تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۲ — درس ۲: برهان علیت
از پدیده تا پرسش از علت
در زندگی روزانه بارها میپرسیم «چرا این اتفاق افتاد؟». وقتی صدایی میشنویم، چیزی را حرکتکرده میبینیم یا تغییری رخ میدهد، ذهن ما در پی توضیح و علت میرود. درس پیشین دربارهٔ روش شناخت و حدود تجربه بود؛ این درس یکی از استدلالهای خداشناسی را بررسی میکند: برهان علیت.
پدیده چیست؟
پدیده چیزی است که پدید میآید یا دگرگون میشود؛ مانند رشد یک گیاه، حرکت یک جسم، روشنشدن چراغ یا شکلگرفتن یک اندیشه در شرایط معین. پدیده پیش از پدیدآمدن، به همین صورت موجود نبوده و برای تحققش شرایط و عوامل لازم است. در زبان فلسفی، چیزی که وجودش وابسته به علت است «ممکنالوجود» نامیده میشود: میتواند باشد یا نباشد و برای بودن، به عامل دیگری نیاز دارد.
دیدن یک رخداد بهتنهایی همهٔ علتهای آن را آشکار نمیکند. گاهی علت نزدیک را میشناسیم؛ مثلاً روشنشدن چراغ با عبور جریان برق توضیح داده میشود. اما پرسش از علت میتواند به سطحهای بنیادیتر هم برسد: برق چگونه فراهم شده؟ دستگاه و قوانین و شرایط آن چه توضیحی دارند؟ شناخت علتهای نزدیک، ارزشمند است، ولی همیشه پاسخِ پرسش از اصلِ وابستگی و هستیِ پدیدهها نیست.
اصل علیت و دقت در کاربرد آن
اصل علیت میگوید هر پدیدهای که وجودش از خودش نیست و تحققش به شرایط و عامل دیگری وابسته است، علت میخواهد. این اصل را نباید بیدقت به این جمله تبدیل کرد که «هر چیزی بدون استثنا علت دارد»؛ زیرا خودِ استدلال میپرسد آیا همهچیز پدیده و وابسته است یا باید مبدأیی باشد که وجودش را از دیگری نگرفته باشد.
پس در هر نمونه باید ابتدا تشخیص دهیم با چه چیزی روبهرو هستیم: آیا آن چیز تغییرپذیر و وابسته است؟ آیا توضیحی که ارائه میکنیم علت واقعی است یا فقط رخداد را توصیف میکند؟ علت نزدیک میتواند یک پدیده را در طبیعت توضیح دهد؛ اما برای پرسش دربارهٔ مجموعهٔ پدیدههای وابسته، استدلال به مبانی عمیقتری نیاز دارد.
زنجیرهٔ علتها و پرسش از مبدأ
اگر یک پدیده به علت دیگری وابسته باشد و آن علت نیز برای تحقق به علتی دیگر نیاز داشته باشد، زنجیرهای از وابستگی شکل میگیرد. پرسش درس این است که آیا مجموعهٔ علتهای وابسته میتواند بدون هیچ مبدأ مستقل و بینیازی توضیح نهایی پیدا کند یا نه. اگر هر حلقه فقط وجودش را از حلقهٔ دیگری بگیرد، هنوز پرسش از منشأِ اصلِ وجودِ این زنجیره باقی میماند.
برای روشنشدن موضوع، صفی از چراغها را تصور کنید که هر چراغ فقط با روشنشدن چراغ قبلی نور میدهد. دانستن اینکه هر چراغ از کدام چراغ نیرو میگیرد، هنوز توضیح نمیدهد کل زنجیره چگونه توان روشنشدن دارد، مگر منبعی مستقل در کار باشد. این مثال فقط برای فهمِ وابستگی است و بهتنهایی برهان کامل نیست؛ باید نشان داد که جهانِ مورد بحث واقعاً مجموعهای از موجودات وابسته است و چرا توضیحِ صرفاً زنجیرهای کفایت نمیکند.
علتِ بینیاز و تفاوت آن با پدیدهها
نتیجهای که این برهان در پی آن است، رسیدن از موجودات وابسته به مبدأیی است که وجودش از دیگری گرفته نشده باشد؛ در اصطلاح درس، واجبالوجود. چنین مبدأیی نباید مانند پدیدههای جهان، برای اصلِ بودنش به علت دیگری متکی باشد؛ وگرنه خود نیز در شمار موجودات وابسته قرار میگیرد و پرسش از علتش ادامه مییابد.
کتاب میان خدا و طبیعتِ مادی نیز تفاوت میگذارد: امور مادی دگرگون میشوند، ترکیب و محدودیت دارند و در شرایطی پدید میآیند؛ اما مبدأ نهاییِ استدلالشده نباید وابسته و دگرگونشونده مانند پدیدهها باشد. این نتیجه را باید به اندازهٔ مقدمات استدلال فهمید: برهان علیت دربارهٔ وابستگی و مبدأ توضیحدهنده بحث میکند؛ برای بررسی صفات دیگر خداوند، دلیلهای دیگری هم لازم است.
جمعبندی و ارزیابی استدلال
برای ارزیابی برهان علیت، چهار گام را جدا کنیم: نخست پدیده و وابستگی آن را تشخیص دهیم؛ دوم علتهای نزدیک را از توصیف سادهٔ رخداد جدا کنیم؛ سوم بپرسیم آیا زنجیرهٔ علتهای وابسته توضیح کافی میدهد؛ و چهارم ضرورتِ مبدأِ بینیاز را با دلیل بررسی کنیم. نباید نتیجه را پیش از روشنشدن مقدمات اعلام کرد.
این برهان نمیگوید هر چیزی که علت دارد، خداست؛ بلکه استدلال میکند موجودات وابسته برای توضیح نهایی به علتی مستقل نیاز دارند. همچنین هر پرسش علمی دربارهٔ علت یک پدیدهٔ طبیعی را نباید با پاسخ خدا جایگزین کرد؛ علتهای علمی در سطح خود معتبرند. برهان دربارهٔ پرسشی بنیادیتر، یعنی اصلِ وجودِ مجموعهٔ موجودات وابسته، گفتوگو میکند.