پرش به محتوای اصلی

راه‌های خداشناسی | تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

درسنامه

تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱ — درس ۲: راه‌های خداشناسی

پرسشِ آغازین: انسان چگونه جهان را می‌شناسد؟

انسان از آغاز زندگی می‌کوشد محیط خود را بشناسد و جایگاه خویش را در آن بفهمد. دیدنِ پدیده‌ها آغازِ شناخت است، اما پرسش‌هایی مانند اینکه چرا چیزی پدید آمده یا چه رابطه‌ای میان پدیده‌ها برقرار است، به اندیشیدن و بررسی بیشتری نیاز دارد. در این درس راه‌های شناخت را از هم بازمی‌شناسیم و می‌بینیم برای خداشناسی چگونه می‌توان از آنها بهره گرفت.

بهره‌گیری از حواس: مشاهدهٔ مستقیم

حواس راهی روشن و ساده برای شناخت بسیاری از چیزهای پیرامون ما هستند. با بینایی رنگ‌ها و شکل‌ها را می‌بینیم، با شنوایی صداها را می‌شنویم و با چشایی، بویایی و لامسه ویژگی‌های دیگری را درمی‌یابیم. در این راه، خودِ پدیده را بی‌واسطه حس می‌کنیم؛ به همین دلیل آن را «مشاهدهٔ مستقیم» می‌نامند.

اما همهٔ واقعیت‌ها مستقیماً دیده یا شنیده نمی‌شوند. برای نمونه، ما وجود جریان برق را در سیم نمی‌بینیم؛ آثار آن را در روشن‌شدن چراغ یا کارکردن دستگاه مشاهده می‌کنیم. سپس با توجه به این آثار و با کمک عقل، وجود برق را می‌پذیریم. بنابراین باید میان «چیزی را مستقیم دیدن» و «از راه نشانه‌ها به وجود آن پی‌بردن» تفاوت گذاشت.

مشاهدهٔ غیرمستقیم و استدلال

در مشاهدهٔ غیرمستقیم، پدیده‌ای را که خودْ دیده نمی‌شود از راه نشانه‌ها، اثرها یا رابطه‌هایش می‌شناسیم. برای این شناخت، تنها احساس کافی نیست؛ عقل داده‌های حسی را کنار هم می‌گذارد، رابطهٔ میان آنها را می‌سنجد و نتیجه می‌گیرد.

مثلاً اگر چراغی روشن شود، روشنایی را مستقیماً می‌بینیم؛ اما جریان برق را از اثرش می‌شناسیم. نتیجه‌گیری زمانی پذیرفتنی است که نشانه‌ها و رابطهٔ میان علت و اثر درست بررسی شده باشند. دیدنِ یک رویداد به‌تنهایی همیشه همهٔ علت‌های آن را آشکار نمی‌کند.

شناخت تجربی: مشاهده همراه با آزمون

در علوم تجربی، پژوهشگر پدیده‌ها را مشاهده می‌کند، پرسش می‌سازد، شرایط را می‌آزماید و نتیجه را با شواهد می‌سنجد. برخی چیزها به کمک ابزار یا آزمایش شناخته می‌شوند؛ مانند آشکارشدن رنگ قرمز در آزمایش یک محلول، یا پی‌بردن به ویژگی‌های یک ماده از واکنشش با ماده‌ای دیگر. این شناخت بر مشاهده و آزمون تکیه دارد و می‌تواند شناخت ما از جهان طبیعت را گسترش دهد.

بااین‌حال، روش تجربی برای هر پرسشی پاسخ مستقیم فراهم نمی‌کند. هر روشی قلمرو و ابزار مناسب خود را دارد. همان‌طور که برای بررسی یک گزارهٔ منطقی فقط رنگ‌سنجی کافی نیست، برای سنجش همهٔ پرسش‌های مربوط به معنا، ارزش یا حقیقت‌های غیرحسی نیز نمی‌توان تنها به آزمایش حسی تکیه کرد.

ندیدن، دلیلِ نبودن نیست

از اینکه چیزی را با حواس خود ندیده‌ایم، به‌تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت که آن چیز وجود ندارد. «نمی‌دانم آیا هست یا نه» با «می‌دانم که نیست» تفاوت دارد. اولی بیانِ نداشتنِ آگاهی کافی است؛ دومی ادعایی قطعی دربارهٔ نبودن است و برای آن نیز باید دلیل داشت.

برای نمونه، اگر کسی بگوید «چون اکنون هوا را نمی‌بینم، پس هوا وجود ندارد»، میان دیده‌نشدن و نبودن خلط کرده است. گاهی اثرهای یک واقعیت قابل مشاهده‌اند، هرچند خودِ آن واقعیت مستقیماً دیده نشود. از سوی دیگر، صرفِ تصورکردنِ چیزی هم اثبات نمی‌کند که آن چیز در جهان بیرون وجود دارد؛ برای پذیرفتن هر ادعا باید دلیل متناسب خواست.

راه‌های دیگر شناخت

واقعیت را می‌توان با راه‌های متفاوتی شناخت: مشاهده و تجربه برای پدیده‌های محسوس و آزمون‌پذیر، عقل برای بررسی رابطه‌ها و نتیجه‌گیری، و آگاهی درونی برای شناخت برخی حالت‌هایی که انسان بی‌واسطه در خود می‌یابد. این راه‌ها رقیبِ همیشگی یکدیگر نیستند؛ باید دید پرسش از چه نوعی است و کدام روش برای بررسی آن مناسب‌تر است.

آگاهی درونی با مشاهدهٔ ظاهری تفاوت دارد. انسان غم، شادی یا تصمیم خود را از درون می‌یابد؛ برای فهمیدن اینکه دیگری چه احساسی دارد، معمولاً به گفته‌ها و نشانه‌های رفتارش نیز توجه می‌کند. پس تجربهٔ درونیِ شخص با مشاهدهٔ بیرونیِ دیگران یکی نیست.

راه‌های خداشناسی در این درس

۱. مطالعهٔ طبیعت و نظمِ آن

یکی از راه‌ها، بررسی طبیعت و نظم موجود در آن است. مشاهدهٔ پدیده‌ها پرسش ایجاد می‌کند و انسان را به جست‌وجوی رابطه‌ها و توضیح آنها فرامی‌خواند. از همین رو، در درس‌های آینده نیز دربارهٔ نظم جهان و نشانه‌های آن گفت‌وگو خواهیم کرد. مشاهده نقطهٔ آغاز است؛ برای رسیدن به نتیجه باید داده‌ها را با دقت بررسی و استدلال را روشن بیان کرد.

۲. راهِ دل یا فطرت

راه دیگر، توجه به گرایش‌ها و دریافت‌های درونی انسان است. این شناخت با نگاه‌کردن به یک شیء بیرونی به دست نمی‌آید؛ انسان باید به تجربه و گرایش درونی خود توجه کند. این راه را نباید با هر احساس زودگذر یا خواستهٔ شخصی یکی دانست؛ دریافت درونی موضوعی برای تأمل است و در کنار دیگر راه‌های شناخت بررسی می‌شود.

۳. شناخت عقلانی

عقل می‌تواند از مقدماتِ روشن و رابطه‌های منطقی به نتیجه برسد. در این شیوه، باید مقدمات را مشخص کرد، پیوند آنها را سنجید و نشان داد نتیجه چگونه از آنها به دست می‌آید. صرفِ طرح یک پرسش یا بیان یک ادعا برهان نیست؛ استدلال باید قابل‌پیگیری باشد.

۴. وحی و اعجاز

در چارچوب دینیِ کتاب، وحی راهی برای دریافت هدایت الهی از سوی پیامبران است. شناخت این راه با بررسی پیام و نشانه‌های پیامبری پیوند دارد؛ از جمله می‌توان ویژگی‌های پیام و معجزه را مطالعه کرد. ادعای وحی را نباید با هر تجربه یا سخن شخصی یکی گرفت؛ موضوع این بخش، هدایت الهی در چارچوب نبوت است.

جمع‌بندیِ معلم

حواس، مشاهدهٔ مستقیم را ممکن می‌کنند؛ عقل از داده‌ها و نشانه‌ها نتیجه می‌گیرد؛ تجربه با مشاهده و آزمون، شناخت طبیعت را گسترش می‌دهد؛ و برخی آگاهی‌ها نیز از راه دریافت درونی شناخته می‌شوند. هیچ‌یک از این راه‌ها را نباید بی‌دلیل به همهٔ پرسش‌ها تعمیم داد. در خداشناسی، این کتاب از مطالعهٔ طبیعت، راه دل و فطرت، استدلال عقلانی و وحی و اعجاز سخن می‌گوید. پرسش درست این است که برای هر ادعا چه نوع شاهد و روشی مناسب است.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. دانش‌آموزی روشن‌شدن لامپ را می‌بیند، اما جریان برق را در سیم نمی‌بیند و از اثر آن وجود برق را می‌پذیرد. الف) کدام بخش مشاهدهٔ مستقیم و کدام بخش شناخت غیرمستقیم است؟ ب) عقل در رسیدن از روشنایی لامپ به پذیرش وجود جریان برق چه نقشی دارد؟ ج) توضیح دهید چرا این مثال نشان می‌دهد دیده‌نشدنِ مستقیم یک چیز، به‌تنهایی دلیلِ نبودن آن نیست.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) دیدن نور لامپ مشاهدهٔ مستقیم است؛ جریان برق مستقیماً دیده نمی‌شود و از اثر آن، یعنی روشن‌شدن لامپ، شناخته می‌شود.
ب) عقل اثر مشاهده‌شده را با رابطهٔ علّی آن می‌سنجد و از نشانه به وجود عاملی که آن اثر را پدید آورده است نتیجه می‌گیرد.
ج) خودِ جریان دیده نمی‌شود، اما اثرش مشاهده‌پذیر است؛ بنابراین نادیدن مستقیم با نبودن یکی نیست. البته نتیجه باید بر نشانه و استدلال معتبر تکیه داشته باشد.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱ — درس ۲: راه‌های خداشناسی» — بخشِ «مشاهدهٔ غیرمستقیم و استدلال»

نکته مهم:
میانِ دیده‌نشدنِ مستقیم و نبودنِ یک واقعیت تفاوت بگذارید.

۲. پژوهشگری برای شناخت ویژگی یک ماده، آن را مشاهده می‌کند، آزمایش را در شرایط کنترل‌شده انجام می‌دهد و نتیجه را ثبت می‌کند. الف) این مسیر بیشتر نمونهٔ کدام راه شناخت است؟ ب) چرا ثبت نتیجه و بررسی شرایط آزمایش برای اعتبار نتیجه اهمیت دارد؟ ج) یک پرسش مربوط به معنا یا ارزش نام ببرید که آزمایش حسی به‌تنهایی پاسخ نهایی آن را نمی‌دهد و دلیل خود را توضیح دهید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) این شناخت تجربی است؛ زیرا بر مشاهده، آزمون و سنجش نتیجه در شرایط بررسی‌شده تکیه دارد.
ب) اگر شرایط روشن و نتیجه ثبت نشود، معلوم نیست اثر مشاهده‌شده از خودِ ماده بوده یا از عامل دیگری؛ ثبت و کنترل امکان ارزیابی و بازبینی را فراهم می‌کند.
ج) مثلاً «آیا یک رفتار عادلانه است؟» پرسشی ارزشی است. آزمایش می‌تواند پیامدهای رفتار را نشان دهد، اما داوری دربارهٔ عدالت به معیار و استدلال ارزشی نیز نیاز دارد.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱ — درس ۲: راه‌های خداشناسی» — بخشِ «شناخت تجربی: مشاهده همراه با آزمون»

نکته مهم:
روش تجربی برای شناخت طبیعت توانمند است، اما همهٔ انواع پرسش را به‌تنهایی پاسخ نمی‌دهد.

۳. فردی می‌گوید: «من اکنون یک پدیدهٔ بسیار دور را نمی‌بینم؛ پس مطمئنم وجود ندارد.» الف) در این استدلال، کدام دو گزاره با هم خلط شده‌اند؟ ب) برای تبدیل «نمی‌دانم وجود دارد یا نه» به ادعای «وجود ندارد» چه چیزی لازم است؟ ج) یک پاسخ سنجیده به آن فرد بنویسید که هم محدودیت حواس را توضیح دهد و هم از پذیرش بی‌دلیل ادعای مقابل پرهیز کند.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) ناآگاهی یا ندیدنِ مستقیم با آگاهی از نبودن خلط شده است؛ این دو معنای یکسان ندارند.
ب) ادعای نبودن نیز ادعایی دربارهٔ واقعیت است و باید دلیل متناسب داشته باشد؛ صرفِ مشاهده‌نکردن برای اثباتِ نبودن کافی نیست.
ج) می‌توان گفت ندیدن مستقیم فقط نشان می‌دهد اکنون شاهد حسی مستقیم نداریم. باید آثار، ابزارهای مشاهده و دلیل‌های دیگر را بررسی کنیم؛ در عین حال، صرفِ امکانِ ندیدن نیز وجود آن پدیده را اثبات نمی‌کند.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱ — درس ۲: راه‌های خداشناسی» — بخشِ «ندیدن، دلیلِ نبودن نیست»

نکته مهم:
«نمی‌دانم» را با «می‌دانم که نیست» یکی نگیرید.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان