تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۲ — درس ۵: عدل الهی
عدالت خداوند یعنی چه؟
عدل از صفات کمال الهی است. عدالت یعنی خداوند حق هیچ موجودی را ضایع نمیکند و جهان را بیحکمت و ستمگرانه اداره نمیکند. پرسش این درس آن است که اگر خدا عادل و تواناست، چرا در جهان ظلم، نابرابری، بیماری و رنج دیده میشود؟ برای پاسخ باید چند مسئله را از هم جدا کنیم: ظلمِ انسان، محدودیتِ جهان مادی، انتخابهای انسان و نقش دشواریها در رشد.
چرا انسان ظلم میکند؟
ظلمِ انسانی را نباید به خدا نسبت داد. انسان گاهی بهسبب منفعتطلبی، خشم، تعصب، ناآگاهی یا ترجیحِ خواستهٔ خود بر حق دیگران ستم میکند. عدالت الهی به معنای آن نیست که انسان هیچ اختیار یا امکانِ خطا نداشته باشد؛ اگر انتخابی در کار نباشد، مسئولیت و فضیلت اخلاقی نیز معنای خود را از دست میدهند. انسان میتواند ظلم کند، اما مسئولیتِ آن عمل با خود اوست.
در عین حال، صرفِ نامبردن از اختیار، پاسخِ همهٔ پرسشها دربارهٔ رنج نیست؛ باید بررسی کرد چه کسی رنج را پدید آورده، چه مقدار از آن به انتخابِ انسان مربوط است و چه مقدار از شرایط طبیعی یا محدودیتهای جهان سرچشمه میگیرد.
جهان مادی و محدودیتهای آن
جهان مادی در حال تغییر است و موجودات آن محدودیت دارند. بدن آسیبپذیر است، منابع طبیعی محدودند و حوادث طبیعی بر زندگی اثر میگذارند. زندگی در جهانِ قانونمند امکانِ شناخت، برنامهریزی و کنش را فراهم میکند، اما همین قوانین و محدودیتها گاه پیامدهای دشوار نیز دارند. هر رخدادِ دردناک را نباید بیدلیل به مجازاتِ شخصِ رنجدیده تعبیر کرد؛ بیماری یا حادثه میتواند علت طبیعی داشته باشد و دانستنِ علت طبیعی، رنجِ فرد را کماهمیت نمیکند.
نابرابری و داوریِ شتابزده
افراد از نظر خانواده، توانایی، سلامت و امکانات برابر به دنیا نمیآیند. این تفاوتها واقعیتهایی برای شناخت و مسئولیت اجتماعیاند؛ نباید آنها را دلیلِ برتریِ اخلاقیِ یک انسان یا نشانهٔ بیارزشیِ دیگری دانست. انسانها در برابر موقعیتهای متفاوت، مسئولیتها و امکانهای متفاوتی دارند. عدالت اجتماعی از ما میخواهد برای کاهشِ محرومیت و ستم تلاش کنیم، نه اینکه هر نابرابری را با جملهای ساده توجیه کنیم.
همچنین نباید تنها از ظاهرِ کوتاهِ زندگی دربارهٔ سرنوشت نهاییِ اشخاص داوری قطعی کنیم. در نگاه دینی، زندگی محدود به آنچه در این دنیا دیده میشود نیست؛ بااینحال، این باور هرگز مجوزِ بیتوجهی به رنجِ اکنون یا تعویقِ کمک به ستمدیده نیست.
نقش دشواریها در رشد انسان
برخی دشواریها میتوانند زمینهٔ تمرینِ صبر، همدلی، شجاعت و مهارتِ حل مسئله شوند؛ اما این به آن معنا نیست که هر رنجی برای همهٔ افراد رشدآور است یا باید از آن استقبال کرد. گاهی رنج پیامدِ ظلم و بیعدالتی است و وظیفهٔ دیگران رفعِ علت و کمک به آسیبدیده است. اثرِ یک دشواری به شرایط فرد، میزان اختیار، حمایتِ محیط و واکنشهای او بستگی دارد.
دانشآموزی که با تلاش از مانع آموزشی عبور میکند ممکن است مهارتی به دست آورد؛ اما نباید رنجِ ناشی از محرومیتِ ناعادلانه را مطلوب یا ضروری جلوه داد. تسلی و امید به معنای انکار درد نیست.
عدل در پرتو معاد
بعضی حقها و پیامدها در زندگی محدود دنیا بهطور کامل جبران یا آشکار نمیشوند. آموزهٔ معاد در نگاه دینی میگوید داوریِ نهایی و رسیدگی به اعمال انسانها به این زندگی کوتاه محدود نیست. این باور پاسخی به این پرسش است که آیا ستمگر و ستمدیده سرانجام یکسان رها میشوند؛ اما نباید آن را بهانهای برای تحملِ منفعلانهٔ ظلم یا نادیدهگرفتنِ حقوق مردم کرد.
جمعبندی: چند اصل برای پاسخ سنجیده
برای فهمِ عدل الهی، نخست مسئولیتِ ظلمِ اختیاری را از حوادث طبیعی جدا کنیم؛ سپس محدودیتهای جهان مادی و نابرابریِ موقعیتها را بشناسیم؛ دشواریها را همیشه رشدآور ندانیم؛ و در نهایت جایگاهِ معاد را در نگاه دینی در نظر بگیریم. در کنار این تحلیل، وظیفهٔ اخلاقیِ ما روشن است: رنج را جدی بگیریم، تا جای ممکن از آن بکاهیم، با ستم مقابله کنیم و دربارهٔ علتِ رنجِ اشخاص بدون آگاهی داوری نکنیم.