پرش به محتوای اصلی

عربی دهم؛ درس ۸: تلمیع و اسم‌های مشتق

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

درسنامه

عربی عمومی ۱ — درس ۸: صناعةُ التَّلميع و اسم‌های مشتق

مسیر یادگیری

درس دو بخش دارد: نخست «تلمیع» در شعر فارسی را می‌شناسیم؛ شعری که در آن بخشی فارسی و بخشی عربی است و شاعر با دو زبان بازی هنری می‌سازد. نمونه‌هایی از حافظ و سعدی می‌خوانیم و معنای بیت‌ها را از پیوندِ دو نیمه درمی‌یابیم. سپس اسمِ فاعل، اسمِ مفعول و اسمِ مبالغه را در واژه‌های آماده تشخیص می‌دهیم. هدف، فهمِ نوع و معنیِ اسم‌هاست؛ ساختنِ آن‌ها از فعل یا حفظِ قواعدِ اشتقاق هدفِ ارزشیابی نیست.

تلمیع در ادب فارسی

زبان عربی، زبانِ قرآن و حدیث و ادعیه است و شاعران ایرانی از آن بهره گرفته‌اند. بعضی شاعران بیت‌هایی سروده‌اند که بخشی از آن فارسی و بخشی عربی است؛ به این شعر «مُلَمَّع» می‌گویند. حافظ، سعدی و جلال‌الدین مولوی از شاعرانی‌اند که نمونه‌هایی از تلمیع دارند. در این آرایه، دو زبان در کنار هم قرار می‌گیرند؛ برای فهم بیت باید هر دو بخش را ترجمه کرد و ارتباط معنایی‌شان را دید.

تلمیعِ حافظ شیرازی

در شعر حافظ، گوینده از جداییِ یار سخن می‌گوید و حالِ خود را با تصویرهای پررنگ بیان می‌کند:

  • می‌گوید روزگارِ جدایی از یار برایش چون قیامت گذشته است؛ نامه را با خونِ دل می‌نویسد.
  • از دوریِ یار اشک می‌ریزد و می‌پرسد آیا اشک‌های چشم نشانهٔ جدایی نیستند؟
  • می‌گوید هرچه آزموده، سودی نبرده و حاصلِ تجربه‌اش پشیمانی بوده است.
  • از طبیبی احوالِ دوست را می‌پرسد؛ دوریِ محبوب عذاب است و نزدیکیِ او مایهٔ سلامت و آرامش.
  • با سوگند می‌گوید عشقِ بی‌ملامت ندیده است؛ یعنی عاشق از سرزنشِ دیگران در امان نیست.
  • در پایان، حافظ همچون خواستگاری می‌آید تا جامی از کرامت و بخشندگی بچشد.

ترجمهٔ بیت‌ها را به صورتِ زنجیره‌ای از اندوهِ جدایی، بی‌فایدگیِ آزمون، پرسش از احوالِ دوست و امید به کرامتِ او بخوانید. تصویرهای «خونِ دل»، «قیامت» و «جامِ کرامت» معنای عاطفی می‌سازند؛ آن‌ها را خبرِ واقعی و literal نگیرید.

تلمیعِ سعدی شیرازی

شعر سعدی از ارزشِ آب، دلتنگیِ عاشق و امید به دیدار سخن می‌گوید:

  • سعدی می‌پرسد کسی که کنارِ فرات است، چگونه قدرِ آبِ خوش‌گوار را می‌داند؟ اشاره به آبگیرهای بیابان است که آبِ خوش‌طعم نداشتند، اما برای تشنگان نعمتی بزرگ بودند.
  • می‌گوید اگر یار دوری کند، شب و روزش یکسان می‌شود؛ چهرهٔ دوست روز و چشمِ او را روشن می‌کند.
  • زمان می‌گذرد اما دل همچنان می‌گوید محبوب خواهد آمد؛ عاشق امیدش را از دست نداده است.
  • می‌گوید جمالِ یار را نه دیده و نه شنیده است؛ زیباییِ او در خیالِ عاشق دست‌نیافتنی است.
  • در شب‌های تیره، چشمِ زندگی در جست‌وجوی صبحِ چهرهٔ محبوب است.
  • پاسخِ تلخِ محبوب، شیرینیِ دهانی را پنهان می‌کند که گویی شهد در خود دارد.
  • سعدی از عمرِ کوتاه می‌گوید و می‌خواهد یار چند روزی با او همراهی کند.
  • اوصافِ محبوب را فراتر از صفاتِ معمول می‌داند؛ هرچه زیبایی وصف کند، باز کمتر از حقیقت است.
  • از یار هم می‌ترسد، هم امید دارد، هم یاری می‌جوید و به او نزدیک می‌شود؛ این تضاد، آشفتگیِ عاشق را نشان می‌دهد.
  • در پایان، از جداییِ یاران شکایت می‌کند و می‌گوید حتی اگر به پرندگان بنالد، آنان نیز در آشیانه‌های خود گرفتارند.

واژگان و تصویرهای ادبی

واژه معنی در این درس نکتهٔ فهم
مُلَمَّع شعرِ آمیخته از دو زبان بخشی فارسی و بخشی عربی
هَجْر جدایی محورِ بخش‌هایی از شعر حافظ و سعدی
دَهْر روزگار، زمانِ طولانی در شعر با رنجِ جدایی پیوند دارد
عَذاب رنج و عذاب اثرِ دوریِ یار
سَلامَة سلامت، آرامش اثرِ نزدیکیِ محبوب در بیت حافظ
نَدامَة پشیمانی حاصلِ آزمودن‌های بی‌ثمر
رُفات استخوانِ پوسیده تصویری از مرگ و گذرِ زمان
فَلَوات بیابان‌ها محلِ کاروان و تشنگی
مَصانِع آب‌انبارها ذخیرهٔ آب برای راهیانِ بیابان
شَهْد عسل/شهد شیرینیِ نهفته در پاسخِ تلخ
وُدّ محبت و دوستی بویِ مهر در تصویرِ سعدی
وُكَنات آشیانه‌ها پناهگاهِ پرندگان
كَأْس جام در شعر حافظ، جامِ کرامت

اسمِ فاعل و اسمِ مفعول

اسمِ فاعل انجام‌دهندهٔ کار یا دارندهٔ یک حالت را نشان می‌دهد؛ اسمِ مفعول کسی یا چیزی است که کار بر او انجام شده است. در نمونه‌های آشنا، «خالِق» آفریننده و «مَخْلوق» آفریده‌شده است؛ «صانِع» سازنده و «مَصنوع» ساخته‌شده؛ «عابِد» پرستنده و «مَعبود» پرستیده‌شده.

در واژه‌های دیگر نیز همین پرسش را بپرسید: «چه کسی انجام می‌دهد؟» یا «چه چیزی انجام شده؟» «مُشاهِد» بیننده و «مُشاهَد» دیده‌شده است؛ «مُرْسِل» فرستنده و «مُرْسَل» فرستاده‌شده؛ «مُنْتَظِر» منتظر و «مُنْتَظَر» موردِ انتظار. برای این درس لازم نیست اسم را خودتان از فعل بسازید؛ معنیِ واژهٔ داده‌شده را تشخیص دهید.

اسمِ مبالغه

اسمِ مبالغه شدت یا تکرارِ انجامِ کار را نشان می‌دهد. نمونه‌هایی چون «عَلّامَة» بسیار دانا، «فَهّامَة» بسیار فهمنده، «صَبّار» بسیار شکیبا، «كَذّاب» بسیار دروغگو، «غَفّار» بسیار آمرزنده و «خَلّاق» بسیار آفریننده‌اند. بافت تعیین می‌کند واژه بر شدت و تکرار دلالت کند یا بر شغل و ابزار؛ برای نمونه «خَبّاز» نانوا و «حَدّاد» آهنگر است؛ «سَيّارَة» خودرو، «نَظّارَة» عینک و «فَتّاحَة» دربازکن است.

در ترجمه، واژه را از روی بافت معنا کنید. «غَفّار» دربارهٔ خداوند شدتِ آمرزندگی را می‌رساند؛ اما «خَبّاز» نامِ شغل است. شکلِ ظاهری به‌تنهایی کافی نیست.

پاسخ و توضیح تمرین‌های کتاب

درست یا نادرست دربارهٔ دو شاعر

حافظ و سعدی هر دو مُلَمَّعاتِ زیبا دارند؛ پس جمله‌ای که این نمونه‌ها را از آنان نفی کند نادرست است. حافظ جدایی را چون قیامت می‌بیند؛ در شعرش دوری عذاب و نزدیکی سلامت است. سعدی می‌گوید اگر یار هجرت کند شب و روزش یکسان می‌شوند. در بیتِ سعدی زمان گذشته اما دل هنوز می‌گوید محبوب خواهد آمد؛ پس جملهٔ «یار نخواهد آمد» با آن سازگار نیست.

تشخیصِ اسمِ فاعل و مفعول

«مُعَلِّم» آموزش‌دهنده و «مُعَلَّم» آموزش‌داده‌شده است؛ «عالِم» دانا و «مَعْلوم» دانسته‌شده؛ «مُجَهِّز» آماده‌کننده و «مُجَهَّز» آماده‌شده؛ «مُتَعَلِّم» یادگیرنده و «مُتَعَلَّم» آموخته‌شده است. در نیایشِ پایانی، «يا خالِقَ كُلِّ مَخْلوقٍ» یعنی «ای آفرینندهٔ هر آفریده»؛ «يا مالِكَ كُلِّ مَمْلوكٍ» یعنی «ای مالکِ هر مملوک»؛ «يا رازِقَ كُلِّ مَرْزوقٍ» یعنی «ای روزی‌دهندهٔ هر روزی‌گرفته» و «يا صانِعَ كُلِّ مَصْنوعٍ» یعنی «ای سازندهٔ هر ساخته‌شده».

ترجمهٔ اسم‌های مبالغه

«عَلّام» بسیار دانا، «غَفّار» بسیار آمرزنده، «خَلّاق» بسیار آفریننده، «كَذّاب» بسیار دروغگو، «حَمّالَةُ الْحَطَب» هیزم‌کش/حامل هیزم، «صَبّار» بسیار شکیبا و «رَسّام» نقاش است. «الطَّيّار» خلبان و «فَتّاحَةُ الزُّجاجَة» دربازکن است؛ «فَتّاحَة» در عبارت اخیر ابزار است، نه لزوماً صفتِ مبالغه.

گفت‌وگوی خریدِ سیم‌کارت

مراجعه‌کننده از کارمندِ مخابرات سیم‌کارتِ تلفن همراه می‌خواهد و می‌پرسد آیا کارتِ شارژ هم دارد. کارمند می‌گوید می‌تواند کارتِ شارژی به مبلغ بیست‌وپنج ریال بخرد و اعتبارِ تلفن را از طریق اینترنت افزایش دهد. خریدار سیم‌کارت و کارت شارژ را می‌گیرد، اما متوجه می‌شود کارتِ شارژ کار نمی‌کند. کارمند عذرخواهی می‌کند، می‌گوید حق با مشتری است و کارت را عوض می‌کند.

واژه‌ها: «شَريحة» سیم‌کارت، «بِطاقَة الشَّحْن» کارت شارژ، «رَصيد» اعتبارِ تلفن، «عَبْرَ الْإِنترنت» از طریق اینترنت، «أُبَدِّلُ» عوض می‌کنم و «الْحَقُّ عَلَيْكِ» حق با شماست.

جمع‌بندی معلم‌گونه

تلمیع از کنار هم نشستنِ دو زبان معنا می‌سازد؛ پس هر دو بخش را بخوانید و بعد مفهومِ مشترک را پیدا کنید. در دستور، بپرسید اسم انجام‌دهنده است یا چیزی که کار بر آن انجام شده؛ اگر شدت یا تکرار دارد، ممکن است اسمِ مبالغه باشد، اما بافت می‌تواند شغل یا ابزار را نشان دهد. واژه‌سازی از فعل لازم نیست؛ معنی و نقشِ اسم‌های داده‌شده را دقیق تشخیص دهید.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. تلمیع را تعریف کنید. الف) ساختارِ زبانیِ یک بیتِ مُلَمَّع را توضیح دهید. ب) نامِ دو شاعرِ نمونه‌آمده را بنویسید و توضیح دهید برای فهم شعر چرا باید هر دو زبان را خواند.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: مُلَمَّع شعری است که بخش‌هایی از آن به دو زبان، در این درس فارسی و عربی، سروده شده‌اند. حافظ و سعدی از شاعرانی‌اند که نمونهٔ تلمیع دارند؛ مولوی نیز در مقدمه نام برده شده است. اگر یکی از دو زبان خوانده نشود، بخشی از معنا و پیوندِ میانِ مصراع‌ها از دست می‌رود؛ پس هر دو بخش را باید ترجمه و با هم تفسیر کرد.
کجا بخوانم: «تلمیع در ادب فارسی»
نکته مهم: تلمیع به معنای ترجمهٔ سادهٔ شعر نیست؛ آمیختگیِ دو زبان بخشی از آرایه و ساختِ اثر است.

۲. در شعر حافظ، جداییِ یار با چه تصویری بیان می‌شود؟ الف) عبارتِ مربوط به روزگارِ طولانی و جدایی را به فارسی توضیح دهید. ب) توضیح دهید چرا «قیامت» در این بیت بیانِ شدتِ رنج است، نه تاریخِ واقعیِ یک رخداد.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: گوینده می‌گوید روزگاری طولانی از جداییِ یار را چون قیامت دیده است و از خونِ دل برای دوست نامه نوشته است. «قیامت» در اینجا تصویری ادبی برای بزرگ‌نماییِ سختی و طولانی‌بودنِ دوری است؛ مقصود گزارشِ وقوعِ واقعیِ قیامت در زمانِ جدایی نیست. این تصویر شدتِ رنجِ عاشق را به خواننده منتقل می‌کند.
کجا بخوانم: «تلمیعِ حافظ شیرازی»
نکته مهم: تصویرِ ادبی را تحت‌اللفظی نخوانید؛ مقصود، سنجشِ شدتِ اندوه است.

۳. بیتِ مربوط به آزمودنِ یار را ترجمه و تفسیر کنید. الف) نتیجهٔ آزمودن‌های گوینده چه بوده است؟ ب) توضیح دهید چرا «ندامَة» با این تجربه پیوند دارد.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: گوینده می‌گوید هرکس آزموده را دوباره بیازماید، نتیجهٔ آزمایشِ تجربه‌شده پشیمانی است؛ در فارسیِ شعر نیز می‌گوید هرچه آزمودم سودی نبردم. «نَدامَة» یعنی پشیمانی و نتیجهٔ بی‌ثمر بودنِ تکرارِ تجربه است. بیت هشدار می‌دهد که تکرارِ آزمونی که بارها بی‌فایده بوده، سودی برای عاشق ندارد.
کجا بخوانم: «تلمیعِ حافظ شیرازی»
نکته مهم: «مُجَرَّب» تجربه‌شده است؛ آن را با «آزمونگر» یا انجام‌دهندهٔ آزمون اشتباه نکنید.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان