گفتار ۱: اساس رفتار
رفتار یعنی واکنش جانور به یک محرک؛ محرک میتواند بو، رنگ، صدا، لمس، تغییر هورمون، دما یا تغییر طول روز باشد.
رفتار غریزی
رفتاری که اساس ژنی دارد، ارثی است و در همهٔ افراد یک گونه یکسان دیده میشود؛ مانند لانهسازی پرندگان و مکیدن در شیرخواران. غریزیبودن به معنای کاملبودن در لحظهٔ تولد نیست؛ این رفتارها برای کاملشدن به رشد و تجربه هم نیاز دارند. شاهد ژنیبودن رفتار: ژن FosB در هیپوتالاموس موش مادر او را به مراقبت وامیدارد؛ موشی با جهش در این ژن، بچهها را فقط وارسی میکند بدون آنکه مراقبتی کند.
یادگیری و پنج نوع آن
یادگیری یعنی تغییر نسبتاً پایدار رفتار در اثر تجربه:
- خوگیری: کاهش پاسخ به محرک تکراریِ بیاهمیت؛ فایدهاش صرفهجویی در انرژی است (بیاثرشدن مترسک).
- شرطی شدن کلاسیک: پیوند محرک بیاثر با محرک طبیعی، تا محرک بیاثر بهتنهایی همان پاسخ را بسازد (پاولوف: زنگ همراه غذا، سپس ترشح بزاق فقط با زنگ). شرط لازم: همراهی قبلی دو محرک.
- شرطی شدن فعال (آزمون و خطا): پای دو محرک در میان نیست؛ جانور میان رفتار خودش و پاداش یا تنبیه پیوند میزند (موش جعبهٔ اسکینر). رفتار پاداشدار تکرار و رفتار تنبیهدار ترک میشود.
- حل مسئله: پیشرفتهترین نوع؛ حل مسئلهای تازه با تفکر و برنامهریزی آگاهانه بر پایهٔ تجربهٔ پیشین، نه صرف آزمونوخطا (شامپانزهای که جعبهها را روی هم میچیند).
- نقشپذیری: یادگیریای که فقط در یک دورهٔ حساس کوتاه رخ میدهد اما همیشگی میماند؛ جوجهغاز در ساعتهای اول پس از تخم، اولین جسم متحرک را دنبال میکند.
بیشتر رفتارها محصول برهمکنش ژن و محیطاند: اساس ژنی از پیش هست و تجربه آن را دقیقتر میکند.
تنوع رفتار غریزی از جهش و نوترکیبی میآید، نه از تجربه؛ اگر نوع تازهای شانس بقا یا زادآوری را بالا ببرد، انتخاب طبیعی فراوانی اللهای آن را بالا میبرد. تلهٔ رایج: «ثابتبودن» رفتار غریزی یعنی در طول عمر یک فرد تغییر چندانی نمیکند، نه اینکه در طول نسلها تکاملناپذیر باشد.
گفتار ۲: انتخاب طبیعی و رفتار
دو نوع پرسش مطرح است: نوع اول «چگونه» (فرایندهای ژنی، رشد و عملکرد بدن) و نوع دوم «چرا» (سود و هزینه از دید انتخاب طبیعی). کاکایی پوستهٔ تخم را دور میاندازد چون سفیدی داخل آن کلاغها را به لانه میکشاند: رفتاری سازگارکننده.
انتخاب جفت
هدف، بیشترین تعداد زادهٔ سالم است. چون هزینهٔ تولیدمثل معمولاً برای ماده بیشتر است (نگهداری تخم، بارداری، شیردهی)، معمولاً ماده انتخابگر است؛ مادهٔ طاووس نری با لکههای چشممانند بیشتر را برمیگزیند، چون رنگ درخشان نشانهٔ سلامت و کیفیت تغذیه است. دم بلند حرکت را دشوار و شکارشدن را محتملتر میکند، اما بقای نر با همین ویژگی یعنی او سازگارتر است.
صفت ثانویهٔ جنسی ویژگی ظاهریای است که اندام تولیدمثلی نیست، در یک جنس بارزتر است و کارش جلب جنس مخالف یا رقابت بر سر جفت است، نه بقای روزمره (دم طاووس، شاخ گوزن نر).
این معادله یکطرفه نیست: در جیرجیرک نر کیسهای از اسپرم و مواد مغذی به ماده میدهد، پس هزینهاش بالاتر میرود و این بار نر مادهٔ بزرگتر را انتخاب میکند.
| نظام جفتگیری | ویژگی | مثال |
|---|---|---|
| چندهمسری | یک جانور با چند جفت | طاووس، بیشتر پستانداران |
| تکهمسری | هر دو والد در پرورش زاده سهیماند | قمری، بیشتر پرندگان |
غذایابی بهینه
جانور رفتاری را برمیگزیند که بیشترین انرژی خالص را بدهد:
ادامهٔ فرمول را افقی ببینخرچنگ ساحلی صدف متوسط را ترجیح میدهد: صدف کوچک انرژی اندکی دارد و شکستن صدف بزرگ گران تمام میشود. حضور شکارچی این محاسبه را تغییر میدهد.
قلمروخواهی
دفاع از بخشی از محدودهٔ جغرافیایی با آواز، نمایش یا تهاجم. هزینه: انرژی، خطر آسیب و آشکارشدن برای شکارچی. فایده: استفادهٔ اختصاصی از منابع، جفتیابی بهتر و پناهگاه. تنها وقتی برگزیده میشود که فایدهها > هزینهها باشد.
مهاجرت
جابهجایی طولانی و رفتوبرگشتی در پاسخ به تغییر فصل یا کاهش منابع. غریزی است اما یادگیری هم نقش دارد؛ پرندگان باتجربه مسیر را بهتر مییابند. جهتیابی با خورشید در روز، ستارهها در شب و میدان مغناطیسی زمین در هوای ابری.
خواب زمستانی و رکود تابستانی
| حالت | شرایط | ویژگی |
|---|---|---|
| خواب زمستانی | زمستان سرد | کاهش دما، تنفس، مصرف اکسیژن و انرژی؛ ذخیرهٔ چربی پیش از آن |
| رکود تابستانی | تابستان گرم و خشک | کاهش سوختوساز در پاسخ به گرما یا خشکسالی |
رکود تابستانی حتی در آزمایشگاه با غذا و آب کافی هم رخ میدهد؛ پس رفتاری ژنی است، نه واکنشی به کمبود منابع.
گفتار ۳: ارتباط و زندگی گروهی
| روش ارتباط | مثال |
|---|---|
| صدا | جیرجیرک نر (اعلام گونه و جنسیت) |
| علامت دیداری | رقص زنبور عسل |
| بو (فرومون) | زنبورها |
| لمس | جوجهٔ کاکایی با منقار والد |
رقص زنبور عسل همزمان چند اطلاع را مخابره میکند: هرچه رقص طولانیتر باشد منبع دورتر است، و زاویهٔ رقص نسبت به خط عمود همان زاویهٔ میان منبع غذا، کندو و خورشید است؛ کارگرها با انرژی و زمان کمتر مستقیم سراغ غذا میروند. کاشف: کارل فون فریش (نوبل ۱۹۷۳).
زندگی گروهی و همیاری
فایدههای گروه: کاهش احتمال شکارشدن با نگهبانی جمعی، دسترسی بهتر به منابع، و شکار گروهی موفقتر (امکان شکار طعمهٔ بزرگتر)؛ در اجتماع مورچهها تقسیم کار (برش برگ، حمل، دفاع) دیده میشود. مورچهٔ برگبر سلولز را هضم نمیکند؛ برگ خردشده را انبار میکند تا قارچ پرورشیاش آن را تجزیه کند و سپس از قارچ تغذیه میکند — همیاری دوسویه.
دگرخواهی
رفتاری که جانور با هزینهکردن از احتمال بقای خودش، بقا یا زادآوری جانور دیگری را افزایش میدهد (نگهبانی دمعصایی، زنبور کارگر نازا، اشتراک خون در خفاش خونآشام).
چرا انتخاب طبیعی آن را نگه داشته؟ چون دگرخواهی بیشتر نسبت به خویشاوندان انجام میشود و آنها ژن مشترک دارند؛ پس همان ژنها از مسیر فردی دیگر به نسل بعد میرسند. در زنبور عسل نرها از تخم بارورنشده پدید میآیند و هاپلوئیدند، پس اسپرمهای یک نر از نظر ژنی یکسانند؛ نتیجهٔ هاپلودیپلوئیدی آن است که دو خواهر کارگر حدود ۷۵٪ ژن مشترک دارند — بیشتر از خویشاوندی ۵۰٪ مادر و فرزند. پس کارگری که خواهرانش را پرورش میدهد، ژنهایش را با نرخی بالاتر منتقل میکند.
پای خویشاوندی همیشه در میان نیست: خفاشهای خونآشام خویشاوند نیستند، اما هرکس از این تعامل کنار بکشد دفعهٔ بعد خودش از کمک محروم میماند.