گفتار ۱: اساس رفتار
رفتار واکنش جانور به یک محرک (بو، رنگ، صدا، تغییر هورمون یا دما) است. رفتار غریزی اساس ژنی دارد، در همهٔ افراد یک گونه یکسان و ارثی است (مثل لانهسازی پرندگان یا مکیدن در شیرخواران)، هرچند برای کامل شدن به رشد و تجربه هم نیاز دارد. آزمایشی روی موش نشان داد رفتار مراقبت مادری اساس ژنی دارد: موش مادهٔ دارای ژن جهشیافتهٔ FosB در هیپوتالاموس، بچههایش را وارسی میکند اما از آنها مراقبت نمیکند. یادگیری تغییر پایدار رفتار در اثر تجربه است و چند نوع دارد: خوگیری یعنی کاهش پاسخ به محرک تکراری بیاهمیت (صرفهجویی در انرژی)؛ شرطی شدن کلاسیک (آزمایش پاولوف) یعنی همراه شدن محرک بیاثر با محرک طبیعی تا خودش پاسخ ایجاد کند؛ شرطی شدن فعال (آزمایش اسکینر) یعنی یادگیری ارتباط بین رفتار خود و پاداش یا تنبیه؛ حل مسئله پیشرفتهترین نوع یادگیری است و از تجربهٔ قبلی برای حل مسئلهٔ تازه با تفکر آگاهانه استفاده میکند (مثل استفادهٔ شامپانزه از ابزار)؛ و نقشپذیری یادگیریای است که فقط در یک دورهٔ حساس کوتاه رخ میدهد و پایدار میماند (جوجهٔ غاز که اولین جسم متحرک را دنبال میکند). بیشتر رفتارها حاصل برهمکنش ژن و یادگیریاند.
گفتار ۲: انتخاب طبیعی و رفتار
رفتارشناسی هم به «چگونگی» رفتار (فرایندهای بدن) و هم به «چرایی» آن (سود و هزینهٔ تکاملی) میپردازد. در انتخاب جفت، معمولاً مادهها انتخابگرترند چون هزینهٔ تولیدمثل (نگهداری تخم، بارداری، شیردهی) برایشان بیشتر است؛ مثلاً مادهی طاووس نری را ترجیح میدهد که لکههای چشممانند بیشتری روی دمش دارد، چون رنگ درخشان نشانهٔ سلامت است، هرچند همین دم بلند حرکت را دشوارتر و شکار شدن را محتملتر میکند. در جیرجیرک برعکس است: چون نر هزینهٔ بیشتری (اسپرم + مواد مغذی) صرف میکند، این نر است که ماده را انتخاب میکند. نظامهای جفتگیری یا چندهمسریاند (بیشتر پستانداران) یا تکهمسری (بیشتر پرندگان، هر دو والد در پرورش زاده سهیماند). در غذایابی بهینه، جانور رفتاری را انتخاب میکند که بیشترین انرژی خالص (انرژی بهدستآمده منهای هزینهٔ کسب آن) را بدهد. قلمروخواهی وقتی برگزیده میشود که فوایدش (دسترسی به منابع و جفت) از هزینههایش (انرژی و خطر) بیشتر باشد. مهاجرت جابهجایی طولانی و رفتوبرگشتی جانوران در پی تغییر فصل یا کاهش منابع است؛ رفتاری غریزی که یادگیری هم در آن نقش دارد (جانوران باتجربه مسیر را بهتر مییابند). برای جهتیابی، روزها از موقعیت خورشید، شبها از ستارهها و در هوای ابری از میدان مغناطیسی زمین کمک میگیرند. خواب زمستانی (در سرما) و رکود تابستانی (در گرما و خشکی) با کاهش دما، تنفس و سوختوساز، جانور را در شرایط نامساعد محیطی حفظ میکنند؛ رکود تابستانی حتی در آزمایشگاه با غذا و آب کافی هم رخ میدهد، که نشان میدهد رفتاری ژنی است، نه فقط واکنش به کمبود.
گفتار ۳: ارتباط و زندگی گروهی
جانوران با صدا، علامت دیداری، بو (فرومون) و لمس ارتباط برقرار میکنند؛ نمونهٔ برجسته، رقص زنبور عسل است که با طول و جهت خود، فاصله و جهت منبع غذا را به کارگرها نشان میدهد و آنها را با انرژی و زمان کمتر به غذا میرساند (کشف کارل فون فریش، نوبل ۱۹۷۳). زندگی گروهی با کاهش خطر شکار شدن، دسترسی بهتر به منابع و شکار گروهی موفقتر مزیت دارد؛ در اجتماع مورچهها تقسیم کار بین گروههای مختلف (برش برگ، حمل، دفاع) دیده میشود. در دگرخواهی، جانور با هزینه کردن از بقای خودش، به بقا یا تولیدمثل جانور دیگری کمک میکند (مثل نگهبانی دمعصاییها یا اشتراک خون خفاشها)؛ این رفتار بیشتر به نفع خویشاوندانی است که ژن مشترک دارند، به همین دلیل انتخاب طبیعی آن را حفظ کرده است.