پرش به محتوای اصلی

عربی دهم؛ درس ۱: آشنایی و نشانه‌های آفرینش

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

درسنامه

عربی عمومی ۱ — درس ۱: ذاكَ هُوَ اللّٰهُ و التَّعارُف

مسیر یادگیری

این درس از مشاهدهٔ طبیعت آغاز می‌شود: درخت از دانه می‌روید، خورشید گرما و روشنایی می‌دهد، شب با ماه و ستاره‌ها آراسته است و از ابر باران می‌بارد. شعر می‌خواهد دانش‌آموز از این نشانه‌ها به آفرینندهٔ دانا و توانا برسد. بعد از شعر، گفت‌وگویی کوتاه در فرودگاه نجف می‌آید تا زبانِ سلام‌کردن، احوال‌پرسی و معرفی خود را در موقعیتی واقعی تمرین کنیم.

آیهٔ آغازین

آیهٔ آغاز درس از سورهٔ انعام می‌گوید: ستایش مخصوص خدایی است که آسمان‌ها و زمین را آفرید و تاریکی‌ها و روشنایی را پدید آورد. در ترجمه، فعل «خَلَقَ» را «آفرید» و «جَعَلَ» را در این بافت «قرار داد/پدید آورد» می‌خوانیم. آیه با «اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ» آغاز می‌شود؛ یعنی ستایش برای خداست.

شعر: ذاكَ هُوَ اللّٰهُ

شاعر، معروف‌الرصافی، نخست خواننده را به درختی با شاخه‌های تازه و شاداب توجه می‌دهد. می‌پرسد این دانه چگونه رشد کرد و به درخت رسید و چه کسی میوه را از آن بیرون می‌آورد. در بخش بعد، خورشید را با اخگری فروزان مقایسه می‌کند که نور و گرما دارد. سپس از ماهی می‌گوید که شب را روشن می‌کند و ستارگانی که مانند مرواریدهای پراکنده آن را می‌آرایند. پایان شعر به ابر و بارانی می‌رسد که از آن فرو می‌ریزد و پاسخ پرسش آغازین را روشن می‌کند: این نعمت‌ها نشانهٔ خداوندی‌اند که نعمتش فراوان، حکمتش بلند و قدرتش کامل است.

برای ترجمهٔ روان، واژه‌ها را جدا از رابطهٔ جمله‌ای‌شان معنی نکنیم:

  • «اُنْظُرْ» فرمانِ مفرد است: «بنگر»؛ «لِتِلْكَ الشَّجَرَةِ» یعنی «به آن درخت».
  • «ذاتِ الْغُصونِ النَّضِرَةِ» در این ترکیب یعنی «دارای شاخه‌های تازه و شاداب».
  • «مِنْ حَبَّةٍ» مبدأ رشد را نشان می‌دهد: «از یک دانه»؛ «صارَتْ شَجَرَةً» یعنی «درخت شد».
  • «مَنْ ذَا الَّذي» پرسش از شخص یا عامل است: «چه کسی؟»؛ «يُخْرِجُ مِنْها الثَّمَرَةَ» یعنی «میوه را از آن بیرون می‌آورد».
  • «جَذْوَتُها مُسْتَعِرَةٌ» تصویری از اخگرِ افروخته می‌سازد؛ «ضِياءٌ وَ حَرارَةٌ» دو اثر خورشید، روشنایی و گرما، را بیان می‌کند.
  • «أَنْجُمٍ كَالدُّرَرِ» یعنی ستارگانی همچون مرواریدها؛ «أَنْزَلَ مِنْهُ مَطَرَةً» یعنی «از آن بارانی فرو فرستاد».

در خواندن شعر، فعل امر را با جملهٔ خبری اشتباه نگیریم: «اُنْظُرْ»، «اِبْحَثْ» و «قُلْ» مخاطب را به کاری دعوت می‌کنند. در سؤال‌های این پایه، هدف اصلی فهم معنا در جمله است؛ لازم نیست نام و شمارهٔ صیغه‌ها را حفظ کنیم.

واژگان متن

واژه معنی در این درس نکتهٔ فهم
أَنْجُم ستارگان مفردِ آن «نَجْم» است.
ذات دارای در «ذاتُ الغُصون» معنیِ مالکیت/دارابودن می‌دهد.
قُلْ بگو فرمان به یک مخاطب.
ذاكَ آن اسم اشارهٔ دور برای مفرد مذکر.
أَنْزَلَ فرو فرستاد دربارهٔ باران یا چیزی که از بالا می‌آید.
أَوْجَدَ پدید آورد در متن دربارهٔ پدیدآمدن ماه به کار رفته است.
بالِغَة رسیده، کامل، بلند در ترکیب «حِكْمَةٍ بالِغَةٍ»: حکمتی بلند و کامل.
جَذْوَة اخگر، پارهٔ آتش تصویری برای گرمای خورشید.
ضِياء روشنایی نزدیک به «نور».
غُصون شاخه‌ها مفرد: «غُصْن».
دُرَر مرواریدها مفرد: «دُرّ».
يُخْرِجُ بیرون می‌آورد در شعر دربارهٔ بیرون‌آمدن میوه از درخت.
غَيْم ابر با باریدن باران پیوند دارد.
نَضِرَة شاداب و تازه صفتِ شاخه‌ها در شعر.
مُنْهَمِرَة فرو‌ریزنده و پیاپی‌بارنده برای نعمت‌های فراوان به‌صورت تصویری آمده است.

گفت‌وگوی التَّعارُف

گفت‌وگو میان زائری در فرودگاه نجف و یکی از کارکنان سالن است. ترتیب طبیعی مکالمه چنین است: سلام و پاسخ سلام، صبح‌بخیر، پرسیدن حال، پرسیدن محلّ زندگی و نام، سپس گفت‌وگو دربارهٔ سفر به ایران و خداحافظی.

عبارت‌های کلیدی:

  • «اَلسَّلامُ عَلَيْكُم» — سلام بر شما.
  • «وَ عَلَيْكُمُ السَّلامُ وَ رَحْمَةُ اللّٰهِ وَ بَرَكاتُهُ» — و بر شما سلام و رحمت و برکت خدا باد.
  • «صَباحَ الْخَيْر» / «صَباحَ النّور» — صبح‌بخیر / صبحِ روشن.
  • «كَيْفَ حالُكَ؟» — حالت چطور است؟
  • «أَنا بِخَيْرٍ وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ» — من خوبم، خدا را شکر.
  • «مِنْ أَيْنَ أَنْتَ؟» — اهل کجایی؟
  • «أَنا مِنَ الْجُمْهُورِيَّةِ الْإِسْلامِيَّةِ الْإِيرَانِيَّةِ» — من اهل جمهوری اسلامی ایرانم.
  • «ما اسْمُكَ؟» — نامت چیست؟
  • «هَلْ سافَرْتَ إِلَى إِيرانَ؟» — آیا به ایران سفر کرده‌ای؟
  • «أُحِبُّ أَنْ أُسافِرَ، لٰكِنّي لا أُسافِرُ مَعَ الأُسْرَةِ» — دوست دارم سفر کنم، اما با خانواده سفر نمی‌کنم.
  • «إِلَى اللِّقاءِ» / «في أَمانِ اللّٰهِ» — به امید دیدار / در پناه خدا.

در عربی، پاسخ سلام را با همان ادب و کامل‌تر می‌آورند. در «مِنْ أَيْنَ» واژهٔ «مِنْ» مبدأ را می‌پرسد و در «إِلَى إِيرانَ» مقصد را نشان می‌دهد.

فعل‌ها را در متن بشناسیم

کتاب برای مرورِ فعل‌های ماضی، مضارع، امر و نهی جدول‌هایی از ساخت‌های فعل و ضمیرها دارد. این جدول‌ها کمک می‌کنند وقتی فعل را در جمله می‌بینیم، زمان و معنای آن را بفهمیم. در این درس، به‌جای حفظ‌کردن برچسب‌های دستوری، از نشانه‌های روشن استفاده می‌کنیم: «قُلْ» و «اُنْظُرْ» دستورند؛ «يُخْرِجُ» کاری را که انجام می‌شود بیان می‌کند؛ «سافَرْتَ» از سفرکردنِ مخاطب سخن می‌گوید؛ «سَأَكْتُبُ» در تمرین، آینده را می‌رساند؛ و «لا تَكْتُبْ» بازداشتن از نوشتن است.

ضمیرهای پیوسته در واژه‌ها

ضمیر همیشه واژه‌ای مستقل نیست؛ گاهی به پایان اسم می‌چسبد و رابطهٔ مالکیت یا مخاطب را می‌سازد. در «أُسْرَتي»، «ـي» یعنی «ـَم» و کل عبارت «خانواده‌ام» می‌شود. در «اسْمُكَ»، «ـكَ» یعنی «ـَت» و عبارت «نامت» را می‌سازد. اما در «بِخَيْرٍ» ضمیر پیوسته‌ای نداریم و معنی آن «خوب/به‌خوبی» است. هنگام ترجمه، این پسوند را در فارسی باز می‌کنیم تا مالک یا مخاطب جمله گم نشود.

اسم اشارهٔ نزدیک و دور

اسم اشاره هم به فاصله و هم به مفرد/مثنّی/جمع و مذکر/مؤنث توجه دارد. در کتاب نمونه‌هایی مانند «هٰذا الفَلّاحُ» (این کشاورزِ مرد)، «هٰذِهِ الفَلّاحَةُ» (این کشاورزِ زن)، «هٰذانِ الدَّليلانِ» (این دو راهنما) و «هاتانِ الزُّجاجَتانِ» (این دو بطری) آمده است. برای جمع نزدیک از «هٰؤُلاءِ» و برای جمع دور از «أُولٰئِكَ» استفاده می‌شود. برای مفرد دور، «ذٰلِكَ» برای مذکر و «تِلْكَ» برای مؤنث است.

راهِ انتخاب: اول ببین اسم نزدیک است یا دور؛ بعد مفرد، دوتایی یا جمع‌بودنش را پیدا کن؛ در مفرد و مثنّی جنسیت را هم در نظر بگیر. در تمرین‌های این کتاب، «زُجاجَتانِ» دو بطری و «الدَّليلانِ» دو راهنمای مذکرند؛ پس «هاتانِ» و «هٰذانِ» با آن‌ها سازگارند.

پاسخ تشریحی تمرین‌های کتاب

تمرین اول: ترجمه و تشخیص نوع فعل

۱) «اُكْتُبْ رِسالَتَكَ» یعنی «نامه‌ات را بنویس»؛ «تَكْتُبْ عَلَى الْجِدارِ» یعنی «روی دیوار ننویس». اولی فرمان مثبت و دومی نهی است.

۲) «اُكْتُبوا واجِباتِكُم» یعنی «تکلیف‌هایتان را بنویسید»؛ «هُنَّ يَكْتُبْنَ في المَدْرَسَةِ» یعنی «آن‌ها (دختران) در مدرسه می‌نویسند».

۳) «سَأَكْتُبُ دَرْسي» یعنی «درسَم را خواهم نوشت»؛ «سَوْفَ نَكْتُبُ أَبْحاثاً» یعنی «پژوهش‌هایی خواهیم نوشت».

۴) «ما كَتَبْتُم تَمارينَكُم» یعنی «تمرین‌هایتان را ننوشتید»؛ «يَكْتُبونَ بِدِقَّةٍ» یعنی «آن‌ها با دقت می‌نویسند». در پاسخ، معنی جمله و نقشِ نهی/آینده/گذشته/حال را بگویید؛ از تبدیل شخص یا جنس فعل سؤال نمی‌شود.

تمرین دوم: واژهٔ مناسب و یک واژهٔ اضافه

«الدُّرَر» (مرواریدها) با تعریفِ «سنگ‌های گران‌بهای سفیدرنگ» جور است؛ «الشَّرَرَة» با «پاره‌ای جداشده از آتشِ افروخته»؛ «الشَّمْس» با اخگری فروزان که روشنایی و گرما دارد؛ «القَمَر» با جرمی که به دور زمین می‌گردد و روشنایی‌اش را از خورشید می‌گیرد؛ «الغَيْم» با بخارِ انباشته در آسمان که باران از آن می‌بارد؛ و «الفُستان» با پوشاک زنانهٔ رنگارنگ. واژهٔ «الأَنْعُم» یعنی نعمت‌ها و در این تمرین واژهٔ اضافه است.

تمرین سوم: قراردادن اسم اشاره

  • هٰؤُلاءِ فائِزاتٌ — اینان دخترانِ برنده‌اند.
  • هٰذانِ الدَّليلانِ — این دو راهنما.
  • تِلْكَ البَطّارِيَّةُ — آن باتری.
  • أُولٰئِكَ الصّالِحونَ — آنان نیکوکارند.
  • هٰؤُلاءِ الأَصْدِقاءُ — اینان دوستان‌اند.
  • هاتانِ زُجاجَتانِ — این دو بطری.

تمرین چهارم: وزن و حروف اصلی

  • «ناصِر» و «مَنْصور» و «أَنْصار»: حروف اصلی «ن ص ر» است؛ ناصِر بر وزنِ فاعِل، مَنْصور بر وزنِ مَفْعول و أَنْصار بر وزنِ أَفْعال است.
  • «صَبّار» و «صَبور» و «صابِر»: حروف اصلی «ص ب ر» است؛ صَبّار بر وزنِ فَعّال، صَبور بر وزنِ فَعول و صابِر بر وزنِ فاعِل است.

تمرین پنجم: مترادف و متضاد

رَخيصَة ≠ غالِيَة؛ راسِب ≠ ناجِح؛ يَسار ≠ يَمين؛ بَعيد ≠ قَريب؛ بِدايَة ≠ نِهايَة؛ بَيْع ≠ شِراء؛ نور = ضِياء؛ قَبيح ≠ جَميل؛ رَقَدَ = نامَ؛ مَمنوع ≠ مَسموح؛ مُجتَهِد = مُجِدّ؛ حَزين ≠ مَسرور.

تمرین ششم: ساعت

  • «السّادِسَةُ إِلّا رُبْعاً» — پنج و چهل‌وپنج دقیقه (یک ربع مانده به شش).
  • «الثّامِنَةُ وَ النِّصْفُ» — هشت‌ونیم.
  • «الخامِسَةُ وَ الرُّبْعُ» — پنج‌وپانزده دقیقه.

پژوهش دربارۀ آفریده‌های خدا

نمونهٔ پاسخ: در متن کوتاهی دربارهٔ کوه‌های کبیرکوه در بدره می‌توان از بزرگی کوه و تنوع طبیعت گفت. هنگام استفاده از فرهنگ لغت، واژه را در جمله پیدا می‌کنیم، معنی مناسب همان جمله را انتخاب می‌کنیم و بعد جمله را روان به فارسی برمی‌گردانیم؛ ترجمهٔ جداگانهٔ واژه‌ها همیشه جملهٔ درست نمی‌سازد.

جمع‌بندی معلم‌گونه

در این درس شعر از مشاهده به اندیشه می‌رسد و گفت‌وگو زبانِ معرفی و احوال‌پرسی را تمرین می‌دهد. اگر دانش‌آموز بتواند فعل را از روی بافت ترجمه کند، ضمیرِ چسبیده را در فارسی باز کند، و اسم اشاره را با فاصله و تعداد اسم هماهنگ سازد، هستهٔ درس را آموخته است. حفظِ نام و شمارهٔ صیغه‌ها هدف ارزشیابی نیست؛ تمرکز روی خواندن، فهم و ترجمهٔ عبارت است.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. عبارت «اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُماتِ وَالنّورَ» را به فارسی روان برگردانید. الف) نقش معنایی «خَلَقَ» و «جَعَلَ» را جدا توضیح دهید. ب) توضیح دهید چرا در ترجمهٔ این دو فعل، یک معادل فارسیِ یکسان مناسب نیست.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: ترجمه: «ستایش مخصوص خدایی است که آسمان‌ها و زمین را آفرید و تاریکی‌ها و روشنایی را پدید آورد.» «خَلَقَ» آفرینش را می‌رساند و در این جمله «آفرید» ترجمهٔ دقیقی است. «جَعَلَ» در این بافت بر قرار دادن یا پدیدآوردنِ تاریکی و روشنایی دلالت دارد؛ بنابراین «پدید آورد» روان‌تر از تکرارِ «آفرید» است. بخش الف با توضیح دو فعل و بخش ب با توجه به تفاوت معنایی آن‌ها پاسخ داده می‌شود.
کجا بخوانم: «آیهٔ آغازین»
نکته مهم: ترجمهٔ واژه‌به‌واژه همیشه کافی نیست؛ معنای فعل را باید با مفعول و فضای جمله سنجید.

۲. در چهار سطر، مسیر تصویری شعر از دانه تا باران را بازسازی کنید. الف) دو ایستگاه از این مسیر را به ترتیب بنویسید. ب) توضیح دهید چگونه پرسش‌های پیاپی شاعر در پایان به یک نتیجهٔ فکری می‌رسند.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: مسیر شعر از دانه‌ای آغاز می‌شود که می‌روید و درختی با شاخه‌های تازه می‌سازد؛ سپس میوه، خورشیدِ روشن و گرم، ماه و ستارگانِ آراسته‌کنندهٔ شب، و سرانجام ابر و باران مطرح می‌شوند. شاعر در هر بخش می‌پرسد چه کسی این پدیده را پدید آورده است. تکرار پرسش‌ها خواننده را از دیدنِ هر نعمت به جست‌وجوی سرچشمهٔ مشترک آن‌ها می‌برد و پاسخ پایانی، خداوندِ دارای حکمت و قدرت را معرفی می‌کند.
کجا بخوانم: «شعر: ذاكَ هُوَ اللّٰهُ»
نکته مهم: پاسخ باید هم ترتیب پدیده‌ها را نشان دهد و هم رابطهٔ پرسش‌های شعری با نتیجهٔ پایانی را؛ صرفاً نام‌بردن از عناصر شعر کافی نیست.

۳. شاعر خورشید را به اخگری فروزان تشبیه می‌کند. الف) دو ویژگیِ مشترکِ این تصویر و خورشید را توضیح دهید. ب) بگویید چرا این تشبیه برای خواننده ملموس‌تر از گفتنِ صرفِ «خورشید بزرگ و مهم است» است.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: اخگرِ فروزان هم نور دارد و هم گرما؛ شعر نیز برای خورشید «ضیاء» و «حرارة» را کنار هم می‌آورد. تصویر آتش، دو اثر قابل‌حس خورشید را به تجربهٔ روزمره پیوند می‌زند و خواننده روشنایی و گرما را هم‌زمان تصور می‌کند. جملهٔ کلیِ «بزرگ و مهم» هیچ‌یک از این دو اثر را نشان نمی‌دهد؛ پس تشبیه برای ساختن تصویر و فهم نقش خورشید مؤثرتر است.
کجا بخوانم: «شعر: ذاكَ هُوَ اللّٰهُ»
نکته مهم: تشبیه را با یکسان‌گرفتنِ کاملِ خورشید و آتش اشتباه نکنید؛ وجهِ شباهتِ مورد نظر، روشنایی و گرماست.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان