عربی عمومی ۳ — درس ۳: کتابها خوراک اندیشهاند و استثنا
مسیر یادگیری
درس از جملهٔ «دانش شکار است و نوشتن بند» آغاز میکند و سپس با برداشتی از نوشتهٔ محمود عباس عقّاد، کتاب را خوراکِ اندیشه مینامد. هرکس باید متناسب با نیاز و توانِ خود کتاب برگزیند؛ تجربهٔ فردی بهتنهایی نمیتواند جای تجربهٔ نسلها را بگیرد؛ کتابها تجربهٔ هزاران سال را در اختیار خواننده میگذارند. در پایان، زندگیِ خودآموختهٔ عقّاد نمونهای از مطالعه و پشتکار است. در دستور، «استثنا» را در معنیِ «جز/بهجز» میخوانیم و بخشِ جداشده از حکم را در ترجمه پیدا میکنیم؛ از اعرابگذاری و تحلیلِ فراتر از هدفِ کتاب پرهیز میکنیم.
دانش را با نوشتن نگه داریم
سخنِ مشهورِ آغازین میگوید: «الْعِلْمُ صَيْدٌ وَ الْكِتابَةُ قَيْدٌ»؛ دانش شکار است و نوشتن بند. همانطور که شکار را با بند نگه میدارند، یادداشتکردن، دانسته را حفظ میکند تا از یاد نرود. این عبارت، نوشتن را راهی برای ثبت و نگهداریِ دانش معرفی میکند.
کتابها خوراکِ اندیشهاند
عقّاد در نوشتهای میگوید همانگونه که برای هر بدن غذایی هست، هر اندیشهای نیز خوراکی دارد و آن خوراک کتاب است. انسانِ اندیشمند میتواند در موضوعهای گوناگون غذای فکریِ مناسبِ خود را پیدا کند. انتخاب کتاب مانند انتخاب غذاست: باید به اندازه، نیاز و توانِ خواننده توجه کرد؛ تجربهٔ شخصی بهتنهایی جای تجربهٔ نسلهای بسیار را نمیگیرد.
هر کتابی سودمند نیست و گاهی خواننده کتابی را میخواند اما بهرهای از آن نمیبرد. کتابِ مفید، دانایی دربارهٔ زندگی را افزایش میدهد، فهم و توانِ عمل را تقویت میکند و اثری ژرف بر اندیشهٔ خواننده میگذارد. اگر کتابی چنین فایدهای داشته باشد، شایستهٔ توجه و قدردانی است. عقّاد باور داشت کتابهای تکراری و بازگوییِ هزاربارهٔ یک اندیشه لازم نیست؛ ترجیح میداد دیدگاههای گوناگونِ نویسندگان دربارهٔ یک موضوع را بخواند. برای نمونه در زندگینامهٔ ناپلئون، دیدگاههای سی نویسنده را بررسی کرده است.
محمود عباس عقّاد
عقّاد اندیشمند، نویسنده، روزنامهنگار و شاعر مصری بود و مادرش ریشهٔ کردی داشت. او در اسوان به دنیا آمد و در همانجا پرورش یافت. به علت نبودِ دبیرستان در منطقه و ناتوانیِ خانواده از فرستادنش به قاهره برای ادامهٔ تحصیل، تحصیلات رسمیاش به دورهٔ ابتدایی محدود ماند؛ اما به خودآموزی تکیه کرد. از گردشگران انگلیسیزبان که برای دیدن آثار تاریخی به مصر میآمدند، انگلیسی آموخت. متن از او بهعنوان خوانندهٔ هزاران کتاب و نویسندهٔ بیش از صد اثر در موضوعهای گوناگون یاد میکند. او زیبایی را جدا از آزادی نمیدانست.
| واژه/عبارت | معنی |
|---|---|
| صَيْد | شکار |
| قَيْد | بند، وسیلهٔ نگهداری |
| طَعامُ الْفِكْر | خوراکِ اندیشه |
| مُناسِب | متناسب، شایسته |
| تَجارِب | تجربهها |
| يَجْتَهِدُ في قِراءَتِهِ | در خواندنش میکوشد |
| تَأْثيرٌ عَميق | اثری ژرف |
| جَديرٌ بِالْعِنايَةِ وَ التَّقْدير | شایستهٔ توجه و قدردانی |
| مُفَكِّر | اندیشمند |
| اعْتَمَدَ عَلىٰ نَفْسِهِ | به خودش تکیه کرد/خودآموز بود |
| أَغْنىٰ عَنْهُ | او را بینیاز کرد |
اسلوب استثنا: «جز/بهجز»
در جملهٔ «حَضَرَ الزُّمَلاءُ في صالَةِ الامْتِحانِ إِلّا حامِداً» میگوییم: «همهٔ همکلاسیها جز حامد در سالن امتحان حاضر شدند.» ابزارِ استثنا «إِلّا» است؛ گروهی پیش از آن میآید و یک فرد یا مورد از حکمِ آنان جدا میشود. «حامِداً» موردِ جداشده است. معنیِ کل جمله از نسبتِ «حضور» به گروه و استثناکردنِ حامد ساخته میشود.
نمونهٔ دیگر: «لا يَنْقُصُ بِالإِنْفاقِ شَيْءٌ إِلّا الْعِلْمَ» یعنی «با انفاق، هیچ چیزی جز دانش کم نمیشود»؛ جمله، دانش را از حکمِ کاهش جدا میکند. اگر جملهٔ پیش از «إِلّا» منفی باشد، ترجمهٔ فارسی ممکن است با ساختِ مثبتِ «جز...» روانتر شود: «در کتابخانه کسی را جز کاظم ندیدم» یعنی «کاظم را تنها در کتابخانه دیدم». برای فهم، فقط واژهٔ «إِلّا» را جدا ترجمه نکنید؛ ابتدا حکمِ جملهٔ اصلی را پیدا کنید.
پاسخ تشریحی تمرینهای کتاب
معنیِ استثنا در آیات و جملهها
«كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلّا وَجْهَهُ»؛ هر چیزی جز ذاتِ او نابودشدنی است. «فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعونَ إِلّا إِبْليسَ»؛ فرشتگان همگی سجده کردند جز ابلیس. در نمونهٔ «إِلّا ثَلاثَةً» سه مورد از گروهِ کلی جدا میشوند. هنگام ترجمه، گروهِ اصلی و موردِ استثنا را جدا بنویسید تا معلوم شود چه چیزی از حکم بیرون مانده است.
جملهٔ منفی و استثنا
در جملهٔ منفی، «إِلّا» همچنان موردی را از دامنهٔ حکم جدا میکند؛ فارسی گاهی آن را با «جز» و گاهی با «تنها» برمیگرداند. برای نمونه، «ما شاهَدْتُ في الْمَكْتَبَةِ إِلّا كاظِماً» را میتوان «در کتابخانه کسی را جز کاظم ندیدم» یا «فقط کاظم را در کتابخانه دیدم» ترجمه کرد. هر دو باید همان دامنهٔ نفی را نگه دارند.
جمعبندی معلمگونه
کتاب در نگاه عقّاد خوراکِ فکر است و انتخابش باید با نیاز و توانِ خواننده تناسب داشته باشد؛ آثار سودمند، تجربهٔ نسلها را منتقل میکنند و فهم و عمل را گسترش میدهند. در استثنا، نخست حکمِ عمومی را میخوانیم و سپس میبینیم «إِلّا» چه موردی را از آن جدا میکند. ترجمهٔ «جز» وقتی دقیق است که معلوم باشد از چه گروه یا حکمی استثنا شده است.