گفتار ۱: یاختههای بافت عصبی
بافت عصبی از نورونها (پذیرش، هدایت و انتقال پیام) و یاختههای پشتیبان (نگهداری و ساخت غلاف میلین) تشکیل شده است. هر نورون از جسم یاخته، دندریت (دریافت پیام) و آکسون یا آسه (انتقال پیام به پایانه) ساخته شده. غلاف میلین که بسیاری از آسهها را میپوشاند پیوسته نیست؛ فاصلههای بدون میلین گرههای رانویه نام دارند. سه نوع نورون داریم: حسی (از اندامها به مغز و نخاع)، حرکتی (از مغز و نخاع به ماهیچه) و رابط (میان نورونهای دیگر).
پتانسیل آرامش یعنی اختلاف پتانسیل حدود بین دو سوی غشای نورون در حالت استراحت؛ پمپ سدیم-پتاسیم با مصرف ATP به ازای هر چرخه ۳ سدیم را بیرون و ۲ پتاسیم را داخل میفرستد و کانالهای نشتی هم پتاسیم بیشتری خارج میکنند، بنابراین داخل یاخته منفیتر میماند.
پتانسیل عمل با باز شدن کانالهای دریچهدار سدیمی و ورود آغاز میشود (دپولاریزاسیون)، سپس با بسته شدن آنها و باز شدن کانالهای پتاسیمی، غشا به حالت اولیه بازمیگردد (رپولاریزاسیون). در رشتههای میلیندار، پتانسیل عمل فقط در گرههای رانویه ایجاد میشود و پیام از گرهای به گرهٔ دیگر میجهد — هدایت جهشی — که بسیار سریعتر از هدایت در رشتههای بدون میلین است. در بیماری ام.اس، تخریب میلین هدایت پیام را مختل میکند.
در همایه (سیناپس)، پیام از یاختهٔ پیشهمایه با آزاد شدن ناقل عصبی در فضای همایه به یاختهٔ پسهمایه منتقل میشود و همیشه یکطرفه است. ناقل عصبی میتواند تحریککننده یا بازدارنده باشد؛ نمونهها شامل دوپامین (لذت و حرکت، کمبود آن در پارکینسون)، استیلکولین (حافظه، کمبود آن در آلزایمر)، سروتونین، GABA و گلوتاماتاند.
گفتار ۲: ساختار دستگاه عصبی
مغز و نخاع دستگاه عصبی مرکزی را میسازند و با استخوان، پردههای مننژ و مایع مغزی-نخاعی محافظت میشوند؛ سد خونی-مغزی هم مانع ورود بیشتر مواد به مغز میشود. در مغز، ماده خاکستری (جسم یاختهها) بیرون و ماده سفید (رشتههای میلیندار) داخل قرار دارد؛ در نخاع برعکس است.
مخ بیشترین حجم مغز را دارد و به لوبهای پیشانی (تصمیمگیری و حرکت ارادی)، آهیانه (حس)، گیجگاهی (شنوایی و حافظه) و پسسری (بینایی) تقسیم میشود. در ساقهٔ مغز، بصلالنخاع حیاتیترین بخش است و تنفس و ضربان قلب را تنظیم میکند. مخچه حرکت را شروع نمیکند بلکه تعادل و هماهنگی حرکات را برعهده دارد. تالاموس ایستگاه رلهٔ اطلاعات حسی است، هیپوتالاموس محیط داخلی بدن را تنظیم میکند و هیپوکامپ در تبدیل حافظهٔ کوتاهمدت به بلندمدت نقش کلیدی دارد — آسیب آن در آلزایمر باعث ناتوانی در ثبت خاطرات جدید میشود.
نخاع مرکز انعکاسهای نخاعی است؛ ریشهٔ پشتی آن حسی و ریشهٔ شکمی آن حرکتی است.
گفتار ۳: دستگاه عصبی محیطی
بخش پیکری پیام را به ماهیچههای اسکلتی میرساند و شامل حرکات ارادی و انعکاسی است؛ در انعکاس نخاعی، پاسخ پیش از آگاهی مغز رخ میدهد. بخش خودمختار ماهیچهٔ صاف، قلب و غدد را تنظیم میکند و دو شاخهٔ متضاد دارد: سمپاتیک (حالت هیجان و استرس؛ افزایش ضربان قلب و مردمک گشاد) و پاراسمپاتیک (آرامش و استراحت؛ اثر معکوس).
اعتیاد با اثر مواد بر سامانهٔ کنارهای و آزاد شدن دوپامین شکل میگیرد؛ با ادامهٔ مصرف، دوپامین کمتری آزاد میشود و نیاز به مصرف بیشتر پیدا میشود. مغز نوجوانان در برابر این تغییرات آسیبپذیرتر است. الکل نیز با تغییر فعالیت ناقلهای عصبی، حرکت، گفتار و قضاوت را مختل میکند.
در میان جانوران، ساختار عصبی از شبکهٔ سادهٔ هیدر و گرههای مغزی پلاناریا تا مغز و طناب عصبی پشتی مهرهداران تنوع دارد؛ در بیمهرگان طناب عصبی شکمی و در مهرهداران پشتی است.