پرش به محتوای اصلی

تبادلات گازی (علوم تجربی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

تبادلات گازی

چرا نفس می‌کشیم؟

تنفس یاخته‌ای برای ساخت ATP به اکسیژن نیاز دارد و CO2CO_2 تولید می‌کند. افزایش CO2CO_2 خون از کاهش O2O_2 خطرناک‌تر است، چون CO2CO_2 با آب واکنش می‌دهد و اسید کربنیک می‌سازد که pH خون را پایین می‌آورد و در عملکرد پروتئین‌ها اختلال ایجاد می‌کند.

ساختار دستگاه تنفس

دستگاه تنفس دو بخش دارد: بخش هادی (بینی، حلق، حنجره، نای، نایژه، نایژک) که هوا را هدایت، تصفیه، گرم و مرطوب می‌کند، و بخش مبادله‌ای (نایژک مبادله‌ای تا حبابک‌ها) که محل واقعی تبادل گاز است. حنجره با برچاکنای (اپی‌گلوت) هنگام بلع از ورود غذا به مجرای تنفسی جلوگیری می‌کند؛ نای حلقه‌های غضروفی به‌شکل حرف C دارد. نایژک‌ها برخلاف نایژه‌ها غضروف ندارند، پس می‌توانند تنگ و گشاد شوند و جریان هوا را تنظیم کنند.

حبابک‌ها با یاخته‌های سنگ‌فرشی نازک، یاخته‌های نوع دوم (سازندۀ سورفاکتانت که کشش سطحی را کم و باز شدن حبابک را آسان می‌کند) و ماکروفاژها ساخته شده‌اند؛ در نوزادان نارس، کمبود سورفاکتانت تنفس را دشوار می‌کند. دیوارۀ نازک حبابک و مویرگ مجاور آن مسافت انتشار گازها را به حداقل می‌رساند.

حمل گازها در خون

اکسیژن بیشتر به هموگلوبین گویچه‌های قرمز متصل می‌شود: در حبابک با غلظت بالای O2O_2 می‌پیوندد و در بافت‌ها با غلظت پایین‌تر جدا می‌شود. کربن‌دی‌اکسید بیشتر به شکل یون بیکربنات در خوناب حمل می‌شود. مونوکسید کربن، گاز بی‌رنگ و بی‌بوی حاصل از سوختن ناقص، به همان جایگاه O2O_2 روی هموگلوبین می‌چسبد اما به‌سختی جدا می‌شود و می‌تواند مسمومیت کشنده ایجاد کند.

تهویۀ شُشی

شش‌ها درون پردۀ جنب قرار دارند که فشار منفی مایع میان دو لایه‌اش مانع جمع شدن کامل شش‌ها در بازدم می‌شود؛ اگر قفسۀ سینه سوراخ شود، این فشار از بین می‌رود و شش جمع می‌شود. دم همیشه فعال است: انقباض میان‌بند (دیافراگم) و ماهیچه‌های بین‌دنده‌ای خارجی حجم قفسۀ سینه را زیاد و فشار درون شش را کم می‌کند تا هوا وارد شود. بازدم عادی غیرفعال است و فقط با کشسانی شش‌ها انجام می‌شود؛ بازدم عمیق با انقباض ماهیچه‌های بین‌دنده‌ای داخلی و شکمی فعال می‌شود.

حجم جاری (~۵۰۰ میلی‌لیتر) هوای یک نفس عادی است؛ حجم باقی‌مانده (~۱۲۰۰ میلی‌لیتر) حتی پس از بازدم عمیق در شش می‌ماند و حبابک‌ها را باز نگه می‌دارد و تبادل گاز را بین دو نفس ممکن می‌سازد. ظرفیت حیاتی، مجموع حجم جاری و ذخیره‌های دمی و بازدمی است؛ حدود ۱۵۰ میلی‌لیتر هوا هم به‌صورت «هوای مرده» در بخش هادی می‌ماند و به حبابک‌ها نمی‌رسد. این حجم‌ها را با دستگاهی به‌نام دَم‌سنج (اسپیرومتر) اندازه می‌گیرند. مرکز تنفس اصلی در بصل‌النخاع و مرکز ثانوی در پل مغزی قرار دارند؛ افزایش CO2CO_2 و کاهش O2O_2 خون هر دو مرکز تنفس را تحریک می‌کنند. در افراد سیگاری که یاخته‌های مژک‌دار مخاط تنفسی را از دست می‌دهند، سرفه تنها راه بیرون راندن مواد خارجی می‌شود.

تنوع تبادلات گازی در جانداران

جانداران ساده مثل پارامسی و هیدر گاز را مستقیم با محیط مبادله می‌کنند. کرم خاکی و دوزیستان از تنفس پوستی (نیازمند رطوبت) بهره می‌برند. حشرات با لوله‌های نایی گاز را مستقیماً به یاخته‌ها می‌رسانند و خون در این انتقال نقشی ندارد. ماهیان با آبشش و جریان مخالف آب و خون، کارایی تبادل را به حداکثر می‌رسانند. در تنفس ششی، قورباغه هوا را با پمپ فشار مثبت به شش می‌راند، انسان با پمپ فشار منفی می‌مکد و پرندگان با کیسه‌های هوادار جریانی یک‌طرفه و کاراتر از پستانداران دارند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. اگر VT=500 mLV_T=500\ \text{mL} و VD=150 mLV_D=150\ \text{mL} و f=12f=12 باشد تهویه آلوئولی تقریباً چند است

  • VA=3000 mLmin1V_A=3000\ \text{mL\,min}^{-1} با تقریب آزاد
  • VA=(VTVD)f=4200 mLmin1V_A=(V_T-V_D)f=4200\ \text{mL\,min}^{-1}
  • VA=VTf=6000 mLmin1V_A=V_T f=6000\ \text{mL\,min}^{-1}
  • VA=VDf=1800 mLmin1V_A=V_D f=1800\ \text{mL\,min}^{-1}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«VA=(VTVD)f=4200 mLmin1V_A=(V_T-V_D)f=4200\ \text{mL\,min}^{-1}» درست است؛ تهویهٔ آلوئولی از کسرِ هوای مرده از حجمِ جاری و سپس ضرب در تعدادِ تنفس به دست می‌آید: (500150)×12=4200(500-150)\times12=4200. «VA=VTf=6000 mLmin1V_A=V_T f=6000\ \text{mL\,min}^{-1}» نادرست است؛ این مقدار بدونِ کسرِ هوای مرده محاسبه شده و در واقع VEV_E است، نه VAV_A. «VA=VDf=1800 mLmin1V_A=V_D f=1800\ \text{mL\,min}^{-1}» نادرست است؛ این فقط هوای مردهٔ کل در دقیقه است، نه هوای رسیده به حبابک. «VA=3000 mLmin1V_A=3000\ \text{mL\,min}^{-1} با تقریب آزاد» نادرست است؛ این عددی تقریبی و بدونِ مبنای محاسباتیِ درست است. تلهٔ تستی این سؤال، فراموش‌کردنِ کسرِ هوای مرده پیش از ضرب در تعدادِ تنفس است.

2. اگر فردی به‌جای ۱۲ نفس در دقیقه با VT=500V_T=500، ۳۰ نفس در دقیقه با VT=250V_T=250 داشته باشد و VD=150V_D=150 باشد کدام درست‌تر است

  • تهویه آلوئولی افزایش می‌یابد چون تعداد نفس بیشتر است
  • حجم تنفسی و تهویه آلوئولی هر دو برابر می‌مانند
  • هوای مرده کاهش می‌یابد و کارایی بهتر می‌شود
  • حجم تنفسی در دقیقه بیشتر و تهویه آلوئولی بسیار کمتر می‌شود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«حجم تنفسی در دقیقه بیشتر و تهویه آلوئولی بسیار کمتر می‌شود» درست است. گامِ ۱ — حالتِ اول: VE=VT×f=500×12=6000V_E=V_T\times f=500\times12=6000 و VA=(VTVD)f=(500150)×12=350×12=4200V_A=(V_T-V_D)f=(500-150)\times12=350\times12=4200 (میلی‌لیتر در دقیقه). گامِ ۲ — حالتِ دوم: VE=250×30=7500V_E=250\times30=7500 و VA=(250150)×30=100×30=3000V_A=(250-150)\times30=100\times30=3000. گامِ ۳ — مقایسه: VEV_E از ۶۰۰۰ به ۷۵۰۰ بالا رفته (بیشتر شده) اما VAV_A از ۴۲۰۰ به ۳۰۰۰ افت کرده (بسیار کمتر شده). وارسیِ مستقل (حالتِ حدی): اگر عمقِ هر نفس تا خودِ هوای مرده کم شود (VT150V_T\to150)، هرچقدر هم تندتر نفس بکشیم VA=(150150)f=0V_A=(150-150)f=0 می‌شود، در حالی که VEV_E می‌تواند هر عددِ بزرگی باشد؛ پس بزرگ‌شدنِ VEV_E به‌هیچ‌وجه بزرگ‌شدنِ VAV_A را تضمین نمی‌کند و این با نتیجهٔ گامِ ۳ هم‌جهت است. «حجم تنفسی و تهویه آلوئولی هر دو برابر می‌مانند» نادرست است؛ هیچ‌کدام برابر نمانده‌اند: VEV_E از ۶۰۰۰ به ۷۵۰۰ رفته و VAV_A از ۴۲۰۰ به ۳۰۰۰. «تهویه آلوئولی افزایش می‌یابد چون تعداد نفس بیشتر است» نادرست است؛ تعدادِ نفس تنها یکی از دو عاملِ حاصل‌ضرب است؛ افتِ (VTVD)(V_T-V_D) از ۳۵۰ به ۱۰۰ (کمتر از یک‌سوم) بر افزایشِ ff از ۱۲ به ۳۰ (۲٫۵ برابر) غلبه می‌کند. «هوای مرده کاهش می‌یابد و کارایی بهتر می‌شود» نادرست است؛ VDV_D در هر تنفس همان 150150 میلی‌لیترِ ثابت است؛ آنچه عوض شده سهمِ نسبیِ آن است: در حالتِ اول ۳۰٪ و در حالتِ دوم ۶۰٪ از هر نفس هدر می‌رود. تلهٔ تستی این سؤال، یکی گرفتنِ VEV_E با VAV_A است؛ نفس‌های تند و کم‌عمق می‌توانند حجمِ کلِ بیشتری جابه‌جا کنند و در همان حال هوای مؤثرِ کمتری به حبابک‌ها برسانند.

3. اگر VTV_T از ۵۰۰ به ۸۰۰ افزایش یابد و ff از ۱۲ به ۸ برسد و VD=150V_D=150، تغییر VAV_A چگونه است

  • VAV_A به مقدار نامعلوم تغییر می‌کند
  • VAV_A کاهش می‌یابد چون تعداد نفس کمتر شده است
  • VAV_A تقریباً افزایش می‌یابد چون سهم مؤثر هر دم بیشتر شده
  • VAV_A تقریباً ثابت می‌ماند و بدون تغییر است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«VAV_A تقریباً افزایش می‌یابد چون سهم مؤثر هر دم بیشتر شده» درست است؛ محاسبه: حالتِ اول (500150)×12=4200(500-150)\times12=4200؛ حالتِ دوم (800150)×8=5200(800-150)\times8=5200؛ با وجودِ کاهشِ تعدادِ تنفس، بزرگ‌ترشدنِ حجمِ جاری سهمِ هوای مرده را نسبتاً کوچک‌تر کرده و VAV_A افزایش یافته است. «VAV_A کاهش می‌یابد چون تعداد نفس کمتر شده است» نادرست است؛ تعدادِ تنفس به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست؛ بزرگ‌شدنِ همزمانِ حجمِ جاری این کاهش را جبران و حتی فراتر می‌برد. «VAV_A تقریباً ثابت می‌ماند و بدون تغییر است» نادرست است؛ محاسبهٔ دقیق نشان می‌دهد تغییرِ واقعی (افزایش) رخ داده است. «VAV_A به مقدار نامعلوم تغییر می‌کند» نادرست است؛ با اعدادِ داده‌شده، مقدارِ دقیقِ تغییر کاملاً قابلِ‌محاسبه است. تلهٔ تستی این سؤال، قضاوتِ عجولانه بر اساسِ تغییرِ فقط یکی از دو متغیر (ff) بدونِ محاسبهٔ اثرِ ترکیبیِ هر دو متغیر (VTV_T و ff) است.

4. کدام سناریو بهترین نتیجه از فرمول VA=(VTVD)fV_A=(V_T-V_D)f را نشان می‌دهد

  • ff تنها تعیین‌کننده VAV_A است
  • افزایش VTV_T با کاهش ff می‌تواند VAV_A را افزایش دهد
  • افزایش VDV_D با اسنورکل VAV_A را بهبود می‌دهد
  • کاهش VTV_T در نفس‌های سریع VAV_A را افزایش می‌دهد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«افزایش VTV_T با کاهش ff می‌تواند VAV_A را افزایش دهد» درست است؛ طبقِ فرمولِ VA=(VTVD)fV_A=(V_T-V_D)f، افزایشِ VTV_T سهمِ هوای مؤثر را در هر تنفس بیشتر می‌کند؛ حتی با کاهشِ ff، اگر افزایشِ (VTVD)(V_T-V_D) به‌اندازهٔ کافی بزرگ باشد، حاصل‌ضربِ نهایی می‌تواند افزایش یابد. «افزایش VDV_D با اسنورکل VAV_A را بهبود می‌دهد» نادرست است؛ افزایشِ VDV_D طبقِ همین فرمول VAV_A را کاهش می‌دهد، نه بهبود. «کاهش VTV_T در نفس‌های سریع VAV_A را افزایش می‌دهد» نادرست است؛ کاهشِ VTV_T (به‌ویژه نزدیک‌شدن به VDV_D) VAV_A را کاهش می‌دهد. «ff تنها تعیین‌کننده VAV_A است» نادرست است؛ طبقِ فرمول، (VTVD)(V_T-V_D) نیز به همان اندازه در تعیینِ VAV_A نقش دارد. تلهٔ تستی این سؤال، محدودکردنِ نادرستِ عواملِ مؤثر بر VAV_A فقط به یکی از سه متغیرِ فرمول است.

5. کدام مورد درباره اثر COCO بر شاخص‌های تهویه صحیح‌تر است

  • COCO باعث افزایش سورفاکتانت می‌شود
  • COCO مستقیم VEV_E را افزایش می‌دهد
  • COCO با ایجاد هیپوکسی ممکن است تحریک تنفس کند اما مخاطره اصلی کاهش ظرفیت حمل O2O_2 است
  • COCO VDV_D را کم می‌کند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«COCO با ایجاد هیپوکسی ممکن است تحریک تنفس کند اما مخاطره اصلی کاهش ظرفیت حمل O2O_2 است» درست است؛ اگرچه کاهشِ اکسیژن‌رسانیِ ناشیِ از COCO می‌تواند در نهایت تا حدی تنفس را تحریک کند، خطرِ اصلی و مستقیمِ COCO کاهشِ ظرفیتِ حملِ O2O_2 توسطِ هموگلوبین است، نه اثرِ مستقیم بر شاخص‌های تهویه. «COCO مستقیم VEV_E را افزایش می‌دهد» نادرست است؛ COCO به‌طورِ مستقیم و قوی محرکِ تهویه نیست، چون فشارِ جزئیِ O2O_2 خون (که گیرنده‌های محیطی به آن حساس‌اند) در مسمومیتِ COCO طبیعی می‌ماند. «COCO VDV_D را کم می‌کند» نادرست است؛ COCO ارتباطی به حجمِ هوای مرده ندارد. «COCO باعث افزایش سورفاکتانت می‌شود» نادرست است؛ چنین ارتباطی وجود ندارد. تلهٔ تستی این سؤال، خلط‌کردنِ مخاطرهٔ اصلیِ COCO (ظرفیتِ حملِ O2O_2) با شاخص‌های تهویه‌ای است.

6. کدام مورد درباره اثر افزایش مقاومت نایژکی بر VEV_E و VAV_A صحیح‌تر است

  • VAV_A افزایش می‌یابد
  • VDV_D حذف می‌شود
  • هر دو بدون تغییر می‌مانند
  • VEV_E ممکن است با کار بیشتر حفظ شود اما VAV_A کاهش می‌یابد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«VEV_E ممکن است با کار بیشتر حفظ شود اما VAV_A کاهش می‌یابد» درست است؛ افزایشِ مقاومتِ نایژکی می‌تواند با تلاشِ بیشترِ ماهیچه‌های تنفسی، حجمِ کلیِ تنفسی (VEV_E) را تا حدی حفظ کند، اما چون رساندنِ هوا به بخشِ مبادله‌ای دشوارتر شده، تهویهٔ آلوئولیِ واقعی (VAV_A) کاهش می‌یابد. «هر دو بدون تغییر می‌مانند» نادرست است؛ حداقل VAV_A تحتِ تأثیر قرار می‌گیرد. «VAV_A افزایش می‌یابد» نادرست است؛ این دقیقاً برعکسِ پیامدِ افزایشِ مقاومت است. «VDV_D حذف می‌شود» نادرست است؛ هوای مرده هرگز حذف نمی‌شود؛ این ادعا بی‌پایه است. تلهٔ تستی این سؤال، برابر دانستنِ حفظِ VEV_E ظاهری با حفظِ کاراییِ واقعیِ تهویه (VAV_A) است.

7. در یک فرد سالم، اگر ناگهان فعالیت آنزیم کربنیک انیدراز در گویچه‌های قرمز به صفر برسد، کدام یک از موارد زیر در مقایسه با حالت طبیعی بیشتر کاهش می‌یابد؟

  • غلظت H2CO3H_2CO_3 در گویچه‌های قرمز
  • میزان CO2CO_2 متصل به هموگلوبین در گویچه‌های قرمز
  • غلظت HCO3HCO_3^- در خوناب ورودی به بافت‌ها
  • حجم CO2CO_2 حمل‌شده به صورت محلول در خوناب

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«غلظت HCO3HCO_3^- در خوناب ورودی به بافت‌ها» درست است؛ زیرا در نبود کربنیک‌انیدراز، واکنش CO2+H2OH2CO3HCO3+H+CO_2+H_2O\rightleftharpoons H_2CO_3\rightleftharpoons HCO_3^-+H^+ در گویچه‌های قرمز عملاً متوقف می‌شود؛ از آنجا که بخش عمده‌ی CO2CO_2 خون از همین مسیر و به شکل HCO3HCO_3^- منتقل می‌شود، بیشترین افت نسبت به حالت طبیعی متوجه همین مقدار خواهد بود. «حجم CO2CO_2 حمل‌شده به صورت محلول در خوناب» نادرست است؛ چون این مسیر (حل‌شدن مستقیم CO2CO_2 در خوناب) اصلاً به کربنیک‌انیدراز وابسته نیست و با انسداد مسیر تبدیل به HCO3HCO_3^-، ممکن است مقدار آن نسبت به حالت عادی افزایش هم بیابد، نه کاهش. «غلظت H2CO3H_2CO_3 در گویچه‌های قرمز» نادرست است؛ چون H2CO3H_2CO_3 در حالت طبیعی هم غلظت بسیار ناچیز و گذرایی دارد و افت مطلق آن در مقایسه با افت غلظت HCO3HCO_3^- (که سهم اصلی حمل CO2CO_2 را دارد) چشمگیر نیست. «میزان CO2CO_2 متصل به هموگلوبین در گویچه‌های قرمز» نادرست است؛ چون اتصال CO2CO_2 به هموگلوبین (کربامینوهموگلوبین) واکنشی مستقیم و مستقل از کربنیک‌انیدراز است و با نبود این آنزیم دچار اختلال نمی‌شود. تلهٔ تستی این سؤال، تصور این‌که کربنیک‌انیدراز روی همه‌ی مسیرهای حمل CO2CO_2 به یک اندازه اثر می‌گذارد، در حالی‌که این آنزیم فقط مسیر تبدیل به HCO3HCO_3^- را کنترل می‌کند.

8. در یک فرد بالغ، اگر به دنبال ضربه به سر، مرکز تنفس ثانویه در پل مغزی از کار بیفتد اما بصل‌النخاع سالم بماند، کدام یک از موارد زیر به‌طور مستقیم تحت تأثیر قرار می‌گیرد؟

  • تولید پیام عصبی برای انقباض ماهیچه‌های دمی
  • طول مدت هر چرخهٔ دم و بازدم
  • حساسیت گیرنده‌های شیمیایی به CO2CO_2
  • سرعت انتشار CO2CO_2 از خون به حبابک‌ها

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«طول مدت هر چرخهٔ دم و بازدم» درست است؛ مرکز تنفس ثانویه در پل مغزی وظیفهٔ محدودکردن و خاتمه‌دادن به دم را برعهده دارد؛ با از کار افتادن آن، دم طولانی‌تر شده و نظم چرخهٔ تنفسی مختل می‌شود. «تولید پیام عصبی برای انقباض ماهیچه‌های دمی» نادرست است؛ این وظیفه برعهدهٔ مرکز تنفس اصلی در بصل‌النخاع است که سالم مانده. «حساسیت گیرنده‌های شیمیایی به CO2CO_2» نادرست است؛ این گیرنده‌ها مستقل از مرکز پل مغزی عمل می‌کنند. «سرعت انتشار CO2CO_2 از خون به حبابک‌ها» نادرست است؛ این یک فرایند فیزیکی مستقل از مراکز عصبی تنفس است. تلهٔ تستی این سؤال، خلط‌کردن نقش مرکز تنفس اصلی (بصل‌النخاع، صدور پیام) با مرکز تنفس ثانویه (پل مغزی، تنظیم مدت دم) است.

9. یک فرد سالم در حالت استراحت، حجم جاری‌اش ۵۰۰ میلی‌لیتر و حجم تنفسی در دقیقه‌اش ۶ لیتر است. اگر حجم هوای مردهٔ او ۱۵۰ میلی‌لیتر باشد، در هر دقیقه چند میلی‌لیتر هوا به بخش مبادله‌ای می‌رسد؟

  • 58505850
  • 45004500
  • 48004800
  • 42004200

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«42004200» درست است. گامِ ۱ — تعدادِ تنفس: f=VE/VT=6000/500=12f=V_E/V_T=6000/500=12 بار در دقیقه. گامِ ۲ — هوای مؤثرِ هر تنفس: 500150=350500-150=350 میلی‌لیتر. گامِ ۳ — تهویهٔ حبابکی: 350×12=4200350\times12=4200 میلی‌لیتر در دقیقه. وارسیِ مستقل (از راهی دیگر): کلِ هوای مردهٔ یک دقیقه 150×12=1800150\times12=1800 میلی‌لیتر است، پس 60001800=42006000-1800=4200؛ هر دو راه به یک عدد می‌رسند. «58505850» نادرست است؛ این 60001506000-150 است، یعنی هوای مرده فقط یک بار (نه در هر ۱۲ تنفس) کسر شده. «45004500» نادرست است؛ این 6000150×106000-150\times10 است، یعنی هوای مرده برای ۱۰ تنفس حساب شده در حالی که فرد ۱۲ بار نفس می‌کشد. «48004800» نادرست است؛ این (500100)×12(500-100)\times12 است، یعنی هوای مرده به‌اشتباه 100100 به‌جای 150150 میلی‌لیتر گرفته شده. تلهٔ تستی این سؤال، کسرِ یک‌بارهٔ هوای مرده از تهویهٔ دقیقه‌ای است؛ هوای مرده در هر تنفس یک بار هدر می‌رود، پس باید در تعدادِ تنفس ضرب شود.

10. یک فرد در حالت عادی حجم جاری 500mL500\,\text{mL} و تعداد تنفس 1212 در دقیقه دارد. اگر حجم ذخیره دمی 3000mL3000\,\text{mL} و حجم ذخیره بازدمی 1000mL1000\,\text{mL} باشد، حجم هوای تازه‌ای که در یک دقیقه به بخش مبادله‌ای می‌رسد چند میلی‌لیتر است؟ (هوای مرده 150mL150\,\text{mL})

  • 18001800
  • 420420
  • 42004200
  • 54005400

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«42004200» درست است؛ چون حجم هوای مرده‌ی تشریحی 150mL150\,\text{mL} از حجم جاری 500mL500\,\text{mL} کم می‌شود (500150=350mL500-150=350\,\text{mL}) تا هوای تازه‌ی رسیده به بخش مبادله‌ای در هر دم به دست آید، و این مقدار در تعداد تنفس ضرب می‌شود: 350×12=4200350\times12=4200. «54005400» نادرست است؛ چون این عدد از ضرب مستقیم حجم جاری کامل (بدون کسر هوای مرده) در تعداد تنفس به دست نمی‌آید و با محاسبه‌ی درست (350×12350\times12) همخوانی ندارد. «18001800» نادرست است؛ چون این عدد از محاسبه‌ای ناقص به دست می‌آید که هوای مرده را به‌جای کسر از حجم جاری، به‌اشتباه با تعداد تنفس ترکیب می‌کند و با تهویه‌ی حبابکی واقعی مطابقت ندارد. «420420» نادرست است؛ چون این عدد معادل یک‌دهم مقدار درست است و از خطای محاسباتی (مانند جابه‌جایی رقم اعشار یا کسر تعداد تنفس) ناشی می‌شود، نه از فرمول صحیح تهویه‌ی حبابکی. تلهٔ تستی این سؤال، فراموش‌کردن کسر حجم هوای مرده از حجم جاری پیش از ضرب در تعداد تنفس، و استفاده‌ی مستقیم از کل حجم جاری برای محاسبه‌ی هوای رسیده به بخش مبادله‌ای است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان