عربی عمومی ۲ — درس ۶: آنهماری شیمل و ترجمهٔ مضارع ۲
مسیر یادگیری
درس زندگی و کارهای آنهماری شیمل، پژوهشگر آلمانیِ اسلام و زبانهای شرقی، را روایت میکند. متن بر علاقهٔ او به ایران و شرق، سالهای آموختن و تدریس، نوشتهها و آرزوی گفتوگوی میان فرهنگها تمرکز دارد. در دستور، «لامِ هدف»، «أَنْ» و «حَتَّى» برای بیان مقصود یا نتیجه میآیند؛ همچنین «لا»ی نهی فعل را به منع از انجام کاری تبدیل میکند. جمله را از روی نقشِ ابزار ترجمه میکنیم.
آنهماری شیمل
آنهماری شیمل در آلمان به دنیا آمد و از کودکی به آنچه با شرق ارتباط داشت علاقهمند بود. در پانزدهسالگی مطالعهٔ زبان عربی را آغاز کرد. در فلسفه مدرک دکتری گرفت و در نوزدهسالگی زبان ترکی را آموخت. در دانشگاه آنکارا مدرس شد. او برای شناخت حقیقتهای دین اسلام، جهان غرب را به آگاهی و مطالعه دعوت میکرد و در دانشگاههای کشورهای اسلامی شناخته شد؛ از جمله دکترای افتخاری از دانشگاههایی در تهران، قونیه، پیشاور و اسلامآباد دریافت کرد. به زبانهای عربی، فارسی، ترکی، انگلیسی، فرانسوی و کردی آشنا بود و به فارسی سخنرانی میکرد.
شیمل مدت زیادی در هند و پاکستان تدریس کرد و حدود بیستوپنج سال نیز در دانشگاه هاروارد آموزش داد. بیش از صد کتاب و مقاله نوشت؛ یکی از آثارش دربارهٔ شخصیت جلالالدین بلخی بود. پیش از مرگ به همکارانش سفارش کرد گروهی برای گفتوگوی فرهنگی و دینی تشکیل دهند تا پلی از دوستی و تفاهم میان اروپا و جهان اسلام بسازند. او در دیداری گفت دعاها و حدیثهای اسلامی را به زبان عربی میخواند و ترجمهشان را بازبینی نمیکند؛ این نقل قول را در بافتِ گفتوگو و تسلط زبانیِ او بفهمیم، نه بهعنوان قاعدهای برای ترجمهٔ دیگران.
| واژه/عبارت | معنی | نکته |
|---|---|---|
| تُعَدُّ مِنْ أَشْهَرِ | از مشهورترینها شمرده میشود | برای معرفی جایگاه یک شخص. |
| مُسْتَشْرِق | شرقشناس | پژوهشگرِ زبان و فرهنگ شرق. |
| مُعْجَبَةٌ بِـ | شیفته/علاقهمند به | علاقهداشتن به چیزی. |
| حَصَلَتْ عَلىٰ شَهادَةٍ | مدرکی گرفت | دستیافتن به مدرک. |
| أَصْبَحَتْ مُدَرِّسَةً | مدرس شد | «أصبح» اینجا تغییر وضعیت را میرساند. |
| أَوْصَتْ زُمَلاءَها | به همکارانش سفارش کرد | سفارشکردن به کسی. |
| أَلَّفَتْ | تألیف کرد | دربارهٔ کتاب/مقاله. |
| مُحاضَرات | سخنرانیها | مفرد: مُحاضَرَة. |
| فَخْرِيَّة | افتخاری | در ترکیبِ مدرک افتخاری. |
| جُسورُ الصَّداقة | پلهای دوستی | تصویرِ ارتباط میان دو گروه. |
ابزارهای هدف: «لِـ»، «أَنْ» و «حَتَّى»
لامِ هدف در آغاز فعل مضارع میآید و در فارسی معمولاً «تا/برای اینکه» معنا میدهد: «تَكَلَّمْتُ مَعَ أَصْدِقائي لِيَعْلَموا...» یعنی «با دوستانم گفتوگو کردم تا بدانند...». مقصود از گفتوگو، آگاهشدنِ دوستان است. «أَنْ» نیز در بسیاری از جملهها فعل را به خواسته یا هدف پیوند میدهد: «أُريدُ أَنْ أَتَعَلَّمَ» یعنی «میخواهم یاد بگیرم». «حَتَّى» در جملهٔ غایی یا زمانی «تا» میشود: «أَدْرُسُ حَتَّى أَفْهَمَ»؛ بافت تعیین میکند هدفِ فهمیدن است یا رسیدن به مرزِ یک رویداد.
«كَي» نیز مانند «لِكَيْ» هدف را میرساند و «لَنْ» نفیِ آینده است: «لَنْ أَنْساهُ أَبَداً» یعنی «هرگز آن را فراموش نخواهم کرد». لامِ آغازِ فعل مضارع هم میتواند هدف را برساند: «لِيَجْعَلَ» یعنی «تا قرار دهد». این صورتها را از «لَنْ» خبریِ منفی و «لا»ی نهی جدا نگه دارید.
به نقشِ فاعل هم دقت کنید: «تَكَلَّمْتُ ... لِيَعْلَموا» یعنی من حرف زدم تا آنان بدانند؛ شناسهٔ فعل دوم به دوستان اشاره دارد. برای ترجمه، هر فعل را همراه فاعل و مفعولش بخوانید؛ ابزارِ هدف بدون فهمیدنِ این پیوند کافی نیست.
نفیِ گذشته و لامِ فرمان
«لَمْ» پیش از فعل مضارع میآید و آن را در فارسی به گذشتهٔ منفی برمیگرداند: «لَمْ يَسْمَعْ» یعنی «نشنید/نشنیده است» و «لَمْ تَذْهَبوا» یعنی «نرفتید/نرفتهاید». لامِ فرمان پیش از مضارع برای درخواست یا فرمان به کار میرود و معمولاً «باید» ترجمه میشود: «لِنَرْجِعْ» یعنی «باید برگردیم» و «لِيَعْلَموا» یعنی «باید بدانند». شکل جمله و مخاطب تعیین میکند کدام معادل روانتر است.
«لا»ی نهی
«لا»ی نهی از انجام کاری بازمیدارد و در فارسی «نکن/نکنید» میشود: «لا تُسافِروا» یعنی سفر نکنید؛ «لا تَكْتُبْ عَلَى الْجِدارِ» یعنی روی دیوار ننویس. آن را با «لا»ی نفیِ جملهٔ خبری اشتباه نگیریم: «لا يُسافِرونَ» یعنی آنان سفر نمیکنند؛ «لا تُسافِروا» خطاب به مخاطبان و به معنیِ سفر نکنید است. ضمیر و شناسهٔ فعل در تشخیصِ مخاطب نقش دارد.
وقتی «لا» به صورت خبری میآید، گزارشِ انجامنشدنِ کار است؛ وقتی نهی میکند، درخواستِ ترکِ کار از مخاطب است. ترجمه را بر اساس موقعیت جمله انتخاب کنید و از حفظ یک معنی برای «لا» در همهٔ عبارتها بپرهیزید.
پاسخ تشریحی تمرینهای کتاب
درک زندگینامه
شیمل در آلمان متولد شد، از پانزدهسالگی عربی آموخت، در فلسفه دکتری گرفت، زبان ترکی را یاد گرفت و در دانشگاه آنکارا تدریس کرد. او در هند، پاکستان و هاروارد نیز درس داد، بیش از صد کتاب و مقاله نوشت و برای گفتوگوی میان فرهنگها تلاش کرد. در پاسخ به عددها و ترتیب زمانی دقت کنید؛ علاقه به ایران از کودکی آغاز شده بود و آموزش زبان عربی در پانزدهسالگی.
ترجمهٔ هدف و نهی
در عبارت دارای «لِـ» بپرسید «این کار برای چه انجام شده؟» پاسخ، هدف است. در «لِيَعْلَموا أَصْدِقائي...» مقصود این است که دوستان بدانند. برای «لا» ابتدا مشخص کنید گوینده خبر میدهد یا مخاطب را بازمیدارد؛ فعل خبریِ غایب را «نمیکنند» و نهیِ خطاب را «نکنید» ترجمه کنید.
واژگان و واژهٔ نامتناسب
«مِنْذُ» از زمانِ مبدأ، «أَنْقَرَة» نام شهر آنکارا، «فَخْرِيَّة» افتخاری، «شَهادات» مدارک، «مُحاضَرات» سخنرانیها و «الْحَضارَة» تمدن است. هنگام کاملکردن عبارت، نقش دستوری و معنی را همزمان بسنجید؛ دو واژهٔ اضافیِ فهرست را با زور در جای خالی نگذارید.
جمعبندی معلمگونه
زندگینامهٔ شیمل بر یادگیریِ زبان، تدریس، پژوهش و گفتوگوی میان فرهنگها تأکید دارد. در دستور، «لِـ» هدف را معرفی میکند، «لَمْ» مضارع را منفیِ گذشته میکند، لامِ فرمان درخواست میسازد و «لا» در کاربرد نهی مخاطب را از کاری بازمیدارد. نشانهٔ مخاطب، شناسهٔ فعل و معنای جمله را با هم بررسی کنید تا در فارسی «نمیکند» را با «نکن» اشتباه نگیرید.