح‌های بالاتر سازمان‌یابی (بوم‌سازگان، زیست‌بوم، کره‌زیست) را با هم اشتباه بگیرد، در حالی که تفاوت اصلی آن‌ها در گستردگی و تعداد بوم‌سازگان‌های دربرگرفته‌شده است.

3. عبور مواد قطبی یا بزرگ از غشا، در جهت شیب غلظت و بدون مصرف ATP، با کمک پروتئین‌های غشایی، به چه نامی شناخته می‌شود؟

  • انتشار تسهیل‌شده
  • انتقال فعال، با مصرف مستقیم ATP
  • اسمز، ویژهٔ عبور مولکول‌های آب
  • انتشار ساده، بدون نیاز به پروتئین غشایی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در انتشار تسهیل‌شده، مواد قطبی یا نسبتاً بزرگ که به‌سادگی از لایهٔ لیپیدی عبور نمی‌کنند، با کمک پروتئین‌های ناقل یا کانالی غشایی، در جهت شیب غلظت و بدون مصرف ATP منتقل می‌شوند. بنابراین گزینهٔ «انتشار تسهیل‌شده» درست است. گزینهٔ «انتشار ساده، بدون نیاز به پروتئین غشایی» رد می‌شود، چون انتشار ساده بدون کمک هیچ پروتئینی انجام می‌شود، در حالی که این فرایند به‌کمک پروتئین‌های غشایی صورت می‌گیرد. گزینهٔ «انتقال فعال، با مصرف مستقیم ATP» رد می‌شود، چون انتقال فعال برخلاف شیب غلظت و با مصرف ATP انجام می‌شود، در حالی که این فرایند در جهت شیب غلظت و بدون ATP است. گزینهٔ «اسمز، ویژهٔ عبور مولکول‌های آب» رد می‌شود، چون اسمز مخصوص حرکت مولکول‌های آب از غشای نیمه‌تراواست، نه مواد قطبی یا بزرگ دیگر. تلهٔ تستی: دانش‌آموز ممکن است انتشار تسهیل‌شده را با انتشار ساده اشتباه بگیرد، چون هر دو در جهت شیب غلظت و بدون ATP انجام می‌شوند؛ تفاوت اصلی، نیاز انتشار تسهیل‌شده به پروتئین‌های ناقل یا کانالی است.

4. در سطح زیست‌بوم، کدام ویژگی اصلی مورد توجه است؟

  • چند بوم‌سازگان با اقلیم و پراکندگی مشابه جانداران
  • کل بوم‌سازگان‌های موجود در سراسر کرهٔ زمین بدون در نظر گرفتن اقلیم
  • صرفاً یاخته‌ها و بافت‌های تشکیل‌دهندهٔ بدن جانداران
  • فقط افراد یک گونهٔ خاص که در یک جنگل مشخص زندگی می‌کنند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

زیست‌بوم به چند بوم‌سازگان گفته می‌شود که از نظر اقلیم، شرایط آب‌وهوایی و پراکندگی جانداران با هم مشابه‌اند، مانند مجموع جنگل‌های بارانی استوایی در نقاط مختلف زمین؛ بنابراین «چند بوم‌سازگان با اقلیم و پراکندگی مشابه جانداران» پاسخ درست است. گزینهٔ «فقط افراد یک گونهٔ خاص که در یک جنگل مشخص زندگی می‌کنند» نادرست است، زیرا این توصیف به جمعیت مربوط می‌شود، نه زیست‌بوم که سطحی به‌مراتب بزرگ‌تر و شامل چند بوم‌سازگان است. گزینهٔ «کل بوم‌سازگان‌های موجود در سراسر کرهٔ زمین بدون در نظر گرفتن اقلیم» نادرست است، زیرا این توصیف به کره‌زیست نزدیک‌تر است؛ زیست‌بوم فقط شامل بوم‌سازگان‌های مشابه از نظر اقلیمی است، نه همهٔ بوم‌سازگان‌های زمین. گزینهٔ «صرفاً یاخته‌ها و بافت‌های تشکیل‌دهندهٔ بدن جانداران» نادرست است، زیرا یاخته و بافت سطوح بسیار کوچک‌تری از سازمان‌یابی حیات‌اند و هیچ ارتباط مستقیمی با تعریف زیست‌بوم ندارند. تلهٔ تستی این سؤال آن است که داوطلب زیست‌بوم را با بزرگ‌ترین سطح ممکن (کره‌زیست) اشتباه بگیرد، در حالی‌که زیست‌بوم هنوز زیرمجموعه‌ای از کره‌زیست و محدود به بوم‌سازگان‌های با اقلیم مشابه است.

5. کدام گزینه درباره نسبت میان رشد، نمو و پاسخ به محیط در یک گیاه گلدار درست است؟

  • افزایش قطر ساقه و تشکیل میوه هر دو فقط رشد به شمار می‌آیند
  • افزایش طول ریشه و خم شدن ساقه به سمت نور هر دو نمونه نمو هستند
  • تشکیل گل نمو است اما افزایش تعداد یاخته‌های مریستم رأسی رشد محسوب می‌شود
  • خم شدن ساقه به سمت نور رشد است اما تشکیل گل پاسخ به محیط است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

رشد به افزایش کمّی مانند افزایش تعداد یاخته‌های مریستم رأسی گفته می‌شود، در حالی‌که نمو تغییر کیفی و عبور از مرحله‌ای به مرحلهٔ دیگر است که تشکیل گل نمونهٔ روشن آن است؛ بنابراین «تشکیل گل نمو است اما افزایش تعداد یاخته‌های مریستم رأسی رشد محسوب می‌شود» پاسخ درست است. گزینهٔ «افزایش طول ریشه و خم شدن ساقه به سمت نور هر دو نمونه نمو هستند» نادرست است، زیرا افزایش طول ریشه نمونهٔ رشد است و خم شدن ساقه به سمت نور نمونهٔ پاسخ به محیط است، نه نمو. گزینهٔ «خم شدن ساقه به سمت نور رشد است اما تشکیل گل پاسخ به محیط است» نادرست است، زیرا خم شدن ساقه به سمت نور پاسخ به محیط است نه رشد، و تشکیل گل نمو است نه پاسخ به محیط. گزینهٔ «افزایش قطر ساقه و تشکیل میوه هر دو فقط رشد به شمار می‌آیند» نادرست است، زیرا تشکیل میوه با تغییر مرحلهٔ زیستی همراه است و نمونهٔ نمو محسوب می‌شود، نه صرفاً رشد. تلهٔ تستی این سؤال آن است که داوطلب هر تغییر قابل مشاهده در گیاه را به‌یک‌سان رشد بداند، بدون تفکیک اینکه تغییر کمّی (رشد)، تغییر کیفی مرحله‌ای (نمو) یا واکنش به محرک (پاسخ به محیط) است.

6. اگر یاخته‌ای مقدار زیادی پروتئین ترشحی بسازد و به خارج بفرستد، کدام توالی اندامکی برای این عمل منطقی‌تر است؟

  • ریبوزوم ← شبکه آندوپلاسمی زبر ← دستگاه گلژی ← وزیکول ← غشای یاخته
  • هسته ← لیزوزوم ← سانتریول ← شبکه آندوپلاسمی صاف ← غشا
  • میتوکندری ← لیزوزوم ← ریبوزوم ← هسته ← غشا
  • شبکه آندوپلاسمی صاف ← گلژی ← هسته ← ریبوزوم ← غشا

پاسخنامه‌ی تحلیلی

پروتئین‌های ترشحی روی ریبوزوم‌های متصل به شبکهٔ آندوپلاسمی زبر ساخته می‌شوند، سپس در مسیر شبکهٔ زبر جابه‌جا شده، در دستگاه گلژی بسته‌بندی می‌شوند و با وزیکول به غشای یاخته می‌رسند تا ترشح شوند؛ بنابراین «ریبوزوم ← شبکه آندوپلاسمی زبر ← دستگاه گلژی ← وزیکول ← غشای یاخته» پاسخ درست است. گزینهٔ «هسته ← لیزوزوم ← سانتریول ← شبکه آندوپلاسمی صاف ← غشا» نادرست است، زیرا هسته محل ساخت پروتئین ترشحی نیست و لیزوزوم و سانتریول در این مسیر ترشحی نقشی ندارند. گزینهٔ «میتوکندری ← لیزوزوم ← ریبوزوم ← هسته ← غشا» نادرست است، زیرا میتوکندری در تأمین انرژی نقش دارد نه ساخت یا مسیریابی پروتئین ترشحی، و ترتیب اندامک‌ها با مسیر واقعی ترشح همخوانی ندارد. گزینهٔ «شبکه آندوپلاسمی صاف ← گلژی ← هسته ← ریبوزوم ← غشا» نادرست است، زیرا شبکهٔ آندوپلاسمی صاف در ساخت لیپید نقش دارد نه پروتئین ترشحی، و ترتیب اندامک‌ها نیز نادرست است. تلهٔ تستی این سؤال آن است که داوطلب اندامک‌های غشادار را بدون توجه به کارکرد اختصاصی و ترتیب واقعی مسیر ترشحی، به‌صورت تصادفی کنار هم بچیند.

7. کدام مورد، دقیق‌ترین مقایسه را میان انتشار ساده، انتشار تسهیل‌شده و انتقال فعال نشان می‌دهد؟

  • هر سه فقط با کمک پروتئین غشایی انجام می‌شوند ولی فقط انتقال فعال ATP می‌خواهد
  • انتشار ساده و انتشار تسهیل‌شده در جهت شیب غلظت‌اند، اما فقط دومی الزاماً به پروتئین غشایی نیاز دارد
  • انتشار ساده و انتقال فعال هر دو بدون ATP‌اند، اما انتشار تسهیل‌شده با ATP انجام می‌شود
  • در هر سه فرایند، ماده از غلظت کمتر به بیشتر جابه‌جا می‌شود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

انتشار ساده بدون نیاز به پروتئین غشایی و در جهت شیب غلظت انجام می‌شود، انتشار تسهیل‌شده نیز در جهت شیب غلظت است اما به پروتئین غشایی نیاز دارد، و انتقال فعال برخلاف شیب غلظت و با مصرف ATP صورت می‌گیرد؛ بنابراین «انتشار ساده و انتشار تسهیل‌شده در جهت شیب غلظت‌اند، اما فقط دومی الزاماً به پروتئین غشایی نیاز دارد» پاسخ درست است. گزینهٔ «هر سه فقط با کمک پروتئین غشایی انجام می‌شوند ولی فقط انتقال فعال ATP می‌خواهد» نادرست است، زیرا انتشار ساده برخلاف این ادعا، به پروتئین غشایی نیاز ندارد. گزینهٔ «انتشار ساده و انتقال فعال هر دو بدون ATP‌اند، اما انتشار تسهیل‌شده با ATP انجام می‌شود» نادرست است، زیرا انتقال فعال برخلاف این ادعا نیازمند ATP است و انتشار تسهیل‌شده برخلاف آن، بدون ATP انجام می‌شود. گزینهٔ «در هر سه فرایند، ماده از غلظت کمتر به بیشتر جابه‌جا می‌شود» نادرست است، زیرا این توصیف فقط دربارهٔ انتقال فعال درست است؛ انتشار ساده و تسهیل‌شده در جهت شیب غلظت یعنی از غلظت بیشتر به کمتر رخ می‌دهند. تلهٔ تستی این سؤال آن است که داوطلب نیاز به پروتئین غشایی و نیاز به ATP را دو ویژگی یکسان بداند، در حالی‌که انتشار تسهیل‌شده نمونهٔ روشنی است که به پروتئین نیاز دارد اما به ATP نیاز ندارد.

8. اگر مایعی در اطراف یاخته‌های بدن، فشار اسمزی بسیار بیشتری از درون یاخته داشته باشد، محتمل‌ترین پیامد کدام است؟

  • آب از یاخته خارج می‌شود زیرا به سمت محیط با فشار اسمزی بیشتر حرکت می‌کند
  • هیچ جابه‌جایی آبی رخ نمی‌دهد چون غشای یاخته برای آب نفوذناپذیر است
  • یاخته بلافاصله ATP بیشتری ساخته و اسمز متوقف می‌شود
  • آب به درون یاخته وارد می‌شود و احتمال تورم آن بیشتر می‌شود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در اسمز، آب همیشه از محیط با فشار اسمزی کمتر به محیط با فشار اسمزی بیشتر حرکت می‌کند؛ چون در این سؤال فشار اسمزی بیرون یاخته بیشتر از درون است، آب از یاخته خارج می‌شود. بنابراین «آب از یاخته خارج می‌شود زیرا به سمت محیط با فشار اسمزی بیشتر حرکت می‌کند» پاسخ درست است. گزینهٔ «آب به درون یاخته وارد می‌شود و احتمال تورم آن بیشتر می‌شود» نادرست است، زیرا جهت واقعی حرکت آب در این شرایط برعکس است؛ آب به بیرون یاخته می‌رود نه به درون آن. گزینهٔ «هیچ جابه‌جایی آبی رخ نمی‌دهد چون غشای یاخته برای آب نفوذناپذیر است» نادرست است، زیرا غشای یاخته برای آب نفوذپذیر است و اسمز آزادانه در آن رخ می‌دهد. گزینهٔ «یاخته بلافاصله ATP بیشتری ساخته و اسمز متوقف می‌شود» نادرست است، زیرا اسمز فرایندی غیرفعال است و به مصرف یا تولید ATP وابسته نیست. تلهٔ تستی این سؤال آن است که داوطلب جهت حرکت آب در اسمز را معکوس تصور کند یا گمان کند یاخته می‌تواند با مصرف انرژی جلوی اسمز را بگیرد.

9. کدام گزینه، رابطه درست میان نوع مولکول زیستی و برخی عناصر موجود در آن را نشان می‌دهد؟

  • کربوهیدرات: C,H,O,N — پروتئین: C,H,O — اسید نوکلئیک: C,H,O,P
  • کربوهیدرات: C,H,O — پروتئین: C,H,O,N — اسید نوکلئیک: C,H,O,N,P
  • کربوهیدرات: C,H,O,P — پروتئین: C,H,N,P — اسید نوکلئیک: C,H,O
  • کربوهیدرات: C,N,O — پروتئین: C,H,O,P — اسید نوکلئیک: C,H,N

پاسخنامه‌ی تحلیلی

کربوهیدرات‌ها فقط از کربن، هیدروژن و اکسیژن ساخته می‌شوند؛ پروتئین‌ها علاوه بر این سه عنصر، نیتروژن نیز دارند؛ و اسیدهای نوکلئیک علاوه بر نیتروژن، فسفر هم دارند. بنابراین «کربوهیدرات: C,H,O — پروتئین: C,H,O,N — اسید نوکلئیک: C,H,O,N,P» پاسخ درست است. گزینهٔ «کربوهیدرات: C,H,O,N — پروتئین: C,H,O — اسید نوکلئیک: C,H,O,P» نادرست است، زیرا کربوهیدرات فاقد نیتروژن است و پروتئین برخلاف این گزینه دارای نیتروژن است. گزینهٔ «کربوهیدرات: C,H,O,P — پروتئین: C,H,N,P — اسید نوکلئیک: C,H,O» نادرست است، زیرا کربوهیدرات فاقد فسفر است و اسید نوکلئیک برخلاف این گزینه هم نیتروژن و هم فسفر دارد. گزینهٔ «کربوهیدرات: C,N,O — پروتئین: C,H,O,P — اسید نوکلئیک: C,H,N» نادرست است، زیرا کربوهیدرات فاقد نیتروژن است و پروتئین فاقد فسفر است؛ این گزینه ترکیب عناصر را به‌کلی جابه‌جا کرده است. تلهٔ تستی این سؤال آن است که داوطلب نیتروژن و فسفر را به‌جای مولکول درست، به مولکول‌های دیگر نسبت دهد؛ باید به‌خاطر سپرد که نیتروژن ویژهٔ پروتئین و اسید نوکلئیک است و فسفر فقط ویژهٔ اسید نوکلئیک است.

10. کدام گزینه درباره بافت پوششی و بافت پیوندی سست درست است؟

  • هر دو بافت پوششی و پیوندی سست دارای فضای بین‌یاخته‌ای فراوان‌اند و هیچ‌کدام غشای پایه در زیر خود ندارند
  • در بافت پوششی یاخته‌ها به هم نزدیک‌اند و معمولاً روی غشای پایه قرار می‌گیرند، اما در پیوندی سست ماده زمینه‌ای نمایان‌تر است
  • بافت پیوندی سست فقط از رشته‌های کلاژن فراوان ساخته شده و هیچ یاخته‌ای در آن دیده نمی‌شود
  • بافت پوششی همیشه دارای رشته‌های کشسان و کلاژن فراوان‌تر از بافت پیوندی سست است و به همین دلیل استحکام بیشتری دارد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در بافت پوششی، یاخته‌ها بسیار به هم نزدیک‌اند، فضای بین‌یاخته‌ای اندک است و این بافت روی غشای پایه قرار می‌گیرد؛ در بافت پیوندی سست اما ماده زمینه‌ای شفاف و چسبنده نمود بیشتری دارد. بنابراین «در بافت پوششی یاخته‌ها به هم نزدیک‌اند و معمولاً روی غشای پایه قرار می‌گیرند، اما در پیوندی سست ماده زمینه‌ای نمایان‌تر است» پاسخ درست است. گزینهٔ «هر دو بافت پوششی و پیوندی سست دارای فضای بین‌یاخته‌ای فراوان‌اند و هیچ‌کدام غشای پایه در زیر خود ندارند» نادرست است، زیرا بافت پوششی برخلاف این ادعا فضای بین‌یاخته‌ای اندکی دارد و بر غشای پایه قرار می‌گیرد. گزینهٔ «بافت پیوندی سست فقط از رشته‌های کلاژن فراوان ساخته شده و هیچ یاخته‌ای در آن دیده نمی‌شود» نادرست است، زیرا بافت پیوندی سست علاوه بر رشته‌های کلاژن و کشسان، دارای یاخته و مادهٔ زمینه‌ای نیز هست. گزینهٔ «بافت پوششی همیشه دارای رشته‌های کشسان و کلاژن فراوان‌تر از بافت پیوندی سست است و به همین دلیل استحکام بیشتری دارد» نادرست است، زیرا رشته‌های کشسان و کلاژن ویژگی بافت پیوندی‌اند، نه بافت پوششی. تلهٔ تستی این سؤال آن است که داوطلب ویژگی‌های اختصاصی بافت پیوندی (رشته و ماده زمینه‌ای فراوان) را به‌اشتباه به بافت پوششی نسبت دهد یا برعکس.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان