بخشی از بانک سؤال طبقهبندیشدهی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبتنام
خلاصهی درسنامه
این خلاصهی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همهی نکتهها، مثالهای حلشده و جمعبندی، با ثبتنام رایگان در دسترست قرار میگیرد.
درس اول: تعریف دقیق تابع
تابع f از مجموعه A به B رابطهای است که به هر عضو Aدقیقاً یک عضو از B نسبت میدهد: f:A→B.
اصطلاح
تعریف
دامنه (Df)
مجموعه A
همدامنه
مجموعه B
برد (Rf)
زیرمجموعهای از B که واقعاً خروجیاند
برد همیشه زیرمجموعه همدامنه است، نه لزوماً برابر با آن.
نمایشهای تابع: جبری (f(x)=3x+5)، با دامنه محدود (h:(−2,2]→R، h(x)=x2، که برد آن [0,4] است)، و زوجهای مرتب.
برابری دو تابع:f و g برابرند اگر و فقط اگر Df=Dg و برای هر x در دامنه f(x)=g(x). مثال: f(x)=x2/x با دامنه (0,+∞) و g(x)=1 با دامنه R برابر نیستند.
نکات کنکوری: بدون ذکر دامنه، دامنه طبیعی (بزرگترین زیرمجموعه R که ضابطه تعریفشده) در نظر گرفته میشود؛ f(x)=x∣x∣ و g(x)=x2 برابر نیستند چون f(−1)=−1=g(−1)=1.
درس دوم: انواع توابع
تابع گویا:f(x)=Q(x)P(x) با Q(x)=0؛ دامنه: همه اعداد حقیقی بهجز ریشههای Q. مثال: f(x)=(x−1)(x−2)2x−1⟹Df=R∖{1,2}.
تابع رادیکالی: برای f(x)=g(x)، شرط دامنه g(x)≥0. مثال: f(x)=3−5x⟹Df=(−∞,53]. برای مجموع دو رادیکال f(x)=g(x)+h(x) باید هر دو شرط همزمان برقرار باشد؛ مثال: f(x)=2x−1+x−3⟹Df=[3,+∞).
توابع ترکیبی (چندضابطهای):f(x)={x−xx≥0x<0 که در واقع همان ∣x∣ است؛ کاربرد در هزینه پستی و نرخهای پلکانی.
جزء صحیح:[x] بزرگترین عدد صحیح کوچکتر یا مساوی x است: [x]≤x<[x]+1. مثال: [3.7]=3، [−2.8]=−3. دامنه R، برد Z. ویژگی: [x+n]=[x]+n برای n صحیح.
آزمون خط عمودی: نمودار یک معادله تابع را نشان میدهد اگر و فقط اگر هر خط عمودی نمودار را حداکثر در یک نقطه قطع کند. مثال: x=y2 تابع نیست چون x=4⇒y=±2.
نکات کنکوری: دامنه ng(x) برای n زوج نیاز به g(x)≥0 دارد، برای n فرد نیازی نیست؛ [x] در اعداد صحیح ناپیوسته است (پرش دارد)؛ تعداد اعداد صحیح در [a,b] برابر [b]−[a]+1 است.
درس سوم: وارون تابع
f−1={(y,x)∣(x,y)∈f}
هشدار: f−1(x)=f(x)1=[f(x)]−1؛ این دو نماد کاملاً متفاوتند.
f−1 خودش تابع است اگر و فقط اگر fیکبهیک باشد: f(x1)=f(x2)⟹x1=x2.
آزمون خط افقی:f یکبهیک است اگر و فقط اگر هر خط افقی نمودار را حداکثر در یک نقطه قطع کند. مثال: f(x)=x2 یکبهیک نیست (f(−2)=f(2)=4)؛ f(x)=x3 یکبهیک است.
خواص وارون:Df−1=Rf، Rf−1=Df، f−1(f(x))=x برای هر x∈Df.
الگوریتم محاسبه وارون: ۱) y=f(x) بنویس، ۲) x را برحسب y بیاب، ۳) جای x,y را عوض کن، ۴) دامنه f−1 را برابر برد f بگذار.
مثال:f(x)=2x+5⟹f−1(x)=2x−5. وارون یک تابع خطی همیشه خودش خطی است.
مثال با ریشه:g:[1,+∞)→[2,+∞)، g(x)=(x−1)2+2؛ چون x≥1 علامت مثبت انتخاب میشود: g−1(x)=1+x−2.
نمودار f−1 قرینه نمودار f نسبت به خط y=x است. اگر f یکبهیک نباشد، با محدود کردن دامنه میتوان یکبهیکی ساخت (مثلاً x2 روی [0,+∞)).
نکات کنکوری: نمودار f و f−1 نسبت به y=x قرینهاند؛ اگر (a,b) روی f باشد، (b,a) روی f−1 است؛ توابع صعودی یا نزولی روی کل دامنه همیشه یکبهیکاند.
ترکیب توابع:(g∘f)(x)=g(f(x))، با دامنه Dg∘f={x∈Df∣f(x)∈Dg}.
مثال:f(x)=x−1 (Df=[1,+∞))، g(x)=x2+3؛ (g∘f)(x)=g(x−1)=x−1+3=x+2 با Dg∘f=[1,+∞)؛ اما (f∘g)(x)=x2+2 با Df∘g=R. نتیجه مهم: f∘g=g∘f — ترکیب جابجاییپذیر نیست.
تفاوت ضرب و ترکیب: برای f(x)=x، g(x)=x2: (f⋅g)(x)=x3 ولی (g∘f)(x)=x2.
روش محاسبه دامنه ترکیب: ابتدا Dg∘f⊆Df، سپس شرط f(x)∈Dg. مثال: f(x)=x−11، g(x)=x؛ (g∘f)(x)=x−11 نیاز به x>1 دارد، پس Dg∘f=(1,+∞).
تجزیه توابع به ترکیب (مهارت مهم): تابع پیچیده را به ترکیب توابع سادهتر بشکن. مثال: h(x)=x2+1=f∘g با g(x)=x2+1 و f(x)=x.
ارتباط ترکیب با وارون: اگر f:A→B و g:B→C هر دو یکبهیک باشند، (g∘f)−1=f−1∘g−1. مثال کاربردی (تبدیل دما): f(x)=95(x−32) (فارنهایت به سانتیگراد)، g(x)=x+273 (سانتیگراد به کلوین)؛ (g∘f)(x)=95x+92297.
نکات کنکوری: Df/g باید صفرهای g را هم حذف کند؛ در محاسبه Dg∘f همیشه از Df شروع کن؛ (f−1∘f)(x)=x آزمونی برای درستی محاسبه وارون است؛ اگر f و g خطی باشند، f∘g هم خطی است.
نمونه تست
پاسخنامهی تحلیلی سهبخشی برای هر سؤال
۱چرا گزینهی درست، درست است
۲چرا هر گزینهی دیگر غلط است
۳تلهی تستیای که باید بشناسی
1. اگر f(x)=cx+dax+b، بهطوری که ad−bc=0 و c=0، آنگاه وارون تابع f در کل دامنه خود کدام است؟
f−1(x)=cx−a−dx+b
f−1(x)=−cx+adx−b
f−1(x)=x
وارون ندارد، زیرا تابع یکبهیک نیست.
پاسخنامهی تحلیلی
«وارون ندارد، زیرا تابع یکبهیک نیست.» درست است. شرط ad−bc=0 باعث میشود f(x)=cx+dax+b به یک تابع ثابت تبدیل شود که یکبهیک نیست.
تلهٔ تستی: شرطِ ad−bc=0 همان شرطی است که تضمین میکند تابعِ همگرافیک ثابت نشود.
2. دامنه تابع f(x)=2−x+⌊x⌋−11 کدام است؟
(−∞,2]∖{1,2}
(−∞,2]∖[1,2)
(−∞,2]∖(1,2)
(−∞,2]∖[1,2]
پاسخنامهی تحلیلی
«(−∞,2]∖[1,2)» درست است. شرط اول: 2−x≥0⇒x≤2. شرط دوم: ⌊x⌋−1=0⇒⌊x⌋=1⇒x∈/[1,2) (زیرا ⌊x⌋=1 برای 1≤x<2).
تلهٔ تستی: نقطهٔ x=2 خودش در [1,2) نیست (چون آن بازه نیمباز است و به 2 نمیرسد)، پس با اینکه نزدیکِ محدودهٔ حذفشده است، همچنان در دامنهٔ نهایی باقی میماند — این مرزِ ظریف رایجترین محلِ خطا در این نوع سؤال است.
3. تابع f با ضابطه f(x)=x−1x−[x] در نظر بگیرید. دامنهٔ طبیعی این تابع کدام است؟
R−{1}
[0,1)∪(1,+∞)
R−Z
R−(Z∪{1})
پاسخنامهی تحلیلی
«R−{1}» درست است. x−⌊x⌋ (بخشِ کسری) برایِ **همهٔ** اعدادِ حقیقی — از جمله اعدادِ منفی — تعریفشده و همیشه در بازهٔ [0,1) است (مثلاً برایِ x=−1.5: ⌊−1.5⌋=−2 و x−⌊x⌋=−1.5−(−2)=0.5، کاملاً معتبر). پس شرطِ رادیکال (x−⌊x⌋≥0) همیشه و برایِ همهٔ x برقرار است و هیچ محدودیتی ایجاد نمیکند. تنها شرطِ واقعی، x=1 (مخرج) است. بنابراین دامنه R∖{1} است.
تلهٔ تستی: تصورِ رایج این است که جزءِ صحیح (و بخشِ کسری) فقط برایِ اعدادِ مثبت یا نامنفی تعریف شدهاند — اما این توابع برایِ *همهٔ* اعدادِ حقیقی، بدونِ استثنا، کاملاً تعریفشدهاند.
4. تابع f با ضابطه f(x)=⌊x⌋ و تابع g با ضابطه g(x)=x2 در نظر بگیرید. اگر دامنه f∘g برابر Df∘g و دامنه g∘f برابر Dg∘f باشد، آنگاه کدام گزینه درست است؟
Df∘g=R−Z و Dg∘f=[−1,1]
Df∘g=R−Z و Dg∘f=R
Df∘g=Z و Dg∘f=R−Z
Df∘g=R و Dg∘f=R
پاسخنامهی تحلیلی
«Df∘g=R و Dg∘f=R» درست است. برای f∘g داریم f(g(x))=⌊x2⌋ که x2 برای همه x∈R تعریف شده و خروجی آن به f داده میشود، پس دامنه R است. برای g∘f داریم g(f(x))=(⌊x⌋)2 که ⌊x⌋ برای همه x∈R تعریف شده است و مربع آن نیز همواره تعریف میشود، پس دامنه R است.
تلهٔ تستی: جزءِ صحیح (⌊⋅⌋) هیچ محدودیتِ دامنهای ایجاد نمیکند — برایِ همهٔ اعدادِ حقیقی (نه فقط اعدادِ صحیح) تعریفشده است؛ تصورِ اینکه ورودیِ جزءِ صحیح باید خودش عددِ صحیح باشد، یک سوءتفاهمِ رایج است.
5. توابع f و g از R به R به صورت f(x)=2x+3 و g(x)=2x−3 تعریف شدهاند. اگر h(x)=(f∘g)(x)+(g∘f)(x) باشد، آنگاه h(5) کدام است؟
15
20
5
10
پاسخنامهی تحلیلی
«10» درست است. (f∘g)(x)=f(g(x))=2(2x−3)+3=x−3+3=x. (g∘f)(x)=g(f(x))=22x+3−3=22x=x. بنابراین h(x)=x+x=2x و h(5)=2×5=10. سایر گزینهها نادرستند: 5 حاصل اشتباه h(x)=x، 15 حاصل اشتباه x+5، و 20 حاصل اشتباه 4x است.
تلهٔ تستی: در این مثالِ خاص، f و g دقیقاً معکوسِ یکدیگرند و هر دو ترکیب به تابعِ همانی (x) ساده میشوند — این را نباید بهعنوانِ یک قاعدهٔ عمومی («h(x)=2x همیشه») برای هر دو تابعِ دلخواه تعمیم داد.
6. تعداد اعداد صحیح m که در بازه [−37,211] قرار دارند و در عین حال شرط [m+1]=[m]+1 را برآورده میکنند، کدام است؟
3
4
1
2
پاسخنامهی تحلیلی
بازه شاملِ اعدادِ صحیحِ −2,−1,0,1,2,3,4,5 است. شرطِ [m+1]=[m]+1=m+1 (چون m صحیح است) نیازمندِ m+1≥0، یعنی m≥−1، است (m=−2 خارج میشود چون رادیکال منفی میشود). بررسیِ باقیماندهها: m=−1: 0=0، [0]=0=m+1=0 ✓. m=0: 1=1، [1]=1=m+1=1 ✓. m=1: 2≈1.41، [⋅]=1=2 ✗. m=2,3,4,5: همگی برقرار نمیشوند (بررسیِ مشابه). پس دقیقاً m=−1 و m=0 شرط را دارند، یعنی تعدادِ 2 عدد.
تلهٔ تستی: مرزِ m=−1 بهراحتی نادیده گرفته میشود چون رادیکالِ m+1 در آن به مقدارِ 0 (نه منفی) میرسد و شرط را برآورده میکند — بسیاری فقط از m=0 به بعد را بررسی میکنند و این ریشه را از قلم میاندازند.
7. اگر f(x)={x2−xx≥0x<0 و g(x)=x∣x∣ باشد، کدام گزینه در مورد وارونپذیری توابع h=f∘f و k=g∘g در دامنهی طبیعیشان درست است؟
هر دو تابع h و k یکبهیک هستند.
h یکبهیک است ولی k یکبهیک نیست.
k یکبهیک است ولی h یکبهیک نیست.
هیچکدام یکبهیک نیستند.
پاسخنامهی تحلیلی
«k یکبهیک است ولی h یکبهیک نیست.» درست است. f(x)=x2 برای x≥0 و f(x)=−x برای x<0 (توجه: این با ∣x∣ یکی نیست، چون برایِ x≥0 ضابطه x2 است نه x).
برای h=f∘f: اگر x≥0، f(x)=x2≥0، پس h(x)=f(x2)=(x2)2=x4. اگر x<0، f(x)=−x>0، پس h(x)=f(−x)=(−x)2=x2. چون h(−1)=(−1)2=1 و h(1)=14=1 با −1=1، تابعِ h یکبهیک **نیست**.
برای k=g∘g با g(x)=x∣x∣: خودِ g اکیداً صعودی (پس یکبهیک) است، و ترکیبِ دو تابعِ یکبهیک همیشه یکبهیک است، پس k یکبهیک **است**.
پس «k یکبهیک است ولی h یکبهیک نیست» درست است.
تلهٔ تستی: g(x)=x∣x∣ اغلب با ∣x∣ یا x2 اشتباه گرفته میشود، درحالیکه برخلافِ آن دو، g کاملاً یکبهیک (اکیداً صعودی رویِ کلِ R) است؛ این تفاوتِ ظریف دقیقاً همان چیزی است که این سؤال میآزماید.
8. تابع f(x)=cx+dax+b با ad−bc=0 و g(x)=cx−a−dx+b در نظر بگیرید. اگر h=f∘g باشد، مقدار h(h(x)) برای هر x در دامنهی تعریف h کدام است؟
xad−bc
x
−x
x1
پاسخنامهی تحلیلی
فرمولِ g(x)=cx−a−dx+b دقیقاً همان فرمولِ کلیِ وارونِ f است، یعنی g=f−1. بنابراین h=f∘g=f∘f−1=Id (تابعِ همانی)، یعنی h(x)=x برایِ هر x در دامنهٔ تعریف. پس h(h(x))=h(x)=x.
تلهٔ تستی: بهجایِ محاسبهٔ صریحِ ترکیبِ f∘g که پیچیده بهنظر میرسد، تشخیصِ اینکه g دقیقاً فرمولِ استانداردِ وارونِ f است، بلافاصله نتیجه میدهد که ترکیب برابرِ تابعِ همانی است.
9. دامنه تابع f(x)=x2−4x+4x−2 کدام است؟
[2,+∞)
(2,+∞)
R∖{2}
R∖(−∞,2]
پاسخنامهی تحلیلی
«(2,+∞)»درست است. شرط رادیکال: x−2≥0⇒x≥2. شرط مخرج: x2−4x+4=(x−2)2=0⇒x=2. اشتراک دو شرط برابر (2,+∞) میشود.
تلهٔ تستی: مخرجِ (x−2)2 در واقع همان نقطهٔ x=2 را حذف میکند که شرطِ رادیکال هم بهعنوانِ کرانِ پایین معرفی کرده بود — این دو شرط رویِ یک نقطهٔ مشترک همپوشانی دارند و نتیجه یک بازهٔ کاملاً *باز* است، نه نیمهباز.
10. اگر f(x)=x و g(x)=x2 باشد، کدام گزینه در مورد (f∘g)(x) و (g∘f)(x) صحیح است؟
(f∘g)(x)=(g∘f)(x)=x فقط برای x≥0
(f∘g)(x)=x برای x≥0 و (g∘f)(x)=x برای x≥0
(f∘g)(x)=∣x∣ برای x∈R و (g∘f)(x)=x برای x≥0
(f∘g)(x)=x برای x∈R و (g∘f)(x)=x برای x∈R
پاسخنامهی تحلیلی
«(f∘g)(x)=∣x∣ برای x∈R و (g∘f)(x)=x برای x≥0» درست است. (f∘g)(x)=x2=∣x∣ با دامنه R. (g∘f)(x)=(x)2=x اما دامنه آن Df=[0,+∞) است؛ بنابراین فقط برای x≥0 تعریف میشود. سایر گزینهها دامنهها و ضابطهها را نادرست بیان کردهاند.
تلهٔ تستی: x2 همیشه با x برابر نیست — این عبارت همواره برابرِ ∣x∣ است، درحالیکه (x)2 (با ترتیبِ برعکس) واقعاً x میشود، اما فقط رویِ دامنهٔ x≥0.