تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۱ — درس ۹: خودخواهی
خودخواهیِ طبیعی و حفظِ زندگی
انسان برای حفظ زندگی و برآوردن نیازهایش به انگیزههایی طبیعی نیاز دارد. توجه به سلامت، خوراک و امنیتِ خود بهتنهایی نکوهیده نیست؛ این گرایش به انسان کمک میکند از خود مراقبت کند. درس میانِ این خوددوستیِ طبیعی و خودخواهیِ افراطی تفاوت میگذارد.
خودخواهیِ افراطی زمانی پدید میآید که فرد منافع و خواستههای خود را معیارِ اصلیِ همهٔ تصمیمها بگذارد و حق، نیاز یا منفعت دیگران را نادیده بگیرد. پس مسئله این نیست که انسان به خود توجه دارد؛ مسئله آن است که توجه به خود از حدِ متعادل فراتر رود و به زیانِ دیگران یا روابط اجتماعی بینجامد.
از خودمراقبتی تا خودمحوری
برای تشخیص این دو حالت، باید رفتار را در شرایط واقعی بررسی کرد. مراقبت از بدن یا دوری از خطری واقعی، میتواند خودمراقبتیِ طبیعی باشد. اما اگر فرد برای سود خود حق دیگران را پایمال کند، به آنان آسیب بزند یا از امکانات مشترک فقط برای خود بهره ببرد، این رفتار نشانهٔ خودمحوری است.
در زندگی معمولاً همهٔ خواستهها بهطور کامل برآورده نمیشوند و گاهی منافع افراد با هم تعارض پیدا میکند. در چنین موقعیتی لازم است فرد خواستهٔ خود را در کنار حق دیگران ببیند، پیامدهای تصمیم را بسنجد و راهی منصفانه برای حل اختلاف بیابد. توجه به خود باید با رعایت حقوق دیگران همراه باشد.
رشدِ خودخواهی در دوران بلوغ
درس توضیح میدهد که با رشد جسمی و فکری در دوران بلوغ، گرایشها و تمایلات فرد ممکن است شدت و پیچیدگی بیشتری پیدا کنند. خودخواهیِ طبیعی نیز میتواند در این دوره پررنگتر شود. این تغییر بخشی از فرایند رشد است و به معنای بدبودنِ نوجوان نیست؛ به آموزش، خودآگاهی و تمرینِ تصمیمگیریِ مسئولانه نیاز دارد.
اگر فرد در این مرحله راهِ درستِ شناخت و هدایتِ خواستهها را نیاموزد، ممکن است خودمحوری در رفتارهایش تثبیت شود. اما با شناختِ انگیزهها، توجه به احساسات و تمرینِ رعایتِ حق دیگران میتوان از رشدِ شکل افراطیِ خودخواهی جلوگیری کرد. مسئولیتِ اطرافیان، فراهمکردنِ راهنمایی و فرصتِ گفتوگوی محترمانه است، نه تحقیر و برچسبزدن.
خودخواهی در رابطه با دیگران
خودمحوری میتواند در رفتارهای گوناگون دیده شود: حسادت به موفقیت دیگران، طمع، تهمت یا غیبت، فخرفروشی، تحقیرِ ارزشهای دیگران، یا بهکارگیریِ قدرت برای منفعت شخصی. این موارد نمونههایی برای بررسیاند؛ برای داوری دربارهٔ یک فرد باید رفتار و شواهدِ همان موقعیت را دید و از نسبتدادنِ صفت ثابت بر پایهٔ یک اتفاق پرهیز کرد.
در رابطه با دیگران، فردِ خودمحور ممکن است خدمات و زحمتهای آنان را نبیند و تنها سودِ خود را معیار قرار دهد. راهِ اصلاح، شناختِ انگیزه، توجه به پیامدِ رفتار و پذیرفتنِ حقِ دیگران است. اگر به کسی آسیب رسیده باشد، اصلاحِ رفتار میتواند شامل پذیرفتن مسئولیت و جبرانِ ممکن نیز باشد.
سرکوبِ تمایلات، راهِ اصلاح نیست
کتاب یادآوری میکند که مبارزه با خودخواهی به معنیِ انکارِ همهٔ خواستههای طبیعی نیست. انسان همچنان به نیازهایی مانند خوراک، امنیت و مراقبت از سلامت نیاز دارد. هدف، متعادلکردنِ خواستهها و جلوگیری از آن است که منفعتِ فردی به تنها معیارِ تصمیم تبدیل شود.
در برابر خودخواهی، صفاتی مانند توجه به دیگران و رعایت انصاف اهمیت دارند. همانطور که صفات اخلاقیِ دیگر با تمرین تقویت میشوند، خودخواهیِ افراطی نیز با مراقبت از تصمیمها و اصلاحِ عادتها قابل مهار است. اگر یک رفتار درونی و پایدار شده باشد، ممکن است تغییر آن زمان و کمک بخواهد؛ پس نباید انتظار داشت با یک توصیه فوراً از میان برود.
خودخواهی در محیطهای روزمره
برای شناختِ رفتارهای خودمحور، کتاب سه محیط را پیشنهاد میکند: خانواده، مدرسه و بازار یا فضای خریدوفروش. در خانواده میتوان سهمخواهیِ یکطرفه یا بیتوجهی به نیازهای دیگران را بررسی کرد؛ در مدرسه، رعایتنکردنِ نوبت و حقوق همکلاسیها؛ و در خریدوفروش، فریبدادن یا پنهانکردنِ اطلاعاتِ مهم برای سودِ بیشتر.
در هر نمونه باید رفتارِ مشخص، منفعتِ فرد، حقی که ممکن است نادیده گرفته شده باشد و پیامد برای دیگران را جدا کرد. هدف از این بررسی، برچسبزدن به اشخاص نیست؛ میخواهیم رفتار را بشناسیم و راهی منصفانهتر برای اصلاح آن پیدا کنیم.
جمعبندیِ معلم
توجه به حفظِ زندگی و نیازهای خود طبیعی است؛ خودخواهیِ افراطی وقتی است که فرد برای خواستهٔ خود حقوق و منافع دیگران را نادیده بگیرد. دوران بلوغ میتواند فرصتِ شناختِ بهترِ انگیزهها و تمرینِ کنترل و انتخابِ مسئولانه باشد. مبارزه با خودخواهی یعنی متعادلکردنِ تمایلات، دیدنِ حقِ دیگران و اصلاحِ رفتار؛ نه سرکوبِ نیازهای طبیعی یا سرزنشِ شخص. برای تحلیل هر نمونه، رفتار و پیامدِ واقعی را بررسی کنید و میانِ شخص و رفتارش فرق بگذارید.