بخشی از بانک سؤال طبقهبندیشدهی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبتنام
خلاصهی درسنامه
این خلاصهی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همهی نکتهها، مثالهای حلشده و جمعبندی، با ثبتنام رایگان در دسترست قرار میگیرد.
درس اول: تبدیل نمودار توابع
انتقال عمودی: اگر g(x)=f(x)+k، نقطه (x0,y0) روی f به (x0,y0+k) روی g میرود. اگر k>0 نمودار k واحد بالا، اگر k<0 نمودار ∣k∣ واحد پایین میرود.
انتقال افقی: اگر h(x)=f(x+k)، نقطه متناظر (x0−k,y0) است. اگر k>0 نمودار k واحد به چپ، اگر k<0، ∣k∣ واحد به راست منتقل میشود.
نکته دامنه/برد: در انتقال عمودی دامنه ثابت میماند و برد جابهجا میشود؛ در انتقال افقی برد ثابت میماند و دامنه جابهجا میشود.
انبساط/انقباض عمودی:g(x)=k⋅f(x)؛ نقطه متناظر (x0,ky0). برای k>1 انبساط عمودی، برای 0<k<1 انقباض عمودی، برای k=−1 قرینه نسبت به محور x. مثال روی سینوس: y=sinx برد [−1,1]؛ y=3sinx برد [−3,3]؛ y=21sinx برد [−21,21].
انبساط/انقباض افقی:g(x)=f(kx)؛ نقطه متناظر (kx0,y0). برای k>1 انقباض افقی، برای 0<k<1 انبساط افقی. مثال: sinx→sin2x دوره تناوب از 2π به π کاهش مییابد. قرینه نسبت به محور y: y=f(−x).
ترکیب تبدیلها — مهمترین حالت کنکوری:g(x)=f(kx+b)=f(k(x+kb))؛ روش صحیح: اول انبساط/انقباض افقی با ضریب k1، سپس انتقال kb واحد به چپ. اگر (x0,y0) روی f باشد، نقطه متناظر روی g برابر (kx0−b,y0) است.
دام رایج کنکور: رسم اشتباه رایج این است که ابتدا f(kx) کشیده شود و بعد انتقال اعمال شود — ترتیب تبدیلهای افقی اهمیت دارد و باید طبق فرمول بالا عمل کرد.
جدول خلاصه انتقالها:
تبدیل
جهت
f(x)+k، k>0
بالا
f(x)+k، k<0
پایین
f(x+k)، k>0
چپ
f(x+k)، k<0
راست
قرینه نسبت به محور x: −f(x)؛ نسبت به محور y: f(−x)؛ نسبت به مبدأ: −f(−x).
خلاصه کامل: برای y=k1⋅f(k2x+b)+c: ۱) انبساط/انقباض افقی با ضریب k21، ۲) انتقال k2b واحد افقی، ۳) انبساط/انقباض عمودی با ضریب ∣k1∣، ۴) اگر k1<0 قرینه نسبت به x، ۵) انتقال c واحد عمودی.
درس دوم: تابع چندجملهای و تابع درجه سوم
f(x)=anxn+an−1xn−1+⋯+a1x+a0(an=0)
تابع چندجملهای از درجه n نامیده میشود. تابع f(x)=0 درجه تعریفنشده دارد.
تابع پایه f(x)=x3: دامنه و برد R؛ تابع فرد (f(−x)=−f(x))؛ در تمام R اکیداً صعودی است؛ چون اکیداً یکنواست وارونپذیر است و f−1(x)=3x.
تبدیل y=(x−h)3+k:h انتقال افقی، k انتقال عمودی؛ نقطه عطف در (h,k). مثال: f(x)=(x−2)3+1 نمودار x3 را ۲ واحد راست و ۱ واحد بالا میبرد؛ وارون آن f−1(x)=3x−1+2.
شکل کلی درجه سوم (فراتر از کتاب):f(x)=ax3+bx2+cx+d؛ اگر a>0 کلاً صعودی است، اگر a<0 کلاً نزولی؛ تعداد ریشه حقیقی یک، دو یا سه (حداقل یکی همیشه هست)؛ نمودار نسبت به نقطه عطف خودش متقارن است.
مقایسه x2 و x3 در [0,2]: در بازه (0,1): x3<x2؛ در x=1 برابرند؛ در (1,2): x3>x2.
درس سوم: توابع یکنوا
f در Aصعودی است اگر a<b⇒f(a)≤f(b)؛ نزولی اگر f(a)≥f(b)؛ اکیداً صعودی/نزولی اگر نامساوی اکید باشد (< یا >).
اکیداً صعودی ⇒ صعودی، ولی عکس آن درست نیست: تابع ثابت صعودی است ولی اکیداً صعودی نیست.
قضیه مهم: اگر f در دامنهاش اکیداً یکنوا باشد، وارونپذیر است (چون f(a)=f(b)⇒a=b).
قضیه (فراتر از کتاب): اگر f و g در یک بازه اکیداً صعودی باشند، f+g هم اکیداً صعودی است؛ درباره f−g نمیتوان نتیجه قطعی گرفت.
کاربرد در نامعادلات: اگر f اکیداً صعودی باشد: f(a)≤f(b)⟺a≤b. مثال: حل log(x+1)≤log(2x−3) با شرط دامنه x>23، از اکیداً صعودی بودن لگاریتم: x+1≤2x−3⟹x≥4.
مثال دوم: حل (23x−2)3≤641=(41)3. چون f(t)=t3 اکیداً صعودی است: 23x−2≤41⟹x≤65.
نکات کنکوری یکنوایی: اکیداً صعودی همیشه وارونپذیر است؛ در نامعادله f(A)≤f(B) با f اکیداً نزولی، جهت برعکس میشود (A≥B)؛ بازه یکنوایی معمولاً باید خودت پیدا کنی.
درس چهارم: تقسیم و بخشپذیری چندجملهایها
قضیه تقسیم: برای چندجملهایهای f(x) و p(x) با degp>0، چندجملهایهای منحصربهفرد q(x) و r(x) وجود دارند که:
f(x)=p(x)⋅q(x)+r(x),r(x)=0 یا deg(r)<deg(p)
قضیه باقیمانده: باقیمانده تقسیم f(x) بر (ax+b) برابر f(−ab) است. مثال: باقیمانده f(x)=x3+x−2 بر 2x+1: r=f(−21)=−821.
قضیه ریشه:f(a)=0⟺(x−a) عامل f(x) است، یعنی f بر (x−a) بخشپذیر است اگر و فقط اگر a ریشه f باشد.
اتحادهای بخشپذیری مهم:
xn−an=(x−a)(xn−1+axn−2+⋯+an−1)(همیشه، هر n)
xn+an=(x+a)(xn−1−axn−2+⋯+an−1)(n فرد)
برای n زوج، xn−an هم بر (x+a) بخشپذیر است. مثال: x4−16=(x+2)(x−2)(x2+4).
مثال کاربردی روابط ویته-مانند: برای f(x)=x3+ax2+bx+1 که بر (x−2) و (x+1) بخشپذیر است: از f(2)=0 و f(−1)=0 دستگاه دومعادلهای حل میشود و a=b=−23 بهدست میآید.
نکات کنکوری: باقیمانده تقسیم بر (ax+b) برابر f(−b/a) است، نه f(b)؛ درجه باقیمانده همیشه از درجه مقسومعلیه کمتر است؛ برای اثبات بخشپذیری بر (x−a) کافی است f(a)=0 نشان داده شود.
1. اگر f(x)=x3 باشد، کدام یک از توابع زیر در تمام دامنه خود **وارونپذیر** نیست؟
m(x)=(x−1)2
g(x)=(x−2)3+1
h(x)=2x3−1
k(x)=−x3
پاسخنامهی تحلیلی
**الف) چرا m(x)=(x−1)2 درست است:** سؤال تابعِ **وارونناپذیر** را میخواهد. تابعِ m(x)=(x−1)2 در x<1 نزولی و در x>1 صعودی است، پس اکیداً یکنوا نیست؛ مثلاً m(0)=m(2)=1، یعنی دو ورودیِ متمایز یک خروجی میدهند و تابع یکبهیک نیست. پس رویِ کلِ دامنهاش (R) وارونپذیر نیست.
**ب) ردِ گزینههای غلط:** g(x)=(x−2)3+1 فقط انتقالِ افقی و عمودیِ x3 است و انتقال، یکنواییِ اکید را از بین نمیبرد، پس اکیداً صعودی و وارونپذیر است. h(x)=2x3−1 با ضریبِ مثبتِ 2 اکیداً صعودی است. k(x)=−x3 با ضریبِ منفی اکیداً **نزولی** است — نزولیبودن مانعِ وارونپذیری نیست، بلکه خودش یک نوع یکنواییِ اکید است و وارونِ k برابرِ −3x است.
**ج) تلهٔ تستی:** «نزولی» را با «وارونناپذیر» یکی نگیرید؛ ملاکِ وارونپذیری **اکیداً یکنوا بودن** است، چه صعودی چه نزولی. تنها گزینهای که یکنوا نیست، همان توانِ **زوج** ((x−1)2) است.
2. اگر f(x)=(x−1)3+2 باشد، ضابطهٔ وارون تابع f، یعنی f−1(x)، کدام است؟
f−1(x)=3x+1−2
f−1(x)=3x−2+1
f−1(x)=3x+2−1
f−1(x)=3x−1+2
پاسخنامهی تحلیلی
«f−1(x)=3x−2+1» درست است زیرا برای یافتن وارون، y=(x−1)3+2 را به x=(y−1)3+2 تبدیل میکنیم، سپس با جابجایی متغیرها و حل معادله، f−1(x)=3x−2+1 به دست میآید. سایر گزینهها از اشتباه در انتقال علامت k و h در فرمول y=(x−h)3+k یا خطا در محاسبهٔ ریشهٔ سوم ناشی شدهاند.
**تلهٔ تستی:** باید ابتدا y=(x−1)3+2 برایِ x حل شود (بهصورتِ x=3y−2+1)، سپس x و y جابهجا شوند؛ ترتیبِ صحیحِ عملیاتِ معکوس (اول تفریقِ 2، بعد ریشهٔ سوم، بعد جمعِ 1) باید دقیقاً رعایت شود.
3. باقیماندهٔ تقسیم x2025+2x1012+1 بر x2+x کدام است؟
−x+1
−2x+1
x+1
2x+1
پاسخنامهی تحلیلی
«−x+1» درست است. مقسومعلیه x2+x=x(x+1) است. باقیمانده R(x)=ax+b است. از R(0)=f(0)=1 و R(−1)=f(−1)=(−1)2025+2(−1)1012+1=−1+2+1=2، دستگاه b=1 و −a+b=2 حل میشود: a=−1, b=1. پس R(x)=−x+1. سایر گزینهها با جایگذاری ریشهها نادرستیشان ثابت میشود.
**تلهٔ تستی:** باید مقدارِ تابع را در هر دو ریشهٔ مقسومعلیه (x=0 و x=−1) جداگانه محاسبه و سپس دستگاهِ دومعادلهای حل کرد؛ فقط یک ریشه کافی نیست.
4. چندجملهای P(x)=x3+ax2−7x+b بر (x−2) بخشپذیر است. اگر باقیماندهٔ تقسیم P(x) بر (x+1) برابرِ 9 باشد، a−b کدام است؟
4
−1
−7
−4
پاسخنامهی تحلیلی
**الف) چرا −1 درست است:** از بخشپذیری بر (x−2): P(2)=8+4a−14+b=4a+b−6=0⇒4a+b=6. از باقیماندهٔ 9 بر (x+1): P(−1)=−1+a+7+b=a+b+6=9⇒a+b=3. تفریقِ دو معادله: 3a=3⇒a=1، پس b=2. نهایتاً a−b=1−2=−1.
**ب) رد گزینههای غلط:** «−7»، «−4» و «4» از خطای علامت در تفریقِ دو معادلهٔ خطی یا محاسبهٔ نادرستِ P(−1) ناشی میشوند.
**ج) تلهٔ تستی:** باید بینِ «P(x) بر (x−2) بخشپذیر است» (یعنی P(2)=0) و «باقیماندهٔ تقسیم بر (x+1) برابرِ 9 است» (یعنی P(−1)=9، **نه صفر**) تمایز قائل شد؛ خلطِ این دو نوع شرط، معادلهٔ دوم را اشتباه میسازد.
5. باقیمانده تقسیم P(x)=(x2+x+1)10 بر (x−1)2 کدام است؟
310⋅x−310
9⋅39x−310
10⋅310x−9⋅310
10⋅39x+(310−10⋅39)
پاسخنامهی تحلیلی
**الف) چرا 10⋅310x−9⋅310 درست است:** باقیماندهٔ تقسیم بر (x−1)2 چندجملهای درجهیکِ ax+b است. چون x=1 ریشهٔ مضاعفِ مقسومعلیه است، هم P(1) و هم مشتقِ P در x=1 باید با مقادیرِ متناظرِ باقیمانده برابر باشند: P(1)=a+b و P′(1)=a. داریم P(1)=(1+1+1)10=310. برای P′(1): P′(x)=10(x2+x+1)9(2x+1)، پس P′(1)=10⋅39⋅3=10⋅310. پس a=10⋅310 و b=P(1)−a=310−10⋅310=−9⋅310. باقیمانده: 10⋅310x−9⋅310.
**ب) رد گزینههای غلط:** «10⋅39x+(310−10⋅39)» از فراموشکردنِ ضریبِ (2x+1)=3 در قاعدهٔ زنجیرهای هنگام محاسبهٔ P′(1) ناشی میشود (فقط 10⋅39 محاسبه شده، بدون ضرب در 3). «310x−310» ضریبِ a را با مقدارِ P(1) اشتباه گرفته. «9⋅39x−310» از خلطِ ضرایبِ 9 و 10 در محاسبهٔ a و b با یکدیگر ناشی میشود.
**ج) تلهٔ تستی:** برای باقیماندهٔ تقسیم بر توانِ دومِ (x−a)2، بهکاربردنِ **فقط** P(a) کافی نیست — باید مشتق هم محاسبه شود؛ فراموشکردنِ ضریبِ زنجیرهای در مشتقِ توابعِ مرکب (اینجا (2x+1)) رایجترین خطای محاسباتی در این نوع سؤال است.
6. تابع f(x)=x3+3x2−2 را در نظر بگیرید. اگر g(x) تابعی باشد که از اعمال تبدیلهای زیر بر روی f(x) به دست آمده باشد: ابتدا انتقال ۱ واحد به راست، سپس انقباض افقی با ضریب 21 و در نهایت انبساط عمودی با ضریب ۳، آنگاه ضابطه g(x) کدام است؟
g(x)=3f(2x−1)
g(x)=3f(2x+1)
g(x)=3f(2x)−1
g(x)=3f(2x−2)
پاسخنامهی تحلیلی
**الف) چرا 3f(2x−1) درست است:** تبدیلها را به همان ترتیبِ گفتهشده رویِ نمودار اعمال میکنیم.
۱) انتقالِ 1 واحد به راست: y1(x)=f(x−1).
۲) انقباضِ افقی با ضریبِ 21 (یعنی هر طولِ x نصف میشود، پس x→2x): y2(x)=y1(2x)=f(2x−1).
۳) انبساطِ عمودی با ضریبِ 3: y3(x)=3y2(x)=3f(2x−1).
**وارسیِ مستقل (ردیابیِ یک نقطه):** نقطهٔ (0,f(0))=(0,−2) رویِ f را دنبال میکنیم. پس از انتقال به راست میشود (1,−2)؛ پس از انقباضِ افقی طولش نصف میشود: (21,−2)؛ پس از انبساطِ عمودی: (21,−6). حال گزینهٔ 3f(2x−1) را در x=21 بیازمایید: 3f(2⋅21−1)=3f(0)=3(−2)=−6 ✓. اما 3f(2x−2) در x=21 میدهد 3f(−1)=3(−1+3−2)=0=−6 ✗.
**ب) ردِ گزینههای غلط:** 3f(2x−2) نتیجهٔ ترتیبِ **معکوس** است (اول انقباض، بعد انتقال به راست)، که با صورتِ سؤال نمیخواند. 3f(2x+1) انتقال را به **چپ** گرفته است. 3f(2x)−1 انتقالِ افقی را با انتقالِ عمودیِ −1 اشتباه گرفته و انبساطِ عمودی را فقط رویِ بخشی از عبارت اعمال کرده است.
**ج) تلهٔ تستی:** وقتی انتقالِ افقی **قبل** از تغییرِ مقیاسِ افقی انجام میشود، عددِ انتقال در ضریبِ مقیاس ضرب **نمیشود** (f(2x−1))؛ ضربشدن (f(2x−2)) فقط وقتی رخ میدهد که ترتیب برعکس باشد. تشخیصِ این ترتیب کلِ سؤال است.
7. نمودار تابع f(x)=sinx را 6π واحد به سمت چپ و سپس 2 واحد به سمت پایین منتقل میکنیم. اگر تابع حاصل را g(x) بنامیم، حاصل g(6π) کدام است؟
−23−2
21−2
23−2
−21−2
پاسخنامهی تحلیلی
**الف) چرا 23−2 درست است:** انتقالِ 6π واحد به چپ یعنی x→x+6π و انتقالِ 2 واحد به پایین یعنی کمکردنِ 2؛ پس
g(x)=sin(x+6π)−2
حال x=6π را جایگذاری میکنیم: g(6π)=sin(6π+6π)−2=sin3π−2=23−2.
**وارسیِ مستقل:** 3π=60∘ و sin60∘=23≈0.866، پس g(6π)≈−1.134. بردِ تابعِ g بازهٔ [−3,−1] است و −1.134 درونِ آن قرار دارد ✓.
**ب) ردِ گزینههای غلط:** 21−2 حاصلِ فراموشکردنِ انتقال و محاسبهٔ sin6π−2 است. −21−2 از انتقال به **راست** (sin(x−6π) در x=6π برابرِ 0 میشود، نه −21) یا از خطا در ربعِ زاویه ناشی میشود. −23−2 علامتِ سینوس را منفی گرفته، حال آنکه 3π در ربعِ **اول** است و سینوسش مثبت است.
**ج) تلهٔ تستی:** انتقال به **چپ** با x+h (نه x−h) نوشته میشود؛ عکسکردنِ این علامت رایجترین خطاست. همچنین انتقالِ عمودی هیچ اثری رویِ آرگومانِ سینوس ندارد و فقط در انتها کم میشود.
8. اگر f(x)=x3+ax2+bx+1 بر (x−2) و (x+1) بخشپذیر باشد، آنگاه مقدار a−b کدام است؟
23
−23
−3
0
پاسخنامهی تحلیلی
**الف) چرا 0 درست است:** شرطِ بخشپذیری بر (x−2): f(2)=8+4a+2b+1=0⇒4a+2b=−9. شرطِ بخشپذیری بر (x+1): f(−1)=−1+a−b+1=0⇒a−b=0، یعنی a=b.
پس مستقیماً a−b=0. (اگر بخواهیم خودِ a و b را هم بیابیم: 4a+2a=−9⇒a=b=−23.)
**وارسیِ مستقل:** با a=b=−23 داریم f(x)=x3−23x2−23x+1. بررسی: f(2)=8−6−3+1=0 ✓ و f(−1)=−1−23+23+1=0 ✓.
**ب) ردِ گزینههای غلط:** −23 همان مقدارِ a (یا b) است، نه a−b. 23 قرینهٔ همان مقدار است. −3 حاصلِ a+b است، نه a−b.
**ج) تلهٔ تستی:** معادلهٔ f(−1)=0 خودش مستقیماً a−b را میدهد و نیازی به حلِ کاملِ دستگاه نیست؛ دنبالِ خودِ a و b رفتن، وقتِ اضافی میبرد و راهِ خطا را باز میکند.
9. تابع f(x)=x4−2x2+1 را در نظر بگیرید. چند مقدار مختلف k حقیقی وجود دارد که تابع g(x)=f(x+k) بر (x−2) بخشپذیر باشد؟
۱
۲
۳
۴
پاسخنامهی تحلیلی
گزینه «۲» درست است. شرط بخشپذیری g(x) بر (x−2) این است که g(2)=f(2+k)=0. داریم f(x)=(x2−1)2، بنابراین f(2+k)=((2+k)2−1)2=0 که به (2+k)2=1 منجر میشود. این معادله دو ریشه k=−1 و k=−3 دارد. بنابراین دقیقاً ۲ مقدار برای k وجود دارد.
**تلهٔ تستی:** شرطِ بخشپذیری معادل با f(2+k)=0 است که یک معادلهٔ درجهچهار در k میدهد و میتواند چند جواب داشته باشد؛ نباید فرض کرد فقط یک مقدارِ k جواب میدهد.
10. تابع f(x)=x3+1 را در نظر بگیرید. اگر g(x)=f(3−2x) باشد، ضابطهٔ وارونِ تابع g کدام است؟
g−1(x)=2−3+3x−1
g−1(x)=2−3−3x−1
g−1(x)=23−3x−1
g−1(x)=23+3x−1
پاسخنامهی تحلیلی
**الف) چرا g−1(x)=23−3x−1 درست است:** ابتدا ضابطهٔ g را مینویسیم: g(x)=f(3−2x)=(3−2x)3+1.
برایِ وارون، y=(3−2x)3+1 را برایِ x حل میکنیم:
y−1=(3−2x)3⇒3y−1=3−2x⇒2x=3−3y−1⇒x=23−3y−1
با جابهجاییِ نامها: g−1(x)=23−3x−1.
**وارسیِ مستقل (آزمونِ عددی):** g(1)=(3−2)3+1=2. پس باید g−1(2)=1 باشد: 23−32−1=23−1=1 ✓. یک آزمونِ دوم: g(0)=27+1=28 و 23−327=23−3=0 ✓.
**ب) ردِ گزینههای غلط:** 23+3x−1 علامتِ ریشهٔ سوم را مثبت گرفته؛ آزمونِ x=2 میدهد 23+1=2، ولی g(2)=(−1)3+1=0=2 ✗. 2−3+3x−1 و 2−3−3x−1 علامتِ عددِ 3 را وارونه کردهاند؛ در x=2 بهترتیب −1 و −2 میدهند که هیچکدام با g(1)=2 سازگار نیست.
**ج) تلهٔ تستی:** چون ضریبِ x در آرگومان **منفی** است (−2)، در گامِ آخر باید بر −2 تقسیم شود و این علامتها را جابهجا میکند؛ نوشتنِ مستقیمِ 23x−1−3 (بدونِ توجه به منفیبودنِ ضریب) رایجترین خطاست.