پرش به محتوای اصلی

تنظیم اسمزی و دفع مواد زائد (علوم تجربی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

تنظیم اسمزی و دفع مواد زائد

هم‌ایستایی و کلیه‌ها

بدن برای ادامۀ حیات باید وضعیت درونی‌اش را در محدوده‌ای ثابت نگه دارد — این پایداری هم‌ایستایی نام دارد و کمبود آب و اکسیژن یا انباشت CO2CO_2 و مواد دفعی نیتروژن‌دار آن را تهدید می‌کند. کلیه‌ها نقش اصلی را در تعادل آب، اسید-باز، یون‌ها و دفع مواد زائد ایفا می‌کنند. هر کلیه از یک کپسول محافظ، بخش قشری، هرم‌های کلیوی و لگنچه‌ای شبیه قیف تشکیل شده که ادرار را به میزنای می‌فرستد.

گُردیزه: واحد کارکردی کلیه

هر کلیه حدود یک میلیون گُردیزه (نفرون) دارد که در آن ادرار ساخته می‌شود: کپسول بومن ← لولۀ پیچ‌خوردۀ نزدیک ← قوس هنله ← لولۀ پیچ‌خوردۀ دور ← مجرای جمع‌کننده. دیوارۀ درونی کپسول بومن از یاخته‌های پودوسیت با پاهایی که مویرگ‌های کلافک را احاطه می‌کنند ساخته شده و شکاف بین آن‌ها امکان تراوش را می‌دهد. قطر سرخرگ آوران بزرگ‌تر از سرخرگ وابران است و همین تفاوت فشار تراوشی لازم در کلافک را ایجاد می‌کند.

سه مرحلۀ تشکیل ادرار

تراوش در کلافک با نیروی فشار خون و بر اساس اندازۀ مولکول‌ها انجام می‌شود — مواد مفید مثل گلوکز هم وارد می‌شوند؛ وجود پروتئین در ادرار نشانۀ آسیب کلافک است. بازجذب بیشتر در لولۀ پیچ‌خوردۀ نزدیک با ریزپرزهای فراوان رخ می‌دهد؛ اکثراً فعال است اما بازجذب آب با اسمز و غیرفعال انجام می‌شود؛ در دیابت قندی، عبور گلوکز از ظرفیت بازجذب باعث دفع آن در ادرار می‌شود. ترشح برخلاف جهت بازجذب، مواد زائد و یون هیدروژن یا بیکربنات را از خون به لوله می‌فرستد و در تنظیم pH خون نقش دارد.

اوره مهم‌ترین مادۀ دفعی ادرار است: آمینواسیدهای اضافی به آمونیاک سمی تجزیه می‌شوند و کبد آن را به اورۀ کم‌سمی‌تر تبدیل می‌کند تا کلیه با فاصله دفعش کند. اوریک اسید کم‌محلول است و رسوبش در کلیه سنگ کلیه و در مفاصل نقرس ایجاد می‌کند.

تنظیم آب و تخلیۀ ادرار

با افزایش غلظت خوناب، هیپوتالاموس هورمون ضدادراری (ADH) ترشح می‌کند که بازجذب آب در کلیه را بالا می‌برد و ادرار را غلیظ‌تر می‌کند. در دیابت بی‌مزه که ADH ترشح نمی‌شود، ادرار رقیق و زیاد دفع و تشنگی شدید ایجاد می‌شود — این بیماری با دیابت قندی که مشکلش انسولین است فرق دارد. ادرار از کلیه به میزنای، مثانه و میزراه می‌رود؛ بندارۀ داخلی میزراه صاف و غیرارادی و بندارۀ خارجی مخطط و ارادی است؛ در نوزادان که این ارتباط عصبی کامل نشده، تخلیه غیرارادی است.

تنوع دفع در جانداران

پارامسی با واکوئول انقباضی آب اضافه را دفع می‌کند؛ حشرات با لوله‌های مالپیگی اوریک اسید را به‌صورت جامد دفع می‌کنند تا کمترین آب را از دست بدهند. ماهیان آب شیرین ادرار رقیق و فراوان و ماهیان آب شور ادرار غلیظ و کم دفع می‌کنند و یون اضافه را از آبشش خارج می‌کنند. نوع مادۀ دفعی نیتروژن‌دار با دسترسی به آب رابطه دارد: آمونیاک (سمی‌ترین، نیازمند آب فراوان) در ماهیان، اوره در پستانداران، و اوریک اسید (کم‌سمی‌ترین و قابل دفع جامد) در حشرات، خزندگان و پرندگان.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام مقایسه بین مواد دفعی نیتروژن‌دار در جانداران نادرست است؟

  • اوره در دوزیستان خشکی به دلیل سمیت بالا نیاز به آب فراوان دارد
  • آمونیاک در ماهیان آب شیرین با آب فراوان رقیق و دفع می‌شود
  • اوره در پستانداران از ترکیب آمونیاک و CO2CO_2 در کبد ساخته می‌شود
  • اوریک اسید در خزندگان و پرندگان به‌صورت جامد و با کمترین اتلاف آب دفع می‌شود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اوره در دوزیستان خشکی به دلیل سمیت بالا نیاز به آب فراوان دارد» پاسخ درست این سؤال است زیرا خودِ این عبارت از نظر زیست‌شناسی نادرست است؛ اوره نسبت به آمونیاک سمیت بسیار کمتری دارد و همین سمیت پایین‌تر است که به دوزیستان خشکی امکان می‌دهد آن را با آب کمتری نسبت به آمونیاک دفع کنند، نه آب فراوان. «آمونیاک در ماهیان آب شیرین با آب فراوان رقیق و دفع می‌شود» بیانی درست است و نمی‌تواند پاسخ این سؤال باشد، زیرا ماهیان آب شیرین به دلیل دسترسی به آب فراوان محیط، آمونیای سمی را با رقیق‌سازی زیاد دفع می‌کنند. «اوره در پستانداران از ترکیب آمونیاک و CO2CO_2 در کبد ساخته می‌شود» بیانی درست است، زیرا چرخهٔ اوره در کبد پستانداران دقیقاً از ترکیب آمونیاک حاصل از تجزیهٔ اسیدهای آمینه با CO2CO_2 صورت می‌گیرد. «اوریک اسید در خزندگان و پرندگان به‌صورت جامد و با کمترین اتلاف آب دفع می‌شود» بیانی درست است، زیرا کم‌محلول بودن اوریک اسید در آب امکان دفع آن را به‌صورت خمیری و جامد با حداقل اتلاف آب فراهم می‌کند. تلهٔ تستی این سؤال آن است که داوطلب رابطهٔ سمیت و نیاز به آب را وارونه به‌کار ببرد و گمان کند مادهٔ کم‌سمی‌تر مانند اوره به آب بیشتری برای دفع نیاز دارد.

2. در یک آزمایش، غلظت ماده XX در ادرار ناشتای یک فرد سالم اندازه‌گیری می‌شود. پس از تزریق مقدار زیادی از ماده XX به خون، غلظت آن در ادرار افزایش می‌یابد ولی در همان حال قند خون در محدوده طبیعی باقی می‌ماند. ماده XX کدام یک از موارد زیر می‌تواند باشد؟

  • سدیم کلرید، زیرا بازجذب آن وابسته به هورمون بوده و با افزایش غلظت، دفع زیاد می‌شود.
  • هورمون ضدادراری ADH، زیرا مولکول کوچکی است و به‌راحتی تراوش می‌شود.
  • گلوکز، زیرا تا غلظت مشخصی بازجذب می‌شود و مازاد آن دفع می‌گردد.
  • اوره، زیرا برخلاف گلوکز ناقلِ بازجذبِ فعالِ اختصاصی ندارد و بخشِ عمدهٔ آن دفع می‌شود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اوره، زیرا برخلاف گلوکز ناقلِ بازجذبِ فعالِ اختصاصی ندارد و بخشِ عمدهٔ آن دفع می‌شود.» پاسخ درست است. گامِ نخست: مادهٔ XX باید آزادانه از کلافک تراوش شود، وگرنه افزایشِ غلظتِ آن در خون هرگز در ادرار بازتاب نمی‌یافت. گامِ دوم: اگر برای آن ماده ناقلِ بازجذبِ اشباع‌شونده وجود داشت، تا پیش از رسیدن به آستانه هیچ مقداری در ادرار ظاهر نمی‌شد؛ اما اوره ناقلِ فعالِ اختصاصی ندارد و تنها بخشی از آن به‌صورتِ غیرفعال و همراه با بازجذبِ آب به خون بازمی‌گردد، پس بخشِ عمده‌اش دفع می‌شود و هر افزایشی در غلظتِ خون تقریباً مستقیماً به افزایشِ غلظتِ آن در ادرار می‌انجامد. گامِ سوم: چون اوره هیچ نقشی در سوخت‌وسازِ گلوکز ندارد، قندِ خون در محدودهٔ طبیعی می‌ماند و این دقیقاً با یافتهٔ آزمایش سازگار است. وارسیِ مستقل (حالتِ حدی): فرض کنیم XX گلوکز باشد؛ برای آنکه گلوکز در ادرار ظاهر شود باید قندِ خون از آستانهٔ حدودِ 180mg/dL180\,\text{mg/dL} فراتر رود، یعنی قیدِ «قندِ خونِ طبیعی» نقض شود — پس XX نمی‌تواند گلوکز باشد و تنها گزینهٔ سازگار با هر دو یافته، اوره است. «گلوکز، زیرا تا غلظت مشخصی بازجذب می‌شود و مازاد آن دفع می‌گردد.» نادرست است، زیرا ظاهرشدنِ گلوکز در ادرار مستلزمِ عبور از آستانهٔ کلیوی و در نتیجه بالارفتنِ قندِ خون است، در حالی که در این آزمایش قندِ خون طبیعی مانده است. «سدیم کلرید، زیرا بازجذب آن وابسته به هورمون بوده و با افزایش غلظت، دفع زیاد می‌شود.» نادرست است، زیرا بازجذبِ سدیم زیرِ کنترلِ دقیقِ هورمونی (آلدوسترون) و تابعِ حجمِ خون است، نه اینکه به‌سادگی و به‌تناسبِ غلظتِ تزریق‌شده در ادرار ظاهر شود. «هورمون ضدادراری ADH، زیرا مولکول کوچکی است و به‌راحتی تراوش می‌شود.» نادرست است، زیرا ADH یک پیام‌رسانِ هورمونی است که در غلظت‌های بسیار ناچیز اثر می‌گذارد و پس از اتصال به گیرنده تجزیه می‌شود؛ آن را به‌عنوان مادهٔ دفعیِ پرغلظت در ادرار اندازه نمی‌گیرند. تلهٔ تستی این پرسش نادیده‌گرفتنِ قیدِ صریحِ «قند خون در محدودهٔ طبیعی باقی می‌ماند» است؛ همین قید به‌تنهایی گزینهٔ گلوکز را حذف می‌کند.

3. در یک فرد سالم، اگر به دلیل ناهنجاری مادرزادی، قطر سرخرگ وابران در برخی نفرون‌ها به طور غیرعادی بیشتر از سرخرگ آوران باشد، کدام یک از موارد زیر به عنوان پیامد مستقیم این وضعیت محتمل‌تر است؟

  • کاهش ترشح یون هیدروژن به درون لوله
  • کاهش تراوش مواد با اندازه کوچک به کپسول بومن
  • افزایش فشار تراوشی در کلافک
  • افزایش بازجذب مواد در لوله پیچ‌خورده نزدیک

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«کاهش تراوش مواد با اندازه کوچک به کپسول بومن» درست است، زیرا در حالت طبیعی سرخرگ وابران باریک‌تر از سرخرگ آوران است و همین باریک‌شدگی فشار خون را در کلافک بالا نگه می‌دارد؛ اگر سرخرگ وابران پهن‌تر از آوران شود، این مقاومت کاهش یافته و فشار تراوشی و در نتیجه تراوش مواد کوچک به کپسول بومن کم می‌شود. «افزایش فشار تراوشی در کلافک» جهت تغییر را برعکس نشان می‌دهد، زیرا پهن‌شدن سرخرگ وابران فشار تراوشی را کاهش می‌دهد نه افزایش. «افزایش بازجذب مواد در لوله پیچ‌خورده نزدیک» نادرست است، زیرا بازجذب در لولهٔ نزدیک به ظرفیت انتقال‌دهنده‌های غشایی وابسته است، نه به نسبت قطر سرخرگ‌های آوران و وابران. «کاهش ترشح یون هیدروژن به درون لوله» نادرست است، زیرا ترشح یون هیدروژن عمدتاً تحت تأثیر pH خون قرار دارد و ارتباط مستقیمی با تغییر نسبی قطر سرخرگ‌های کلیوی ندارد. تله تستی این پرسش در فراموش‌کردن نقش طبیعی باریک‌تر بودن سرخرگ وابران در حفظ فشار تراوشی است؛ وارونه‌شدن این نسبت قطر، برخلاف تصور رایج، تراوش را کاهش می‌دهد نه افزایش.

4. اگر در یک نفرون، قطر سرخرگ وابران نسبت به سرخرگ آوران به‌طور قابل توجهی کاهش یابد، کدام یک از پیامدهای زیر بلافاصله محتمل‌تر است؟

  • توقف کامل تراوش به دلیل عدم توانایی خون در خروج از کلافک
  • کاهش شدید نرخ تراوش گلومرولی به دلیل کاهش جریان خون ورودی به کلافک
  • افزایش نرخ تراوش گلومرولی به دلیل افزایش مقاومت پس از کلافک و بالا رفتن فشار تراوشی
  • بدون تغییر ماندن نرخ تراوش گلومرولی به دلیل ثابت بودن اختلاف فشار دو سوی دیوارهٔ کلافک

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«افزایش نرخ تراوش گلومرولی به دلیل افزایش مقاومت پس از کلافک و بالا رفتن فشار تراوشی» پاسخ درست است، زیرا تنگ شدن سرخرگ وابران باعث می‌شود خون دیرتر از کلافک خارج شود، فشار خون درون مویرگ‌های کلافک بالا می‌رود و در نتیجه نرخ تراوش گلومرولی بلافاصله افزایش می‌یابد. «بدون تغییر ماندن نرخ تراوش گلومرولی به دلیل ثابت بودن اختلاف فشار دو سوی دیوارهٔ کلافک» رد می‌شود، زیرا تغییر قطر سرخرگ وابران دقیقاً همان اختلاف فشاری را که موجب تراوش می‌شود دگرگون می‌کند و ثابت نمی‌ماند. «توقف کامل تراوش به دلیل عدم توانایی خون در خروج از کلافک» رد می‌شود، چون کاهش قطر سرخرگ وابران، خروج خون را دشوارتر می‌کند نه غیرممکن، و خون همچنان با فشار بیشتر از کلافک خارج می‌شود. «کاهش شدید نرخ تراوش گلومرولی به دلیل کاهش جریان خون ورودی به کلافک» رد می‌شود، زیرا این سناریو به تغییر قطر سرخرگ آوران مربوط می‌شود، در حالی که در این سؤال قطر سرخرگ وابران کاهش یافته و جریان ورودی به کلافک تغییر مستقیمی نمی‌کند. تلهٔ تستی این سؤال، خلط میان اثر تنگ شدن سرخرگ آوران (کاهش تراوش) و سرخرگ وابران (افزایش تراوش) بر نرخ تراوش گلومرولی است.

5. در یک فرد سالم، آستانهٔ بازجذب گلوکز در لولهٔ پیچ‌خوردۀ نزدیک 180mg/dL180\,\text{mg/dL} است. اگر بر اثر یک جهش ژنی، تعداد ناقل‌های گلوکز در این لوله کاهش یابد و آستانه به 120mg/dL120\,\text{mg/dL} برسد، در حالی که غلظت گلوکز خون 150mg/dL150\,\text{mg/dL} است، کدام حالت در ادرار این فرد مشاهده می‌شود؟

  • گلوکز در ادرار ظاهر می‌شود
  • همزمان گلوکز و پروتئین در ادرار یافت می‌شود
  • حجم ادرار به دلیل اثر اسمزی گلوکز کاهش می‌یابد
  • هیچ گلوکزی در ادرار دفع نمی‌شود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«گلوکز در ادرار ظاهر می‌شود» پاسخ درست است، زیرا غلظت گلوکز خون (150mg/dL150\,\text{mg/dL}) از آستانهٔ جدید بازجذب (120mg/dL120\,\text{mg/dL}) فراتر رفته و ناقل‌های باقی‌ماندهٔ لولهٔ نزدیک اشباع می‌شوند، بنابراین مقدار مازاد گلوکز در ادرار باقی می‌ماند. «همزمان گلوکز و پروتئین در ادرار یافت می‌شود» نادرست است زیرا کاهش تعداد ناقل‌های گلوکز آسیبی به کلافک یا دیوارهٔ تراوشی وارد نمی‌کند تا پروتئین نیز همراه گلوکز دفع شود. «حجم ادرار به دلیل اثر اسمزی گلوکز کاهش می‌یابد» نادرست است زیرا حضور گلوکز در مایع لوله‌ای به‌واسطهٔ اثر اسمزی، آب را در مجرای لوله نگه می‌دارد و حجم ادرار را افزایش می‌دهد نه کاهش. «هیچ گلوکزی در ادرار دفع نمی‌شود» نادرست است زیرا غلظت خون از آستانهٔ جدید بیشتر است و بخشی از گلوکز حتماً بازجذب‌نشده باقی می‌ماند. تله تستی این سؤال آن است که داوطلب آستانهٔ اصلی (180mg/dL180\,\text{mg/dL}) را به‌جای آستانهٔ کاهش‌یافتهٔ جدید در محاسبه به کار ببرد و نتیجه بگیرد گلوکزی در ادرار ظاهر نمی‌شود.

6. در یک فرد سالم، گلوکز و اوره هر دو در مرحلهٔ تراوش از کلافک به کپسول بومن وارد می‌شوند. چنانچه در نمونه‌گیری از یک فرد، غلظت گلوکز ادرار 200mg/dL200\,\text{mg/dL} و غلظت اوره 1800mg/dL1800\,\text{mg/dL} باشد و غلظت گلوکز خون 120mg/dL120\,\text{mg/dL} و غلظت اوره خون 30mg/dL30\,\text{mg/dL} باشد، کدام گزینه به‌درستی وضعیت عملکرد کلیه را تفسیر می‌کند؟

  • بازجذب گلوکز ناقص و بازجذب اوره در حد طبیعی است
  • ظرفیت بازجذب گلوکز کامل است اما بازجذب اوره کاهش یافته است
  • بازجذب اوره به‌طور طبیعی انجام می‌شود ولی بازجذب گلوکز از حد آستانه فراتر رفته است
  • هر دو ماده به‌طور کامل بازجذب شده‌اند و مقادیر ادراری ناشی از ترشح لوله‌ای است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«بازجذب گلوکز ناقص و بازجذب اوره در حد طبیعی است» درست است؛ غلظتِ گلوکزِ خون (120mg/dL120\,\text{mg/dL}) پایین‌تر از آستانهٔ بازجذبِ گلوکز است، بنابراین در حالتِ طبیعی نباید هیچ گلوکزی در ادرار دیده شود؛ وجودِ گلوکز در ادرار در این شرایط نشان‌دهندهٔ نقصِ بازجذبِ گلوکز است، درحالی‌که غلظتِ بالای اورهٔ ادرار نسبت به خون کاملاً با بازجذبِ طبیعیِ اوره سازگار است. «ظرفیت بازجذب گلوکز کامل است اما بازجذب اوره کاهش یافته است» نادرست است؛ اگر بازجذبِ گلوکز کامل بود، ادرار نباید حاویِ هیچ گلوکزی می‌بود، درحالی‌که غلظتِ اوره در این سطح، بازجذبِ طبیعی (نه کاهش‌یافته) را نشان می‌دهد. «بازجذب اوره به‌طور طبیعی انجام می‌شود ولی بازجذب گلوکز از حد آستانه فراتر رفته است» نادرست است؛ غلظتِ گلوکزِ خون پایین‌تر از آستانه است، پس مفهومِ «فراتررفتن از آستانه» در اینجا اصلاً موضوعیت ندارد. «هر دو ماده به‌طور کامل بازجذب شده‌اند و مقادیر ادراری ناشی از ترشح لوله‌ای است» نادرست است؛ گلوکز اصولاً هیچ مسیرِ ترشحیِ فعالی در نفرون ندارد؛ وجودِ آن در ادرار تنها می‌تواند نتیجهٔ بازجذبِ ناقص باشد، نه ترشح. تلهٔ تستی این سؤال این است که داوطلب باید بدونِ توجه به «آستانهٔ بازجذبِ گلوکز» به‌اشتباه گمان نکند وجودِ هرگونه گلوکز در ادرار طبیعی است، و نیز نداند که گلوکز اصلاً مسیرِ ترشحی ندارد تا آن را توجیهِ اشتباهی برای وجودش در ادرار بداند.

7. اگر سرعت تراوش گلومرولی (GFR) در یک فرد 120mL/min120\,\text{mL/min} باشد و ۹۹٪ آب تراوش‌شده در طول نفرون بازجذب شود، حجم تقریبی ادرار تولیدشده در یک شبانه‌روز (۱۴۴۰ دقیقه) چقدر است؟

  • حدود 120mL120\,\text{mL}
  • حدود 17280mL17280\,\text{mL}
  • حدود 1728mL1728\,\text{mL}
  • حدود 172800mL172800\,\text{mL}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«حدود 1728mL1728\,\text{mL}» درست است؛ در یک شبانه‌روز، حجم کل مایع تراوش‌شده برابر است با 120mL/min×1440min=172800mL120\,\text{mL/min} \times 1440\,\text{min} = 172800\,\text{mL}. از آنجا که ۹۹٪ این حجم بازجذب می‌شود، تنها ۱٪ آن (یعنی 1728mL1728\,\text{mL}) به‌صورت ادرار نهایی دفع می‌شود. «حدود 172800mL172800\,\text{mL}» نادرست است؛ این عدد کل حجم تراوش‌شده پیش از بازجذب است، نه حجم نهاییِ ادرار. «حدود 120mL120\,\text{mL}» نادرست است؛ این فقط سرعت تراوش در یک دقیقه است و ضرب در تعداد دقیقه‌های شبانه‌روز و اعمال درصد بازجذب در آن انجام نشده. «حدود 17280mL17280\,\text{mL}» نادرست است؛ این عدد از بازجذب نادرستِ ۹۰٪ (به‌جای ۹۹٪) به دست می‌آید. تلهٔ تستی این سؤال، فراموش‌کردنِ یکی از دو گامِ محاسبه (تبدیل سرعتِ دقیقه‌ای به حجمِ شبانه‌روزی، یا اعمال درصدِ بازجذب) است.

8. اگر غلظت اورهٔ خوناب یک فرد 30mg/dL30\,\text{mg/dL} و غلظت اورهٔ ادرار او 1500mg/dL1500\,\text{mg/dL} باشد (نسبتی حدود ۵۰ برابر)، این نسبت بیشتر نشان‌دهندهٔ کدام یک از موارد زیر است؟

  • عدم تراوش اوره از کلافک به کپسول بومن
  • ترشح فعال مقادیر زیادی اوره از خون به درون لوله‌های کلیوی
  • بازجذبِ گستردهٔ آب، طوری‌که اوره در حجمِ کمتری از آب متمرکز می‌شود
  • اختلال در عملکرد کبد و افزایش غیرطبیعی تولید اوره

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«بازجذبِ گستردهٔ آب، طوری‌که اوره در حجمِ کمتری از آب متمرکز می‌شود» درست است؛ اوره عمدتاً از راه تراوش وارد کپسول بومن می‌شود و بازجذب فعالِ چشمگیری ندارد، در حالی که حدود ۹۹٪ آبِ تراوش‌شده بازجذب می‌شود. در نتیجه، همان مقدار اوره در حجم بسیار کوچک‌تری از آب باقی می‌ماند و غلظت آن در ادرار نسبت به خون بسیار بالا می‌رود، بدون نیاز به ترشح فعال اوره. «ترشح فعال مقادیر زیادی اوره از خون به درون لوله‌های کلیوی» نادرست است؛ اوره در گُردیزه عمدتاً از راه تراوش وارد لوله می‌شود، نه ترشح فعال. «عدم تراوش اوره از کلافک به کپسول بومن» نادرست است؛ برعکس، اوره آزادانه تراوش می‌شود؛ اگر تراوش نمی‌شد، اصلاً در ادرار یافت نمی‌شد. «اختلال در عملکرد کبد و افزایش غیرطبیعی تولید اوره» نادرست است؛ افزایش نسبت غلظت ادرار به خون، پدیده‌ای طبیعی و روزانه است و نشانه‌ی اختلال کبدی نیست. تلهٔ تستی این سؤال این است که داوطلب ممکن است غلظت بالای یک ماده در ادرار را به‌اشتباه نشانه‌ی «ترشح فعال مقادیر زیادی اوره از خون به درون لوله‌های کلیوی» تصور کند؛ در حالی که در مورد اوره، این غلظت بالا صرفاً نتیجه‌ی بازجذب گستردهٔ آب (نه اوره) است.

9. در آزمایش ادرار دو بیمار، در بیمار الف فقط پروتئین و در بیمار ب هم پروتئین و هم گلوکز مشاهده می‌شود، در حالی که قند خون هر دو در محدودهٔ طبیعی است. محتمل‌ترین تفسیر کدام است؟

  • بیمار الف فقط دچار آسیب کلافکی است؛ بیمار ب علاوه بر آسیب کلافکی، آسیب لوله‌ای (اختلال حامل‌های بازجذب) هم دارد
  • هر دو بیمار فقط دچار آسیب کلافکی‌اند و تفاوتی در شدت آسیب ندارند
  • بیمار ب لزوماً به دیابت قندی مبتلا است، زیرا گلوکز در ادرارش دیده می‌شود
  • وجود پروتئین در ادرار بیمار ب طبیعی است و نیازی به بررسی ندارد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«بیمار الف فقط دچار آسیب کلافکی است؛ بیمار ب علاوه بر آسیب کلافکی، آسیب لوله‌ای (اختلال حامل‌های بازجذب) هم دارد» درست است؛ پروتئین در هر دو بیمار نشانهٔ آسیب به سدِ تراوشیِ کلافک/کپسول بومن است. اما ظهور گلوکز در ادرار بیمار ب، با وجود قند خون طبیعی، نمی‌تواند ناشی از عبور از آستانه‌ی بازجذب باشد (که نیازمند قند خون بالاست)؛ پس باید ناشی از نارساییِ خودِ حامل‌های بازجذب گلوکز در لولهٔ پیچ‌خوردهٔ نزدیک باشد، یعنی آسیبی جداگانه در بخش لوله‌ای نفرون. «هر دو بیمار فقط دچار آسیب کلافکی‌اند و تفاوتی در شدت آسیب ندارند» نادرست است؛ اگر تفاوتی در آسیب وجود نداشت، نباید گلوکز فقط در یکی از آن‌ها دیده می‌شد. «بیمار ب لزوماً به دیابت قندی مبتلا است، زیرا گلوکز در ادرارش دیده می‌شود» نادرست است؛ دیابت قندی با افزایش قند خون همراه است، در حالی‌که در این سؤال قند خون بیمار ب طبیعی ذکر شده است. «وجود پروتئین در ادرار بیمار ب طبیعی است و نیازی به بررسی ندارد» نادرست است؛ پروتئین در ادرارِ سالم عملاً وجود ندارد و حضور آن همیشه نشانه‌ی آسیب و نیازمندِ بررسی است. تلهٔ تستی این سؤال این است که داوطلب ممکن است با دیدن «گلوکز در ادرار» بلافاصله آن را با دیابت قندی یکی بگیرد، بدون توجه به قیدِ صریحِ سؤال مبنی بر طبیعی‌بودنِ قند خون.

10. چهار جانور زیر را از نظر میزان سازگاری با کمبود آب (از بیشترین به کمترین سازگاری) در نظر بگیرید: (۱) حشرهٔ بیابانی، (۲) پستاندار بیابانی مانند شتر، (۳) دوزیست بالغ در خشکی، (۴) ماهی آب شیرین. کدام ترتیب صحیح است؟

  • ۴ > ۳ > ۲ > ۱
  • ۲ > ۱ > ۴ > ۳
  • ۱ > ۲ > ۳ > ۴
  • ۳ > ۱ > ۲ > ۴

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«۱ > ۲ > ۳ > ۴» درست است؛ حشرهٔ بیابانی با دفع اوریک‌اسیدِ جامد، کمترین آب را از دست می‌دهد و بیشترین سازگاری را دارد. پستاندار بیابانی مانند شتر همچنان اوره (که نیاز آبیِ بیشتری از اوریک‌اسید دارد) دفع می‌کند، اما با تغلیظ بسیار قویِ ادرار در کلیه، آب زیادی صرفه‌جویی می‌کند. دوزیست بالغِ خشکی‌زی نیز اوره دفع می‌کند، اما به دلیل پوستِ نازک و تراوا که برای تنفس پوستی باید مرطوب بماند، وابستگیِ بیشتری به آب دارد و کمتر از پستاندار بیابانی سازگار است. ماهی آب شیرین، که در محیط آبی زندگی می‌کند و آمونیاک (سمی‌ترین و پرآب‌برترین مادهٔ دفعی) دفع می‌کند، هیچ سازگاریِ خاصی با کمبود آب ندارد و در این رتبه‌بندی در پایین‌ترین جایگاه قرار می‌گیرد. «۴ > ۳ > ۲ > ۱» نادرست است؛ این ترتیب کاملاً معکوسِ اصلِ سازگاری با کمبود آب است. «۲ > ۱ > ۴ > ۳» نادرست است؛ زیرا حشرات با دفع اوریک‌اسید جامد، سازگاریِ بیشتری از پستانداران دارند، نه کمتر. «۳ > ۱ > ۲ > ۴» نادرست است؛ دوزیستان با وجود دفع اوره، به دلیل وابستگی پوستی به رطوبت، نمی‌توانند سازگارتر از حشرات یا پستانداران بیابانی باشند. تلهٔ تستی این سؤال این است که داوطلب ممکن است صرفاً بر اساس «نوع مادهٔ دفعی» (که در پستاندار و دوزیست یکسان است) قضاوت کند و تفاوتِ ظرفیتِ تغلیظِ کلیه در پستاندار و وابستگیِ پوستی به رطوبت در دوزیست را نادیده بگیرد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان