تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۳ — درس ۳: انسان، سازندهٔ تاریخ
قانونمندیِ جهان و جامعه
جهان و زندگیِ اجتماعی بیقاعده و تصادفیِ محض نیستند. پدیدهها و رفتارهای انسان در چارچوبِ علتها و قانونهایی رخ میدهند. همانطور که شناختِ قوانینِ طبیعت به ما کمک میکند پیامدهای یک کار را پیشبینی کنیم، شناختِ قواعدِ زندگیِ اجتماعی نیز برای فهمِ دگرگونیهای جامعه لازم است.
قانونمندی به معنای مجبوربودنِ انسان نیست. قواعد و شرایط، میدانِ انتخاب را شکل میدهند و پیامدِ انتخابها را محدود یا ممکن میکنند؛ اما انسان در همان میدان میتواند تصمیم بگیرد. مانند راهی که شیب و ناهمواری دارد: ویژگیِ راه بر حرکت اثر میگذارد، ولی انتخابِ مسیر و چگونگیِ حرکت نیز اهمیت دارد.
اراده و انتخاب در چارچوبِ شرایط
انسان در انتخابهای خود از عواملِ گوناگونی اثر میپذیرد: خانواده و جامعه، آموزش و تربیت، وضعیتِ اقتصادی، باورها و عادتها، و شرایطِ تاریخی. این عوامل میتوانند بعضی راهها را آسانتر و بعضی را دشوارتر کنند؛ با این حال، اثرگذاریِ آنها همیشه به معنای تعیینِ قطعیِ رفتارِ هر فرد نیست.
انسان گاهی میتواند از میانِ راههای موجود دست به انتخاب بزند، در برابرِ عادتی بایستد، یا با یادگیری و تصمیمِ تازه مسیرش را تغییر دهد. پس نه درست است که انسان را کاملاً جدا از محیط و شرایط بدانیم، و نه درست است که او را صرفاً محصولِ بیاختیارِ محیط فرض کنیم. برای سنجشِ مسئولیتِ یک رفتار باید میزانِ آگاهی، امکانِ انتخاب و فشارهای واقعیِ موقعیت را در نظر گرفت.
هدفِ هدایت و تربیت
هدایت و تربیت به انسان کمک میکند شرایط و پیامدها را بهتر بشناسد و از میانِ امکانهای پیشِ رو، راهِ شایستهتری را برگزیند. آموزش فقط انتقالِ اطلاعات نیست؛ پرورشِ آگاهی، عادتهای درست، قدرتِ داوری و توانِ عملِ مسئولانه را نیز در بر میگیرد.
اگر فرد یا جامعه از شناختِ درست محروم باشد، ممکن است عواملِ محیطی و عادتهای نادرست بیآنکه دیده شوند بر انتخابها مسلط شوند. در مقابل، تربیتِ سنجیده میتواند به فرد کمک کند اثرِ شرایط را تشخیص دهد، گزینههای تازه پیدا کند و به جای تسلیمِ بیفکر، پاسخِ مناسبتری برگزیند. هدفِ تربیت، حذفِ اختیار نیست؛ تقویتِ توانِ انتخابِ آگاهانه است.
فرد و ساختنِ تاریخ
تاریخ فقط مجموعهای از رخدادهای جدا از انسان نیست. تصمیمها، باورها و عملِ افراد در کنارِ شرایطِ طبیعی و اجتماعی، مسیرِ جامعه را میسازند. هر فرد بهتنهایی همهٔ تاریخ را تعیین نمیکند؛ اما رفتارهای او، بهویژه وقتی با رفتارِ دیگران پیوند میخورد، میتواند در شکلگیریِ نتیجههای جمعی سهم داشته باشد.
رابطهٔ انسان و تاریخ یکطرفه نیست: انسان در دلِ شرایط و جامعه زندگی میکند و از آنها اثر میپذیرد؛ در عین حال با انتخابها و کنشهای خود نیز در تغییرِ جامعه نقش دارد. بنابراین برای فهمِ یک تحولِ تاریخی باید هم زمینههای بیرونی را شناخت و هم باورها، ارادهها و رفتارهای انسانیِ اثرگذار را بررسی کرد.
پیامدهای مسئولیتِ فردی و جمعی
وقتی انتخابهای افراد در قالبِ همکاری، بیتفاوتی، اعتراض، آموزش یا رفتارهای روزمره کنار هم قرار میگیرند، میتوانند به یک جریانِ اجتماعی تبدیل شوند. مسئولیتِ فردی به این معنا نیست که هر پیامدِ بزرگ را به یک نفر نسبت دهیم؛ بلکه هرکس باید سهمِ واقعیِ خود و اثری را که میتواند بر اطرافش بگذارد بشناسد.
برای تغییرِ سازنده، شناختِ واقعیتها و علتها لازم است. سرزنشِ صرفِ افراد بدون توجه به شرایط، تحلیلِ کاملی نمیدهد؛ همانطور که نسبتدادنِ همهچیز به شرایط، نقشِ انتخاب و مسئولیت را نادیده میگیرد. نگاهِ متعادل، زمینهها را میبیند، امکانهای تغییر را پیدا میکند و برای عملِ مسئولانه برنامه میریزد.
جمعبندی درس
زندگیِ فردی و اجتماعی قانونمند است و شرایطِ طبیعی و اجتماعی بر امکانها و پیامدهای انتخاب اثر میگذارند. با این حال، انسان در حدِ آگاهی و اختیارش توانِ انتخاب و تغییر دارد. هدایت و تربیت قدرتِ تشخیص و انتخابِ درست را تقویت میکنند. تاریخ از پیوندِ شرایط، تصمیمها و کنشهای انسانها ساخته میشود؛ ازاینرو تحلیلِ منصفانه هم اثرِ محیط را میبیند و هم سهمِ مسئولیتِ فردی و جمعی را.