پرش به محتوای اصلی

تغییر در اطلاعات وراثتی

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

گفتار ۱: تغییر در مادهٔ وراثتی جانداران

جهش یعنی تغییر ماندگار در نوکلئوتیدهای مادهٔ وراثتی؛ حتی تغییر یک نوکلئوتید (مثل بیماری داسی‌شکل) می‌تواند پیامد وخیمی داشته باشد. جهش‌های کوچک شامل جانشینی یک نوکلئوتید است که سه نوع دارد: دگرمعنا (تغییر آمینواسید)، خاموش (بدون تغییر پروتئین، به‌خاطر تباهش رمز ژنتیکی) و بی‌معنا (رمز پایان زودهنگام، پروتئین کوتاه‌تر). اضافه یا حذف نوکلئوتید هم اگر مضرب ۳ نباشد باعث تغییر چارچوب خواندن و به‌هم‌ریختن کل توالی بعد از محل جهش می‌شود؛ اگر مضرب ۳ باشد، فقط یک یا چند آمینواسید اضافه یا کم می‌شود.

نوع جهش کوچک تغییر در پروتئین
جانشینی دگرمعنا یک آمینواسید عوض می‌شود
جانشینی خاموش بدون تغییر
جانشینی بی‌معنا پروتئین کوتاه می‌شود
اضافه/حذف (غیرمضرب ۳) تغییر چارچوب، کل توالی بعد از محل جهش عوض می‌شود
اضافه/حذف (مضرب ۳) یک یا چند آمینواسید اضافه/کم می‌شود

جهش‌های بزرگ در سطح فام‌تن رخ می‌دهند: ناهنجاری عددی (مثل تریزومی ۲۱ در نشانگان داون) یا ناهنجاری ساختاری (حذف، مضاعف‌شدگی، واژگونی، جابه‌جایی). پیامد جهش به محل وقوعش بستگی دارد؛ جهش در جایگاه فعال ژن اثر زیادی دارد، در توالی‌های تنظیمی مقدار محصول را تغییر می‌دهد و در توالی‌های بین‌ژنی معمولاً بی‌اثر است. عوامل جهش‌زای فیزیکی (پرتو فرابنفش، با تشکیل دوپار تیمین) و شیمیایی (بنزوپیرن دود سیگار) خطر جهش را بالا می‌برند؛ جهش ممکن است ارثی (در گامت‌ها، منتقل به همهٔ یاخته‌های فرزند) یا اکتسابی (در طول زندگی) باشد. سبک زندگی هم روی این خطر اثر دارد: غذاهای گیاهی حاوی پاداکسنده و الیاف خطر سرطان را کم می‌کنند، در حالی‌که غذاهای نمک‌سود، دودی و سرخ‌شده آن را بالا می‌برند.

گفتار ۲: تغییر در جمعیت

تفاوت‌های فردی پایهٔ تغییر جمعیت در طول زمان‌اند. در انتخاب طبیعی، افراد سازگارتر با محیط شانس بیشتری برای بقا و تولیدمثل دارند و صفاتشان با فراوانی بیشتری منتقل می‌شود؛ این فرایند روی جمعیت اثر می‌گذارد، نه فرد. خزانهٔ ژن یعنی مجموع دگره‌های یک جمعیت؛ اگر فراوانی دگره‌ها ثابت بماند، جمعیت در تعادل ژنی است. چهار عامل جمعیت را از تعادل خارج می‌کنند: جهش (دگرهٔ تازه می‌سازد)، رانش دگره‌ای (تغییر تصادفیِ بی‌ربط به سازگاری، در جمعیت‌های کوچک بیشتر)، شارش ژن (مهاجرت و انتقال دگره بین جمعیت‌ها) و آمیزش غیرتصادفی.

با اینکه انتخاب طبیعی گوناگونی را کم می‌کند، آرایش تصادفی فام‌تن‌ها در کاستمان و نوترکیبی (کراسینگ‌اور) گوناگونی گامت‌ها را حفظ می‌کنند. نمونهٔ کلاسیک اهمیت ناخالص‌بودن، رابطهٔ دگرهٔ داسی‌شکل با مالاریاست: در مناطق مالاریاخیز، افراد ناخالص در برابر مالاریا مقاوم‌ترند و همین باعث می‌شود این دگره در جمعیت باقی بماند، هرچند در سایر مناطق دگرهٔ سودمندی نیست. برخلاف رانش دگره‌ای که تصادفی است، انتخاب طبیعی جهت‌دار است و همیشه به سازگاری با محیط مربوط می‌شود.

گفتار ۳: تغییر در گونه‌ها

شواهد تغییر گونه‌ها شامل سنگواره‌ها، تشریح مقایسه‌ای و مطالعات مولکولی است. اندام‌های همتا (ساختار یکسان، کار متفاوت مثل دست انسان و بال پرنده) نشانهٔ خویشاوندی‌اند، اما اندام‌های آنالوگ (کار یکسان، ساختار متفاوت) نیستند؛ ساختارهای وستیجیال (مثل ردپای پا در مار) هم نشانهٔ تبار مشترک‌اند. طبق تعریف مایر، گونه جانورانی‌اند که در طبیعت با هم آمیزش می‌کنند و زادهٔ زیستا و زایا تولید می‌کنند.

گونه‌زایی دگرمیهنی با جدایی جغرافیایی (کوه، دریاچه، دره) آغاز می‌شود: قطع شارش ژن باعث می‌شود جهش، نوترکیبی و انتخاب طبیعی در هر جمعیت جدا از دیگری عمل کنند و دو جمعیت به‌تدریج آن‌قدر متفاوت شوند که حتی اگر دوباره کنار هم قرار بگیرند، آمیزشی بین آن‌ها رخ ندهد. اگر جمعیت جداشده کوچک باشد، رانش دگره‌ای هم به این تفاوت دامن می‌زند. گونه‌زایی هم‌میهنی بدون جدایی جغرافیایی و در یک زیستگاه رخ می‌دهد؛ نمونهٔ رایج آن در گیاهان چندلادی (پلی‌پلوییدی) است: خطای کاستمانی گامت‌های غیرطبیعی می‌سازد و ترکیب دو گامت ۲n به تخم چهارلاد (زیستا و زایا) می‌انجامد که دیگر با نیای دولادی خود آمیزش زایا ندارد و گونهٔ تازه‌ای شمرده می‌شود.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. اگر جهشی در توالی بین‌ژنی رخ دهد، کدام نتیجه از همه محتمل‌تر است؟

  • معمولاً اثر آشکار ندارد
  • همیشه پروتئین کوتاه‌تری تولید می‌شود
  • همیشه اثری کشنده بر یاخته دارد
  • رونویسی ژن‌های مجاور را متوقف می‌کند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

توالی‌های بین‌ژنی معمولاً مستقیماً رمزکنندهٔ پروتئین نیستند؛ بنابراین بسیاری از جهش‌های رخ‌داده در آن‌ها بدون اثر آشکار باقی می‌مانند. «همیشه اثری کشنده بر یاخته دارد» نادرست است؛ اکثر جهش‌های بین‌ژنی بی‌اثرند نه کشنده. «رونویسی ژن‌های مجاور را متوقف می‌کند» نادرست است زیرا توالی بین‌ژنی معمولاً بخشی از دستگاه رونویسیِ ژن‌های مجاور نیست. «همیشه پروتئین کوتاه‌تری تولید می‌شود» نادرست است چون توالی بین‌ژنی اصلاً پروتئینی رمزگذاری نمی‌کند تا کوتاه شود. تلهٔ تستی: نباید هر جهشی را خودبه‌خود مضر یا کشنده فرض کرد؛ محل وقوع جهش (بین‌ژنی در برابر درون ژن) تعیین‌کنندهٔ احتمال اثرگذاری آن است.

2. اگر شارش ژن بین دو جمعیت به‌طور ناگهانی قطع شود، کدام فرایند در درازمدت آسان‌تر می‌تواند رخ دهد؟

  • حذف کامل همهٔ جهش‌ها
  • افزایش امکان گونه‌زایی دگرمیهنی
  • یکسان‌تر شدن سریع دو جمعیت
  • تداوم شباهت مطلق دگره‌ای

پاسخنامه‌ی تحلیلی

قطع شارش ژن یعنی دیگر دگره‌ها بین دو جمعیت مبادله نمی‌شوند. در نتیجه جهش، انتخاب، نوترکیبی و حتی رانش در هر جمعیت مستقل عمل می‌کنند و امکان واگرایی و گونه‌زایی دگرمیهنی بیشتر می‌شود.

3. در گونه‌زایی دگرمیهنی، پس از جدایی جغرافیایی، کدام عامل دیگر نمی‌تواند به‌صورت مستقیم بین دو بخش جمعیت عمل کند؟

  • پدیدهٔ شارش ژن
  • پدیدهٔ جهش
  • پدیدهٔ نوترکیبی
  • پدیدهٔ انتخاب طبیعی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

وقتی مانع جغرافیایی جمعیت را به دو بخش جدا می‌کند، جابه‌جایی افراد و دگره‌ها بین این دو قسمت متوقف می‌شود. بنابراین شارش ژن بین آن‌ها قطع می‌شود، هرچند در هر بخش به‌طور مستقل جهش، انتخاب و نوترکیبی ادامه دارد.

4. اگر دو جمعیت به‌طور پیوسته بین خود مهاجرت داشته باشند، کدام پیامد کمتر محتمل است؟

  • نزدیک‌تر شدن خزانهٔ ژن دو جمعیت
  • کاهش تفاوت دگره‌ای میان آن‌ها
  • تسهیل گونه‌زایی دگرمیهنی
  • انتقال دگره‌ها از یک جمعیت به دیگری

پاسخنامه‌ی تحلیلی

شارش ژن (مهاجرت و تبادل افراد) دگره‌ها را میان دو جمعیت منتقل می‌کند و در نتیجه خزانهٔ ژن دو جمعیت را به هم نزدیک‌تر و تفاوت دگره‌ای میان آن‌ها را کمتر می‌کند. چون گونه‌زایی دگرمیهنی نیازمند واگرایی (نه همگرایی) ژنتیکی دو جمعیت است، شارش ژن پیوسته و دوسویه در واقع مانعِ گونه‌زایی دگرمیهنی می‌شود، نه تسهیل‌کنندهٔ آن؛ پس این گزینه کمترین احتمال را دارد. «نزدیک‌تر شدن خزانهٔ ژن دو جمعیت» پیامدی محتمل و شناخته‌شدهٔ شارش ژن پیوسته است. «کاهش تفاوت دگره‌ای میان آن‌ها» نیز نتیجهٔ مستقیم همان همگرایی است. «انتقال دگره‌ها از یک جمعیت به دیگری» تعریف مستقیم خودِ شارش ژن است. تلهٔ تستی: نباید شارش ژن را با جدایی جغرافیایی اشتباه گرفت؛ جدایی جغرافیایی (قطع شارش ژن) شرط لازم گونه‌زایی دگرمیهنی است، در حالی‌که ادامهٔ شارش ژن دقیقاً در جهت مخالف (همگرایی دو جمعیت) عمل می‌کند.

5. اگر جمعیتی کوچک و جداافتاده باشد، کدام ترکیب عوامل بیشتر می‌تواند به واگرایی آن کمک کند؟

  • ثبات مطلق فراوانی دگره‌ها
  • رانش دگره‌ای و انتخاب طبیعی مستقل
  • شارش ژن پیوسته و شباهت زیستگاهی
  • آمیزش تصادفی کامل با جمعیت مادر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در جمعیت کوچکِ جداافتاده، رانش دگره‌ای به‌علت اندازهٔ کم جمعیت پررنگ می‌شود و هم‌زمان انتخاب طبیعی نیز در محیط خاص آن جمعیت عمل می‌کند. این دو در کنار جهش و نوترکیبی می‌توانند واگرایی را تشدید کنند.

6. اگر جهش جانشینی، کدونی را به کدون همان آمینواسید تبدیل کند، چرا هنوز جهش محسوب می‌شود؟

  • زیرا جهش به هر تغییر ماندگار در نوکلئوتیدهای مادهٔ وراثتی گفته می‌شود
  • زیرا چنین تغییری همیشه کشنده است
  • زیرا هر کدون دقیقاً یک آمینواسید و یک فنوتیپ می‌سازد
  • زیرا فقط تغییر در فنوتیپ معیار جهش است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

تعریف جهش بر پایهٔ تغییر ماندگار در نوکلئوتیدهای مادهٔ وراثتی است، نه الزاماً تغییر در پروتئین یا فنوتیپ. بنابراین حتی جهش خاموش نیز با وجود بی‌اثر بودن بر آمینواسید، جهش به‌شمار می‌آید.

7. اگر در یک زنجیرهٔ پلی‌پپتیدی فقط یک آمینواسید حذف شده باشد و بقیهٔ توالی پس از آن تقریباً حفظ شده باشد، کدام نوع جهش محتمل‌تر است؟

  • واژگونی فام‌تنی
  • حذف 1 نوکلئوتید
  • حذف 3 نوکلئوتید
  • جهش بی‌معنا

پاسخنامه‌ی تحلیلی

حذف 3 نوکلئوتید موجب حذف یک کدون کامل می‌شود و چون چارچوب خواندن را به‌هم نمی‌زند، بقیهٔ توالی معمولاً حفظ می‌شود. حذف 1 نوکلئوتید معمولاً تغییر چارچوب ایجاد می‌کند.

8. اگر جهش در جایگاه فعال آنزیم رخ دهد و جهش در راه‌انداز ژن نیز به‌طور جداگانه رخ دهد، کدام مقایسه درست‌تر است؟

  • هر دو حتماً از نوع جهش خاموش‌اند و بی‌اثرند
  • هر دو فقط مقدار محصول ژن را عوض می‌کنند
  • اولی بیشتر به کارکرد پروتئین مربوط است و دومی به مقدار تولید آن
  • اولی فقط در DNA میتوکندری رخ می‌دهد و دومی فقط در فام‌تن جنسی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

جهش در جایگاه فعال آنزیم می‌تواند ساختار و کارکرد پروتئین را مستقیماً تغییر دهد. اما جهش در راه‌انداز معمولاً بر میزان رونویسی و مقدار محصول ژن اثر می‌گذارد، نه الزاماً بر توالی آمینواسیدی.

9. در شجره‌نامه‌ای، صفتی اتوزومی نهفته است. اگر پدر و مادر از نظر فنوتیپی سالم باشند اما یک فرزند مبتلا داشته باشند، در مورد فرزند سالمِ دیگر این خانواده کدام عبارت درست‌تر است؟

  • احتمال ناقل بودن او 13\frac{1}{3} است
  • ژنوتیپ او حتماً ناخالص است
  • احتمال ناقل بودن او 12\frac{1}{2} است
  • احتمال ناقل بودن او 23\frac{2}{3} است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

داشتن یک فرزند مبتلا (aa)(aa) از والدینِ فنوتیپاً سالم نشان می‌دهد هر دو والد ناقل (Aa)(Aa) هستند، چون هر کدام باید یک دگرهٔ aa داده باشند. از تلاقی Aa×AaAa \times Aa نسبت ژنوتیپی 1AA:2Aa:1aa1AA : 2Aa : 1aa به‌دست می‌آید. اکنون می‌دانیم این فرزندِ دیگر **سالم** است، پس حالت aaaa از فضای نمونه حذف می‌شود و تنها سه حالتِ 1AA1AA و 2Aa2Aa باقی می‌ماند. از این سه سهم، دو سهم AaAa (ناقل) است؛ بنابراین P(ناقلسالم)=23P(\text{ناقل} \mid \text{سالم}) = \frac{2}{3}. وارسی مستقل (احتمالِ شرطی): P(Aaسالم)=12P(Aa \cap \text{سالم}) = \frac{1}{2} و P(سالم)=34P(\text{سالم}) = \frac{3}{4}؛ پس 1/23/4=23\frac{1/2}{3/4} = \frac{2}{3} — همان نتیجه. «12\frac{1}{2}» نادرست است؛ این عدد احتمالِ AaAa بودن **پیش از** دانستنِ سالم بودنِ فرزند است و شرطِ «سالم است» را لحاظ نکرده. «13\frac{1}{3}» نادرست است چون سهمِ AAAA را با سهمِ AaAa جابه‌جا گرفته است. «ژنوتیپ او حتماً ناخالص است» نادرست است زیرا با احتمالِ 13\frac{1}{3} می‌تواند AAAA باشد. تلهٔ تستی: در این نوع سؤال حتماً باید اطلاعاتِ «فرزند سالم است» را اعمال کرد و حالتِ aaaa را از مخرج انداخت؛ بدونِ این شرط‌گذاری به 12\frac{1}{2} می‌رسیم که پاسخِ غلط است.

10. اگر در بیماری وابسته به XX نهفته، مادری ناقل و پدری سالم باشند، احتمال اینکه «از میان دو فرزند نخست، دقیقاً یکی پسر مبتلا باشد» چقدر است؟

  • 38\frac{3}{8}
  • 14\frac{1}{4}
  • 12\frac{1}{2}
  • 516\frac{5}{16}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

برای هر تولد، احتمال پسر مبتلا بودن 14\frac{1}{4} است (12(\frac{1}{2} پسر ×12\times \frac{1}{2} دریافت Xh)X^h). احتمال مبتلا نبودن یا پسر نبودن نیز 34\frac{3}{4} است. برای دو فرزند، حالت «دقیقاً یکی پسر مبتلا» برابر است با 2×14×34=382 \times \frac{1}{4} \times \frac{3}{4} = \frac{3}{8}.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان