تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ۳ — درس ۱۲: سرمنزلِ قافلهٔ بشریت
برزخ؛ منزلِ میانِ دنیا و قیامت
مرگ پایانِ حرکتِ انسان نیست؛ انسان پس از مرگ وارد مرحلهای از حیات میشود که در درس از آن با عنوانِ برزخ یاد میشود. دنیا و زندگیِ پس از مرگ از نظرِ گستره، محدودیت و نحوهٔ ادراک یکسان نیستند. در دنیا، انسان بسیاری از واقعیتها را از راهِ بدن و حواسِ محدود میشناسد؛ در مرحلهٔ پس از مرگ، حقیقتِ برخی انتخابها و نسبتِ انسان با آنها روشنتر میشود.
باور به برزخ نباید به خیالپردازی دربارهٔ جزئیاتِ نادیده بینجامد. پیامِ اصلیِ درس این است که گذر از دنیا، هویت و مسئولیتِ انسان را از میان نمیبرد و انسان با آنچه در دنیا ساخته و انتخاب کرده روبهرو میشود. زندگیِ دنیوی مرحلهای از یک مسیرِ گستردهتر است، نه تمامِ وجود و سرانجامِ بشر.
ترس از خدا؛ بیم و امید
ترس از خدا در معنای دینی صرفاً وحشت از مجازات نیست. شناختِ عظمت و کمالِ خداوند میتواند در انسان احساسِ هیبت و فروتنی پدید آورد؛ آگاهی از خطا و پیامدِ آن نیز بیمِ مسئولانه ایجاد میکند. این بیم با امید به رحمت و امکانِ بازگشت همراه است.
ترسِ سازنده انسان را به اصلاح و مراقبت از رفتار میکشاند، اما ناامیدی از رحمت یا هراسِ فلجکننده مقصودِ تربیتِ دینی نیست. کسی که از خطا بازمیگردد و برای جبران تلاش میکند، تنها با گذشتهٔ خود تعریف نمیشود. در مقابل، امیدِ بیپایهای که فرد را از مسئولیت و اصلاح بینیاز بداند نیز با عدالت و تربیت سازگار نیست.
گمگشتهٔ پیدا؛ محدودیتِ سعادتِ دنیوی
انسان در دنیا همواره به دنبالِ کمال و آرامشی است که همهٔ خواستههای عمیقش را پاسخ دهد؛ اما حیاتِ مادی محدود است. زمان و فرصتِ انسان پایان میپذیرد و بسیاری از خواستهها یا فرصتِ تحقق نمییابند یا با مانع و رنج همراهاند. دارایی و لذتِ دنیوی نیز پایدار و بینقص نیستند و بهتنهایی رضایتِ نهایی نمیآورند.
محدودیتهای دنیا به معنای بیارزشبودنِ نعمتها نیست. مسئله این است که سعادتِ کامل و پایدار را نمیتوان با امکاناتِ محدود و متغیرِ دنیا برابر دانست. میلِ انسان به کمالِ پایدار پرسشی دربارهٔ سرانجامی فراتر از این جهان پیش میآورد.
فلسفهٔ آفرینش؛ هدف و اختیار
آفرینشِ انسان هدف دارد و مقصدِ نهاییِ او نزدیکی به خدا و کمالِ معنوی است. راهِ رسیدن به این مقصد با اختیار و انتخاب پیموده میشود؛ انسان باید با شناخت و اراده جهتِ زندگی را برگزیند. اگر کمال بدونِ انتخاب و تلاش به انسان داده میشد، رشدِ آگاهانه و مسئولیتِ اخلاقی معنای خود را از دست میداد.
برخی انسانها به دلیلِ غفلت، دلبستگی یا انتخابهای نادرست از مقصد فاصله میگیرند. وجودِ این فاصله بهخودیِ خود نشان نمیدهد آفرینش بیهدف است؛ زیرا انسان امکانِ پذیرش یا رویگردانی دارد و میتواند مسیرش را تغییر دهد. هدفداشتنِ آفرینش به معنای مجبوربودنِ همهٔ انسانها به رسیدنِ یکسان به مقصد نیست.
پاسخ به یک اشکال
ممکن است پرسیده شود اگر انسان برای کمال آفریده شده، چرا همه به آن نمیرسند یا برخی از اصلِ معاد و سرانجامِ الهی اعتراض میکنند؟ پاسخِ درس بر اختیار، تفاوتِ آگاهیها و انتخابهای انسان تکیه دارد. فراهمبودنِ راه و مقصد، انسان را به اجبار در آن قرار نمیدهد؛ او میتواند حقیقت را بجوید یا از آن روی بگرداند.
این پاسخ مسئولیتِ خداوند را به معنای بیتوجهی به رنج یا دشواریِ انسان مطرح نمیکند؛ بلکه توضیح میدهد که امکانِ انتخاب و رشد، بخشی از معنای آفرینشِ انسانِ مختار است. برای فهمِ هر موردِ دشوار باید شرایط، آگاهی و اختیار را در نظر گرفت و از داوریِ شتابزده دربارهٔ افراد پرهیز کرد.
جمعبندی درس
بشر قافلهای در مسیرِ دنیا و سرانجامی فراتر از آن دارد. برزخ مرحلهای پس از مرگ است و هویت و مسئولیتِ انسان در آن ادامه مییابد. دنیا با وجودِ نعمتهای ارزشمند، به دلیلِ محدودیت و ناپایداری نمیتواند بهتنهایی پاسخگوی میلِ انسان به کمالِ پایدار باشد. آفرینش هدفمند و راهِ کمال با اختیار معنا پیدا میکند؛ پس نرسیدنِ برخی افراد به مقصد، بهتنهایی بیهدفبودنِ آفرینش را ثابت نمیکند. بیمِ مسئولانه از خدا باید با امید، توبه و اصلاح همراه باشد.