پرش به محتوای اصلی

از یاخته تا گیاه (علوم تجربی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

از یاخته تا گیاه

دیوارۀ یاخته‌ای و واکوئول

یاختۀ گیاهی علاوه بر غشا، دیوارهای بیرون از آن دارد که بخشی از یاختۀ زنده (پروتوپلاست) نیست. دیواره از سه لایه ساخته می‌شود: تیغۀ میانی (پکتین، اولین لایه، بین دو یاخته)، دیوارۀ نخستین (سلولز و پکتین، اجازۀ رشد می‌دهد) و دیوارۀ پسین (استحکام بیشتر، مانع رشد). پلاسمودسم‌ها کانال‌های سیتوپلاسمی‌اند که دو یاختۀ مجاور را در نواحی نازک دیواره به نام لان به هم متصل می‌کنند؛ معادل گیاهی اتصالات شکافی جانوران.

واکوئول اندامک اختصاصی گیاهی است که بیشترین حجم یاختۀ بالغ را اشغال می‌کند و آب، پروتئین‌هایی مثل گلوتن و رنگ‌دانه‌هایی مثل آنتوسیانین را در خود ذخیره می‌کند. در تورژسانس ورود آب به واکوئول پروتوپلاست را به دیواره فشار می‌دهد و استواری اندام‌های غیرچوبی را تضمین می‌کند؛ در پلاسمولیز خروج آب پروتوپلاست را از دیواره جدا می‌کند و در حالت طولانی به پژمردگی دائمی می‌انجامد. دیسه‌ها (پلاست‌ها) شامل سبزدیسه (کلروفیل)، رنگ‌دیسه (کاروتنوئید، مثل هویج) و نشادیسه (نشاسته، مثل سیب‌زمینی) هستند؛ در پاییز سبزدیسه به رنگ‌دیسه تبدیل می‌شود و رنگ برگ‌ها تغییر می‌کند.

ترکیبات دیگر گیاهی: شیرابه مایعی سفید یا رنگی است که از محل برش بعضی گیاهان خارج می‌شود و ترکیبش در گونه‌های مختلف فرق دارد؛ لاستیک از شیرابۀ نوعی درخت ساخته می‌شود. آلکالوئیدها ترکیبات نیتروژن‌داری هستند که گیاه برای دفاع در برابر گیاه‌خواران می‌سازد و در پزشکی هم به‌عنوان مُسکّن یا ضد سرطان کاربرد دارند؛ اما گیاهی بودن یک ترکیب به معنی بی‌ضرر بودن آن نیست، برخی از آن‌ها سمی یا اعتیادآورند.

سامانه‌های بافتی

پیکر گیاهان آوندی از سه سامانه ساخته شده: بافت پوششی، بافت زمینه‌ای و بافت آوندی. روپوست معمولاً یک لایه یاخته است و لایۀ لیپیدی پوستک روی آن از تبخیر آب و ورود عوامل بیماری‌زا جلوگیری می‌کند؛ روپوست ریشه پوستک ندارد تا جذب آب و مواد معدنی آسان‌تر باشد. یاخته‌های نگهبان روزنه برخلاف سایر یاخته‌های روپوست سبزینه دارند؛ کُرک‌ها و تار کشنده (در ریشه) هم از تمایز یاخته‌های روپوست به‌وجود می‌آیند. در اندام‌های مسن، پیراپوست (چوب‌پنبه + کامبیوم چوب‌پنبه‌ساز + پارانشیم) جای روپوست را می‌گیرد و عدسک‌ها در آن امکان تبادل گاز را فراهم می‌کنند. بافت زمینه‌ای سه نوع دارد: پارانشیم (زنده، دیوارۀ نازک، تقسیم‌پذیر، محل فتوسنتز و ذخیره)، کلانشیم (زنده، دیوارۀ نخستین ضخیم، انعطاف‌پذیر) و اسکلرانشیم (مرده، دیوارۀ پسین لیگنینی، استحکامی).

بافت آوندی دو نوع اصلی دارد: آوند چوبی با یاخته‌های مردۀ لیگنینی که شیرۀ خام (آب و مواد معدنی) را از ریشه بالا می‌برد، و آوند آبکش با یاخته‌های زنده و صفحات آبکشی که شیرۀ پرورده (قند و مواد آلی) را از برگ به سایر اندام‌ها می‌رساند.

مریستم‌ها و رشد

یاخته‌های مریستمی دائماً تقسیم می‌شوند. مریستم نخستین در نوک ریشه (زیر کلاهک محافظ) و در جوانه‌های ساقه قرار دارد و سبب افزایش طول می‌شود؛ نتیجه‌اش ساختار نخستین است. مریستم پسین فقط در گیاهان دولپه وجود دارد و ضخامت را افزایش می‌دهد: کامبیوم چوب‌آبکش به داخل آوند چوبی پسین و به بیرون آوند آبکش پسین می‌سازد؛ کامبیوم چوب‌پنبه‌ساز به بیرون بافت چوب‌پنبه (پیراپوست) و به درون یاخته‌های پارانشیمی تولید می‌کند. تک‌لپه‌ای‌ها مریستم پسین ندارند، پس افزایش ضخامتشان محدود است.

سازش با محیط

گیاهان خشکی‌زی با پوستک ضخیم، روزنه‌های فرورفته و کُرک‌دار، و ذخیرۀ آب در واکوئول با کمبود آب مقابله می‌کنند. گیاهان آبزی با فضاهای هوایی بزرگ در پارانشیم به کمبود اکسیژن پاسخ می‌دهند؛ درختان حرّا در سواحل جنوب ایران با شُش‌ریشه از سطح آب اکسیژن می‌گیرند. گیاهان شورزی با جذب فعال سدیم یا دفع نمک از برگ در محیط پرنمک زنده می‌مانند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. یاخته‌ای با دیوارهٔ نخستین در محلول هیپوتونیک قرار می‌گیرد و آب وارد واکوئول آن می‌شود. با توجه به رفتار هم‌زمان دیواره و غشا، کدام گزینه به‌درستی توضیح می‌دهد که چرا این یاخته نمی‌ترکد؟

  • غشای یاخته به‌تنهایی و مستقل از دیواره، با بستن کانال‌های آب از ورود بیشتر آب جلوگیری می‌کند
  • واکوئول با ترشح فعال مواد محلول به بیرون از خود، غلظت درونی‌اش را کاهش داده و اسمز را متوقف می‌کند
  • دیواره در برابر افزایش حجم کاملاً منعطف است و تعادل فقط با توقف کامل جذب آب توسط سیتوپلاسم برقرار می‌شود
  • دیوارهٔ سلولزی در برابر فشار روبه‌بیرون پروتوپلاست مقاومت می‌کند و فشار تورژسانس را متعادل نگه می‌دارد، بدون آنکه ورود آب را کاملاً متوقف کند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«دیوارهٔ سلولزی در برابر فشار روبه‌بیرون پروتوپلاست مقاومت می‌کند و فشار تورژسانس را متعادل نگه می‌دارد، بدون آنکه ورود آب را کاملاً متوقف کند» درست است؛ در محیط هیپوتونیک آب همچنان بر اساس شیب اسمزی وارد می‌شود، اما دیوارهٔ محکم و کشسانِ نخستین با ایجاد فشار مقابل (فشار دیواره)، از افزایش بی‌رویهٔ حجم و پارگی یاخته جلوگیری می‌کند تا در نقطه‌ای فشار تورژسانس و فشار دیواره به تعادل برسند. «غشای یاخته به‌تنهایی و مستقل از دیواره، با بستن کانال‌های آب از ورود بیشتر آب جلوگیری می‌کند» نادرست است زیرا غشا نفوذپذیری انتخابی دارد ولی به‌طور فعال ورود آب را متوقف نمی‌کند؛ عامل اصلیِ جلوگیری از ترکیدن، مقاومت مکانیکیِ دیواره است، نه بسته‌شدن کانال. «واکوئول با ترشح فعال مواد محلول به بیرون از خود، غلظت درونی‌اش را کاهش داده و اسمز را متوقف می‌کند» نادرست است زیرا چنین سازوکار فعالی برای توقف اسمز در این شرایط وجود ندارد. «دیواره در برابر افزایش حجم کاملاً منعطف است و تعادل فقط با توقف کامل جذب آب توسط سیتوپلاسم برقرار می‌شود» نیز نادرست است و اساساً برعکسِ ویژگی تعیین‌کنندهٔ دیواره (استحکام محدودکننده) است. تلهٔ تستی: نسبت‌دادن نقش محافظتیِ اصلی (که برعهدهٔ دیوارهٔ سخت و کشسان است) به غشا یا به فرایندهای فعال نامعتبر.

2. اگر در یک آزمایش، یاخته‌ای گیاهی ابتدا در محلول هیپرتونیک به پلاسمولیز کامل برسد و سپس بلافاصله به آب مقطر منتقل شود، کدام توالی از رویدادها به‌درستی رخ می‌دهد؟

  • چون دیواره در حین پلاسمولیز به‌طور موقت آسیب دیده، آب ابتدا باید دیواره را ترمیم کند و سپس پروتوپلاست بازمی‌گردد
  • پروتوپلاست بلافاصله و بدون تأخیر به حالت اولیه بازمی‌گردد چون فاصلهٔ آن تا دیواره ناچیز است
  • ابتدا آب از راه غشای نفوذپذیر وارد پروتوپلاست می‌شود، سپس پروتوپلاست به‌تدریج به دیواره نزدیک می‌شود و در نهایت فشار تورژسانس دوباره برقرار می‌شود
  • ابتدا دیواره منبسط می‌شود تا فضای خالی بین پروتوپلاست و دیواره را پر کند، سپس آب وارد پروتوپلاست می‌شود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ابتدا آب از راه غشای نفوذپذیر وارد پروتوپلاست می‌شود، سپس پروتوپلاست به‌تدریج به دیواره نزدیک می‌شود و در نهایت فشار تورژسانس دوباره برقرار می‌شود» درست است؛ در آب مقطر (محیط کاملاً هیپوتونیک)، آب به‌صورت تدریجی و بر اساس اسمز وارد واکوئول و سیتوپلاسم می‌شود تا پروتوپلاست دوباره منبسط شده و به دیواره برسد. «ابتدا دیواره منبسط می‌شود» نادرست است زیرا دیواره ساختاری نسبتاً صلب و غیرفعال است؛ این پروتوپلاست است که حرکت و تغییر حجم می‌کند، نه دیواره. «دیواره در حین پلاسمولیز آسیب دیده و باید ترمیم شود» نادرست است زیرا دیواره در طول پلاسمولیز دست‌نخورده باقی می‌ماند؛ فقط پروتوپلاست از آن جدا می‌شود. «پروتوپلاست بلافاصله و بدون تأخیر بازمی‌گردد» نیز نادرست است زیرا اسمز فرایندی تدریجی است، نه آنی. تلهٔ تستی: تصور اینکه دیواره در پلاسمولیز نقشی فعال یا آسیب‌پذیر دارد، در حالی‌که فقط پروتوپلاست تغییر می‌کند.

3. پلاسمودسم‌ها در ناحیهٔ لان بین دو یاختهٔ مجاور فراوان‌اند. اگر یاخته‌ای بخشی از دیوارهٔ پسینِ خود را در نواحی غیر از لان تشکیل ندهد، این وضعیت غیرعادی چه پیامد محتمل‌تری برای ارتباط بین‌یاخته‌ای دارد؟

  • تیغهٔ میانی جایگزین پلاسمودسم شده و وظیفهٔ انتقال سیتوپلاسمی را برعهده می‌گیرد
  • پلاسمودسم‌ها می‌توانند در نواحی جدید (فراتر از لان معمول) نیز شکل بگیرند و ارتباط سیتوپلاسمی گسترش یابد
  • ارتباط سیتوپلاسمی به‌طور کامل قطع می‌شود چون پلاسمودسم فقط دقیقاً در محل از‌پیش‌تعیین‌شدهٔ لان قابل تشکیل است
  • یاخته به‌طور خودکار دیوارهٔ نخستین خود را نیز از دست می‌دهد تا ارتباط حفظ شود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«پلاسمودسم‌ها می‌توانند در نواحی جدید (فراتر از لان معمول) نیز شکل بگیرند و ارتباط سیتوپلاسمی گسترش یابد» درست است؛ لان صرفاً ناحیه‌ای است که در آن دیوارهٔ پسین تشکیل نشده و پلاسمودسم‌ها متراکم‌ترند، اما اصل وجود پلاسمودسم به این نواحی محدود نیست — هرجا دیوارهٔ پسین شکل نگیرد، امکان ارتباط سیتوپلاسمی از طریق دیوارهٔ نخستین باقی‌مانده وجود دارد. «ارتباط سیتوپلاسمی به‌طور کامل قطع می‌شود» نادرست است زیرا لان محل تجمع پلاسمودسم است، نه تنها محل ممکن برای وجود آن. «یاخته دیوارهٔ نخستین خود را از دست می‌دهد» نادرست و بی‌پایه است؛ چنین رویدادی در این سناریو مطرح نیست. «تیغهٔ میانی جایگزین پلاسمودسم می‌شود» نیز نادرست است زیرا تیغهٔ میانی ساختاری چسباننده است، نه کانال ارتباطی. تلهٔ تستی: خلط بین «محل معمول تجمع پلاسمودسم» (لان) و «تنها محل ممکن برای وجود آن».

4. دو یاختهٔ گیاهی مجاور، یکی دارای دیوارهٔ پسینِ کامل و دیگری فاقد دیوارهٔ پسین است. اگر پلاسمودسم بین این دو یاخته باقی بماند، این کانال باید از کدام لایه‌های دیواره عبور کرده باشد؟

  • فقط از دیوارهٔ پسینِ یاختهٔ اول، بدون عبور از تیغهٔ میانی
  • فقط از غشای پلاسمایی دو یاخته، بدون تماس با هیچ لایه‌ای از دیواره
  • چنین پلاسمودسمی نمی‌تواند وجود داشته باشد چون دو یاخته دیوارهٔ نامتقارن دارند
  • از تیغهٔ میانی و دیوارهٔ نخستینِ هر دو یاخته، و در ناحیهٔ لانِ یاختهٔ دارای دیوارهٔ پسین

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«از تیغهٔ میانی و دیوارهٔ نخستینِ هر دو یاخته، و در ناحیهٔ لانِ یاختهٔ دارای دیوارهٔ پسین» درست است؛ پلاسمودسم برای اتصال دو پروتوپلاست باید از همهٔ لایه‌های مشترک بین دو یاخته (تیغهٔ میانی، دو دیوارهٔ نخستین) عبور کند و در یاختهٔ دارای دیوارهٔ پسین، دقیقاً از ناحیهٔ نازکِ لان می‌گذرد تا به مانع دیوارهٔ پسینِ ضخیم برنخورد. «فقط از دیوارهٔ پسینِ یاختهٔ اول» نادرست است زیرا پلاسمودسم اساساً از نواحی نازک (لان) عبور می‌کند، نه از دیوارهٔ پسینِ ضخیم. «فقط از غشای پلاسمایی، بدون تماس با دیواره» نادرست است زیرا پلاسمودسم کانالی است که از میان لایه‌های دیواره می‌گذرد، نه فقط از غشا. «چنین پلاسمودسمی نمی‌تواند وجود داشته باشد» نیز نادرست است؛ نامتقارن‌بودن دیوارهٔ دو یاخته مانع تشکیل پلاسمودسم نیست، تا زمانی‌که مسیر لان در طرف دارای دیوارهٔ پسین حفظ شود. تلهٔ تستی: تصور اینکه پلاسمودسم فقط باید از یک لایهٔ خاص عبور کند، در حالی‌که باید از تمام لایه‌های مشترک، به‌جز دیوارهٔ پسینِ ضخیم، بگذرد.

5. اگر بخشی از دیوارهٔ نخستین یک یاخته به‌طور غیرطبیعی از سلولز خالی شود اما پکتین آن دست‌نخورده بماند، این تغییر احتمالاً کدام ویژگی یاخته را بیشتر تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؟

  • استحکام مکانیکی و مقاومت دیواره در برابر فشار تورژسانس، زیرا سلولز عامل اصلی استحکام‌بخشیِ دیوارهٔ نخستین است
  • چسبندگی یاخته به یاختهٔ مجاور، زیرا این وظیفه اصولاً برعهدهٔ سلولز دیوارهٔ نخستین است
  • توانایی یاخته در تقسیم شدن، زیرا سلولز مستقیماً در تشکیل صفحهٔ یاخته‌ای در زمان تقسیم نقش دارد
  • رنگ‌آمیزی یاخته، زیرا سلولز رنگدانهٔ اصلی دیوارهٔ نخستین است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«استحکام مکانیکی و مقاومت دیواره در برابر فشار تورژسانس، زیرا سلولز عامل اصلی استحکام‌بخشیِ دیوارهٔ نخستین است» درست است؛ رشته‌های سلولزی شبکه‌ای استحکام‌بخش در دیوارهٔ نخستین می‌سازند که در بستر پکتینی قرار گرفته‌اند؛ حذف سلولز مستقیماً استحکام مکانیکی دیواره را کاهش می‌دهد و توان تحمل فشار تورژسانس را از بین می‌برد. «چسبندگی یاخته به یاختهٔ مجاور، زیرا این وظیفه اصولاً برعهدهٔ سلولز دیوارهٔ نخستین است» نادرست است زیرا این وظیفه اصولاً برعهدهٔ پکتینِ تیغهٔ میانی است، نه سلولز دیوارهٔ نخستین. «توانایی یاخته در تقسیم شدن، زیرا سلولز مستقیماً در تشکیل صفحهٔ یاخته‌ای در زمان تقسیم نقش دارد» نادرست است زیرا صفحهٔ یاخته‌ای (پیش‌سازِ تیغهٔ میانی) عمدتاً پکتینی است، نه سلولزی. «رنگ‌آمیزی یاخته، زیرا سلولز رنگدانهٔ اصلی دیوارهٔ نخستین است» نیز کاملاً نادرست است زیرا سلولز ترکیبی بی‌رنگ است. تلهٔ تستی: نسبت‌دادن وظایف پکتین (چسبندگی) به سلولز (استحکام)، در حالی‌که این دو ترکیب نقش‌های مکمل ولی متمایز دارند.

6. در مقایسه با پلاسمولیز، اگر یاخته‌ای در محیطی با غلظت دقیقاً برابر با غلظت شیرهٔ واکوئولی‌اش (ایزوتونیک) قرار گیرد، وضعیت پروتوپلاست آن نسبت به دیواره چگونه خواهد بود؟

  • پروتوپلاست با حداکثر فشار به دیواره می‌چسبد و فشار تورژسانس در بیشینهٔ خود قرار دارد
  • دیواره در این حالت شروع به انقباض فعال می‌کند تا با حجم پروتوپلاست هماهنگ شود
  • پروتوپلاست نه به‌طور کامل متورم به دیواره فشار می‌آورد و نه از آن جدا می‌شود؛ حالتی نزدیک به تعادل حجمی برقرار است
  • پروتوپلاست کاملاً از دیواره جدا شده و به شکل کروی در مرکز یاخته باقی می‌ماند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«پروتوپلاست نه به‌طور کامل متورم به دیواره فشار می‌آورد و نه از آن جدا می‌شود؛ حالتی نزدیک به تعادل حجمی برقرار است» درست است؛ در محیط ایزوتونیک، جابه‌جایی خالص آب بین یاخته و محیط تقریباً صفر است، پس نه پلاسمولیزِ محسوس (جداشدن پروتوپلاست از دیواره) رخ می‌دهد و نه تورژسانسِ کامل با فشار بیشینه. «پروتوپلاست کاملاً از دیواره جدا شده» نادرست است زیرا این ویژگی حالت پلاسمولیز در محیط هیپرتونیک است، نه ایزوتونیک. «پروتوپلاست با حداکثر فشار به دیواره می‌چسبد» نیز نادرست است زیرا این حالت تورژسانسِ کامل، مربوط به محیط هیپوتونیک است. «دیواره شروع به انقباض فعال می‌کند» کاملاً نادرست و بی‌پایه است؛ دیواره ساختاری غیرفعال است. تلهٔ تستی: تعمیم نادرست حالت‌های حدیِ پلاسمولیز و تورژسانسِ کامل به شرایط تعادلیِ ایزوتونیک.

7. اگر آنزیمی به‌طور اختصاصی پکتین تیغهٔ میانی را در یک بافت گیاهی تجزیه کند، بدون آنکه به دیوارهٔ نخستین یا غشای یاخته‌ها آسیبی برساند، محتمل‌ترین پیامد کدام است؟

  • یاخته‌های مجاور از هم جدا می‌شوند، در حالی‌که هرکدام همچنان پروتوپلاست و دیوارهٔ نخستینِ سالم خود را حفظ می‌کنند
  • یاخته‌ها بلافاصله می‌میرند چون پکتین برای بقای پروتوپلاست ضروری است
  • دیوارهٔ نخستین به‌طور خودکار تجزیه می‌شود چون به تیغهٔ میانی وابسته است
  • پلاسمودسم‌ها به‌جای پکتین تخریب‌شده، مستقیماً یاخته‌ها را به هم متصل نگه می‌دارند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«یاخته‌های مجاور از هم جدا می‌شوند، در حالی‌که هرکدام همچنان پروتوپلاست و دیوارهٔ نخستینِ سالم خود را حفظ می‌کنند» درست است؛ چون تیغهٔ میانی تنها لایهٔ چسبانندهٔ پکتینی بین دو یاخته است، تخریب اختصاصی آن پیوند مکانیکی بین یاخته‌ها را از بین می‌برد، بدون آسیب به دیوارهٔ نخستین یا پروتوپلاست هرکدام (این پدیده مشابه نرم‌شدن بافت میوهٔ رسیده است). «یاخته‌ها بلافاصله می‌میرند» نادرست است زیرا پکتین جزء دیواره است، نه بخشی حیاتی برای زنده‌ماندن پروتوپلاست. «دیوارهٔ نخستین به‌طور خودکار تجزیه می‌شود» نادرست است زیرا دیوارهٔ نخستین ساختاری مستقل از تیغهٔ میانی است، هرچند از نظر مکانی مجاور آن است. «پلاسمودسم‌ها جایگزین پکتین می‌شوند» نیز نادرست است زیرا پلاسمودسم کانال ارتباطی است، نه ساختار چسباننده. تلهٔ تستی: خلط نقش ساختاری-چسبانندهٔ تیغهٔ میانی با سلامت پروتوپلاست یا کارکرد پلاسمودسم.

8. گیاهی هم آلکالوئید تولید می‌کند و هم اسید اگزالیک را در واکوئول ذخیره می‌کند. اگر گیاه‌خواری فقط توسط بلورهای اگزالات کلسیم آسیب ببیند، ولی مسمومیت واقعی از خوردن آلکالوئید رخ دهد، این تفاوت به کدام دلیل است؟

  • اسید اگزالیک با بلورهای سوزنی آسیبِ مکانیکی در دهانِ گیاه‌خوار ایجاد می‌کند؛ آلکالوئیدها با اثرِ شیمیایی مسمومیت می‌کنند
  • اسید اگزالیک و آلکالوئیدها هر دو دقیقاً یک سازوکار دفاعی شیمیایی مشترک دارند و تفاوتی در نوع اثر ندارند
  • فقط آلکالوئیدها ترکیبات دفاعی گیاه محسوب می‌شوند و اسید اگزالیک صرفاً مادهٔ ذخیره‌ای بی‌اثر است
  • بلورهای اگزالات کلسیم در واقع نوعی آلکالوئید متبلورشده‌اند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اسید اگزالیک با بلورهای سوزنی آسیبِ مکانیکی در دهانِ گیاه‌خوار ایجاد می‌کند؛ آلکالوئیدها با اثرِ شیمیایی مسمومیت می‌کنند» درست است؛ بلورهای سوزنی‌شکل اگزالات کلسیم (حاصل از اسید اگزالیک) با آسیب فیزیکی به بافت‌های نرم دهان و گوارش گیاه‌خوار دفاع می‌کنند، در حالی‌که آلکالوئیدها ترکیباتی زیست‌فعال‌اند که مستقیماً با سامانهٔ عصبی یا سایر فرایندهای فیزیولوژیک جانور تداخل کرده و مسمومیت واقعی ایجاد می‌کنند؛ این دو سازوکار دفاعی از نظر ماهیت متفاوت‌اند. «هر دو دقیقاً یک سازوکار مشترک دارند» نادرست است و تفاوت مکانیکی/شیمیایی توضیح‌داده‌شده را نادیده می‌گیرد. «فقط آلکالوئیدها ترکیب دفاعی محسوب می‌شوند» نادرست است زیرا اسید اگزالیک نیز نقش دفاعی (هرچند مکانیکی) دارد. «بلورهای اگزالات کلسیم نوعی آلکالوئید متبلورشده‌اند» نیز کاملاً نادرست است؛ این دو از نظر شیمیایی کاملاً متفاوتند (یکی نمک معدنی، دیگری ترکیب آلی نیتروژن‌دار). تلهٔ تستی: تصور اینکه همهٔ ترکیبات دفاعی گیاهی از یک سازوکار (شیمیایی) استفاده می‌کنند، در حالی‌که برخی (مانند بلورهای اگزالات) صرفاً مکانیکی عمل می‌کنند.

9. دو گیاه را در نظر بگیرید: یکی برگی با آنتوسیانین فراوان و کلروفیل کم دارد (برگ ارغوانی)، دیگری فقط کلروفیل و کاروتنوئید دارد (برگ سبز معمولی). اگر هر دو گیاه به یک اندازه نور دریافت کنند، کدام گزینه دربارهٔ توان فتوسنتزی برگ ارغوانی نسبت به برگ سبز درست‌تر است؟

  • برگ ارغوانی اصلاً نمی‌تواند فتوسنتز کند زیرا آنتوسیانین جای کلروفیل را در دیسه‌ها گرفته است
  • آنتوسیانین به‌جای کلروفیل، مستقیماً در واکنش‌های نوری فتوسنتز شرکت می‌کند
  • چون آنتوسیانین در واکوئول است، وجود آن باعث می‌شود سبزدیسه‌ها به‌طور کامل غیرفعال شوند
  • برگِ ارغوانی می‌تواند فتوسنتز کند چون هنوز کلروفیلِ کم و سبزدیسهٔ فعال دارد؛ آنتوسیانین فقط رنگِ ظاهری را عوض می‌کند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«برگِ ارغوانی می‌تواند فتوسنتز کند چون هنوز کلروفیلِ کم و سبزدیسهٔ فعال دارد؛ آنتوسیانین فقط رنگِ ظاهری را عوض می‌کند» درست است؛ آنتوسیانین رنگدانه‌ای واکوئولی و کاملاً مستقل از دستگاه فتوسنتزیِ دیسه‌هاست؛ حضور آن به‌تنهایی کلروفیل موجود در سبزدیسه‌ها را از کار نمی‌اندازد، هرچند ممکن است رنگ ظاهری برگ را بپوشاند. «اصلاً نمی‌تواند فتوسنتز کند چون آنتوسیانین جای کلروفیل را گرفته» نادرست است زیرا این دو رنگدانه در دو مکان کاملاً متفاوت (واکوئول در برابر دیسه) قرار دارند و یکی جایگزین دیگری نمی‌شود. «آنتوسیانین مستقیماً در واکنش‌های نوری شرکت می‌کند» نیز نادرست است؛ آنتوسیانین رنگدانهٔ فتوسنتزی نیست و در واکنش‌های نوری دخالتی ندارد. «وجود آنتوسیانین باعث غیرفعال‌شدن کامل سبزدیسه‌ها می‌شود» نیز بی‌پایه و نادرست است. تلهٔ تستی: تصور اینکه هر رنگدانهٔ گیاهی لزوماً در فتوسنتز نقش دارد یا با کلروفیل رقابت می‌کند، در حالی‌که آنتوسیانین کارکردی کاملاً مجزا (رنگ‌آمیزی، حفاظت نوری در برخی موارد) دارد.

10. اگر آزمایشی نشان دهد یاخته‌ای که واکوئول عملکردی ندارد، فشار تورژسانس پایین‌تری نسبت به یاختهٔ مشابه با واکوئول سالم دارد، ولی هر دو یاخته دیوارهٔ یکسان دارند، این نتیجه چه چیزی دربارهٔ نقش واکوئول تأیید می‌کند؟

  • نبود واکوئول باعث افزایش فشار تورژسانس می‌شود چون فضای بیشتری برای سیتوپلاسم باقی می‌ماند
  • واکوئول با جذب و نگه‌داشتن آب، عامل اصلی ایجاد فشار داخلی (تورژسانس) است و صرف وجود دیوارهٔ سالم برای تورژسانس کافی نیست
  • دیواره به‌تنهایی می‌تواند فشار تورژسانس کاملاً یکسانی ایجاد کند و واکوئول نقشی در آن ندارد
  • فشار تورژسانس فقط به ضخامت دیواره بستگی دارد و ارتباطی به محتوای درونی یاخته ندارد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«واکوئول با جذب و نگه‌داشتن آب، عامل اصلی ایجاد فشار داخلی (تورژسانس) است و صرف وجود دیوارهٔ سالم برای تورژسانس کافی نیست» درست است؛ نتیجهٔ آزمایش (فشار پایین‌تر در غیاب واکوئول عملکردی، با وجود دیوارهٔ یکسان) نشان می‌دهد که خودِ دیواره به‌تنهایی فشار تورژسانس تولید نمی‌کند، بلکه این حجم آب جذب‌شده در واکوئول است که با فشار به دیواره، تورژسانس را ایجاد می‌کند. «دیواره به‌تنهایی فشار یکسانی ایجاد می‌کند» نادرست است و مستقیماً با نتیجهٔ آزمایش (کاهش فشار در نبود واکوئول سالم) در تضاد است. «فشار تورژسانس فقط به ضخامت دیواره بستگی دارد» نیز نادرست است زیرا دو یاخته دیوارهٔ یکسان داشتند اما فشار متفاوتی نشان دادند، که نشان می‌دهد عامل دیگری (واکوئول) نیز دخیل است. «نبود واکوئول باعث افزایش فشار می‌شود» کاملاً برعکسِ نتیجهٔ آزمایش است. تلهٔ تستی: نادیده‌گرفتن نقش محرکِ واکوئول در ایجاد فشار و نسبت‌دادن تورژسانس صرفاً به ویژگی‌های دیواره.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان