معادله ها و نامعادله ها (هنر)
اول شکل را ببینیم: سهمی
قوسِ آبِ فواره، خطِ نرمِ یک طاق، مسیرِ توپی که در هوا میرود — همهٔ اینها یک منحنیِ واحدند: سهمی. نمودارِ هر رابطه به شکلِ
یک سهمی است. علامتِ جهتِ دهانه را میگوید ( رو به بالا، رو به پایین) و اندازهٔ باریکیاش را: هرچه بزرگتر، سهمی تندتر و باریکتر.
هر سهمی یک نقطهٔ برگشت دارد، رأس:
خطِ عمودیِ محورِ تقارن است؛ هر دو نقطهای که از این محور فاصلهٔ برابر داشته باشند، ارتفاعِ () یکسان دارند. با تکمیلِ مربع میتوان هر سهمی را به فرمِ رأسی نوشت که در آن همان رأس است:
نمونه: رأسِ کجاست؟
و با جایگذاری ؛ پس و رأس است. چون ، این رأس بیشینهٔ تابع است.
| تبدیل | اثر روی نمودار |
|---|---|
| جابهجاییِ عمودی به اندازهٔ | |
| جابهجاییِ افقی به اندازهٔ | |
| بازتاب نسبت به محورِ |
برای رسم: رأس را بگیرید، محورِ تقارن را بکشید، عرض از مبدأ () و محلِ برخورد با محورِ (ریشهها) را پیدا کنید، و چند نقطهٔ قرینه اضافه کنید.
ساختنِ معادلهٔ سهمی از روی دادهها: اگر رأس و یک نقطه را داشته باشید در فرمِ رأسی جای بگذارید؛ اگر دو صفرِ و یک نقطه را داشته باشید از شروع کنید.
دلتا: پلِ بینِ شکل و جواب
جایی که سهمی محورِ را قطع میکند، همان ریشههای معادلهٔ است. پس همزمان دو چیز را میگوید:
| معادله | سهمی | |
|---|---|---|
| دو ریشهٔ متمایز | محورِ را در دو نقطه قطع میکند | |
| یک ریشهٔ مضاعف | بر محورِ مماس است | |
| ریشهٔ حقیقی ندارد | محورِ را قطع نمیکند |
چهار راهِ حلِ معادلهٔ درجهٔ دوم
۱. تجزیه. بر پایهٔ این که یعنی یا . برای دو عدد بیابید که مجموعشان و حاصلضربشان باشد.
نمونه: را حل کنید.
دو عددی که مجموعشان و حاصلضربشان باشد: و . پس و یا . آزمایش: و . ✓
وقتی ضریبِ برابرِ یک نیست، از گروهبندی استفاده کنید: در ، حاصلضربِ و دو عددِ و مجموعشان است، پس .
۲. ریشهگیری برای فرمِ :
اگر باشد جوابِ حقیقی وجود ندارد.
۳. تکمیلِ مربع. هستهٔ کار این است که به مقدارِ اضافه کنیم تا مربعِ کامل شود. مثلاً میشود یعنی و .
۴. فرمولِ کلی که خودش از تکمیلِ مربع روی حالتِ عمومی به دست میآید.
روابطِ ویتا — میانبُرِ کنکوری
اگر و ریشههای باشند:
و برعکس، برای ساختنِ معادله از روی ریشهها: . مثلاً معادلهای با ریشههای و میشود .
چند نتیجهٔ پرکاربرد:
تشخیصِ علامتِ ریشهها بدونِ حل: با فرضِ ، اگر ریشهها مخالفالعلامتاند؛ اگر همعلامتاند و آنگاه علامتِ مجموع تعیین میکند هر دو مثبتاند یا هر دو منفی.
چهار نکتهٔ سریع: اگر یکی از ریشهها حتماً صفر است. اگر با ریشهگیری حل کنید. اگر آنگاه ریشه است، و اگر آنگاه ریشه است. مثلاً در چون پس ریشه است و ریشهٔ دیگر از برابرِ میشود.
تعیینِ علامت: کجا مثبت، کجا منفی
درجهٔ اول : در سمتِ راستِ ریشهٔ همعلامتِ است و در سمتِ چپ مخالفِ .
درجهٔ دوم: قاعدهٔ انگشتی این است که بینِ دو ریشه، علامت مخالفِ است و بیرونِ آنها موافقِ . اگر باشد، عبارت جز در خودِ ریشه همهجا موافقِ است، و اگر باشد در تمامِ موافقِ است و هرگز صفر نمیشود.
نمونه: علامتِ را تعیین کنید.
و ریشهها ، . چون ، عبارت برای و مثبت، بینِ و منفی، و در خودِ ریشهها صفر است.
حاصلضرب و کسر: ریشهٔ هر عامل را جدا بیابید، همه را روی محور مرتب کنید و در هر ناحیه علامتها را در هم ضرب کنید. تنها تفاوتِ کسر این است که ریشهٔ مخرج، نقطهٔ تعریفنشده است نه صفر.
در ریشهای که با تکرارِ فرد ظاهر شده، علامت تغییر میکند؛ در تکرارِ زوج، علامت تغییر نمیکند.
نامعادلهها
قاعدهٔ اصلی یکی است: جمعِ عدد به دو طرف بیخطر است، ضربِ عددِ مثبت هم؛ اما ضرب یا تقسیم بر عددِ منفی جهتِ نامساوی را برعکس میکند.
- خطی: ، یعنی .
- دوگانه: هر سه طرف را با هم تغییر دهید. از میرسیم به .
- درجهٔ دوم: جدولِ تعیینِ علامت را بخوانید. مثلاً جوابِ برابر است با .
- کسری: هرگز دو طرف را در مخرج ضرب نکنید (چون علامتش نامعلوم است). اول همهچیز را به فرمِ ببرید و بعد جدول بکشید. ریشهٔ صورت (در حالتِ ) داخلِ جواب میآید ولی ریشهٔ مخرج هرگز.
شرطِ همواره مثبت بودن — پرسشی که خیلی تکرار میشود:
نمونه: به ازای چه مقادیرِ عبارتِ همواره مثبت است؟
ضریبِ مثبت است، پس فقط کافی است باشد: یعنی .
قدرِ مطلق = فاصله
یعنی فاصلهٔ از مبدأ، و یعنی فاصلهٔ تا روی محور. با همین یک تصویر، دو قاعدهٔ اصلی بدیهی میشوند (برای ):
پس یعنی «نقاطی که فاصلهشان از حداکثر است»، یعنی بازهٔ . و میشود .
برعکسش هم ساده است: هر بازهٔ را میتوان به شکلِ نوشت که مرکز و شعاعِ آن است؛ مثلاً میشود .
دو دامِ همیشگی
- در نامعادلهٔ کسری، از نتیجه گرفتن که غلط است؛ جدولِ تعیینِ علامت جایگزین ندارد.
- در قدرِ مطلقِ تودرتو مثلِ ، اول بگذارید تا به برسید و بعد همان را باز کنید.