پرش به محتوای اصلی

گردش مواد در بدن (علوم تجربی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

گردش مواد در بدن

قلب: پمپ دوگانه

قلب در مرکز قفسهٔ سینه دو گردش خون را به راه می‌اندازد: گردش ششی (بطن راست ← شش‌ها ← دهلیز چپ) و گردش عمومی (بطن چپ ← بافت‌های بدن ← دهلیز راست). دهلیزها خون را دریافت و بطن‌ها آن را پمپ می‌کنند؛ بطن چپ که خون را به کل بدن می‌فرستد، دیوارهٔ ضخیم‌تری دارد. چون خون درون حفره‌های قلب نیاز خودِ قلب را تأمین نمی‌کند، سرخرگ‌های تاجی از آئورت منشعب می‌شوند و ماهیچهٔ قلب را تغذیه می‌کنند؛ بسته شدن آن‌ها به سکتهٔ قلبی می‌انجامد.

چهار دریچه از بازگشت خون جلوگیری می‌کنند: دولختی و سه‌لختی بین دهلیز و بطن، و دو دریچهٔ سینی در ابتدای آئورت و سرخرگ ششی. صدای اول قلب از بسته شدن دریچه‌های دهلیزی‌بطنی و صدای دوم از بسته شدن دریچه‌های سینی می‌آید. دیوارهٔ قلب سه لایه دارد: درون‌شامه، ماهیچهٔ قلب (ضخیم‌ترین لایه) و برون‌شامه. ماهیچهٔ قلب مخطط اما غیرارادی است و یاخته‌هایش از راه صفحات بینابینی به هم متصل‌اند، طوری‌که قلب مثل یک تودهٔ واحد منقبض می‌شود.

ضربان از گرهٔ سینوسی‌دهلیزی (پیشاهنگ) آغاز می‌شود و با تأخیر از گرهٔ دهلیزی‌بطنی به بطن‌ها می‌رسد تا دهلیزها فرصت تخلیهٔ کامل داشته باشند. چرخهٔ ضربان قلب سه مرحله دارد (استراحت عمومی، انقباض دهلیزی، انقباض بطنی) و در مجموع ۰.۸ ثانیه طول می‌کشد. برون‌دهٔ قلبی حاصل‌ضرب حجم ضربه‌ای در تعداد ضربان است. فعالیت الکتریکی قلب را با نوار قلب (ECG) ثبت می‌کنند: موج P فعالیت دهلیزها، موج QRS فعالیت بطن‌ها و موج T بازگشت بطن‌ها به حالت استراحت را نشان می‌دهد.

تنظیم دستگاه گردش خون چند لایه است: دستگاه عصبی خودمختار (با مرکزی در بصل‌النخاع و پل مغزی) ضربان را کم یا زیاد می‌کند؛ آدرنالین در استرس ضربان و فشار خون را بالا می‌برد؛ افزایش موضعی CO2CO_2 سرخرگ‌های کوچک را گشاد و جریان خون بافت را بیشتر می‌کند؛ و گیرنده‌های فشاری و شیمیایی پیام‌های لازم را به مراکز عصبی می‌فرستند.

رگ‌ها

سرخرگ، سیاهرگ و مویرگ هر سه از بافت پوششی و پیوندی ساخته شده‌اند اما در ضخامت دیواره و لایهٔ ماهیچه‌ای متفاوت‌اند. دیوارهٔ کشسان سرخرگ‌ها با هر ضربان گشاد و جمع می‌شود و همین موج، نبض و جریان پیوستهٔ خون را می‌سازد. فشار خون بیشینه (سیستولیک) هنگام انقباض بطن و کمینه (دیاستولیک) هنگام استراحت قلب ثبت می‌شود؛ مقدار طبیعی ۱۲۰ روی ۸۰ میلی‌متر جیوه است.

مویرگ‌ها محل اصلی تبادل مواد بین خون و بافت‌اند و فقط یک لایه بافت پوششی دارند. در ابتدای مویرگ، فشار خون بر فشار اسمزی غلبه می‌کند و مواد از مویرگ خارج می‌شوند؛ در انتها فشار اسمزی غالب می‌شود و آب و مواد دفعی وارد مویرگ می‌شوند. کمبود پروتئین خون یا مصرف زیاد نمک با کاهش فشار اسمزی به تجمع مایع در بافت‌ها (خیز) می‌انجامد. پیوسته بودن مویرگ‌های مغز سد خونی‌مغزی می‌سازد؛ ناپیوسته بودن مویرگ‌های کبد تبادل مواد درشت را آسان می‌کند.

سیاهرگ‌ها بیشترین حجم خون بدن را در خود جای می‌دهند اما فشار پایینی دارند، پس برای بازگشت خون به قلب به تلمبهٔ ماهیچهٔ اسکلتی، دریچه‌های لانه‌کبوتری و فشار مکشی قفسهٔ سینه نیاز دارند؛ به همین دلیل بی‌تحرکی طولانی خطر لخته در سیاهرگ‌های پا را بالا می‌برد. دستگاه لنفی (لنف، رگ‌ها و گره‌های لنفی، و اندام‌هایی مثل لوزه، تیموس و طحال) آب و چربی نشت‌کرده از مویرگ‌ها را به خون بازمی‌گرداند و در نابودی میکروب‌ها و یاخته‌های سرطانی هم نقش دارد.

خون

خون بافتی پیوندی و مایع است: ۵۵٪ خوناب (پلاسما) و ۴۵٪ بخش یاخته‌ای. پروتئین‌های مهم پلاسما شامل آلبومین (حفظ فشار اسمزی)، فیبرینوژن (انعقاد) و گلوبولین (ایمنی) هستند. گویچه‌های قرمز بدون هسته‌اند و دو طرف فرورفته، تا فضای بیشتری برای هموگلوبین داشته باشند و از مویرگ‌های باریک راحت‌تر عبور کنند؛ هورمون اریتروپویتین از کلیه و کبد، تولیدشان را در مغز استخوان تنظیم می‌کند و آهن و ویتامین B۱۲ و فولیک اسید برای ساخت آن‌ها لازم‌اند. گویچه‌های سفید هسته دارند و وظیفهٔ دفاعی برعهده‌شان است. گِرده‌ها (پلاکت‌ها) که از یاخته‌های بزرگ مگاکاریوسیت جدا می‌شوند، در خون‌ریزی محدود با تشکیل درپوش گِرده‌ای جلوی خروج خون را می‌گیرند و در خون‌ریزی شدیدتر، زنجیره‌ای از واکنش‌های آنزیمی فیبرینوژن خون را به رشته‌های فیبرین و لختهٔ نهایی تبدیل می‌کند؛ ویتامین K و یون کلسیم برای این فرایند ضروری‌اند. همهٔ یاخته‌های خونی از یاخته‌های بنیادی مغز استخوان قرمز می‌آیند.

تنوع گردش مواد در جانداران

تک‌یاخته‌ای‌ها و اسفنج‌ها بدون دستگاه گردش مواد، مستقیماً با محیط تبادل دارند. در گردش باز (بیشتر نرم‌تنان و همهٔ بندپایان)، همولنف مستقیماً یاخته‌ها را در بر می‌گیرد و رگ مویرگی وجود ندارد. در گردش بسته (کرم‌های حلقوی، سرپاپایان و همهٔ مهره‌داران)، خون همیشه درون رگ جریان دارد و تبادل از راه مویرگ انجام می‌شود. قلب مهره‌داران هم تنوع دارد: ماهی‌ها دو حفره با مسیر یک‌طرفه و بدون اختلاط خون، دوزیستان سه حفره با اختلاط خون در بطن مشترک، خزندگان سه حفره با دیوارهٔ ناقص بطن و اختلاط کمتر، و پرندگان و پستانداران (به‌همراه تمساح‌سانان) چهار حفرهٔ کاملاً جدا که در آن‌ها خون کم‌اکسیژن و پراکسیژن هرگز مخلوط نمی‌شوند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. اگر بافت پیوندی عایق میان دهلیزها و بطن‌ها وجود نداشت، کدام پیامد محتمل‌تر بود؟

  • دریچه‌های سینی قلب دیگر هرگز بسته نمی‌شدند
  • خون فقط و منحصراً در گردش ششی جریان می‌یافت
  • هماهنگیِ زمانیِ انقباض دهلیز و بطن برهم می‌خورد
  • دهلیزها توانایی دریافت خون را از دست می‌دادند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«هماهنگیِ زمانیِ انقباض دهلیز و بطن برهم می‌خورد» پاسخ درست است، زیرا بافت پیوندی عایق میان دهلیزها و بطن‌ها مانع انتشار مستقیم پیام الکتریکی دهلیزها به بطن‌هاست؛ نبود آن باعث می‌شد این پیام بی‌واسطه به بطن‌ها برسد و نظم زمانی انقباض دهلیزها پیش از بطن‌ها از بین برود. «دریچه‌های سینی قلب دیگر هرگز بسته نمی‌شدند» نادرست است، زیرا عملکرد دریچه‌های سینی به فشار دو سوی آن‌ها وابسته است، نه به وجود بافت پیوندی عایق میان دهلیزها و بطن‌ها. «خون فقط و منحصراً در گردش ششی جریان می‌یافت» نادرست است، زیرا نبود بافت پیوندی عایق مسیر گردش خون را تغییر نمی‌دهد؛ این پیامد فقط به هماهنگی زمانی انقباض‌ها مربوط است. «دهلیزها توانایی دریافت خون را از دست می‌دادند» نادرست است، زیرا دهلیزها همچنان از سیاهرگ‌ها خون دریافت می‌کنند؛ آنچه مختل می‌شد فقط زمان‌بندی انتقال پیام انقباضی به بطن‌ها بود. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز نقش بافت پیوندی عایق را با کارکردهای بی‌ربط مانند عملکرد دریچه‌های سینی، مسیر گردش خون یا توانایی دریافت خون دهلیزها اشتباه بگیرد.

2. اگر شبکۀ هادی پس از گره دهلیزی‌بطنی به دو مسیر راست و چپ تقسیم نمی‌شد، چه نقصی محتمل‌تر بود؟

  • دریچه‌های سینی توانایی باز شدن نداشتند
  • سرخرگ‌های تاجی از آئورت جدا نمی‌شدند
  • دهلیزها هیچ‌گاه منقبض نمی‌شدند
  • بطن‌ها به‌طور همزمان و هماهنگ منقبض نمی‌شدند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «بطن‌ها به‌طور همزمان و هماهنگ منقبض نمی‌شدند» صحیح است، زیرا تقسیم‌شدن رشته‌های هادی به دو مسیر راست و چپ پس از گره دهلیزی‌بطنی، رساندن هم‌زمان پیام به هر دو بطن و انقباض هماهنگ آن‌ها را تضمین می‌کند؛ نبود آن هماهنگی انقباض بطن‌ها را مختل می‌کرد. گزینهٔ «دهلیزها هیچ‌گاه منقبض نمی‌شدند» نادرست است، زیرا انقباض دهلیزها به گره سینوسی‌دهلیزی وابسته است، نه به تقسیم‌شدن رشته‌های هادی پس از گره دهلیزی‌بطنی. گزینهٔ «دریچه‌های سینی توانایی باز شدن نداشتند» نادرست است، زیرا باز شدن دریچه‌های سینی به اختلاف فشار بین بطن و سرخرگ‌ها بستگی دارد، نه به تقسیم مسیر هادی. گزینهٔ «سرخرگ‌های تاجی از آئورت جدا نمی‌شدند» نادرست است، زیرا انشعاب سرخرگ‌های تاجی از آئورت، ساختاری تشریحی است و ارتباطی به شبکهٔ هادی قلب ندارد. تلهٔ تستی این سؤال، نسبت‌دادن نقش شبکهٔ هادی بطنی به رویدادهایی است که در واقع به دهلیزها، دریچه‌ها یا سرخرگ‌های تاجی مربوط‌اند.

3. اگر گره سینوسی‌دهلیزی از کار بیفتد اما گره دهلیزی‌بطنی هنوز بتواند پیام بسازد، کدام وضعیت محتمل‌تر است؟

  • فقط دهلیز چپ منقبض می‌شود و بقیه قلب فلج می‌شود
  • فقط دریچه‌های سینی باز می‌مانند
  • ضربان قلب ادامه می‌یابد ولی معمولاً کندتر می‌شود
  • قلب فوراً و برای همیشه از تپش بازمی‌ایستد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «ضربان قلب ادامه می‌یابد ولی معمولاً کندتر می‌شود» صحیح است، زیرا گره سینوسی‌دهلیزی پیشاهنگ اصلی است، اما گره دهلیزی‌بطنی نیز تا حدی توان ایجاد پیام دارد؛ در نتیجه قلب معمولاً به تپیدن ادامه می‌دهد، هرچند با ضربانی کندتر. گزینهٔ «قلب فوراً و برای همیشه از تپش بازمی‌ایستد» نادرست است، زیرا گره دهلیزی‌بطنی نیز توان ایجاد پیام دارد؛ بنابراین قلب لزوماً برای همیشه از تپش نمی‌ایستد. گزینهٔ «فقط دهلیز چپ منقبض می‌شود و بقیه قلب فلج می‌شود» نادرست است، زیرا توقف گره سینوسی‌دهلیزی باعث فلج‌شدن کامل قلب یا انقباض تنها دهلیز چپ نمی‌شود. گزینهٔ «فقط دریچه‌های سینی باز می‌مانند» نادرست است، زیرا باز ماندن فقط دریچه‌های سینی پیامد مستقیم از کارافتادن گره سینوسی‌دهلیزی نیست. تلهٔ تستی این سؤال، نادیده‌گرفتن نقش پشتیبان گره دهلیزی‌بطنی در ادامهٔ ضربان قلب پس از از کارافتادن گره سینوسی‌دهلیزی است.

4. در آغاز انقباض بطن‌ها، پیش از آنکه فشار بطنی از فشار سرخرگ‌ها بیشتر شود، وضعیت دریچه‌ها چگونه است؟

  • دریچه‌های دهلیزی‌بطنی بسته و سینی‌ها بسته
  • دریچه‌های دهلیزی‌بطنی باز و سینی‌ها بسته
  • دریچه‌های دهلیزی‌بطنی بسته و سینی‌ها باز
  • دریچه‌های دهلیزی‌بطنی باز و سینی‌ها باز

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «دریچه‌های دهلیزی‌بطنی بسته و سینی‌ها بسته» صحیح است، زیرا در آغاز انقباض بطنی، ابتدا دریچه‌های دهلیزی‌بطنی بسته می‌شوند و تا زمانی که فشار بطن از فشار سرخرگ‌ها بیشتر نشده، دریچه‌های سینی نیز همچنان بسته‌اند. گزینهٔ «دریچه‌های دهلیزی‌بطنی باز و سینی‌ها باز» نادرست است، زیرا در این لحظه هنوز فشار بطن از فشار سرخرگ‌ها بیشتر نشده؛ بنابراین دریچه‌های سینی باز نیستند. گزینهٔ «دریچه‌های دهلیزی‌بطنی باز و سینی‌ها بسته» نادرست است، زیرا افزایش فشار بطن در آغاز انقباض، دریچه‌های دهلیزی‌بطنی را می‌بندد؛ این دریچه‌ها باز نمی‌مانند. گزینهٔ «دریچه‌های دهلیزی‌بطنی بسته و سینی‌ها باز» نادرست است، زیرا در این مرحله دریچه‌های سینی هنوز باز نشده‌اند، چون فشار بطن هنوز از فشار سرخرگ‌ها بیشتر نشده است. تلهٔ تستی این سؤال، نادیده‌گرفتن بازهٔ کوتاهی از انقباض بطنی است که در آن هر دو دسته دریچه هم‌زمان بسته‌اند.

5. اگر در اثر بیماری، انعطاف دیوارۀ سرخرگ‌ها کاهش یابد، کدام اثر محتمل‌تر است؟

  • بازگشت وریدی به‌طور کامل متوقف می‌شود
  • مویرگ‌ها به‌طور غیرطبیعی چندلایه می‌شوند
  • نوار قلب (ECG) موج P را کاملاً از دست می‌دهد
  • حفظ شکل گرد بهتر می‌شود ولی تعدیل موج فشار دشوارتر می‌شود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«حفظ شکل گرد بهتر می‌شود ولی تعدیل موج فشار دشوارتر می‌شود» درست است زیرا کاهش انعطاف و کشسانی دیوارهٔ سرخرگ باعث می‌شود دیواره کمتر گشاد و جمع شود، در نتیجه توانایی تعدیل موج فشار ضربانی و تبدیل آن به جریان پیوسته کاهش می‌یابد. گزینهٔ «بازگشت وریدی به‌طور کامل متوقف می‌شود» رد می‌شود زیرا بازگشت وریدی به عوامل کمکی سیاهرگ‌ها مانند تلمبهٔ ماهیچه‌ای و دریچه‌ها وابسته است، نه به کشسانی دیوارهٔ سرخرگ‌ها. گزینهٔ «مویرگ‌ها به‌طور غیرطبیعی چندلایه می‌شوند» رد می‌شود زیرا کاهش کشسانی دیوارهٔ سرخرگ ارتباطی با تغییر ساختار دیوارهٔ مویرگ ندارد. گزینهٔ «نوار قلب (ECG) موج P را کاملاً از دست می‌دهد» رد می‌شود زیرا موج P به فعالیت الکتریکی دهلیزها مربوط است و کشسانی دیوارهٔ سرخرگ تأثیری بر آن ندارد. تلهٔ تستی این سؤال نادیده‌گرفتن نقش کشسانی دیوارهٔ سرخرگ در تعدیل موج فشار ناشی از انقباض بطن است.

6. اگر پیام الکتریکی دهلیزها مستقیماً و بدون عایق‌بندی به بطن‌ها منتشر می‌شد، چه مشکلی پیش می‌آمد؟

  • پروتئین‌های خوناب تجزیه می‌شدند
  • هماهنگی زمانی بین انقباض دهلیز و بطن برهم می‌خورد
  • فقط دهلیز چپ منقبض می‌شد
  • بطن‌ها خون را به شش‌ها نمی‌فرستادند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«هماهنگی زمانی بین انقباض دهلیز و بطن برهم می‌خورد» درست است زیرا بافت پیوندی عایق میان دهلیزها و بطن‌ها مانع انتشار مستقیم پیام می‌شود تا انقباض دهلیزها و بطن‌ها هم‌زمان نباشد؛ نبود این عایق، هماهنگی زمانی طبیعی چرخهٔ قلب را برهم می‌زند. گزینهٔ «فقط دهلیز چپ منقبض می‌شد» رد می‌شود زیرا نبود عایق بین دهلیز و بطن به همزمانی نادرست انقباض دهلیز و بطن مربوط است، نه محدودشدن انقباض به یک دهلیز. گزینهٔ «بطن‌ها خون را به شش‌ها نمی‌فرستادند» رد می‌شود زیرا فرستادن خون به شش‌ها به عملکرد بطن راست و سرخرگ ششی مربوط است، نه به وجود یا نبود عایق الکتریکی دهلیزی-بطنی. گزینهٔ «پروتئین‌های خوناب تجزیه می‌شدند» رد می‌شود زیرا این رویداد ارتباطی با هدایت الکتریکی قلب ندارد. تلهٔ تستی این سؤال نادیده‌گرفتن نقش بافت پیوندی عایق در جلوگیری از انقباض هم‌زمان دهلیزها و بطن‌هاست.

7. در یک فرد مبتلا به کمبود شدید آلبومین پلاسما، در مویرگ‌های بافت محیطی کدام پدیده غالب خواهد بود؟

  • فشار خون در سراسر مویرگ افزایش می‌یابد
  • فشار اسمزی خون در سراسر مویرگ کاهش می‌یابد و خروج مایع افزایش می‌یابد
  • فشار اسمزی خون فقط در سمت سرخرگی مویرگ کاهش می‌یابد
  • فشار خون و فشار اسمزی هر دو کاهش می‌یابند و تبادل مختل می‌شود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«فشار اسمزی خون در سراسر مویرگ کاهش می‌یابد و خروج مایع افزایش می‌یابد» پاسخ درست است زیرا آلبومین اصلی‌ترین پروتئین نگهدارندهٔ فشار اسمزی خوناب است؛ کمبود شدید آن فشار اسمزی را در کل طول مویرگ کاهش می‌دهد و در نتیجه خروج مایع در سمت سرخرگی افزایش و بازجذب در سمت سیاهرگی کاهش می‌یابد، که زمینهٔ خیز را فراهم می‌کند. گزینهٔ «فشار خون در سراسر مویرگ افزایش می‌یابد» رد می‌شود زیرا کمبود آلبومین اثر مستقیمی بر افزایش فشار خون (هیدروستاتیک) مویرگ ندارد؛ اثر اصلی آن کاهش فشار اسمزی است. گزینهٔ «فشار اسمزی خون فقط در سمت سرخرگی مویرگ کاهش می‌یابد» رد می‌شود زیرا کمبود آلبومین یک ویژگی سیستمیک خون است و فشار اسمزی را در سراسر طول مویرگ (هر دو سمت سرخرگی و سیاهرگی) کاهش می‌دهد، نه فقط یک سمت. گزینهٔ «فشار خون و فشار اسمزی هر دو کاهش می‌یابند و تبادل مختل می‌شود» رد می‌شود زیرا فشار خون (هیدروستاتیک) مستقیماً وابسته به غلظت آلبومین نیست و کمبود آلبومین اساساً فشار اسمزی را کاهش می‌دهد، نه هر دو فشار را. تلهٔ تستی این سؤال خلط‌کردن فشار خون (هیدروستاتیک) با فشار اسمزی و نسبت‌دادن اثر کمبود آلبومین به فشار نادرست است.

8. در کدام مرحله از چرخه قلب، هر دو دریچه دولختی و سینی آئورتی همزمان بسته هستند؟

  • در طول انقباض دهلیزی
  • در طول انقباض بطنی و پس از باز شدن دریچه‌های سینی
  • در ابتدای انقباض بطنی
  • در انتهای استراحت عمومی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«در ابتدای انقباض بطنی» پاسخ درست است زیرا در این لحظه، دریچه‌های دهلیزی-بطنی (ازجمله دولختی) تازه بسته شده‌اند و دریچه‌های سینی آئورتی هنوز باز نشده‌اند، پس هر دو نوع دریچه هم‌زمان بسته‌اند. گزینهٔ «در طول انقباض دهلیزی» رد می‌شود زیرا در این مرحله دریچه‌های دولختی و سه‌لختی باز هستند تا خون از دهلیزها به بطن‌ها بریزد، نه بسته. گزینهٔ «در انتهای استراحت عمومی» رد می‌شود زیرا در این مرحله نیز دریچه‌های دولختی و سه‌لختی باز و تنها دریچه‌های سینی بسته‌اند، نه هر دو دسته. گزینهٔ «در طول انقباض بطنی و پس از باز شدن دریچه‌های سینی» رد می‌شود زیرا در این حالت دریچه‌های سینی باز شده‌اند، در حالی‌که سؤال به لحظه‌ای اشاره دارد که هر دو دسته دریچه بسته‌اند. تلهٔ تستی این سؤال نادیده‌گرفتن بازهٔ کوتاه انقباض هم‌حجمی در ابتدای انقباض بطنی است، جایی‌که دریچه‌های دهلیزی-بطنی تازه بسته شده‌اند اما دریچه‌های سینی هنوز باز نشده‌اند.

9. اگر حجم ضربه‌ای قلب 20%20\% کاهش و ضربان قلب 25%25\% افزایش یابد، برون‌ده قلبی چند درصد تغییر می‌کند؟

  • 5%5\% افزایش
  • 2.5%2.5\% کاهش
  • 7.5%7.5\% کاهش
  • بدون تغییر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«بدون تغییر» درست است زیرا با کاهش 20%20\% حجم ضربه‌ای و افزایش 25%25\% ضربان قلب، برون‌ده جدید نسبت به حالت اولیه برابر 0.8×1.25=10.8 \times 1.25 = 1 می‌شود؛ یعنی هیچ تغییری در برون‌ده قلبی رخ نمی‌دهد. گزینهٔ «5%5\% افزایش» رد می‌شود زیرا 5%5\% افزایش با محاسبهٔ دقیق 0.8×1.25=10.8 \times 1.25 = 1 همخوانی ندارد. گزینهٔ «2.5%2.5\% کاهش» رد می‌شود زیرا 2.5%2.5\% کاهش با محاسبهٔ دقیق 0.8×1.25=10.8 \times 1.25 = 1 همخوانی ندارد. گزینهٔ «7.5%7.5\% کاهش» رد می‌شود زیرا 7.5%7.5\% کاهش با محاسبهٔ دقیق 0.8×1.25=10.8 \times 1.25 = 1 همخوانی ندارد. تلهٔ تستی این سؤال این باور نادرست است که درصدهای تغییر را می‌توان به‌سادگی جمع یا تفریق کرد، در حالی‌که برون‌ده قلبی حاصل ضرب دو عامل است، نه مجموع آن‌ها.

10. در یک قلب سالم، اگر دریچه سینی آئورتی به دلیل عفونت نتواند به طور کامل بسته شود، در کدام مرحله از چرخه قلبی بیشترین بازگشت خون از آئورت به بطن چپ رخ می‌دهد؟

  • انقباض دهلیزی
  • انقباض بطنی
  • لحظهٔ بیشینهٔ فشار درون بطن چپ
  • استراحت عمومی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«استراحت عمومی» درست است زیرا در این مرحله فشار بطن چپ به کمترین مقدار خود می‌رسد در حالی که فشار آئورت هنوز نسبتاً بالاست؛ بیشترین اختلاف فشار میان آئورت و بطن چپ دقیقاً در همین مرحله رخ می‌دهد و نارسایی دریچهٔ سینی آئورتی بیشترین بازگشت خون را ایجاد می‌کند. گزینهٔ «انقباض دهلیزی» رد می‌شود زیرا با ریختن خون دهلیز به بطن، فشار بطن چپ اندکی بالاتر از استراحت عمومی می‌رود، پس اختلاف فشار با آئورت و در نتیجه میزان بازگشت خون کمتر است. گزینهٔ «انقباض بطنی» رد می‌شود زیرا در این مرحله فشار بطن چپ از فشار آئورت بیشتر می‌شود و جریان خون رو به جلوست؛ دریچهٔ آئورتی به‌طور طبیعی باز است و بحث بسته‌نشدن آن موضوعیت ندارد. گزینهٔ «لحظهٔ بیشینهٔ فشار درون بطن چپ» رد می‌شود زیرا در آن لحظه فشار بطن از فشار آئورت بیشتر است و خون از بطن به آئورت رانده می‌شود، یعنی درست در جهت مخالف بازگشت. تلهٔ تستی این سؤال ندانستن این نکته است که بازگشت خون در نارسایی دریچه، هنگامی بیشینه می‌شود که اختلاف فشار دو سوی دریچه بیشینه باشد، یعنی وقتی بطن در عمیق‌ترین حالت استراحت خود است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان