پرش به محتوای اصلی

عربی دهم؛ درس ۶: ذوالقرنین و فعل مجهول

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

درسنامه

عربی عمومی ۱ — درس ۶: ذوالقرنین و فعل مجهول

مسیر یادگیری

درس، داستانِ رهبری دادگر به نام ذوالقرنین را دنبال می‌کند: حرکت به سرزمین‌های گوناگون، دیدنِ مردم گرفتار، شنیدنِ درخواستِ کمک و ساختنِ سدی برای جلوگیری از حملهٔ یأجوج و مأجوج. نکتهٔ دستوریِ درس فعل مجهول است؛ آن را برای فهم و ترجمهٔ جمله می‌شناسیم، اما هدفِ این پایه تبدیلِ جملهٔ معلوم به مجهول یا برعکس نیست. گفت‌وگوی پذیرش هتل نیز دربارهٔ کلید اتاق، ساعت کار و وعده‌های غذایی است.

آیهٔ آغازین

در آیهٔ آغاز، از پیامبر دربارهٔ ذوالقرنین می‌پرسند و به او گفته می‌شود از او یاد و گزارشی برای مردم بخواند: «وَ يَسْأَلونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ ... قُلْ سَأَتْلو عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْراً». «يَسْأَلونَكَ» یعنی از تو می‌پرسند و «سَأَتْلو عَلَيْكُمْ» یعنی به‌زودی برای شما می‌خوانم. این مقدمه، خواننده را به سرگذشتِ شخصیتِ داستان وارد می‌کند.

روایتِ ذوالقرنین

ذوالقرنین پادشاهی عادل و یکتاپرست بود و بر سرزمین‌های گسترده حکومت می‌کرد. او با سپاه بزرگش به نواحی مختلف رفت و مردم را به یکتاپرستی و مبارزه با ظلم و فساد دعوت کرد. مردمِ بخش‌هایی از سرزمین، به‌سبب عدالتش از او استقبال می‌کردند و از او می‌خواستند امورشان را اداره کند. نزدیک مرداب‌هایی با آب بدبو، مردمی نیک و بد زندگی می‌کردند؛ ذوالقرنین با عدالت حکومت کرد و بدکارانِ آنان را اصلاح کرد.

در بخش بعد، او به ناحیه‌ای کوهستانی می‌رسد. مردمی که میان دو کوه و نزدیک تنگه زندگی می‌کردند، از دو قومِ یأجوج و مأجوج آسیب می‌دیدند. آنان می‌گفتند این دو گروه از تنگه به ما حمله می‌کنند، خانه‌ها را ویران و اموال را غارت می‌کنند؛ پس از ذوالقرنین می‌خواهند راهِ تنگه را با سدی محکم ببندد و می‌گویند در کار به او کمک می‌کنند.

ذوالقرنین هدیه‌های فراوان را نمی‌پذیرد و می‌گوید آنچه پروردگارم به من داده بهتر است؛ شما با نیروی کار به من کمک کنید. او فرمان می‌دهد آهن و مس بیاورند. مردم در تنگه مواد را روی هم می‌چینند؛ آتش روشن می‌کنند تا مس ذوب شود و میان آهن‌ها نفوذ کند. سرانجام سدی نیرومند ساخته می‌شود. مردم از دستِ یأجوج و مأجوج رها می‌شوند، از پادشاهِ نیکوکار سپاسگزاری می‌کنند و ذوالقرنین نیز برای موفقیتش خدا را شکر می‌کند.

واژگانِ داستان

واژه معنی در داستان
اِسْتَقَرَّ مستقر شد آغازِ حرکت/استقرار سپاه
جَيْش سپاه همراهان ذوالقرنین
اِسْتَقْبَلَ پیشواز رفت واکنش مردم به آمدن او
مُسْتَنْقَع مرداب منطقه‌ای با آب بدبو
أَصْلَحَ اصلاح کرد تغییرِ رفتار بدکاران
مَضيق تنگه گذرگاه میان دو کوه
مُفْسِدون فسادگران کسانی که به مردم آسیب می‌زدند
نَهَبَ غارت کرد بردنِ مال مردم با زور
رَفَضَ نپذیرفت ردکردنِ هدیه‌ها
حَديد آهن مادهٔ اصلیِ سد
نُحاس مس با آتش ذوب و در سد به‌کار می‌رود
ذابَ ذوب شد تغییرِ مس با گرما
تَخَلَّصَ مِنْ رها شد از نتیجهٔ ساخته‌شدنِ سد

فعل مجهول را در ترجمه بشناسیم

در جملهٔ معلوم، فاعل مشخص است: «فَتَحَ الْحارِسُ الْبابَ» یعنی «نگهبان در را گشود.» در مجهول، گوینده بر کار یا نتیجه تکیه می‌کند و انجام‌دهنده را نمی‌گوید: «فُتِحَ الْبابُ» یعنی «در گشوده شد.» در فارسی معمولاً از «شد/می‌شود» کمک می‌گیریم.

نمونه‌های کتاب: «غَسَلَ» شست در برابرِ «غُسِلَ» شسته شد؛ «خَلَقَ» آفرید در برابرِ «خُلِقَ» آفریده شد؛ «يَكْتُبُ» می‌نویسد در برابرِ «يُكْتَبُ» نوشته می‌شود؛ «أَنْزَلَ» فروفرستاد در برابرِ «أُنْزِلَ» فروفرستاده شد. هنگام ترجمه به دنبالِ انجام‌دهندهٔ پنهان نگردید مگر اینکه جملهٔ پیرامون آن را روشن کند. هدفِ درس شناخت و ترجمهٔ فعل مجهول است؛ تبدیلِ ساختِ معلوم به مجهول یا برعکس تمرینِ ارزشیابی نیست.

گفت‌وگوی پذیرش هتل

میهمان از مسئول پذیرش می‌خواهد کلید اتاق را بدهد، اما متوجه می‌شود کلید متعلق به اتاق او نیست؛ مسئول عذرخواهی می‌کند و کلید درست را می‌دهد. سپس میهمان ساعت کاریِ مسئول را می‌پرسد: از ساعت شش صبح تا دو بعدازظهر کار می‌کند و پس از او همکارش می‌آید. صبحانه از هفت‌ونیم تا هشت‌وچهل‌وپنج دقیقه، ناهار از دوازده تا دو و شام از هفت تا هشت‌وچهل‌وپنج دقیقه ارائه می‌شود. صبحانه شامل چای، نان، پنیر، کره، شیر و مربا است؛ ناهار برنج با مرغ و شام برنج با خورشت بادمجان است.

واژه‌های مهم: «مَسْؤولُ الاستقبال» مسئول پذیرش، «مِفْتاح» کلید، «دَوام» ساعت کار، «مَواعيد» زمان‌ها، «جُبْنَة» پنیر، «زُبْدَة» کره، «دَجاج» مرغ و «مَرَق» خورشت.

پاسخ و توضیح تمرین‌های کتاب

واژهٔ متناسب با تعریف

رفتن به‌سوی گروهی برای استقبال و خوشامد با «اِسْتَقْبَلَ»، مجموعهٔ بزرگ سربازان با «جَيْش»، محلِ جمع‌شدنِ طولانیِ آب با «مُسْتَنْقَع»، فلزی که در صنعت برق به‌کار می‌رود با «نُحاس»، و فضای میان دو کوه با «مَضيق» متناظر است.

تکمیل واژه‌ها در جمله

در جمله‌های قرآنی و داستانی، واژه را با معنی جمله انتخاب کنید: برای کسی که از کار بد توبه می‌کند «تابَ»؛ برای فسادگرانِ یأجوج و مأجوج «مُفْسِدون»؛ برای سکونت در بهشت «اُسْكُنْ»؛ برای لشکرِ نیرومندِ دشمن «مُحارَبَة» یا واژهٔ متناسب با ساخت جمله؛ و برای مردابِ بدبو «كَريهَةٍ» مناسب است. در جاهای خالی، نقشِ دستوری و معنیِ کل عبارت را هر دو بررسی کنید؛ سه واژهٔ فهرست اضافه‌اند.

انتخابِ شکلِ درست و ترجمهٔ مجهول

در تمرینِ انتخابی، «اِسْتَقْبَلَ» گذشتهٔ «يَسْتَقْبِلُ» است؛ «يَتَفَرَّقُ» پراکنده می‌شود؛ مصدرِ «أَغْلَقَ» بستن است؛ و برای درخواستِ آموزش به گروه، «عَلِّموا» یعنی آموزش دهید. در بخشِ مجهول، «يُحاسَبُ» مورد حسابرسی قرار می‌گیرد، «يُخْرَجُ» بیرون آورده می‌شود، و «ذُكِرَ» یاد شد. پاسخ را با ترجمهٔ کامل جمله تثبیت کنید، نه با حفظِ نامِ قالب.

ترجمهٔ نمونه‌های مجهول

«قُرِئَ الْقُرآنُ فَاسْتَمِعوا لَهُ» یعنی «هنگامی که قرآن خوانده شد، به آن گوش دهید.» «يُعْرَفُ الْمُجْرِمونَ بِسيماهُمْ» یعنی «گناهکاران از چهره/نشانه‌هایشان شناخته می‌شوند.» «خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعيفاً» یعنی «انسان ناتوان آفریده شد.» «ما عُمِّرَتِ الْبُلْدانُ بِمِثْلِ الْعَدْلِ» یعنی «هیچ شهری مانند عدالت آباد نشده است.» در هر مورد، فاعلِ انجام‌دهنده گفته نشده و ترجمهٔ فارسی با «شد/می‌شود» این معنا را منتقل می‌کند.

جمع‌بندی معلم‌گونه

داستان از عدالتِ ذوالقرنین، درخواستِ مردم و ساختِ سد به نتیجهٔ رهایی و سپاسگزاری می‌رسد. برای فهمِ آن، مسیر و ترتیب رویدادها را حفظ کنید و علتِ ساخت سد را با موادِ به‌کاررفته پیوند دهید. در جمله‌های مجهول، کار یا نتیجه مهم است و انجام‌دهنده ممکن است نامعلوم بماند؛ فقط معنی را درست ترجمه کنید و واردِ تبدیل‌های دستوریِ خارج از هدف نشوید.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. ذوالقرنین در آیهٔ آغازین چگونه وارد داستان می‌شود؟ الف) پرسشِ مردم و پاسخِ پیامبر را ترجمه کنید. ب) توضیح دهید چرا این مقدمه نقشِ چارچوبِ روایت را دارد.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: مردم دربارهٔ ذوالقرنین از پیامبر می‌پرسند و پاسخ این است: «بگو به‌زودی برای شما از او یاد و گزارشی می‌خوانم.» این مقدمه دلیلِ آغازِ روایت را روشن می‌کند و خواننده را آماده می‌سازد که سرگذشتِ ذوالقرنین را به صورت داستانی دنبال کند.
کجا بخوانم: «آیهٔ آغازین»
نکته مهم: «يَسْأَلونَكَ» پرسشِ مردم را می‌گوید و «سَأَتْلو» پاسخِ آیندهٔ پیامبر است؛ جای گوینده‌ها را عوض نکنید.

۲. دو ویژگیِ اصلیِ ذوالقرنین را بیان کنید. الف) او چه نوع پادشاهی بود و به چه چیزهایی دعوت می‌کرد؟ ب) توضیح دهید چرا استقبال مردم از او با عدالتش پیوند داده شده است.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: ذوالقرنین پادشاهی عادل و یکتاپرست بود؛ مردم را به یکتاپرستی و مبارزه با ظلم و فساد دعوت می‌کرد. مردم از عدالت او استقبال می‌کردند و حتی از او می‌خواستند امورشان را اداره کند. پس اعتماد مردم در داستان نتیجهٔ رفتار عادلانهٔ اوست، نه صرفاً بزرگیِ سپاه یا قدرت پادشاهی.
کجا بخوانم: «روایتِ ذوالقرنین»
نکته مهم: ویژگی‌های اخلاقی و کارکردِ حکومت را به هم پیوند دهید؛ پاسخِ صرفاً «پادشاه بزرگی بود» کامل نیست.

۳. مردمِ نزدیکِ مرداب چه وضعی داشتند و ذوالقرنین چگونه با آنان رفتار کرد؟ الف) مشکلِ محیط و ترکیبِ مردم را بنویسید. ب) توضیح دهید عدالت و اصلاح در این بخش چه معنایی دارد.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: آن منطقه مرداب‌هایی با آب بدبو داشت و مردمی نیک و بد در آن زندگی می‌کردند. ذوالقرنین با عدالت بر آنان حکومت کرد و افراد بدکار را اصلاح کرد. یعنی به جای محکوم‌کردنِ همهٔ مردمِ منطقه، رفتار را ملاک قرار داد و برای اصلاحِ فساد اقدام کرد.
کجا بخوانم: «روایتِ ذوالقرنین»
نکته مهم: متن از دو گروهِ صالح و فاسد در میان مردم نام می‌برد؛ نباید همهٔ ساکنان را یکسان معرفی کرد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان