مهبانگ و پیدایش عنصرها
طبق نظریهٔ مهبانگ، جهان با انفجاری عظیم آغاز شد و در دماهای بسیار بالای لحظات اولیه، تنها ذرات زیراتمی (الکترون، پروتون، نوترون) وجود داشتند: . با کاهش دما، این ذرات به هستهٔ هیدروژن و هلیم تبدیل شدند: مسیر کامل پیدایش عنصرها اینگونه است — مهبانگ ← ذرات زیراتمی ← هیدروژن و هلیم ← سحابی گازی ← ستارهها ← واکنشهای هستهای ← عنصرهای سنگینتر ← انفجار ابرنواختر ← پراکندگی عنصرها در فضا. ستارهها «کارخانهٔ تولید عنصر» نام دارند: در دل آنها واکنشهای هستهای عنصرهای سنگینتر را میسازند، و عنصرهای سنگینتر از آهن تنها در انفجار ابرنواختری پدید میآیند. هیدروژن و هلیم نزدیک به ۹۸٪ جرم کیهان را تشکیل میدهند، اما هلیم روی زمین کمیاب است چون گرانش زمین نمیتواند این گاز سبک را نگه دارد. همین تفاوت گرانشی توضیح میدهد چرا مشتری عمدتاً از و انباشته شده، در حالیکه زمین از عنصرهای سنگینتری مانند اکسیژن، سیلیسیم، آهن و منیزیم ساخته شده است — گازهای سبک از گرانش کمتر زمین گریختهاند و تنها عنصرهای سنگینتر ماندگار شدهاند.
ساختار اتم، ایزوتوپها و جرم اتمی
هر اتم با نماد نشان داده میشود که در آن (عدد اتمی) تعداد پروتونها، (عدد جرمی) مجموع پروتون و نوترون، و عدد نوترونی است؛ برای آهن-۵۶: . عدد اتمی هویت عنصر را تعیین میکند؛ اگر تغییر کند، عنصر عوض میشود. ایزوتوپها اتمهایی از یک عنصرند که یکسان اما (و در نتیجه ) متفاوت دارند؛ خواص شیمیاییشان (وابسته به ) یکسان است، خواص فیزیکیِ وابسته به جرم (مثل چگالی) و جایگاهشان در جدول تناوبی یکسان است اما فقط جرم و برخی خواص فیزیکی فرق دارد. ایزوتوپها یا پایدارند (هستهٔ سالم، مثل کربن-۱۲) یا رادیوایزوتوپ (ناپایدار، با گذشت زمان با گسیل پرتو متلاشی میشوند، مانند کربن-۱۴ که در تعیین سن اشیاء باستانی کاربرد دارد). برای نمونه هیدروژن هفت ایزوتوپ شناختهشده دارد که پنجتای آنها رادیوایزوتوپاند، و اورانیم-۲۳۵ در اورانیم طبیعی تنها ۰.۷۲٪ فراوانی دارد؛ فرایند «غنیسازی» این درصد را برای مصارف نیروگاهی (۳ تا ۵٪)، پژوهشی (نزدیک ۲۰٪) یا نظامی (بیش از ۹۰٪) بالا میبرد.
جرم هر ایزوتوپ بر حسب یکای جرم اتمی (، یکدوازدهم جرم کربن-۱۲) سنجیده میشود؛ جرم الکترون در برابر پروتون و نوترون آنقدر کوچک است که در محاسبات جرم اتمی نادیده گرفته میشود. چون عنصرها در طبیعت مخلوطی از ایزوتوپهایند، جرم اتمیِ نوشتهشده در جدول تناوبی میانگین وزنی جرم ایزوتوپهاست: ، که درصد فراوانی هر ایزوتوپ است. برای نمونه جرم اتمی میانگین کلر از ترکیب ۷۵.۷۷٪ کلر-۳۵ و ۲۴.۲۳٪ کلر-۳۷ برابر ۳۵.۴۹ به دست میآید — به همین دلیل جرم اتمی در جدول تناوبی عددی صحیح نیست.
مول و عدد آووگادرو
یک مول از هر ماده برابر ذره (اتم، مولکول یا یون) از آن ماده است — مفهومی مشابه «شانه» برای شمارش گروهی بهجای شمارش تکتک تخممرغ. رابطهٔ کلیدی جرم مولی: ، و تعداد ذرات: . جرم مولی (بر حسب g/mol) عدداً با جرم اتمی میانگین (بر حسب amu) برابر است؛ مثلاً ۳۶ گرم گرافیت خالص ( g/mol) برابر با ۳ مول و اتم کربن است، و اتم مس معادل نیم مول و ۳۱.۷۵ گرم است.
جدول تناوبی
جدول تناوبی ۱۱۸ عنصر شناختهشده را در ۷ دوره (ردیف افقی، عنصرها بر اساس افزایش چیده شدهاند) و ۱۸ گروه (ستون عمودی، عنصرها خواص شیمیایی مشابه دارند) سازمان میدهد. برای هر عنصر معمولاً نماد شیمیایی، عدد اتمی، جرم اتمی میانگین و نام آن آورده میشود. عنصرها بسته به زیرلایهٔ در حال پرشدنشان به چهار دستهٔ ، ، و تقسیم میشوند.
نور، طیف و مدل بور
نور پرتوی الکترومغناطیسی است که با خود انرژی حمل میکند: ، با رابطهٔ میان سرعت نور، بسامد و طول موج. در طیف الکترومغناطیسی از امواج رادیویی تا پرتو گاما، طول موج کاهش و انرژی افزایش مییابد؛ در نور مرئی نیز هرچه طول موج کوتاهتر باشد (بنفش در برابر قرمز)، انرژی فوتون بیشتر است. طیف پیوسته همهٔ طولموجها را دربردارد (مانند نور سفید خورشید)، اما طیف خطی (نشری) هر عنصر — مانند اثر انگشت — منحصربهفرد است و مبنای طیفسنجی برای شناسایی عنصرهاست؛ برای نمونه شعلهٔ سدیم زرد، پتاسیم بنفش، مس سبز و لیتیم قرمز رنگ است.
نیلز بور در سال ۱۹۲۲ مدلی ارائه داد که در آن الکترونها در لایههای معین با انرژی مشخص و کوانتیده (گسسته، نه پیوسته) حرکت میکنند؛ جذب انرژی الکترون را به لایهٔ بالاتر برانگیخته و بازگشت آن به لایهٔ پایینتر فوتونی با طولموج مشخص گسیل میکند (). حداکثر الکترون هر لایهٔ برابر است. هر لایه از زیرلایههای (متناظر با ) با گنجایش ترتیبی تشکیل شده که فرمول کلی آن است.
آرایش الکترونی
الکترونها طبق قاعدهٔ آفبا به ترتیب افزایش انرژی زیرلایهها () پر میشوند. برای عنصرهای دستهٔ و ، شمارهٔ دوره برابر بزرگترین در آرایش الکترونی و شمارهٔ گروه برابر تعداد الکترونهای لایهٔ ظرفیت است؛ برای دستهٔ ، شمارهٔ گروه از مجموع الکترونهای به دست میآید (مثلاً آهن با آرایش در گروه ۸ جای میگیرد). استثناهای مهم کروم و مساند: به دلیل پایداری ویژهٔ زیرلایهٔ نیمهپر () یا کاملاً پر ()، یک الکترون از به منتقل میشود (، نه ؛ ).
پیوند یونی و کووالانسی
اتمها طبق قانون هشتتایی تمایل دارند با از دست دادن، گرفتن یا اشتراکگذاری الکترون به آرایش گاز نجیب (۸ الکترون در لایهٔ ظرفیت) برسند (استثنا: هلیم فقط با ۲ الکترون). فلزها با ۱ تا ۳ الکترون ظرفیت کاتیون و نافلزها با ۵ تا ۷ الکترون آنیون میسازند؛ نیمهفلزها معمولاً الکترون به اشتراک میگذارند و گازهای نجیب با ۸ الکترون واکنش نمیدهند. نیروی جاذبهٔ الکتروستاتیک بین کاتیون و آنیون پیوند یونی را میسازد (مثال: و که به میانجامد)، و در ترکیب یونی مجموع بارهای مثبت و منفی همواره صفر است — برای همین ترکیب آلومینیم و اکسیژن به فرمول میرسد. وقتی دو اتم نافلز الکترون به اشتراک میگذارند تا هر دو به آرایش هشتتایی برسند، پیوند اشتراکی (کووالانسی) شکل میگیرد؛ نمونهٔ کلاسیک آن مولکول است که هر اتم کلر با یک الکترون مشترک به آرایش پایدار میرسد. آرایش نقطهای لوویس، ابداع گیلبرت نیوتن لوویس، روشی برای نمایش الکترونهای ظرفیت دور نماد شیمیایی هر عنصر است و پایهٔ رسم ساختار مولکولهاست.