پرش به محتوای اصلی

خدا در آیینهٔ فطرت | تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

درسنامه

تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱ — درس ۶: خدا در آیینهٔ فطرت

فطرت یعنی چه؟

«فطرت» در این درس به ویژگی‌هایی از آفرینش انسان گفته می‌شود که از آغاز در وجود او نهاده شده‌اند، نه اینکه فقط با آموزش یا عادت به دست آمده باشند. فطری‌بودن به این معنا نیست که همهٔ انسان‌ها همیشه آن ویژگی را به یک اندازه آشکار کنند؛ عوامل زندگی ممکن است آن را کم‌رنگ یا پنهان سازند. باید میانِ اصلِ گرایش یا تواناییِ درونی و چگونگیِ بروز آن در رفتار فرق گذاشت.

کتاب برخی گرایش‌های انسانی را برای توضیح فطرت مثال می‌زند. گرایش به عدالت، حقیقت‌جویی، زیبایی‌دوستی و نیکی از جمله موضوع‌هایی هستند که باید دربارهٔ فطری یا اکتسابی‌بودنشان اندیشید. در مقابل، علاقه به لباس یا رشتهٔ تحصیلی خاص و مهارت‌هایی مانند خوش‌نویسی می‌توانند به تجربه، محیط و آموزش وابسته باشند. برای طبقه‌بندی هر نمونه باید پرسید آیا این ویژگی از آغاز و به‌صورت مشترک در انسان‌ها وجود دارد، یا در مسیر زندگی و با شرایط متفاوت شکل می‌گیرد.

خداشناسی فطری

درس، فطری‌بودن خداشناسی را به این معنا توضیح می‌دهد که روح انسان گرایشی به سوی خدا دارد و در درون او زمینه‌ای برای خداشناسی هست. این دریافت درونی را نباید با دیدنِ خدا به وسیلهٔ حواس یا با یک استدلال نظریِ کامل یکی دانست. انسان می‌تواند از راه عقل دربارهٔ خدا بیندیشد و هم‌زمان از گرایش درونی خود نیز آگاه شود؛ اینها دو مسیر متمایزند.

ابعاد فطرت انسان

کتاب از دو بُعد در بحث فطرت سخن می‌گوید: گرایش‌ها و دریافت‌های درونی، و روح یا بُعدی فراتر از جنبهٔ مادیِ انسان. در میان گرایش‌ها، «حس حقیقت‌جویی» میل به شناخت واقعیت و جست‌وجوی حقیقت است؛ «حس نیکی» به سوی خیر و خوبی میل می‌کند؛ و «حس زیبایی» به درک و دوست‌داشتن زیبایی مربوط است. این گرایش‌ها در کنار نیازهای مادی و تجربه‌های روزمرهٔ انسان قرار دارند و نباید با یکدیگر خلط شوند.

گرایش‌های نامحدود و نیاز به کمال

بخشی از خواسته‌های انسان با رسیدن به یک حدّ معین پایان نمی‌پذیرند. انسان ممکن است پس از دستیابی به دانشی، دارایی یا موفقیتی، باز هم خواهانِ شناخت و کمال بیشتر باشد. کتاب این میلِ فراتررفتن از حدّ را در کنار خواسته‌های محدود قرار می‌دهد و می‌پرسد آیا نیازهای عمیق انسان را می‌توان تنها با امور مادی و محدود پاسخ داد.

نامحدودبودنِ یک گرایش به این معنا نیست که هر میل روزمره بی‌نهایت است یا هر خواسته‌ای باید برآورده شود. منظور، وجودِ میل به کمال و جست‌وجوی حقیقتی فراتر از دستاوردهای محدود است. برای استدلال دقیق باید نمونهٔ خواسته را مشخص کرد و توضیح داد چرا رسیدن به یک حد، آن را به‌طور کامل پایان نمی‌دهد.

تاریخِ پیشرفت و پرسش‌های پایدار

در طول تاریخ، انسان بسیاری از نیازهای مادی را با دانش و ابزار پاسخ داده است. روش‌های زندگی، وسایل کار و امکانات جابه‌جایی تغییر کرده‌اند و بخشی از نیازهایی که دشوار بودند آسان‌تر شده‌اند. بااین‌حال، پرسش‌هایی دربارهٔ حقیقت، معنا، دین و سرانجام انسان همچنان مطرح‌اند. کتاب از پایداری این پرسش‌ها در دوره‌های گوناگون برای طرحِ موضوعِ گرایش دینی و معنوی انسان بهره می‌گیرد.

برای فهم این استدلال باید میانِ «ماندگاری یک پرسش در تاریخ» و «اثباتِ یک پاسخ مشخص» تفاوت گذاشت. تکرارِ پرسش دینی نشان می‌دهد این پرسش برای انسان‌ها اهمیت داشته است؛ برای اثباتِ پاسخِ دینی، دلیل‌ها و مقدمات دیگری لازم است. این تمایز به ما کمک می‌کند گزارش تاریخی را بیش از اندازه تفسیر نکنیم.

گرایش فطری ممکن است کم‌رنگ شود

فطری‌بودن یک گرایش به این معنا نیست که همیشه در رفتار آشکار باشد. محیط، عادت‌ها، مشغله‌ها و خواسته‌های دیگر ممکن است توجه انسان را از آن منحرف کنند. در چارچوب درس، انسان می‌تواند با بازگشت به تأمل، پاک‌کردن ذهن و توجه به مسئولیت‌ها و ارزش‌های معنوی، دوباره به این گرایش‌ها توجه کند.

اگر فردی مدتی به یک گرایش فطری توجه نکرد، این امر به‌تنهایی ثابت نمی‌کند آن گرایش از اصل وجود نداشته است؛ همان‌طور که وجود یک گرایش نیز صرفاً از مشاهدهٔ یک رفتار منفرد نتیجه نمی‌شود. باید پایداریِ ویژگی، اثر تربیت و محیط و تفاوتِ افراد را با دقت بررسی کرد.

معرفت عقلی و معرفت قلبی

کتاب میانِ معرفت عقلی و معرفت قلبی فرق می‌گذارد. معرفت عقلی از راه اندیشیدن، شناخت و استدلال حاصل می‌شود و می‌تواند برای ایمان اطمینان و پشتوانه فراهم کند. اما در دیدگاه درس، شناخت خدا تنها به دانستنِ گزاره‌ها و استدلال‌های ذهنی محدود نمی‌شود؛ معرفت قلبی نیز مرتبه‌ای از شناخت و توجهِ درونی است.

در این بیان، پاکی و سلامت دل با گناه و آلودگیِ اخلاقی ناسازگار دانسته می‌شود و مراقبت از رفتار و نیت به‌عنوان راهی برای صفای دل مطرح است. این گزاره، آموزش اخلاقیِ کتاب در چارچوب معنوی آن است؛ نباید آن را به این معنا گرفت که هر فردِ خطاکار هیچ امکانِ شناخت یا بازگشت ندارد. خودِ درس بر توجه، بازگشت و اصلاح تأکید می‌کند.

معرفت قلبی جای اندیشهٔ عقلانی را نمی‌گیرد و شناخت عقلی نیز همهٔ تجربهٔ معنوی را در بر نمی‌گیرد. در مسیر خداشناسیِ درس، هر دو مطرح‌اند: عقل برای بررسی و اطمینان، و دل برای توجه و دریافتِ درونی.

جمع‌بندیِ معلم

فطرت در این درس به ویژگی‌ها و گرایش‌های نهاده‌شده در آفرینش انسان اشاره دارد؛ خداشناسی فطری، گرایش درونی انسان به خداست. حقیقت‌جویی، نیکی‌دوستی و زیبایی‌خواهی از ابعاد انسانی مطرح‌شده‌اند و خواسته‌های کمال‌جویانه، تاریخِ پرسش‌های دینی و امکانِ کم‌رنگ‌شدن گرایش‌ها نیز در توضیح درس جای دارند. سرانجام، معرفت عقلی و معرفت قلبی از هم متمایزند اما هر دو در مسیر خداشناسی معنا دارند. در پاسخ‌گویی، میانِ گرایش و رفتار، دادهٔ تاریخی و اثباتِ اعتقاد، و شناخت عقلی و دریافت قلبی فرق بگذارید.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. دانش‌آموزی می‌گوید چون کسی از کودکی خوش‌نویسی را نیاموخته، این مهارت حتماً فطری است. الف) فطری‌بودن در این درس به چه معناست؟ ب) چرا نبودنِ آموزشِ خوش‌نویسی به‌تنهایی فطری‌بودن آن را ثابت نمی‌کند؟ ج) یک معیار برای مقایسهٔ گرایش فطری و مهارتِ اکتسابی بیان کنید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) فطری‌بودن یعنی ویژگی از آغاز در آفرینش انسان نهاده شده باشد و فقط محصول آموزش یا عادت نباشد.
ب) ممکن است مهارت در اثر تمرین شخصی یا تجربه‌های محیطی آموخته شده باشد، حتی اگر آموزش رسمی ندیده باشد؛ پس باید منشأ و چگونگی شکل‌گیری آن را بررسی کرد.
ج) می‌توان پرسید آیا ویژگی به‌صورت زمینه‌ای مشترک و از آغاز در انسان وجود دارد یا برای پدیدآمدن و رشدش آموزش، تجربه و شرایط خاص لازم است.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱ — درس ۶: خدا در آیینهٔ فطرت» — بخشِ «فطرت یعنی چه؟»

نکته مهم:
فطری‌بودن را با آموزش‌ندیدنِ یک مهارت یکی نگیرید.

۲. فردی از کودکی به عدالت گرایش دارد، اما علاقه‌اش به یک رشتهٔ تحصیلی را پس از آشنایی با آن رشته پیدا کرده است. الف) کدام گرایش می‌تواند فطری و کدام علاقه اکتسابی باشد؟ ب) منشأ شکل‌گیری هرکدام را توضیح دهید. ج) چرا برای طبقه‌بندیِ این دو ویژگی باید منشأ شکل‌گیری آنها را جداگانه سنجید؟

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: الف) گرایش به عدالت از نمونه‌هایی است که در درس برای بحث دربارهٔ فطرت مطرح می‌شود.
ب) علاقه به رشتهٔ تحصیلیِ خاص می‌تواند با آموزش، تجربه و محیط شکل بگیرد؛ بنابراین ممکن است اکتسابی باشد.
ج) دو ویژگیِ یکسان‌نما ممکن است منشأهای متفاوت داشته باشند. باید دید کدام زمینه از آغاز در انسان وجود دارد و کدام با شرایط و یادگیریِ زندگی پدید آمده است.

کجا بخوانم: درسنامهٔ «تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱ — درس ۶: خدا در آیینهٔ فطرت» — بخشِ «فطرت یعنی چه؟»

نکته مهم: نمونه را با توجه به منشأ آن طبقه‌بندی کنید.

۳. کتاب از حس حقیقت‌جویی، حس نیکی و حس زیبایی به‌عنوان گرایش‌هایی در انسان نام می‌برد. الف) هر یک از این سه گرایش را با یک عبارت توضیح دهید. ب) یک نمونهٔ رفتاری برای حقیقت‌جویی و یک نمونه برای زیبایی‌دوستی بنویسید. ج) چرا نباید این گرایش‌ها را با نیازهای مادی یا رفتارِ ظاهریِ یک فرد یکی دانست؟

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) حقیقت‌جویی میل به شناخت واقعیت است؛ حس نیکی به سوی خیر و خوبی میل دارد؛ حس زیبایی به درک و دوست‌داشتن زیبایی مربوط است.
ب) بررسیِ شواهد پیش از پذیرش یک خبر نمونهٔ حقیقت‌جویی است؛ توجه و علاقه به یک اثر هنری می‌تواند نمونه‌ای از زیبایی‌دوستی باشد.
ج) گرایش درونی با نیاز مادی یا یک رفتارِ منفرد یکسان نیست؛ ممکن است شرایط و تربیت، جلوهٔ آن را تغییر دهند و برای شناختش باید زمینه را بررسی کرد.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱ — درس ۶: خدا در آیینهٔ فطرت» — بخشِ «ابعاد فطرت انسان»

نکته مهم:
گرایش درونی را از نمودِ موقتِ رفتاری جدا کنید.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان