پرش به محتوای اصلی

پایه‌های مکتب | تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

درسنامه

تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱ — درس ۱: پایه‌های مکتب

قبل از انتخاب راه، باید بدانیم کجا ایستاده‌ایم

فرض کنید قرار است برای چند روز به شهری ناآشنا سفر کنید. پیش از حرکت، دربارهٔ مسیرها، آب‌وهوا، امکانات و فاصلهٔ مقصد اطلاعات می‌گیرید. بعد تصمیم می‌گیرید کجا بروید، چه زمانی حرکت کنید و چه چیزهایی همراه ببرید. اگر شناختتان از مسیر غلط باشد، برنامهٔ خوب هم ممکن است شما را به مقصد نرساند.

زندگی نیز چنین است. انسان برای انتخاب هدف و راهِ رسیدن به آن، به شناختی از جهان و جایگاه خود نیاز دارد. نگرش او دربارهٔ اینکه جهان چیست، انسان چگونه پدید آمده و زندگی چه معنایی دارد، بر هدف‌ها و تصمیم‌هایش اثر می‌گذارد. این نگرش را «جهان‌بینی» می‌نامیم.

جهان‌بینی: پاسخ به پرسش‌های بنیادین

جهان‌بینی مجموعه‌ای از شناخت‌ها و باورها دربارهٔ جهان هستی و نسبت انسان با آن است. پرسش‌هایی مانند «آیا جهان فقط ماده است؟»، «آیا آفریننده‌ای دارد؟»، «انسان چه جایگاهی دارد؟» و «آیا زندگی به مرگ جسم پایان می‌یابد؟» از پرسش‌های جهان‌بینی‌اند.

جهان‌بینی فقط مجموعه‌ای از جمله‌های نظری نیست؛ تصویری است که فرد بر اساس آن واقعیت را می‌فهمد. دو نفر ممکن است در یک موقعیت باشند، اما چون دربارهٔ معنای جهان و انسان برداشت‌های متفاوتی دارند، ارزش‌ها و انتخاب‌های متفاوتی پیدا کنند.

«هست»ها و «نیست»ها

جهان‌بینی دربارهٔ آنچه واقعیت دارد یا ندارد داوری می‌کند؛ برای نمونه، اینکه جهان آفریننده دارد یا نه، انسان فقط جسم است یا بُعدی فراتر از جسم هم دارد، و زندگی پس از مرگ هست یا نیست. این‌ها گزاره‌های توصیفی‌اند: می‌گویند واقعیت را چگونه می‌بینیم.

در برابر آنها، گزاره‌هایی از جنس «باید» و «نباید» راه عمل را نشان می‌دهند؛ مانند اینکه انسان باید به دیگران یاری برساند یا نباید به آنان ستم کند. این گزاره‌ها فقط از وضع موجود خبر نمی‌دهند، بلکه دربارهٔ رفتار شایسته داوری می‌کنند.

ایدئولوژی: راهِ عمل بر پایهٔ شناخت

ایدئولوژی مجموعه‌ای از راه‌ها و دستورهای عملی است که به ما می‌گوید با هدفی که برگزیده‌ایم چگونه زندگی کنیم و چه کارهایی انجام دهیم. اگر جهان‌بینی پاسخ دهد «جهان و انسان را چگونه می‌شناسم؟»، ایدئولوژی می‌پرسد «با این شناخت، چه راهی را باید در پیش بگیرم؟».

برای نمونه، اگر کسی باور داشته باشد که انسان در برابر رفتار خود مسئول است و زندگی‌اش معنا و مقصدی دارد، ممکن است این باور را در انتخاب‌های روزانه‌اش به صورت درستکاری، رعایت حق دیگران و مسئولیت‌پذیری نشان دهد. در سفر نیز دانستنِ وضعیت مسیر به‌تنهایی برنامهٔ حرکت نیست؛ باید از آن شناخت برای انتخاب راه و زمان استفاده کرد.

مکتب چیست؟

مکتب مجموعهٔ منسجمی از جهان‌بینی و ایدئولوژی است: هم تصویری از واقعیت ارائه می‌دهد و هم راهی عملی برای زندگی پیشنهاد می‌کند. بنابراین جهان‌بینی و ایدئولوژی دو بخشِ مرتبط‌اند؛ جهان‌بینی پایهٔ فکریِ ایدئولوژی را می‌سازد و ایدئولوژی آن شناخت را در انتخاب و رفتار روزانه به کار می‌گیرد.

رابطهٔ این دو را می‌توان در یک نمونه دید: باور به ارزش و کرامت انسان، یک برداشت دربارهٔ انسان است؛ رعایت حق او و پرهیز از تحقیرش، راهی عملی است که با آن باور سازگاری دارد. اگر میان باورهای بنیادی و دستورهای عملی ناسازگاری باشد، باید آن را بررسی کرد.

چرا پایه‌های مکتب اهمیت دارند؟

انتخاب هدف و راه زندگی تصمیمی کم‌اهمیت و کوتاه‌مدت نیست. اگر برداشت ما از انسان و جهان سطحی یا نادرست باشد، ممکن است هدفی را برگزینیم که با واقعیت و نیازهای انسانی سازگار نیست. به همین دلیل باید پیش از پذیرش یک مکتب، پایه‌های فکری آن را بشناسیم و دربارهٔ دلیل‌هایش بیندیشیم.

پایه‌های یک مکتب مانند پیِ ساختمان‌اند. اگر پی استوار باشد، بخش‌های دیگر بر آن تکیه می‌کنند؛ اگر پایهٔ اصلی سست باشد، افزودنِ دستورهای فرعی مشکل را حل نمی‌کند. پس ابتدا باید باورهای بنیادین را بررسی کرد و بعد دید توصیه‌های عملی چگونه از آنها نتیجه می‌شوند.

دو نگاه کلی به جهان

نگاه مادی

در نگاه مادی، واقعیت به جهان ماده و طبیعت محدود دانسته می‌شود و برای آفریننده یا بُعد غیرمادی انسان جایی در تبیین جهان در نظر گرفته نمی‌شود. چنین برداشتی بر نوع نگاه به هدف زندگی، ارزش‌ها و سرنوشت انسان اثر می‌گذارد؛ برای نمونه، اگر زندگی فقط به همین جهان محدود باشد، پاسخ به پرسش از آیندهٔ انسان نیز در همان چارچوب جست‌وجو می‌شود.

نگاه دینی

در جهان‌بینی دینی، جهان به ماده محدود نیست و خداوند مبدأ هستی و مرجع نهایی شناخت و هدایت است. انسان نیز موجودی مسئول و برخوردار از توان فهم و انتخاب دانسته می‌شود. این نگاه دربارهٔ مبدأ آفرینش، راهنمایی انسان و بازگشت او سخن می‌گوید؛ ازاین‌رو، باورهای بنیادین آن در سه اصل توحید، نبوت و معاد بیان می‌شوند.

توحید، باور به یگانگی خداوند و سرچشمه بودن اوست؛ نبوت، راهنمایی انسان از سوی خدا به‌وسیلهٔ پیامبران را توضیح می‌دهد؛ و معاد، به ادامهٔ حیات و سرانجام انسان پس از مرگ می‌پردازد. این اصول جدا از هم نیستند: شناخت خدا، نیاز به هدایت و مسئولیت انسان را روشن می‌کند و باور به بازگشت، معنای انتخاب و عمل را گسترش می‌دهد.

چگونه یک مکتب را بررسی کنیم؟

برای بررسی مکتب، نخست باید روشن کنیم دربارهٔ واقعیت‌های بنیادین چه می‌گوید؛ سپس پایه‌های اصلی آن را از توصیه‌های فرعی جدا کنیم؛ و در پایان بسنجیم آیا راه‌های عملی‌اش با همان پایه‌ها سازگار و برای پرسش‌های اساسی زندگی پاسخ‌گو هستند یا نه. آگاهی از یک اصطلاح به‌تنهایی کافی نیست؛ باید رابطهٔ باور و رفتار را در نمونه‌های واقعی ببینیم.

جمع‌بندیِ معلم

جهان‌بینی به پرسش‌های «جهان و انسان چگونه‌اند؟» پاسخ می‌دهد؛ ایدئولوژی از دل آن، راه‌های «چگونه باید زیست؟» را پیشنهاد می‌کند؛ و مکتب، مجموعهٔ پیوستهٔ این دو است. پس پیش از انتخاب راه، پایه‌ها را بشناسیم: همان‌طور که مسافر با شناخت مقصد و مسیر برنامه می‌ریزد، انسان هم با شناخت جهان و جایگاه خود هدف‌های سنجیده‌تری برمی‌گزیند. در این کتاب، پایه‌های جهان‌بینی دینی را گام‌به‌گام بررسی خواهیم کرد.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. دانش‌آموزی برای سفر به شهری ناآشنا، ابتدا دربارهٔ مقصد و مسیر اطلاعات جمع می‌کند و بعد زمان حرکت و وسایل همراهش را انتخاب می‌کند. الف) در این نمونه، کدام بخش به شناخت و کدام بخش به برنامهٔ عمل مربوط است؟ ب) اگر اطلاعات او دربارهٔ مسیر نادرست باشد، برنامهٔ دقیقش چه مشکلی پیدا می‌کند؟ ج) توضیح دهید چرا این نمونه نشان می‌دهد انتخابِ راهِ زندگی به شناخت وابسته است.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) شناخت مقصد، مسیر و شرایط سفر بخشِ شناختی و شبیه جهان‌بینی است؛ انتخاب زمان حرکت، وسیله و برنامهٔ سفر به بخشِ عملی و شبیه ایدئولوژی مربوط می‌شود.
ب) برنامه بر شناختی نادرست بنا شده و ممکن است مسافر را از مسیر مناسب دور کند؛ دقیق بودنِ برنامه خطای پایه‌ایِ اطلاعات را جبران نمی‌کند.
ج) انتخاب راهِ زندگی نیز به برداشتی که از جهان و انسان داریم وابسته است. ابتدا باید واقعیت‌ها و پایه‌های شناختی را بسنجیم، سپس بر اساس آنها هدف و روشِ عمل را برگزینیم.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱ — درس ۱: پایه‌های مکتب» — بخشِ «قبل از انتخاب راه، باید بدانیم کجا ایستاده‌ایم»

نکته مهم:
برنامهٔ خوب وقتی به مقصد می‌رساند که شناختِ مقصد و مسیر هم درست باشد.

۲. در یک گفت‌وگو، سه گزاره مطرح می‌شود: «جهان آفریننده دارد»، «انسان پس از مرگ نیز حیات دارد» و «انسان باید حق دیگران را رعایت کند». الف) کدام دو گزاره دربارهٔ آن چیزی‌اند که هست یا نیست؟ ب) گزارهٔ سوم از چه نوعی است و چه تفاوتی با دو گزارهٔ نخست دارد؟ ج) توضیح دهید چرا باورهای نوع اول می‌توانند بر انتخاب‌های نوع دوم اثر بگذارند.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) دو گزارهٔ نخست دربارهٔ واقعیت و باورهای جهان‌بینی‌اند: یکی دربارهٔ آفرینندهٔ جهان و دیگری دربارهٔ حیات پس از مرگ داوری می‌کند.
ب) گزارهٔ سوم از جنس باید و نباید و راهِ عمل است؛ به‌جای توصیف واقعیت، رفتاری را شایسته می‌شمارد. این بخش در حوزهٔ ایدئولوژی قرار می‌گیرد.
ج) تصویری که انسان از جهان و جایگاه خود دارد بر ارزش‌ها و برداشت او از مسئولیت اثر می‌گذارد. بنابراین راه‌های عملیِ یک مکتب باید با باورهای بنیادین آن پیوند داشته باشند و از آنها جدا نیفتند.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱ — درس ۱: پایه‌های مکتب» — بخشِ ««هست»ها و «نیست»ها»

نکته مهم:
گزارهٔ واقع‌نما و دستورِ رفتاری را از هم جدا کنید؛ سپس رابطهٔ پایه‌ای میان آنها را توضیح دهید.

۳. دو نفر دربارهٔ جهان و انسان باورهای متفاوتی دارند. یکی می‌گوید انسان در برابر رفتارهایش مسئول است؛ دیگری می‌گوید انتخاب‌های انسان هیچ معنایی ندارند. الف) این تفاوت ابتدا در کدام لایهٔ فکری دیده می‌شود؟ ب) دو پیامد احتمالی این تفاوت را برای هدف‌گذاری یا رفتار روزانه توضیح دهید. ج) چرا برای مقایسهٔ این دو نفر نباید فقط به یک رفتارِ جداگانه نگاه کرد؟

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) تفاوت در برداشت آنها از انسان و مسئولیت، در جهان‌بینی دیده می‌شود؛ زیرا دربارهٔ واقعیتِ انسان و جایگاه انتخاب او داوری می‌کنند.
ب) فردی که مسئولیت را واقعی می‌داند ممکن است پیامد رفتار را بسنجد و برای اصلاح آن بکوشد؛ فرد دیگر ممکن است انتخاب‌ها را بی‌اثر بداند و هدف‌گذاری متفاوتی داشته باشد. اینها پیامدهای محتمل‌اند و برای شناخت دقیق باید دیدگاه هر فرد را پرسید.
ج) یک رفتارِ منفرد می‌تواند علت‌های گوناگونی داشته باشد. برای فهمِ منسجمِ مکتب باید باورهای بنیادین، ارزش‌ها و راه‌های عملی را کنار هم دید و بررسی کرد که آیا میانشان سازگاری وجود دارد.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱ — درس ۱: پایه‌های مکتب» — بخشِ «مکتب چیست؟»

نکته مهم:
از یک رفتارِ تنها، جهان‌بینی کاملِ فرد را نتیجه نگیرید؛ رابطهٔ باور و عمل را در مجموعه بررسی کنید.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان